تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

عید غدیر خم مبارک-بکگران-پول برره-ویدیو موزیک-طوفان-خرناس بی مزه-کوکا کولا مسابقه و...

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

عید غدیر خم بر تمام شیعیان جهان مبارک بادparty

مباركمباركمباركمباركمبارك

 

هدیه های ایندفعه!!!!!!!

رو هر عکس که می خواهید کلیک کنید بزرگ میشه!!!

 کلیک کن بزرگ میشه!!!

کلیک کن بزرگ میشه!!!

کلیک کن بزرگ میشه!!

کلیک کن برگ میشه!

کلیک کن بزرگ میشه!

 بهنوش بختیاری(لیلون)

 

 

           سینما و تلویزیون

 
اين مصاحبه چگونه در دوماه داغ و داغ تر شد؟
وقايع نگاري يك جنجال
منبع:روزنامه همشهری
023394.jpg
023400.jpg
احسان ناظم بكايي

چهارشنبه 4 آبان
پرونده برره شكل مي گيرد

شب هاي برره گرفته است و تلفات مي دهد! قرار مي شود يك موضوع ويژة شش صفحه اي دربارة برره برويم. با ابوالفضل زرويي نصرآباد مصاحبه مي كنيم. او از كار خوشش آمده. هر چند به نظر مي آيد به دليل مشغلة زياد، مشتري پروپا قرص برره نيست؛ چون جواب هايش كلي است. صالح علاءهم خيلي مديري را تحويل مي گيرد و به او لقب آرش كمانگير مي دهد. چند تا اظهار نظر و بخشي از بيانية سازندگان برره در دفاع از خودشان هم، بخشي ديگر از اين موضوع ويژه است. ولي بدنة اصلي پرونده، مصاحبه امير قادري با داريوش كاردان است. مصاحبه اي كه به دليل كمبود جا و طولاني بودن، مقداري از آن حذف مي شود، ولي پتانسيل جنجال درست كردن را دارد.

شنبه 14 آبان
مجله با روي جلد مهران مديري منتشر مي شود

تقريبا مطمئن هستيم كه اين شماره حسابي مي تركاند، با موضوع ويژه و عكس روي جلد مهران مديري كه با همكاري خود مديري و عكاسي از او شكل گرفت. و البته با مصاحبة كاردان... كارداني كه حسابي شاكي بود:
دو قسمت از شب هاي برره را كه ديدم گفتم اين برنامه ادامه پيدا نمي كند. من اين سريال را اصلا يك برنامة تلويزيوني به حساب نمي آوردم، مثل يك برنامه رو حوضي براي عروسي است. اين چه ديالوگي است: من نخود مي خورم تا نفخ كنم و عشق را از خودم دروكنم اصلا احتياجي به اين كارها نيست. از اين راحت تر هم مي شود مردم را خنداند. ناسزا هم بگوييد مردم مي خندند. يك پيرمرد شصت ساله به آن يكي مي گويد جيگر(!) در بدترين دوره هاي ابتذال سينما و تلويزيون هم با چنين موردي برخورد نكرده ام. آقا اگر اين حرف ها آزاد است، بگوييد تا ما هم بزنيم.

يك شنبه 15 آبان
كاردان شاكي است

زنگ مي زنيم به كاردان تا اين شماره را برايش بفرستيم، حسابي شاكي است كه چرا مجله را زودتر برايش نفرستاده ايم. فكر مي كند هفتة پيش مصاحبه چاپ شده. آخر از ديروز تا حالا كلي با او تماس گرفته اند و دربارة اين مصاحبه گفته اند! توضيح مي دهيم كه ديروز، مجله، چاپ شده است!

شنبه 21 آبان
خوانندگان عليه كاردان موضع مي گيرند (1)

خواننده هاي مجله نسبت به پروندة برره كلي واكنش نشان داده اند و همه هم عليه مصاحبة كاردان موضع گرفته اند.
سلمان عابديني: آقاي كاردان عزيز! طنز شما را مردم نمي پسندند، طنز شما براي يك دهة پيش خوب بود، نه الان. طنز شما نوعش قديمي است و اين طنز روايتش قديمي است. شما موقعيت شناس نيستيد.شما به هر روشي متوسل مي شويد تا مردم را بخندانيد.
بهشيد: يك نوع حسادت آشكار ديده مي شود. وقتي كسي مثل آقاي كاردان با توجه به مصاحبه هاي قبلي خود و اظهار فضل خود دربارة اين نوع برنامه سازي و كارهاي مهران مديري، برنامه اي مثل شبكه 5/3 مي سازد، مسلما واضح است كه بايد چنين مصاحبه اي را هم انجام دهد. شما كار خوبي كرديد كه با چاپ اين مصاحبه به همه نشان داديد كه يك چنين كساني هم هستند كه فهم درستي از برنامه سازي طنز ندارند و به خود اجازه مي دهند كه نقد هم انجام بدهند.
حتي شنيده مي شود خود عوامل برره هم در فكر هستند با خلق شخصيتي شبيه خرناس، اين مصاحبه را تلافي كنند.

شنبه 28 آبان
خوانندگان عليه كاردان موضع مي گيرند(2)

دو هفته مي گذرد، ولي هم چنان نظرهاي مخاطبان مي رسد.
جمشيدي: خود آقاي كاردان از كجا شروع كرده اند؟ حالا فكر كرده اند خيلي موفق هستند با آن برنامه اي كه چند تا دانشجو هم مي توانستند آن را تنظيم كنند؟
مهدي س: آقاي كاردان، فقط لطف كرده و در صحبت هايشان مستقيما به آقاي مديري فحش نداده  بودند.

چهارشنبه 23 آذر
كاردان همان حرف ها را تكرار مي كند

يك ماهي از چاپ مصاحبة كاردان و حرف و حديثهايش مي گذرد. در اين مدت شب هاي برره آن قدر گرفته است كه صف بندي  مخالفان و موافقان به مجلس و ساير اركان حكومتي هم كشيده شده. هفته   نامة سينما در شمارة امروز خود با داريوش كاردان مصاحبه مي كند، مصاحبه اي با تيتر من مرد برنامه هاي نود شبي نيستم. كاردان همان حرف هاي مصاحبه با ما را يك جور ديگر تكرار مي كند:
البته زماني هم بوده است كه من هم، پاي برنامه هاي مهران مديري نشسته ام و از ديدن آن خنديده ام ولي در كل عطايش را به لقايش مي بخشم. هنگامي كه با من صحبت مي كردند مي گفتند مهران مديري با استعداد است ولي او مثل ژياني است كه ده تن بار به رويش گذاشته اند و پس از مدتي به پت پت مي افتد.
ادب از كه آموختي از بي ادبان هم حدي دارد. دروغ گويي نشان مي دهند، لهجه اي را مسخره مي كنند. هيچ  كس نمي پرسد اصطلاحاتي مثل شل وزني، دروكني يا ادرار در كوزه مي ريزند از كجا آمده است. پاچه  خواري ترجمة مؤدبانة كدام كلمه نامؤدبي است، اگر آزاد است به من هم بگوييد تا در برنامه ام نشان بدهم.

دوشنبه 12 دي
مصاحبه دوباره جنجالي مي شود

بعد از حدود دو ماه، گردانندگان سايت انتخاب، تازه اين مصاحبه را كشف مي كنند! در بخش نظرات بينندگان اين سايت هم، مخاطبان حسابي كاردان را نواخته اند.
ناصر كارآمد: واقعا ناراحت كننده است كه يك فردي مثل مديري با اين استعداد در طنز توسط يك نفر كه كوچك ترين استعدادي در اين زمينه ندارد به باد انتقاد گرفته شود.
جواد حاجي آقا: وقتي شما با لباس عربي مي رقصيديد وكلينتون پيت حلبي مي خوانديد، كپي برابر با اصل ابتذال را به نمايش در  مي آوريد. اداي مهدي فخيم زاده را در آوردن، حركات و خنده هاي ملك مطيعي در تبليغات شنگول ماكارون، تبليغات شنگولان دانش و ... نوعي ابتذال است. آقاي كاردان، خودشكن؛ آينه شكستن خطاست.
محمد: آقاي كاردان فكر مي كنند، تيپ استاد خرناس جالب است؟ آيا مردم بايد به اين تيپ بخندند يا حرف هايش را متفكرانه و روشنفكرانه، مورد تجزيه و تحليل قرار بدهند؟
پگاه: شما لطفا به جاي اين كه نگران به پايان رسيدن دورة طنز مديري باشيد، فكري به حال 5/3 بكنيد كه مردم ايران آن را حتي درحد يك برنامة نوجوان هم به شمار نمي آورند.
به غير از اين بازتاب ها، يكي از طنزنويس هاي شناخته شده و از نويسندگان سابق نشريات هم در جواب كاردان نوشت:
به نظر من كاردان يا مردم را نمي شناسند يا اميدوار است مردم ايران هماني باشند كه او فكر مي كند، نه هماني كه هستند. من بسياري از برنامه هاي كاردان را ديده ام و سليقة او را مي شناسم، در بهترين حالت هم خودش مي داند كه حتي اگر در كمال آزادي هم برنامة تلويزيوني بسازد، قادر به ساختن طنز موفق تلويزيوني نيست. مردم دوست دارند شب ، نيم ساعت بخندند. شب هاي برره بهترين پاسخ مديري و سازندگان به اين نياز است. لطفا اگر بلديد كار بهتري بكنيد. اگر بلد نيستيد، بگذاريد مردم حالشان را بكنند.

سه شنبه 13 دي
كاردان حرف هايش را پس نمي گيرد

خبرگزاري انتخاب خبري را با اين تيتر منتشر مي كند: كاردان؛ حرف هايم را در مورد شب هاي برره پس نمي گيرم. اگر دقيقا متن مصاحبه ام با اين نشريه بر روي سايت شما آمده است، بايد بگويم نظر من همان است و عوض نشده است. پيمان قاسم خاني بالاخره به حرف مي آيد و مي گويد: آقاي كاردان پيشكسوت هستند و نظرشان براي ما محترم است. ما احترام ايشان را نگه مي داريم و اميدواريم بتوانيم كارهاي بهتري ارائه بدهيم، تا نظر موافق همه را جلب كنيم. يكي از جذابيت هاي ايشان، زبان تند و تيزشان است و همين چيز هاست كه آقاي كاردان را دوست داشتني مي كند. به نظر من، مقولة هنر و طنز سليقه  اي است و نمي توان به كسي ايراد گرفت كه چرا از كاري خوشش نيامده  است.

چهارشنبه 14 دي
واكنش ها ادامه دارد

روزنامة باني فيلم كه انگار تازه دو زاري اش افتاده در صفحة اول تيتر مي زند: تازه ترين واكنش ها به سريال شب هاي برره بعد در توضيح آن در صفحة ده، بخش هايي از حرف هاي كاردان را كه در خروجي سايت انتخاب قرار گرفته، بدون ذكر منبع اصلي مصاحبه، چاپ كرده است. انعكاس اين مصاحبه در بقيه جاها هم ادامه دارد. تلفن همراه كاردان همچنان خاموش است.
 
كاردان عليه برره همه عليه خرناس
يك سايت اينترنتي با گذاشتن متن مصاحبه دو ماه پيش ما با كاردان جنجال تازه اي را درباره برره به راه انداخت
023439.jpg
اسكناس هاي برره اي در خيابان ها خريد و فروش مي شود. زوج طغرل و دوبرره، حسابي گل كرده اند. مهران مديري مي گويد كه برره بيشتر از۹۰ قسمت نخواهد بود. پخش همزمان برره از شبكة جام جم ادامه دارد. سيامك انصاري مهمان شبكة جام جم است. پيام هاي تقدير و تشكر از برره اي ها از نقاط مختلف دنيا به سوي او سرازير مي شود. او مي گويد احتمالا پخش برره تا عيد ادامه خواهد داشت. شعر گفتن به سبك بگوري رايج شده. مردم براي گفتن مشكلاتشان به راديو زنگ مي زنند، ولي به زبان برره اي حرف مي زنند و شعر برره اي مي خوانند. مجري هم به برره اي به آن ها پاسخ مي دهد. خبرگزاري رويترز هم برره را سوژه خبري خود قرار داده. ولي ديگر از كارشناسان و متخصصان و منتقدان دلسوز و غير دلسوز چندان خبري نيست و به برره حمله نمي كنند و يا از آن دفاع نمي كنند.
ولي كمي صبر كنيد. انگار دوباره وضعيت قرمز است. سايت انتخاب از حملة شديد اللحن كاردان به برره اي ها خبر مي دهد. يعني كاردان دوباره عليه برره حرف زده؟ بقية سايت ها هم از تهاجم كاردان به برره مي گويند و كار به روزنامه ها هم كشيده مي شود. ولي حرف هايش چقدر آشناست: همين آقاي مهران مديري. ايشان سال هاست كه برنامه دارند. با لطايف الحيل مردم را خنداندند. آدم، دور خودشان جمع كردند. ولي بالاخره يك جا تقش درمي آيد... بابا اين كه همان مصاحبه دو ماه پيش ماست! مگر تا الان خواب بوده اند؟ يعني توي اين بنگاه هاي خبرپراكني چيزي به نام به روز بودن اهميت ندارد؟ يعني كسي تو اين سايت ها نيست كه فرق بين سؤال و جواب را بداند و حرف هاي مصاحبه كننده (امير قادري) را به عنوان نظرات مصاحبه شونده (كاردان) به خورد ملت ندهد؟ باز هم به معرفت سايت انتخاب كه حداقل يك بار از همشهري جوان در مصاحبه اش نام برده. بقيه يا اصلا اسمي نبرده اند و يا عبارتي در اين مايه ها آورده اند: كاردان كه با يك نشريه سينمايي (!)گفت و گو كرده، ادامه مي دهد... خودشان هم حسابي شلوغ كرده اند. همة اين ها هم به خاطر يك خبر بيات مال دو ماه پيش!
 
محبوب هاي عوضي
محمد جباري
خوانندگان سايت هاي انعكاس دهنده مصاحبه كاردان هم مثل خوانندگان مجلة خودمان، از خجالت كاردان درآمده اند و در دفاع از مديري و برره هر چه خواسته اند بار كاردان كرده اند. يادتان كه هست؟ چند تا از اين واكنش ها را در چند شماره مجله خوانديد. هركسي سعي كرده بود يك جوري از مهران مديري و برره در برابر حرف هاي كاردان دفاع كند. بيشتر هم از قانون سوم نيوتن استفاده كرده بودند و با حرف هايي به همان تند و تيزي و حتي آتشين تر به مقابله حرف هاي كاردان آمده بودند. به هر حال، حرف هاي كاردان از حد نقد منصفانه فراتر رفته بود و اين واكنش ها خيلي هم طبيعي بود. ولي چيزي كه آدم را به حيرت مي انداخت، شدت اين واكنش ها بود. از رك و صريح بودن اين واكنش ها (كه از ويژگي هاي جوان هاي همسن و سال خودمان به حساب مي آيد) و رعايت نكردن آداب ديرين بزرگ ترهايمان( يعني همان محافظه كاري ريشه دار قديمي) كه بگذريم، اين واكنش ها بيشتر آدم را به ياد دفاع جانانه از محبوب و معشوق در برابر دشمن مي انداخت. اعتراض (گيريم ناحق ) كاردان به برره و مديري و اين همه واكنش آتشين؟
يعني اين قدر محبوب و معشوق دور و برمان كم شده كه برره جاي خالي همه آن ها را پر كرده است؟يعني هيچ چيز اساسي تري پيدا نمي شود كه غيرت و رگ گردنمان را براي آن ها كنار بگذاريم؟يعني به هيچ چيز درست و حسابي ديگري در اين شهر درندشت توهين نمي شود كه همه براي دفاع از برره بسيج مي شوند؟
يكي از دوستان، چند سال اول دانشگاه به جاي سر كلاس رفتن بيشتر توي كانون تئاتر دانشگاه بود و به جاي درس خواندن، تئاتر كار مي كرد و تئاتر مي ديد و خلاصه، يك عشق خاك صحنه واقعي. تئاتر برايش شده بود يك محبوب اساسي زندگي. چيزي كه مي گفت بدون آن زندگي برايش ممكن نيست. كانون تئاتر دانشگاه هم برايش شده بود يك جور معبد براي ستايش هنر مقدس تئاتر . توي آن دو سه سال خيلي ها انتقادات تند و تيزي نسبت به كانون تئاتر و تئاتر داشتند. ولي او جانانه از تئاتر و كانون تئاتر دفاع مي كرد. از يك عاشق چيز ديگري هم انتظار نمي رفت. بايد حتي پاي همة بدي هاي محبوبش هم مي ايستاد و چشمش را به روي آن ها مي بست. در واقع چشمش اصلا آن ها را نمي ديد، فقط خوبي بود و خوبي. بعد از دو سه سال يك اتفاق، مدتي او را از تئاتر دور كرد و آن چيزي كه بايد اتفاق مي افتاد ، افتاد. از دور كه نگاه كرد ، ديگر تئاتر و كانون تئاتر همه اش زيبايي نبود. محبوبش بود ولي ديگر محبوب اساسي زندگي او نبود. چيز بزرگ تري جاي آن را گرفته بود.
دوران جواني است و آدرس هاي عوضي. دوران جواني است و گم شدن دركوچه پس كوچه ها.دوران جواني است و محبوب هاي عوضي.

 به نظر من مزخرف و لوس ترین برنامه ی تلویزیون شبکه ی ۳.۵ است!!!!!

 

 

گروه هوادارن بهنوش طباطبایی:

                        بهنوش طباطبایی

جدید ترین عکسها و اخبار از بهنوش طباطبایی و آهنگ فیلمهای پیله های پرواز و عشق گمشده در گروه هواداران بهنوش طباطبایی.

برای عضویت روی عکس بالا(عکس بهنوش طباطبایی) کلیک کرده و بعد با وارد کردن یاهو آیذی خود عضو گروه شوید.

 

 جالب و خواندنی:

  کوکا کولا

همه ما شنيده‌ايم كه نوشابه‌های گازدار برای سلامتی مضر است،

 اما آيا می‌دانيد:

·   در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.

·       اگر تكه‌ای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد می‌شود.

·   برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكه‌ها را از سطوح چينی می‌زدايد.

·   برای برطرف‌كردن لكه‌های زنگ از سپر آب‌كرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچاله‌شده آغشته به كوكاكولا بساييد.

·   برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.

·   برای شل كردن پيچ و مهره‌های زنگ زده: تكه‌ای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد.

·   برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهی‌تابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهی‌تابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهی‌تابه مخلوط كنيد تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست آيد.

·   برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشين‌لباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه‌های چربی كمك می‌كند.

·   كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز می‌كند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار می‌كند كه با برف‌پاك‌كن پاك نمی‌شود.

 و جهت اطلاع شما:

·   ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش روز‌آفزون پوكی استخوان است.

·   برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه ”مواد خطرناك“ كه برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين می‌كند، سقوط كرد. )

·   توزيع‌كنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده می‌كنند.

 

 

برندگان مسابقه هفته ی قبل:

 جوابهایی که دوستان دادند: وبالِگ-وبلوگ-اوبلگ-بلوگین-پرشین بلاگ-موابلگ

جواب صحیح سوال هفته ی پیش:قبول دارم که واقعا سخت بود و دقت می خواست.یکی می گفت من از معلم ادبیاتم پرسیدم گفته وبالگ.اما واقعیت اینه که عرب ها گ-پ-ژ-چ ندارند.پس مسلما کلمه ی وبلاگ نمی تونه جمع مکسر نداشته باشد.

تعداد پاسخ دهنده ها: ۷۴ نفر

تعداد پاسخهای درست: ۵ نفر

تعداد پاسخ های درست غیر مقبول:۰نفر (یعنی شرایط مسابقه رو رعایت نکردن)

توجه:دفعه ی قبل گفته بودم که هرکی بیش از یک جواب بده تمام جوابهاش مردود است.۳ نفر گفته بودن نداره یا اگه داره فلان کلمه است(همین که یا رو اوردن جوابشون مردود شد)

برندگان:

 چون تعداد کم بود در قرعه کشی ۳ نفر اینترنت داده میشه و ۲ نفر هم جوایزی دیگر

اینترنت رایگان:

۱-رویا از تهران

۲-نرگس از تهران

۳-رضا از اصفهان

برندگان جایزه دوم:(که در قرعه کشی اسمشون در نیومد)

۴-علی از تهران

۵-هما از اهواز

 

سوال این هفته:(آخرین هفته)

 این مسابقات به مناسبت سالگرد تاسیس این وبلاگ دربلاگفا بود که در ۵ هفته بود بنابراین این هفته ی  آخر است(شاید برای عید هم داشته باشیم)

خواننده ی شعر زیر کیست؟(خیلی خیلی آسونه)

 بيا که اين شب سياه خيمه زده به کوچه ها

براي فتح روشني براي غصب لحظه ها

بيا که ديو قصه ها مرا به بردگي کشيد

بي تو در اين ديار غم فصل سپردنم رسيد

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي لعنتي

بيا که اين هواي بد شکنجه مي دهد مرا

فضاي سرد بي رمق به بند مي کشد مرا

بيا که اين همه شکوه رسم مسافري نبود

رفتن تو که پيش دل رفتن آخرين نبود

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي بي کسي

بيا که بودنت مرا جرات شاعري دهد

صداي دل خواندن من بگوش آشنا رسد

بيا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود

به قلب نيم مرده ام جان دوباره مي دهد

 راهنمایی:از سبک شعر معلوم که خواننده ی خیلی خوبی اینو خونده توی وبلاگ هم قبلا شعرشو گذاشته بودم.مرد هم هست . از خواننده های مورد علاقه خودم هست(دیگه من فکر کنم با این راهنمایی دیگه اشتباه نداشته باشیم)

 

به ۳ نفر از کسانی که جواب درست را بگوییند ۲۰ ساعت اینترنت K56 به قید قرعه از این وبلاگ جایزه می گیرند

شرایط شرکت در مسابقه:

۱- داخل ایران باشید.۲- برای جواب دادن یا با آیدی من تماس باید بگیرید و یا با ایمیل من!

۳-می توانید در قسمت نظرات هم جواب را بنویسید اما در تابلوی گفتمان قبول نمی باشد

۴- ایمیل و شهرتان را هم حتما بنویسید

Yahoo ID:Yavar_Toghrol4
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

 

نظرسنجی و برنامه وبلاگ تا بعد از عید

از حدود دو هفته ی دیگر انشاالله ماه محرم فرا می رسه که همچون سال گذشته این وبلاگ ده دوازده روزی تغیراتی می کنه که در آپدیت بعدی توضیحات لازم رو میگم.

اما برنامه ی نظرسنجی ها:۱-بهترین بازیگر زن سال۸۴  ۲-بهترین آلبوم سال ۸۴  ۳-بهترن بازیگر سال ۸۴

از هفته ی دیگر به مدت ۱۰ روز فرصت دارید هنرپیشه های زنی که در سال ۸۴ ازشون فیلم پخش شده از کانال های ۱ و ۲ و ۳ و ۵ به من بگید.البته خودم من سعی می کنم همه رو قبلش بگم.بعد از بازیگران در چند گروه تقسیم بندی می شوند و از هر گروه ۱ نفر میاد بالا به انتخاب شما و ۱۰ نفر کاندید خواهد داشت.

نظرسنجی بالا تا اول عید خواهد بود و از اول عید بعد از گروه بندی و انتخاب  نظرسنجی بهترین آلبوم سال ۸۴ تا اردیبهشت خواهد بود.

نظرسنجیه بهترین بازیگر مرد ۸۴همچون بهترین بازیگر زن است با این تفاوت که از ازدیبهشت تا خرداد خواهد بود. 

نظرسنجیه این هفته

 

 

پاسخ به سوالات:

مصاحبه با حمید گودرزی چی شد؟

جواب:متاسفانه نشد که بشه

 چرا رنگ تیترهای قرمزتان یه دفعه مشکی شد

جواب:به احترام درگذشت شادروان غلامرضا طباطبایی

 

شبهای برره

 شبهای برره ۳۵ قسمت اضافه شد

برره!

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

35 قسمت به مجموعه‌ي طنز «شب‌هاي برره» مهران مديري اضافه شد.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون «ايسنا»، ‌اين مجموعه پيش از اين قرار بود در 90 قسمت توليد و پخش شود.
مدير روابط عمومي شبكه سه سيما در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا اعلام كرد: با توجه به استقبال مخاطبان تعداد قسمت‌هاي «شب‌هاي برره» به 125 قسمت افزايش يافته است.
گفتني است كه پخش اين سريال طنز از دوم مهر ماه از شبكه‌ي سوم سيما آغاز شده است و به داستان‌هاي مربوط به خان بالا و پايين برره مي‌پردازد.
انتهاي پيام
 
 
بيا، پول زور وَدم

 

واقعا اين هوش و استعداد ايراني ها، آخرش است. فكر اين كه بشود از يك موضوع كم اهميت، پول در آورد و به سود رسيد، فقط ذهن ايراني ها را مي طلبد.اين روزها هر گوشة شهر، پر شده از اسكناس هاي بانك مركزي برره. 10 نوع مختلف، از 10 تا 1000 ريال، با فرم اسكناس هاي زمان رضاخان با اين تفاوت كه در گوشة تصاوير، عكس برره اي ها زده شده و عكس بزي هم در وسط آن قرار دارد. زيرعكس شيرفرهاد نوشته شده: اين هيچي نوفهمه . در اسكناسي كه كيوون را مي بينيم، آمده پول زور وده . تكيه كلام طغرل كته كلة شمپت ، من سيكل دارم ليلون و...قطع اين اسكناس ها اندازة
20 توماني هاي متداول هست تا 1000 توماني. در زير نام رئيس بانك مركزي هم اسم و امضاي سالارخان و سردارخان را مي توانيم ببينيم.قيمت اين كاغذهاي رنگي كه انصافا خيلي با كيفيت هم هستند، در جاهاي مختلف تهران، متفاوت است. در بازار تهران هر 10 تا، 200 تومان؛ در ايستگاه متروي ميرداماد، هر 5 تايش 200 تومان؛ در جردن، هر 3 يا 4 تايش
200 تومان است. واقعا كه پول برره چقدر نوسان ارزي دارد! البته تا حالا بانك مركزي ايران، عكس العملي درباره اقدامات بانك مركزي برره انجام نداده است! البته اين نان خوردن از محصولات جانبي فيلم و سريال ها مثل عروسك و بازي و... در سينماي جهان، سابقة طولاني دارد. خيلي از كمپاني هاي هاليوودي، سودي كه از اين راه به جيب مي زنند، بعضي وقت ها با فروش خود فيلم برابري مي كند و حتي بيشتر هم مي شود. تنها فرقش اين است كه در آن جا پول توي جيب خود سازندگان فيلم مي رود و اين جا توي جيب يك آدم با استعداد فرصت طلب. راستي يك خبر برره اي ديگر. طبق شنيده ها، تبليغات پخش شده در قبل و وسط و آخر برره، تا به حال 25 ميليارد تومان براي تلويزيون سود داشته. با اين وضع، فكر مي كنيد شبكه سه، 45 قسمت ديگر به برره اضافه نكند؟

 

 

 

شقایق دهقان (سحرناز)
 
من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينکه برای اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتيم و به دليل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شديم و من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران کودکيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايی خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم .
سالهای بين اول ابتدايی تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحی ترين و بی دغدغه ترين سالهای زندگی من بود . بدون هيچ اوج و فرودی. مثل يک شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهای تحصيلی من شرکت در برنامه های ورزشی و فرهنگی بين مدارس بود!
تا اينکه در تابستان سال 1374 زمانی که هفده سالم بود برای گذراندن اوقات فراغت در يکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امير کبير ثبت نام کردم و با فضای تازه ای آشنا شدم که خيلی لذت بخش تر از فضای يکنواخت , تکراری و بی هيجانی بود که تا آن زمان داشتم .فضايی که آدم را وادار به فکر کردن و ايجاد خلاقيت می کرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايی سال چهارم دبيرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با هم آشنا شده بوديم به يک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می شدند معرفی شدم و آغاز به کار کردم .
صحنه, اجرا و تماشاچی بی نظير بود . کار کردن با عروسکهای نمايشی رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضی که گرفته بودم هيچ اهميتی ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسکی من شد .
از طريق يکی از همان همکارهای گروه تئاتر عروسکی به خانم گلچهره سجاديه که مشغول تشکيل يک گروه تئاتر بود و اجرای نمايش بود معرفی شدم و همکاريم با آن گروه شروع کردم .
فضايی جدی تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلی عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .
پنچ ماه کار کردن با يک گروه حرفه ای تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه می دهم و همزمان و بازهم طريق يکی از همکاران همان تئاتر عروسکی به يکی از تهيه کننده های گروه کودک تلويزيون معرفی شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم و پيش خودم فکر کردم خب می توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازی در تئاتر و نوشتن برای تلويزيون . اما بازی در سريالهای تلويزيونی , هرگز !
طولی نکشيد که يکی از همان کارگردانهای گروه کودک تلويزيون , اجرای من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازی در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !
کارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو جدايی نا پذير خانواده تلويزيونی ها . در اين بين در دو کار سينمايی هم بازی کردم زير نور ماه و نقش کوتاهی در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .
زندگی در کنار خانواده ای که بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلی که با اشتياق و علاقه دنبال می کردم به بهترين نحو می گذشت .
تا اينکه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبی افتاد . بستن يک قرار داد جديد و بازی در سريال طنز هر شبی به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....
از قبل می شناختمش, دو سه سالی بود . اولين آشنائيمان در يک برنامه ترکيبی بود به اسم گلخونه برای شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند کار نصفه و نيمه که هيچکدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .
اما اين بار فرق می کرد .
مهراب قاسم خانی . همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی من . ديگر فقط يک همکار نبود . خيلی عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسی مثل تفاهم و همفکری و اشتراک .
الان هم که چند ماه از زندگی مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی می گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کرديم و هر دوی ما حداقل از طرف خودم می گويم . خدا را شکر می کنم که همه خوشبختيهای دنيا را يک جا به من هديه کرده است

 

        دانلود  

 آلبوم جدید طوفان به نام تانگو

1. Tango

2. Telephone

3. Tou Bego Dele Man

4. Man Takam Allah

5. Tou Biya Yadam Bede   (به نظر من این از همش قشنگ تره!)

6. Asheghetam Dobareh

7. Ajab Halie Emshab

8. Yashar

 

 شهلا سرشار

1. Saghi


2. Khosh Ghadam


3. Doost Daram


4. Mooje Atash


5. Ahd Shekan


6. Bia Bandar


7. Shabe Eshgh


8. Golzar

 

آْلبومی از علي لهراسبي...خيلي قشنگه...

