آغاز نظرسنجی بهترین بازیگر زن 84-پیردوست-بهترین بازیگر برره به انتخاب شما و....
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن بر زبان آفرین
سلام
نظر يادتون نره!!!!!! ![]()
محرم هم که تمام شد و قالبمون و روال کارمون مثل قبل شد.
ویژگی های آپدیت قبل:
تا حالا نشده بود واسه ی موضوعی آپدیت اختصاصی داشته باشیم ولی محرم برای اولین بار بود.
هیچ وقت من نمی زاشتم نوار ابزار سمت چپ وبلاگ بیفته پایین حاضر بودم همه چیز رو پاک کنم که اینجوری نشه اما آپدیت ویژه محرم این اینطور نبود.
والنتاین:
۱۴ فبریه یعنی والنتاین یا روز عاشقان بر همه ی عاشقان مبارک باد![]()
![]()
بعضیا فکر می کنند این روز فقط برای دوست پسر ها و دوست دختر هاست اما همه می تونن به هم کادو بدن و عشقشئنو بهم نشون بدن مثل:همسر-مادر-پدر-خواهر-برادر-دوست-مادر بزرگ و...
منم به مناسبت این روز شعری رو به تمام زندگیم تقدیم می کنم:
هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داري، مال من
اون روزای عاشقونه، مال تو
اين شبای بيقراری، مال من
منمو، حسرت با تو ما شدن
تو ای يو، بدون من رها شدن
آخر غربت دنياست مگه نه
اول دوراهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشين بود
دلتو شکسته بودن
همه ی قصه همين بود
می تونستم با تو باشم
مثه سايه مثل رويا
اما بيدارمو بی تو
مثه تو تنهای تنها
شعر:دکتر افشین یداللهی خواننده: احسان خواجه امیری اسم:غریبانه فیلم:غریبانه
جشنها و سوگواری های وبلاگ:
یکی می گفت این عزاداری محرم خیلی غیر منتظره بود!!!
حالا منم برنامه جشنها و سوگواری های وبلاگ رو می نویسم که دیگه غیر منتظره نباشه:
جشنها:
-*- عید نوروز(۱۴روز)
تولد حضرت محمد(ص)
مبعث حضرت محمد(ص)
تولد امام علی (ع)
*تولد امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) و حضرت ابالفضل(ع)
*تولد امام زمان (عج)
*۲۰ اسفند
*ماه رمضان+عید فطر(یک ماه)
۱۰ روز اول تابستان
عید سعید قربان
عید غدیر خم
سالگرد تاسیس وبلاگ(۱۷ شهریور)
سالگرد تاسیس وبلاگ در بلاگفا(هفته ی آخر دی و هفته ی اول بهمن)
تولد خودم(خرداد)
سوگواریها:
*محرم(۱۳ روز)
*اربعین(یک روز)
*شهادت امام علی(ع)(یک آپدیت)
وفات حضرت محمد(ص)
شهادت امام رضا(ع)
* : این علامت یعنی انشاالله به هیچ وجه تغییری در مراسم آن مناسبت پیش نخواهد آمد
-*- : این علامت یعنی امکان برگزار نشدن آن مناسبت زیاد می باشد.
امکان تداخل در برنامه ی بالا (به جز * داران) بسیار زیاد می باشد.مثلا سال گذشته امکان اینکه عید نوروز آپدیت کنم نبود.
سوال: اگر یکی از سوگواری ها با جشنها در یک روز باشند چه؟
جواب: مثلا سال ۸۵ انشاالله جشن سالگرد تاسیس وبلاگ در بلاگفا نداریم چرا که با محرم همزمان است.(امسال هم زود تر بگزار کردیم و به ۱۵ نفر که جواب مسابقاتمان را دادند جایزه دادیم.
انتخاب کاندیدای نظرسنجی بهترین بازیگر زن سال ۱۳۸۴ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
اسامی نفر اول گروه و کاندیای اصلی
گروه 1: فلامک جنیدی
نگین صدق گویا
فلامک جنیدی
افسون افشاز
زهرا سعیدی
لیلا برخورداری
نیکو خردمند
گروه2: مریم امیرجلالی
مریم امیرجلالی
شقایق دهقان
خاطره حاتمی
پرستو گلستانی
مرجان محتشم
شیوا بلوریان
گروه3: سحر زکریا
آرام جعفری
سیما تیرانداز
شراره رخام
سحر زکریا
زهره فکورصبور
سیما هاشمی نژاد
گروه4: مریم کاویانی
فلورا سام
مریم کاویانی
لاله صبوری
مریم سعادت
مهین شهابی
عاطفه رضوی
گروه5: بهنوش طباطبایی
بهاره افشار
رزیتا غفاری
بهنوش طباطبایی
یکتا ناصر
بیتا فرهی
هما خاکپاش
گروه 6: زهرا امیرابراهیمی و روشنک عجمیان
روشنک عجمیان
شهربانو موسوی
زری امیرابراهیمی
فلور نظری
مهتاب نصیرپور
زهره صفوی
لادن طباطبایی
گروه7: بهنوش بختیاری
ثریا قاسمی
کتایون ریاحی
بهنوش بختیاری
پرستو صالحی
سارا خوئینی ها
شیرین بینا
گروه8: زیبا بروفه
زیبا بروفه
فاطمه هاشمی
لیدا فتح الهی
سروین رفیعیان
مونا فرجاد
مینا لاکانی
گروه 9: گوهر خیراندیش
گوهر خیراندیش
نسرین مقانلو
فریده سپاه منصور
لادن مستوفی
آزیتا لاچینی
نگار فروزنده
گروه10: ملیکا زارعی
شهره سلطانی
ملیکا زارعی
کمند امیرسلیمانی
رویا تیموریان
اکرم محمدی
سمیرا سیاح
قرار بود ۱۰ نفر به عنوان کاندیدای اصلی انتخاب بشن اما گروه ۶ چون یک کاندید بیشتر از بقیه داشت و به علت مساوی بودن نفرات اول ۱۱ نفر به مرحله اصلی رسیدند
نظرسنجی:
توجه هر کس فقط یک بار می تونه شرکت کنه و ۴ نفر رو می تونه انتخاب کنه!!!!!!
|
انتخاب کنید |
||
|
| ||
اسپانسرینگ:
گروه هواداران بهنوش طباطبایی در یاهو
جهت پذیرش اسپانسرینگ و تبلیغ شما با ایمیل یا آیدی زیر تماس بگیرید
عکس هایی از کاندیدا ها و معرفی نسبی آنها:
عکس بعضی از بازیگران نتونستم پیدا کنم اگر برام بفرستید ممنون میشم
فلامک جنیدی: معروف ترین نقوش وی:شادونه در شبهای برره-خانم دلیخون در بدون شرح(شهر قشنگ)

