تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

کامرون کارتیو-بکگراند محمد و حبیب-کامران و هومن-اندی-فال-اخبار سینما و.....

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

توجه!!                                                    توجه!!

گروه هله له در یاهو آماده کار شد لطفا با کلیک بر روی لینک زیر عضو شوید(مزایای گروه در زیر لینک نوشته شده)

گروه هله له در یاهو

مزایا:

درخواست آهنگ و فرستادن آهنگ درخواستی

بحث و گفت گو در مورد سینما٫خواننده ها و...

دانلود

اطلاع سریع از بروز رسانی وبلاگ

و....

گروه هله له

     

دو تا بکگراند(پس زمینه) از محمد و حبیب:

 محمد و حبیب

 حبیب

 

 با اندی در شهر فرشته ها ...

 
اندی

بهزاد: اندی جان از شهر فرشته ها به شهر لندن خوش آمدی...

اندی: لندن هم کم فرشته نداره، اينجا هم شهر خوبيه! فرشته های خيلی قوی هم داره چون همه اومده بودن جلو صحنه و دست منو گرفته بودن و می کشيدن.

نوروز امسال برای تو يک نوروز و آغاز واقعيه چون آلبوم جديد City of angels (شهر فرشتگان) بيرون آمده که دو سی دی هم هست.

درسته البته دقيقا دو سال از آلبوم قبلی من ميگذره.

چرا City of angels ؟

اولاً به لس آنجلس شهر فرشته ها هم ميگن. برای من جايی پر از هنرمندان ايرانيه. در شرايطی که اونا نمی تونن در مملکت خودمون فعاليت کنن، در تبعيد دارن موسيقی يک مملکت رو زنده نگه ميدارن. اينا آدمايی هستن که در اين راه زندگيشون رو گذشتن چون درآمد زيادی هم در اين کار نيست که بخاطرش فعاليت کنن. صرفا بخاطر اينکه هنرمند هستن و هنر رو دوست دارن کار می کنن.

من عاشق هنرمندها هستم. اگر خودم هم خواننده نبودم هر وقت خواننده ای رو می ديدم خوشحال می شدم. اينا برای من فرشته هستن و من صحبت فرشتگان دينی و مذهبی که خدا داره نميکنم ، چون اونا خيلی بالاتر از اين حرفها هستن. من در دنيايی که برای خودم درست کردم هنرمندها فرشته اند. و به هرحال لس آنجلس برای من جايی است که خانواده ام و دوستان من اونجا زندگی ميکنن و در نهايت بهشت من اونجاست.

از آلبوم خودت کدوم آهنگ رو بیشتر از همه دوست داری؟

من آهنگ "مهم نبود" رو دوست دارم، چون پاکسيما که شعر اين آهنگ رو در يک بعدازظهر برای من نوشت تجربه خيلی شيرينی بود. سازنده اين آهنک حميد نديری از آهنگسازان ساکن ونکوور کاناداست که آهنگ "سبد سبد" در آلبوم قبلی هم کار ايشون بود.

اندی

در اين يکساعت روی صحنه که داشتم تو رو تماشا می کردم، متوجه شدم يکی از دلايلی که مردم برای ديدن کنسرت تو اينطور شور و شوق نشون ميدن، شيطنت عجيب تو روی صحنه است. اين حس شيطنت رو از کجا مياری؟

من روی صحنه خوشحال ترين مرد زمين هستم. مثل اينکه يک بچه رو ببری توی کارخانه اسباب بازی. روزهايی که روی صحنه ميرم قشنگترين روزهای زندگی منه چون مردم منو تشويق ميکنن، آهنگهايی که اينهمه براشون زحمت کشيدی و توی استوديو وقت گذاشتی از زبان مردم می شنوی. به نوعی جواب زحمتهای ماست و خستگی رو هم از تن ما بيرون ميبره.

از آهنگای جديدت، "پيچک" خيلی طرفدار داره و مرتب از من ميخوان که پخشش کنم. من خودم ريميکس"مرد تنها" رو دوست دارم ولی خب اون آهنگ بيشتر طرفدار داره، نظر خودت چيه؟

"پيچک" هم داستان جالبی داره، شعر اين آهنگ از خانم هما ميرافشار هست که بر اساس زندگی عشقی که داشتم برای من نوشت، محمد مقدم هم آهنگش رو ساخت ولی چندين سال طول کشيد که بتونم توی آلبومم بذارم. امسال هم خوشحالم که توی آلبومم هست چون الان زمانش بود. اين آهنگ انقدر به دل من نزديک بود که هرجور تنظيم می کردم حس می کردم هنوز آماده نيست.

اندی

ايام نوروزه و تو هم که هميشه نوروز رو در هواپيما ميگذرونی و فکر کنم غذای هواپيما هم سفره هفت سينت باشه!

من هم نوروز رو در هواپيما هستم و هم روز تولدم. مردم برای تولدشون جشن و مهمونی بزرگ ميگيرن، ما يکدفعه می بينيم روز تولدمون توی هواپيما داريم ميريم تاجيکستان! دفعه آخر که می رفتم تاجيکستان روز تولدم رو توی هواپيما بودم اما بعد مردم چه تولدی برای من گرفتن و چقدر ازشون ممنونم. من تولدم دوم ارديبهشته.

در چند آلبوم قبلی ات با ريميکس کردن آهنگات سليقه کس ديگه رو توی آلبومت جا دادی، که ظاهراً تجربه خوبی بوده. ضمناً در مورد آهنگ "مرد تنها" هم توضيحی بده (اصولاً خبرنگار بی تجربه دو تا سوال رو با هم می پرسن!!)

(سوال پرسيدن تو رو من ديگه واردم، چون هر دو به هم ربط داشت!!) داستان ريميکس اينه که يه نسل تازه آمده در تمام دنيا که اين سبک "تکنو" (ريتميک) رو دست داره. و اين سبک تخصص من نيست. تخصص من در راک و سازها و اجراهای زنده است در نتيجه من کارم رو انجام ميدم بعد اين صداها رو به کسی ميدم که اين سبک رو از من بهتر می فهمه. هر دو سبک هم به نظر من برای آلبوم لازمه. پس به همين علت با "دی جی عليگيتور" و "نامی" و "دی جی کم" کار کردم و خيلی هم راضی هستم از نتيجه کار.

اندی

آهنگ "مرد تنها" يه احساس عجيبی توش هست. از بچه های آمريکايی که اصلا از آهنگ ايرونی چيزی نميدونن تا راک زن ها و متاليست های آمريکا و حتی نوازندگان خود آهنگ که امريکايی هستن، به نحوی جذب اين آهنگ ميشن و من و پاکسيما روزی ده بار اين آهنگ رو گوش می کرديم. شعرش چيز عجيبيه و آهنگش هم انگار از يک سياره ديگه آمده، بعد جالب اينکه گوش که ميدی احساس ايرانی می کنی و تو رو به ايران می بره و روزهای بهروز وثوقی و رضا موتوری و فرهاد و ...

آلبوم جديدت دو سی دی داره. ده آهنگ جديد و شش آهنگ ريميکس شده. اين همه آهنگ توی يک آلبوم که صرف نمی کنه چرا اين کار رو ميکنی؟

والا بقيه خواننده ها حق دارن که آهنگ کم ميذارن چون خرج توليد يک آهنگ خيلی زياده ، مردم هم که آلبومها رو کپی ميکنن و درآمد اين کمپانی ها به يغما ميره!. اما من مقداری از آهنگها رو خودم می سازم، و آهنگسازها هم با من کنار ميان. از طرفی دوست دارم آلبوم من رنگی باشه و پر باشه.

آلبوم "شهر فرشتگان" به نوعی به سمت موسيقی الکترونيک رفته، و ساز در اون کمتر هست. اما خب از آخرين باری که در استوديو پيدات کردم خاطرم هست که خيلی سازها رو روی آهنگها خودت ميزنی، توی اين آلبوم چطور؟

داستان اينه که موزيک مدرن نميتونه الکترونيک توش نباشه، ولی من علاقه شديدی به سازهای زنده دارم. در نتيجه تمام آهنگهای من روی کامپيوتره و با کامپيوتر هم ساخته ميشه، ولی روش سازهای زنده هم می زنيم.خودم بيس گيتار و آکورد و تمام ريتمهای گيتار که با صدای "واو واو" هست رو خودم ميزنم.

اندی

امشب هم آهنگی رو به آغاسی تقديم کردی، چطور به اين فکر افتادی؟

من حقيقتاً چندين ساله که دنبال موقعيت می گشتم با آغاسی آهنگ دو صدايی بخونم که متاسفانه اون در ايران بود و دسترسی بهش نداشتم. در تمام مدت ساخت اين آلبوم هم تو فکر بودم که آهنگ گل بندر رو با آغاسی بخونم. حتی ميخواستم ترک ها (صدا های خام) رو به ايران بفرستم و اون روش بخونه و برام بفرسته که متاسفانه سلامتيش اجازه نداد و از دنيا رفت. آغاسی هم از فرشته هايی بود که من هميشه عاشقش بودم و عاشق کارش بودم و برای من آغاسی نمرده و هست. و چون رفتنش رو نديدم هنوز برای من آغاسی زنده است.آغاسی اولين کسی بود که روی صحنه حرکت می کرد و انرژی نشون می داد حتی تا آخرين روزهای عمرش. من يادمه دو سال پيش در دوبی کنسرت داشتم و آغاسی رو دعوت کردم روی صحنه اومد و با هم آهنگ "آمنه" و "لب کارون" رو خونديم. تمام وقت روی صحنه با اون حال مريضش می رقصيد. آدمی که يک عمر درد داشته روی صحنه فراموش کرد که درد داره.

ميدونی که شايعه بود که تو پسر آغاسی هستی چون که "آمنه" رو هم تو خوندی...

همين شايعه اش هم برای من افتخار بوده و هست!

آهنگ يالا هم که با "دی جی عليگيتور" اجرا کردم از اونجا شروع شد که در سوئد عليگيتور پشت صحنه پيش من اومد و با هم آشنا شديم.

اندی
اندی، دی جی علیگیتور، آرش و شاهکار بینش پژوه

عليگيتور از طرفداران تو ست چون خودش به من گفته...

چون اون نسل با آهنگهای من بزرگ شدن و برای من مايه افتخاره که اينقدر خارج از ايران موفق هستن. عليگيتور و آرش و همه اين بچه ها مايه افتخار همه ايرانيها هستن و من کاراشون رو دوست دارم. عليگيتور به من پيشنهاد داد که يکی از آهنگام رو ريميکس کنه، من هم براش فرستادم و واقعاً که شاهکار کرد.

 

 کامران و هومن

 من نمی دونم چرا بعشیا فکر میکنن من از کامران و هومن بدم میاد!!!!؟؟؟ در صورتی کامران و هومن از بهترین خواننده های ایران هستن و من هم دوسشون دارم نمیدونم چرا بعضیا این طوری فکر می کنن!؟

 
کامران و هومن

پشت صحنه سالن بزرگ آرينای شهر کلن از راهروهای پيچ در پيچ گذشتم و به اتاق کامران و هومن رسيدم البته پيدا کردنشون راحت بود چون از همه اتاقها شلوغتر بود!

يکدفعه متوجه شدم که ای بابا ساعت حدودای ۲ شبه و بچه ها دو ساعتی پشت صحنه امضاء دادن و عکس گرفتن و بايد کلی پکر باشن.

ولی بچه ها طبق معمول با آغوش باز و روی خوش باهام سلام عليک کردن.

از کرامات کامران و هومن همين ملاحظه بيش از حدشونه که حرف نداره و ممکنه از خستگی بميرن ولی تا آخرش با آدم راه ميان.

اونجا پشت صحنه، مدير بچه ها پدرام (با قد خيلی بلند) و شهرام که ضربی می زنه (با آرايش هخامنشی) و ويگن که تو گروه جاز می زنه (با کلاه کابويی) همه ديگه داشتن دقيقه شماری می کردن که برگردن هتل، ديگه فکر کنين کامران و هومن چه حالی داشتن!

کامران و هومن

با اينحال چند دقيقه ای زير نور زيبای چراغ فلورسنت با هم گپ زديم:

بچه ها عیدتون مبارک!

کامران و هومن: عيد شما هم مبارک.

بچه ها، وقتی من جلوی صحنه کنسرت بودم، يک خانمی صدام زد و گفت "خانمی که پشت سر من هست انقدر جيغ زده که من کر شدم!" اين رو گفتم که بدونين مردم امشب خيلی هيجان زده بودن و خيلی با کارهای شما حال کردن. چه احساسی دارين؟

کامران: ما ممنون هستيم از پشتيبانی که مردم از ما می کنن. تشکر می کنم از اين عشقی که به ما ميدين و بدونين اين موضوع دو طرفه است. ما خوشحاليم که مردم ما رو درک می کنن و اين يک نعمته از طرف پروردگار به کامران و هومن.

کامران و هومن

البته راست ميگين که دو طرفه است. چون ديدم که دو سه بار شما هم پريدين جلوی صحنه و خلاصه خيلی حال دادين به مردم!

هومن: انرژی که ما از مردم می گيريم انقدر قويه که متوجه گذشتن زمان هم نمی شيم.

آره درسته، چون هر وقت با شما صحبت می کنم شکايت دارين که انقدر خوش ميگذره که زود ميگذره!

کامران: من مطمئن هستم که هر هنرمندی که عاشق کارش باشه وقتی روی صحنه ميره، وقت براش به سرعت ميگذره.

امروز توی آلمان، تعداد نفرات گروه شما روی صحنه خيلی بيشتر بود. درسته؟

کامران: بله. امشب ما هفت نفر رقصنده داشتيم به همراه مدير توليد کارهامون "الن"، "ديويد" که کيبورد ميزنه، "ويگن" نوازنده درام، "شهرام بهمنی" که ساز کوبه ای ميزنه. ما همگی با هم يک خانواده صميمی هستيم.

کامران و هومن

حالا ميخوام ازتون يک سوال تکراری بپرسم!

هومن: لابد ميخوای بپرسی آلبوم بعدی ما کی مياد!؟

نه از اون بدتره! ميخوام بپرسم که جمعيت امشب توی آلمان، با کشورهای ديگه چه فرقی داشت؟

کامران: هر جا که ميريم مزه و شيرينی خودش رو داره. ولی چون در اينجا مرکزی درست کردن که از سراسر اروپا و حتی ايران ميان، يک مقدار فرق داره. اما هر جايی که ميريم ايرانی ها باحال هستن.

تا يادم نرفته بگم که وقتی برگرديم به آمريکا، قراره دو تا ويدئو، "فدای سرت" و "منو ببخش" رو در استوديوی يونيورسال ضبط کنيم.

راستی اينجا خوبه که يک عيد مبارکی هم با مريم حيدرزاده عزيز بکنيم. مريم جان، عزيز يک ملت هستی و عيدت هم مبارک. همين طور رامين زمانی عزيز، عيدت مبارک.