 موزیک ویدیو:

موزیک ویدیو جدید از افشین به نام ( بی خیال )

www.farhadmusic.blogfa.com

دانلود ویدیو افشین - بی خیال

موزیک ویدیو جدید از حبیب و محمد به نام ( بارون ) که آلبومشون به زودی به بازار میاد

دانلود ویدیو حبیب و محمد - بارون

موزیک جدید از بیژن مرتضوی به نام ( به من چه ) که به زودی آلبومش به بازار میاد

www.farhadmusic.blogfa.com

Download

موزیک جدید Techno ( خارجی )

دانلود موزیک با کیفیت بالا

دانلود موزیک با کیفیت پایین

 

 

بعضی از آهنگهایی که درخواست کرده بودید نتونستم پیدا کنم

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

ها نظر وده! نودی؟ نظر زور وده!!!!!!

شومپت کته کله کتفرت مطلق یه نظر بده وگرنَه یه گوله تویه پات خالی می کنما!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 0:17  توسط رضا  | 

محمد سلوکی-اخبار موزیک و سینما-پشت صحنه برره-مسابقه-عجیب ترین میهمانی و....

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

هدیه های ایندفعه!!!!!!!

رو هر عکس که می خواهید کلیک کنید بزرگ میشه!!!

کلیک کن بزرگ میشه!!

کلیک کن بزرگ میشه!!

 

           سینما و تلویزیون

 

"غلامرضا طباطبايي" درگذشت

  
    
 غلامرضا طباطبايي، بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران و عضو ارشد انجمن بازيگران خانه سينما در گذشت.
    
    به گزارش ايسنا اين بازيگر كه براي مسافرت در خارج از كشور به سر مي‌برد شنبه شب دارفاني را وداع گفت و مراسم تشيع و خاكسپاري آن متعاقبا اعلام خواهد شد.
    
    غلامرضا طباطبايي در سال 1319 در تبريز متولد شد و تحصيلات خود را در رشته‌ي هنرهاي نمايشي از دانشكده‌ي هنرهاي زيبا و رشته‌ي ارتباطات جمعي از دانشگاه ايالتي ميشگيان به پايان رساند و فعاليت هنري‌اش را نيز ازسال 1349 و بازي در نمايش كلكسيون آغاز كرد.
    
    وي از سال 59 و با فيلم زنده باد وارد سينما شد و اين فعاليت را با حضور در فيلم‌هايي چون ملاقات، تحفه‌ها، ردپايي برشن، ويزا. صنورهاي سوزان، مسافران، راز خنجر، لژيون ، روز شيطان، غزل ، عشق گمشده ،مسافر ري،ابجد،شيفته،معادله ونوك برج ادامه دارد.
    
    طباطبايي كه از تهيه كنندگان قديمي تلويزيون هم محسوب مي‌شود در مجموعه‌هاي اميركبير، شاه شكار، وزير مختار،‌عقيق، تنها‌ترين سردار، كنه سوار. بوبرنگ، عمليات فوق سري و ولايت عشق ايفاي نقش كرده است.
    
    بازي در نقش خواجه ابا صلت در مجموعه ولايت عشق از نقش‌هاي ماندگار اين بازيگر فقيد محسوب مي‌شود.
    
    او همچنين از سابقه تدريس در دانشكده هاي هنر، سوره و جهاد دانشگاهي نيز برخوردار مي باشد ودركنار فعاليت هنري و تدريس دانشگاهي در زمينه تأليف و ترجمه كتب مختلف از جمله: تأليف كتاب فصلي در رنگ و نور و ترجمه كتاب هاي تكنيك سينما اثر برنارد دهپه و تهيه كنندگي و كارگرداني برنامه هاي تلويزيوني اثر جرالد ميلرسون و ابزار و رموز بازيگري براي سينما و تلويزيون اثر پاتريك تاكر، نيز فعال بوده كه كتب فوق بعنوان مأخذ در رشته هاي سينما و تلويزيون استفاده مي شود.

گفتگو >محمد سلوكي‌: در تست‌ صدا و سيما دو بار ردشدم‌، اما...

   
    
    كار اجرا يكي‌ از جذاب‌ترين‌ و در عين‌ حال‌سخت‌ترين‌ بخش‌ كار در صدا و سيماست‌.مي‌گويند هر بازيگر توانا و حرفه‌اي‌ بايد حداقل‌يك‌ كار اجرا داشته‌ باشد و اين‌ اوج‌ اهميت‌ وسختي‌ حضور در جلوي‌ دوربين‌ و ارتباط برقراركردن‌ با مخاطب‌ بودن‌ واسطه‌ را مي‌رساند، اين‌اهميت‌ وقتي‌ بيشتر مي‌شود كه‌ برنامه‌ زنده‌ ومستقيم‌ پخش‌ شود.


    در اين‌ وادي‌ افراد زيادي‌ را مي‌شناسيم‌ كه‌ هرروز جلوي‌ دوربين‌، مي‌آيند و به‌ اجراي‌ برنامه‌مي‌پردازند، اما به‌ راستي‌ تمامي‌ آنها مي‌توانند بامخاطب‌ به‌ خوبي‌ ارتباط برقرار كنند؟!
    مجري‌ خوش‌ سروزبان‌ و خوش‌خلق‌ نيمرخ‌ رامي‌شناسيد، فردي‌ كه‌ با كارنامه‌ درخشان‌ هنوز هم‌،يكي‌ از بهترين‌ اجراكنندگان‌ برنامه‌هاي‌ زنده‌ ومسابقات‌ است‌. (محمد سلوكي‌) كسي‌ است‌ كه‌پرانرژي‌ و بانشاط به‌ اجراي‌ برنامه‌ پرداخته‌ والحق‌ كه‌ به‌ خوبي‌ توانسته‌ از عهده‌ اين‌ كار برآيد.
    مدتي‌ پيش‌ تهراني‌ها، سلوكي‌ را هر شب‌ درمسابقه‌ (چراغ‌ جادو) و پس‌ از آن‌ (گوي‌ بلورين‌)مي‌ديدند، اما اين‌ روزها او به‌ دليل‌ حضور در فيلم‌و برنامه‌هاي‌ زنده‌ جام‌جم‌ كم‌تر فرصت‌ حضور درتلويزيون‌ را پيدا مي‌كند. وي‌ هر جمعه‌ با جواديحيوي‌، (يك‌ روز تعطيل‌) را از شبكه‌ تهران‌ روي‌آنتن‌ دارد. اين‌ بهانه‌اي‌ شد تا ساعتي‌ را ميهمان‌اين‌ هنرمند باشيم‌.
    محمد سلوكي‌، در هشتم‌ اسفندماه‌ 1358متولد شد. داراي‌ يك‌ برادر كوچك‌تر مي‌باشد ودر رشته‌ مديريت‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و از سال‌1377 وارد تلويزيون‌ شد. اجراي‌ برنامه‌هاي‌نيمرخ‌، با هم‌ باشيم‌، طعم‌ جواني‌، چراغ‌ جادو،گوي‌ بلورين‌ و...از جمله‌ فعاليت‌هاي‌ اين‌ مجري‌مي‌باشد، پدرش‌ ارتشي‌ بوده‌ و مادرش‌ ازفرهنگي‌هاست‌.
    گفتگوي‌ ما را با اين‌ مجري‌ توانا بخوانيد:
    _ چه‌ شد كه‌ به‌ تلويزيون‌ راه‌ يافتيد؟
    سلوكي‌: اين‌ جريان‌ كاملا اتفاقي‌ بود، يك‌ روزكه‌ براي‌ ديدن‌ مهدي‌ (برادر كوچك‌ترم‌) به‌ صداو سيما رفته‌ بودم‌، آقاي‌ (حسن‌ زاده‌) مرا ديد وگفت‌: شما به‌ درد برنامه‌هاي‌ تلويزيوني‌ و كار اجرامي‌خوري‌، من‌ هم‌ كه‌ از كودكي‌ به‌ اين‌ حرفه‌علاقه‌ داشتم‌، بسيار استقبال‌ كردم‌. ايشان‌ سه‌ بار ازمن‌ تست‌ گرفت‌ كه‌ دوبار رد شدم‌، ولي‌ براي‌ بارسوم‌ قبول‌ شده‌ و كار در اين‌ عرصه‌ را با برنامه‌(نيمرخ‌) آغاز نمودم‌.
    _ و بعد از آن‌ مشغول‌ چه‌ برنامه‌هايي‌ شديد؟
    سلوكي‌: كارم‌ را در برنامه‌هاي‌ مختلف‌ جام‌جم‌و شبكه‌ تهران‌ ادامه‌ دادم‌. حدود دو سال‌ است‌، به‌طور مداوم‌ در شبكه‌ تهران‌ حضور دارم‌، مدتي‌پيش‌ اجراي‌ مسابقه‌ (چراغ‌ جادو) را به‌ عهده‌گرفتم‌، كه‌ تبديل‌ شد به‌ يك‌ برنامه‌ جديد با شكل‌ديگر به‌ نام‌ (گوي‌ بلورين‌) كه‌ در اين‌ مدت‌ به‌عنوان‌ پرمخاطب‌ترين‌ برنامه‌ شبكه‌ تهران‌ معرفي‌شد.
    _ چرا نام‌ اين‌ مسابقه‌ تغيير پيدا كرد؟


    سلوكي‌: چراغ‌ جادو، در اوج‌ كنار رفت‌ و يك‌مسابقه‌ ديگر با شكل‌ كار متفاوت‌ جايگزين‌ شد.چراغ‌ جادو تنها حكم‌ يك‌ مسابقه‌ تلفني‌ را داشت‌،اما گوي‌ بلورين‌ يك‌ شوي‌ تلويزيوني‌ بود كه‌ باحضور افراد شناخته‌ شده‌ به‌ اجراي‌ مسابقه‌مي‌پرداخت‌.
    _ از نظر اجرا چقدر متفاوت‌ بود؟
    سلوكي‌: در چراغ‌ جادو تنها با يك‌ صدا مسابقه‌را اجرا مي‌كردم‌، اما در شكل‌ جديد علاوه‌ بر من‌دو نفر ديگر هم‌ جلوي‌ دوربين‌ حضور داشتند وهمين‌ موضوع‌ انگيزه‌هاي‌ من‌ را دو برابر مي‌نمود.ت محمد سلوكي‌ در جلوي‌ دوربين‌ و پشت‌دوربين‌ چقدر متفاوت‌ است‌؟
    سلوكي‌: من‌ جلوي‌ دوربين‌ آدم‌ بسيار شاد وپرانرژي‌ هستم‌ و شايد تا حدودي‌ شيطون‌، ولي‌خودم‌ به‌ شخصه‌ خيلي‌ اين‌ خصوصيات‌ را ندارم‌،سرم‌ در كار خودم‌ بوده‌ و به‌ شدت‌ آرام‌ مي‌باشم‌،كاري‌ به‌ كسي‌ ندارم‌ و تمام‌ انرژي‌ام‌ را جمع‌مي‌كنم‌، براي‌ دو ساعتي‌ كه‌ جلوي‌ دوربين‌خواهم‌ رفت‌، چون‌ مردم‌ آن‌ طوري‌ دوست‌دارند.
    _ يعني‌ جلوي‌ دوربين‌ مخالف‌اش‌ را بازي‌مي‌كنيد؟
    سلوكي‌: نه‌ اصلا اين‌طور نيست‌، هر آدمي‌ درزندگي‌ هيجان‌ و غم‌ دارد، برخي‌ مواقع‌ عصباني‌شده‌ و شايد فرياد بكشد، اما برخي‌ مواقع‌ به‌ شدت‌آرام‌ است‌. حالا من‌ آن‌ بخش‌ زندگي‌ام‌ را كه‌هيجان‌، حركت‌ و تلاطم‌ من‌ است‌، را جمع‌ كرده‌ تادر جلوي‌ دوربين‌ ارائه‌ دهم‌، چون‌ بخش‌هاي‌ديگر زندگي‌ من‌ كه‌ آرام‌ بودن‌ و تاحدودي‌گوشه‌گيري‌ است‌، مسلما مناسب‌ تلويزيون‌نخواهد بود.
    _ در مسابقات‌ پارتي‌ بازي‌ هم‌ مي‌كنيد؟
    سلوكي‌: خير، اصلا پيش‌ نيامده‌ است‌.
    _ براي‌ افراد معروف‌ و شناخته‌ شده‌اي‌ كه‌ دربرنامه‌ حضور پيدا مي‌كردند، چه‌طور؟


    سلوكي‌: براي‌ آنان‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌، حتي‌ چندبار به‌ من‌ گفتند خيلي‌ آدم‌ نامردي‌ هستي‌، حتي‌رفاقت‌ را هم‌ در نظر نمي‌گيري‌...تفاوت‌هاي‌زيادي‌ در اجرا دارم‌...به‌طور حتم‌ اگر شش‌ ماه‌ديگر مرا در اجرا ببينيد، با حالا تفاوت‌ دارم‌، امابگويم‌ كه‌ اگر احساس‌ كردم‌ كه‌ ديگر نمي‌توانم‌شخصيت‌ جديدي‌ خلق‌ كنم‌، در همان‌جا به‌ كارم‌خاتمه‌ مي‌دهم‌. مدتي‌ استراحت‌ مي‌كنم‌، تاكارهاي‌ گذشته‌ام‌ از ذهن‌ مردم‌ پاك‌ شود ودوباره‌ با كاري‌ جديد، فعاليت‌ خود را آغازمي‌كنم‌.
    _ و شما چه‌ روندي‌ را دوباره‌ آغاز مي‌كنيد؟
    سلوكي‌: بايد ببينم‌، مردم‌ چه‌ دوست‌ دارند.الان‌ مردم‌ دوست‌ دارند كه‌ با زبان‌ آنان‌، با آنهاصحبت‌ كني‌؟ شايد زماني‌ بود كه‌ چنين‌ چيزي‌ رانمي‌پسنديدند و دوست‌ داشتند با آنها به‌صورت‌جدي‌ صحبت‌ كني‌، اما چند سال‌ است‌ كه‌ اين‌شيوه‌ تغيير پيدا كرده‌ است‌.
    _ آيا اطلاعات‌ يك‌ مجري‌ بايد به‌ روز باشد؟
    سلوكي‌: صددرصد، من‌ راديو گوش‌ مي‌دهم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌، نشريات‌ مختلف‌ را مطالعه‌ مي‌كنم‌و حتي‌ بعضي‌ مواقع‌ پاي‌ اينترنت‌ هم‌ مي‌نشينم‌ وجالب‌ اين‌كه‌ تلويزيون‌ هم‌ نگاه‌ مي‌كنم‌، خيلي‌ ازدوستان‌ و همكاران‌ به‌ من‌ مي‌گويند، تو وقت‌مي‌كني‌ كه‌ تلويزيون‌ هم‌ نگاه‌ كني‌ و من‌ مي‌گويم‌،بله‌...سعي‌ مي‌كنم‌ كه‌ بتوانم‌.
    ببينيد كار ما طوري‌ است‌ كه‌ با اشخاص‌ زيادي‌سروكار داريم‌، براي‌ مثال‌ اگر هنرمندي‌ به‌ برنامه‌ما دعوت‌ مي‌شود، من‌ حداقل‌ بايد مطالبي‌ درباره‌آن‌ بدانم‌ و اطلاعاتي‌ از او داشته‌ باشم‌ كه‌ بتوانم‌ بااو گفتگو كنم‌، يا روزي‌ بر فرض‌ مثال‌، يك‌ محقق‌ به‌برنامه‌ ما دعوت‌ شد كه‌ دستگاهي‌ ابداع‌ كرده‌است‌، من‌ بايد حداقل‌ اطلاعات‌ را از او داشته‌باشم‌، تا بتوانم‌ او را سوال‌پيچ‌ كنم‌. براي‌ مثال‌بگويم‌، اين‌ دستگاهي‌ كه‌ تو درست‌ كردي‌، نمونه‌آن‌ در چنين‌ جايي‌ ديده‌ شده‌ است‌، يا... روي‌اين‌ اصل‌ بايد اطلاعات‌ ما مجري‌ها زياد باشد، تابتوانيم‌ به‌ راحتي‌ با موضوعات‌ مختلف‌ روبه‌روشويم‌.
    _ فكر مي‌كنيد، چرا برنامه‌هاي‌ شما و نوع‌اجراهاي‌تان‌، به‌ دل‌ مي‌نشيند؟
    سلوكي‌: اين‌ نظر لطف‌ شماست‌، اجازه‌ بدهيدبه‌ مطالبي‌ اشاره‌ كنم‌. همه‌ افراد با الفبا آشنا هستندو مي‌توانند حرف‌ بزنند، اما من‌ سعي‌ مي‌كنم‌،خودم‌ را مطابق‌ و از جنس‌ مردم‌ نشان‌ دهم‌. به‌ نظرمن‌ با مردم‌ به‌ صورت‌ عاميانه‌ صحبت‌ كردن‌،راحت‌تر مي‌توان‌ ارتباط برقرار كرد.
    _ بينندگاني‌ كه‌ با شما به‌ صورت‌ تلفني‌ ارتباطبرقرار مي‌كنند، زماني‌ كه‌ از محله‌هاي‌ زندگي‌خود مي‌گويند، طوري‌ با آنها صحبت‌ مي‌كنيد كه‌انگار تمامي‌ محله‌هاي‌ تهران‌ را مي‌شناسيد، آياهمين‌طور است‌؟
    سلوكي‌: تقريبا، البته‌ كمي‌ روان‌شناسانه‌ هم‌ به‌اين‌ امر نگاه‌ مي‌كنم‌، اگر يك‌ روان‌شناس‌ پاي‌تلويزيون‌ در حال‌ ديدن‌ برنامه‌ ما باشد، به‌ راحتي‌متوجه‌ مي‌شود كه‌ من‌ با مردم‌ چه‌طور ارتباطبرقرار مي‌كنم‌.
    _ از معقوله‌ كار بگذريم‌، راستي‌ چه‌ زماني‌ رابراي‌ آغاز يك‌ زندگي‌ مشترك‌ در نظر گرفته‌ايد؟


    سلوكي‌: براي‌ افراد مختلف‌، متفاوت‌ است‌.امكان‌ دارد، بعضي‌ها خيلي‌ زود احساس‌ كنند كه‌مي‌توانند تشكيل‌ خانواده‌ بدهند و عده‌اي‌ هم‌،خيلي‌ دير به‌ اين‌ احساس‌ برسند و اين‌ بستگي‌ به‌خصوصيات‌ افراد دارد، به‌ همين‌ دليل‌، نمي‌شودسن‌ خاصي‌ را در نظر گرفت‌، من‌ هم‌ از آن‌آدم‌هايي‌ هستم‌ كه‌ هنوز هم‌ به‌ اين‌ احساس‌نرسيدم‌.
    _ به‌ نظر شما چه‌ عاملي‌ باعث‌ استحكام‌ در يك‌زندگي‌ مي‌شود؟
    سلوكي‌: متعهد بودن‌، عيب‌پوشي‌ يكديگر وهمچنين‌ پايبند بودن‌ كه‌ اساسي‌ترين‌ اصل‌ درتشكيل‌ خانواده‌ است‌.
    _ معيارتان‌ براي‌ انتخاب‌ همسر چه‌ چيزهايي‌مي‌باشد؟
    سلوكي‌: تا به‌ حال‌ به‌ موضوع‌ ازدواج‌ به‌ طورجدي‌ فكر نكرده‌ام‌، پس‌ نمي‌توانم‌ معيار خاصي‌داشته‌ باشم‌.
    _ و در پايان‌؟
    سلوكي‌: حرف‌ خاصي‌ نيست‌، جزء آرزوي‌سلامت‌ و توفيق‌ روزافزون‌ براي‌ تمامي‌خانواده‌هاي‌ سبز و شريف‌ ايران‌...
    
    

 

 اخبار سینما:

الناز شاكردوست‌ در (خدا نزديك‌ است‌)

 
    اولين‌ فيلم‌ علي‌ وزيريان‌، با نام‌ (خدا نزديك‌است‌) در شهر گرگان‌ كماكان‌ ادامه‌ دارد،بازيگران‌ اصلي‌ اين‌ فيلم‌ الناز
شاكردوست‌ و بابك‌حميديان‌ هستند، در اين‌ فيلم‌ خواهيم‌ ديد كه‌ رضاعاشق‌ ليلا است‌، اما ليلا علاقه‌ رضا را نمي‌فهمد ودر اين‌ بين‌ اتفاقاتي‌ براي‌ آنان‌ مي‌افتد... جوادنوروز بيگي‌ تهيه‌كننده‌ اين‌ فيلم‌ است‌ و محمد تقي‌پاك‌ سيما تصويربرداري‌ اين‌ فيلم‌ را در شمال‌كشور انجام‌ مي‌دهد، ضمن‌ اينكه‌، سينا جعفرزاده‌ وسعيدنيك‌ پور از ديگر بازيگران‌ اين‌ فيلم‌ هستند.
    
    
    امين‌ زندگاني‌ مقابل‌ دوربين‌ عشق‌ ممنوع‌
    فيلم‌ جديد (ضياء الدين‌ دري‌) به‌ نام‌ (عشق‌ممنوع‌) قرار است‌ در جشنواره‌ امسال‌ فجرشركت‌ كند. اين‌ فيلم‌ در نوروز امسال‌ در لبنان‌مقابل‌ دوربين‌ رفت‌ و نام‌ او قبلا (من‌ و دبور) بود.در اين‌ فيلم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ بازيگران‌ آن‌ به‌ زبان‌هاي‌فارسي‌، فرانسوي‌، انگليسي‌ و لبناني‌ صحبت‌مي‌كنند و قرار است‌ در جشنواره‌ اين‌ فيلم‌ به‌صورت‌ زيرنويس‌ با زبان‌هاي‌ انگليسي‌ و فارسي‌تهيه‌ شود.
    گفتني‌ است‌ محمدرضا شريفي‌ نيا به‌ همراه‌ مهراوه‌دستيار كارگردان‌ هستند و امين‌ زندگاني‌، كامشادكوشان‌، كارولين‌ پيچ‌، رضا غفار، وليد سعدالدين‌ وريتا العين‌ درآن‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كنند. همچنين‌نويسندگي‌ اين‌ فيلم‌ نامه‌ بر عهده‌ خود(ضياالدين‌دري‌) مي‌باشد.
    
    
    
    همسر امين‌ حيايي‌، در (اگر مي‌توني‌ منو بكش‌)
    نيلوفر خوش‌خلق‌، همسر امين‌ حيايي‌ به‌ همراه‌سحرولد بيگي‌، سحر ذكريا، حميد لولايي‌، محمودبهرامي‌، امير نوري‌، علي‌ صادقي‌، اسدا... يكتا ومحمد حسيني‌ بازيگراني‌ كه‌ كارنامه‌ تلويزيوني‌آنان‌ بيشتر از سينمايي‌ است‌، درفيلم‌ (اگر
مي‌توني‌منو بكش‌)، مقابل‌ دوربين‌ (شاهد احمدلو)رفته‌اند كه‌ دومين‌ فيلم‌ او مي‌باشد. گفتني‌ است‌ به‌احتمال‌ زياد اولين‌ فيلم‌ (احمدلو)،(چندمي‌گيري‌ گريه‌ كني‌) درجشنواره‌ فجر به‌نمايش‌ درخواهد آمد.
    شنيده‌ها حاكي‌ از اين‌ است‌ كه‌ مضمون‌ اين‌ فيلم‌،كمدي‌ است‌ و فيلم‌نامه‌ آن‌ توسط محسن‌ تنابنده‌نوشته‌ شده‌ و (ناصر چشم‌آذر) موسيقي‌ آن‌ راساخته‌ است‌... گفتني‌ است‌، همسر امين‌حيايي‌،پس‌ از مدتها مقابل‌ دوربين‌ ظاهر خواهد شد،دوربيني‌ كه‌ مديريت‌ آن‌ در اين‌ فيلم‌ بر عهده‌(علي‌ اللهياري‌) است‌. نكته‌ ديگر در مورد اين‌فيلم‌، اين‌ است‌ كه‌ علي‌ صادقي‌ تاكنون‌ سه‌ فيلم‌اكران‌ نشده‌ به‌ نام‌هاي‌ شوخي‌هاي‌ خدا،پيك‌نيك‌ درميدان‌ جنگ‌ و هوو دارد كه‌ هر سه‌حال‌ و هواي‌ كمدي‌ دارد.
    
    
    ليلا حاتمي‌ در فيلم‌ جديد كيميايي‌
    مسعود كيميايي‌ قرار است‌ به‌ زودي‌ فيلم‌ جديدش‌با عنوان‌ (رئيس‌) را كه‌ يك‌ ملودرام‌ اجتماعي‌دارد مرا مقابل‌ دوربين‌ ببرد...
    اثر جديد كيميايي‌ به‌ نام‌ (حكم‌) كه‌ به‌ فروش‌ قابل‌قبولي‌ مواجه‌ شد، قصد دارد تا پايان‌ امسال‌ فيلم‌(رئيس‌) را مقابل‌ دوربين‌ ببرد.

    كيميايي‌ به‌ مانند فيلم‌ (حكم‌) مي‌خواهد، باز هم‌از حضور(ليلا حاتمي‌) و (پولاد كيميايي‌) به‌عنوان‌ بازيگران‌ اصلي‌ استفاده‌ كند، ضمن‌ اينكه‌(سوفي‌ كياني‌) هم‌ جزو بازيگراني‌ است‌ كه‌ قراراست‌ در اين‌ فيلم‌ بازي‌ كنند...
    
    
    نقش‌ جديد رادان‌، علي‌ سنتوري‌ است‌
    شنيده‌ها پيش‌ از اين‌ حاكي‌ بود كه‌ (محمدسلوكي‌) است‌ در فيلم‌ جديد (داريوش‌مهرجويي‌) نقش‌ علي‌ سنتوري‌ را بازي‌ مي‌كند...اما مهرجويي‌ در آخرين‌ لحظات‌ اين‌ نقش‌ رابه‌(بهرام‌ رادان‌) بازيگر با استعداد سينماي‌ ايران‌سپرد... و سلوكي‌ قرار است‌، در نقش‌ ديگري‌ بازي‌كند. از ديگر بازيگران‌ فيلم‌ جديد مهرجويي‌ باعنوان‌ (علي‌ سنتوري‌) مي‌توان‌ به‌ نسرين‌ مقانلو،گلشيفته‌ فراهاني‌ ومسعود رايگان‌ اشاره‌ داشت‌.
    اما بد نيست‌ يك‌ خبر جديد از گلشيفته‌ فراهاني‌ راهم‌ بخوانيد; وي‌ قرار است‌ در فيلم‌ جديد (خسرومعصومي‌) مقابل‌ دوربين‌ برود... نام‌ اين‌ فيلم‌(بيرون‌ از بهشت‌) است‌ كه‌ به‌ مانند ديگر فيلم‌هاي‌معصومي‌، رسم‌ عاشق‌كشي‌ و جايي‌ در دوردست‌،درروستاي‌ شمال‌ مقابل‌ دوربين‌ خواهد رفت‌.
    
    
    (فرهنگ‌)، باتلاق‌ را مي‌سازد
    (داريوش‌ فرهنگ‌) بازيگر و كارگردان‌ با سابقه‌كشور همزمان‌ با ساخت‌ مجموعه‌ (راه‌ شب‌)، يك‌فيلم‌ سينمايي‌ راهم‌ توليد كرد... نام‌ اين‌ فيلم‌(باتلاق‌) است‌ و داستان‌ آن‌ درباره‌ سرنوشت‌ يك‌ناخدا است‌ كه‌ خود فرهنگ‌ دراين‌ فيلم‌، نقش‌ناخدا ستار را ايفا مي‌كند. ديگر بازيگران‌ اصلي‌اين‌ فيلم‌ هم‌ كسي‌ نيست‌ جز (سارا خوئيني‌ها)بازيگر فيلم‌ (اسپاگتي‌ در هشت‌ دقيقه‌)... گفتني‌است‌، آخرين‌ مجموعه‌اي‌ كه‌ از وي‌ پخش‌ شده‌مجموعه‌ طلسم‌ شدگان‌ بود.
    
    
    چند كيلو خرما براي‌ مراسم‌ تدفين‌
    داستان‌ (چند كيلو خرما براي‌ مراسم‌ تدفين‌) كه‌قرار است‌ در جشنواره‌ امسال‌ به‌ اكران‌ در بيايد،در يك‌ پمپ‌ بنزين‌ متروك‌ مي‌گذرد، داستان‌ ازاين‌ قرار است‌ كه‌ يكي‌ از كارمندان‌ پمپ‌ بنزين‌،عاشق‌ دختري‌ است‌ كه‌ درروستايي‌ در حوالي‌پمپ‌ بنزين‌ زندگي‌ مي‌كند... در اين‌ بين‌ كارمند ازپست‌چي‌ مي‌خواهد كه‌ نامه‌ او را به‌ دختر برساند،اما...
    در اين‌ فيلم‌ بازيگران‌ نام‌ آشنايي‌، ايفاي‌ نقش‌نمي‌كنند، از بازيگرن‌ اين‌ فيلم‌ مي‌توان‌ به‌ محسن‌نامجو، نادر فلاح‌، حسين‌ رشيد قامت‌ و محمدنظريان‌ اشاره‌ داشت‌. كارگردان‌ اين‌ مجموعه‌(سامان‌ سالور) مي‌باشد، ضمن‌ اينكه‌ (آرياعظيمي‌نژاد) ساخت‌ موسيقي‌ آن‌ را بر عهده‌داشته‌ است‌... از نكات‌ گفتني‌ در مورد اين‌ فيلم‌اين‌ است‌ كه‌ تصويربرداري‌ آن‌ به‌ صورت‌ سياه‌ وسفيد است‌!
    

 جالب و خواندنی:

 

عجيب‌ترين‌ ميهماني‌ قرن‌:
    

اميرحسين‌ 6 ساله‌ با هانيه‌ 4 ساله‌ نامزد شدند


     در كره‌ خاكي‌، طي‌ ساليان‌ سال‌، هميشه‌اتفاقاتي‌ نادر مي‌افتد كه‌ تا مدت‌ها زبانزد خاص‌ وعام‌ است‌، درست‌ مثل‌ اتفاقي‌ كه‌ چندي‌ پيش‌ درايران‌ افتاد و اين‌ خبر نقل‌ محافل‌ شد...
    در اين‌ اتفاق‌ نادر شاهد بوديم‌ كه‌ در تالار(شب‌ طلايي‌) شهر قدس‌ شهريار، در حضور 600ميهمان‌ اميرحسين‌ 6 ساله‌ و هانيه‌ 4 ساله‌ با هم‌نامزد شدند.