سحر زکریا:معروف ترین نقوش:مهتاب در پاورچین-طلا در برای آخرین بار-مروارید سرخ

مریم کاویانی:معروف ترین نقش: رعنا در او یک فرشته بود

بهنوش طباطبایی:معروف ترین نقوش:کتی در مسافری از هند-سیما و هما در عشق گمشده
روشنک عجمیان:معروف ترین نقوش:گلچهره در کوچه عقاقیا-جایزه بزرگ-پیله های پرواز
عکسی متاسفانه از ایشون پیدا نکردم
مریم امیرجلالی:معروف ترین نقوش:زن آقا ماشاالله در خانه به دوش-سرور در متهم گریخت
عکسی متاسفانه از ایشون پیدا نکردم
بهنوش بختیاری:معروف ترین نقوش:لیلون در شبهای برره-ژینوش در خانه به دوش
گوهر خیراندیش:دیگه کسی نیست که نشناسه ایشون رو!!!!!

زیبا بروفه:طلسم شدگان-ریحانه-مجیدجان دلبندم
ملیکا زارعی:معروف ترین نقش:معصومه در متهم گریخت
عکسی متاسفانه از ایشون پیدا نکردم
زهرا امیرابراهیمی:معروفترین نقوش:بهنوش در کمکم کن-لیلا در غریبانه

پایان نظرسنجی کبیر بهترین بازیگر طنز شبهای برره:
۴۱۴۷ نفر شرکت کرده بودند
۱-مهران مدیری
۲-سیامک انصاری
۳-رضا شفیعی جم
۴-هادی کاظمی
۵-محمد رضا هدایتی
۶-شقایق دهقان
۷-بهنوش بختیاری
۸-محمد شیری
۹-فلامک جنیدی
۱۰-سعید پیردوست
تعداد آرا ودراصد:
|
| ||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
توهین به پیامبر مکرم اسلام (ص) در روزنامه های غربی
این وبلاگ نیز این حرکت زشت روزنامه های غربی را محکوم می کند
.gif)



این عکس بالا پر از حرفه! ببینید کجا این دو تا خط به هم رسیدن و تیره ترند؟! بر دانمارک!
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
مرگ بر دانمارک مرگ بر دانمارک
تبلیغات:
وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی
وبلاگ محمد و حبیب