 

 کامران کارتيو(کامرون کارتیو)

کامران

البته ما می گيم کامران ولی اسمش در اصل کمرونه! که يک اسم خارجيه و هيچ ربطی به اسم فارسی نداره. کمرون کارتيو اسم مستعاريه که برای خودش انتخاب کرده و ديگه منهم زياد فضولی نکردم که ببينم اسم واقعيش چيه؟

روی صحنه

کمرون با دو رقصنده زن روی صحنه خوند و مردم البته اکثرا جوونترها با آهنگهاش همصدا می شدن بخصوص سه تا آهنگ "ايرونی ام" ، " حنا" و " نای نی نای". بعد از اينکه صحنه رو ترک کرد دوباره مردم دست زدن و برگشت و آهنگ "حنا" رو دوباره اجرا کرد البته جای " خالد" خواننده الجزايری درکنار کمرون خالی بود.

پايين صحنه

کمرون بچه آروميه و خيلی لبخند مشخصی داره، اول لب پايينش می خنده و بعد چشمهاش.
معلومه که زندگی پر فشاری داره چون هم روی بازوش برچسب نيکوتين (برای ترک سيگار) زده بود و هم چند پکی هم به سيگار می زد!

ويديوهای حرفه ای کمرون و توليد حرفه ای آهنگهاش بين ايرانی ها خوب جا باز کرده، البته ناگفته نماند که کلام آهنگهاش برای ايرانی ها ضعيف جلوه می کنه. ولی هدف کمرون بازار خارجيه و بنظر مياد که نگران موفقيتش دراين بازاره!

اينو می شه از تاخير در بيرون اومدن آلبومش و بازسازی بعضی از ويديوهاش (مثل "حنا") تشخيص داد. دليلش اينه که کمرون با شرکت سونی قرار داد بسته که خيلی ها آرزو به دلش هستن و بايد سنگ تموم بذاره وگرنه! اوخ اوخ.

کامران

پشت صحنه

پشت صحنه عده ای اتاق کمرون رو غرق دود سيگار کرده بودن! جوری که ديگه نمی شد نفس کشيد. ما هم با دوربين و با ميکروفن رفتيم به جنگ کمرون و داستان پشت آهنگهاش. بعد از دو تا سرفه :

درود کمرون، مردم خيلی باهات روی صحنه کيف کردن.

آره من هم خيلی از اجرا برای ايرانی ها لذت می برم. از اينکه آهنگهام بين اين بچه ها گرفته خيلی خوشحالم. و می ديدم که آهنگهامو با من زمزمه می کنن.

(اينجا من يک خرابکاری کردم!)

کمرون اين اولين کنسرتت برای ايرانی ها بود؟

نه بابا، اولين کنسرت من يکسال پيش بود در سوئد.

وقتی که کارتو شروع کردی، حتی يک زبون فرضی هم بوجود آورده بودی؟

آره، يه بار اين کارو کردم و همون يه بار بس بود. الان ولی فقط فارسی می خونم.

(بهزاد: حتما موقع اجرای زنده کلماتش يادش می رفته!)

کامران

 

نکته از مادر عروس: آرش (بروبرو) و کمرون دوست دوران دبستان هستن هر دو در سوئد بزرگ شدن و جالبه که هر دوشون اين سبک زبان فارسی ساده و موسيقی پاپ غربی رو راه انداختن.

ولی چرا فارسی؟ الان عربی مده، هم زبونش هم ريتمش!

الان تو موسيقی روز خارجی مهم نيست که کلام چيه و مردم بيشتر به ريتم و صدا توجه می کنن.

اتفاقا هم تو و هم آرش جزو اون نهضت "ما ايرانی هستيم و فقط فارسی می خونيم" هستين! و جالبه که به زبون سوئدی و انگليسی هم نمی خونين و حسابی سمج بازی در آوردين!
دمتون گرم.

( اينجا کمرون فکر کرد من قاطی کردم و نمی دونم که بقيه مصاحبه رو چطوری می تونم ادامه بدم! خوشبختانه خودش مصاحبه رو نجات داد و يکجوری اين حرف منو به يکی از آهنگهاش که بين جوونای ايرانی تو سالن کنسرت کلن طرفدار داشت، هدايت کرد)

آهنگ "ايرونی ام" رو هم برای همين تو آلبومم ضبط کردم. می خواستم بقيه متوجه بشن که يک پسر ايرانی تونسته بين خارجی ها گل کنه. بنابراين اين الگوئی می شه برای خيلی های ديگه که اگه من به اينجا رسيدم اونها هم توانائی شو دارن. خيلی حساسيت داشتم که اين آهنگ تو آلبومم باشه چون ممکنه اين آلبوم اول و آخرم باشه.

تو آهنگهات هلهله و ولوله هم می کنی ولی خوب به سبک خارجی پسند، مثل نا نا نای يا تو آهنگ "بارون" می گی : يائی يائی يه.

آره اين کلمه ها در ذهن شنونده خارجی بيشتز ثبت می شه و خوششون می ياد و در ضمن می تونه آنا احساس رو نشون بده و آدم رو شاد کنه. ولی ديگه همه چيزو استفاده نمی کنم. دقت می کنم چی بگم.

بارون

ويديوی بارون با اينکه خيلی ساده است ولی خيلی سريع حس رو انتقال می ده و تا حدی آدم رو نگران می کنه يا می بره تو فکر. اينه که حدس زدم يک کاسه ای زير نيم کاسه اين آهنگه!

اين بارون درباره زندگی خودمه و سختی هايی که کشيدم. منظورم از اين آهنگ اينه که زندگی هميشه تابستون نيست و پاييز هم داره.

کامران

 

 

(اينجا ويديوی بارون رو جلوی چشمتون تصور کنين و بعد از ده ثانيه برين سر خط بعد)

وقتی که کمرون گفت "بارون" درباره زندگی خصوصيشه منهم فوری فرصت طلبی کردم و شيرجه رفتم تو سوالات تکراری و لازم، که مال کجائی؟

من در تهران بدنيا آمدم و وقتی که ۸ سالم بود با خانواده ام آمدم سوئد. اينجا درس خوندم و بزرگ شدم. برادر بزرگم (الک کارتيو که الان ويديوی پاپ می سازه) اهل موسيقی بود و دائما جلو دست و پام ارگ و گيتار و ساز بود. من هم خيلی جلب موسيقی شدم و از طريق برادرم رفتم تو کار موسيقی. اصلا خانواده ام اهل موسيقی و هنر نيستن و فقط ما دو تا برادر، افتاديم تو اين راه.

اينجا ما داشتيم فيلمبرداری هم می کرديم که انشالله تا اين مقاله تموم بشه ويديوش هم حاضر می شه، ولی يکدفعه برق اتاق قطع شد! چند ثانيه تاريکی مطلق بود تا کاشف به عمل اومد که يکی از خانمهايی که تو اتاق بود به کليد برق تکيه داده و چراغها رو خاموش کرده. شايد اين زياد مهم جلوه نکنه ولی اين اتفاق باعث شد که من سوال بعديم يادم بره! بنابراين از معروفترين آهنگهاش حرف زديم.

آهنگ "حنا" درباره دختريه که عاشق و دلباخته خالد بوده (خواننده عرب مقيم فرانسه) و من و مدير برنامه هام سينا، اين آهنگ رو برای خالد ساختيم و چيز خيلی خوبی هم شد.

الان هم از سفر کوبا ميام، اونجا ويديوی "حنا" رو دوباره ضبط کرديم. سه برابر ويديوی قبلی خرجش کرديم و اميدواريم که امسال تابستون اروپا رو بترکونه.

اين آهنگ "نی نا نای" هم خيلی باحاله، اين اسم کسيه يا چيزيه؟ توجيب جا می گيره؟
خوردنيه ؟ ...

بهزاد بيدار شو!

در اين حالت من متوجه شدم که رفته بودم تو عالم هپروت، و کمرون منو بهوش آورد!

اين نی نا نای يکجور شادمانيه و مربوط به دوره ای از زندگی من می شه که خيلی خوش بودم.

 

بعدش چی شد؟

شاد تر شدم.

کامران

پس دوست دختر داری؟

نه!

راست می گی اين هم يکجور خوشبختيه! پس ليلی کيه (اسم يکی از آهنگهاش)؟

همينجوری اين اسمو انتخاب کردم.

پس سندی کيه (اسم يکی از آهنگهاش)؟

اينجا کمرون جوابی نداد! علتش هم واضحه اين سوالی بود که الان يادم افتاد که چرا ازش نپرسيدم!

اينجا روبوسی کرديم و بهش قول دادم که بزودی يکجور سوال جواب بين خودش و شما که دارين اين مقاله رو می خونين راه بندازم.

در ضمن آلبوم کمرون بيرون اومد و چيز باحاليه.

 

 

 

              سینما و تلویزیون

مهدي فخيم‌زاده: «بي‌صدا» را با داستاني پليسي مي‌سازم


    ساخت اپيزود دوم سريال «حس سوم» منتفي شد و مهدي فخيم‌زاده از توليد سريال ديگري با نام «بي‌صدا» خبر داد.
    
    مهدي فخيم‌زاده ـ كارگردان سينما و تلويزيون ـ در گفت‌وگو با ايسنا اعلام كرد:
    «حس سوم» قرار بود در دو اپيزود ساخته و با پايان بخش اول، اپيزود دوم پخش شود. ولي به علت بروز مشكلاتي، ساخت اپيزود دوم به تعويق افتاد به طوري كه پخش بخش اول، پايان يافت.
    
    وي افزود: با اين شرايط، برايم جذابيت نداشت كه اپيزود دوم با تاخير و به عنوان مثال در آبان سال 85 روي آنتن برود. بنابراين پينشهاد ساخت سريال يا قسمت ديگري با نام «بي‌صدا» را به شكبه دو دادم كه با آن موافقت شد.
    
    اين كارگردان درباره‌ي سريال«بي‌صدا» گفت: فيلمنامه‌ي اين سريال پليسي را براي ساخت در 10 قسمت نوشته‌ام و اكنون كار در مرحله‌ي پيش توليد است و اوايل خرداد ماه تصويربرداري «بي‌صدا» آغاز خواهد ‌شد.
    فخيم‌زاده در پايان تصريح كرد: اين مجموعه مانند «حس سوم» جنبه‌ي فانتزي ندارد و ممكن است تنها لحظات طنز داشته باشد. 
 

 

 ستاره‌هاي طنز تلويزيوني در جام‌جهاني فوتبال!
 
 پيمان قاسم‌خاني ساخت بيش از صد آيتم طنز با موضوع جام جهاني را آغاز  كرد.
به گزارش <باني فيلم>، قاسم‌خاني كه تا چند ماه قبل به عنوان سرپرست نويسندگان در مجموعه
<شب‌هاي برره> حضور داشت، از چند هفته گذشته پيش توليد اين پروژه را آغاز كرد تا در
كارنامه خود تجربه كارگرداني آيتم را هم اضافه كند.
اين آيتم‌ها از چهارشنبه گذشته جلوي دوربين قاسم‌خاني رفته و گروه هر روز در لوكيشني واقع
در لواسان، مشغول تصويربرداري كار هستند.
در اين لوكيشن دكورهاي مختلفي طراحي شده تا آيتم‌هاي مختلف را گروه در اين دكورها جلوي
دوربين ببرند. ارژنگ اميرفضلي، امير جعفري، نصرا... رادش، سيامك انصاريان، فلامك
جنيدي، محمدرضا هدايتي، سحر جعفري‌جوزاني، نادر سليماني‌فرد، شقايق دهقان، محمد شيري،
علي صالحي، هادي كاظمي، حميد كاشاني و... بازيگران اصلي هستند كه در آيتم‌هاي مختلف اين
پروژه حضور دارند.
 
البته با توجه به ساختار آيتمي كل مجموعه، احتمال حضور ديگر بازيگران طنز به عنوان ميهمان
هم در تك آيتم‌هاي كار وجود دارد.
در مورد بازيگران اين پروژه نكته‌اي كه اهميت دارد حضور متنوع بازيگران طنز دركنار
يكديگر است؛ مسئله‌اي كه بنا به دلايلي خيلي كم در كارهاي طنز اتفاق مي‌افتد.
متن‌هاي تمام آيتم‌ها توسط پيمان قاسم‌خاني، محراب قاسم‌خاني، اميرمهدي ژوله و ارژنگ
اميرفضلي نوشته شده و محور همه آنها شوخي با جام جهاني است.
 
تصويربرداري اين پروژه طبق پيش‌بيني‌هاي انجام شده تا 10روز آينده به طول خواهد انجاميد تا
همزمان با جام جهاني كليه آيتم‌ها آماده پخش شود.
اما نكته جالب در مورد اين كار نحوه تهيه آن است. از قرار معلوم اين پروژه هم اكنون به شكل‌
كاملاً خصوصي در حال تهيه است و هنوز هيچ نكته‌اي به طور قطعي در مورد نحوه پخش آن
مشخص نشده است.

 

او يك دختر فراري بود

028971.jpg

توي گپي كه با بهاره افشار در ويژه نامه نوروزي زديم، او بعد از شيطان خيلي هوس كرده بود كه عزرائيل را هم بازي كند. ولي خب در اولين نقشش بعد از او يك فرشته بود ، خبري از عزرائيل و اين حرف ها نيست. او در فيلم سينمايي تلاطم در نقش يك دختر دزد و فراري بازي مي كند. بايد اقرار كنيم كه بهاره خانم، خيلي شانس دارد. چون بعد از نقش متفاوت شيطان كه يكهويي سر راهش سبز شد و بعد از 30 قسمت او يك فرشته بود كه به سرعت، او را روي صفحة اول نشريات برد، اين بار در اولين تجربة بازي در سينما، نقش اول به او رسيده است. معروف ترين همبازي هاي او رضا ايران منش و محمدرضا داوودنژاد هستند و مي شود مطمئن بود كه همة اميد سازنده هاي اين فيلم به اوست تا بتوانند مخاطبان را به سالن هاي سينما بكشانند. درست در همين موقع هم كه داريد اين خبرهاي داغ را مي خوانيد، علي ژكان دارد تكه پاره هاي اين فيلم را روي ميز تدوين با چسب دوقلو به هم مي چسباند تا بقية كارها مثل صداگذاري و موسيقي هم انجام شود و منوچهر هادي بتواند اولين ساختة خودش را روي پرده ببرد.بايد ببينيم وضعيت اكران اين فيلم چطور خواهد بود. ولي هر چه باشد، هيچ كس انتظار فروش فوق العاده اي از اين فيلم ندارد. با اين حال، حضور خانم شيطان، خودش براي خبرسازي اين فيلم كافي است. نمونه اش همين فضايي كه ما به اين فيلم اختصاص داديم.