    (اميرحسين‌ خالقي‌) و (هانيه‌ مرادي‌) با تصميم‌خانواده‌هاي‌ خود، با هم‌ نامزد شدند; براي‌تان‌عجيب‌ است‌ ... بارها ديده‌ايد كه‌ بعضي‌ ازخانواده‌ها، از كودكي‌ دختري‌ را به‌ نام‌ پسر خودنشان‌ مي‌كنند كه‌ البته‌ بيشتر در ازدواج‌هاي‌ فاميلي‌اين‌ مسئله‌ خود را نشان‌ مي‌دهد، ولي‌ حالاخانواده‌هاي‌ خالقي‌ و مرادي‌ اين‌ (نشان‌ كردن‌)را، رسمي‌ كرده‌اند... روز جشن‌ تمامي‌ ميهمان‌ها،خبر نداشتند كه‌ به‌ چه‌ خاطر كارت‌ دعوت‌ به‌ دست‌آنان‌ رسيده‌ است‌ و همه‌ از يكديگر مي‌پرسيدندكه‌ چه‌ خبر است‌؟ اما با ديدن‌ عروس‌ و دامادكوچولو از تعجب‌ بر صندلي‌هاي‌شان‌ ميخكوب‌شدند.
    عروس‌ و داماد در حالي‌ كه‌ در كنار يكديگر راه‌مي‌رفتند، وارد سالن‌ جشن‌ شدند و هر يك‌ برروي‌جايگاه‌ مخصوص‌ خود نشستند و با لبخند به‌ميهمان‌هايي‌ كه‌ از تعجب‌ دهانشان‌ باز مانده‌ بود،نگاه‌ مي‌كردند. جريان‌ از چه‌ قرار بود، بخوانيد:
    
    دامادي‌ پسرم‌
    پدرهاي‌ عروس‌ و داماد با يكديگر فاميل‌هستند. پدر داماد، نوه‌ دايي‌ پدر عروس‌ است‌ وپدر عروس‌ نوه‌ عمه‌ پدر داماد... داود خالقي‌ كه‌27 سال‌ سن‌ دارد، مي‌گويد: (آرزوي‌ من‌ اين‌است‌ كه‌ فرزندم‌ هر چه‌ زودتر، سر و سامان‌ بگيرد)و مي‌پرسيم‌ به‌ اين‌ زودي‌ كه‌ مي‌گويد: از آنجا كه‌آرزوي‌ هر پدري‌، ديدن‌ پسرش‌ در لباس‌ دامادي‌است‌، من‌ هم‌ دلم‌ مي‌خواست‌ به‌ اين‌ آرزو برسم‌.در حالي‌ كه‌ خودمان‌ را براي‌ گرفتن‌ جشن‌ تولدآماده‌ مي‌كرديم‌، با ديدن‌ هانيه‌ دختر چهارساله‌يكي‌ از بستگان‌مان‌ فكري‌ به‌ يك‌باره‌ در ذهنم‌جرقه‌ زد، البته‌ هر دو خانواده‌ در اين‌باره‌ صحبت‌كرده‌ بودند كه‌ هانيه‌ همسر اميرحسين‌ شود وزماني‌ كه‌ آنان‌ بزرگ‌ شوند به‌ عقد يكديگر دربيايند.
    داود خالقي‌ مي‌گويد: آن‌ مراسم‌ يك‌ شب‌فراموش‌ نشدني‌ بود و در آن‌ لحظات‌ من‌ ازخوشحالي‌ گريه‌ مي‌كردم‌ و از اينكه‌ پسرم‌ را بالباس‌ دامادي‌ در كنار عروسم‌ مي‌ديدم‌، خيلي‌خوشحال‌ بودم‌ به‌ آنها يك‌ خودروي‌ زانتيا هديه‌دادم‌. پس‌ از برگزاري‌ جشن‌ نامزدي‌ به‌ همراه‌ميهمان‌ها به‌ خانه‌ آمديم‌، وقتي‌ خانواده‌ هانيه‌تصميم‌ گرفتند به‌ خانه‌ خودشان‌ بروند، هانيه‌حاضر نبود منزل‌ ما را ترك‌ كند و با زبان‌كودكانه‌اش‌ مي‌گفت‌: (من‌ عروس‌ اين‌ها هستم‌ وبايد اين‌ جا بمانم‌)€ پس‌ از آن‌ روز اميرحسين‌ وهانيه‌ تقريبا هر روز يكديگر را مي‌بينند و با هم‌ بازي‌مي‌كنند، اگر روزي‌ هم‌ يكديگر را نبينند، از احوال‌هم‌ تلفني‌ پرس‌ و جو مي‌كنند.
    
    تفاهم‌ كامل‌
    از پدر داماد مي‌پرسيم‌ اگر اين‌ها بزرگ‌ شوندو همديگر را نخواهند، شما چه‌ كار خواهيد كرد...كه‌ مي‌گويد: ما تلاش‌ خواهيم‌ كرد كه‌ در آينده‌هيچ‌ مشكلي‌ پيش‌ نيايد و سعي‌ مي‌نماييم‌ كه‌ مهر ومحبت‌ يكديگر را در دل‌شان‌ جا كنيم‌. من‌

ومادرش‌ با پدر و مادر عروس‌ هيچ‌ مشكلي‌ نداريم‌،مگر اينكه‌ در آينده‌ عروس‌ يا داماد خودشان‌ بايكديگر مشكل‌ داشته‌ باشند، گرچه‌ بايد بگويم‌ درخانواده‌ ما كه‌ وضع‌ به‌ اين‌ شكل‌ مي‌باشد كه‌ ما به‌پدر و مادرهاي‌مان‌ احترام‌ زيادي‌ قائليم‌ و تابحال‌ حرف‌ آنان‌ را زمين‌ نينداختيم‌، يقين‌ دارم‌كه‌ اميرحسين‌ و هانيه‌ هم‌ به‌ اين‌ شكل‌ عمل‌ مي‌كنندو با هم‌ به‌طور رسمي‌ ازدواج‌ خواهند كرد، من‌يقين‌ دارم‌.
    وي‌ در ادامه‌ مي‌گويد: پسرم‌ و عروسم‌ بايكديگر تفاهم‌ كامل‌ دارند. تصميم‌ داريم‌ تا در 16يا 17 سالي‌ آنها را به‌ عقد يكديگر در بياوريم‌ و اگربتوانم‌ جشن‌ بزرگي‌ براي‌ آنها مي‌گيرم‌ و همه‌ را به‌اين‌ جشن‌ دعوت‌ مي‌كنم‌.
    از وي‌ مي‌پرسيم‌ كه‌ كمي‌ از گذشته‌ خودبگوييد، كه‌ خالقي‌ در پاسخ‌ مي‌گويد: هشت‌ سال‌قبل‌ زماني‌ كه‌ آهنگر بودم‌، به‌ خاطر اختلافي‌ كه‌ باصاحب‌ كارم‌ پيدا كردم‌ به‌ منزل‌ پدرم‌ در همدان‌رفتم‌; در آنجا با همسرم‌ كه‌ براي‌ ديدن‌پدربزرگش‌ كه‌ در همان‌جا زندگي‌ مي‌كردند،آمده‌ بود، آشنا شدم‌. به‌ او علاقه‌مند شدم‌ و پس‌از طرح‌ موضوع‌ با پدرم‌ در مدت‌ سه‌ روز مراسم‌عروسي‌ خود را برگزار كرديم‌، پس‌ از ازدواج‌ به‌شهر قدس‌ در حاشيه‌ تهران‌ آمديم‌ و زندگي‌ خودرا آغاز نموديم‌.
    همسر بسيار مهربان‌ و خوبي‌ دارم‌ و با كمك‌ او ودعاي‌ خير پدر و مادرم‌ كه‌ هميشه‌ همراه‌مان‌بودند، در زندگي‌ام‌ پيشرفت‌ كردم‌ و هم‌اكنون‌ نيزمعمار هستم‌. در زندگي‌ام‌ احساس‌ خوشبختي‌مي‌كنم‌ و پس‌ از به‌ دنيا آمدن‌ پسرم‌، خوشبختي‌ام‌تكميل‌تر شد. پس‌ از آنكه‌ اميرحسين‌ 6 ساله‌ شد وبه‌ كلاس‌ آمادگي‌ رفت‌، تصميم‌ گرفتم‌ جشن‌ تولدكوچكي‌ براي‌ او بگيرم‌، اما به‌ دليل‌ مشغله‌ زياد اين‌فرصت‌ را پيدا نكردم‌.
    خالقي‌ در پايان‌، يك‌ گفته‌ جالبي‌ هم‌ به‌ زبان‌مي‌آورد: مرگ‌ و زندگي‌ دست‌ خداست‌... انسان‌از فرداي‌ خود خبر ندارد، هميشه‌ به‌ خودم‌مي‌گفتم‌: شايد از دنيا رفتي‌، پسرت‌ را در لباس‌دامادي‌ نديدي‌. اين‌ هم‌ دليلي‌ شد تا اين‌ مراسم‌را هر چه‌ زودتر برگزار كنيم‌ كه‌ اگر فردا از دنيارفتيم‌، آرزو به‌ دل‌ نباشيم‌... جالب‌ است‌ بدانيد كه‌خود خالقي‌ هم‌ در 19 سالگي‌ داماد شد.
    او مي‌گويد: در زمان‌ ازدواج‌ من‌ 19 سال‌ وهمسرم‌ 17 سال‌ سن‌ داشت‌. خالقي‌ خانواده‌ سبزخود را خوشبخت‌ترين‌ خانواده‌ جهان‌ مي‌داند.
    
    پدر عروس‌: درباره‌ مهريه‌ نظر ندارم‌
    پدر عروس‌، دو سال‌ از پدر داماد بزرگ‌تراست‌. بهروز مرادي‌ 29 سال‌ سن‌ دارد و يك‌ پسر6 ساله‌، همسن‌ امير حسين‌ و يك‌ دختر 4 ساله‌ به‌نام‌ هانيه‌ دارد كه‌ حالا عروس‌ خانواده‌ خالقي‌است‌. زماني‌ كه‌ از ايشان‌ پرسيدم‌ چقدر مهريه‌براي‌ دخترتان‌ در نظر گرفته‌ايد، لبخندي‌ زد وگفت‌: من‌ با داود (پدر داماد) در اين‌ باره‌ صحبتي‌نكردم‌، اما در همين‌ حال‌ پدر داماد گفت‌:مي‌خواهم‌ ده‌ هزار سكه‌ طلا مهر عروسم‌ كنم‌€
    
    دنياي‌ شيرين‌
    دنياي‌ آنها دنياي‌ شيريني‌ است‌، در آغوش‌ پدرو مادرشان‌ نشسته‌اند و با يكديگر صحبت‌ مي‌كنند،از هانيه‌ مي‌پرسيم‌ كه‌ شما چقدر داماد را دوست‌داريد، كمي‌ مكث‌ كرد و سپس‌ گفت‌: خيلي‌...هانيه‌ دوست‌ دارد، معلم‌ بشود، اين‌ را

خودش‌مي‌گويد. از اميرحسين‌ مي‌پرسيم‌ كه‌ شما هانيه‌ راچقدر دوست‌ داريد، دو دستش‌ را بالا برد و گفت‌:به‌ تعداد انگشتان‌ دست‌، كه‌ پدرها مي‌خندند...
    اميرحسين‌ مي‌گويد: دوست‌ دارم‌ در آينده‌پزشك‌ شوم‌ و هانيه‌ هم‌ معلم‌ شود. سپس‌ هانيه‌ به‌او مي‌گويد برويم‌ با هم‌ بازي‌ كنيم‌ و چه‌ بازي‌اي‌بهتر از (خمير بازي‌)...
    
    شوخي‌ بود يا...؟
    خيلي‌ از ميهماناني‌ كه‌ به‌ مراسم‌ دعوت‌ شده‌بودند، ابتدا فكر مي‌كردند كه‌ پدر امير حسين‌، چه‌جشن‌ توليد مفصلي‌ براي‌ پسرش‌ گرفته‌ است‌، امازماني‌ كه‌ با چهره‌ اميرحسين‌ و هانيه‌ روبه‌ رو شدند،ابتدا تصور مي‌كردند كه‌ اين‌ يك‌ شوخي‌ است‌، اماپس‌ از گذشت‌ دقايقي‌، هنگامي‌ كه‌ متوجه‌ شدنداين‌ ميهماني‌ به‌ مناسبت‌ نامزدي‌ هانيه‌ و اميرحسين‌است‌، مانده‌ بودند كه‌ به‌ يكديگر چه‌ بگويند. پدرداماد مي‌گويد: چند ساعت‌ پيش‌ از آغاز مراسم‌،به‌ همراه‌ پسرم‌ به‌ آرايشگاه‌ رفتيم‌ و سپس‌ سواراتومبيل‌ گل‌ كاري‌ شده‌ شديم‌. بعد به‌ دنبال‌عروس‌ رفتيم‌، پس‌ از سوار كردن‌ عروس‌ كمي‌ درخيابان‌ها چرخيديم‌ و سپس‌ به‌ تالا رفتيم‌...
    
    
    در تالار ميهمانان‌ مشغول‌ صحبت‌ با يكديگربودند كه‌ ناگهان‌ خواننده‌ تالار اعلام‌ كرد كه‌ تالحظاتي‌ ديگر عروس‌ و داماد وارد مي‌شوند،تمامي‌ نگاه‌ها به‌ طرف‌ درب‌ ورودي‌ تالار برگشت‌،با آن‌ كه‌ جمعيت‌ لحظه‌اي‌ از تعجب‌ سكوت‌ كرده‌بودند، ناگهان‌ با تشويق‌ خواننده‌ تالار همه‌ مشغول‌دست‌ زدن‌ و شروع‌ به‌ هلهله‌ و شادي‌ نمودند.عروس‌ و داماد ابتدا ترسيدند، اما پدرهاي‌شان‌آرام‌شان‌ كردند و آنها را به‌ سمت‌ جايگاه‌ ويژه‌هدايت‌ نمودند.
    بستگان‌ و دوستان‌ كه‌ تازه‌ اين‌ مراسم‌، را باوركرده‌ بودند، شروع‌ به‌ ريختن‌ پول‌ بر روي‌ عروس‌و داماد كردند كه‌ مبلغ‌ قابل‌ توجهي‌ هم‌ جمع‌ شد.
    
    آشتي‌ مي‌كنيم‌
    از اميرحسين‌ مي‌پرسيم‌ كه‌ اگر هانيه‌ با تو قهركرد، چه‌ كاري‌ انجام‌ مي‌دهيد، كه‌ گفت‌: سريعاآشتي‌ مي‌كنيم‌، اميرحسين‌ از هانيه‌ اين‌ توقعات‌ رادارد:
    دوست‌ دارم‌ زماني‌ كه‌ هانيه‌ به‌ خانه‌ آمد بااسباب‌ بازي‌هاي‌مان‌ بازي‌ كنيم‌، به‌ خصوص‌خميربازي‌، ما عاشق‌ بازي‌ با خمير هستيم‌.
    دوست‌ دارم‌ هانيه‌ برايم‌ پلو با ماست‌ درست‌كند€
    
    ثبت‌ در كتاب‌ ركوردها
    باورش‌ مشكل‌ است‌، اما امير حسين‌ و هانيه‌كوچك‌ترين‌ عروس‌ و داماد جهان‌ هستند، عروس‌و دامادي‌ كه‌ به‌ صورت‌ رسمي‌ براي‌ آنان‌ نامزدي‌گرفتند.
    و تمامي‌، اقوام‌، دوستان‌ و بستگان‌ به‌ رسمي‌شدن‌ اين‌ مراسم‌ واقف‌ شدند، روي‌ همين‌ اصل‌بايد اين‌ اتفاق‌ نادر، در كتاب‌ ركوردهاي‌ گينس‌ثبت‌ شود.
    
    در مهد كودك‌
    به‌ مهدكودك‌ كه‌ مي‌رويم‌، (امير حسين‌) دركلاس‌ آمادگي‌ نشسته‌ است‌، او سال‌ ديگر بايد به‌كلاس‌ اول‌ برود، شيطنت‌هاي‌ بچه‌ گانه‌ در نگاه‌ اومشهود است‌، به‌ همراه‌ دوستانش‌ مي‌خندد، گوياخيالش‌ از آينده‌ راحت‌ است‌. معلم‌ مربوطه‌اميرحسين‌ مي‌گويد: از اين‌ وصلت‌ بسيارخوشحالم‌، البته‌ باورش‌ كمي‌ برايم‌ مشكل‌ است‌،اما اتفاق‌ شيريني‌ بود.
    از اميرحسين‌ مي‌پرسيم‌ آقا پسر، بهترين‌ حادثه‌شب‌ مراسم‌ نامزدي‌ چه‌ بود؟ كه‌ مي‌گويد: واردشدن‌ به‌ تالار كه‌ تمامي‌ ميهمانان‌ با تعجب‌ به‌ ما نگاه‌مي‌كردند و ديگري‌ پس‌ از پايان‌ مراسم‌ كه‌ درصندلي‌ پشت‌ اتومبيل‌ پدر نشستيم‌ و شادي‌ كنان‌ به‌همراه‌ كاروان‌ عروسي‌ به‌ خانه‌ پدر رفتيم‌.
    
    سخت‌گيري‌ نكنيد
    داود خالقي‌ كه‌ شايد 11، 12 سال‌ ديگررسمٹپدر داماد شود، مي‌گويد: به‌ خانواده‌هاتوصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ در ازدواج‌ جوانان‌ سخت‌گيرنباشد و آنها را به‌ ازدواج‌ تشويق‌ كنند و جوان‌هانيز مطمئن‌ باشند كه‌ اگر ازدواج‌ موفقي‌ كنند، درزندگي‌شان‌ پله‌هاي‌ ترقي‌ را به‌ سرعت‌ طي‌مي‌كنند، همان‌طور كه‌ اين‌ اتفاق‌ براي‌ من‌ افتاد.
    ماحصل‌ اين‌ ميهماني‌ عجيب‌ قرن‌ را خوانديد،شايد تا سال‌ها با چنين‌ مسئله‌اي‌ در دنيا مواجه‌نشويم‌. جالب‌ توجه‌ است‌، اينكه‌ خانواده‌هاي‌خالقي‌ و مرادي‌ چنين‌ تصميمي‌ براي‌ فرزندان‌خود گرفته‌اند...

به نظر من که کارشون اشتباه بودهnot talking!!! برای نمونه فیلم دیوانگی!!!!!not talking

 

 

بزرگترين عدد اول شناخته شد

يك تيم از دانشگاه ايالت ميسوري به رهبري استيون بوون و پروفسور كارتيس كوپر رياضي دان اين عدد را در نيمه دسامبر پس از برنامه ريزي ۷۰۰ رايانه در چند سال گذشته، به دست آوردند. به گزارش ايرنايك عدد اول عددي مثبت است كه تنها بر خودش و يك، بخش پذير باشد، مثل ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۷ و... عددي را كه اين گروه به آن دست يافتند ۹‎/۱ ميليون رقم طول دارد. اين عدد اول شناخته شده مرسن با عنوان ۳۰۴۰۲۴۵۷ M كه دو به توان ۳۰۴۰۲۴۵۷ منهاي يك است. اعداد اول مرسن يك گروه ويژه هستند كه با نماد به توان «P» منهاي يك نشان داده مي شود كه P خود نيز يك عدد اول است.

 

يه عكس جالب از كامران و شقايقhee hee

برندگان مسابقه هفته ی قبل:

 

جواب سوال هفته ی پیش:قسمت اول:سحر زکریا       قسمت دوم:(۳تا از این موارد)پاورچین-مروارید سرخ-اگر می تونی منو بکش-ببرای آخرین بار-قطار ابدی-در پناه تو-موزیک ویدیوی چشم سیاه و....

تعداد پاسخ دهنده ها: ۸۷ نفر

تعداد پاسخهای درست: ۶۱ نفر

تعداد پاسخهای نصفه: ۱۱ نفر

تعداد پاسخ های درست غیر مقبول:۹نفر (یعنی شرایط مسابقه رو رعایت نکردن-در حقیقت ۱۶ نفر در قرعه کشی حضور داشتن-)

توجه:اگر به غیر از سحر زکریا همه یا هر شخصه دیگه ای رو می گفتید فایده نداشت و جوابتون غلط بوده

نکته: بعضی از اشخاص اومده بودند همراه با سحر زکریا شخس دیگری هم گفته بودن که ایم باعث مردود بودن جواب میشه چون یکی از نکات سوال این بود شخص رو بشناسید وگرنه ما دور سرش دایره ی قرمز می کشیدم یا مثل اینکه من یه شعر بزارم بگم شاعرش رو بگید دو تا شاعر بگید اما چون دوستان اطلاع نداشتن و ما به فال محکم کاریشون میگیریم جواب هاشون رو قبول کردیم.

خداییش دیگه خیلی آدم باید شومپت کته کله باشه که بیاد شقایق دهقان یا بقیه اعضای عکس رو بگه چون آدرسی که ما داده بودیم به یه بچه هم بگی بهت میگفت سحر زکریاست.

برندگان:

 ۱-امیر از مشهد مقدس

۲-علی از کرمان

۳-بهناز از قزوین

۴-شیدا از تهران

۵-روشنک از تهران

 

سوال این هفته:

باور کنید از سوال هفته ی پیش آسونتر سراغ ندارمI don't know - New!

 

جمع مکسر کلمه ی وبلاگ چیست؟

 

 راهنمایی:نداره!!!

 

به ۳ نفر از کسانی که جواب درست را بگوییند ۲۰ ساعت اینترنت K56 به قید قرعه از این وبلاگ جایزه می گیرند

شرایط شرکت در مسابقه:

۱- داخل ایران باشید.۲- برای جواب دادن یا با آیدی من تماس باید بگیرید و یا با ایمیل من!

۳-می توانید در قسمت نظرات هم جواب را بنویسید اما در تابلوی گفتمان قبول نمی باشد

۴- ایمیل و شهرتان را هم حتما بنویسید

Yahoo ID:Yavar_Toghrol4
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

 

پاسخ سوالات:

۱- در مورد نظرسنجی دوستی با نام پیام طرحی دادند که باید بگم قبلا روی این طرح فکر شده بود اما همانند سال گذشته بهترین آلبوم سال ۱۳۸۴ رو انتخاب می کنیم نه۲۰۰۵.

۲-تابلوی گفتمان بعضی وقتها خودش نمیاد به من ربطی نداره

 ۳-مسابقه هاتون تا کی هست؟

جواب : یا این هفته آخرین هفته هست یا هفته ی بعد

۴-قالب زمستانی تا کی هست؟

جواب : برای محرم که حتما توش دست می برم انشاالله (ویژه ی محرم) و برای بهار هم فعلا طرحی ندارم اما احتمالش هست که قالب رو بهاری کنم

 

شبهای برره:

پول برره ای:

 

پشت صحنه برره:

منبع سایت هوادارن مهران مدیری(زیر عکس آدرسشو نوشته)

 قسمت اول
 قسمت دوم
 قسمت سوم
 قسمت چهارم
 قسمت پنـــجم
 قسمت شـــشم (تبریک آقای مدیری)

:: برای ذخیره کردن کلیپ ها راست کلیک کرده و Save Target As را بزنید.

 

اگر برره تمام شود

دوباره طنز های ایران خنک بازی و مسخره بازی می شود!!!!!

متاسفانه طنز سازان ما بسیاز ضعیف و بد عمل کرده اند به جز مهران مدیری. مطمئنا ۸۰٪ مردم تابستان هیچگاه تلویزیون را برای دیدن برنامه ی به اصطلاح طنزی روشن نمی کردن. بی مزه بازی های جواد رضویان دلقک بازی های داریوش کاردان و طنز به قول خود مهدی مظلومی درپیت اتاق اکسیژن.

اگر هم کسی اینها رو می دید مطمئنا از رو بیکاری و ناچاری بوده و عده شاید کمی هم باشند که از این برنامه های به اصطلاح طنز خوششون میومده!!!

مطمئنا این چنین میشه که رضایت مردم از برنامه های تلویزیون پایین میاد و مردم رو به برنامه های ماهواره های خارجی(آلمان-ایتالیا-امارات و....) می آورند. و دوری از تلویزیون به وجود میاد الان کمتر کسی رو می تونید ببینید که زمان پخش برنامه شبهای برره ماهواره نگاه کنه!!!!!! اما حیف که دوباره بی مزه بازی و مسخره بازی و دلقک بازی جای برره را می گیرد!!!!!!!!

 منبع:http://www.holeleh.blogfa.com/

 

قالب برای بلاگفا:

 قالب بهنوش:

اگر کسی خواست قالب بهنوش رو وبلاگش بزاره به من بگه کدش رو براش ایمیل بزنم.

نمونه ی قالب بهنوش: http://www.holeleh-g.blogfa.com/

 

 

        دانلود  

 

 

 و بلاخره آلبوم محمد و حبیب:(خودشه)

 آلبومشون كه 100% بهترين البوم سال 2006 ميشه تا 2 هفته خيلي طول بكشه 3 هفته ديگه مياد و غوغايي ميكنه كه امريكا ميتركه( تازه تركش هاش هم به ايران ميرسه پس بايد مواظب باشيم)الان آهنگ بارون هم چند باره كه توي تلويزيون پخش شده واسم آلبوم هم هست love struck((((خودشه)))love struck

 منبع :http://www.khaterehmoe.blogfa.com/

 

موزیک ویدئو جدید از حامد از آلبوم بود و نبود ...

تنهایی 

 

دو تا میکس توپ از منصور ....

رمیکس 1 

رمیکس 2 

 

 

" بهشاد - عشق با احتیاط "

 

خیال کردی

قاب عکس

ونوس مهتاب (بی کلام)

مریم

می خوام بدونی

روز عشق

ونوس مهتاب ( ریمیکس )

 

 

2 موزیک ویدیو جدید جدید جدید
     موزیک ویدیو جدید از شهیاد با همراهی امراه بنامه < بی تو هرگز >

    www.pmcmusic.blogfa.com

   

ویدیو جدید علی دانیال بنامه . کویـــــــــــر . از آلبومه : راز

   

   دانلود

  برای دانلود کلیک کنید تو صفحه جدید پایین صفحه روی اسم آهنگ کلیک کنید .

 

 

معین
کنسرت زیبای معین به همراه اجرای آهنگهایه جدیدش

 

   Moein Concert 1 MPEG

   Moein Concert 2 MPEG

   Moein Concert 3 MPEG

   Moein Concert 4 MPEG

   Moein Concert 5 MPEG

   Moein Concert 6 MPEG

   Moein Concert 7 MPEG 

 

 

بعضی از آهنگهایی که درخواست کرده بودید نتونستم پیدا کنم

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

نظر وده! نودی؟ نظر زور ودهbring it on!!!!!!

اگر نظر نودی وگو ام خور زور خان حسابتو ورسه ها!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 22:0  توسط رضا  | 

سارا خوئینی ها-اردلان شجاع کاوه-جوک برره ای-موزیک-پول برره ای-مسابقه-لیلون و....

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

هدیه های ایندفعه!!!!!!!

 

رو هر عکس که می خواهید کلیک کنید بزرگ میشه!!!

              

             

             

                                   

 

 

          سینما و تلویزیون

سارا خوئيني‌ها،با استعداد كم‌ كار

  
    در سال‌هاي‌ اخير بازيگران‌ زيادي‌ به‌ هنرايران‌ معرفي‌ شدند كه‌ تعدادي‌ از آنان‌ استعدادبسيار عجيبي‌ دارند... آنهايي‌ كه‌ مجموعه‌معصوميت‌ از دست‌ رفته‌ را چند سال‌ پيش‌ ازسيماي‌ ايران‌ ديدند، همگي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌سارا خوئيني‌ها يك‌ استعداد تازه‌ در هنر ايران‌است‌. او با بازي‌ در نقش‌ حميرا تعجب‌ محافل‌سينمايي‌ ايران‌ را به‌ خود معطوف‌ كرد، خيلي‌هافكر مي‌كردند كه‌ او تازه‌ به‌ سينماي‌ ايران‌ معرفي‌شده‌ اما او سال‌ هاست‌ كه‌ در نياي‌ سينما فعاليت‌مي‌كند، اما بازيگر كم‌ كاري‌ است‌... ساراخوئيني‌ها همچنين‌ در مجموعه‌ تلويزيوني‌ سفرسبز با امين‌ تارخ‌، محمدرضا شريفي‌ نيا و... نقش‌آفريني‌ زيبايي‌ از خود ارائه‌ داد. او به‌ همكار ما دريك‌ گفتگوي‌ تلفني‌ گفت‌: معمولا سعي‌ مي‌كنم‌، درنقش‌ هايي‌ بازي‌ كنم‌ كه‌ حداقل‌ چند سال‌ دراذهان‌ باقي‌ بماند، به‌ همين‌ خاطر سعي‌ مي‌كنم‌ باوسواس‌ زيادي‌ نقش‌ هايم‌ را انتخاب‌ كنم‌.
    وي‌ مي‌گويد: تاكنون‌ در چند فيلم‌ سينمايي‌بازي‌ كردم‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌(دوستان‌) در سال‌78،(بالاي‌ شهر پايين‌ شهر) در سال‌ 80،(نقاب‌) در سال‌ 83، كه‌ هنوز به‌ اكران‌ نيامده‌ وهمچنين‌ اسپاگتي‌ در هشت‌ دقيقه‌ كه‌ چندي‌ پيش‌اكران‌ شده‌ اشاره‌ كنم‌. زماني‌ كه‌ از وي‌ پرسيديم‌در حال‌ حاضر در كدام‌ پروژه‌ها بازي‌ مي‌كنيدگفت‌: در سه‌ پروژه‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌ پرداختم‌. دريك‌ فيلم‌ سينمايي‌ به‌ نام‌ گيس‌ بريده‌ كه‌ كارگردان‌آن‌ جمشيد حيدري‌ است‌.
سارا خوئيني ها و گلزار در فيلم بالا و پائين شهر

    من‌ در اين‌ فيلم‌ با محمدرضا شريفي‌ نيا،اميررضا گيتي‌ بان‌، صدرالدين‌ حجازي‌، سعيد بلندنظر، سودابه‌ بيضايي‌، و مهدي‌ تولايي‌ هم‌ بازي‌هستم‌ و فيلم‌ نامه‌ گيس‌ بريده‌ را حسن‌ انصاريان‌نوشته‌ است‌. وي‌ در مورد داستان‌ اين‌ فيلم‌مي‌گويد: درباره‌ كشمكش‌ ميان‌ يك‌ پدر و دختراست‌ ظاهرا پدر انتظارهاي‌ نامعقولي‌ از دخترش‌دارد و در اين‌ ميان‌ دختر در مقابل‌ پدرمي‌ايستد...
    همچنين‌ به‌ تازگي‌ بازي‌ در فيلم‌(حبس‌) به‌كارگرداني‌ داريوش‌ فرهنگ‌ را به‌ پايان‌ رساندم‌...
    سارا خوئيني‌ها مي‌گويد: در ايام‌ ماه‌ محرم‌ بامجموعه‌اي‌ به‌ كارگرداني‌ سهيلي‌ زاده‌ ايفاي‌ نقش‌كردم‌ در اين‌ مجموعه‌ با پژمان‌ بازغي‌، حامدبهداد، آتيلا پسياني‌ و عبدالرضا اكبري‌ هم‌ بازي‌هستم‌... اين‌ مجموعه‌ قرار است‌، در ايام‌ ماه‌ محرم‌پخش‌ شود...
    گفتني‌ است‌ كه‌ بر روي‌ سارا خوئيني‌ها بايد نام‌بازيگر با استعداد كم‌ كار گذاشت‌ او يك‌ استعدادبالفطره‌ در سينماي‌ ايران‌ است‌.