برره تمام شد
از دلايل توقف اين برنامه طنز تلويزيوني است
رضا تخشيد با اشاره به استقبال مخاطبان از برنامه افزود: سياست راهبردي سازمان صدا و سيما، توجه به كيفيت و عدم تكرار يك برنامه موفق و جلوگيري از كشدارشدن آن است؛ از اين رو با توجه به ظرفيت هاي مناسب برنامه هاي طنز، مي توان با همكاري سازندگان اين گروه و هنرمندان عرصه طنز، از ظرفيت هاي فراهم شده بهره برداري كرد.
اما به گفته يكي از دست اندركاران مجموعه تلويزيوني شب هاي برره، مديران شبكه سوم سيما به طور تلويحي از دست اندركاران اين مجموعه تلويزيوني درخواست كرده بودند مجموعه طنز شب هاي برره تا عيد نوروز ادامه داشته باشد و حتي صحبت هايي هم براي انعقاد قرارداد ۳۵ قسمت آن شده بود.
از اين رو قطع يك باره اين برنامه آن هم در زماني كه همه مردم منتظر ادامه پخش اين مجموعه تلويزيوني از شبكه سوم بودند نوعي بي توجهي به درخواست مخاطبان تلويزيوني است.
از سوي ديگر يكي از افراد آگاه در شبكه سوم سيما معتقد است: تقاضاي افزايش بودجه براي ساخت بخش جديد شب هاي برره و عدم موافقت مديران شبكه سوم سيما از جمله دلايل توقف اين برنامه طنز تلويزيوني است.
ناگفته نماند كه در ابتداي پخش شب هاي برره شايعاتي مطرح شد كه اين برنامه تلويزيوني خارج از بودجه هاي رايج برنامه هاي تلويزيوني نوع ب، اعتبار خاصي را براي توليد كار جذب كرده است. طبيعي است كه مديران يا دست اندركاران شبكه سوم سيما براي جلوگيري از انتقادات مخاطبان عام در خصوص عدم پخش شب هاي برره، به مسائلي چون افت در مضمون و تكراري شدن آن اشاره مي كنند.
در هر حال توقف يا پخش مجدد شب هاي برره بارها مورد انتقاد مخاطبان خاص از جمله منتقدان سينما و تلويزيون قرار گرفته بود، به همين خاطر بارها اين برنامه طنز تلويزيوني با ارزيابي مجدد دست اندركاران و مديران شبكه سوم سيما مورد جرح و تعديل قرار مي گرفت به گونه اي كه در مواردي نيز بخش هايي از اين مجموعه تلويزيوني به دليل عدم دريافت مجوز پخش برنامه هاي جديد به صورت تكراري پخش مي شد.
چندي قبل، عزت الله ضرغامي نيز در ديدار از پشت صحنه شب هاي برره به اين نكته اشاره كرده بود كه اين برنامه ۵۰ نكته مثبت و ۵۰ نكته منفي داشته است. علي رغم محبوبيت شب هاي برره در ميان مخاطبان عام اين برنامه نتوانست در ميان مخاطبان خاص تلويزيوني جايگاه مطلوبي پيدا كند ولي از منظر طنز كلامي توانست در فرهنگ شفاهي و محاوره اي مخاطبان عام و خاص تاثير بسزايي داشته باشد. به همين خاطر منتقدان و كارشناسان ادبيات فارسي بارها نسبت به شيوع فرهنگ و گويش برره اي به مديران تلويزيوني تذكر دادند.
علي رغم اعلام مدير گروه فيلم و سريال شبكه سوم سيما مبني بر عدم پخش اين برنامه طنز، معلوم نيست كه چرا مسئولان روابط عمومي شبكه سوم سيما قبلاً از ادامه پخش اين برنامه تلويزيوني خبر داده بودند. بنا به اعلام روابط عمومي شبكه سوم سيما قرار بود ۳۵ قسمت ديگر به شب هاي برره افزوده شود.
شايد هم تبليغات تجاري بيلبوردي مهران مديري بازيگر و كارگردان تلويزيوني «شب هاي برره» درباره يك كالا به مذاق مديران تلويزيوني شبكه سوم خوش نيامده و تصميم گرفتند پخش اين مجموعه تلويزيوني طنز را كه در روزهاي پاياني آن به حالت تكراري و كليشه اي درآمد، به شكلي آبرومندانه متوقف كنند.
خاله سارا: هنوز كودك درونم زنده است
![]() |
در اين چند سال برنامههاي گروه كودك ونوجوان، بخش قابل توجهي از توليدات صدا وسيما را به خود اختصاص داده است، اما با شكل وسياقي متفاوتتر از قبل، ما پيش از اين شاهدساختههايي سريال مانند نظير، خونه مادر بزرگه،الستون و ولستون، زي زي گلو، بچه جون و...امادو، سه سالي است كه تمام ساختههاي اينگروه به سمت و سويي ديگر رفته است، بعد ازساخت برنامه رنگين كمان كه از شبكه تهران شاهدپخش آن هستيم، باغ شادونه، فيتله جمعه تعطيلهو... توليد شد كه تمام آنها داراي اجرا، دكور،...شبيه هستند. اما هنوز برنامه رنگين كمان در ميانبچههاي تهراني طرفداران بيشتري دارد:عروسكهاي چرا، چيه،... خاله سارا، خالهنرگس، عمو مهردادو... كه هر روز به همراهتعدادي از بچهها ميهمان خانههاي تهرانيميشوند، از اينرو با خاله سارا گفتگويي انجامداديم كه آن را ميخوانيد:
بچهها داراي دنيا فانتزي و سادهاي هستند كههر كسي نميتواند و اجازه ندارد كه داخل آنشود،تنها راه ورود آن است كه مثل خود بچههاشد. آنها به دور از دنياي پر هياوهو و ماشينيبزرگترها براي خود و عروسكهاشان دنيايي بيغلوغش را ميسازند كه به قول خاله سارا شايد،بهترين راه براي ايجاد ارتباط و نزديك شدن بهآنها استفاده از وسيله و ابزاري به نام عروسكباشد، از اين رو همواره برنامههاي عروسكي ازمحبوبيت بيشتري نزد بچهها برخوردار خواهدبود، اما در اين بين مجري و آنكه بايد رابطعروسك و بچهها باشد كاري بس مشكل را عهدهدار خواهد بود، در نتيجه فردي ميتواند از پساين مسئوليت برآيد كه كودك درونش زنده بودهو بتواند به راحتي همراه بچهها وارد دنيايزيبايشان شود.
ـ در ابتدا براي خوانندگان خودت را به طوركامل معرفي كن؟