 

 

فال > از اول تا پانزدهم ارديبهشت

 
    فروردين‌
    چهره‌ صبح‌ اون‌ هم‌ يك‌ صبح‌ بهاري‌ مثل‌ يك‌باغ‌ است‌ باغي‌ پر از گل‌. باغ‌ بهاري‌ باغ‌ بهشت‌است‌ يك‌ سلام‌ سبز داريم‌ براي‌ شما در اين‌ بهارزيبا. گوش‌ بسپاريد به‌ اين‌ صدا چقدر آشناست‌وقتي‌ اين‌ صدا در كوچه‌هاي‌ دل‌ مي‌پيچد انگارآسمان‌ها بر زمين‌ رشك‌ مي‌برند انشاءا... تمامي‌لحظه‌هاي‌ زندگي‌ شما در طول‌ 12 ماه‌، بهاري‌ ودل‌انگيز باشد. با استقامت‌، به‌ تمامي‌ آنچه‌ آرزوي‌شماست‌ مي‌رسيد هيچ‌گاه‌ نااميد نباشيد. آدم‌هاي‌عاشق‌، ثبات‌ و يكنواختي‌ را برنمي‌تابند، وضعيت‌آنان‌ با آدم‌هاي‌ معمولي‌ و عادي‌ فرق‌ مي‌كند ونمي‌توان‌ در مورد امروز و فرداي‌ آنها پيش‌بيني‌دقيقي‌ داشت‌. در سال‌ نو زيباترين‌ دقايق‌ راخواهيد داشت‌ و ثانيه‌هاي‌ پر از مهر و محبت‌.توفيقات‌ زيادي‌ در زمينه‌ تحصيلي‌ خواهيد داشت‌و روي‌ همين‌ اصل‌ احساس‌ مي‌كنيد زندگي‌به‌روي‌ شما لبخند مي‌زند خودتان‌ را هميشه‌سرزنده‌ و شاد نگهداريد تا مشكلات‌ تسليم‌ شماشوند خودتان‌ را براي‌ رويارويي‌ با موفقيت‌هاي‌بسيار در سال‌ جديد آماده‌ كنيد. بهار امسال‌ تمامابه‌رويتان‌ لبخند مي‌زند.
    
    ارديبهشت‌
    از گذشته‌ها نيك‌ بياموزيد اما اجازه‌ ندهيدآينده‌ شما را رقم‌ بزنند. خورشيد دوباره‌ خواهددرخشيد. هيچ‌گاه‌ روياهايتان‌ را كنار مگذاريد كه‌بدون‌ آنها زندگاني‌ پوچ‌ و بي‌حاصل‌ است‌ بي‌ اميدزندگي‌ را آهنگي‌ نباشد. لحظات‌ گرانبها را درحسرت‌ گذشته‌ نابود مكنيد و در انديشه‌ امروز وفردا نباشيد به‌ اشتباهات‌ گذشته‌ فكر نكنيد فقطتصميم‌ بگيريد كه‌ بيشتر از آنچه‌ مي‌توانيد باشيد دراين‌ سال‌ بدرخشيد. تصميم‌گيري‌هاي‌ شماست‌ كه‌آينده‌ را رقم‌ مي‌زند بگذاريد تلاش‌ ودستاوردهاي‌ شما باعث‌ شود كه‌ ديگران‌ از شما به‌عنوان‌ موجودي‌ بهتر و برتر و انساني‌ شاخص‌ يادكنند بكوشيد كه‌ نااميد در چرخه‌ روزگار نشويدانگار كه‌ چرخ‌ و فلك‌ بروفق‌ مرادتان‌ نمي‌چرخد وفراموش‌ نكنيد بزرگترين‌ تقصيرها ناديده‌ گرفتن‌ديگران‌ است‌.
    
    خرداد
    تلاش‌ كنيد تا وفاداري‌ و استقامت‌ شيوه‌هميشگي‌ شما باشد حتي‌ اگر ديگران‌ شما را درميانه‌ راه‌ تنها گذاشته‌ و رفته‌اند. خودتان‌ خوب‌مي‌دانيد كه‌ زندگي‌ بي‌ ارزش‌ و فاني‌ است‌بكوشيد كه‌ در دام‌ وسوسه‌هاي‌ شيطاني‌ نيفتيد.قدر دوستان‌ و قدر دوستي‌ها را بدانيد خوشبختي‌دورن‌ انسان‌ است‌ مراقب‌ باشيد كه‌ از چنگتان‌نگريزد گاهي‌ از خودتان‌ فاصله‌ مي‌گيريد و خود رادر كوچه‌هاي‌ فراموشي‌ تنها رها مي‌كنيد خود رابه‌ خودتان‌ باز گردانيد كه‌ جاده‌ زندگيتان‌ بي‌مسافر نماند. دل‌، معبد فرشتگان‌ است‌ و شيطان‌ درآن‌ راه‌ ندارد برخلاف‌ جريان‌ آب‌ شنا كردن‌خطرات‌ خاص‌ خودش‌ را در بر دارد از ديروزبياموزيد براي‌ امروز زندگي‌ كنيد و اميد به‌ فرداي‌بهتر داشته‌ باشيد. آنان‌ كه‌ آفتاب‌ را به‌ زندگي‌ديگران‌ ارزاني‌ مي‌دارند خود نيز در آن‌ بي‌بهره‌نخواهند ماند.
    يادتان‌ باشد با صحبت‌ مي‌توان‌ دنيا را چون‌بهشت‌ زيبا ساخت‌ با اميد اول‌ صبح‌ همگام‌ شويدهنوز دير نشده‌ است‌ اگر كمي‌ زودتر بجنبيد حتمابه‌ او خواهيد رسيد.
    
    تير
    بهار را دريابيد و با همدلي‌، آن‌ را برگزار كنيدبهار خيلي‌ مهربان‌ چيزي‌ نيست‌ كه‌ من‌ مي‌گويم‌ وچيزي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ تقويم‌ها مي‌گويند. دل‌ وقتي‌بهاري‌ بشه‌ و سرشت‌ بهاري‌ پيدا كنه‌ آن‌ وقت‌ است‌كه‌ تمامي‌ فصول‌ سال‌ رو سبز مي‌بيند. بهار واقعي‌رو كساني‌ درك‌ مي‌كنند كه‌ دلهايشان‌ غرق‌ شكوفه‌باشد و دل‌ كساني‌ به‌ شكوفه‌ مي‌نيشيند كه‌ از خود،رها باشند. در آغاز سال‌ دل‌ را در چشمه‌سار نورشستشو مي‌دهيم‌ و از تبار بيداران‌ خواهيم‌ شد.خدا را ستايش‌ مي‌كنيم‌ آنكه‌ در بلندي‌ از همه‌بالاتر و نزديكي‌ از همه‌ محرمتر است‌. زندگي‌ به‌حقيقت‌ ظلمت‌ است‌ مگر شوق‌ و شور در ميان‌باشد پيروزي‌ در انتهاي‌ راه‌ ايستاده‌ و منتظر من‌ وتوست‌ آرزو مي‌كنم‌ در اين‌ بهار دل‌انگيز هميشه‌رو به‌ فراز باشيد اميدوارم‌ خاك‌نشيني‌ درگاه‌ الهي‌موجب‌ گشايش‌ درهاي‌ افلاك‌ به‌ رويتان‌ باشد، اماهنوز امكان‌ به‌ دست‌ آوردن‌ فرصت‌هاي‌ تشكيل‌زندگي‌ را به‌ وفور داريد، اما از گذشته‌ همواره‌درس‌ بگيريد.
    
    
    مرداد
    بهار رادريابيد و آن‌ را باهمدلي‌ برگزار كنيدبهار از راه‌ رسيده‌ است‌ بايد حضورش‌ را ارج‌بنهيم‌. روزهاي‌ بسيار خوبي‌ درانتظار شماست‌بگذاريد هر روز رويايي‌ باشد در دست‌ و عشقي‌باشد دردل‌ و بگذاريد هر روز دليلي‌ باشد براي‌زندگي‌ اگر احساس‌ مي‌كنيد كه‌ زندگيتان‌ خاليست‌آن‌ را پر كنيد بگذاريد تلاش‌ شما و دستاوردهاي‌حاصل‌ از آن‌ باعث‌ شود كه‌ ديگران‌ از من‌ و توبه‌عنوان‌ موجودي‌ برتر و انساني‌ شاخص‌ يادنمايند. رنج‌ امروزتان‌ گنج‌ فردا را برايتان‌ تدارك‌خواهد ديد فقط تصميم‌ شماست‌ كه‌ سرنوشت‌ شمارا مي‌سازد، روياهايتان‌ را سركوب‌ نكنيد كه‌بي‌آنان‌ زندگاني‌ را اميدي‌ نيست‌ و بي‌اميدزندگاني‌ را آهنگي‌ نشايد. روزهاي‌ بسيار زيبايي‌در انتظار شماست‌ روزهايي‌ كه‌ هر روز هزاران‌هزار مرتبه‌ خدا را شكر مي‌گوييم‌ و سر سجده‌ فرومي‌آوريم‌ زندگي‌ از درون‌ انسان‌ مي‌جوشد وهيچ‌ شادي‌ نمي‌تواند با عشق‌ ورزيدن‌ برابري‌ كنداميد كه‌ جام‌ فردايتان‌ لبريز پيمان‌ باشد و امكان‌زندگي‌ از درون‌ انسان‌ مي‌جوشد و از اطراف‌نمي‌آيد. زندگي‌ شما را يك‌ موفقيت‌ به‌ اوج‌مي‌رساند پيروزي‌ درانتهاي‌ راه‌ ايستاده‌ و منتظرمن‌ و توست‌.
    
    
    شهريور
    چهره‌ بهار سبز و سبز به‌ معني‌ طراوت‌ وزندگيست‌ رنگ‌ سبز رنگ‌ برگزيده‌ خداست‌. سبزبودن‌ راز آفرينش‌ است‌ و رنگ‌ سبز رنگ‌ محبوب‌ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام‌ است‌.
    بهار بربام‌ خانه‌ها بيرقي‌ سبز است‌ كه‌ طپش‌ ازنفس‌هاي‌ خورشيد دارد. خانواده‌ يكي‌ ازمحكم‌ترين‌ سنگرهاييست‌ كه‌ شما بايد در دفاع‌ ازآن‌ از هيچ‌ كوششي‌ دريغ‌ نداشته‌ باشيد. دايره‌شك‌ و ترديد را از بين‌ ببريد. بيهوده‌ نسبت‌ به‌ اين‌و آن‌ دچار بي‌قراري‌ نگرديدو به‌ توانايي‌هاي‌خودتان‌ كاملا اعتماد داشته‌ باشيد. وقتي‌ روي‌تواناييتان‌ تمركز مي‌كنيد، به‌ مهارت‌هاي‌ خود پي‌مي‌بريد. عشقتان‌ را عزيز داريد و مشكلات‌ خود رادر پاگرد خانه‌ رها كنيد خانه‌ گرم‌ يك‌ پناهگاه‌است‌، پس‌ آن‌ را با بد خلقي‌ كه‌ اصلا با بهار جورنمي‌باشد خراب‌ نكنيد.اعمال‌ و رفتارتان‌ راهماهنگ‌ با بهار كنيد كه‌ روي‌ ديگران‌ هم‌ اثر گذارباشد. ناعادلانه‌ قضاوت‌ نكنيد و تنگ‌ نظرانه‌برخورد نكنيد.
    
    
    مهر
    اگر از ابر دوستي‌ها باراني‌ نبارد جهان‌ كويري‌تشنه‌ است‌. زندگي‌ از آن‌ است‌ با اراده‌ پولادين‌تصميم‌ بگيريد و به‌ سوي‌ هدف‌ گام‌ برداريدنيروهايتان‌ را گردآوري‌ كنيد و به‌ خواسته‌هايتان‌عشق‌ بورزيد و با عشقي‌ راستين‌ اراده‌ خود رااستوار كنيد. زندگاني‌ را سخت‌ نگيريد راز لحظه‌هارا دريابيد هر لحظه‌ فرصتي‌ است‌ تا در همان‌لحظه‌ تامل‌ كنيد. كوچه‌هاي‌ عشقتان‌ چراغاني‌ بادنسبت‌ به‌ديگران‌ انديشه‌ شايسته‌ داشته‌ باشيد گاهي‌دلها را خانه‌ تكاني‌ كنيد تا از انجماد كسالت‌ به‌ درآيد. عاشقي‌ را پاسداريد تا زندگي‌ را دريابيد. درجريان‌ يك‌ معامله‌، سود خوبي‌ به‌ دست‌ خواهيدآورد. در سال‌ جديد از دو ضعف‌ بي‌حوصلگي‌ وتنبلي‌ بگريزيد، زندگي‌ رهگذر تجربه‌هاست‌غنيمت‌ شمريد و بدانيد قناعت‌ ثروتي‌ است‌ كه‌هرگز به‌ پايان‌ نمي‌رسد دانه‌اي‌ بيفشان‌ تا جهان‌گلي‌ زيبا به‌ تو هديد كند.
    
    
    آبان‌
    در آغاز سال‌ دل‌ را در چشمه‌سار نور شستشوداده‌ و از تبار بيداران‌ شويد. بهار را دريابيد وحضورش‌ را ارج‌ نهيد. بهار واقعي‌ رو كساني‌ درك‌مي‌كنند كه‌ دلها شون‌ غرق‌ شكنجه‌ باشد و دل‌كساني‌ به‌ شكوفه‌ مي‌نشيند كه‌ از خود رها شده‌باشند. سال‌ بسيار نيكوئي‌ در انتظار شماست‌ اگربه‌خانه‌ بخت‌ نرفته‌ايد گام‌ خواهيد نهاد اگر از نظراقتصادي‌ كم‌ و بيش‌ گرفتاريد حتما رفع‌ گرفتاري‌خواهد شد كينه‌ها را از دلتان‌ برانيد. موقعيت‌هاي‌بسيار خوبي‌ در انتظار شماست‌ تمامي‌ مضيقه‌ها وتنگناها پر خواهد شد در تصميمات‌ خودتان‌هيچ‌گونه‌ ترديد نفرماييد تعادل‌ و توازن‌ بر قراراست‌ براي‌ چيرگي‌ بردشواري‌ها خنده‌، اميد،خواب‌، آرامش‌ و خوش‌ خلقي‌ توصيه‌ مي‌شودامسال‌ هم‌ چون‌ سال‌ پيش‌ ثبات‌ در امور و استمرارآن‌ توصيه‌ مي‌شود. فرصت‌ها را دريابيد و ازدست‌ ندهيد و هر آنچه‌ مي‌خواهيد از خداونددريافت‌ داريد.
    
    
    
    آذر
    چهره‌ بهار سبز و سبز به‌ معني‌ طراوت‌ وزندگيست‌ رنگ‌ سبز رنگ‌ برگزيده‌ خداست‌.
    زندگي‌ كاشتن‌ بذر محبت‌ به‌ زمين‌ دلاست‌
    زندگي‌ تسبيح‌ است‌ همه‌ تسبيح‌ خداوند بزرگ‌
    زيباترين‌ دقايق‌ را براي‌ شما عزيز هموطن‌ درآستانه‌ عيد سعيد نوروز آرزو مي‌كنيم‌. عشق‌ را ازعشقه‌ گرفته‌اند و عشقه‌ گياهيست‌ كه‌ بر سر درخت‌رسيده‌ باشد و درخت‌ را به‌ صفت‌ خويش‌گردانيده‌ باشد.
    سال‌ جديد را با نيكي‌ كردن‌ به‌ ديگران‌ آغازكنيد چرا كه‌ كمك‌ و نيكي‌ باعث‌ مي‌شود تا شادي‌زايد الوصفي‌ در دل‌ شما ايجاد شود خدا رافراموش‌ نكنيد و در همه‌ حال‌ او را بخوانيد. دراين‌ سال‌ جديد يك‌ پيشنهاد كاري‌ به‌ شما مي‌شودكه‌ بايد براي‌ پذيرفتن‌ آن‌ فكر كنيد بعد تصميم‌بگيريد. اميدواريم‌ سالي‌ پرخير و بركت‌ داشته‌باشيد.
    