 

اردلان‌ شجاع‌ كاوه‌: من‌ عاشقم‌، عاشق‌ كار،عاشق‌ همسرم‌ و زندگيم‌

اردلان‌ شجاع‌كاوه‌ جزء آن‌ دسته‌ از بازيگراني‌است‌ كه‌ هر چند در ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌ وارددنياي‌ بازيگري‌ شد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ آكادميك‌ رفت‌ تا به‌ نياز تحصيل‌ وسبك‌ عمل‌ پاسخ‌ دهد. او معتقد است‌ (آدمي‌ درهر شرايط و با هر موقعيت‌ شغلي‌ كه‌ باشد به‌تحصيل‌ نياز دارد و براي‌ ورود به‌ هر كاري‌ بايد به ‌صورت‌ علمي‌ و آكادميك‌ با آن‌ حرفه‌ آشنايي‌داشته‌ باشد)
    از اين‌رو، وي‌ كه‌ ديپلم‌ خود را در رشته‌ اقتصادكسب‌ كرده‌ بود، پس‌ از وقفه‌ وارد دانشگاه‌ تهران‌شد و در رشته‌ تئاتر ادامه‌ تحصيل‌ داد. اما تنها اخذمدرك‌ ليسانس‌ نمي‌توانست‌ روح‌ جستجوگر وذهن‌ پر از سوال‌ شجاع‌كاوه‌ را آرام‌ نمايد، براي‌همين‌ باز هم‌ كارشناسي‌ ارشد خود را از دانشگاه‌تربيت‌ مدرس‌ بدست‌ آورد اما از آنجايي‌ كه‌هيچ‌گاه‌ به‌ دنبال‌ جمع‌آوري‌ مدرك‌
نبوده‌ و تنهابه‌ دليل‌ عشق‌ به‌ بازيگري‌ و هنر به‌ دنبال‌ علم‌ رفته‌بود (هنوز هم‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها مدرك‌فوق‌ليسانس‌ را از دانشگاه‌ مربوطه‌ نگرفته‌ است‌)بعد از طي‌ اين‌ مراحل‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ بازگشت‌ امااين‌ بار با ديدي‌ وسيع‌ و اطلاعات‌ و آگاهي‌ بيشتر.
    تاكنون‌ شاهد ايفاي‌ نقش‌هاي‌ متفاوتي‌ ازاردلان‌ شجاع‌كاوه‌ بوده‌ايم‌، نقش‌هاي‌ مثبت‌ ومنفي‌، اما جهانگير از آن‌ نقش‌هاي‌ خاكستري‌ است‌كه‌ هر بازيگري‌ قادر به‌ ايفاي‌ آن‌ نخواهد بود،حضور در كاراكتر جهانگير در سريال‌ روح‌ مهربان‌كه‌ هر هفته‌ در شبكه‌ اول‌ سيما پخش‌ مي‌شود شايدبهترين‌ بهانه‌ بود تا به‌ سراغ‌ اين‌ بازيگر توانا وخوش‌خلق‌ رفته‌ و ساعاتي‌ را در دفتر مجله‌ ميزبان‌ايشان‌ باشيم‌; هفت‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بارحضور بر روي‌ صحنه‌ را تجربه‌ كرد. وي‌ از سال‌48 به‌ گروه‌هاي‌ تئاتر پوست‌ و در سال‌ 63 يكي‌از مهم‌ترين‌ اتفاقات‌ زندگي‌ هنري‌ام‌ رقم‌ خورد،حضور در فيلم‌ سينمايي‌ (بايكوت‌) به‌ كارگرداني‌محسن‌ مخملباف‌ كه‌ به‌ عنوان‌ پرفروش‌ترين‌ فيلم‌سال‌ نيز معرفي‌ شد، اما از ديگر كارهاي‌ اين‌ بازيگرمي‌توان‌ به‌ فيلم‌هاي‌ گذرگاه‌، هراس‌، 53نفر، بربال‌ فرشتگان‌، دايره‌ سرخ‌، آقاي‌ رئيس‌ جمهور ونيز سريال‌هاي‌ هشت‌ بهشت‌، حامي‌، ذهن‌ زيبا، م‌مثل‌ معلم‌، كلانتر،برگبار، شمارش‌ معكوس‌، ايستگاه‌آخر، ديوار شيشه‌اي‌، جاودانه‌، نوعروس‌ و روح‌مهربان‌ اشاره‌ كرد.
    - آقاي‌ شجاع‌كاوه‌ به‌ نظرتان‌ چرا بين‌بازيگراني‌ كه‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ در زمينه‌بازيگري‌ دارند و آن‌هايي‌ كه‌ تجربه‌ وارد اين‌حرفه‌ شدند فاصله‌ افتاده‌ است‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: چرا اين‌ سوال‌ را از من‌مي‌پرسيد؟
    - به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ شما ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌وارد اين‌ حرفه‌ شديد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ دانشگاهي‌ رفته‌ايد...
    شجاع‌ كاوه‌: به‌ عقيده‌ من‌ تجربه‌ و تحصيلات‌دانشگاهي‌ دو مقوله‌ جدا و مستقل‌ از هم‌ است‌، درواقع‌ هر كدام‌ شرايط مخصوص‌ به‌ خود را دارد،ما در دانشگاه‌ روش‌ تحقيق‌ را مي‌آموزيم‌، درصورتي‌ كه‌ در سينماي‌ امروز در مقوله‌ تجربي‌بازيگر وارد كتابخانه‌ نمي‌شود مگر براي‌ گرفتن‌صحنه‌ از فيلم‌...اما فارغ‌التحصيلان‌ براي‌ ورود ه‌بازار كار در شرايط محيطي‌ قرار مي‌گيرند كه‌برايشان‌ مهيا شده‌...در دهه‌ 60 در سه‌ فيلم‌پرفروش‌ ايفاي‌ نقش‌ كردم‌به‌ نام‌هاي‌ (بايكوت‌)(گذرگاه‌)، (هراس‌) و بعد از آن‌ وارد بازار كارشدم‌ و نيز در تئاتر كه‌ بيش‌ از اين‌ به‌ صورت‌ تجربي‌سيزده‌ سال‌ مستمر حضور داشتم‌. بعد از طي‌ اين‌مراحل‌ وارد دانشگاه‌ شدم‌ يعني‌ حدود پانزده‌سال‌ با سينما و بازيگري‌ آشنا بوده‌ و كار كردم‌، درواقع‌ نياز به‌ تحصيل‌ و كسب‌ علم‌ در اين‌ حرفه‌زماني‌ در من‌ احساس‌ شد كه‌ مي‌ديدم‌ آثاي‌همايون‌ پايور كه‌ فيلم‌بردار بودند در فيلم‌(گذرگاه‌) با چه‌ حوصله‌ و اشتياقي‌ كتاب‌ مي‌خواندو ديدن‌ اين‌ تصوير برايم‌ هميشه‌ جذابيت‌ داشت‌از اين‌ رو به‌ فكر ادامه‌ تحصيل‌ افتادم‌، اما چون‌گرفتن‌ ديپلم‌ من‌ مصادف‌ شد با انقلاب‌ فرهنگي‌ وبعد از آن‌ رفتم‌ به‌ خدمت‌ نظام‌، كمي‌ اين‌ قضيه‌(ادامه‌ تحصيل‌) برايم‌ دير شده‌ بود، اما باز هم‌آمدم‌ و درس‌هاي‌ گذشته‌ را با اعتقاد خواندم‌ وقبول‌ شدم‌ چون‌ احساس‌ كمبود مي‌كردم‌، درواقع‌ دانشگاه‌ رفتن‌ يك‌ مسئله‌ كاملا شخصي‌ است‌،امروز يازده‌ سال‌ از اخذ فوق‌ليسانس‌ من‌مي‌گذرد و من‌ احساس‌ جدايي‌ مي‌كنم‌ وبرمي‌گردم‌.

    براي‌ همين‌ دو، سه‌ سال‌ است‌ براي‌ تدريس‌برگشتم‌ به‌ محيط دانشگاه‌ با دانشجويان‌ در ارتباطهستم‌.
    شما براي‌ آرامش‌ روح‌ به‌ سراغ‌ كتاب‌ و كسب‌علم‌ مي‌رويد و با خواندن‌ كتاب‌ مي‌توانيد به‌ دوهزار سال‌ پيش‌ از خود برويد، در صورتي‌ كه‌ براي‌گرفتن‌ يك‌ صحنه‌ با سختي‌هاي‌ زياد به‌ آن‌ مكان‌رفته‌ و فيلمي‌ ساخته‌ مي‌شود، باز تاكيد مي‌كنم‌مقوله‌ تحصيل‌ و تجربه‌ از هم‌ جدا است‌ و در اين‌حالت‌ ه‌ به‌ هم‌ نزديك‌ شدند، باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌شديدا احساس‌ مي‌كنم‌ ما بايد ملزم‌ شويم‌ تا به‌ هنرعلمي‌تر نگاه‌ كنيم‌، همان‌ طور كه‌ به‌ موسيقي‌ نگاه‌مي‌كنيم‌ و براي‌ موسيقي‌ كميات‌ را قائل‌ هستيم‌براي‌ رسيدن‌ به‌ كيفيات‌، عالم‌ بازيگري‌ نيز بايد اين‌گونه‌ شود. به‌ نظر من‌ آدم‌ آگاه‌ و تحصيل‌ كرده‌ دراين‌ خصوص‌ بسيار كم‌ است‌.
    - پس‌ با اين‌ حسب‌ مي‌توان‌ يكي‌ از مشكلات‌امروز سينماي‌ ما را يك‌ شبه‌ بازيگر شدن‌ و نرفتن‌ به‌دنبال‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ دانست‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: بازيگر شدن‌ امروز خيلي‌ راحت‌صورت‌ مي‌گيرد اما در سيستم‌ خودش‌، نه‌ يك‌شبه‌... يكي‌ از دانشجويان‌ به‌ من‌ مي‌گفت‌: مگر تمام‌اين‌ بازيگراني‌ كه‌ كار مي‌كنند تمام‌ اين‌ كتاب‌هايي‌كه‌ شما مي‌گوييد، خواندند كه‌ ما بايد بخوانيم‌.گفتم‌: اين‌ دو مقوله‌ جداست‌. آن‌ جوان‌نماينده‌اي‌ بود از نسل‌ خود كه‌ اين‌ سوال‌ درذهنشان‌ بودند و من‌ اين‌ امكان‌ را دارم‌ از طريق‌مجله‌ شما حرفم‌ را به‌ تمام‌ جوان‌ها وخانواده‌هاي‌ ايراني‌ برسانم‌ كه‌ خيلي‌ بايد كتاب‌بخوانند، مي‌شود خلوت‌ها را پر كرد، مي‌شود دل‌به‌ دنيا نبست‌، مي‌شود خيلي‌ از كارهاي‌ ديگران‌ راانجام‌ نداد، مي‌شود سي‌ سال‌ كار كرد اما بي‌صدا،نه‌ با يك‌ شب‌ كار دنيا را خبر كرد... براي‌ ورود به‌اين‌ حرفه‌ بايد عشقت‌ را بشناسي‌، رسيدنت‌ به‌عشق‌، تحصيلات‌ دانشگاهي‌ و چهار تا كتاب‌خواندن‌ نيست‌، چهار تا فيلم‌ بازي‌ كردن‌ هم‌ نيست‌بلكه‌ فهم‌ درام‌ است‌. آرتيست‌هاي‌ بزرگي‌ رامي‌شناسم‌ كه‌ نه‌ در حرفه‌ ما هستند و نه‌ تحصيلات‌دانشگاهي‌ دارند ولي‌ هنر در تمام‌ وجودشان‌ديده‌ مي‌شود، هنري‌ كه‌ ما تازه‌ بايد، دانشگاه‌ها به‌صورت‌ حرفه‌اي‌ دنبال‌ اين‌ كلمه‌ بگرديم‌ ولي‌خداوند اين‌ ويژگي‌ را به‌ او عطا كرده‌ است‌، اوهيچ‌ آزاري‌ به‌ جز محبت‌ ندارد...
    - اگر اجازه‌ دهيد كمي‌ از اين‌ مقوله‌ جداشويم‌، ايفاي‌ نقش‌ در كدام‌ كارها را اخيرا به‌ پايان‌رسانده‌ايد؟
    شجاع‌ كاوه‌: نقش‌ سهراب‌ در چند اپيزود براي‌سري‌ دوم‌ سريال‌ كلانتر و همين‌ طور دو كارسينمايي‌ است‌ كه‌ پخش‌ نشده‌ (البته‌ فيلم‌ نوددقيقه‌اي‌ تلويزيون‌) كه‌ در يكي‌ نقش‌ پزشك‌ دارم‌و در يكي‌ ديگر نقش‌ يك‌ جوان‌ دهه‌ 50 و نيز درسرايل‌ حضرت‌ يوسف‌ مدتي‌ است‌ ايفاي‌ نقش‌مي‌كنم‌. البته‌ بدون‌ درج‌ خبر و بي‌سر و صدا، نقش‌فرشته‌ حضرت‌ جبرئيل‌ را ايفا مي‌كنم‌ و حضورخيلي‌ مختصر كمي‌ دارم‌...
    - بارها ديده‌ شده‌ وقتي‌ سري‌ دوم‌ كاري‌ساخته‌ مي‌شود، به‌ موفقيت‌ نمي‌رسد، در خصوص‌كلانتر آيا اين‌ ويژگي‌ صادق‌ است‌؟

    شجاع‌ كاوه‌: اپيزودي‌ كه‌ در آن‌ حضور دارم‌،خيلي‌ جاي‌ بحث‌ دارد و تمام‌ بچه‌ها و كارگردان‌خيلي‌ راضي‌ بودند از كار... اميد به‌ اين‌ است‌ كه‌ ازسري‌ قبل‌ هم‌ جذاب‌ و ديدني‌تر شود و مردم‌راضي‌ از جلوي‌ تلويزيون‌ بلند شوند و به‌ ما بدنگويند. بعضي‌ از عزيزان‌ خيلي‌ زود نارضايتي‌خود را ابراز مي‌كنند.
    -چطور شد پيشنهاد بازي‌ در سريال‌ روتح‌مهربان‌ را پذيرفتيد؟
    شجاع‌ كاوه‌: روح‌ مهربان‌ جمع‌بندي‌ از سه‌ كارنقش‌ منفي‌ من‌ بود، ده‌ سال‌ در سينما مثبت‌ بازي‌كردم‌، بعدها در تئاتر براي‌ پايان‌ نامه‌ ليسانس‌ يك‌نقش‌ منفي‌ 60 دقيقه‌اي‌ را تك‌گويي‌ داشتم‌... تااين‌ كه‌ (شب‌ و مهر) را با محمدعلي‌ خان‌ كشاورزدر سال‌ 74، كار كردم‌ و تجربه‌ يكنقش‌ منفي‌ و(ايستگاه‌ آخر)، كه‌ با مرحوم‌ مهدي‌ فتحي‌ يك‌تجربه‌ ديگر نقش‌ منفي‌ و ديگر رل‌ منفي‌ را نداشتم‌،تا جهانگير روح‌ مهربان‌، اين‌ نقش‌ خيلي‌ جاي‌ كارداشت‌، بهتر از اين‌ها بايد ظاهر مي‌شدم‌، جهانگيرمثل‌ كاركترهاي‌ است‌ كه‌ در عمق‌ بدي‌، سعي‌مي‌كنيم‌ وجه‌ مشتركي‌ پيدا كنيم‌ كه‌ ما نرويم‌ به‌سمت‌ او و مثل‌ جهانگير نشويم‌ و باعث‌ مي‌شود يك‌تكان‌ شخصي‌ بخوريم‌، يكي‌ از وظايف‌ هنرمندان‌اين‌ است‌ كه‌ بد را طوري‌ نشان‌ دهند كه‌ خوب‌ بهترشود. هميشه‌ ساختن‌ و درست‌ كردن‌ خيلي‌سخت‌تر از خراب‌ كردن‌ است‌ و به‌ عقيده‌ من‌ايفاي‌ اين‌ گونه‌ نقش‌ها احترام‌ به‌ مخاطب‌ است‌.
    - به‌ نظرتان‌ شخصيت‌ جهانگير منفي‌ است‌ ياخاكستري‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ به‌ خاكستري‌ معتقدم‌، چون‌خاكستري‌ در تمام‌ رنگ‌ها هست‌، ما خوب‌ و بدمطلق‌ نداريم‌.
    - رابطه‌ شما با پدر خانومتان‌ چگونه‌ است‌،مثل‌ جهانگير؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ براي‌ ايشان‌ بسيار احترام‌قائلم‌.
    - غير از بازيگري‌ به‌ چه‌ فعاليت‌ ديگري‌ انجام‌مي‌دهيد؟
    شجاع‌ كاوه‌: در دانشگاه‌ تدريس‌ مي‌كند و دعابه‌ جان‌ شما...
    - چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد؟
    شجاع‌ كاوه‌: سال‌ 70 تشكيل‌ زندگي‌ مشترك‌دادم‌.
    - يك‌ زندگي‌ هنري‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: بله‌ روي‌ صحنه‌ تئاتر ازدواج‌ كردم‌.
    - همسرتان‌ هم‌ هنرمندند؟
    شجاع‌ كاوه‌: بله‌، ايشان‌ هم‌ بازيگرند و هم‌دوبلور.
    - چطور با همسرتان‌ آشنا شديد؟

    شجاع‌ كاوه‌: او يكي‌ از دانشجويان‌ موفق‌ دردانشگاه‌ الزهرا بود، البته‌ در رشته‌ نقاشي‌ و در كنارآن‌ نمايش‌ نامه‌ نيز مي‌نوشت‌، البته‌ اولين‌ نمايش‌نامه‌ نويس‌ زن‌ بود كه‌ هجده‌ سال‌ پيش‌ سه‌ دوره‌جايزه‌ جشنواره‌ گرفت‌. در جشنواره‌ فرهنگ‌ وهنر و ادب‌ روستا، جشنواره‌ سراسري‌ دانشجويان‌كشور من‌ با ايشان‌ همكار بودم‌ اما هيچ‌ كدام‌ قصدازدواج‌ نداشتيم‌ تا اين‌ كه‌ در سالن‌ اصلي‌ تئاترشهر، نمايش‌ (سوءتفاهم‌) از (آلبرت‌ كامو) رابازي‌ مي‌كرديم‌، ايشان‌ مارتا بودند و من‌ ژان‌ وخانم‌ ثريا قاسمي‌ هم‌ نقش‌ مادر را برعهده‌ داشتند،آنجا دو روز تئاتر را تعطيل‌ كرده‌ ازدواج‌ كرديم‌ ودوباره‌ به‌ صحنه‌ برگشتيم‌ و كارمان‌ را ادامه‌ داديم‌ وبا عشق‌ و علاقه‌ ادامه‌ زندگي‌ داديم‌.
    - از خصوصيات‌ اخلاقي‌ ايشان‌ بگوييد؟
    شجاع‌ كاوه‌: بسيار بسيار زياد گذشت‌ دارند وبه‌خاطر من‌ و به‌ خاطر زندگي‌ مشترك‌ گذشت‌ كردو از صحنه‌ تئاتر فاصله‌ گرفت‌، به‌ سمت‌ راديو رفت‌و برنامه‌ سلام‌ تهران‌ را با مرحوم‌ كيان‌ اجرامي‌كرد، چند سالي‌ آن‌ جا بود، بعد به‌ كار دوبلاژبازگشت‌. چون‌ براي‌ ديدن‌ نمايش‌ سوء تفاهم‌مدير وقت‌ شبكه‌ آمده‌ بودند و خيلي‌ حرفه‌اي‌ به‌اين‌ كار دعوت‌ شد.
    - آخرين‌ كارشان‌...؟
    شجاع‌ كاوه‌: مستند ايران‌ كه‌ از شبكه‌ يك‌ پخش‌مي‌شود و به‌ جاي‌ (اليزا) خبرنگار صحبت‌ مي‌كند.البته‌ دو تا نمايش‌ نامه‌ هم‌ براي‌ كار دارد، قراراست‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ تئاتر برگردد، انشاءا... كه‌قدمش‌ مبارك‌ باشد.
    - و حاصل‌ اين‌ زندگي‌ مشترك‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: يك‌ دختر ده‌ ساله‌. فعلا به‌ سمت‌بازيگري‌ نيامده‌...
    - در رشته‌ ديگر هنر چطور؟
    شجاع‌ كاوه‌:به‌ موسيقي‌ علاقه‌ و اين‌ رشته‌ را ازكودكي‌ دنبال‌ مي‌كرد، در سن‌ شش‌ سالگي‌ ديپلم‌(ارف‌) گرفت‌ و توانايي‌ نواختن‌ دوساز را داشت‌.
    - چه‌ چيز شما را ناراحت‌ مي‌كند؟
    شجاع‌ كاوه‌: ناراحتي‌ زماني‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌شما شرايط محيطي‌ بيرون‌ را با خودتان‌نمي‌توانيد سازگار كنيد، قوه‌اي‌ بروز پيدا كند به‌نام‌ غم‌ و اندوه‌، خب‌ مسئله‌اي‌ كه‌ آدم‌ را ناراحت‌مي‌كند يكي‌، دو تا نيست‌، من‌ به‌ شخصه‌ در زندگي‌جهاتي‌ را انتخاب‌ مي‌كنم‌ كه‌ اندوه‌ را كم‌ كنم‌.
    پس‌ تا زماني‌ كه‌ خداوند نعمت‌ زيستن‌ و حيات‌را به‌ ما عطا كرده‌ بايد ظرفيت‌هاي‌مان‌را بالاببريم‌، من‌ اندوه‌ دارم‌ ولي‌ جز خودم‌ هيچ‌ كس‌نمي‌فهمد و جز با خودم‌ و خداي‌ خودم‌نمي‌توانم‌ آن‌ را بيان‌ كنم‌.
    - متشكرم‌ كه‌ اين‌ وقت‌ را در اختيار ما قرارداديد؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ هم‌ شما و همين‌طور تمام‌همكاران‌تان‌ كمال‌ تشكر را دارم‌ و از تمام‌جوان‌هاي‌ گل‌ ايراني‌ مي‌خواهم‌ هيچ‌ گاه‌ مطالعه‌را براي‌ كسب‌ علم‌ فراموش‌ نكنند، حداقل‌ شبي‌يك‌ صفحه‌ از منطق‌الطير را بخوانند و مطمئن‌باشند ضرر نخواهند كرد.

 

اخبار سینما:


مهدي‌ اميني‌خواه‌ و فلور نظري‌ در حشره‌ 
    
    
    امير كه‌ به‌ تازگي‌ در رشته‌ مهندسي‌فارغ‌التحصيل‌ شده‌ به‌ دليل‌ نبودن‌ كار درشهرستان‌ جواني‌ را بدون‌ هدف‌ سپري‌ مي‌كند، تااين‌ كه‌ بنا به‌ راهنمايي‌ پدر براي‌ كار در كارخانه‌اي‌راهي‌ تهران‌ مي‌شود و در آنجا با دختري‌ به‌ نام‌عسل‌ آشنا
مي‌شود كه‌ اين‌ آشنايي‌ منجر به‌،به‌وجود آمدن‌ حوادث‌ تلخ‌ و شيريني‌ براي‌ اومي‌شود.
    كارگردان‌، نويسنده‌ و تدوين‌گر اين‌ فيلم‌،اميرهوشنگ‌ درويش‌پور مي‌گويد: قصه‌ حشره‌ درسال‌ 80 به‌ نگارش‌ درآمد، اما بنا به‌ دلايلي‌ درزمستان‌ 83 مقابل‌ دوربين‌ رفت‌، چرا كه‌ قصه‌حشره‌ نيازمند فصل‌ سرما بود. وي‌ در ادامه‌مي‌گويد: از افراد دلسوزي‌ كه‌ در راه‌ رسيدنم‌ به‌هدف‌ فيلم‌ كمك‌ كردند، راضي‌ و متشكرم‌. چرا كه‌در سرماي‌ شديد تهران‌ و شمال‌ با كار شبانه‌روزي‌در مدت‌ 43 روز توانستيم‌ فيلمبرداري‌ را تمام‌كنيم‌. ولي‌ متاسفانه‌ در اين‌ فيلم‌ مشكل‌ صدا باعث‌شد چند سكانس‌ كليدي‌ دوبله‌ شود.
    اين‌ فيلم‌ كه‌ محصول‌ آرين‌ فيلم‌ است‌، حامدملك‌، ليلا اوتادي‌، مهدي‌ اميني‌خواه‌، فلورنظري‌، شهرام‌ عبدلي‌، رحيم‌ نوروزي‌، منصورحيدري‌، سالومه‌ شاهرخي‌، امير حشمت‌زاد، پوياصادقي‌، محمدرضا غلامي‌، علي‌ يزدي‌ وبهمن‌دان‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كنند.
    اين‌ فيلم‌ قرار است‌ در جشنواره‌ فيلم‌ فجربه‌نمايش‌ دربيايد.
    
    
    
    احمد نجفي‌ در امپراتور ايفاي‌ نقش‌ كرد
    
    
    علي‌ كه‌ به‌ همراه‌ مادر و برادرش‌ زندگي‌مي‌كند، بعد از 24 سال‌ طي‌ حادثه‌اي‌ متوجه‌زنده‌ بودن‌ پدر خود مي‌شود، جستجو را به‌ اتفاق‌دوست‌ همخدمتي‌ سابقش‌ آغاز مي‌كند، غافل‌ ازاينكه‌...

    آنچه‌ خوانديد خلاصه‌اي‌ از فيلم‌ فرياد درمرداب‌ (امپراتور) به‌ كارگرداني‌ اميرهوشنگ‌درويش‌پور است‌ كه‌ در تابستان‌ گذشته‌ مقابل‌دوربين‌ رفت‌. قصه‌ اين‌ فيلم‌ به‌ قلم‌ توران‌اكبري‌سرشت‌ است‌ كه‌ در آن‌ بازيگراني‌ چون‌احمد نجفي‌، مهدي‌ اميني‌خواه‌، حامد ملك‌،شهرزاد وجداني‌، شيوا خسرومهر، فرامرزپورمهدي‌، سيروس‌ قهرماني‌، امير حشمت‌ زاد،محمدعلي‌ خردمند و...ايفاي‌ نقش‌ مي‌كنند. اين‌فيلم‌ از محصولات‌ (آرين‌ فيلم‌) است‌ وقسمت‌هايي‌از آن‌ در رامسر مقابل‌ دوربين‌ رفته‌است‌.
    
    
    رويايي‌ خيس‌، درخشنده‌ به‌ پايان‌ رسيد
    
    
    فيلم‌برداري‌ (روياي‌ خيس‌)، آخرين‌ ساخته‌پوران‌ درخشنده‌ ماه‌ گذشته‌ به‌ پايان‌ رسيد وتدوين‌ اين‌ فيلم‌ به‌ طور همزمان‌ پيگيري‌ شد،گفتني‌ است‌ درخشنده‌ آخرين‌ ساخته‌ خود را از21 شهريور در الهيه‌ تهران‌ آغاز كرد وقسمت‌هايي‌از آن‌ در شمال‌ كشور مقابل‌ دوربين‌رفت‌.
    طبق‌ اعلام‌ روابط عمومي‌ فيلم‌ روياي‌ خيس‌،فرامرز قريبيان‌، فلور نظري‌، همايون‌ ارشادي‌،بابك‌ انصاري‌، شراره‌ دولت‌آبادي‌ و مجيد مشيري‌در روياي‌ خيس‌ بازي‌ مي‌كنند و صوفي‌ كياني‌ كه‌دومين‌ تجربه‌ بازيگري‌ را در (روياي‌ خيس‌)دارد، در اين‌ فيلم‌ علاوه‌ بر بازي‌، دستياردرخشنده‌ نيز بود.
    محمدرضا غفاري‌، افسانه‌ پاك‌ روح‌، ايليا دادورو اشكان‌ خيل‌نژاد از ديگر بازيگران‌ اين‌ فيلم‌درخشنده‌ هستند.
    در خلاصه‌ داستان‌ (روياي‌ خيس‌) آمده‌است‌: آرش‌ پسر 16 ساله‌اي‌ است‌ كه‌ پدر ومادرش‌ از هم‌ جدا مي‌شوند و پسر همراه‌ مادرزندگي‌ مي‌كند، به‌ دليل‌ شرايط سخت‌ براي‌زندگي‌ به‌ نزد پدرش‌ مي‌رود. نام‌ موقت‌ اين‌ فيلم‌(روياي‌ خيس‌) است‌ و فيلم‌نامه‌ را درخشنده‌ باهمكاري‌ شعله‌ شريعتي‌ به‌ نگارش‌ درآورده‌ است‌.
    
    
    
    تعويق‌ در تصويربرداري‌ بخاطر آلودگي‌ هوا
    
    
    فيلم‌برداري‌ (رنگ‌هاي‌ خاطره‌) به‌ كارگرداني‌اميرشهاب‌ رضويان‌ كه‌ قرار بود در تهران‌ آغازشود، به‌ دليل‌ آلودگي‌ هوا به‌ تاخير افتاد و احتمالادر زمان‌ ديگري‌ مقابل‌ دوربين‌ خواهد رفت‌.
    پيش‌ از اين‌ حضور عزت‌ا... انتظامي‌ و مهران‌رجبي‌ در اين‌ پروژه‌ قطعي‌ شده‌ بود و به‌ اين‌جمع‌ شهباز نوشير(بازيگر و كارگردان‌ تئاتر) كه‌بيش‌ از 20 سال‌ است‌ كه‌ مقيم‌ خارج‌ از كشوراست‌ نيز اضافه‌ شده‌ است‌.
    به‌ گفته‌ رضويان‌ كه‌ در كارنامه‌ هنري‌ خود (سفرمردان‌ خاكستري‌) و (تهران‌ ساعت‌ 7 صبح‌) رادارد، (رنگ‌هاي‌ خاطره‌) نسبت‌ به‌ فيلم‌هاي‌قبلي‌اش‌ قصه‌گوتر است‌.
    رضويان‌ مي‌گويد: به‌ دليل‌ اينكه‌ تعدادي‌ ازبازيگران‌ اين‌ كار مسن‌ هستند، با آلودگي‌ هوانمي‌توانستيم‌ كار كنيم‌. بنابراين‌ فيلمبرداري‌ را باتاخير آغاز خواهيم‌ كرد.
    فيلمبرداري‌ (رنگ‌هاي‌ خاطره‌) در تهران‌، بم‌و هامبورگ‌ انجام‌ خواهد شد.
    براساس‌ همين‌ گزارش‌، داستان‌ (رنگ‌هاي‌خاطره‌) كه‌ فيلم‌ نامه‌ آن‌ را رضويان‌ به‌ نگارش‌ درآورده‌ است‌، مربوط به‌ آشنايي‌ يك‌ پيرمردنوازنده‌، كه‌ نقش‌ آن‌ را انتظامي‌ ايفا مي‌كند، با يك‌پزشك‌ متخصص‌ مقيم‌ خارج‌ است‌. اين‌ آشنايي‌منجر به‌ تغيير نگاه‌ هر دوي‌ آنها مي‌شود...لازم‌ به‌ذكر است‌ اين‌ فيلم‌ به‌ تهيه‌كنندگي‌ شركت‌ فيلم‌سازي‌ و پژوهش‌هاي‌ سينمايي‌ هيلاج‌ است‌.
    