روستاپور: سارا روستاپور هستم در دي ماهسال 1360 متولد شدم، متاهل بوده مدرككارشناسي ميراث فرهنگي را دارا ميباشم.
ـ همسرت در چه حيطهاي فعاليت ميكند؟
روستاپور: ايشان يكي از همكاران شماست،البته عكاس خبري در زمينه عكاسي فعاليتميكند.
ـ چطور شد سر از برنامه رنگين كمان درآوردي؟
روستاپور: من هم كار خبري ميكردم، يك روزكه براي تهيه گزارش به برنامه رنگين كمان رفتهبودم پيشنهاد اجرا در اين برنامه به من شد كه ازآن استقبال كردم.
ـ پيش از آن كار تصويري داشتي؟
روستاپور: بله، يكي از دوستان پدرم درسازمان صداوسيما فعاليت ميكرد، يك روز ازايشان خواستم كه مرا همراه خود ببرند تا براي كاراجرا تست بدهم، وي كه علاقه و اشتياق مرا برايحضور در جلوي دوربين ديد، قبول كرد،خوشبختانه در تست سازمان پذيرفته شدم و سال78 اولين كار اجرا را در برنامهاي با عنوان >ازمدرسه تا مدرسه< در شبكه دوم سيما انجام دادم.
ـ بعد از آن چطور...؟
روستاپور: بعد از آن به خاطر شركت در كنكور،كاري انجام ندادم تا اينكه سال 82 پيشنهادحضور در برنامه رنگين كمان را پذيرفتم.
ـ گفتي كار خبري ميكردي، در كدام نشريهفعاليت داشتي يا داري؟
روستاپور: در روزنامه همشهري براي بچههاقلم ميزدم.
ـ پس با اين حساب بايد رابطه خيلي خوبي بابچهها داشته باشي؟
روستاپور: به شدت بچهها را دوست دارم، آنهابا صداقت كامل در مقابلت حضور پيدا كرده و هرانرژي را كه بگيرند همان را تحويل ميدهند، پساگر برايشان انرژي زيادي بگذاري همان مقدارانرژي را از آنها دريافت خواهي كرد.
ـ انرژي سر برنامه را از كجا دريافت ميكني ؟
روستاپور: از خداوند و بچههايي كه در برنامهحضور پيداميكرد و يا اينكه برنامه را تماشاميكنند.
ـ از كودك درونت چه خبر؟
![]() |
روستا پور: كودك درونم هنوز زنده بوده و بهشدت شاد و سرزنده است.
ـ دوران كودكيت چه طور گذشت؟
روستاپور: بسيار خوب گذشت، هنوز هم باخاطرات خانه مادربزرگم، بازيهايي كه در كوچهبا بچهها داشتم، شعرهاي مادرم، قصه لوبيايسحرآميز و حسني زندگي ميكنم.
خاطرات دوران كودكي همواره با آدمميماند از اينرو چگونه گذراندن اين دورانداراي اهميت زيادي است. من حاضر هستم نيمياز عمرم را بدهم تا دوباره به آن روزهاي خوبكودكي باز گردم.
ـ چرا براي برقراري ارتباط با بچهها، كارعروسكي را انتخاب كردي ؟
روستاپور: فارغ شدن از دنياي ماشيني و ورودبه دنياي فانتزي و زيباي بچههاداراي قواعد وقوانين خاصي است كه براي پيروي از آنها بايدابزارهاي مخصوصي را به كار گرفت، بهترينوسيله براي نزديك شدن به دنياي بچهها عروسكاست.
ـ فكر ميكني چقدر در اين كار (ارتباط باكودكان) موفق هستي؟
روستاپور: مسلمٹ هيچ كس قادر نخواهد بود،درصد موفقيتش را بيان كند اما من موفقيتم را ازبرخوردهاي مختلف با مردم و نيز ارتباط باانجمنهاي كودكان، نسبي ميبينم و فكر ميكنم70 درصد به ايدهآلم رسيدهام.
ـ هنوز هم براي كودكان مينويسي؟
روستاپور: بله نوشتن متن برنامه رنگين كمان رابه عهده دارم.
ـ در نشريات چطور؟
روستا پور: متاسفانه ديگر فرصتي براي فعاليتدر نشريات را ندارم.
ـ براي نوشتن متن از كجا الهام ميگيري؟
روستاپور: ارتباط با بچهها بيشترين ايده راميدهد، همين طور از كتابها و مجلات مختلفيكه براي كودكان وجود دارد استفاده ميكنم دركنار تمام اينها مربيان بچهها و عمو مهرداد خيليكمكم ميكنند.
ـ چطور با عروسكهاي برنامه و بچههاارتباط برقرار ميكني؟
روستاپور: وقتي كه وارد دنياي بچهها شديديگه حق نداري برايشان بازي كني، تو هم بايدمثل آنها صاف و يكرنگ و صادق شوي، براي آنهاعروسكها داراي هويت و اسم و شخصيتهستند،معمولا بزرگترها نميتوانند در اين مواقعبچهها رادرك كنند و وارد دنياي فانتزي آنهاشوند،امامن وقتي سر صحنه هستم عروسكها رابه عنوان يك شخصيت جداميپذيرم و برايمدتي، فراموش ميكنم كه افرادي كه اينعروسكها را ميچرخاند يا به جايشان حرفميزنند، دوست و همكار من هستند، حداقل تازمانيكه پشت عروسك پنهانند، دوران بچگيعروسكهاي زيادي داشتم، و با تمام آنها يكزندگي گروهي را تجربه ميكردم يادم ميآيديك روز همهي آنها را سوار پشتيهاي خانه كردمخودم هم نشستم تا اينكه از دريا رد شويم و پشتيحكم نجات ما را داشت، به قدري باور كرده بودمكه پشتي قايق نجات است كه تا ساعتها از رويآن پايين نميآمدم الان هم موقع نوشتن متنبرنامه دقيقٹ چنين حسي را پيدا ميكنم.
ـ به نظرت بهترين برنامه عروسكي، كداماست؟
روستا پور: به عقيده من برنامههاي عروسكيدر گذشته موفقتر از حالا بود، ما در گذشتهبرنامههاي مثل خونه مادر بزرگه، مدرسه موشهازي زيگلو و... داشتيم، اما متاسفانه امروز هيچتلاشي براي ساخت برنامههاي متنوع و جذاببراي اين گروه سني انجام نميشود.
ـ چرا مدتي است تمام برنامههاي گروهكودك به يك شكل در آمده؟
روستاپور: چون خلاقيت وجود ندارد، وقتيميبينند كه يك برنامه به موفقيت ميرسد، تمامتوليدات دنباله رو همان برنامه ميشود و به عقيدهمن اين اشتباه بزرگي است چون هر برنامه برايبار اول و در يك برهه زماني جواب ميدهد.
ـ چه سالي ازدواج كردي؟
![]() |
روستا پور: تقريبٹ شش ماه قبل از اينكه براي باردوم وارد تلويزيون شوم.