    
    دي‌
    شايد همه‌ روزهاي‌ خوب‌ خودتان‌ را از پنجره‌بيرون‌ انداخته‌ايد و فرصت‌هاي‌ استثنايي‌ را ازدست‌ مي‌دهيد،خوبي‌از هر چيز ديگر بهتر است‌.دستي‌ برروي‌ شكوفه‌ و باران‌ تكان‌ دهيد خدا رافراموش‌ نكنيد آنچه‌ انديشه‌ امروز شماست‌ فرداي‌شما را خواهد ساخت‌ هر شكستي‌ را پلي‌ به‌ طرف‌موفقيت‌ قلمداد كنيد و درس‌ بگيريد.
    هر شب‌ به‌ حسابرسي‌ اوضاع‌ و احوال‌ روزي‌ راكه‌ پشت‌ سر گذاشته‌ايد بپردازيد و با مدنظر قراردادن‌ تجربيات‌ گذشته‌ به‌ آينده‌اي‌ شيرين‌ وجذاب‌ چشم‌ بدوزيد بدون‌ شك‌ زندگي‌ پستي‌بلندي‌هايي‌ فراوان‌ دارد و با آن‌ بايد روبرو شديك‌ پيشنهاد عاطفي‌ داريد كه‌ سرعت‌ روند تكاملي‌خود را سپري‌ مي‌كند تنها توصيه‌ سال‌ جديد آن‌است‌ كه‌ هيچ‌گاه‌ با نيش‌زبان‌ كسي‌ را ميازاريدانشاءاله‌ هر آن‌ چه‌ را كه‌ تا به‌ حال‌ به‌ دست‌نياورده‌ايد در سال‌ جديد بدون‌ هيچ‌ كم‌ و كاستي‌و در بهترين‌ موقعيت‌ آن‌ را با هيجان‌ در آغوش‌مي‌گيريد.
    
    
    بهمن‌
    پرده‌ غرور و تكبر را از پس‌ رويتان‌ برداريد زيرااين‌ پرده‌ مانع‌ شماست‌. زندگي‌ فراز و نشيب‌بسياري‌ دارد و شما بايد مرد ميدان‌ و عمل‌ باشيدگذشته‌ گذشته‌ است‌ و آينده‌ هنوز نيامده‌ امروز رادريابيد. هيچ‌ كس‌ را در زندگي‌ سنگ‌ روي‌ يخ‌نكنيد با كسي‌ كه‌ از تو بريده‌ در اين‌ بهار دل‌انگيزبپيوند و به‌ كسي‌ كه‌ به‌ تو بد كرده‌ است‌ نيكي‌ كنيد،در سال‌ جديد اهل‌ گذشت‌ باشيد گذشت‌ معادل‌يك‌ زندگيست‌ وقتي‌ كه‌ پريشان‌ هستيد تصميمي‌اتخاذ نكنيد كه‌ بعدها دچار دردسرهايي‌ شويد.با كساني‌ در اين‌ بهار زيبا آمد و شد كنيد كه‌حضورشان‌ به‌ شما شادماني‌ بخشد.
    به‌ پيشواز تازه‌هاي‌ زندگي‌ برويد از كوشيدن‌است‌ كه‌ مي‌آموزي‌ و از رفتن‌ است‌ كه‌ پيروز بازمي‌گردي‌ قناعت‌ پيشه‌ كنيد تا دچار دردسر نشويدخويشتن‌ خواهي‌ را كناري‌ بگذاريد بعد از هرگرفتاري‌ فرجي‌ هست‌ اميدتان‌ صداي‌ روشن‌سپيده‌ باشد يك‌ نامه‌ سرشار از خبرهاي‌ تازه‌دريافت‌ مي‌داريد كه‌ نقش‌ اساسي‌ در پيشرفت‌شما دارد.
    
    
    اسفند
    اگر شكارچي‌ لحظه‌هاي‌ زندگي‌تان‌ نباشيد به‌يك‌ چشم‌ به‌ هم‌ زدني‌ فرصت‌هاي‌ مبارك‌ را ازدست‌ خواهيد داد. ذهنتان‌ را خانه‌ تكاني‌ كنيد وخود را از قيودي‌ كه‌ دست‌ و پاي‌تان‌ را بسته‌ است‌و آزارتان‌ مي‌دهد رها سازيد. پول‌ زيادي‌ به‌دست‌تان‌ مي‌رسد در خرج‌ كردن‌ آن‌ انديشه‌ كنيدگاهي‌ زبان‌ تلخ‌ داريد تلخي‌ زبانتان‌ را از بين‌ ببريدو به‌ هنگام‌ سخن‌ گفتن‌ تمامي‌ جوانب‌ را بسنجيدگذشته‌ گذشته‌ است‌ و آينده‌ هنوز نيامده‌ امروز رادريابيد كه‌ در دست‌ است‌. هر كه‌ به‌ چندين‌ كارگوناگون‌ بپردازد هيچ‌ كاري‌ را به‌ پايان‌ نمي‌رساندتنهايي‌ خوره‌ روح‌ است‌. با مردم‌ جمع‌ شويد اهل‌گذشت‌ باشيد گذشت‌ معادل‌ يك‌ زندگيست‌.
    يادتان‌ باشد مغرور اگر كوچك‌ نبود مي‌دانست‌كه‌ بزرگي‌ در تواضع‌ است‌.

 

 

دانلود

 

آلبوم سوم ( 3) بنیامین

برای دانلود آهنگ روی آن کلیک کرده و بعد از باز شدن صفحه به قسمتی که اسم آهنگ نوشته شده بروید و آن را دانلود کنید و بهتر است برای دانلود روی آن رایت کلیک کنید و آن را دانلود کنید چون اگر روی آن کلیک کنید ممکن است در کامپیوترتان ذخیره نشود) 

 

لالایی

 

شب غربت

 

آقام – آقام ( ورژن جدید )

 

بانوی من

 

دوتا چشما

 

کربلا ( درخواستی )

 

آهنگهای تکی:(جدید)


احسان خواجه اميري -  باورم كن

پدرام و ارشا - چرا سياه كه در مقابل شعر رضا صادقي خوندن

شهرام اميري - دروغ نگو

پژمان پري زاده - عشق

بهنام منصور پور - آتيش

عماد رحماني - روياي عشق

مهدي مقدريان - Fall Again 

 

 

این هفته بجای بیوگرافی یک خواننده ی عرب فال گذاشتم

با تشکر از پیامهاتونblushing

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

تو رو خدا نظرتون رو بگید!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:44  توسط رضا  | 

مصاحبه با محمد و حبیب-وفا و ژوبین-آلبوم ابی-سپیده-آهنگ جام جهانی!-نانسی اجرم و...

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

میلاد با سعادت پیامبر اعظم(ص) بر تمام مسلمانان مبارک باد

مباركمباركمباركمباركمبارك

آپدیت ویژه:

توجه!!                                                    توجه!!

گروه هله له در یاهو آماده کار شد لطفا با کلیک بر روی لینک زیر عضو شوید(مزایای گروه در زیر لینک نوشته شده)

گروه هله له در یاهو

مزایا:

درخواست آهنگ و فرستادن آهنگ درخواستی

بحث و گفت گو در مورد سینما٫خواننده ها و...

دانلود

اطلاع سریع از بروز رسانی وبلاگ

و....

     

مصاحبه داغ با محمد و حبیب

حبیب و محمد

در پشت صحنه کنسرت بزرگ آرينای شهر کلن، با محمد و حبيب گفتگو کردم.

بهزاد: نوروز مبارک در آلمان، چندمين ساله که پدر و پسر با هم نوروز رو روی صحنه جشن می گيرين؟

محمد و حبيب: سومين ساله که با هم هستيم.

خب اين سه سال چطور گذشت؟

خيلی سخت، دور از وطن و مادر (محمد) و نوروز که طبق معمول دور از خانواده هستيم ولی با تلفن با اونا تماس می گيريم.

حبیب و محمد
محمد

حس اين استاديوم بزرگ با اين همه جمعيت رو چطور ديديد؟

متاسفانه نورها نميذارن ما مردم رو ببينيم. ولی خب مردم اروپا هميشه متفاوت بودن و امشب هم برای محمد گل و عروسک روی صحنه پرتاب کردن...

حبیب
حبیب

امشب آهنگهای جديدی هم روی صحنه اجرا کردين که يکی هم بندری بود...

امشب چهار آهنگ جديد اجرا کرديم ،"از همون لحظه"، "بارون مياد نم نم "، "اشاره" و "بندری" که آهنگ ممد (محمد)بندريه. ريتمش رو آهسته کرديم که شيک تر باشه.

حبيب جان، تکنيک خوندن محمد رو چطور می بينی؟ (محمد جان تو نگاه نکن به حبيب...!)

محمد صداش شبيه به خودمه، ولی لطيف تر ميخونه. شروع خيلی خوبی بوده به لطف خدا. همه چيز خودشه! اسم آلبوم آينده هم "خودشه" خواهد بود.

حبیب و محمد

پس اين آهنگها به نوعی مقدمه آلبوم بوده، کی قراره که بيرون بياد؟

حبيب: يک ماه و نيم ديگه بايد بيرون بياد ، هميشه ميگن مياد ولی هيچ وقت سر موقع نيست، اما تا اين مدت بيرون نياد خودم پخش ميکنم، اصلا هم شوخی ندارم!!

حبیب و محمد

آلبوم آينده تون چند تا آهنگ داره؟

پونزده تا آهنگ داره که فقط يکی از اونا به صورت هم خوانی و بقيه قراره تکی باشه.

فقط يک آهنگ هم خوانی؟ حالا باهم آشتی کنيد ...!

حالا آروم آروم، سبک خوندن ما با هم فرق داره. بستگی به نوع آهنگ هم داره.

حبیب و محمد

زندگی خصوصيه شما در اين مدت چقدر تغيير کرده ؟

حبيب: برای من که خيلی مشکل تر شده هم بايد استوديو برم، هم برای خودم شعر تهيه کنم هم برای محمد. کارم خيلی سخت تر شده.

محمد: اين همون چيزيه که من هميشه می خواستم و حرفه ای هست که بهش علاقه داشتم.

حبیب و محمد

حبيب: از کارهای جديدمون بگم.آهنگ "مرد تنهای شب" هست که پنج تنظيم مختلف در اين آلبوم از اون خواهيم داشت. يه سبک ترنس (ريتميک تند) و دو تا ريميکس ديگه . آهنگ "اشاره " که همون "صدای پای بارون" هست. آهنگ ديگه از محمد آهنگ منحصر بفردی در بازار موسيقی ايرانی خواهد بود و با همه آهنگهای ايرانی که به نوعی شبيه به هم هستن تفاوت خواهد داشت. کار جديدی هم به سبک راک داريم.

ممنون که با ما بودين و سال نو رو هم تبريک ميگم دوباره.

ما هم بار ديگه عيد رو به همه ايرانی ها در همه جا تبريک ميگيم.

حبیب و محمد

گروه هواداران محمد و حبیب:

برای اطلاع از آخرین اخبار محمد و حبیب و تحولات وبلاگ عضو گروه هوادارن محمد و حبیب شوید

گروه هواداران محمد

گروه هواداران حبیب

 

 

سرود فوتبال برای جام جهانی : عصار یا آرش؟

فوتبال

تب فوتبال و سرود فوتبال برای جام جهانی همه رو کلافه کرده. با اينکه اولين کسی که پيشقدم ساختن اين سرود شد، آرش بود، فدراسيون فوتبال ايران اين آهنگ رو رد کرد و از عليرضا عصار دعوت کرد که اين ترانه رو ضبط کنه.

البته خبرهای زيادی در اين زمينه (حتی در همين چند روز گذشته) در نشريات داخل ايران چاپ شده که حتی اخيراً رضا تاجيک سفارش اين کار رو پذيرفته، ولی آهنگ رسمی در داخل ايران همون سفارش ايران خودرو و فدراسيون به عليرضا عصاره!

در حالی که خود فيفا نه آهنگ فوتبال آرش رو در آلبومش جا خواهد داد و نه آهنگ عصار رو!

در اين مقاله سرود تيم ملی فوتبال ايران رو می ذاريم زير ذره بين.

قبل از اينکه با آرش گفتگو کنيم، ابتدا با عليرضا عصار مصاحبه کرديم:

علیرضا عصار
علیرضا عصار

عليرضا عصار: در رابطه با قبول کردن يا نکردن کار که شکی نبود که تمايل دارم. ولی اختلاف در نقطه نظرهايی بود که بين من و دوستان من در فدراسيون فوتبال و در ايران خودرو که در حقيقت مسئوليت اينکار رو به عهده گرفته بود، وجود داشت و بعد از گفتگو و پيداکردن نقاط مشترک در سلايق دو طرف قبول کردم که اينکارو انجام بدم.

بهزاد: آيا آهنگ ساخت خودت خواهد بود عليرضا جان؟

بله ملودی کار صد در صد کار خودم خواهد بود، و کار رو هم شروع کرديم. نقشه کلی که چطور بايد جلو بريم هم در سرم هست فقط مونده جزئيات کار که بيشتر بهش فکر کنم. در رابطه با اينکه چه سبکی خواهد بود هم من از قبل هيچ وقت تصميم نمی گيرم و هميشه در حين کار به اين نتيجه می رسم که بايد از چه سازی و چه سبکی استفاده کرد.

می دونيم که شعر اين آهنگ از شاهکار بينش پژوه هست، درسته؟

بله، اين شعر کار ايشون خواهد بود.

خب جالبه که آهنگ رقيب که ساخته آرش و دی جی عليگيتوره هم سروده شاهکار بينش پژوه هست، با اين مسئله چطور کنار خواهيد اومد؟

علیرضا عصار

والا من با کلمه رقيب در اين داستان خيلی موافق نيستم.من تصور عمده ام اين هست که هر خواننده ای با هر مليتی که بخواد برای تيم ملی کشورش بخونه ، ميخونه! ولی اينکار ابعاد تبليغاتی پيدا کرد و بيش از حد لازم زير ذره بين رفته. تا اونجا که ميدونم داخل کشور هم هر خواننده ای که بخواد در رابطه با جام جهانی ميخونه، اين آهنگی که به من پيشنهاد شده يک مقدار رسمی تر خواهد بود چون مستقيماً سفارش داده شده ولی بقيه هم ممکنه از حالا تا زمان جام جهانی برای تيم ملی بخونن، و اين با هيچ کاری منافات نداره.