    
    
    شاهد احمد لو با دو فيلم‌ در جشنواره‌
    
    
    (اگه‌ ميتوني‌ منو بكش‌) به‌ كارگرداني‌ شاهداحمدلو براي‌ حضور در جشنواره‌ فيلم‌ فجر آماده‌نمايش‌ مي‌شود. در اين‌ فيلم‌ طنز كه‌ صحنه‌هاي‌آن‌ در تهران‌ و شمال‌ كشور گرفته‌ شده‌ است‌بازيگراني‌ چون‌ حميد لولايي‌، نيلوفر خوش‌خلق‌،سحر ولد
بيگي‌، سحر ذكريا، محمود بهرامي‌،اسداله‌ يكتا، امير نوري‌ و علي‌ صادقي‌ براساس‌فيلمنامه‌اي‌ از محسن‌ طنابنده‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌پرداختند.
    توكل‌ نيا درباره‌ فيلم‌ (چند مي‌گيري‌ گريه‌كني‌)، ساخته‌ قبلي‌ احمدلو گفت‌: اين‌ فيلم‌مدت‌هاست‌ كه‌ آماده‌ نمايش‌ است‌ و قصد داشتم‌آن‌ را در عيدفطر اكران‌ كنيم‌ كه‌ موفق‌ نشديم‌.اميدواريم‌ بعد از حضور در جشنواره‌ فيلم‌ فجر، درعيد نوروز فرصت‌ نمايش‌ بگيرد. در اين‌ فيلم‌ نيزعلاوه‌ بر ابوالفضل‌ پورعرب‌، الناز شاكردوست‌،حميد لولايي‌ و مرحوم‌ منوچهر نوذري‌ به‌ ايفاي‌نقش‌ پرداخته‌اند.
    
    
    
    
    مليكا شريفي‌نيا با مريلا زارعي‌ هم‌بازي‌ شد
    
    
    آزيتا حاجيان‌ قرار است‌، نمايشي‌ با عنوان‌(يك‌ زن‌، يك‌ مرد) را روي‌ صحنه‌ ببرد... اين‌نمايش‌ بازيگران‌ زيادي‌ دارد كه‌ مي‌توان‌ ازبازيگران‌ به‌ نامي‌ چون‌، مريلازارعي‌، كامبيزديرباز، امين‌ زندگاني‌، افسر اسدي‌، شهرام‌ عبدلي‌و مليكا شريفي‌ نيا نام‌ برد. ضمن‌ اينكه‌ خواهر ديگرمليكا، مهراوه‌، در اين‌ نمايش‌ دستيار مادرش‌است‌. گفتني‌ است‌، نام‌ اين‌ نمايش‌ پيش‌ از اين‌،(زن‌ نيك‌ ايالت‌...سچوان‌) نام‌ داشت‌.
    

فال:

از پانزدهم دي تا اول بهمن به شما چه گذشت 
    
    
    
    فروردين‌
    احساسات‌ بخشي‌ از دنيايي‌ است‌ كه‌ در آن‌هيچ‌ زمان‌ و مكان‌ و مرزي‌ نيست‌. كسي‌ كه‌ ازسرنوشت‌ خود شكايت‌ مي‌كند از كوچكي‌ روح‌خود شكايت‌ كرده‌. كارهايتان‌ را دنبال‌ كنيد وگرنه‌ممكن‌ است‌ در يك‌ چشم‌ به‌ هم‌ زدن‌ كار را ازدست‌ بدهيد. تعصب‌ و بدبيني‌ بلاي‌ جان‌ آدمي‌است‌، كسي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ نزديكان‌ خود نگرشي‌منفي‌ داشته‌ باشد، روزگار خود و آنان‌ را سيه‌ كرده‌است‌. شما سعي‌ كنيد خوش‌بين‌ و باگذشت‌ باشيد.خوش‌قلبي‌ و مهرباني‌ گاه‌ موجب‌ دردسرهايي‌مي‌شود. احساسات‌ شريك‌ زندگيتان‌ را درك‌كنيد، با اين‌ پشتوانه‌ قوي‌ و نيرومند مي‌توانيدتمامي‌ راه‌هاي‌ نرفته‌ را برويد. اگر در كارهايتان‌تمركز داشته‌ باشيد كمتر دچار ضرر و زيان‌مي‌گرديد. همه‌ اشكال‌ها در بي‌دقتي‌ وحواس‌پرتي‌ است‌. دوستان‌ وفاداري‌ شما را دورگرفته‌اند، اما شما كمتر به‌ فكر آينده‌هاي‌ دورهستيد. نگرشتان‌ را تغيير دهيد، آن‌گاه‌ دنياي‌اطرافتان‌ تغيير مي‌كند.
    
    
    
    ارديبهشت‌
    به‌ زندگي‌ عشق‌ بورزيد، زيرا زندگي‌ متغير است‌و هر لحظه‌ دگرگون‌ مي‌شود. زندگي‌ هزار تويي‌است‌ كه‌ در آن‌ راه‌ گم‌ كرده‌ايم‌، قبل‌ از اين‌كه‌ راه‌يافتن‌ را ياد گرفته‌ باشيم‌. راز دوستي‌ در اين‌ است‌كه‌ به‌ تنش‌هاي‌ موجود در رابطه‌تان‌ بها ندهيد ودست‌ به‌ كاري‌ بزنيد كه‌ موجب‌ تقويت‌ دوستي‌شود. راز دوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ با موهبت‌دوستي‌، عشق‌ به‌ خداوند را در خودتان‌ ايجادكنيد و راز شادي‌ در اين‌ است‌ كه‌ احساس‌ من‌ ومال‌ خودم‌ را از خودتان‌ دور كنيد. گاهي‌ لجبازي‌كار را مشكل‌ مي‌كند، باور كنيد كه‌ لجبازي‌ شمازبان‌زد خاص‌ و عام‌ گرديده‌. هيچ‌ ترسي‌ نداشته‌باشيد، طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ خود را ارائه‌ دهيد،تنها با كوشش‌ و كار مي‌توانيد به‌ موفقيت‌ برسيد.بايد طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ خود را ارائه‌ دهيد تاديگران‌ از آن‌ مطلع‌ باشند. يك‌ فكر خوب‌ بايد درمعرض‌ قضاوت‌ قرار گيرد تا نواقص‌ و كاستي‌هايش‌برطرف‌ شود. هيچ‌ وقت‌ تنها نبايد به‌ قاضي‌ رفت‌،چون‌ رفتن‌ همان‌ و راضي‌ برگشتن‌ همان‌. به‌ حسن‌خلق‌ مي‌توان‌ ديگران‌ را راضي‌ كرد، اگر مالي‌ درميان‌ نباشد.
    
    
    
    خرداد
    اگر بر اعصابتان‌ مسلط باشيد طوفاني‌ كه‌ در راه‌است‌، فروكش‌ مي‌كند. كسي‌ كه‌ ديگران‌ را شادمي‌كند خود از شادي‌ بزرگ‌تري‌ سهم‌ مي‌برد.گره‌ ابرويتان‌ را باز كنيد و به‌ جاي‌ آن‌ به‌ استقبال‌زندگي‌ برويد، زندگي‌ با اين‌ روحيه‌ ميانه‌ بهتري‌دارد. هميشه‌ آنچه‌ زندگي‌ را زيرورو مي‌كند،مسائل‌ اقتصادي‌ است‌. اگر كوتاه‌ نياييد شايد به‌ناكجاآباد برسيد، بكوشيد تا سطح‌ زندگيتان‌ راكمي‌ تغيير دهيد. مردم‌ هيچ‌گاه‌ به‌ درون‌ آدم‌هاكاري‌ ندارند و بيشتر بر اساس‌ رفتارهاي‌ ظاهري‌آنان‌ قضاوت‌ مي‌كنند، پس‌ اگر در قضاوت‌ خوددچار اشتباه‌ شديد، عذرخواهي‌ كنيد. چون‌درختي‌ باشيد كه‌ در ميان‌ بادها و طوفان‌هاثابت‌قدم‌ و پابرجا مي‌ماند. لحظه‌ها از آن‌ ماهستند، اگر نورافكن‌ نگاهتان‌ را فقط روي‌ دنياتنظيم‌ مي‌كنيد، بدون‌ ترديد به‌ تصويري‌ تار و مبهم‌دست‌ مي‌يابيد. با مشكلات‌ همراه‌ باشيد ولحظه‌هاي‌ ناب‌ زندگي‌ را قدر بدانيد. يادتان‌ باشدسيبي‌ را كه‌ بالا مي‌اندازيد، تا پايين‌ بيايد هزارچرخ‌ مي‌خورد، درسته‌؟ اميدتان‌ به‌ خدا باشد،خداوند همواره‌ حامي‌ ماست‌.
    
    
    
    تير
    ذهن‌ خودتان‌ را با آرزوي‌ ديدار خدا پر كنيد.هميشه‌ با او باشيد، او را بستائيد و از شكوه‌ و جلال‌او لذت‌ ببريد. امروز شما، هر گامي‌ را كه‌ به‌ سوي‌خيروخوبي‌ بر مي‌داريد به‌ همان‌ مقدار به‌ ميثاق‌نخستين‌ نزديك‌ مي‌شويد. آيا ضربه‌هاي‌ تازيانه‌وجدان‌ را حس‌ كرده‌ايد، آيا احساس‌ پشيماني‌داشته‌ايد و آيا هيچ‌گاه‌ در درون‌ خود شكسته‌ايد؟بايد لب‌ فرو بست‌ و بازو گشود و كار كرد و دم‌ نزد وبي‌گمان‌ پذيرفت‌ كه‌ كليد زرين‌ كاميابي‌ كار وكوشش‌ است‌. به‌ دور و بر خود كه‌ نگاه‌ مي‌كنيدهمه‌، هر زمان‌ در پي‌ مقصد و مقصود خويشند وشما بايد به‌ زودي‌ جايگاه‌ خود را در گردونه‌زندگي‌ روشن‌ كنيد. اي‌ آشنا بر ساقه‌هاي‌ محبت‌پيوند مهر زنيد و جام‌ سبز سلام‌ را با عطر واژه‌هاي‌خويش‌ بياميزيد. مگذاريد كه‌ سردي‌ دلتان‌ ازسخاوت‌ خاطر بماند. يك‌ هديه‌ بسيار ارزشمنددريافت‌ مي‌كنيد. هميشه‌ حافظ شخصيت‌ و منش‌خويش‌ باشيد. چهارشنبه‌ بحمدا...روز بسيار خوبي‌است‌، روزي‌ خوش‌يمن‌. قفل‌ زندگي‌تان‌ را با كليدهنر باز كنيد، انشاءا...در اين‌ ميدان‌ هنرمند قابلي‌باشيد. سازگار هم‌ باشيد.
    
    
    
    مرداد
    ويژگي‌هاي‌ شخصيتي‌: پرانرژي‌، زيرك‌،مهارت‌ در طراحي‌، متكي‌ به‌ نفس‌، نيكوكار،خوش‌گفتار و خوش‌رفتار. هيچ‌گاه‌ تعصب‌ وبدبيني‌ كه‌ بلاي‌ جان‌ آدمي‌ است‌ را نگذاريد درخانه‌ دلتان‌ سكني‌ گزيند. زندگي‌ پر از بحران‌ وگرفتاري‌ است‌. از روياها فاصله‌ بگيريد و بكوشيد تاواقع‌بين‌ و واقع‌نگر باشيد. بخشي‌ از اين‌ بحران‌هازاييده‌ تخيلات‌ خام‌ و نسنجيده‌ است‌ كه‌ شما خيلي‌از آن‌ها را باور نداريد. به‌ دنبال‌ هوس‌هاي‌زودگذر نه‌ الان‌، كه‌ هيچ‌گاه‌ دنبالش‌ نباشيد. از منم‌زدن‌هاي‌ آنچناني‌ هميشه‌ بپرهيزيد، چون‌ مردم‌هم‌ گوش‌ دارند و هم‌ چشم‌. متوجه‌ ارزش‌ وقت‌باشيد كه‌ اين‌ پشتوانه‌ ارزان‌ بدست‌ نمي‌آيد. اگردر كارها تمركز داشته‌ باشيد كمتر دچار ضرر وزيان‌ خواهيد شد. همه‌ اشكال‌ شما در بي‌دقتي‌ وحواس‌پرتي‌ شماست‌. دوستان‌ وفاداري‌ شما رااحاطه‌ كرده‌اند، شما كمتر به‌ فكر آينده‌هاي‌دورتر هستيد. يادتان‌ باشد كه‌ زبان‌، ابزار تيز وبرنده‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ سادگي‌ از آن‌استفاده‌ كرد. تغييراتي‌ را در برنامه‌ زندگي‌ خودايجاد كنيد. بايد امكانات‌ لازم‌ را فراهم‌ كرد، چون‌بي‌مايه‌ فطير است‌. يك‌ حادثه‌ بسيار نيك‌ درانتظارتان‌ است‌.
    
    
    
    شهريور
    اشك‌هاي‌ ديگران‌ را تبديل‌ به‌ نگاه‌هاي‌ پر ازشادي‌ كردن‌ بهترين‌ خوشبختي‌ است‌. هيچ‌ چيزي‌بهتر از عقلانيت‌ و دردمندي‌ نيست‌، كسي‌ كه‌ بداندبه‌ سوي‌ يك‌ بحران‌ بزرگ‌ پيش‌ مي‌رود، از قبل‌خود را آماده‌ خواهد كرد. فريب‌ احساسات‌توخالي‌ را نخوريد. شما دوست‌ عزيز، با هر چه‌محبت‌ است‌ ارتباط برقرار كنيد و نفرت‌ وناخوشايندي‌ را از خود برانيد. جايگاه‌تان‌ حقيقت‌است‌ و با شادي‌ و دلخوشي‌ حركت‌ زندگي‌ را آغازو الگوي‌ تاخير و عقب‌ماندگي‌ را از خود دور كنيد.
    به‌ پيشواز تازه‌ها برويد، لطف‌ خدا هيچ‌ دري‌ رابر روي‌ بنده‌ خود نمي‌بندد، بخصوص‌ كه‌ هيچ‌گاه‌شما نه‌ حسادت‌ در كارتان‌ است‌ و نه‌ چشم‌ وهم‌چشمي‌. انديشه‌هاي‌ منفي‌ را از خود دور كنيدو ذهنتان‌ را خانه‌ تكاني‌ كنيد و خود را از قيودي‌كه‌ دست‌ و پايتان‌ را بسته‌ و آزارتان‌ مي‌دهد رهاسازيد و جلوي‌ آينه‌ بايستيد و بگوييد مي‌خواهم‌كه‌ عوض‌ شوم‌. حال‌ را بر ثانيه‌هاي‌ بعدي‌ گره‌بزنيد در گذشته‌ متوقف‌ نشويد، خبري‌ نيست‌.
    
    
    
    مهر
    نفرت‌ ديگران‌ را با عشق‌ پاسخ‌ گوييد. براي‌چيرگي‌ بر دشواري‌ها، روش‌هاي‌ مختلفي‌ دراختيار ما انسان‌هاست‌. وقتي‌ به‌ خود عشق‌مي‌ورزيم‌ جهاني‌ نيز در چشم‌ ما دوست‌ داشتني‌جلوه‌ مي‌كند. سپاسگزار نعمت‌هاي‌ خداوندباشيد. زندگي‌ را قدر بدانيد و حرمتش‌ رانگهداريد، هيچ‌ چيز مقدس‌تر و ملكوتي‌تر از آن‌نيست‌. هميشه‌ مشكلات‌ اقتصادي‌ منشادردسرهايي‌ مي‌شود كه‌ تمامي‌ زندگي‌ را هدف‌قرار مي‌دهد. كسي‌ كه‌ ديگران‌ را شاد مي‌كند خوداز شادي‌ بزرگتري‌ برخوردار خواهد شد.حساسيت‌هاي‌ پيرامون‌ خود را كمي‌ كاهش‌دهيد. زندگي‌ يك‌ رودخانه‌ است‌، تا بيايي‌ دستت‌را بشويي‌ رفته‌. بياييم‌ محبت‌ را نه‌ فقط با كلام‌ كه‌ بانگاه‌ و لحن‌ صدا همراهي‌ كنيم‌. از خداي‌ مهربان‌ياس‌ها و شقايق‌ها مدد مي‌گيريم‌. گره‌ از ابروان‌باز كنيد، غبار غم‌ را بشوييد و شكوفه‌ لبخند را برلبانتان‌ همواره‌ داشته‌ باشيد. از مرزهاي‌ كدورت‌بگذريد پاييز سيه‌ را از صفا بارور كنيم‌ و در سايه‌سارعاطفه‌ها، با صداي‌ نور شب‌ را سحر كنيم‌. زندگي‌گاهي‌ بسيار تيره‌ و تار است‌. زندگي‌ دنياي‌ سياهي‌است‌ كه‌ ما بايد با روشن‌ كردن‌ چراغ‌هاي‌ اميد آن‌را به‌ روز درآوريم‌. يادتان‌ باشد كه‌ مي‌توان‌ باشكوفه‌ يك‌ لبخند گاهي‌ زندگي‌ خزان‌ زده‌اي‌ رابهاري‌ كرد كه‌ چه‌ با ارزش‌ است‌.
    
    
    
    آبان‌
    اگر نگرش‌ خود را تغيير دهيم‌، آن‌ گاه‌ دنياي‌اطرافمان‌ هم‌ تغيير مي‌كند. تجربه‌ امروز رانمي‌توانيد فردا بياموزيد. پس‌ همين‌ امروز كه‌فرصت‌ هست‌ آن‌ را دريابيد كه‌ شيرين‌تر ودلپذيرتر است‌. يادتان‌ باشد براي‌ انجام‌ نيكي‌بدنبال‌ دجله‌ نباشيد، نيكي‌هاي‌ خودتان‌ را توي‌نزديك‌ترين‌ رودخانه‌ بيندازيد و براي‌ گرفتن‌ اجرو پاداش‌ از ايزد منان‌ به‌ بيابان‌ نرويد. بياييد باچشم‌هاي‌ عاشق‌ جهاني‌ را تلاوت‌ كنيد. در زندگي‌لحظاتي‌ هست‌ كه‌ جز غم‌ و رنج‌ چيزي‌ رخ‌نمي‌دهد و نمي‌توانيم‌ از آن‌ اجتناب‌ كنيم‌. اما اين‌اتفاق‌ها دليلي‌ دارد، نمي‌توانيم‌ پيش‌ از آزمون‌ ياحتي‌ در هنگام‌ آزمون‌ به‌ اين‌ پرسش‌ پاسخ‌بدهيم‌. فقط هنگامي‌ دليل‌ وجودي‌شان‌ رامي‌فهميم‌ كه‌ بر آنها چيره‌ شده‌ باشيم‌. دوست‌خوبم‌، گاهي‌ اتفاقاتي‌ بي‌اهميت‌ مي‌توانند زيبايي‌را به‌ لحظه‌ مشقت‌باري‌ تبديل‌ كند. عشق‌ خطرناك‌است‌، كارهايتان‌ را دنبال‌ كنيد وگرنه‌ آنها شما رادنبال‌ مي‌كنند. يك‌ فرصت‌ بسيار خوبي‌ در انتظارشماست‌.
    
    
    
    آذر
    بياييد از مرز كدورت‌ گذر كنيم‌. پاييز سيه‌ را ازصفا بارور كنيم‌. بزرگي‌ مي‌گويد خوشبختي‌ فقط به‌كساني‌ روي‌ مي‌آورد كه‌ براي‌ خوشبختي‌ ديگران‌تلاش‌ مي‌كنند. هيچ‌ دري‌ را پشت‌ سر خود مبند،چون‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد روزي‌ برگردي‌ و ازهمان‌ در خارج‌ شوي‌. دل‌ هيچ‌گاه‌ به‌ خلق‌ مبندكه‌ خسته‌ گردي‌، دل‌ به‌ خدا بند كه‌ رسته‌ گردي‌. باخدا زندگي‌ كنيد. او را وارد زندگي‌تان‌ كنيد، آن‌گاه‌ ديگران‌ هم‌ حضور خدا را احساس‌ خواهندكرد. شايد قبلا هم‌ گفته‌ باشم‌ كه‌ يك‌ دوست‌ خوب‌به‌ اندازه‌ يك‌ فاميل‌ ارزش‌ دارد. زندگي‌ بي‌يادخدا تاريك‌ است‌. بايد هم‌ چون‌ وسيله‌اي‌ دردست‌ خدا باشيد، خلوص‌ و صداقت‌ قلب‌، همانندالماسي‌ است‌ كه‌ نور خدا از طريق‌ آن‌ مي‌تابد.نوش‌ خواهي‌، نيش‌ بايد چشيد. امروز را داشته‌باشيد، اگر نگرشتان‌ را تغيير دهيد آن‌ گاه‌ دنياي‌اطرافتان‌ هم‌ تغيير مي‌كند. امروز فرصت‌ آن‌هست‌ كه‌ زندگي‌تان‌ را دلپذيرتر و زيباتر سازيد.روزهاي‌ قشنگ‌ جواني‌تان‌ را به‌ خاطر داشته‌باشيد، بگذاريد با خاطرات‌ زيباي‌ امروز، به‌ دوره‌ميانسالي‌ پا بگذاريد.
    
    
    
    دي‌
     گاهي‌ دوست‌ عزيز اميد تنها گل‌ بهاري‌ است‌.جهان‌ كويري‌ است‌ تشنه‌، اگر از ابر مهرباني‌ باران‌نبارد، بياييم‌ روي‌ پاي‌ تر باران‌ به‌ بلنداي‌ محبت‌برويم‌. وقتي‌ كه‌ تنها هستيم‌ بايد مواظب‌انديشه‌هاي‌ خود باشيم‌. وقتي‌ كه‌ با خانواده‌هستيم‌ بايد مواظب‌ اخلاق‌ خود باشيم‌ و وقتي‌ كه‌در جامعه‌ قرار مي‌گيريم‌ بايد مواظب‌ زمان‌خويش‌ باشيم‌. نتيجه‌ زياده‌روي‌ در خرج‌ اگربيهوده‌ هم‌ باشد اين‌ است‌ كه‌ خوشي‌ زودگذراست‌. راز دوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ محبت‌ را نه‌فقط با كلام‌ كه‌ با نگاه‌ و لحن‌ صدا ابراز كنيد.روزهاي‌ بسيارخوبي‌ در انتظار شماست‌، روزهايي‌كه‌ هيچ‌ گاه‌ مثل‌ آن‌ نداشته‌ايد. زندگي‌ به‌ زندگي‌كردن‌ تعلق‌ دارد و كسي‌ كه‌ زندگي‌ مي‌كند بايدبداند و خود را براي‌ تغييرات‌ جديد آماده‌ كند.زنگ‌ها براي‌ شما، در اسرع‌ وقت‌ به‌ صدادرمي‌آيد و روزهاي‌ خوش‌ و خرم‌ و سعادتمندي‌را پيش‌ روي‌ خواهيد داشت‌، به‌ اميد خداوند وروزهاي‌ قشنگ‌ خدا. تولدتان‌ را تبريك‌مي‌گوييم‌.
    
    
    
    بهمن‌
    اي‌ عزيز به‌ زندگي‌ عشق‌ بورز، زيرا زندگي‌ متغيراست‌ و هر لحظه‌ دگرگون‌ مي‌شود. زندگي‌ هزارتويي‌ است‌ كه‌ در آن‌ راه‌ گم‌ كرده‌ايم‌، قبل‌ از اين‌كه‌ راه‌ رفتن‌ را ياد گرفته‌ باشيم‌. دوست‌ عزيز، رازدوستي‌ در اين‌ است‌ كه‌ به‌ تنش‌هاي‌ موجود دررابطه‌هايتان‌ بها ندهيد و دست‌ به‌ كاري‌ بزنيد كه‌موجب‌ تقويت‌ دوستي‌ شود. راز دوستي‌ در اين‌است‌ كه‌ با موهبت‌ دوستي‌، عشق‌ به‌ خداوند را درخودتان‌ ايجاد كنيد و راز شادي‌ در اين‌ است‌ كه‌احساس‌ من‌ و مال‌ من‌ را از خود دور كنيد.
    دوست‌ عزيز، قدر وقت‌ را بدانيد كه‌ هيچ‌ گاه‌نمي‌توانيد آن‌ را كه‌ از دست‌ داده‌ايد دوباره‌بدست‌ آوريد. اگر به‌ فكر موفقيت‌تان‌ باشيد،ديگران‌ در كنار شما قرار خواهند گرفت‌ و شما راكمك‌ خواهند كرد تا موفق‌ شويد، البته‌ يك‌ شانس‌آنچناني‌ شما را در بر گرفته‌ كه‌ انشاءا...با مشورت‌دوستان‌ عزيزتر از جان‌، تمامي‌ اهدافتان‌ را محقق‌سازيد. سخت‌ اعتماد مي‌كنيد، آه‌ و ناله‌ نكنيد كه‌فقط شما را خسته‌ و خسته‌تر مي‌كند. كمك‌ كنيد تاكمك‌ ببينيد.
    
    
    
    اسفند
     بياييم‌ بر تار و پود زندگي‌ نقشي‌ از مهرباني‌ وسادگي‌ زنيم‌، نقشي‌ از سادگي‌ و صفايي‌ كه‌سال‌هاست‌ بر سرزمين‌ دل‌هايمان‌ جوانه‌ عشق‌زده‌ است‌. سرشار از مهر به‌ يكديگر در تلاطم‌امواج‌ زندگي‌ چون‌ زورقي‌ شويد، اميدبخش‌ ونجات‌ دهنده‌، كه‌ هزاران‌ تن‌ را به‌ ساحل‌ اميدمي‌كشاند... نقشي‌ از زيباترين‌ لحظات‌ خوب‌زندگي‌، لحظات‌ مهرباني‌ شور و همدلي‌ مي‌كشاند.يادتان‌ باشد آناني‌ كه‌ پيروز مي‌شوند همان‌هايي‌هستند كه‌ از مشورت‌ دوستان‌ كاملا بهره‌مندهستند. مشكلي‌ نيست‌ كه‌ عشق‌ ناتوان‌ از غلبه‌ بر آن‌باشد، دردي‌ نيست‌ كه‌ عشق‌ عاجز از درمان‌ آن‌باشد. با عشق‌ دست‌ دوستي‌ و مودت‌ دهيد وكنارش‌ بنشينيد و قدرت‌ عشق‌ را نظاره‌ كنيد. مهم‌نيست‌ كه‌ غم‌ تا كجا ريشه‌ دوانده‌، تا كجا افق‌ را تيره‌و تار مي‌نمايد، قدرت‌ عشق‌ هيچ‌گاه‌ دربرخورد بامعضلات‌ براحتي‌ كنار نمي‌آيد، خودتان‌ را بي‌نيازو عقل‌ كل‌ ندانيد. آن‌ چه‌ ما را مي‌كشد دلمردگي‌است‌ و اين‌ عالم‌ سراسر زندگي‌ است‌، اين‌ جمله‌ رادر تيررس‌ نگاهتان‌ قرار دهيد تا هيچ‌گاه‌ نفرين‌ برزندگي‌ نكنيد. از خداوند كمك‌ بخواهيد كه‌روشنايي‌ الهي‌ ما را احاطه‌ كرده‌ است‌. به‌ اميدموفقيت‌ روزافزون‌

 

برندگان مسابقه هفته ی قبل:

 

جواب سوال هفته ی پیش: هلن

تعداد پاسخ دهنده ها: ۴۳ نفر

تعداد پاسخهای درست: ۱۹ نفر

تعداد پاسخ های درست غیر مقبول:۳نفر (یعنی شرایط مسابقه رو رعایت نکردن-در حقیقت ۱۶ نفر در قرعه کشی حضور داشتن-)

برندگان:

 ۱-سیما از خوزستان

۲-مریم از مشهد مقدس

۳-آیدا از تهران

بعضی از دوستان می گفتند سرعت اینترنیت کمه یا اینکه الکی هست من ایمیل یکی از برندگان هفته ی پیش رو میزارم خودتون ازش بپرسید!!!!

dimitry_iran2004@yahoo.com

 

سوال این هفته:

خیلی ها معترض بودن به اینکه سوالهای مسابقه خیلی خیلی سخته!!!! منم به مناسبت عید سعید قربان سوالی برای این هفته طرح کردم که فکر نمی کنم کسی باشه و نتونه جواب بده!!

در عکس زیر ردیف دوم سمت چپ کیست؟ ۳ نمونه از کارهای او را نام ببرید!؟

 راهنمایی:سوال از این آسون تر پیدا نمیشه!!!

 

(به مناسبت عید قربان)به ۵ نفر از کسانی که جواب درست را بگوییند ۲۰ ساعت اینترنت K56 به قید قرعه از این وبلاگ جایزه می گیرند

شرایط شرکت در مسابقه:

۱- داخل ایران باشید.۲- برای جواب دادن یا با آیدی من تماس باید بگیرید و یا با ایمیل من!

۳-می توانید در قسمت نظرات هم جواب را بنویسید اما در تابلوی گفتمان قبول نمی باشد

۴- ایمیل و شهرتان را هم حتما بنویسید

Yahoo ID:Javuni_zenduni
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

Or Yahoo ID:Yavar_Toghrol4

 

 نظرسنجی هفته ی گذشته:
 

نظرسنجي
قهرمان جام جهاني چه تيمي مي شود؟ [239 رای]

ایران (35) 15%
آلمان (24) 10%
ايتاليا (15) 6  %
انگليس (20)    8%
برزيل (110) 46%
آرژانتين (19)   8%
هلند (5)   2%
فرانسه (6)   3%
استراليا (1)   0%
اسپانیا (4)   2%

 

 نظرسنجی این هفته:

 

انتخاب کنید

نظرسنجي
به نظرتون برره ادامه پيدا بکنه؟

بله
خیر
فرقی نداره

 برره:

 از این لحظه ۱۸ قسمت تا پایان۹۰ قسمت شبهای برره نمانده!!!!!!!!!

 

بهنوش بختياري: مجموعه طنز «شب‌هاي برره» تا عيد ادامه دارد(خبری که هم اکنون بدستم رسید)


    
     «بهنوش بختياري،» بازيگر نقش «ليلون» در مجموعه طنز«شب‌هاي برره»گفت: احتمال دارد كه مجموعه طنز «شب‌هاي‌ برره» تا عيد ادامه داشته باشد و به 135 قسمت بكشد.
    «بهنوش بختياري» در گفت‌وگو با فارس افزود: بازي در مجموعه شب‌هاي برره تمام وقتم را گرفته است به طوريكه با توجه به دو سه تا پيشنهادي كه به من شده است و قرار بر ادامه كار برره ،احتمالا نمي‌توانم به پيشنهادهاي ديگر پاسخ مثبت بدهم.

 

 پول برره ای:

 

جوک برره ای:

 یه روز به هله له می گن که نظرت راجع به طنز شبهای برره چیه؟

هله له  میگه:خوبه فقط اگه میشه نقش خور زور خان رو بیشتر کنید!!!

 

یه روز هله له می خواسته بره شما بعد قبل ۱۰۰۰ تومن میندازه صندوق صدقات. میره بعد تو راه تصادف می کنه میمیره . اون دنیا میره پیش عزرائیل میگه: من که پول تو صندق صدقات انداختم پس چرا مردم؟

بعد عزرائیل میگه: پولت گوشه نداشت جیگر!!!!!