ـ يعني سال 82؟
روستا پور: سال 81 ازدواج كردم و 82 بهبرنامه رنگين كمان پيوستم.
ـ با همسرت همكار بودي؟
روستا پور: ماهمديگر را نميشناختيم، فقط بههم معرفي شديم.
ـ ايشان با نوع كارتان مشكلي ندارد؟
روستا پور: خوشبختانه، او مشوق اصلي منبراي اين كار است، خيلي وقتها كه خسته ازسركار برميگردم، به من دلداري ميدهد و برايادامه كار دلگرمم ميكند.
ـ پدر و مادرتان چطور؟
روستاپور: اين قبيل كارها نيازمند پشتيبان وحامي است، و خداوند اين لطف راشامل حالمن كرد تا هم پدر و مادرم و هم همسرم از من بهشدت حمايت كنند.
ـ همسرتان از كارهايت انتقاد هم ميكند؟روستاپور: او خيلي دقيق تمام كارهايم را موردارزيابي قرار داده واگر نكتهاي به ذهنش برسدپيشنهاد ميدهد و حتي ضعفي ببيند از من انتقادميكند. دركل منتقد خيلي خوب و دقيقي است.
ـ پس بايد رابطهي خوبي با بچهها داشتهباشد؟
روستا پور: نه، اتفاقٹ مجيد يك انسان خاصاست. بسيار آرام، ساكت، نترس و در كل دنيا ديدهاست، ولي معمولا كساني كه با بچهها ميتوانندرابطه برقرار كنند آدمهاي پرشور و پر سروصداهستند، اما رابطهاش با من خيلي خوب بوده وخوب مرا تحمل ميكند.
ـ كدبانو هم هستي ؟
روستاپور: متاسفانه فرصت خلاقيت در امورمنزل را ندارم، ده شب ميرسم خانه و در حدودنيم ساعت تا آمدن همسرم فرصت دارم غذا راآماده كنم، حالا به نظر شما ميشود خلاق بود؟€
ـ دستپخت خوبي داري؟
روستاپور: بدنيست، ميشود خورد...
ـ غذا هم ميسوزاني؟
روستا پور: غذا نميسوزانم اما برنج بيشتراوقات پلو يا ته ميگيرد يا خمير ميشود.
ـ بزرگترين سرگرمي شما؟
روستا پور: تمام وقت من جلوي تلويزيونميگذرد (البته اگر در خانه باشم).
ـ آرزوي دوران كودكي؟
روستا پور: يك روز به صداوسيما راه پيدا كردهو در اين سازمان فعاليت كنم.
ـ دغدغهات؟
روستا پور: بتوانم يك زندگي آرام براي خود وهمسرم مهيا كنم و با توكل به خداتمام مشكلات راحل نمايم.
ـ بزرگترين آرزو؟
روستا پور: خودم خوشبخت شده و خوشبختيديگران را بينم.
ـ بهترين اتفاق؟
روستا پور: برخورد و ارتباط با بچهها هموارهبرايم بهترين اتفاق است هميشه به خاطراينبرخوردبا انرژي فراوان سر صحنه ميروم.
ـ جالبترين اتفاقي كه سر صحنه برايتانافتاده است؟
روستا پور: هميشه بچهها سئوالات عجيب وغريبي از من ميپرسند كه برايم خيلي جذاباست، مثلا يكي ميپرسيد چطور از شيشهتلويزيون بيرون ميرويد؟ شيشه را ميشكنيد؟ و ياسئوالاتي از اين قبيل...
ـ در زمينه رشته تحصيليات، فعاليتينميكني؟
روستا پور: پيشترها كه در نشريات فعاليتميكردم، مطالبي در خصوص ميراث فرهنگي و...
مينوشتم اما اين روزها به دليل طيف گستردهكارم در صدا و سيما كمتر و يا بهتر بگويم اصلا وقتبراي اين كار پيدا نميكنم.
در خانه ما خان واقعي همسرم است
منبع:مجله ی خانواده ی سبز
يكسال پيش در شماره 121 مجله مصاحبهايرا با (سعيد پيردوست) بازيگر پيشكسوت و با سابقهسينما و تلويزيون به چاپ رسانديم، بار ديگر نيز بهسراغ او رفتيم، اما با گفتگويي متفاوت كهخواندنش خالي از لطف نخواهد بود، اينهنرمند خوشخلق نيز با رويي باز همچون هميشهپاسخگوي ما شد.
سعيد (عليرضا) پيردوست در سال 1319 بهدنيا آمد بازيگري را با فيلم (خاك)، مسعودكيميايي آغاز نمود و از سال 80 با (پاورچين) بهگروه مهران مديري پيوست و در ادامه باسريالهاي نقطهچين، جايزه بزرگ، شبهايبرره و نيز فيلم (توكيو بدون توقف) اين همكاريرا ادامه داد. در سال 53 كه به گفته خودش دربدترين شرايط روحي بود، خانم (شهين يوسفي)،تشكيل زندگي مشترك داد و حاصل اين زندگي،دختر 28 ساله به نام شهرزاد و پسر 24 سالهاي بهنام نيماست. در ضمن او يك نوه شيرين دارد كهدختر است و (روژان) نام دارد و در روز مصاحبهما با پدربزرگ يا به قول روژان (باباجون) بهخوبي از ما استقبال كرد. گفتگوي خواندني ما باوي را بخوانيد:
![]() |
خانوادهسبز: (شبهاي برره) ادامه پيداميكند؟
پيردوست: هنوز هيچ چيز مشخص نيست،شايدچهل قسمت باقي مانده، ساخته شود و شايدهم...
خانوادهسبز: كداميك از كارهايي كه با مهرانمديري انجام داديد را بيشتر دوست داريد؟
پيردوست: پاورچين، چون اولين نود شبي بودكه با گروه مديري همكاري ميكردم، خيليخاطرهانگيز و دوست داشتني است; از طرفيپاورچين خيلي خوب با مخاطب ارتباط برقراركرد، البته در نقطهچين انسجام و هماهنگي ميانگروه بهتر و بيشتر از قبل شد، اما چون پاورچينشروع كار يك گروه جديد بود، به نظر من بهتريناست.
خانوادهسبز: شبهاي برره چطور؟
پيردوست: قبل از شروع كار، مديري همه راجمع كرد و گفت: نبايد (جايزه بزرگ) را بهحساب آوريم، روند كار گروه ما پاورچين،نقطهچين و شبهاي برره است، شبهاي بررهكاري خواهد بود كه دوباره اسم اين گروه را زندهميكند و به شما قول ميدهم اين سريال نظر تماممردم را جلب خواهد كرد (دقيقا هم همينطورشد.)
خانوادهسبز: مهمترين ويژگي اخلاقي مديريكه باعث ادامه اين همكاري شد، چيست؟