چه زمانی فکر می کنی اين کار تموم بشه و ما بتونيم بشنويم؟

اگر خدا بخواد تا قبل از ارديبهشت تموم می کنيم.

جالبه بدونين که فدراسيون فوتبال از خوانندگان مطرحی مثل استاد شجريان، سراج و عليرضا افتخاری درخواست کرده که آهنگهايی به سبک سنتی اجرا کنند.

محمد علی پور معاون فرهنگی فدراسيون فوتبال ايران پس از از اينکه امکان اجرای برنامه توسط خوانندگان ايرانی خارج از کشور مطرح شد ، گفت تلاش شده برای حفظ هويت ملی و فرهنگی واقعی ايران با خوانندگان مطرح داخل ايران مذاکره و زمينه حضور آنها در برنامه فرهنگی اين رويداد فراهم شود.

تا اونجا که ما ميدونيم ، کسی با گروهش برای اجرای برنامه به داخل استاديوم نخواهد رفت و صرفاً آرم جام جهانی توسط يک گروه خاص نواخته ميشه،. بعد از پايان مسابقات يک سی دی شامل آهنگهايی که برای جام جهانی خونده شده منتشر ميشه.

آرش و بهزاد
آرش و بهزاد

در گفتگويی که با آرش در پشت صحنه کنسرتش در لندن داشتم ، اين مسئله رو به طور کامل بيان کرد... نه آهنگ فوتبال عليرضا عصار نه آهنگ آرش و دی جی عليگيتور قرار نيست که توی اين آلبوم باشه و واقعيت رو از خود آرش بشنوين:

بهزاد: بعد از مژده امشب برای مردم که آهنگ ويژه فوتبال بود، برای ما فاش کن که بالاخره تو در جام جهانی ميخونی يا نه؟

آرش: داستان اينه که قرار بود فيفا يک سی دی درست کنه با سی و دو تا آهنگ که از هر کشوری يک آهنگ توی اون سی دی بذارن، و يک سی دی هم که قرار بود آهنگ آرم جام جهانی توش باشه. فيفا از اون سی دی سی و دو آهنگی منصرف شد چون از اين کشورها آهنگهايی بدست نيومد که فکر کنن سی دی رو پر فروش خواهد کرد. و اون سی دی که سمبل و آرم جام جهانی خواهد بود اصلاً ربطی به فوتبال نداره. مثلاً آهنگ اول اون سی دی از "بلک آيد پيز"( Black Eyed Pies ) که يک گروه خيلی معروف آمريکائيه خواهد بود.

خب پس بالاخره آهنگ فوتبالت توی اين سی دی ميره يا نه؟

آهنگ فوتبال من در اين سی دی نميره چون قرار بود اون آهنگ در سی دی اولی (سی و دو آهنگی) بره که اون منتفی شد. اما در اين سی دی دوم که سمبل جام جهانی با آرم شير خواهد بود جالبه که يک آهنگ ديگه از من انتخاب کردن چون ديگه دنبال آهنگهای فوتبال نبودن. در اين سی دی فقط يازده آهنگ خواهد بود که خيلی سخت بود توش کسی وارد بشه چون خواننده های بزرگی توی اون هستن. و به هر حال يک آهنگ ديگه منو برای اون برداشتن و اون آهنگ چيزی نيست جز . . . تيکه تيکه کردی دل منو . . . بله خوشبختانه از اين آهنگ خوششان اومد و ديگه توی سی دی گذاشتن.

آرش و شاهکار بینش پژوه
آرش و شاهکار بینش پژوه (شاعر سرود جام جهانی)

خب پس اين آهنگ فوتبال چی ميشه؟

من اين آهنگ رو بعنوان هديه به تيم ملی فوتبال و مردم ايران خوندم و همين. اصلاً به نظر من اشتباهه که بگی آهنگ تيم ملی فوتبال ايران متعلق به شخص خاصی هست. به نظر من هر کسی دلش بخواد در هر جای دنيا ميتونه برای تيم ملی فوتبالش آهنگ بخونه. اين هديه من و عليگيتور و دانش بينش پژوه بود به مردم و تيم ملی فوتبال عزيزمان.

ميخوام عيد نوروز رو به همه هموطنان عزيزم تبريک بگم و اميدوارم هر جا هستيد خوب و خوش و سلامت باشيد و من دوستتون دارم.

 

مصاحبه با سپیده

سپيده

درود سپيده. الان با گروهت توی آلمان هستی، کلی جمعيت هم اومده بود به ديدنت.

سپيده: درسته. مرسی از گروه آهنگ و برنامه گذاران که توی اين کارها خيلی کمک کردن.

امشب کنسرت چطور بود؟

من فکر کنم خدا من رو آفريده که جلوی مردم برنامه اجرا کنم. اميدوارم که مردم هم خوششون بياد. بهترين لجظات زندگی من اون موقعيه که روی صحنه ام. خوشبختانه امشب برنامه خيلی خوب بود و همين طور گروه موسيقی که من رو همراهی کردن. از شوبرت عزيز که آهنگ هم رو تنظيم کرده هم تشکر می کنم.

سپيده جان، ما آلبوم جديد ميخواهيم، چی شد پس!؟

اين رو بايد از شوبرت سوال کنيد!

اتفاقاً شوبرت هم اينجاست، خوبی آقا؟

شوبرت: مرسی. عيد رو به همه ايرانی ها تبريک ميگم.

چرا آلبوم جديد سپيده انقدر دير شده؟

دير نشده. داريم اون رو آماده می کنيم. خيلی آلبوم قشنگی شده. البته اين رو بايد مردم بگن، نه من. ولی فکر می کنم که اين آلبوم، سپيده ای هست که تا حالا نشنيده ايد!

پس برگرديم به سپيده نشنيده ... خودت روی اين آلبوم چقدر کار کردی و چه سبکی رو در اين آلبوم قراره به کار ببرين؟

سپيده: آدم هر چی تجربه اش بيشتر ميشه، توی کارش جا می افته. شوبرت خيلی من رو راهنمايی کرد، چون اين توی موفقيت هر خواننده ای مهمه. من شانس اين رو داشتم که از روزهای اول با اشخاصی مثل شهبال عزيز و رامين زمانی کار می کردم و الان هم در خدمت شوبرت عزيز هستم. حس آلبوم بيشتر حس و سبک مورد علاقه خود منه. اين آلبوم در سبک "کلاب – راک" کار شده. من خودم زياد پاپ دوست ندارم!

سپيده

چرا؟

من عاشق موسيقی راک و هارد راک هستم!

چه چيزايی گوش ميکنی؟

متاليکا، رام اشتاين و خواننده های هارد راک ديگه! ولی خوب خيلی سخته که اين رو توی موسيقی ايران اجرا کرد.

کار ويدئويی جديد داری؟

يکی از اونها کار بازسازی شده از خانم حميرای عزيزه که حتماً ديدينش. بقيه کارها رو هم مخصوصاً پخش نکردم. دوست دارم ويدئوها رو زمانی پخش کنم که آلبوم آماده است و شما می تونين اون رو تهيه کنين.

آلبوم جديدت قراره کی بياد؟

آلبوم در اصل آماده است! اما نخواستيم هنوز بيرون بديم. زمان بيرون اومدن اون برای شرکت های پخش کننده خيلی مهمه. چون ما هم بايد اين شرکت ها رو حمايت کنيم، بنابراين تصميم گرفتيم طرفای پاييز اين آلبوم بيرون بياد.

 

              سینما و تلویزیون

با هانيه توسلي و پوريا پورسرخ : 
                
عشق ژوبين به وفا ، زميني و پاک بود

   
    مقدمه‌:
    در ايام‌ نوروز امسال‌ سريالي‌ از شبكه‌ سوم‌ سيماپخش‌ شد كه‌ مخاطبين‌ را ميخكوب‌ پاي‌ جعبه‌جادويي‌ نشاند... سريالي‌ به‌ نام‌ وفا كه‌ در آن‌بازيگراني‌ چون‌ هانيه‌ توسلي‌، فرهاد اصلاني‌،فرهاد قائميان‌ و پوريا پورسرخ‌ نقش‌هاي‌ اصلي‌فيلم‌ را ايفا مي‌كردند و در اين‌ بين‌ چند بازيگرلبناني‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌كردند... آنهايي‌ كه‌ اين‌مجموعه‌ را دنبال‌ مي‌كردند، از بازي‌ دو
نقش‌اصلي‌ آن‌، يعني‌ هانيه‌ توسلي‌ و پوريا پورسرخ‌ كه‌نقش‌هاي‌ وفا و ژوبين‌ را ايفا مي‌كردند، لذت‌بسياري‌ بردند.
    در اين‌ مجموعه‌ ديديم‌ كه‌ در كوران‌ بازي‌هاي‌سياسي‌ يك‌ عشق‌ پاك‌ رقم‌ خورد، عشقي‌ زميني‌كه‌ مهر تاييدي‌ زد كه‌ ارزش‌ اين‌ عشق‌ از عشق‌هاي‌اساطيري‌ بالاتر است‌... قرار بر اين‌ بود كه‌ جلدخانواده‌ سبز به‌ سوژه‌اي‌ ديگر اختصاص‌ داشته‌باشد، اما در روز شروع‌ كاري‌ كه‌ چهاردهم‌فروردين‌ بود، تماس‌هاي‌ تلفني‌ و همچنين‌ايميل‌هاي‌ خوانندگان‌ ما را بر آن‌ داشت‌ كه‌ با دوشخصيت‌ اصلي‌ اين‌ مجموعه‌ به‌ گفتگو بنشينيم‌ و ازچند و چون‌ اين‌ مجموعه‌ آگاه‌ شويم‌ تا آن‌ را به‌آگاهي‌ خوانندگان‌ برسانيم‌... فرصت‌ بسيار كم‌بود، ابتدا با (ژوبين‌) مجموعه‌ تماس‌ گرفتيم‌،مشكل‌ چنداني‌ براي‌ حضور در دفتر مجله‌ نداشت‌اما پيدا كردن‌ هانيه‌ توسلي‌ كه‌ بر سر يك‌ پروژه‌سينمايي‌ بود كمي‌ مشكل‌ بود، خيلي‌ دلمان‌مي‌خواست‌ كه‌ هر دوي‌ آنان‌ در دفتر نشريه‌ با هم‌حضور پيدا مي‌كردند، اما اين‌ كار نشدني‌ بود، به‌هر حال‌ ابتدا (پوريا) به‌ دفتر نشريه‌ آمد و پس‌ ازچند ساعت‌ (هانيه‌ توسلي‌) حضور به‌ هم‌ رساند، بااين‌ دو بازيگر خوب‌ كشورمان‌ از هر دري‌ به‌صحبت‌ نشستيم‌، گفتگويي‌ كه‌ بسيار خواندني‌ از آب‌در آمد و خودمان‌ از آن‌ لذت‌ برديم‌... خيلي‌دلمان‌ مي‌خواست‌ بدانيم‌ كه‌ گروه‌ دست‌اندركارچند ماه‌ در لبنان‌ به‌ سر برد و تصويربرداري‌ چه‌حاشيه‌ هايي‌ به‌ دنبال‌ داشت‌، حاشيه‌هاي‌ شيرين‌ وجالبي‌ كه‌ هميشه‌ از جذابيت‌هاي‌ پشت‌ صحنه‌چنين‌ مجموعه‌هايي‌ برخوردار است‌. با ما همراه‌باشيد و گفتگو با ژوبين‌ و وفا را بخوانيد تا به‌ معناي‌عشق‌ زميني‌ و پاك‌ برسيد... ابتدا گفتگو با هانيه توسلي ...
    
    
    