 

یه روز به هله له می گن: دو دوتا؟ هله له میگه: ای که چفتی الان یعنی چه!!!!!!

 

 کاریکاتور لیلون(بهنوش بختیاری)

      لیلون

 

 تبلیغات در وبلاگ:

همانگونه که تبلیغ وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی رو به صورت خطی می بینید شما هم میتوانید به این صورت در اینجا تبلیغ کنید!!!

برای اطلاعات بیشتر با آیدی یا ایمیل زیر تماس بگیرید:

Yahoo ID:Javuni_zenduni
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

 

 

        دانلود  

 

کیفیت ۱۲۸

پهلوون قصه ها

دیدنی

خورشید خانوم

چه خبر

نا لوتی

لوتی

آینه و شمعدان

طلسم

میکس

کیفیت ۲۴

پهلوون قصه ها

دیدنی

خورشید خانوم

چه خبر

نا لوتی

لوتی

آینه و شمعدان

طلسم

میکس

 

يك آلبوم از قشنگ ترين آهنگ هاي DJ افشین...

www.Ahanghaa.com 

1- سروش شوق نفس - ترنس میکس

2- افشین - دی ام ایکس - 50 سنت - ریمیکس 

3- کامران و هومن - منو ببخش - اسید میکس 

4- مگا پرشین - بابلینگ ریمیکس

5- رضا صادقی - مشکی - ریمیکس 

6- احساسات من - میکس

7- شهرام صولتی - نانسی اجرام - ریمیکس
8- شهرام کاشانی - بابلینگ ریمیکس

 

 

ویدیوی جدید مهدی مقدم بنام آخر قصه

 

 مجید اخشابی

مجید اخشابی - رویا

مجید اخشابی - مسافر کویر 

 

یک میکس خیلی جدید و خیلی قشنگ از هومن و کامران

میکس کامران و هومن 

 

 دو تا آهنگ جدید از یاسر
الکی 

ستاره 

 

آهنگهای تلویزیون:

تيتراژ باكلام معصوميت از دست رفته با صداي محمد اصفهاني، آهنگساز فريدون شهبازيان:
Download

تيتراژ بي كلام معصوميت از دست رفته، آهنگساز فريدون شهبازيان:
Download

تيتراژ پاياني سريال كمكم كن كه ماه رمضون پارسال از شبكه 2 پخش مي شد با صداي مسعود خادم:
Download

 

آهنگ جديد اين هفته تيتراژ ابتدايي مجموعه تلويزيوني پاي پياده با صداي عليرضا شهاب است كه به تازگي از شبكه تهران پخش ميشه.

Download (حجم: 634 كيلوبايت)

 

و اما يكي از دوستان آهنگ مشق عشق رو درخواست كرده بودن كه ما اين آهنگ رو به سختي تونستيم از سايت صدا و سيما ضبط كنيم و به شكل متعارفي بذاريم واسه دانلود.

Download (حجم: 1150 كيلوبايت)

 

در خواست ديگه اي هم كه قابل انجام بود موسيقي از سرزمين شمالي بود كه اين سريال هر روز ظهر از شبكه اول سيما پخش ميشه.

Download (حجم: 400 كيلوبايت)

 

موسيقي تيتراژ اول سريال شبي از شبها هم آماده دانلود هست كه از امشب مي تونيد اونو دانلود كنيد.

واسه دانلود با زدن روي لينك زير يه پنجره باز ميشه كه گزينهDownload  پايين صفحه خيلي تابلوست. با كليك روي اين گزينه از دانلودر خود مرورگر وبتون واسه دانلود استفاده كنيد. فقط فكر نكنم با نرم افزاراي دانلود كار كنه كه البته به خاطر كوچكي حجم فايل، قابل چشم پوشي است.

Download (حجم: 387 كيلوبايت)

 

 

بعضی از آهنگهایی که درخواست کرده بودید نتونستم پیدا کنم

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

نظر وده! نودی؟ نظر زور وده!!!!!!

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 19:0  توسط رضا  | 

سال نوی میلادی مبارک-نگار فروزنده-برره90 قسمت است-آرش جدید عمو پورنگ و ....

     به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

تولد خوانندهی خوب ایرانی مکابیز را مصادف با ۹ دی را به طرفداران این هنر مند تبریک می گویم!!!partypartypartyparty

 

تولدت مبارک!!!!!!

 

هدیه های ایندفعه!!!!!!!

راستی سال نوی میلادی مبارک!!!partypartyparty

 

 

تهران-شهرک اکباتان- زمستان 

 بزرگ نمائی   بزرگ نمائی 

بزرگ نمائی   بزرگ نمائی 

 بزرگ نمائی   بزرگ نمائی 

  بزرگ نمائی   بزرگ نمائی   بزرگ نمائی

بزرگ نمائی   بزرگ نمائی

  بزرگ نمائی   بزرگ نمائی  

 بزرگ نمائی   بزرگ نمائی 

 

سال نوی میلادی مبارک!!!

 

         سینما و تلویزیون

 

نگار فروزنده‌: هيچ‌ چيز هميشگي‌ نيست‌!


        
    
اگر چه‌ يك‌ اتفاق‌ او را در اوج‌ جواني‌ به‌ دنياي‌بازيگري‌ كشاند اما هنگامي‌ كه‌ تصميم‌ گرفت‌ دراين‌ حرفه‌ باقي‌ بماند با انتخاب‌ مسيري‌ درست‌ وبرنامه‌اي‌ دقيق‌، پس‌ از گذراندن‌ كلاس‌هاي‌بازيگري‌ و كارگرداني‌ خيلي‌ زود پله‌هاي‌ ترقي‌ رايكي‌ پس‌ از ديگري‌ طي‌ كرد و به‌ يكي‌ از بازيگران‌تاثيرگذار تبديل‌ شد.
    حضور در فيلم‌ها و نقش‌هاي‌ متفاوت‌ از نگارفروزنده‌ يك‌ بازيگر باتجربه‌ ساخته‌ است‌ به‌ طوري‌كه‌ به‌ هر پيشنهاد كاري‌ پاسخ‌ مثبت‌ براي‌ همكاري‌نداده‌ و راضي‌ به‌ ايفاي‌ هر نقشي‌ نمي‌شود.
    براي‌ آگاهي‌ از كارهاي‌ اين‌ بازيگر بعد ازحضور در سريال‌ ريحانه‌ به‌ سراغش‌ رفتيم‌ وگفتگويي‌ انجام‌ داديم‌ كه‌ در ذيل‌ آمده‌ است‌:
    نگار فروزنده‌ در ساعت‌ دوازده‌ شب‌ سومين‌روز تير ماه‌ سال‌ 57 متولد شد. او دو برادر دارد وتنها دختر خانواده‌ است‌، پس‌ از آنكه‌ ديپلمش‌ رادر رشته‌ انساني‌ گرفت‌، تحصيل‌ را رها كردو خيلي‌جدي‌ و حرفه‌اي‌ بازيگري‌ را دنبال‌ كرد. او در سن‌14 سالگي‌ به‌ تلويزيون‌ معرفي‌ شد فروزنده‌ به‌ غيراز بازيگري‌ به‌ پزشكي‌ و گرافيك‌ نيز علاقه‌ فراوان‌دارد برخلاف‌ چهره‌ مغرورش‌ بسيار صميمي‌ وخونگرم‌ بوده‌ و هر كاري‌ را به‌ عشق‌ مردم‌ و براي‌مخاطبين‌ انجام‌ مي‌دهد. او مي‌گويد: مردم‌بهترين‌ منتقد هستند كه‌ مي‌توانند هر كاري‌ را به‌خوبي‌ مورد ارزيابي‌ قرار دهند. هنگامي‌ كه‌ از كارخسته‌ مي‌شوم‌ تنها رضايت‌ مردم‌ مرا براي‌ ادامه‌راه‌ مصمم‌ مي‌كند.
    - اين‌ روزها سر چه‌ كاري‌ هستي‌؟
    فروزنده‌: در بيكاري‌ و اوقات‌ فراغت‌ به‌ سرمي‌برم‌.
    - پيش‌ از بيكاري‌ چطور؟
    فروزنده‌: به‌ تازگي‌ بازي‌ در يك‌ فيلم‌ سينمايي‌با نام‌ >بلند گريه‌ كن‌< به‌ كارگرداني‌ فلاح‌ پور را به‌پايان‌ رساندم‌.
    - در اين‌ فيلم‌ چه‌ نقشي‌ را ايفا مي‌كني‌؟
    فروزنده‌: نقش‌ خوبي‌ است‌(خنده‌) اجازه‌دهيد تا قبل‌ از اكران‌ در خصوص‌ نقش‌ حرفي‌نزنم‌ تا به‌ قول‌ معروف‌ قصد لونرود، فقط اين‌ رامي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ در اين‌ فيلم‌ با خانم‌ لادن‌طباطبايي‌ هم‌بازي‌ بودم‌.
    - اگر در يك‌ زمان‌، هم‌ فيلم‌ سينمايي‌ و هم‌سريال‌ تلويزيوني‌ پيشنهاد شود (در يك‌ شرايط)كدام‌ انتخاب‌ مي‌كني‌؟
    فروزنده‌: صددرصد كار تلويزيوني‌ را، زيراتلويزيون‌ مخاطب‌ عام‌ دارد و من‌ با مردم‌ بودن‌ رادوست‌ دارم‌.
    - مرزبندي‌هاي‌ بين‌ سينما و تلويزيون‌ را قبول‌داري‌؟
    فروزنده‌: من‌ از همان‌ ابتدا هم‌ در سينما حضورداشتم‌، هم‌ در كارهاي‌ تلويزيوني‌ و هيچ‌ گاه‌ به‌اين‌ مرزبندي‌ها توجهي‌ نكردم‌، اما امروز تمام‌افرادي‌ كه‌ سينما را انتخاب‌ مي‌كردند ومي‌خواستند بازيگر سينما و تلويزيون‌ را جدا كنندرا در يك‌ كارهاي‌ تلويزيوني‌ مي‌بينيم‌.

    - نگار فروزنده‌، چقدر قادر به‌ ايفاي‌ نقش‌متفاوت‌ است‌؟
    فروزنده‌: اين‌ را من‌ نبايد بگويم‌، بلكه‌ شمامطبوعاتي‌ها، مردم‌ و كارشناسان‌ مي‌بايد در اين‌خصوص‌ نظر دهند. من‌ هميشه‌ سعي‌ مي‌كنم‌،نقش‌هاي‌ پيشنهادي‌ را به‌ بهترين‌ نحو ايفا كنم‌ حالادر اين‌ كار چقدر موفق‌ بودم‌ نمي‌دانم‌.
    - چقدر با نقش‌هايي‌ كه‌ ايفا درگير مي‌شوي‌؟
    فروزنده‌: در زمان‌ فيلمبرداري‌ به‌ كلي‌ از نگارفروزنده‌ فاصله‌ مي‌گيرم‌ اما به‌ محض‌ اينكه‌كارگردان‌ اعلام‌ مي‌كند كه‌ فيلمبرداري‌ به‌ پايان‌رسيد وكالت‌ مي‌دهد باز همان‌ نگار مي‌شوم‌ يعني‌اصولا با نقش‌ در پشت‌ دوربين‌ درگير نمي‌شوم‌، ازاينرو هيچ‌گاه‌ پيش‌ نيامده‌ تا نقشي‌ را وارد زندگي‌خصوصي‌ام‌ كنم‌.
    - با چه‌ ديدي‌ به‌ بازيگري‌ نگاه‌ مي‌كني‌؟بازيگري‌ برايت‌ حكم‌ يك‌ شغل‌ را دارد يا يك‌ هنر؟
    فروزنده‌: بازيگري‌ برايم‌ هم‌ يك‌ حرفه‌ است‌،هم‌ يك‌ هنر، نمي‌توانم‌ بازيگري‌ را به‌ عنوان‌ يك‌شغل‌ وحرفه‌ به‌ حساب‌ نياورم‌ به‌ دليل‌ اينكه‌ از اين‌راه‌ كسب‌ درآمد مي‌كنم‌ و همين‌طور نمي‌توانم‌بگويم‌ يك‌ هنرنيست‌ چون‌ بازيگر خلق‌ مي‌كند،شخصيت‌هاي‌ مختلف‌ را در شرايط گوناگون‌.
    - غير از بازيگري‌ چه‌ هنر ديگري‌ داري‌؟
    فروزنده‌: هيچ‌ هنر ديگري‌ ندارم‌.
    - اگر بازيگري‌ را از زندگي‌ حذف‌ كني‌، ايام‌ راچطور مي‌گذراني‌؟
    فروزنده‌: اگر روزي‌ مجبور به‌ اينكار شوم‌، حتمادليل‌ منطقي‌ خواهم‌ داشت‌ پس‌ به‌ دنبال‌ وپيروهمان‌ منطق‌ زندگي‌ را ادامه‌ مي‌دهم‌، اما اگربا آن‌ دليل‌ به‌ جايي‌ نرسم‌ مجددا به‌ سراغ‌بازيگري‌ خواهم‌ آمد.
    - از قرار گرفتن‌ درنقش‌هاي‌ مختلف‌ تا امروزچه‌ د رسي‌ گرفتي‌؟
    فروزنده‌: اول‌ اينكه‌: هيچ‌ چيز هميشگي‌ نيست‌،و دوم‌; هميشه‌ آن‌ طور كه‌ ما فكر مي‌كنيم‌ زندگي‌پيش‌ نخواهد رفت‌ يعني‌ نبايد به‌ هر چه‌ كه‌مي‌بينيم‌ اعتماد كنيم‌. دربازيگري‌ فهميدم‌ و درك‌كردم‌ كه‌ انسان‌ آن‌قدر پيچيده‌ است‌ كه‌ مي‌تواندبه‌ هزاران‌ هزار شخصيت‌ تبديل‌ شود. خيلي‌ ازمواقع‌ وقتي‌ درقالب‌ يك‌ نقش‌ فرو مي‌روم‌ و آن‌نقش‌ را باخود مقايسه‌ ميكنم‌، مي‌بينم‌ كه‌ برخي‌ ازخصايص‌ بد آن‌ شخصيت‌ درمن‌ نگار فر وزنده‌ هم‌وجوددارد، از اين‌ رو، روي‌ خودم‌ كار كردم‌ تاآن‌ خصيصه‌ رادور كنم‌ .همچنين‌ خصلت‌هاي‌خوب‌ نقش‌ را در خودم‌ تقويت‌ كردم‌.
    - آيا نگار فروزنده‌، همان‌ چهره‌ اش‌، آدم‌مغروري‌ است‌؟

    فروزنده‌: غرور به‌ آن‌ معنا كه‌ بخواهم‌ خود رابراي‌ همكاران‌ و مردم‌ بگيرم‌ اصلا، اما به‌ عنوان‌يك‌ انسان‌ كه‌ اشرف‌ مخلوقات‌ خداست‌، مغرورم‌.بعضي‌ از همكاران‌ كه‌ مرا در پشت‌ دوربين‌مي‌بينند مي‌گويند: چقدر باتصوري‌ كه‌ از توداشتيم‌ متفاوتي‌. صورتم‌ مرا آدم‌ مغروري‌ نشان‌مي‌دهد.
    - بازيگر محبوب‌ كيست‌؟
    فرزونده‌: اكبر عبدي‌، استاد عجيب‌ و غريب‌بازيگري‌.
    - اوقات‌ فراغت‌ را چه‌ مي‌كني‌؟
    فروزنده‌: بعضي‌ وقت‌ها، واقعا نمي‌دانم‌ بايدچه‌ كاري‌ انجام‌ دهم‌، ورزش‌ مي‌كنم‌، كتاب‌مي‌خوانم‌ اما باز هم‌ وقت‌ اضافه‌ مي‌آورم‌.
    چرا ما نبايد يك‌ مجموعه‌ تفريحي‌ كه‌ هم‌ سالن‌مطالعه‌ داشته‌ باشد و هم‌ كلاس‌ ورزش‌ براي‌استفاده‌ خانم‌ها نداريم‌؟ كاش‌ مقداري‌ از امكانات‌آقايان‌ را ماخانم‌ها داشتيم‌. من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ زن‌كه‌ زمان‌ هايي‌ كه‌ روزها سرگرم‌ و تنها شب‌ وقت‌آزاد دارم‌ نمي‌توانم‌ تفريح‌ كنم‌، چون‌ عملا تفريح‌و گردش‌ براي‌ خانم‌ها از ساعت‌ سه‌ بعدازظهر به‌بعد تعطيل‌ است‌.
    - بهترين‌ تجربه‌ زندگي‌ات‌؟
    فرزونده‌: هنوز اتفاقي‌ كه‌ بهترين‌ باشد، برايم‌پيش‌ نيامده‌ است‌.
    - تاكنون‌ شده‌ كه‌ از ابراز احساسات‌ مردم‌ناراحت‌ شوي‌؟
    فرزونده‌: هنر سليقه‌اي‌ است‌، براي‌ همين‌گفتن‌ نظرات‌ هيچ‌ مانعي‌ ندارد، اما اگر كسي‌ ازروي‌ غرض‌، در جمع‌ مطلبي‌ را بگويد خيلي‌ زشت‌است‌. مثلا پيش‌ آمده‌ كه‌ فردي‌ در خيابان‌ سخني‌را گفته‌ كه‌ در آن‌ موجب‌ رنجش‌ من‌ شده‌ و يااينكه‌اكران‌ خصوصي‌ فيلم‌ زماني‌كه‌ سكوت‌ مطلق‌ است‌چيزي‌ گفته‌ شده‌ كه‌ درست‌ نبوده‌ و يا صحت‌نداشته‌ دركل‌ چون‌ هميشه‌ براي‌ كارهايم‌ از دل‌ وجان‌ مايه‌ مي‌گذارم‌ و تلاش‌ مي‌كنم‌ تا نقش‌ها را به‌بهترين‌ نحو ايفا كنم‌، وقتي‌ در حقم‌ كمي‌ لطف‌شود، ناراحتم‌ مي‌كند. البته‌ همواره‌ مردم‌ به‌ من‌لطف‌ داشتند و شرمنده‌ محبت‌ هايشان‌ هستم‌ و اگرتا امروز در اين‌ وادي‌ حضور دارم‌ تنها به‌ دليل‌انرژي‌ گرفتن‌ از محبت‌ها و استقبال‌ مردم‌ بوده‌اگر اين‌ گونه‌ نبود سال‌ها پيش‌ بازيگري‌ را رهاكرده‌ و به‌ دنبال‌ يك‌ زندگي‌ راحت‌ و بي‌دردسرمي‌رفتم‌.
    - چه‌ چيزي‌ ناراحتت‌ مي‌كند؟
    فروزنده‌: از اين‌ كه‌ پشت‌ سرم‌ حرف‌ مي‌زنند ودر واقع‌ و بدون‌ آن‌ كه‌ حتي‌ لحظه‌اي‌ مرا ازنزديك‌ ببينند به‌ شدت‌ نارحت‌ مي‌شوم‌، آن‌ هم‌ باچه‌ اطميناني‌ پيش‌ كساني‌ كه‌ به‌ خوبي‌ من‌ رامي‌شناسند. اصولا غيبت‌ را دوست‌ ندارم‌، نه‌ خوددر بدگويي‌ شريك‌ مي‌كنم‌ و نه‌ اجازه‌ مي‌دهم‌ درحضورم‌ غيبت‌ كنند. ولي‌ هيچ‌گاه‌، از كسي‌ كينه‌ به‌دل‌ نمي‌گيرم‌ و معتقدم‌ انسان‌ مي‌تواند به‌ راحتي‌ببخشد.
    - آدم‌ انتقادپذيري‌ هستي‌؟
    فروزنده‌: در مقابل‌ انتقادها برخورد خوبي‌نشان‌ مي‌دهم‌ البته‌ به‌ شرطي‌ كه‌ سر صحنه‌فيلم‌برداري‌ نباشد، چون‌ معتقدم‌ در آن‌ زمان‌ تنهاكارگردان‌ حق‌ اظهارنظر دارد. زيرا كارگردان‌هدف‌ مشخصي‌ دارد و براي‌ يك‌ ديد مشخص‌ كارمي‌كند و به‌ تمامي‌ جوانب‌ آگاهي‌ دارد. اما بعد ازپخش‌ كار بسيار انتقادپذيرم‌ و از هر كسي‌ قبول‌مي‌كنم‌.
    - ماندگاري‌ چيست‌؟

    فروزنده‌: ماندگاري‌ عاملي‌ است‌ كه‌ تو را به‌قلب‌ مردم‌ نزديك‌ مي‌كند و براي‌ ماندگاري‌ بايدمردمي‌ باشي‌، اگر فردي‌ وارد قلب‌ مخاطب‌ شد،ديگر هيچ‌ چيز نمي‌تواند او را از يادها ببرد.
    - نگار فروزنده‌ چگونه‌ آدمي‌ است‌؟
    فروزنده‌: گاهي‌ شاد و شلوغ‌ و گاهي‌ هم‌ آرام‌ وبي‌ سرو صدا. زمان‌هايي‌كه‌ سرحال‌ هستم‌ آنقدرشيطنت‌ مي‌كنم‌ و سروصدا مي‌كنم‌ كه‌ همه‌ به‌ صدادرمي‌ آيند و اما زماني‌ كه‌ غمگين‌ هستم‌ به‌ كسي‌كاري‌ نداشته‌ و فقط به‌ فكر فرو مي‌روم‌ و كاري‌مي‌كنم‌ كه‌ آرام‌ شوم‌.
    - همان‌ طور كه‌ مي‌داني‌ حاشيه‌ و شايعه‌ جزلاينفك‌ شهرت‌ است‌، با شايعات‌ چطور كنارمي‌آيي‌؟
    فروزنده‌: برخي‌ از شايعات‌ به‌ قدري‌ بي‌پايه‌ وبي‌ اساس‌ است‌ كه‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌ بدانم‌ ازكجا آمده‌ و با چه‌ كساني‌ آنها را درست‌ كرده‌اندولي‌ فقط اين‌ را مي‌دانم‌ افرادي‌ به‌ اين‌ شايعات‌دامن‌ مي‌زنند كه‌ هيچ‌ شناختي‌ نداشته‌ و فقط ازروي‌ غرض‌ ورزي‌ و دشمني‌ اين‌ كار را مي‌كنند.
    من‌ هر چه‌ سعي‌ مي‌كنم‌ از حاشيه‌ دور باشم‌ ولي‌به‌ قول‌ شما جزو لاينفك‌ است‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌نمي‌شود از آنها جدا شد. بر همين‌ اساس‌ بايدبي‌توجه‌ بود، بهر حال‌ زمان‌ همه‌ چيز را ثابت‌مي‌كند. اين‌ حرف‌ها و حديث‌ها هم‌ تا يك‌ زماني‌مي‌تواند ادامه‌ داشته‌ باشد و از يك‌ جايي‌ مردم‌ باحقايق‌ آشنا خواهند شد.
    -ت چقدر شهرت‌ بازيگري‌ در ورود به‌ اين‌ حرفه‌برايتان‌ اهميت‌ داشت‌؟
    فروزنده‌: خوب‌ هر انساني‌ شهرت‌ را دوست‌دارند، من‌ نيز از اين‌ دسته‌ مستثني‌ نيستم‌ اما به‌دنبال‌ آن‌ هستم‌ اگر مردم‌ مرا مي‌شناسند به‌ خوبي‌از من‌ ياد كنند و به‌دلشان‌ نزديك‌ شوم‌، شهرت‌براي‌ هر فردي‌ ممكن‌ است‌ به‌ راحتي‌ حاصل‌ شوداما محبوبيت‌ اين‌ گونه‌ نيست‌ و آيتم‌هاي‌ ريز ودقيق‌ را بايد رعايت‌ كرد تا به‌ وسعت‌ دل‌ مردم‌رسيد. يك‌ فرد معروف‌ اگر از صحنه‌ كنار رود به‌زودي‌ فراموش‌ مي‌شود اما يك‌ فرد محبوب‌ هيچ‌گاه‌ فراموش‌ نمي‌شود و هميشه‌ پايدار است‌.
    - متشكرم‌ از اين‌ كه‌ در گفتگوي‌ ما شركت‌كرديد؟
    فروزنده‌: من‌ هم‌ از شما تشكر مي‌كنم‌،اميدوارم‌ هميشه‌ موفق‌ باشيد و در آخر مسئولان‌انتظار دارم‌ كه‌ فكري‌ جدي‌ براي‌ آلودگي‌ هواكنند، با اين‌ آلودگي‌ من‌ نمي‌توانم‌ حتي‌ يك‌ قدم‌از خانه‌ فاصله‌ بگيرم‌. همه‌ ما مي‌دانيم‌ كه‌ زوج‌ وفرد كردن‌، چاره‌ كار اين‌ هواي‌ آلوده‌ نخواهدبود و هيچ‌ دردي‌ را دوا نمي‌كند.

 

اخبار شبهای برره

جنجال برره در رسانه های غربی ...

جنجال «شبهای برره» به آنسوی مرزها هم کشیده شد ! خبرگزاری رویترز چندی پیش با انتشار مقاله ای در مورد سریال طنز شبهای برره به تحلیل و بررسی این سریال از دید "سیاست" پرداخت. این مقاله در روزنامه واشنگتن پست ، سایت خبری یاهو! ، سایت رویترز ، مترو نیوز و ... نیز منتشر شد !

>> برای مشاهده این مقاله در سایت یاهو! اینجا کلیک کنید.

… The bazaar at Tajrish in northern Tehran, normally teeming with bargain hunters, is eerily quiet and stall-holders are glued to "Barareh Nights" …

 

www.reuters.com
www.yahoo.com

www.washingtonpost.com
www.newkerala.com
www.metronews.ca













خبرگزاری ایسنا در مقاله ای به این مورد پرداخته :

در حالي كه خبرگزاري رويترز با ارائه گزارشي درباره‌ي مجموعه‌ي تلويزيوني «شب‌هاي برره» به بيان جهت‌گيري‌هاي سياسي خود پرداخته است، به نظر مي‌رسد نگاه «برره‌يي» بر تحليل گزارشگر آن حاكم است.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، اين گزارش كه توسط كريستن اليور به نگارش درآمده، با دستاويز قرار دادن سريال «شب‌هاي برره» به موضوعاتي چون انتخابات، ‌فوتبال، رشوه دادن به مطبوعات و ... پرداخته و سعي دارد به مقاصد سياسي خود در جهت هرچه پررنگ‌تر كردن مشكلات جامعه‌ي ايران، جامه‌ي عمل بپوشاند. خبرنگار رويترز در بخشي از گزارش خود آورده است: داستان «شب‌هاي برره» در روستايي كوچك در 70 سال قبل مي‌گذرد، اما بينندگان ايراني مي‌توانند با ديدن قسمت‌هاي مخلتف اين مجموعه تلويزيوني هر بار بخشي از مشكلات ايران امروز را به نظاره بنشينند.
خبرگزاري رويترز همچنين پرورش نخود در برره را استعاره‌اي از فعاليت‌هاي «هسته‌اي ايران» دانسته و در عين حال آورده است: مجموعه تلويزيوني «شب‌هاي برره» با قاطعيت از دستيابي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي دفاع مي‌كند و اروپايي‌ها را در مورد اين درخواست كه ايران بايد غني‌سازي اورانيوم را در خارج از مرزها ادامه دهد، به باد انتقاد مي‌گيرد.
به گزارش ايسنا، ‌كريستين اليور، خبرنگار رويترز، همچنين به نقل از آمار منتشره توسط مركز مطالعات و تحقيقات، اعلام كرده است: مجموعه‌ي طنز شب‌هاي برره هر شب بسياري از مردم را پاي تلويزيون مي‌كشاند به طوري كه 90 درصد از جمعيت 69 ميليوني ايران اين سريال را تماشا مي‌كنند. همچنين 67 درصد از بينندگان مجموعه تلويزيوني «شبهاي برره» را به خاطر طرح مشكلات جامعه در قالبي طنز، مورد تقدير قرار داده‌اند.
اين گزارش در بخش ديگري به سخنان با ميوه‌فروشان ميدان تدريس پرداخته و با اشاره به انتقاداتي كه پيرامون پخش مجموعه‌ي طنز شب‌هاي برره در ايران مطرح مي‌شود، تصريح كرده است:‌ برخي از ايرانيان توليد اين برنامه را توهين به روستاييان خوانده و نسبت به كوچك شمردن مقولاتي چون شعر و ادبيات در اين برنامه اعتراض كرده‌اند.

 

 

تاکید مجدد مدیری بر 90 قسمتی بودن شبهای برره (از روزنامه شرق)

 

 

مديرى: شب هاى برره فقط ۹۰ قسمت است

 

مجموعه تلويزيونى «شب هاى برره» كه از استقبال عمومى خوبى برخوردار است، بعد از پايان قسمت نود ديگر ادامه نخواهد داشت.مهران مديرى كارگردان اين مجموعه با اعلام اين خبر به شرق گفت: احساس مى كنم اگر «شب هاى برره» را در قسمت نود به پايان برسانيم بهتر است. دليل آن هم خستگى خودم و فشردگى روزهاى ضبط مجموعه است. مديرى معتقد است كه همواره مى خواسته ميليون ها مخاطب را جلب كند و در عين حال سخيف و پيش پاافتاده نباشد و البته در اين شرايط ادامه ضبط مجموعه شب هاى برره را بعد از پايان زمان مقرر درست نمى داند و مى گويد اگر كار را در اوج به پايان برسانيم در يادها خواهد ماند. مديرى هنوز برنامه هاى آينده اش بعد از پايان شب هاى برره را اعلام نكرده است.«شب هاى برره» با بازى سيامك انصارى، رضا شفيعى جم، محمدرضا هدايتى،  محمد شيرى، سعيد پيردوست، شقايق دهقان، فلامك جنيدى و... از شبكه سوم سيما در حال پخش است.

 

 

 

 

شبکه 3.5 = دلقک بازی

 

با پخش سری دوم مجموعه شبکه 3.5 دستپخت تازه ی (اما تکراری) داریوش کاردان را چشیدیم . با توجه به ایجاد تغییرات کلی در کادر بازیگری مجموعه ، شبکه 3.5 مانند اکثر کارهای گذشته داریوش کاردان به هجو (راحت تر بگویم – دلقک بازی) تبدیل شده است . نوروز72 – نوروز 76 – 39 و ... اکنون شبکه 3.5 جز تمسخر و هجو نکته خاص دیگری نداشته اند. جالب اینجاست که کاردان ، بر نوآوری و بدعت مجموعه اش و همچنین بر اجتماعی بودن ماهیت این مجموعه کماکان اصرار می ورزد.

همزمانی پخش «شبکه 3.5» و «شبهای برره» خواه ناخواه موجب مقایسه این دو مجموعه طنز میگردد. با یک نگاه اجمالی به این دو سریال براحتی متوجه میشویم که شبکه 3.5 در قیاس با شبهای برره حرفی برای گفتن نخواهد داشت ...

 

 

سال نوی میلادی مبارک!!!