پيردوست: مديري ثبات شخصيت بالاييدارد، داراي گروه بستهايي است كه هر كسي بهگروهش نميتواند وارد شود و پس از ورود خيليدير از گروه جدا خواهد شد، آدم بسيار دوستداشتني و بدون شيله پيلهاي كه به بازيگرانشاجازه هر هنرنمايي را ميدهد. زماني كه بامديري دست همكاري دادم، خود را از تمامسابقه هنري تخليه كردم و شدم يك بازيگربيتجربه كه به اصطلاح هيچ فعاليت هنري انجامنداده است و به مديري گفتم كه اصلا فكر نكن منسابقه هنري دارم، اگر هر جا ديدي مشكلي هست،بدون تعارف به من بگو.
خانوادهسبز: چرا در چند قسمت اول سريالشبهاي برره، سردارخان با لهجه بررهايصحبت ميكرد، اما در ادامه شاهد آن نبوديم؟
پيردوست: اين خواست مديري بود كه منبدون لهجه صحبت كنم، اتفاقا بعد از اين جرياندر مطبوعات عنوان شد كه پيردوست به دليلعدم تبهر در لهجه بررهاي، فارسي صحبت كند.در صورتيكه برره گويش يا دستور زباني ندارد كهكسي بلد باشد يا نه...
خانوادهسبز: دليل مديري براي اين كار چهبود؟
![]() |
پير دوست: مديري به من گفت: تو داراي لهجهشيرين تهراني هستي كه وقتي بررهاي صحبتميكني، اين لهجه از بين ميرود.
البته من بارها هم توضيح دادهام كهسردارخان از شهر آمده و در برره ازدواج كرده وآدم بسيار پولداري است كه بالا برره را برايزندگي با همسرش انتخاب نموده است، (البته اينصحبتها توجيه بوده و علت اصلي همانخواست مديري به عنوان كارگردان است.)
خانوادهسبز: چه سالي بازيگر شديد؟پيردوست: سال 51 با فيلم (خاك) مسعودكيميايي.
خانوادهسبز: بيش از آن چه كار ميكرديد؟
پيردوست: مدير امور اداري يك شركت درارتباط با ماشينهاي بزرگ بودم.
خانوادهسبز: آيا پس از ورود به دنيايبازيگري آن را رها كرديد؟
پيردوست: بله، به خاطر اينكه نميتوانستمبراي هر دفعه حضور جلوي دوربين و بازي دركارهاي مختلف از آن شركت مرخصي بگيرم، دراين صورت از هر دو كار وا ميماندم، حتي بعد ازاستعفا كيميايي، پست مديريت دفترش كه آنزمان (كارگاه آزاد فيلم) نام داشت، را به من داد،ولي احساس كردم فايدهاي ندارد و بايد تماموقتم در اختيار بازيگري باشم.
خانوادهسبز: پس از آن سال، فقط تا به امروزبازي كرديد؟
پيردوست: در چند كار، دستيار كارگردان،حتي مسئول امور مالي هم بودم. البته بازي همميكردم، ولي از سال 67 به بعد كارم معطوفسينما و فقط بازيگري شد.
خانوادهسبز: آيا تا به حال مزد تلاش خود دراين عرصه را گرفتهايد؟
پيردوست: از سال 67 تا سال 80 به ايننتيجه رسيدم كه در اين كار جواب تلاش من رانميدهد، بايد بيكار ميماندم تا يك فيلم سينمايييا يك سريال را همراهي ميكردم، تا اينكهپاورچين شروع شده البته تا قبل از آن يك عدهمرا نميشناختند كه چه سابقهاي داشتم، وليخيليها هم نميشناختند و بعد از پاورچين تازهفهميدند اين پيردوست همان بازيگر خاك،گوزنها و... است و اين جرقه را مديون مديري وگروهش هستم.
خانوادهسبز: از نظر در آمدي شما را تامينميكرد؟
![]() |
پيردوست: ببينيد وقتي يك انسان ذات كاريرا دوست داشته باشد، برايش انجام آن كاراهميت دارد، مثل اينكه شما خبرنگاري را دوستداريد، پس در درجه اول به عشقت و انجام كارخوب فكر ميكني، نه به مزدش، يعني از انجام كارارضا ميشويد، بعد به درآمد آن فكر ميكنيد;روز اولي هم كه من از كمپاني بيرون آمدم، خوباكثر دوستانم مثل كيميايي، الوند و... در كارسينمايي بودند و كار ميكردند، پس نبايد لنگمسائل معيشتي ميشدم، ولي ديدم كه اينگونهنشد و... از يك جايي احساس كردم، نبايد فقط بهتعدادي از كارگردانها فكر كنم، يعني تنها با آنهاهمكاري نمايم، يا بازيگر هستم يا نه، اگر بازيگرمپس بايد هر نقشي را با هر كارگرداني تجربه كنم،يعني به خودم حق انتخاب دادم، ولي در كلآدمي هستم كه زياد به مسائل مادي اهميتنميدهم.
خانوادهسبز: دوست داريد، شب روي پولبخوابيد؟
پيردوست: پول هيچ وقت در زندگي منتعيين كننده نبوده، اگر انساني روي پول بخوابد،
يعني براي ماديات تا حد زيادي اهميت قائلشده، در نتيجه مجبور خواهد بود، تا تن به هركاري دهد، يا اينكه در هر نقشي حضور پيدا نمايد،پول خيلي خوب است، اما در حدي كه از آندرست استفاده شود، مگر پول تخت خواب استكه روش خوابيد.(خنده)
خانواده: راحت پول خرج ميكنيد؟
پيردوست: اين را ميتوانيد از خانوادهامبپرسيد كه مثل برگ خزون از من پول ميگيرند.اصلا آدم پول جمع كني نبوده و اگر پول داشتهباشم تا اسكناس آخر خرج ميكنم.
خانواده سبز: حضور در نقشهاي مختلف راترجيح ميدهيد يا سرمايهگذاري؟
پيردوست: اگر سرمايهاي داشته باشم، حتما درهمين حرفه و هنر سرمايه گذاري ميكنم، يعنيتهيه كنندگي.
خانواده سبز: آدم حسابگري هستيد؟
پيردوست: اگر به طالعبيني متولدين دي ماهمراجعه كنيد، متوجه خواهيد شد كه آدمحسابگري نيستم.
خانواده سبز: در چه روز و چه سالي متولدشديد؟
پيردوست: شانزده، دي ماه سال 1319.
خانواده سبز: ساعت به دنيا آمدنتان را يادتانهست؟
پيردوست: نزديكهاي صبح، البته طبق گفتهپدر و مادر خدابيامرزم.
خانواده سبز: بچه كدام محله هستيد؟
پيردوست: تهران، خيابان ري.
خانواده سبز: اصليت پدر و مادرتان چطور؟
پيردوست: تهراني.
خانواده سبز: كجا تحصيل كرديد؟
پيردوست: دوران ابتدايي و راهنمايي را درخيابان سيروس و ديپلم را از مدرسه (اديب)گرفتم و ديگر ادامه ندادم.
خانواده سبز: تجديد هم ميآورديد؟
پيردوست: بله، راستش بچه درسخواني نبودميكسال هم مردود شدم.