    خانواده‌ سبز: هانيه‌ توسلي‌ را براي‌ ما تعريف‌كنيد، يك‌ پرسش‌ تكراري‌ كه‌ هنرپيشه‌ها معمولاچاره‌اي‌ جز پاسخ‌ دادن‌ به‌ آن‌ ندارند؟
    توسلي‌: در 14 خرداد سال‌ 1358 درهمدان‌ به‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر دارم‌، يكي‌چهارسال‌ از من‌ بزرگتر و ديگري‌ 9 سال‌ از من‌كوچكتر است‌.
    خانواده‌ سبز: به‌ نظر شما اين‌ تعريف‌ درستي‌ از(هانيه‌ توسلي‌) است‌؟
    توسلي‌: (مي‌خندد) اين‌ كه‌ تعريف‌ كردن‌نيست‌، راستش‌ هانيه‌ توسلي‌ را خودم‌ هم‌نمي‌شناسم‌، دختري‌ 27 ساله‌ هستم‌ كه‌ از 16سالگي‌ تشنه‌ بازيگري‌ بودم‌، دلم‌ مي‌خواست‌،آدم‌هاي‌ اين‌ حرفه‌ را بشناسم‌، به‌ تئاتر عشق‌مي‌ورزيدم‌ و همين‌ علاقه‌ باعث‌ شد كه‌ در سال‌78، در دانشگاه‌ قبول‌ شوم‌ و به‌ تهران‌ بيايم‌ و اين‌حرفه‌ را به‌ شكل‌ حرفه‌اي‌ ادامه‌ بدهم‌، به‌ هر حال‌(هانيه‌ توسلي‌)، انساني‌ بود كه‌ علاقه‌ وافري‌ به‌ هنربازيگري‌ داشت‌ و سرانجام‌ با تلاش‌ به‌ آن‌ رسيد،اما الان‌ نگاهم‌ طوري‌ است‌ كه‌ 6،7 سال‌ پيش‌اين‌طور نبود.
    خانواده‌ سبز: و چه‌ تفاوتي‌ ايجاد شد؟
    توسلي‌: به‌ هر حال‌ گذشت‌ زمان‌ خيلي‌ چيزهارا ثابت‌ مي‌كند، آن‌ زمان‌ از بيرون‌ به‌ بازيگري‌نگاه‌ مي‌كردم‌، اما الان‌ ديگر نگاهم‌ از داخل‌ است‌،متوجه‌ شدم‌ كه‌ بازيگري‌ تنها يك‌ هنر نيست‌، بلكه‌يك‌ مهارت‌ است‌ و استعداد مربوط به‌ خود رامي‌طلبد، آن‌ زمان‌ فكر مي‌كردم‌، بازيگري‌ هنراست‌ اما در حال‌ حاضر نه‌.
    خانواده‌ سبز: و خانواده‌ از شما حمايت‌ كردند؟
    توسلي‌: من‌ در رشته‌ علوم‌تجربي‌ تحصيل‌مي‌كردم‌ و دوست‌ داشتم‌ ژنتيك‌ بخوانم‌، اما باديدن‌ فيلم‌ هامون‌، ساخته‌ داريوش‌ مهرجويي‌ كه‌در مدرسه‌ نمايش‌ داده‌ شد به‌ اين‌ رشته‌ پرتاب‌شدم‌ و با ديدن‌ فيلم‌ (ديگه‌ چه‌ خبر) به‌ بازيگري‌علاقه‌ پيدا كردم‌...پدرم‌ ابتدا مخالف‌ اين‌ امر بود،اما بعد كه‌ ديد من‌ در اين‌ زمينه‌ در حال‌ تحقيق‌ ومطالعه‌ هستم‌، تسليم‌ علاقه‌ام‌ شد، مادرم‌ هم‌ ازابتدا مخالفتي‌ با بازيگرشدن‌ من‌ نداشت‌.
    آبان‌ ماه‌ 78، پس‌ از قبولي‌ در دانشگاه‌ به‌تهران‌ آمدم‌، پدرم‌ در اسفندماه‌ سال‌ 78 فوت‌كرد و مادرم‌ تنها حامي‌ من‌ بود، از طرفي‌ خواهربزرگترم‌ كه‌ نگاهي‌ تخصصي‌ به‌ سينما دارد، ازجنس‌ ديگري‌ است‌ او به‌ سينماي‌ جهان‌ و اروپاعلاقه‌ زيادي‌ دارد و او هم‌ مشوق‌ من‌ بود، ما دركنار يكديگر فيلم‌ مي‌ديديم‌ و نقد مي‌كرديم‌،خواهرم‌ در حال‌ حاضر در مجله‌ فيلم‌ و زنان‌ نقدمي‌نويسد و به‌ هر حال‌ مطبوعاتي‌ است‌... البته‌ درزمينه‌ ترجمه‌ هم‌ فعاليت‌ مي‌كند.
    خانواده‌ سبز: چند كار تلويزيوني‌ و سينمايي‌ دركارنامه‌ شما به‌ چشم‌ مي‌خورد؟
    توسلي‌: 2 كار تلويزيوني‌، 9 كار سينمايي‌ و دوفيلم‌ كوتاه‌...
    خانواده‌ سبز: از حس‌تان‌ و نگاهتان‌ بيشتربگوييد؟
    توسلي‌: آن‌ زمان‌ من‌ آدم‌ها را به‌ دو دسته‌تقسيم‌ مي‌كردم‌، آدم‌هاي‌ بازيگر و آدم‌هاي‌عادي‌؟! يعني‌ يك‌ عشق‌ آتشين‌ نسبت‌ به‌ اين‌ حرفه‌داشتم‌...حالا كه‌ به‌ آن‌ روزها دوباره‌ نگاه‌ مي‌كنم‌،تعجب‌ مي‌كنم‌...من‌ مي‌آمدم‌ تهران‌ و به‌ تمامي‌تئاترهاي‌ شهر مي‌رفتم‌، از همدان‌ به‌ تهران‌مي‌آمدم‌، تا فيلم‌ جديدي‌ روي‌ پرده‌ ببينم‌ ودوباره‌ به‌ همدان‌ باز مي‌گشتم‌، يك‌ عشق‌ عجيب‌ وغريب‌. الان‌ هم‌ تصوير را دوست‌ دارم‌، ذات‌ سينمارا دوست‌ دارم‌، اما آن‌ احساسي‌ كه‌ در گذشته‌نسبت‌ به‌ بازيگري‌ داشتم‌، در حال‌ حاضر ندارم‌.
    خانواده‌ سبز: نام‌ اثرهايتان‌ را برايمان‌ بگوييد؟
    توسلي‌: مجموعه‌ غريبه‌ در سال‌ 79، درفيلم‌هاي‌ سينمايي‌ شام‌ آخر (فريدون‌ جيراني‌)،اثيري‌ (محمدعلي‌ سجادي‌)، شب‌هاي‌ روشن‌(فرزاد موتسن‌)، گاهي‌ به‌ آسمان‌ نگاه‌ كن‌ (كمال‌تبريزي‌)، جايي‌ براي‌ زندگي‌ (محمدبزرگ‌نيا)،يك‌ شب‌ (نيكي‌ كريمي‌)، زمان‌ مي‌ايستد (عليرضااميني‌) و كافه‌ ستاره‌ (سامان‌ مقدم‌)... تقريبا سالي‌دو فيلم‌.
    خانواده‌ سبز: تلويزيون‌ بهتر است‌ يا سينما؟
    توسلي‌: در هر دو زمينه‌، اگر كار مطلوب‌ باشد،آن‌ هم‌ در تمام‌ زمينه‌ها، از فيلم‌نامه‌ تا كارگرداني‌ وانتخاب‌ بازيگر...
    خانواده‌ سبز: و شما كدام‌ يك‌ را انتخاب‌مي‌كنيد؟

    توسلي‌: اگر هر دو درجه‌ يك‌ باشد، من‌ طبعاسينما را انتخاب‌ مي‌كنم‌، اما اگر سريال‌ درجه‌ يك‌و فيلم‌ درجه‌ دو باشد، به‌ طور يقين‌ سريال‌ راانتخاب‌ مي‌كنم‌.
    خانواده‌ سبز: (وفا)، يكي‌ از كارهايي‌ بود كه‌طي‌ سه‌، چهارسال‌ اخير بسيار پربيننده‌ بود و به‌دل‌ها نشست‌، كمي‌ در رابطه‌ با اين‌ مجموعه‌برايمان‌ بگوييد؟
    توسلي‌: پيشنهاد اين‌ كار، در شهريور 84 به‌ من‌شد، آن‌ زمان‌ هم‌ نامش‌ (وفا) نبود، من‌ آن‌ زمان‌بر سر كار فيلم‌ (عصر جمعه‌) بودم‌، با خواندن‌فيلم‌نامه‌ ابتدا تصميم‌ نداشتم‌ بازي‌ كنم‌، اما پس‌ ازاتمام‌ فيلم‌برداري‌ بخش‌هاي‌ (ايران‌) دوباره‌ بامن‌ تماس‌ گرفته‌ شد و تغييرات‌ فيلم‌نامه‌ را به‌ من‌گفتند، پيچيدگي‌هاي‌ آن‌ برايم‌ جذاب‌ بود، ازطرفي‌ دوست‌ داشتم‌ با آقاي‌ لطيفي‌ همكاري‌كنم‌، به‌ من‌ گفته‌ شد كه‌ تنها براي‌ بخش‌هاي‌ لبنان‌در نظر گرفته‌ شدم‌، در نهايت‌ پاسخ‌ مثبت‌ دادم‌ وبه‌ لبنان‌ رفتم‌.
    خانواده‌ سبز: از سختي‌هاي‌ كار بگوييد؟
    توسلي‌: اصولا كار خارج‌ از ايران‌ مشكل‌ است‌،براي‌ مثال‌ روزي‌ هم‌ كه‌ تصويربرداري‌ نداشتيم‌،بايد هتل‌ مي‌مانديم‌ و سرمان‌ را گرم‌ مي‌كرديم‌،چون‌ به‌خاطر آن‌ كار، در خارج‌ از كشور هستيم‌.اما در داخل‌ كشور، شما وقت‌ داريد كه‌ به‌ كارهاي‌ديگرتان‌ هم‌ برسيد...
    خانواده‌ سبز: وقت‌هاي‌ آزادتان‌ را در لبنان‌چگونه‌ مي‌گذرانديد؟
    توسلي‌: بيروت‌ شهر قشنگي‌ است‌، جاهاي‌ديدني‌ مي‌رفتيم‌ و اغلب‌ مطالعه‌ مي‌كردم‌ وعكاسي‌ هم‌ مي‌كردم‌.
    خانواده‌ سبز: شما آدم‌ گوشه‌گيري‌ هستيد؟
    توسلي‌: به‌ شدت‌، يعني‌ بيشترين‌ لذت‌ و بهترين‌لحظات‌ زندگي‌ام‌ را از تنهايي‌ كسب‌ كردم‌.
    خانواده‌ سبز: پس‌ فكر كنيم‌، بهترين‌ پيشنهاد ازشما، دعوت‌ به‌ (شهربازي‌) باشد؟
    توسلي‌: نه‌... فاجعه‌ است‌، حوصله‌ جاهاي‌شلوغ‌ و پرسروصدا را ندارم‌، تحمل‌ سروصدا راندارم‌.
    خانواده‌ سبز: در تنهايي‌ چه‌ مي‌كنيد؟
    توسلي‌: فكر مي‌كنم‌، موسيقي‌ گوش‌ مي‌دهم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌ و به‌ نقاشي‌ مي‌پردازم‌.
    خانواده‌ سبز: معمولا چه‌ موسيقي‌ گوش‌مي‌دهيد؟
    توسلي‌: موسيقي‌ كلاسيك‌.
    خانواده‌ سبز: و پاپ‌ ؟
    توسلي‌: تنها فرهاد و فريدون‌ فروغي‌.
    خانواده‌ سبز: از چه‌ رنگي‌ خوشتان‌ مي‌آيد؟
    توسلي‌: تمام‌ رنگ‌ها، بستگي‌ دارد كجا استفاده‌شود.
    خانواده‌ سبز: تلويزيون‌ نگاه‌ مي‌كنيد؟ چه‌برنامه‌هايي‌؟
    توسلي‌: بله‌، به‌ كارهاي‌ مديري‌ علاقه‌ دارم‌...
    خانواده‌ سبز: اهل‌ ورزش‌ هستيد؟
    توسلي‌: زياد نه‌...اما گاهي‌ اوقات‌ (يوگا) انجام‌مي‌دهم‌.
    خانواده‌ سبز: به‌ فوتبال‌ علاقه‌ داريد؟
    توسلي‌: نه‌.
    خانواده‌ سبز: اما در بازي‌ ايران‌ و بحرين‌ به‌همراه‌ چند بازيگر زن‌ ديگر در ورزشگاه‌ آزادي‌حضور داشتيد؟
    توسلي‌: خب‌، به‌ هر حال‌ آن‌ بازي‌ مهمي‌ بود،اما اطلاعاتم‌ نسبت‌ به‌ هشت‌ سال‌ پيش‌ افت‌ كرده‌است‌، درحال‌ حاضر تنها دايي‌، زندي‌، كريمي‌ ومهدوي‌كيا را مي‌شناسم‌. حتي‌ نام‌ دروازه‌بان‌ رانمي‌دانم‌، اما هشت‌ سال‌ پيش‌ تمامي‌ بازيكنان‌ايران‌ را مي‌شناختم‌.
    خانواده‌ سبز: بهترين‌ دوست‌ شما كيست‌؟
    توسلي‌: خواهر بزرگترم‌...خواهر كوچكترم‌،(طناز) هنوز كوچك‌ است‌، اما به‌ شدت‌ دوستش‌دارم‌.
    خانواده‌ سبز: عشق‌ را معنا مي‌كنيد؟
    توسلي‌: عشق‌ چيزي‌ است‌ كه‌ انسان‌ تمام‌موجوديت‌ خود را تسليم‌ آن‌ مي‌كند.
    خانواده‌ سبز: ما در كشورمان‌ صاحب‌ فرهنگ‌ وتمدني‌ هستيم‌ كه‌ در آن‌ خسرووشيرين‌، ليلي‌ ومجنون‌، مردن‌ براي‌ يك‌ نفر كه‌ آن‌ يك‌ نفر زميني‌و قابل‌ ديدن‌ است‌ و احساس‌ دارد، وجود دارد،اما در حال‌ حاضر به‌خاطر ماشيني‌ شدن‌ زندگي‌ ازاين‌ عشق‌هاي‌ پاك‌ كمتر مشاهده‌ مي‌كنيم‌، دليل‌آن‌ چيست‌؟
    توسلي‌: من‌ نمي‌توانم‌ با قاطعيت‌ بگويم‌، درحال‌ حاضر چنين‌ عشق‌هايي‌ وجود ندارد، هرانساني‌ نياز دارد، عاشق‌ شدن‌ را به‌ شكل‌ جدي‌تجربه‌ كند، در حال‌ حاضر زندگي‌ كردن‌ سخت‌شده‌ است‌، ماشيني‌ شدن‌، رخوت‌، نااميدي‌ وتنهايي‌ بين‌ جوانان‌ در تمامي‌ نسل‌هاي‌ جامعه‌، به‌معناي‌ واقعي‌، متاسفانه‌ زياد شده‌ است‌ واين‌ روي‌عاشق‌ شدن‌ تاثير مي‌گذارد... در جامعه‌ ما هيچ‌چيزي‌ در حال‌ خلق‌ و توليد شدن‌ نيست‌ و تنها به‌مصرف‌ كننده‌ تبديل‌ شديم‌، اين‌ مصرف‌ تنها دركفش‌ و لباس‌ نيست‌، خيلي‌ از آدم‌ها يك‌ كتاب‌ رامي‌خوانند و سپس‌ اطلاعات‌ آن‌ را براي‌ يكديگرردوبدل‌ مي‌كنند، پس‌ اين‌ هم‌ نوعي‌ مصرف‌است‌، من‌ به‌ مسائلي‌ كه‌ در نسل‌ خودم‌ و كوچكتر وبزرگتر از خودم‌ ديدم‌ به‌ اين‌ نتايج‌ مي‌رسم‌.
    خانواده‌ سبز: و عشق‌ آتشين‌ ژوبين‌ به‌ وفا از چه‌جنسي‌ بود؟
    توسلي‌: البته‌ از اين‌ جنس‌ عشق‌ها هم‌ به‌ چشم‌مي‌خورد، اما كم‌، ولي‌ عشق‌ آنها زميني‌ بود...
    خانواده‌ سبز: مثل‌ خسرو و شيرين‌ يا آنها افسانه‌است‌؟