مسابقه ی هفته:

جواب سوال هفته ی پیش: کورس

تعداد پاسخ دهنده ها: ۳۹ نفر

تعداد پاسخهای درست ۱۰ نفر

برندگان:

گوگولی مگولی از تهران که به خاطر اسم بیخود خط می خوره

۱-علی از مشهد مقدس

۲-کتایون خانم از اصفهان

۳-آنا خانم از تهران

 

سوال این هفته:

خواننده ی شعر زیر کیست؟

خوابی دیدم که ای کاش تعبیرش تو باشی
اونچه در آرزوشم عاشقم تو باشی

یه عمریه که هر جا به دنبال تو گشتم
به امیدی که روزی بیای تو سر گذشتم

دیروزم گذشت و پریروزم گذشت
دور سرت نگشتم و امروزم گذشت

اگه تو باشی با من پر و بال در میارم
هرچی عشقه تو دنیا یه جا برات میارم

کسی در عاشقی که نمی رسه به گردم
روزی هزار هزار بار دور سرت می گردم

 راهنمایی:خواننده ی این شعر خانم است.(خیلی خیلی آسونه)

 

به ۳ نفر از کسانی که جواب درست را بگوییند ۲۰ ساعت اینترنت K56 به قید قرعه از این وبلاگ جایزه می گیرند

شرایط شرکت در مسابقه:

۱- داخل ایران باشید.۲- برای جواب دادن یا با آیدی من تماس باید بگیرید و یا با ایمیل من!

۳-می توانید در قسمت نظرات هم جواب را بنویسید اما در تابلوی گفتمان قبول نمی باشد

۴- ایمیل و شهرتان را هم حتما بنویسید

Yahoo ID:Javuni_zenduni
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

 

جواب یکی از سوالات دوستان

از این به بعد اگه سوالی داری ایمیلتونم بزارید که من اینجا جواب ندم

پرسیده بودن تولد من ۲۳ خرداد هست؟

جواب:نه ولی تقریبا همومن حدوداست

سال نوی میلادی مبارک!!!

جالب:

سال نوی میلادی مبارک!!!

 

       دانلود  

 

ممد نبودی ( دیجی امین ) به صورت تکنو پاپ

آهنگ جدید آرش بنام برو برو که به زبان هندی خونده

دانلود

 

موزیک جدید آرش به نام( Vostochnaya skazka )که به روسی خونده حتمادانلودکنید .

www.pmcmusic.blogfa.com

Arash Blestashie - Vostochnaya skazka

 

موزیک ویدیو جدید شهرام کاشانی بنامه < آلاله >

  www.pmcmusic.blogfa.com

  لینکه دانلود >>  آلاله

 

اینم موزیک ویدیو جدید هومن سزاوار  < از آلبومه چشم سیاه >

   دانلود

  برای دانلود این موزیک ویدیو ابتدا رو لینک کلیک کنید . بعد در صحفه بعد در پایین صحفه dawnload

  را بزنید .

موزیک ویدیو جدید تارا .  دانلود ویدیو تارا

موزیک ویدیو جدید مهـــــرانا . دانلود ویدیو مهرانا

 

آلبوم بسیار زیبای فریدون به نام اولین سلام که در آمریکا اجرا شده ( خیلیا درخواست کرده بودن ) ( هیچ جا هم نیست ... ) 

  

به دلم نشستی

 

مست مست

 

قاصد عشق

 

اثیر دل

 

قربونت

 

تنها شده دل دوباره

 

دو تا آهنگ از عمو پورنگ ....

عمو پورنگ - بچه خوب کیه کیه 

عمو پورنگ - تک تک اردک

 

یک آهنگ توپ و خیلی قشنگ از جمشید... دانلود نکنی از دست دادی

ترک غربت

 

آهنگ جدید شادمهر عقیلی - داداشی (این ترانه رو شادمهر ٬برای دو برادر شهیدش خونده) 

 www.ahanghaa.blogfa.comدانلود داداشی www.ahanghaa.blogfa.com  

 

اینم دو تا آهنگ از تیتراژ پایانی سریال های عشق گمشده و مسافری از هند(به درخواستی چندی از دوستان در وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی)

مسافری از هند 

عشق گمشده 

پیله های پرواز 

 

 آهنگ درخواستي قديمي پشت كنكوريها رو يكي از عزيزان در خواست كرده بودن كه چند سال پيش پخش مي شد. براي دانلود روي لينك زير كليك كنيد.

Download (حجم: 524 كيلوبايت)

 

 

سریال قریبانه ساخته قاسم جعفری که در محرم سال پیش پخش می شد

خواننده: احسان خواجه امیری

 

موسقي تیتراژ ابتدايي سریال غریبانه:  Downlod

موسقي تیتراژ آخر سریال غریبانه:   Download

 

 

کریسمس مبارک!!

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

نظر وده! نودی؟ نظر زور وده!!!!!!

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 19:12  توسط رضا  | 

کریسمس مبارک!!-علی لهراسبی-مهران-وبلاگ بهنوش طباطبایی-برره تمدید شد-مسابقه و...

     به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

حالا دیگه واقعا زمستون شد!!!

هدیه این دفعه:(starویژه ی کریسمس!!!!!star)

کلیک کن بزرگ میشه!!!!!

 

کلیک کن بززرگ میشه!

 

DIGIMON!!

DIGIMON!!!!

 

کلیک کن بزرگ میشه!

 

 ANASTASIA!

 

        سینما و تلویزیون

این قسمت در چند روز آینده انشاالله تکمیل خواهد شد.

 

برره تا محرم تمدید شد

در چند سایت خوندم که ۹۰ قسمت برره رو به اتمام است اما با رفتن ریاست محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برره نیز همچون دیگر برنامه های مهران مدیری تمدید شد.انشاالله که چنین باشد

 

استقبال فراوان از وبلاگ بهنوش طباطبایی!!!

با وجود اینکه این وبلاگ چند روز است کار خود را (با 4مدیر) شروع کرده با استقبال فراوانی روبرو شده

من هم در قسمت قالب و پیوند های این وبلاگ همکاری می کنم

                        بهنوش طباطبایی

 

آدرس: http://www.behnoush-t.blogfa.com

آدرس: http://www.behnoush-t.blogfa.com

آدرس: http://www.behnoush-t.blogfa.com

 

نتایج نظرسنجی:

 

نظرسنجي
اولين و مهمترين آرزوتون چيست؟ [135 نفر ]

سلامتی خود وشفای مريضها (30) 22%
ظهور امام زمان(عج (41) 30%
به عشقم برسم (27) 20%
پول دار بشم (11) 8%
برم خارج (3) 2%
دانشگاه قبول بشم (8) 6%
معروف بشم (2) 1%
زود تر ماه رمضان برسه (3) 2%
همه عاشقم باشن (10) 7%

 

 

 نظرسنجی جدید :

 

انتخاب کنید

نظرسنجي
قهرمان جام جهاني چه تيمي مي شود؟

ایران
آلمان
ايتاليا
انگليس
برزيل
آرژانتين
هلند
فرانسه
استراليا
اسپانیا

 

اسامی برندگان مسابقه هفته ی قبل:

استقبال فراوان بود 67 نفر شرکت کرده بودند که 56 نفر درست جواب داده بودند.

قرعه کشی انجام شد و سه نفر زیر انتخاب شدند و یوزر و پسور 20 ساعت اینترنت K56 به صورت ایمیل برایشان ارسال شد.

۱- آیدین از شیراز

۲- یوسف محمدی از تهران

۳- سمیرا خانم از تهران

 

سوال مسابقه این هفته:

 خواننده ی شعر زیر کیست؟

توی باغچه پره از گلهای تازه بهار
رو درخت باغچه اسمت هک شده به یادگار
واسه پوستت می شه دید گلهای یاس و نسترن
واسه چشمات می شه گفت ترانه های موندگار
بهار می شه با تو شکوفه بارون
بارون می ریزه رو تنه کوه و بیابون
بی تو ولی تنگه دلم غمم فراوون
با تو شبم شکوهه یک ستاره بارون
توی این فصله که خاطره می شه دیدن یار
آینه ها پنجره ها پاک می شن از گرد وغبار
ریشه های عشق ودوستی دوباره جون می گیرن
زندگیرو توی این فصل همه آسون می گیرن
زیر بارون چه تماشا داره گلزار
قدمهاش به روی چشمها داره دلدار
چه روزاییه هین بهاره عاشقونه
بوسه هام به روی گونش میشه تکرار
گله یخ جوونه می زنه سه کوهی
خشک می شه بنفشه تو گلدونه چوبی
اگه باشی گل سرخ وا می شه هر روز
توی گلدونه بلور جا می شه هر روز
شکله زندگیم یه غوغا می شه هر روز
سر چشمهای تو دعوا می شه هر روز


 

 

از شیرین خانم هم به خاطر کمک در طرح سوال تشکر میکنم

به ۳ نفر از کسانی که جواب درست را بگوییند ۲۰ ساعت اینترنت K56 به قید قرعه از این وبلاگ جایزه می گیرند

شرایط شرکت در مسابقه:

۱- داخل ایران باشید.۲- برای جواب دادن یا با آیدی من تماس باید بگیرید و یا با ایمیل من!

۳-می توانید در قسمت نظرات هم جواب را بنویسید اما در تابلوی گفتمان قبول نمی باشد

۴- ایمیل و شهرتان را هم حتما بنویسید

Yahoo ID:Javuni_zenduni
Email:Javuni_zenduni@yahoo.com

 

 کریسمس مبارک!

 

 

      

 

علی لهراسبي‌: مي‌خواهم‌ به‌ قله‌ برسم‌


    
    فعاليت‌ در رشته‌ موسيقي‌ را به‌ صورت‌ حرفه‌اي‌از سال‌ 74 آغاز نمود، اولين‌ كار جدي‌ اوخواندن‌ سريال‌ (كلبه‌ سفيد) در سال‌ 79 بود،چندين‌ كليپ‌ را منتشر كرد از جمله‌ ويدئو كليپ‌(راز زندگي‌) پس‌ از آن‌ براي‌ فراگرفتن‌ تكنيك‌خواندن‌ و سبك‌ تجربه‌ به‌ سراغ‌ آواز رفت‌ و دوسال‌ آواز كلاسيك‌ تمرين‌ كرد، دوباره‌ به‌تلويزيون‌ بازگشت‌، در سال‌ 81 تيتراژ پاياني‌سريال‌ دريايي‌ها را خواند و به‌ شهرت‌ رسيد،دريايي‌ها تمام‌ توان‌ او نبود اما براي‌ معرفي‌ اين‌خواننده‌ به‌ علاقمندان‌ موسيقي‌ پاپ‌ بسيار موثربود. مهم‌ترين‌ ويژگي‌ اين‌ خواننده‌، حسي‌ است‌كه‌ در موقع‌ خواندن‌ به‌ مخاطب‌ منتقل‌ مي‌كند.صحبت‌ از (علي‌ لهراسبي‌) است‌، خواننده‌اي‌ كه‌هر يكشنبه‌ پس‌ از پايان‌ سريال‌ (پيله‌هاي‌ پرواز)صدايش‌ را مي‌شنويد، بنا به‌ درخواست‌ شماعزيزان‌ به‌ سراغ‌ لهراسبي‌ رفتيم‌ و ساعتي‌ را با او به‌گفتگو نشستيم‌ كه‌ ماحصل‌ آن‌ را مي‌خوانيد:
    (به‌ نام‌ خدا)
    - چه‌ مي‌كنيد، آلبومي‌ كه‌ قرار است‌ آماده‌كنيد در چه‌ مرحله‌اي‌ قرار دارد؟

    لهراسبي‌: مدت‌ دو سال‌ است‌ كه‌ در پي‌ آلبوم‌جديدم‌ به‌ نام‌ (مثلث‌) هستم‌، خب‌ اين‌ زمان‌زيادي‌ است‌ براي‌ تهيه‌ و توليد يك‌ آلبوم‌ اما به‌دليل‌ حساسيت‌ زيادي‌ كه‌ دارم‌ چند كار آن‌ را كه‌آماده‌ هم‌ بودند تغيير دادم‌، در واقع‌ سعي‌ كردم‌ باوسواس‌ خيلي‌ زيادي‌ اين‌ مجموعه‌ را جمع‌آوري‌كنم‌، چون‌ خط فكري‌ من‌ در تهيه‌ اين‌ آلبوم‌ به‌هيچ‌ عنوان‌ بازار نيست‌، در كارهايم‌ كاملا مشهوداست‌. به‌ نظر من‌ اگر هر فردي‌ كارش‌ را درست‌انجام‌ دهد در يك‌ نقطه‌ سليقه‌ مخاطبينش‌ تلاقي‌پيدا مي‌كند با طرز تفكر و نوع‌ كارش‌. بعد از آن‌ديگر مردم‌ دوستش‌ مي‌دارند، سليقه‌اش‌ را قبول‌دارند و كارهايش‌ را دنبال‌ مي‌كنند.
    - كمي‌ بيشتر در خصوص‌ آلبوم‌ مثلث‌ توضيح‌دهيد؟
    لهراسبي‌: اين‌ كار شامل‌ ده‌ آهنگ‌ است‌ كه‌آخرين‌ آن‌ها تيتراژ سريال‌ (پيله‌هاي‌ پرواز)است‌، مجوز شعرهاي‌ (مثلث‌) را گرفتم‌ و تنهاميكس‌ مانده‌، كه‌ نهايتا تا دو هفته‌ ديگر در دبي‌آغاز خواهد شد، شايد تا آخر آذر ماه‌ براي‌ عرضه‌آماده‌ شود.
    - پس‌ امسال‌ آلبوم‌ مجوز را در بازار خواهيم‌دشات‌؟
    لهراسبي‌: خيلي‌ اميد دارم‌. تا قبل‌ از عيد اين‌كار منتشر شود.
    - معيار و ملاكتان‌ براي‌ خوب‌ و بدي‌ كارهاي‌خودتان‌ چيست‌؟
    لهراسبي‌: معيار كار خوب‌ مختص‌ من‌ نيست‌،هرچه‌ جلوتر مي‌رويم‌، فرهنگ‌ شنيداري‌ مردم‌ مابيشتر رشد مي‌كند، شما ببينيد الان‌ يك‌ نوجوان‌وقتي‌ آهنگي‌ را گوش‌ مي‌كند به‌ شعر و نوع‌ آهنگ‌سازي‌ هم‌ توجه‌ دارد يعني‌ تنظيم‌ را مي‌فهمد حالاشايد خيلي‌ تخصصي‌ به‌ موضوع‌ نگاه‌ نكند، يك‌زماني‌ بود مردم‌ خيلي‌ با عوامل‌ توليد كاست‌هاآشنايي‌ نداشتند ولي‌ آن‌ قدر خوب‌ بودند كه‌كارهاي‌ جاودانه‌اي‌ توليد شد كه‌ تا پنجاه‌ سال‌ديگه‌ هم‌ آن‌ كار قديمي‌ نخواهد شد، اما امروزهمه‌ با نام‌هاي‌ آهنگسازها و تنظيم‌كنندگان‌آشنايي‌ كامل‌ دارند، بدين‌ ترتيب‌ مردم‌ خيلي‌خوب‌ كار ضعيف‌ و قوي‌ را تشخيص‌ مي‌دهند.
    - به‌ نظرتان‌ يك‌ كار خوب‌ مرهون‌ چه‌ عواملي‌است‌؟
    لهراسبي‌: اول‌ اين‌ كه‌ تمام‌ عواملش‌ حرفه‌اي‌باشند، دوم‌ اين‌ كه‌ تمام‌ آنها با عشق‌ كار كنند وتمركز من‌ برروي‌ توليداتم‌، كار عاشقانه‌ است‌ و درتوليد يك‌ كار عاشقانه‌ در موسيقي‌ پاپ‌ كه‌ متعلق‌ به‌مردم‌ است‌ به‌ عقيده‌ من‌ تمام‌ عوامل‌ بايد حرف‌براي‌ گفتن‌ داشته‌ باشند. اگر قرار باشد كه‌ گروه‌يك‌ مجموعه‌ دوست‌ داشتني‌ و ماندگار را توليدكنند بايد تمام‌ اين‌ عوامل‌ را رعايت‌ نمايند و اين‌كار در نهايت‌ چيزي‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ دوست‌دارند. البته‌ درصد موفقيت‌ هم‌ براي‌ كارهامتفاوت‌ است‌، يك‌ كار خيلي‌ طول‌ مي‌كشد كه‌فراموش‌ شود اما يك‌ كار از همان‌ ابتدا با موفقيت‌زيادي‌ روبرو خواهد شد. من‌ تلاشم‌ را كردم‌ البته‌نه‌ حداكثر به‌ خاطر اين‌ كه‌ معتقدم‌ هرچه‌ جلوترمي‌روم‌ يكسري‌ تجربه‌هاي‌ جديد كسب‌ مي‌كنم‌ولي‌ مطمئنم‌ اگر عمري‌ باقي‌ باشد مثلث‌ خيلي‌ بهتراز كار قبلي‌ام‌ خواهد شد و با اين‌ روند كار سومم‌خيلي‌ خيلي‌ قوي‌تر از دو كار پيش‌ مي‌شود، يعني‌به‌ مخاطبين‌ و دوستان‌ عزيزم‌ قول‌ مي‌دهم‌ كه‌حتما رو به‌ جلو مي‌روم‌ چون‌ در اين‌ كار اگر رو به‌جلو نروي‌ بايد از موسيقي‌ و هنر كنار بروي‌. همين‌حالا كه‌ به‌ (مثلث‌); مجموعه‌اي‌ كه‌ دوستش‌ دارم‌نگاه‌ مي‌كنم‌، اشكالاتي‌ مي‌بينم‌ البته‌ دوستان‌ به‌ من‌مي‌گويند نبايد اين‌ قدر وسواس‌ به‌ خرج‌ دهي‌،اگر برايم‌ فرجه‌اي‌ باقي‌ بود شايد باز هم‌ بعضي‌ ازكارها را هم‌ عوض‌ يا تغييراتي‌ را اعمال‌ مي‌كردم‌.
    - سطح‌ سليقه‌ مردم‌ چگونه‌ رشد خواهد كرد؟
    لهراسبي‌: كارهاي‌ يك‌ شبه‌ آن‌ قدر در كشور ماتوليد مي‌شود كه‌ مقداري‌ مردم‌ را آشفته‌ مي‌كند،شايد يك‌ خواننده‌اي‌ با آلبومي‌ فوق‌العاده‌ وارددنياي‌ موسيقي‌ شود اما ممكن‌ است‌ با كارهاي‌خيلي‌ خيلي‌ ضعيف‌ كه‌ در بازار هم‌ كم‌ نيست‌ منتشرشود خب‌ براي‌ اين‌ كه‌ شناخته‌ شدن‌ اين‌ خواننده‌خيلي‌ زمان‌ لازم‌ خواهد بود. اي‌ كاش‌ همه‌عوامل‌ كارشناسي‌ كنند روي‌ يكسري‌ از آيتم‌ها،روي‌ مجموعه‌ نهايي‌ هم‌ كارشناسي‌ كنند كه‌ كارتوليد شد ارزش‌ شنيدن‌ را داشته‌ باشد، و در كناراين‌ها يك‌ عده‌ از موزيسين‌ها و ترانه‌سراها وخواننده‌هاي‌ خوب‌، كارهاي‌ خيلي‌ خوب‌ و قوي‌را توليد كرد مردم‌ را با كار و موسيقي‌ قوي‌ آشنامي‌كند. به‌ طور مثال‌ كاري‌ كه‌ (بهروز صفاريان‌)در آلبوم‌ غريبه‌ كرد خدمت‌ بزرگي‌ به‌ موسيقي‌كشور بود، او يك‌ موز يك‌ فاخر را به‌ جامعه‌ آورد وجايگزين‌ خيلي‌ از موزيك‌هاي‌ ضعيف‌ كرد وباعث‌ شد سليقه‌ مردم‌ را به‌ اين‌ سمت‌ بكشاند و اين‌بستر را براي‌ علي‌ لهراسبي‌ها مهيا مي‌كند، بايد ازاين‌ افراد قدرداني‌ كرد. در كل‌ بيشترين‌ وظيفه‌برعهده‌ي‌ خود ما عوامل‌ توليد آلبوم‌ است‌، اگرخوراك‌ شنيداري‌ كه‌ ما به‌ مردم‌ مي‌دهيم‌ درس-‌باشد همه‌ چيز رو به‌ جلو خواهد رفت‌.
    - در خصوص‌ اين‌ قضيه‌ دو ديدگاه‌ وجوددارد، اول‌ اين‌ كه‌ نبايد هر نوع‌ موسيقي‌ (ضعيف‌ وقوي‌) ساخته‌ شود تا سطح‌ سليقه‌ مردم‌ رشد كند، ودوم‌: موسيقي‌ ضعيف‌ هم‌ بايد باشد تا مردم‌ بتوانندخوب‌ را از بد و قوي‌ را از ضعيف‌ تشخيص‌ داده‌ وانتخاب‌ كنند؟
    لهراسبي‌: به‌ عقيده‌ من‌ همه‌ نوع‌ موسيقي‌ بايدباشد. ما اين‌ همه‌ شعار مي‌دهيم‌ كه‌ بايد موسيقي‌فاخر داشته‌ باشيم‌ پس‌ روي‌ كلام‌ بايد خيلي‌ دقت‌كنيم‌. اگر قرار من‌ موسيقي‌ 6/8 كار كنم‌ بايددرست‌ كار كنم‌. با كلام‌ خوب‌، اگر موسيقي‌ عاشقانه‌ساخته‌ مي‌شود بايد درست‌ باشد، تا قابل‌ دفاع‌باشد، بدين‌ ترتيب‌ مردم‌ با عوامل‌ درست‌ وساختار درست‌ آشنا شده‌ و عادت‌ مي‌كنند و اين‌گونه‌ ديگر نمي‌توانم‌ يك‌ كار كم‌ ارزش‌ يك‌هفته‌اي‌ توليد كرده‌ و به‌ دست‌ مردم‌ دهم‌. مطمئناكسي‌ مي‌ماند كه‌ قدم‌هايش‌ را درست‌ بگذارد.
    - به‌ كلام‌ در موسيقي‌ اشاره‌ كرديد، ترانه‌ براي‌شما چقدر اهميت‌ دارد؟
    لهراسبي‌: براي‌ من‌ كلام‌ خيلي‌ مهم‌ است‌، همه‌چيز از كلام‌ شروع‌ مي‌شود; حس‌ آهنگساز براي‌ساخت‌ آهنگ‌ و خواننده‌ براي‌ خواندن‌ از همان‌كلام‌ نشات‌ مي‌گيرد، نمي‌گويم‌ مهم‌ترين‌ عامل‌ درساخت‌ آلبوم‌ كلام‌ است‌، چون‌ تمام‌ مراحل‌ ازمهم‌ترين‌ كارها هستند، اما كلام‌ اولين‌ پل‌ است‌.
    - ماندگاري‌ با كلام‌ است‌ يا موسيقي‌؟
    لهراسبي‌: بستگي‌ دارد، زماني‌ است‌ كه‌ شعر رامي‌خواني‌ روي‌ شما تاثير مي‌گذارد، شايد اين‌شعر زماني‌ كه‌ با موسيقي‌ همراه‌ شود آن‌ تاثير رانگذارد يا بالعكس‌، اين‌ درصدهاست‌ كه‌ تغييرمي‌كند و كيفيت‌ كار را تعيين‌ مي‌كند، بارها شده‌ بادوستان‌ به‌ يك‌ آهنگ‌ گوش‌ مي‌دهيم‌، مي‌گوييم‌اگر مثلا اين‌ قطعه‌ را با گيتار كار مي‌كرديم‌ كار بهترمي‌شد، اين‌ اگر و اماها نشان‌ مي‌دهد كه‌ يك‌جايي‌ از كار ايراد دارد.
    - امروز براي‌ خواننده‌ شدن‌ در موسيقي‌ پاپ‌هيچ‌ صافي‌ و گزينشي‌ وجود ندارد...
    لهراسبي‌: براي‌ كساني‌ كه‌ دوست‌ دارندخواننده‌ شوند خوب‌ است‌، به‌ نظر من‌ در هركاري‌ به‌ خصوص‌ هنر نبايد براي‌ ارائه‌ دادن‌ عجله‌داشت‌، ما خيلي‌ جوان‌ مستعد داريم‌، ايران‌ مهداستعداد است‌، شما ببينيد در المپياد يك‌ جوان‌ايراني‌ بدون‌ هيچ‌ امكاناتي‌ مقام‌ اول‌ فيزيك‌ راكسب‌ مي‌كند ولي‌ تمام‌ قدم‌ها را بايد درست‌برداشت‌، هدف‌ را بايد درست‌ انتخاب‌ كرد، بايدديد طول‌ هدف‌ چقدر است‌. امكان‌ داد هدف‌ بارعلي‌ لهراسبي‌ تنها ارائه‌ يك‌ آلبوم‌ با چهار تا آهنگ‌باشد.
    - در موسيقي‌ پاپ‌ از اين‌ موارد يعني‌ با طول‌هدف‌ بسيار كوتاه‌، بسيار وجود دارد...
    لهراسبي‌: البته‌ برخي‌ها هم‌ هدفشان‌ اين‌نيست‌.
    - سال‌ها پيش‌ براي‌ خواننده‌ شدن‌ تست‌ صداگرفته‌ مي‌شد، اگر امروز با اين‌ وضعيت‌ تست‌ گرفته‌شود، خوب‌ است‌؟
    لهراسبي‌: اتفاقا من‌ در همان‌ زمان‌ رفتم‌تلويزيون‌ و تست‌ دادم‌، زماني‌ كه‌ دكتر رياحي‌ پوركامبيز روشن‌ روان‌، دلثب‌، نوري‌ تست‌ مي‌گرفتندآقاي‌ دلثب‌ سولفژ را جداگانه‌ مي‌گرفت‌، رفتم‌نشستم‌ پشت‌ پيانو، به‌ دلثب‌ گفتم‌: من‌ خواننده‌تلويزيونم‌)... تمرين‌ها شماره‌بندي‌ بود از يك‌ تاهشت‌ سخت‌تر مي‌شد، ايشان‌ گفت‌: حالا كه‌خواننده‌ تلويزيوني‌ پس‌ از شماره‌ هشت‌ شروع‌كن‌ و خيلي‌ هم‌ سخت‌ شد برايم‌، به‌ هر حال‌ قبول‌شدم‌، آن‌ زمان‌ رقابت‌ تنگاتنگي‌ ميان‌ خوانندگان‌وجود داشت‌. اين‌ فيلتر اگر براي‌ خوانندگي‌امروز هم‌ وجود داشت‌ خيلي‌ مفيد بود البته‌ بايدچنين‌ فيلتري‌ هم‌ براي‌ سازندگان‌ آهنگ‌ نيزمي‌بود به‌ دو علت‌: يكي‌ اين‌ كه‌ به‌ خودآهنگ‌سازان‌ كمك‌ شود، و هم‌ به‌ ترانه‌سراها وخوانندگان‌ كمك‌ شود.
    - براي‌ يك‌ خواننده‌ تنها داشتن‌ يك‌ صداكافي‌ است‌؟
    لهراسبي‌: براي‌ يك‌ هنرمند تنها داشتن‌ هنركافي‌ نيست‌ نه‌ خواننده‌، به‌ عقيده‌ من‌ يك‌ هنرمندبايد يك‌ روانشناس‌ هم‌ باشد، يك‌ مخاطب‌ شناس‌باشد، در خيلي‌ از زمينه‌ها بايد مشاوره‌ كند يعني‌اينها تمام‌ عوامل‌ موفقيت‌ خواهد بود و كمك‌مي‌كند به‌ هنرمند تا قدم‌هايش‌ را محكم‌تر بردارد.
    - براي‌ خوانندگي‌ شروع‌ از تلويزيون‌ كه‌ يك‌رسانه‌ عمومي‌ است‌ در شناخت‌ و پيشرفت‌ آن‌ فردچقدر تاثيرگذار خواهد بود؟
    لهراسبي‌: اين‌ موضوع‌ بحث‌ پيچيده‌اي‌ است‌،شايد خيلي‌ موثر باشد اما بايد ديد با چه‌ كاري‌شروع‌ شده‌. -حتي‌ رسانه‌ تلويزيون‌ هم‌ مي‌توانديك‌ نفر را معرفي‌ كند خوب‌ يا بد، مردم‌ كاملا كارخوب‌ را مي‌شناسند، آن‌ هنرمند بايد خيلي‌حواسش‌ را جمع‌ كند كه‌ با چه‌ كاري‌ خود رامعرفي‌ نمايد، آيا الان‌ زمان‌ معرفي‌ شدن‌ هست‌ يانه‌ تلويزيون‌ كار خودش‌ را مي‌كند بستگي‌ داردآن‌ خواننده‌ در تلويزيون‌ چه‌ مي‌كند.
    - دوست‌ دارم‌ اشاره‌ كنيد به‌ آهنگ‌دريايي‌ها، هنوز هم‌ با بردن‌ نام‌ علي‌ لهراسبي‌ همه‌به‌ ياد اين‌ ترانه‌ مي‌افتد.
    لهراسبي‌ :قبل‌ از اين‌ كار، ترانه‌اي‌ خوانده‌بودم‌ به‌ نام‌ (ترانه‌ ساز) در آلبوم‌ دريايي‌ها: اي‌ترانه‌ ساز تنهاي‌، اي‌ صداي‌ گوش‌ خسته‌...) خيلي‌عاشقانه‌ بود كه‌ طي‌ يك‌ اتفاق‌ دوستان‌ آقاي‌ رسام‌شنيده‌ بودند و انتخاب‌ كردند كه‌ در نهايت‌ به‌توافق‌ رسيديم‌ به‌ اعتقاد من‌ علت‌ موفقيت‌ ترانه‌دريايي‌ها اين‌ بود كه‌ ترانه‌ و آهنگ‌ خيلي‌ با حس‌بود.
    - اين‌ آهنگ‌ تنها براي‌ سريال‌ دريايي‌هاساخته‌ شد؟
    لهراسبي‌: آقاي‌ رسام‌ بعضي‌ اوقات‌ شعرمي‌گويد برخي‌ اوقات‌ ملودي‌... اين‌ آهنگ‌ را نيزايشان‌ كار كردند قرار نبود تيتراژ اين‌ سريال‌ باشدبراي‌ دريايي‌ها يك‌ كار ديگر انتخاب‌ شده‌ بود كه‌آن‌ كار مجوز نگرفت‌ ديديم‌ اين‌ ترانه‌ دريايي‌ها به‌قدري‌ صميمي‌ و قشنگ‌ است‌ كه‌ در نهايت‌ براي‌تيتراژ انتخاب‌ كرديم‌. من‌ تلاشي‌ براي‌ تكنيكي‌خواندن‌ نكرده‌ بودم‌ تمام‌ نيروي‌ خودم‌ را به‌ كارگرفتم‌ تا يك‌ كار حسي‌ شود اما در پيله‌هاي‌ پروازتمام‌ تلاشم‌ در تكنيكي‌ خواندن‌ بود.
    - براي‌ خواندن‌ تيتراژ يك‌ كار، محتواي‌ كارهم‌ براي‌تان‌ اهميت‌ دارد؟
    لهراسبي‌: حتما...
    - دنبال‌ داستان‌ سريال‌ هم‌ مي‌رويد؟
    لهراسبي‌: صددرصد، مثلا دريايي‌ها حالادرست‌ است‌ از يك‌ جايي‌ به‌ دليل‌ علت‌هاي‌داخلي‌ بلاتكليف‌ شد اما بازيگران‌ بزرگي‌ مثل‌داريوش‌ ارجمند، مهدي‌ فتحي‌، مريلا زارعي‌،خانم‌ معصومي‌، رضا عطاران‌، دوست‌ عزيزم‌ پژمان‌بازغي‌ حضور داشتند كه‌ براي‌ من‌ خيلي‌ اهميت‌داشت‌.
    - پيله‌هاي‌ پروز چطور؟
    لهراسبي‌: دليل‌ اصلي‌ قبول‌ اين‌ كار آقاي‌جمشيد مشايخي‌ بود با حضور ايشان‌ ديگر داستان‌و محتواي‌ سريال‌ برايم‌ اهميتي‌ نداشت‌، آقاي‌مشايخي‌ يك‌ بازيگر افتاده‌ است‌ كه‌ همه‌ دوستش‌دارند همين‌ طور آقاي‌ شاه‌ محمدي‌، روزي‌ كه‌دعوتم‌ كردند دفترشان‌ خيلي‌ دوست‌ داشتم‌ براي‌كار بخوانم‌.
    - كار شبكه‌ مهاجر ر در پوشش‌ موسيقي‌ پاپ‌چطور ارزيابي‌ مي‌كنيد؟
    لهراسبي‌: خودم‌ اين‌ شبكه‌ را نگاه‌ نمي‌كنم‌ و درخصوص‌ كارهايش‌ نظري‌ ندارم‌. اميدوارم‌كيفيتش‌ بهتر شود.
    - براي‌ ماندگاري‌ در موسيقي‌ پاپ‌ چه‌ بايدكرد؟
    لهراسبي‌: من‌ به‌ عواملي‌ كه‌ معتقدم‌ خودم‌انجام‌ مي‌دهم‌ و آن‌ راه‌ را طي‌ مي‌كنم‌ و همين‌طور تجربه‌ كسب‌ كرده‌ و از ديگران‌ مي‌آموزم‌ امابه‌ طور كل‌ بايد با خود و مخاطب‌ صداقت‌ داشت‌و بايد به‌ مخاطبين‌ احترام‌ گذاشت‌ يعني‌ به‌شخصيت‌ و وقتشان‌ احترام‌ بگذاريم‌ پس‌ بايد براي‌توليد يك‌ كار خيلي‌ دقت‌ شود اگر اين‌ كار را بكني‌مردم‌ دوست‌ دارند، اگر دوستت‌ داشته‌ باشندمي‌ماني‌...
    - ماندگارترين‌ كار در ذهنتان‌ چيست‌؟
    لهراسبي‌: الهه‌ ناز