خانواده سبز:اگر با شرايط موجود كه شغلدومي هم نداريد، بازيگري را كنار بگذاريد،چطور گذران زندگي ميكنيد؟
پيردوست: در سالهاي گذشته چند كار بهعنوان مدير مالي چند شركت به من پيشنهاد شد،شايد به سراغ چنين كاري بروم، اگر در همانكمپاني ميماندم، حقوق بازنشستگي امروزم350 هزار تومان بود، كه گذران زندگي ميكرد.
خانواده سبز: تئاتر هم كار كرديد؟
پيردوست: زمانيكه محصل بودم، چندين بارروي صحنه رفتم، هم به عنوان كارگردان و هم بهعنوان بازيگر...
خانواده سبز: و آخرين باري كه روي صحنهرفتيد؟
پيردوست: سال 46، نمايش (آدمها وموشها).
خانواده سبز: چرا ادامه نداديد؟
پيردوست: با تئاتر هم مثل كارگرداني خيليارتباط برقرار نميكنم، حتي چند پيشنهاد همبراي كارگرداني داشتم كه قبول نكردم.
خانواده سبز: از عشق چه تعريفي داريد؟
پيردوست: عشق علاقه مفرط به هر كس و هرچيز كه لازمه زندگي است، اما متاسفانه عدهايحد و اندازه عشق را نميدانند، مهمترين ويژگيعاشق اين است كه بياراده در اختيار عشق ومعشوق قرار ميگيرد و آن وقت به طور حتمجواب درستي خواهد گرفت.
خانوادهسبز: تا به حال عاشق شديد؟
پيردوست: بله، مگر ميشود عاشق نبود وزندگي كرد.
خانوادهسبز: اگر قرار باشد از يك نفرعذرخواهي كنيد، آن شخص كيست؟
پيردوست: هميشه طوري رفتار نميكنم كهخداي نكرده مجبور به عذرخواهي شوم، وليبيشتر از افرادي كه در زندگي از من (نه به لحاظسني) بزرگترند عذرخواهي ميكنم.
خانوادهسبز: به كسي بدهي اخلاقي يا مالينداريد؟
پيردوست: خوشبختانه نه.
خانوادهسبز: بدترين ساعت در كل زندگيتانچه زماني بوده است؟
پيردوست: من بعد از مرگ پدرم ضربه روحيشديدي خوردم، بعد از آن فوت خواهرزادهخانومم، برايم خيلي تلخ بود.
خانوادهسبز: منفورترين آدم؟
پيردوست: آدمهاي حسود و بخيل.
خانوادهسبز: آيا اطرافتان از اين آدمهاهستند؟
پيردوست: از بخت خوبم، نه.
خانوادهسبز: هنوز هم پرسپوليسي هستيد؟
پيردوست: مگر ميشود غير از اين بود، از ابتداشاهين، بعد پرسپوليس الان هم پيروزي يا هراسم ديگري كه روي آن بگذارند.
خانوادهسبز: خانواده شما هم پرسپوليسيهستند؟
پيردوست: پسرم نيما بله، اما دخترم (شهرزاد)استقلالي است.
خانوادهسبز: اسطوره فوتبال چه كسي است؟
پيردوست: بيچون و چرا اسطوره فوتبالي كهمن ميشناسم، (علي پروين) هميشه هم دوستشداشته و دارم، يك شير وقتي هم پير ميشود بازهم شير است.
خانوادهسبز: پرسپوليس الان داراي وضعيتخوبي نيست؟
پيردوست: خوب، هر تيمي يك زمان اوجدارد و زماني ديگر افت، طرفدار خوب كسياست كه در هر زمان تيمش را دوست داشته وحمايت كند، من از سال 47 طرفدار سرسختاين تيم هستم.
خانوادهسبز: تيم ملي را چطور ارزيابيميكنيد؟
پيردوست: به قدري طرفدار فوتبال هستم وبازيها را دنبال ميكنم، كه يك كارشناس تمامعيار شدم; خيلي وقتها از پشت تلويزيون تيم راارنج ميكنم، تعويض ميكنم و... جالب استبدانيد پيشبينيهايم هميشه درست از آبدرميآيد.
خانوادهسبز: در جام جهاني چه نتيجهايميگيريم؟
پيردوست: اگر با تيمهاي خوب و مطرح دنيا،بازيهاي تداركاتي انجام دهيم، حتما نتيجهخوبي ميگيريم، حالا مهم نيست از گروه صعودكنيم، مهم اين است كه خوب بازي كرده و نتيجهقابل قبولي به دست آوريم و اگر همه تيم ملي راياري كنند و مربي نامي و حرفهاي بياورند موفقخواهيم بود.
خانوادهسبز: يعني برانكو برود؟
پيردوست: برانكو تا اين مرحله خوب بود، ولياز الان به بعد نياز به يك مربي سطح اول داريم.
خانوادهسبز: با وضعيت الان فكر ميكنيد ازگروه خود صعود ميكنيم؟
پيردوست: فكر نكنم.
خانوادهسبز: با ارزشترين چيز در زندگيتانچيست؟
پيردوست: شهرزاد دخترم و نيما پسرم.
خانوادهسبز: و همسرتان؟
پيردوست: خود زندگي.
خانوادهسبز: كمترين دستمزدي كه گرفتيد؟
پيردوست: اولين كارم (فيلم خاك) هزارتومان گرفتم، گوزنها 2500 تومان و غزل3500 تومان...
خانوادهسبز: در دنيا از چه چيزي ميترسيد؟
پيردوست: از بيهوده زيستن.
خانوادهسبز: موسيقي؟
پيردوست: عاشقشم، به خصوص كلاسيك وبرخي اوقات هم سنتي.
خانوادهسبز: نظرتان راجع به مرگ چيست؟
پيردوست: اگر در زندگي به كسي بدهكاراخلاق نباشي، مرگ بسيار آسان و راحت خواهدبود. مرگ در يك قدمي آدمهاست، منتها منانسان، قدمهايم را بد برميدارم و از آن فاصلهميگيرم.
خانوادهسبز: به بچههايتان چه نصيحتيميكنيد؟
پيردوست: هيچگاه دروغ نگويند و هميشهاحترام بزرگترها را نگه دارند.
خانوادهسبز: شما از بازيگراني هستيد كه بهاخلاق هنري اهميت ميدهيد؟
پيردوست: اصولا تمام زندگي هنري ما ازمردم است. ما براي مردم بازي ميكنيم، اگر قرارباشد من براي خودم بازي كنم، ارزشي ندارد.
خانوادهسبز: و جز معدود بازيگراني كه درمقابل خبرنگاران هم اصول اخلاقي را به طوركامل رعايت ميكنيد؟
پيردوست: چون ميخواهم عكسم را صفحهاول چاپ كنند (بلند ميخندد و ادامه ميدهد).جدا از شوخي، ما با خبرنگاران تقابل كاريداريم، به عقيده من خبرنگاران جز قشرزحمتكش جامعه هستند، اصولا احترام خيليمهم است، مطبوعات و مردم به هنرمندان پروبالداده و حمايت ميكنند; بنابراين بايد با آنهادرست برخورد كرد تا در مقابل از شما به درستي ونيكي ياد كنند.