    توسلي‌: نمي‌توانيم‌ بگوييم‌، مطلقا در حال‌حاضر چنين‌ عشق‌هايي‌ وجود ندارد، نه‌، وجوددارد، اما بسيار به‌ ندرت‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.
    خانواده‌ سبز: به‌ نظر شما پايان‌ قصه‌ (وفا)خوب‌ به‌ اتمام‌ رسيد؟
    توسلي‌: كاملا دراماتيك‌...شايد اگر من‌ ازبيرون‌ به‌ فيلم‌ نگاه‌ مي‌كردم‌، فكر كنم‌ پايان‌ خوش‌داشت‌ بهتر بود، اما در قالب‌ فيلم‌، به‌ نظر من‌ ازديد دراماتيك‌ و نوشتار به‌ بهترين‌ شكل‌ به‌ پايان‌رسيد.
    خانواده‌ سبز: اگر قرار باشد، يك‌ نسخه‌اي‌بنويسيد كه‌ انسان‌ها به‌ ويژه‌ جوانان‌، تنبلي‌، تنهايي‌و رخوت‌ را كنار بگذراند و به‌ آنها شادابي‌ و نشاطتزريق‌ شود، چه‌ نسخه‌اي‌ تجويز مي‌كنيد؟
    توسلي‌: البته‌ كار بسيار سختي‌ است‌، به‌ نظر من‌ما ايراني‌ها اصولا انسان‌هاي‌ تنبلي‌ هستيم‌ و اين‌ به‌سال‌ 84 و 85 بر نمي‌گردد و يك‌ ريشه‌ تاريخي‌دارد. ما بيشتر وارد كننده‌ شديم‌. سال‌هاست‌ كه‌ ازطريق‌ نفت‌، امرار معاش‌ مي‌كنيم‌، اما بالعكس‌ژاپني‌ها كه‌ فاقد هر گونه‌ معادني‌ هستند، تنها با كاركردن‌ به‌ خواسته‌هاي‌ خود رسيدند. هيچ‌گاه‌ايراني‌ها رويه‌ كار كردن‌ و خلق‌ كردن‌ را نداشتندو اين‌ مسئله‌ نسل‌ به‌ نسل‌ در حال‌ گذر است‌، اما درپاسخ‌ به‌ پرسش‌ شما بايد بگويم‌ كه‌ در واقع‌ بايديك‌ چرخه‌ به‌ وجود بيايد تا به‌ خلق‌ كردن‌برسيم‌... يعني‌ يك‌ انگيزه‌ به‌ وجود بيايد، اگر قرارباشد (من‌) تنبل‌ نباشم‌ و احساس‌ كنم‌ كه‌ خلق‌كردن‌ من‌ بيهوده‌ هدر نمي‌رود، خب‌ اين‌انگيزه‌انسان‌ها را مضاعف‌ مي‌كند، براي‌ مثال‌، دانشگاه‌آزاد هر ساله‌ 120 دانشجوي‌ تئاتر قبول‌ مي‌كند،اما فارغ‌ التحصيلان‌ به‌ كجا بايد بروند، مگر هر ساله‌سالن‌ تئاتر ساخته‌ مي‌شوديا همه‌ بايد به‌ (تئاترشهر) خلاصه‌ شود و همين‌ مسائل‌ به‌ بيكاري‌ و درنهايت‌ نااميدي‌، رخوت‌ و... مي‌انجامد. يعني‌دانشجو تلاشش‌ را كرد اما جامعه‌ به‌ او كمكي‌ نكرد.
    خانواده‌ سبز: براي‌ اين‌ كه‌ دنياي‌مان‌ عوض‌شود، ابتدا بايد خودمان‌ عوض‌ شويم‌ يا ابتدادنياي‌ اطرافمان‌؟ و دنيا بايد ما را بسازد؟
    توسلي‌: من‌ با افراد نااميد، كاملا مخالفم‌. به‌شدت‌ اعتقاد دارم‌، كه‌ هرگونه‌ تغييري‌ ابتدا از خودما بايد آغاز شود.
    خانواده‌ سبز: ما يك‌ جوان‌ 27 ساله‌ به‌ نام‌(هانيه‌) داريم‌، كه‌ مي‌خواهيم‌ تنهايي‌ از او فاصله‌بگيرد، چه‌كار مي‌كنيد؟
    توسلي‌: انسان‌ ابتدا بايد تكليفش‌ را با خودش‌مشخص‌ كند، ايجاد انگيزه‌ و اراده‌ هم‌ بسيار مهم‌است‌، فكر كنم‌ بايد كتاب‌ (قورباغه‌ را قورت‌ بده‌)را بخوانند...اما چرخه‌ مشكل‌ دارد، كار نيست‌،نااميدي‌ از بيكاري‌ مي‌آيد...شايد يك‌ انسان‌انگيزه‌، اراده‌ و تلاش‌ داشته‌ باشد، اما جامعه‌نيروي‌ بسيار قدرتمندي‌ دارد كه‌ بايد اشكالات‌ آن‌گرفته‌ شود تا چرخه‌، كار خود را به‌ نحو احسن‌انجام‌ دهد و اين‌ از عهده‌ فرد خارج‌ است‌ چرا كه‌به‌ كمك‌ جامعه‌ احتياج‌ دارد.
    خانواده‌ سبز: از اين‌ بحث‌ بگذريم‌، بهترين‌ وتلخ‌ترين‌ اتفاق‌ سال‌ 84 براي‌ شما چه‌ بود؟
    توسلي‌: در حال‌ حاضر چيز خاصي‌ در ذهنم‌نيست‌.
    خانواده‌ سبز: در سال‌ 85 به‌ چه‌ چيزي‌مي‌خواهيد برسيد؟
    توسلي‌: ذهنم‌ كمي‌ شلوغ‌ است‌، بايد كمي‌ به‌آن‌ آرامش‌ تزريق‌ و آن‌ را منظم‌ كنم‌. دوست‌دارم‌ فيلم‌ زياد ببينم‌ و مطالعه‌ زيادي‌ داشته‌ باشم‌...دوست‌ دارم‌ روحم‌ بزرگ‌تر شود.
    خانواده‌ سبز: آشپز خوبي‌ هستيد و بهترين‌غذايي‌ كه‌ درست‌ مي‌كنيد چيست‌؟
    توسلي‌: بله‌، كشك‌ بادنجان‌
    خانواده‌ سبز: آخرين‌بار كه‌ به‌ همدان‌ رفتيد؟
    توسلي‌: پارسال‌ تابستان‌ .
    خانواده‌ سبز: مصاحبه‌ خوبي‌ بود يا نه‌؟
    توسلي‌: متفاوت‌ بود.
    
    گفتگو با پوريا پور سرخ
    
    خانواده‌ سبز: به‌ عنوان‌ اولين‌ پرسش‌، يك‌بيوگرافي‌ كامل‌ از خود براي‌ خوانندگانمان‌بگوييد:
    پوريا: پوريا پورسرخ‌ هستم‌، پسوند و پيشوندندارم‌، در چهارم‌ تير ماه‌ يكي‌ از سال‌هاي‌ خداوندبه‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر به‌ نام‌هاي‌ پگاه‌، پانته‌آ ويك‌ برادر به‌ نام‌ رضا دارم‌ كه‌ هر سه‌ آنها دانشجوهستند، فرزند اول‌ خانواده‌ هستم‌، مادرم‌ مدرس‌زبان‌ انگليسي‌ و پدرم‌ بازنشسته‌ شركت‌ نفت‌مي‌باشد، داراي‌ خانواده‌ گرمي‌ و به‌ قول‌ شماخانواده‌ سبزي‌ هستيم‌، در حال‌ حاضر دانشجوي‌دكتري‌ فيزيولوژي‌ گياهي‌ هستم‌...

    مجرد مي‌باشم‌ و امسال‌ هم‌ قصد ازدواج‌ندارم‌، فكر كنم‌ ازدواج‌ با تصميم‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌اتفاق‌ شيرين‌ است‌، گرچه‌ يك‌ سفيدي‌هايي‌ درزندگي‌ام‌ بود كه‌ البته‌ بعدها به‌ سياهي‌ تبديل‌ شد...
    خانواده‌ سبز: و در مورد نحوه‌ آغاز كارتان‌؟
    پوريا: اجازه‌ بدهيد مانند خيلي‌ از دوستان‌پاسخ‌ ندهم‌، از كودكي‌ به‌ اين‌ كار علاقه‌ داشتم‌،نه‌... در كودكي‌ علاقه‌اي‌ نداشتم‌، اداي‌ كسي‌ راهم‌ در نمي‌آوردم‌، بچه‌ بودم‌ به‌ ورزش‌ خيلي‌علاقه‌ داشتم‌... به‌ كيوكوشين‌، يكي‌ از سبك‌هاي‌كاراته‌ مي‌پرداختم‌، فوتبال‌ بازي‌ مي‌كردم‌ وطرفدار دو آتيشه‌ يكي‌ از تيم‌ها بودم‌ كه‌ در حال‌حاضر چنين‌ نيست‌ و هر دو تيم‌ محبوب‌ پايتخت‌ رادوست‌ دارم‌. دوران‌ نوجواني‌ را كه‌ پشت‌ سرگذاشتم‌، چند دوست‌ داشتم‌ كه‌ در اين‌ حيطه‌فعاليت‌ مي‌كردند و خواه‌ ناخواه‌ به‌ تئاتر كشيده‌شدم‌. سپس‌ در يك‌ سمينار سينمايي‌ با غلامحسين‌لطيفي‌ (كارگردان‌ سريال‌ وفا) آشنا شدم‌ و پس‌ ازمدتي‌ يك‌ رفاقت‌ خوب‌ بين‌ ما پيش‌ آمد...
    آشنايي‌ من‌ تا آنجا پيش‌ رفت‌ كه‌ در رابطه‌ بامسائل‌ خصوصي‌ زندگي‌ پيش‌ از مشورت‌ باخانواده‌ام‌ آن‌ را با ايشان‌ در ميان‌ مي‌گذارم‌... دوسال‌ و نيم‌ تا سه‌ سال‌ از آشنايي‌ مان‌ مي‌گذشت‌ كه‌در اين‌ مدت‌، وي‌ سفر سبز، دختر ايروني‌ وخوابگاه‌ دختران‌ را ساخت‌ و در اين‌ بين‌آشنايي‌مان‌ تاثيري‌ در بازيگر شدن‌ من‌ نداشت‌. تااينكه‌ در (فرار بزرگ‌) نقش‌ فرهاد را ايفا كردم‌...
    كه‌ در آن‌ با مرحوم‌ سعيدي‌ و سروش‌ خليلي‌هم‌ بازي‌ بودم‌...
    سپس‌ به‌ پيشنهاد لطيفي‌ در مجموعه‌ (وفا) بازي‌كردم‌ و خوشحالم‌ كه‌ اين‌ كار مخاطبين‌ خود راجذب‌ كرد... اين‌ مجموعه‌ يك‌ اداي‌ ديني‌ به‌ آقاامام‌ حسين‌(ع‌) بود و چون‌ از دل‌ آمد به‌ دل‌نشست‌...
    خانواده‌ سبز: براي‌ مردم‌ خيلي‌ جالب‌ است‌ كه‌بدانند اصلا (وفا) چطور كليد خورد، شما كه‌ دربطن‌ داستان‌ بوديد، چه‌ دانسته‌هايي‌ داريد؟
    پوريا: چند ماه‌ پيش‌ از تصويربرداري‌ وفا، پيش‌توليد آن‌ آغاز شد، در اواخر تابستان‌، به‌ پيشنهادلطيفي‌، به‌ دفتر (سهراب‌ پور) تهيه‌ كننده‌ اين‌مجموعه‌ رفتم‌، فيلم‌ نامه‌ را خواندم‌ و برايم‌ بسيارجالب‌ بود... نقش‌ ژوبين‌ به‌ من‌ سپرده‌ شد كه‌ يكي‌از شانس‌هاي‌ كاري‌ام‌ بود...
    ابتدا، بيشتر از سه‌ ماه‌، در تهران‌ مقابل‌ دوربين‌رفتيم‌ و پس‌ از آن‌ در مدت‌ بيش‌ از دو ماه‌ در لبنان‌به‌ سر برديم‌. گروهي‌ كه‌ به‌ لبنان‌ رفتيم‌، نزديك‌چهل‌ نفر بودند و بازيگران‌ لبناني‌ هم‌ قبلا با سفركارگردان‌ و تهيه‌ كننده‌ به‌ آنجا انتخاب‌ شده‌بودند.
    خانواده‌ سبز: تمام‌ مدت‌ در بيروت‌ به‌ سربرديد؟
    پوريا: در بيروت‌ و منطقه‌ بلبك‌ كه‌ (امام‌ زاده‌خوله‌) در آنجا بود.
    خانواده‌ سبز: راستي‌ (امام‌ زاده‌ خوله‌) كجابود؟
    پوريا: دختر خردسال‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) بود...
    خانواده‌ سبز: دليل‌ موفقيت‌ مجموعه‌ (وفا)؟
    پوريا: بيش‌ از چند ماه‌ مثل‌ يك‌ خانواده‌ دركنار يكديگر زندگي‌ كرديم‌، گروه‌ بسيار يكرنگ‌ وهمدل‌ بود و همين‌ امر باعث‌ شد تا كار مورد توجه‌قرار گيرد.
    خانواده‌ سبز: خاطره‌ جالبي‌ از تصويربرداري‌به‌ ياد نداريد؟
    پوريا: البته‌، آن‌ لوكيشن‌ كه‌ در قايق‌ تفريحي‌ درسواحل‌ مديترانه‌ بوديم‌، محل‌ تصوير برداري‌ دركنار اسكله‌اي‌ بود كه‌ به‌ سفارت‌ آمريكا مشرف‌بود... شايد من‌ و خيلي‌ از جوانان‌ (مثل‌ من‌، باخود مي‌گفتيم‌، آمريكايي‌ها افراد مودبي‌هستند... اما با برخورد زننده‌ آنها كه‌ سعي‌ دربيرون‌ كردن‌ ما از آب‌هاي‌ آنجا داشتند، متوجه‌شدم‌ كه‌، سنگ‌ انداختن‌ مردم‌ كره‌ جنوبي‌ به‌سوي‌ آنان‌ چندان‌ هم‌ بي‌ربط نيست‌.
    برايم‌ عجيب‌ بود كه‌ آنها در كشور ديگري‌ به‌ملت‌ كشور ديگري‌ زور مي‌گفتند... به‌ هر حال‌ آنهااجازه‌ ندادند كه‌ گروه‌ از آن‌ منطقه‌ خارج‌ شوند تاوضعيت‌ روشن‌ شود، اما تهيه‌ كننده‌ مجموعه‌ آقاي‌(سهراب‌پور) در همان‌ مكان‌ و زمان‌، بارايزني‌هاي‌ خود مقابل‌ زورگويي‌ بي‌ربط آنان‌ايستادگي‌ كرد و مجوزهاي‌ تصوير برداري‌ درهمان‌ منطقه‌ گرفته‌ شد. به‌ طور كلي‌ لبنان‌ براي‌كاركردن‌، آن‌ هم‌ سينمايي‌ بسيار مشكل‌ است‌، اماوجود يك‌ پشت‌ صحنه‌ حرفه‌اي‌ و همدل‌ باعث‌ تاكل‌ گروه‌ سر بلند بيرون‌ بيايند. شما اگر توجه‌ داشته‌باشيد، در تيم‌هاي‌ فوتبالي‌ كه‌ داراي‌ يك‌ پشت‌صحنه‌ پر از حاشيه‌ هستند، خوب‌ نتيجه‌ نمي‌گيرند،در سينما هم‌ وضع‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌.