    - چه‌ چيز اين‌ كار شما را جذب‌ كرد؟
    لهراسبي‌: اين‌ ترانه‌ هميشه‌ قشنگ‌ است‌، باصداي‌ هر خواننده‌اي‌ كه‌ مي‌شنوم‌ باز هم‌ دوست‌دارم‌. به‌ نظر من‌ وقتي‌ يك‌ كار ماندگار مي‌شود،كاري‌ خواهد بود كه‌ براي‌ ارائه‌ توليد نشده‌ ومعتقدم‌ آن‌ كار در خلوت‌ آدم‌ها و براي‌ دل‌شان‌ساخته‌ شده‌، شايد هدف‌هاي‌ عارفانه‌ داشته‌، اين‌عوامل‌ باعث‌ ماندگاري‌ شده‌ و فكر مي‌كنم‌ اين‌كارها يك‌ پشتوانه‌ دلي‌ و معنوي‌ دارند.
    - كمي‌ به‌ عقب‌ برگرديم‌ چرا موسيقي‌؟
    لهراسبي‌: من‌ پيانو كار مي‌كردم‌ نزد دوستم‌مهرداد حاج‌ كريمي‌ و چون‌ او موزيك‌ و سرودكودكان‌ مي‌ساخت‌ با فضاي‌ سرود آشنا شدم‌، بعداز مدتي‌ شروع‌ كردم‌ به‌ ساختن‌ و تا حدودي‌ هم‌موفق‌ بودم‌، تا اين‌ كه‌ موسيقي‌ پاپ‌ آزاد شد، چندكاري‌ خودم‌ ساختم‌ با كيبورد بعد يك‌ روز آفتابي‌(خنده‌) رفتم‌ تلويزيون‌ بدون‌ اين‌ كه‌ آشنايي‌داشته‌ باشم‌ كارهايم‌ را نشان‌ دادم‌ بعد انتخاب‌شدم‌ براي‌ خوانندگي‌ و سريال‌ كلبه‌ سفيد راخواندم‌ آن‌ زمان‌ به‌ من‌ مي‌گفتند فقط صدايت‌قشنگ‌ است‌ براي‌ همين‌ يك‌ مدت‌ تعطيل‌ كردم‌ ويكي‌، دو سال‌ آواز كلاسيك‌ تمرين‌ كردم‌، دوباره‌كه‌ بازگشتم‌ با دريايي‌ها اين‌ بار شروع‌ كردم‌.
    - پس‌ با صدا شروع‌ كرديد بعد رفتيد دنبال‌تكنيك‌؟
    لهراسبي‌: بله‌، همان‌ طور كه‌ گفتم‌ هرچه‌ رو به‌جلو مي‌روي‌ خيلي‌ مسائل‌ برايت‌ فرق‌ مي‌كند.دريايي‌ها و كلبه‌ سفيد را اگر مقايسه‌ كنيد تفاوت‌بين‌ آنها خيلي‌ فاحش‌ است‌، و فكر مي‌كنم‌پيله‌هاي‌ پرواز هم‌ به‌ همين‌ منوال‌ خواهد بود.
    - چرا پاپ‌؟
    لهراسبي‌: براي‌ اين‌ كه‌ عاشق‌ موسيقي‌ پاپ‌هستم‌.
    - آيا موسيقي‌ پاپ‌ ما بيمار است‌؟
    لهراسبي‌: مشكل‌ اصلي‌ موسيقي‌ پاپ‌ ما اينست‌كه‌ تمام‌ عوامل‌ آدم‌هاي‌ عجولي‌ هستند، اگر عجله‌را حذف‌ كنيم‌ و صبر و ممارست‌ و تمرين‌ و شجاعت‌را جايگزين‌ كنيم‌ باعث‌ مي‌شود بيماري‌ هرچه‌زودتر خوب‌ شود.
    - چرا شجاعت‌؟
    لهراسبي‌: به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ من‌ علي‌ لهراسبي‌شجاعت‌ داشته‌ باشم‌ يك‌ نفر از خودم‌ بهتر را ببينم‌و بپذيرم‌.
    - علي‌ لهراسبي‌ در دنياي‌ موسيقي‌ كشور كجاايستاده‌؟
    لهراسبي‌: سوال‌ سختي‌ است‌، اگر يك‌ نردبان‌داشته‌ باشيم‌ تا پشت‌بام‌، من‌ هنوز روي‌ نردبان‌ هم‌نرفتم‌. ولي‌ برنامه‌ريزي‌ كردم‌ كه‌ بروم‌ روي‌پشت‌بام‌.
    - كمي‌ بيشتر درخصوص‌ سريال‌ پيله‌هاي‌پرواز و همكاري‌ با بهروز صفاريان‌ صحبت‌ كنيد؟
    لهراسبي‌: سريال‌ پيله‌هاي‌ پرواز كار دوست‌خوبم‌ بهروز صفاريان‌، كه‌ معتقدم‌ اين‌ تيتراژموفقيتش‌ را در درجه‌ اول‌ مديون‌ بهروز و بعد بقيه‌عوامل‌ است‌ البته‌ ترانه‌ خيلي‌ خوبي‌ هم‌ دارد،خود من‌ هم‌ به‌ دليل‌ نام‌ بهروز صفاريان‌ تمام‌تلاشم‌ را كردم‌ تا در خوانندگي‌ اين‌ كار سربلندشوم‌، با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ بهروز در خوانندگي‌ هم‌ به‌من‌ خيلي‌ كمك‌ كرد، جدا از اين‌ كه‌ بهروز دوست‌نزديك‌ من‌ است‌ و مثل‌ برادرم‌ دوستش‌ دارم‌ هيچ‌فرصتي‌ پيش‌ نيامده‌ بود تا با هم‌ كاري‌ انجام‌ دهيم‌،دوستان‌ ديگر هم‌ مي‌دانند كه‌ بهروز بسيار وسواس‌و حساسيت‌ زيادي‌ روي‌ كار به‌ خرج‌ مي‌دهد.براي‌ همين‌ شما هم‌ مي‌دانيد كه‌ خانواده‌،خواننده‌هايي‌ كه‌ با بهروز كار كردند خانواده‌بزرگي‌ نيست‌ ولي‌ تمام‌ مجموعه‌هاي‌ توليد شده‌كارهاي‌ موفقي‌ بوده‌ كه‌ در ژانرهاي‌ مختلف‌ تهيه‌شده‌ است‌. اين‌ يك‌ كار معترض‌ عاشقانه‌ است‌، فكرمي‌كنم‌ بهروز صفاريان‌ بهترين‌ بوده‌ و چقدر خوب‌است‌ اين‌ بهترين‌ها تعدادشان‌ زياد شود، بهروزموزيك‌ روز دنيا را هر لحظه‌ آناليز مي‌كند وموزيك‌ را خيلي‌ خوب‌ مي‌شناسد.
    - اين‌ همكاري‌ اتفاقي‌ بود؟ يعني‌ هر دوانتخاب‌ شديد؟
    لهراسبي‌: نه‌، خواندن‌ اين‌ تيتراژ به‌ من‌ پيشنهادشد، قرار بود با يك‌ نفر ديگر كار كنم‌ كه‌ البته‌قطعه‌اي‌ از كار را نيز خوانده‌ بودم‌، اما اين‌آهنگ‌، (اوني‌ كه‌ مدعي‌ بود عاشقه‌) را من‌ چندخط اول‌ را يك‌ شبي‌ كه‌ با بهروز بوديم‌ را با يك‌تنظيم‌ بهروز كه‌ در دبي‌ آهنگي‌ را ساخته‌ بودخواندم‌ و ضبط كرديم‌ خيلي‌ خوب‌ شده‌ بود كاملاتستي‌. وقتي‌ صحبت‌ اين‌ سريال‌ شد من‌ با آقايان‌مشايخي‌ و شاه‌محمدي‌ صحبت‌ كردم‌، گفتم‌ چنين‌ترانه‌اي‌ هست‌ اگر مي‌توانيد دل‌ بهروز را به‌ دست‌بياوريد كه‌ مقداري‌ سخت‌ است‌ اما خيلي‌ خوب‌است‌، بعد ديگر بهروز را در يك‌ فرصت‌ مناسب‌دعوت‌ كردند و الحمدا... به‌ توافق‌ رسيدند و درهر صورت‌ اين‌ كار توليد شد. يادم‌ هست‌ وقتي‌ كه‌آن‌ شب‌ اين‌ كار را با بهروز تست‌ مي‌كرديم‌،مي‌گفت‌ چقدر خوب‌ مي‌شود اگر اين‌ كار تيتراژيك‌ سريال‌ كار شود و اين‌ اتفاق‌ چند هفته‌ بعد رخ‌داد.
    - چرا عده‌اي‌ دوست‌ ندارند موفقيت‌ بهروزصفاريان‌ را ببينند؟
    
    لهراسبي‌: به‌ عقيده‌ي‌ من‌ آنها را نبايد عده‌ به‌حساب‌ آورد. عده‌اي‌ را بايد به‌ كساني‌ بگوييم‌ كه‌چيزي‌ براي‌ عرضه‌ دارند، كساني‌ كه‌ دوست‌ندارند بهروز را ببينند جزء جمع‌ ما به‌ حساب‌نمي‌آيند بايد حالا حالا زحمت‌ بكشند تا واردجمع‌ شوند تا بعد اجازه‌ صحبت‌ كردن‌ در موردبهروز را كسب‌ كنند.
    - در آخر اگر حرفي‌ هست‌ بفرماييد؟
    لهراسبي‌: از شما تشكر مي‌كنم‌ گفتگوي‌ خيلي‌ خوبي‌ بودخارج‌ از سيستم‌ سوالات‌ كليشه‌اي‌.

 

            

        لیلی و مجنون:

 

آلفرد نوبل‌، مردي‌ كه‌ اختراع‌ خود رامحكوم‌ كرد

اكثر دانشمندان‌، محققان‌ و مخترعان‌ در طي‌قرون‌ و اعصار، سعي‌ در ساخت‌ و ابداع‌ وسيله‌اي‌براي‌ راحتي‌ انسان‌ها و ايجاد آرامش‌ و سلامتي‌همنوعان‌ داشته‌اند; گرچه‌ در اين‌ ميان‌، عده‌اي‌سوء نيت‌ داشته‌ و اهدافشان‌ در جهت‌ نابودي‌بوده‌ است‌ و افرادي‌ هم‌ بودند كه‌ به‌ منظور كمك‌به‌ بشر اختراعي‌ را به‌ ثبت‌ رساندند اما بعدها ازهمين‌ اختراع‌، سوء استفاده‌ شده‌ است‌. براي‌مثال‌ «آلفرد نوبل‌» كه‌ ديناميت‌ را به‌ وجود آوردتا كارگران‌ معدن‌ راحت‌ شوند و به‌ جاي‌ بيل‌ وكلنگ‌، در نابودي‌ كوه‌ از يك‌ ماده‌ منفجره‌استفاده‌ كنند، همين‌ ديناميت‌ بعدها حرف‌ اول‌ رادر جنگ‌هاي‌ قرن‌ نوزدهم‌ جهان‌ زد. آلفرد نوبل‌تا پايان‌ عمر، خود را نبخشيد و دائما عذاب‌وجدان‌ داشت‌. او پس‌ از مرگش‌، وصيت‌ كرد كه‌جايزه‌اي‌ هر ساله‌ به‌ نام‌ نوبل‌ به‌ افراد برگزيده‌ علم‌كه‌ در ايجاد صلح‌ و دوستي‌ در جهان‌ قدم‌برمي‌دارند، اهدا كنند.
    
    

دوران‌ كودكي‌ و دوري‌ از پدر


    21 اكتبر 1833 در خانه‌ امانوئل‌ نوبل‌ مخترع‌و مهندس‌ پل‌سازي‌ و ساختمان‌سازي‌ واقع‌ دراستكهلم‌ سوئد، شور و غوغايي‌ بر پا بود. اندرياهمسر امانوئل‌ درد مي‌كشيد و همگي‌ در انتظارتولد نوزادي‌ بودند. بالاخره‌ انتظار به‌ سر آمد واندريا پسري‌ به‌ دنيا آورد و نامش‌ را آلفرد نهادند.
    اندريا از خانواده‌اي‌ اصيل‌ و ثروتمند بود.امانوئل‌ هم‌ وضع‌ خوبي‌ داشت‌ اما پس‌ از تولدآلفرد، ورشكست‌ شد و خانواده‌ از لحاظ مالي‌دچار مشكل‌ شدند. امانوئل‌ تصميم‌ گرفت‌ در سال‌1837 يعني‌ وقتي‌ آلفرد 4 ساله‌ بود، خانواده‌ راترك‌ كند و براي‌ يافتن‌ كاري‌ مناسب‌ به‌ فنلاند وسپس‌ به‌ سن‌ پترزبورگ‌ روسيه‌ برود. با رفتن‌امانوئل‌، مسئوليت‌ اندريا بيشتر شد. آلفرد بچه‌اي‌نحيف‌ و ضعيف‌ بود. پس‌ از اينكه‌ پدرخانه‌ را ترك‌كرد، بيماري‌ سراغ‌ بچه‌ها آمد و فرزندان‌ اندريايكي‌ پس‌ از ديگري‌ به‌ بيماري‌ مسري‌ مبتلا شدند وجان‌ خود را از دست‌ دادند. اندريا بسيار نااميد ومضطرب‌ بود و از اينكه‌ آلفرد را هم‌ از دست‌بدهد، نگران‌ بود; از اين‌ رو، براي‌ به‌ دست‌آوردن‌ خرجي‌ خانه‌، يك‌ بقالي‌ در نزديكي‌خانه‌اش‌ به‌ راه‌ انداخت‌ و شبانه‌ روز كار مي‌كرد كه‌آلفرد بعدها در كتاب‌ اشعارش‌ به‌ فداكاري‌هاي‌مادر خود اشاره‌ كرد. امانوئل‌ در سن‌پترزبورگ‌كارگاهي‌ داير كرد و به‌ تهيه‌ و ساخت‌ ابزار و وسايل‌ارتشي‌ براي‌ روسيه‌ پرداخت‌ و كم‌كم‌ وضعيت‌مالي‌ خوبي‌ پيدا كرد.
    در سال‌ 1842 وقتي‌ آلفرد 9 ساله‌ بود، پدرخانه‌اي‌ براي‌ خانواده‌اش‌ در سن‌ پترزبورگ‌ تهيه‌كرد و آنان‌ را به‌ آنجا آورد و معلمي‌ خصوصي‌براي‌ پسرانش‌ گرفت‌ تا آنان‌ آموزش‌ ببينند. آلفردهيچگاه‌ موفق‌ به‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ نشد وهميشه‌ در خانه‌ به‌ آموزش‌ مي‌پرداخت‌.
    
    

پيشرفت‌ در ادبيات‌


    آلفرد در رشته‌ ادبيات‌ پيشرفت‌ خوبي‌ داشت‌ والبته‌ به‌ فيزيك‌ و شيمي‌ نيز استعداد نشان‌ مي‌داد.
    او در 17 سالگي‌ توانست‌ به‌ پنج‌ زبان‌ آلماني‌،سوئدي‌، فرانسه‌، روسي‌ و انگليسي‌ تسلط كامل‌داشته‌ باشد اما علاقه‌ بيشتري‌ به‌ ادبيات‌ داشت‌; بااين‌ حال‌ پدر مي‌خواست‌ پسرانش‌ فيزيك‌ وشيمي‌ بياموزند و در رشته‌هاي‌ مهندسي‌ به‌ تحصيل‌بپردازند. از همين‌ رو، تصميم‌ ديگري‌ براي‌ آلفردگرفت‌.
    
    

سال‌هاي‌ دور از خانه‌


    آلفرد را براي‌ فرستادن‌ خارج‌ از كشور آماده‌كردند تا شيمي‌ و فيزيك‌ را در محضر اساتيد باتجربه‌ بياموزد. از همين‌ رو در سال‌ 1850 آلفردبه‌ سوي‌ آلمان‌، سوئد و آمريكا حركت‌ كرد تا براي‌آينده‌اش‌ تلاش‌ كند. سپس‌ در پاريس‌ اقامت‌گزيد و در آزمايشگاه‌ پروفسور «تي‌، جولس‌ پلوز»شيميدان‌ معروف‌ فرانسوي‌ مشغول‌ به‌ كار شد. او با«شوبرو» شيميدان‌ جوان‌ ايتاليايي‌ دوست‌ شد و باهم‌ برروي‌ نيترو گليسيرين‌ تحقيقات‌ زيادي‌ انجام‌دادند.
    در مدت‌ دو سالي‌ كه‌ در پاريس‌ بود به‌ مطالعات‌گسترده‌اي‌ پرداخت‌. او علاقه‌ زيادي‌ به‌ تحقيق‌درباره‌ اين‌ مايع‌ منفجره‌ پيدا كرد. او دريافت‌ كه‌اگر گليسيرين‌ را با سولفور و اسيد نيتريك‌ تركيب‌كند و تحت‌ حرارت‌ و فشار قرار دهد، يك‌ مايع‌منفجره‌ حاصل‌ مي‌شود.
    آلفرد مي‌خواست‌ با پدرش‌ هم‌ مشورت‌ كند;لذا در سال‌ 1852 به‌ سن‌ پترزبورگ‌ نزدخانواده‌ بازگشت‌ و...پدر نيز تحقيقات‌ وآزمايش‌هاي‌ آلفرد را مورد تحسين‌ قرار داد و باپسر جوانش‌ كارگاهي‌ تاسيس‌ كردند.
    
    

جنگ‌ كريمه‌


    جنگ‌ كريمه‌ آغاز شد و روسيه‌ سفارش‌هاي‌زيادي‌ به‌ امانوئل‌ براي‌ ساخت‌ ابزار ارتشي‌ داد.اوضاع‌ امانوئل‌ به‌ خوبي‌ پيش‌ رفت‌ پس‌ از به‌پايان‌ رسيدن‌ جنگ‌، بار ديگر خانواده‌ مشكل‌ مالي‌پيدا كرد و امانوئل‌ بار ديگر ورشكست‌ شد. از اين‌رو مجبور شد به‌ همراه‌ دو پسرش‌ آلفرد و اميل‌ به‌سوي‌ استكهلم‌ حركت‌ كنند و دو پسر ديگر، رابرت‌و لودويگ‌ نزد مادر مانده‌ بودند. امانوئل‌، آلفرد واميل‌ با هم‌ در يك‌ شركت‌ نفتي‌ مشغول‌ به‌ كار شدندو از اين‌ طريق‌، پدر توانست‌ سر و ساماني‌ به‌اوضاع‌ اقتصادي‌ خانواده‌ بدهد.
    
    

اختراع‌ ديناميت‌


    آلفرد كه‌ از وضعيت‌ مالي‌ خانواده‌اش‌ مطمئن‌شد، تصميم‌ گرفت‌ به‌ دنبال‌ تحقيق‌ نيمه‌ كاره‌ خودبرود. او به‌ پاريس‌ بازگشت‌ و آزمايش‌هاي‌ خود رابرروي‌ نيتروگليسيرين‌ ادامه‌ داد. او با يك‌شيميدان‌ ايتاليايي‌ به‌ نام‌ «آسانيو سوبريرو» آشناشد و با هم‌ به‌ تحقيق‌ مشغول‌ شدند. او دو سال‌ بعدبه‌ استكهلم‌ و سپس‌ به‌ سن‌ پترزبورگ‌ نزد خانواده‌رفت‌ و همچنين‌ به‌ تحقيقاتش‌ ادامه‌ مي‌داد.
    
    

برادران‌ كشته‌ شدند


    
در سال‌ 1864 برادرش‌ اميل‌ به‌ همراه‌ چندتن‌ از دوستانش‌ براثر كار با نيترو گليسيرين‌ و انفجارناشي‌ از آن‌، كشته‌ شدند. اما اين‌ مساله‌ جلوي‌تحقيق‌ او را نگرفت‌. آلفرد مي‌خواست‌ ازخطرات‌ نيتروگليسيرين‌ بكاهد اما موفق‌ نشد. امادر سال‌ 1866 در حالي‌كه‌ 33 سال‌ داشت‌،سرانجام‌ آزمايش‌ نهايي‌ را انجام‌ داد و نيتروگليسيرين‌ را با سيليكا به‌ صورت‌ خميري‌ در آورد وبه‌ اين‌ ترتيب‌ ديناميت‌ را ساخت‌ و اختراعش‌ را به‌ثبت‌ رساند.
    در سال‌ 1865 به‌ سوي‌ آلمان‌ حركت‌ كرد ودر «كرومل‌» نزديكي‌ «هامبورگ‌» كارخانه‌اي‌داير كرد تا ديناميت‌ را به‌ توليد انبوه‌ برساند. او ازاين‌ طريق‌، يكي‌ از ثروتمندترين‌ مردان‌ روزگارخودش‌ شد.
    كارخانه‌اش‌ بزرگ‌ترين‌ صادر كننده‌نيتروگليسيرين‌ به‌ اروپا، استراليا و آمريكا شد.
    آلفرد در حقيقيت‌ اين‌ ماده‌ منفجره‌ را براي‌انفجار كوه‌ها و معادن‌ و راه‌ سازي‌ اختراع‌ كرده‌بود و در اوايل‌ نيز به‌ همين‌ منظور بكار مي‌رفت‌ اماكم‌كم‌ از آن‌ سوء استفاده‌ شد و آلفرد پشيمان‌ ازاختراع‌ خود... در سال‌ 1872 بود كه‌ پدرش‌امانوئل‌ از دنيا رفت‌.
    آلفرد بيشتر اقامتش‌ را در سفر بود. در 40سالگي‌ در پاريس‌ در خيابان‌ مالاكوف‌ خانه‌اي‌خريد و سكني‌ گزيد.
    او 43 ساله‌ بود كه‌ نودمين‌ كارخانه‌ديناميت‌سازي‌ را در 29 كشور مختلف‌ جهان‌ دايركرد و ثروتش‌ بي‌حد و حساب‌ شد اما هنوز مجردبود. مادرش‌ اندريا اصرار زيادي‌ به‌ ازدواج‌ اومي‌كرد، اما آلفرد يا در سفر بود يا در تحقيق‌ بسرمي‌برد و وقتي‌ براي‌ صرف‌ زندگي‌ خانوادگي‌نداشت‌. با اين‌ همه‌، به‌ اصرار مادرش‌ در يك‌روزنامه‌ آگهي‌ داد كه‌ يك‌ مرد تحصيلكرده‌ وثروتمند مي‌خواهد با دختري‌ تحصيلكرده‌، باشخصيت‌، هنرمند و مسلط به‌ زبان‌هاي‌ گوناگون‌ازدواج‌ كند. و از اين‌ طريق‌ با «برتا كينسلي‌» اهل‌استراليا دختري‌ هنرمند و تحصيلكرده‌ آشنا شد.اما دو ماه‌ بيشتر نامزدي‌ آنان‌ به‌ طول‌ نينجاميد;برتا با عقايد آلفرد مخالف‌ بود و ديناميت‌ راوسيله‌اي‌ براي‌ كشتار جمعي‌ بشريت‌ مي‌دانست‌ وساخت‌ و اختراع‌ آن‌ را محكوم‌ مي‌كرد.
    حرف‌هاي‌ برتا تاثير زيادي‌ در قلب‌ و روح‌آلفرد گذاشت‌. بعدها آلفرد اشعاري‌ در زمينه‌محكوم‌ كردن‌ ديناميت‌ در كتاب‌ اشعارش‌ نوشت‌.در نهايت‌، اين‌ آشنايي‌ به‌ ازدواج‌ ختم‌ نشد و برتابه‌ استراليا رفت‌ و با «آرتور ون‌ سانتر» ازدواج‌ كردو در سال‌هاي‌ بعد، هميشه‌ با نامه‌نگاري‌ آلفرد رامحكوم‌ مي‌كرد كه‌ چرا ديناميت‌ را اختراع‌ كرده‌است‌؟ در سال‌ 1889 اندريا مادر فداكار ومهربان‌ آلفرد از دنيا رفت‌ و آلفرد در سال‌ 1891پاريس‌ را ترك‌ كرد و در «سن‌ رومئو»ي‌ ايتالياسكني‌ گزيد.
    
    

عذاب‌ وجدان‌


    آلفرد ثروت‌ بسيار زيادي‌ حاصل‌ از اختراع‌ديناميت‌ جمع‌آوري‌ كرد كه‌ به‌ منظور كشتار مردم‌بي‌گناه‌ به‌ كار مي‌رفت‌. از اين‌ رو آلفرد دچارعذاب‌ وجدان‌ شده‌ بود و احساس‌ گناه‌ مي‌كرد واز اختراعش‌ پشيمان‌ بود و به‌ كارهاي‌ خيرخواهانه‌رو آورد و مقداري‌ از ثروتش‌ را صرف‌ امور خيريه‌كرد. اما وجدانش‌ دست‌ بردار نبود و به‌ خاطركشته‌ شدن‌ مردم‌، خود را مقصر مي‌دانست‌. آلفردنوبل‌ در 10 دسامبر 1896 در 63 سالگي‌ درسن‌ رومئو در گذشت‌.
    او وصيتنامه‌اي‌ تنظيم‌ كرده‌ بود و ناظر و مجري‌آن‌ را «راگنر سولمن‌» و «رادلف‌ ليلي‌ كويست‌» دومهندس‌ جوان‌ آزمايشگاهش‌، قرار داد. با قرائت‌وصيتنامه‌، مردم‌ دچار حيرت‌ شده‌ بودند اووصيت‌ كرده‌ بود كه‌ همه‌ ثروتش‌ را به‌ افرادي‌اهدا كنند كه‌ با علم‌ و دانش‌، در راه‌ صلح‌ و آرامش‌بشريت‌ تلاش‌ خواهند كرد. او در وصيتنامه‌اش‌ذكر كرده‌ بود كه‌ از تمامي‌ گروه‌هاي‌ فيزيك‌،شيمي‌، پزشكي‌، ادبيات‌، حقوق‌ و... افرادبرگزيده‌اي‌ را كه‌ براي‌ صلح‌ و آرامش‌ انسان‌قدمي‌ برداشته‌اند، انتخاب‌ و جايزه‌اي‌ به‌ او اهداكنند.
    از اين‌ رو مجريان‌ وصيتنامه‌ نوبل‌، موسسه‌اي‌ رابه‌ منظور حفظ دارايي‌ آلفرد نوبل‌ بر پا كردند. واكنون‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها، عده‌اي‌ ازدانشمندان‌ و فرهيختگان‌ كه‌ در راه‌ صلح‌ و دوستي‌قدمي‌ برداشته‌اند، جايزه‌اي‌ به‌ نام‌ «جايزه‌ نوبل‌»دريافت‌ مي‌كنند. آلفرد نوبل‌ با اين‌ كارمي‌خواست‌ هم‌ از عذاب‌ وجدانش‌ بكاهد و هم‌انسان‌ها را تشويق‌ به‌ ايجاد صلح‌ و آرامش‌ بااستفاده‌ از ابزار علم‌ و دانش‌ كند.


 

کریسمس مبارک!! 

 

           دانلود

 

آلبوم جدید علیرضا افتخاری - صیاد"

www.AHANGHAA.com

شبهای انتظار

یار وفادار

مرا رها کن

با گرفتاری خوشم

صیاد 

او نیامد

عطر شقایق 

نسیم سحر 

 

موزیک ویدیوی نیما نکیسا به اسم عروس بندر

ویدیو

 

موزیک ویدیوی تو خیال کردی بری   از    سیروان خسروی

دانلود ویدیو

 

 

موزیک ویدئو رنگی شده (غصه به اون سنگینی)  از  مسعود فردمنش

دانلود ویدئو  

 

 

 

آلبوم کامل مهران با کیفیت بالا ..

..........

۱.ناز نکن    ۲.۱۴مگابایت

۲.مادر    ۲.۶۲مگابایت

۳.نورا     ۲.۳۹مگابایت

۴.دوست دارم تو رو    ۲.۲۰مگابایت

۵.بوسه   ۲.۳۴مگابایت

۶.ای دلبر   ۱.۹۹مگابایت

۷.رویا    ۲.۳۸مگابایت

۸.آبادان   ۱.۹۶مگابایت

۹.فرشته هفت آسمون   ۱.۹۰مگابایت

۱۰. خانم خانوما   ۱.۶۵مگابایت

۱۱.مریم   ۲.۰۶مگابایت

 

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 15:12  توسط رضا  |