موزیک ویدیو:

دانلود : موزیک ویدیو جدید از بیژن مرتضوی بی کلام

دانلود :ویدیو از حمید پیروز نیا بنامه : قصه شهر فرنگ

دانلود : ویدیو تلفن از طوفان از آلبومه تانگو

دانلود : ویدیو دستها همه بالا با صدای آمو از آلبوم یاد تو

دانلود : ویدیو بین من و تو با صدای فردمنش از آلبوم حکایت هشتم

دانلود : ویدیو هر چی دلت خواست بگو با صدای امید
حسن شماعی زاده(آواز خوان نه آواز)
حسن شماعی زاده(آلبوم افسانه)
| 01 - Ashke Man [24Kps] [128Kps |
| 02 - Ey Aseman [24Kps] [128Kps |
| 03 - Hilat Raha Kon [24Kps] [128Kps |
| 04 - Khodaya Khodaya [24Kps] [128Kps |
| 05 - Mamad Naboodi [24Kps] [128Kps |
| 06 - Rooze Tanhayi [24Kps] [128Kps |
| 07 - Yaran [24Kps] [128Kps |

دانلود با کیفیت 128Kb
دانلود با کیفیت 24kb
با تشکر از پیامهاتون![]()
![]()
با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبز![]()
![]()
ها نظر وده! نودی؟ نظر زور وده!!!!!!
شومپت کته کله کتفرت مطلق یه نظر بده وگرنَه یه گوله تویه پات خالی می کنما!!!!!!!!!!!!