    خانواده‌ سبز: چند ساعت‌ در روز كار كرديد؟
    پوريا: معمولا روزي‌ 12،13 ساعت‌، امالوكيشن‌ هايي‌ هم‌ بود كه‌ ما 24 ساعت‌ در آن‌مقابل‌ دوربين‌ قرار گرفتيم‌.
    خانواده‌ سبز: و از مشكلات‌ ديگر كار كمي‌برايمان‌ بگوييد؟
    پوريا: يكي‌ از مشكلات‌ اساسي‌ آب‌ و هواي‌مديترانه‌اي‌ لبنان‌ بود، لبنان‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌عجيبي‌ است‌، براي‌ مثال‌ يك‌ سكانس‌ بايد درآفتاب‌ به‌ تصوير كشيده‌ مي‌شد، اما ناگهان‌ هواابري‌ مي‌شد و يا بالعكس‌ كه‌ اين‌ امر باعث‌ وقفه‌ دركار مي‌شد.
    خانواده‌ سبز: و كدام‌ لوكيشن‌ بيشتر به‌ دلت‌چسبيد؟
    پوريا: لوكيشن‌هاي‌ منطقه‌ بلبك‌... اما منزل‌(عمو ديويد) در منطقه‌ فرانسوي‌ نشين‌ (مونا) و(داماتان‌) فكر كنم‌ بهترين‌ لوكيشن‌ها بود.
    خانواده‌سبز: شما به‌ عنوان‌ يك‌ بيننده‌ عادي‌چه‌ پيامي‌ از اين‌ فيلم‌ دريافت‌ مي‌كرديد؟
    پوريا: تصورم‌ بر اين‌ است‌ كه‌ عشق‌ مرزنمي‌شناسد، البته‌ از پيام‌هاي‌ سياسي‌ آن‌ فاكتورمي‌گيرم‌.
    خانواده‌ سبز: اگر اجازه‌ بدهيد، من‌ گفته‌ شما راكامل‌ كنم‌، مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ عشق‌ ژوبين‌ به‌ وفاو بالعكس‌... يك‌ عشق‌ زميني‌ و پاك‌ بود، موافقيد؟
    پوريا: صددرصد... دقيقا همين‌طور است‌، درهنگام‌ پخش‌ مجموعه‌ در خيابان‌ با يك‌ خانواده‌برخورد كردم‌، دختر آن‌ خانواده‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌اگر پسري‌ چنين‌ علاقه‌اي‌ به‌ من‌ داشت‌ برايم‌ مهم‌نبود كه‌ اتومبيل‌ او (ژيان‌) بود، متاسفانه‌ در جامعه‌امروزي‌ چنين‌ عشق‌هايي‌ كم‌ پيدا مي‌شود.
    خانواده‌ سبز: متاسفانه‌ مي‌بينيم‌ كه‌ ارتباطهاي‌امروزي‌، بين‌ دختران‌ و پسران‌ برروي‌ ماديات‌است‌. متاسفانه‌ روابط بيشتر سوء استفاده‌ شده‌ وكلاه‌ بر سر هم‌ گذاشتن‌، موافقيد...
    پوريا: دقيقا، در دوره‌اي‌ كه‌ مد شده‌، اتومبيل‌شما چيست‌؟ منزلتان‌ كجاست‌؟ مسافرت‌ كجامي‌رويد، كه‌ البته‌ اين‌ مسئله‌ در بين‌ آقايان‌ هم‌ مدشده‌، اما (وفا) نشان‌ داد كه‌ عشق‌ واقعي‌ مي‌تواندتمامي‌ اين‌ مرزبندي‌ها را بشكند، اجازه‌ بدهيدمثالي‌ برايتان‌ بگويم‌، من‌ در محله‌ جردن‌ (آفريقا)تهران‌ مي‌نشينم‌، به‌ مرزبندي‌هاي‌ شمال‌ و جنوب‌هم‌ توجه‌ زيادي‌ نمي‌كنم‌، در بالاي‌ شهر بالغ‌ برصد نفر به‌ من‌ گفتند كه‌ در ساعات‌ پخش‌ اين‌مجموعه‌ ما (ماهواره‌) نگاه‌ نمي‌كرديم‌.
    خانواده‌ سبز: دقيقا نقش‌ شما انقدر به‌ دل‌چسبيد كه‌ من‌ زماني‌ با شما تماس‌ گرفتم‌، شما را(ژوبين‌) جان‌ صدا زدم‌... حالا عشق‌ زميني‌ بود ياعشق‌ الهي‌!
    پوريا: اشاره‌تان‌ زيبا بود، در فيلم‌ ديديم‌ كه‌ژوبين‌، زندان‌، تيمارستان‌ و فشارهاي‌ عصبي‌ راتحمل‌ كرد تا خود را به‌ وفا برساند... از طرفي‌(وفا) هم‌ دو سال‌ به‌ انتظار مانده‌ بود و يك‌ عشق‌زميني‌ پاك‌ را به‌ تصوير كشيد، در پشت‌ صحنه‌، درقسمت‌ پاياني‌ فيلم‌، تمامي‌ عوامل‌ گريه‌ كردند...
    خانواده‌ سبز: و برخورد بازيگران‌ لبناني‌ بامجموعه‌ چه‌ بود؟
    پوريا: معمولا در لبنان‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌زندگي‌ مي‌كنند، اما مسلمانان‌ آنان‌، بسيار عقايدسفت‌ و سختي‌ داشتند... برخوردها بسيار خوب‌ ومحترمانه‌ بود.
    خانواده‌ سبز: و حرف‌ نگفته‌اي‌ در موردمجموعه‌ (وفا) به‌ ياد نداريد؟

    پوريا: از تشكرهاي‌ روزمره‌ خوشم‌ نمي‌آيد، امابايد بگويم‌ اگر گروهي‌ با اين‌ صداقت‌ كار نمي‌كرد،اين‌ مجموعه‌ به‌ ثمر نمي‌نشست‌، تهيه‌ كننده‌ تمامي‌امكانات‌ رفاهي‌ از خورد و خوراك‌ گرفته‌ تاگردش‌ و... را براي‌ ما فراهم‌ كرده‌ بود، به‌ جرات‌مي‌گويم‌ كه‌ با كرايه‌ آن‌ قايق‌ تفريحي‌ مي‌توان‌يك‌ سريال‌ ساخت‌، آن‌ لوكيشن‌ را مي‌توانستيم‌ دربيرون‌ از دريا هم‌ مقابل‌ دوربين‌ ببريم‌، اما سعي‌ شدكه‌ در دريا ساخته‌ شود... تا به‌ دل‌ بيننده‌ بنشيند...
    خانواده‌ سبز: درباره‌ گروه‌ نويسندگان‌ هم‌برايمان‌ بگوييد؟
    پوريا: طرح‌ كلي‌ آن‌ توسط استاد فريدون‌جيراني‌ نوشته‌ شده‌ بود كه‌ سپس‌ توسط عليرضاافخمي‌ و سعيد رحماني‌ بازنويسي‌ شد...
    خانواده‌ سبز: سپاسگزاريم‌ كه‌ به‌ پرسش‌هايمان‌به‌طور كامل‌ پاسخ‌ داديد، اما از آنجا كه‌خوانندگانمان‌ به‌ مسائل‌ حاشيه‌اي‌ هم‌ علاقمندهستند، چند پرسش‌ خصوصي‌ هم‌ داريم‌، ابتدا به‌ما بگو از پول‌ خوشت‌ مي‌آيد و خوب‌ پول‌ خرج‌مي‌كني‌ يا نه‌؟
    پوريا: مهم‌ است‌، اما اصل‌ نيست‌، من‌فوق‌العاده‌ ولخرجم‌...
    خانواده‌ سبز: به‌ جز بازيگري‌ كار ديگري‌داريد؟
    پوريا: طراحي‌ فضاي‌ سبز و ترجمه‌ مقالات‌براي‌ مجلات‌ علمي‌...
    خانواده‌ سبز: آدم‌ حسابگري‌ هستيد؟
    پوريا: اصلا حسابگري‌ نمي‌كنم‌، معتقدم‌ اگرخوب‌ پول‌ خرج‌ كني‌، خداوند خوب‌ پول‌مي‌رساند.
    خانواده‌ سبز: يادت‌ است‌ چه‌ ساعتي‌ به‌ دنياآمدي‌؟
    پوريا: ساعت‌ 4 صبح‌ به‌ دنيا آمدم‌.
    خانواده‌ سبز: كجا تحصيل‌ مي‌كرديد؟ به‌ يادداريد!
    پوريا: از آنجا كه‌ پدرم‌ شركت‌ نفتي‌ بود، تادوران‌ دبستان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ خصوص‌شهرهاي‌ جنوبي‌ بوديم‌، در دوران‌ راهنمايي‌ درمدرسه‌ شهيد باهنر تهران‌ و دوران‌ دبيرستان‌ را درمدرسه‌ (رازي‌) گذراندم‌.
    دوران‌ ليسانسم‌ را در رشته‌ اصلاح‌ نباتات‌دانشگاه‌ آزاد شيراز كه‌ در آخرين‌ سال‌ تحصيلي‌رتبه‌ سوم‌ را بدست‌ آوردم‌...
    و دوران‌ فوق‌ ليسانسم‌ را در تهران‌ و رشته‌فيزيولوژي‌ گياهي‌ گذراندم‌ كه‌ باز هم‌ با رتبه‌ سوم‌،فارغ‌التحصيل‌ شدم‌.
    خانواده‌ سبز: به‌ كسي‌ بدهي‌ داري‌؟
    پوريا: بدهي‌ مالي‌ نه‌، شايد بدهي‌ اخلاقي‌داشته‌ باشم‌.
    خانواده‌ سبز: كسي‌ است‌ كه‌ از او بخواهي‌عذرخواهي‌ كني‌؟
    پوريا: بله‌، مادرم‌، من‌ در يك‌ سني‌، آدم‌ خوش‌اخلاقي‌ نبودم‌، خيلي‌ داد و بيدادي‌ بودم‌، آن‌زمان‌ به‌ ورزش‌ (بوكس‌) مي‌پرداختم‌ و روي‌اعصاب‌ من‌ تاثير گذاشته‌ بود، اما مادرم‌ مرا تحمل‌كرد. از او عذرخواهي‌ مي‌كنم‌.
    خانواده‌ سبز: و كمتر از دو ماه‌ ديگر تا جام‌جهاني‌ مانده‌، نظرت‌ را در رابطه‌ با تيم‌ ملي‌ بگو؟
    پوريا: البته‌ فكر نكنم‌ تا آن‌ حد صلاحيت‌ اين‌كار را داشته‌ باشم‌، به‌ عنوان‌ يك‌ علاقمند به‌فوتبال‌ و كشورم‌، با تدابير (برانكو) موافق‌ نيستم‌،چرا كه‌ خيلي‌ از بازيكنان‌ شايسته‌ را پشت‌درب‌هاي‌ تيم‌ ملي‌ گذاشته‌ است‌.
    خانواده‌ سبز: فكر كنم‌ گفتگوي‌ خوبي‌ از آب‌ درآمد؟
    پوريا: دقيقا، خيلي‌ خوب‌ بود، زميني‌ زميني‌ والبته‌ پاك‌...

 

 بیوگرافی یک خواننده ی عرب:

بیوگرافی نانسی اجرم رو تابستون گذاشته بودم ولی به خاطر درخواستهای متعدد دوباره به نحوه ای دیگه و شاید کامل تر میزارم

NANCY AJRAM

 نام کامل:نانسی نبيل عجرم

شهرت:نانسی عجرم

محل تولد:الشرفيه/لبنان

تاريخ تولد:may 16th 1983

ايميل آدرس:info@nancyajramonline.com

وب سايت رسمی:www.nancyajramonline.com

شماره تلفن منشی:----------------------

هيچکسی نيست که بگه من از نانسی بدم مياد!اگه هم دوسش نداشته باشه بدشم نمياد!

نانسی از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اوديت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پيشکسوت هستش شروع کرد!

اولين آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بيرون آمد که حاصل کار او تا به حال ۴ آلبوم هست:

محتجالک

شل عيونک عنی

۲۰۰۲يا سلام

۲۰۰۴آه و نص

همينطور ويديو های نانسی به ترتيب زيرند:

محتجالک

شل عيونک عنی

اخاصمک آه ۲۰۰۲

يا سلام ۲۰۰۲  (برنده بهترين کليب در سال ۲۰۰۳)

يای سحر عيونو ۲۰۰۳

آه ونص ۲۰۰۴

لون عيونک ۲۰۰۴

قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

انت ايه ۲۰۰۵

نانسی دارای يک برادر و يک خواهر به نام نادين هستش که به گفته خودش بهترين دوست اوست!برای علاقه مندان به نانسی بايد بگم که قد نانسی ۱۶۸ cm  و وزن او ۵۰ kg هست.نام پدر نانسی نبيل عجرم و نام مادرش ريواندا عجرم نام دارد.

نانسی ساکن شهر شيلانه در لبنان هست.

نانسی عاشق شکلات و شيرينی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که ميدونيد نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

و بالاخره بخاطر اين همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لغب سيندرلا را داده اند.

و آخرين خبر از نانسی اينکه نانسی اينروزها حسابی مشغول هست!چون در حال بازی در يک فيلم هست به نام احبک آه .و اينکه در حال تدارک آلبوم جديدش هست به اسم لون سمحک.و بازم اينکه قرار داد جديدی با يک شرکت شامپو بسته که کار تبليغات اين شرکت را به عهده دارد.

                                                                         bio by :nancyajramonline

 

      

دانلود

 ابی-پروانه ای در مشت

01_gol_e_baharam

02_bego_na

03_sedam_kardi

04 Vaghti To Nisti

05 Hana Khanom

06 Razeghi

07 Man Ageh Khoda Bodam

08 Parvaneie Dar Mosht

09 Raahe Man

 

 

موزیک های متن سریال وفا که درخواست زیاد داره .::.

01_بی کلام (تیتراژ آغازین) 

 02_با صدای محمد اصفهانی (تیتراژ پایانی)

 

این هم چند موزیک ویدئوی جدید ::.

شهرام سپهره به نام دل تو >>>  دانلود ویدیو

شهاب تیام به نام داری از چشام میوفتی >>> دانلود ویدیو 

فرهاد مهادیان به نام نقش عشق >>>  دانلود ویدیو 

ارمن با اندی به نام سرس کز لینی >>> دانلود ویدیو  

موزیک ویدیو فرامرز آصف به نام جای خالی

موزیک ویدیو جدید یک کمی منو دوستم داشته باش از دی جی نگار 

دی جی نگار

دانلود

 

 این هم ۲ آهنگ جدید از سندی ::.

سندی ـ ( دختر بیا اینجا )      

سندی ـ ( دل شده یه کاسه ی خون ) 

 

 موزیک ویدیو آهنگ (موسیقی) که ۲۴ خواننده خوندنش ::.

کورس-سوزان روشن-لیلاشهرزاد-پویا-فرشید امین-شهرام کاشانی-شهرام صولتی-جهان-سعید محمدی

دانلود از پی ام سی.بلاگفا.کام

 

با تشکر از پیامهاتونblushing

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

تو رو خدا نظرتون رو بگید!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 12:49  توسط رضا  | 

گروه هله له-موجودات مریخی-هیفاء-عروسی علی دایی-خیانت فوتبالیستهای مشهور و...

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

عید چطور بود؟ امیدوارم به همه خوش گذشته باشه

نزدیک به ۱۵ روز ذر خدمتتون نبودم دلم کلی واستون تنگ شده بود حالا دست پر اومدم!!!

راستی من هنوز دلم نیومد این هفت سین بالا رو بردارم ولی به زودی برش می دارم.

توجه!!                                                    توجه!!

گروه هله له در یاهو آماده کار شد لطفا با کلیک بر روی لینک زیر عضو شوید(مزایای گروه در زیر لینک نوشته شده)

گروه هله له در یاهو

مزایا:

درخواست آهنگ و فرستادن آهنگ درخواستی

بحث و گفت گو در مورد سینما٫خواننده ها و...

دانلود

اطلاع سریع از بروز رسانی وبلاگ

و....

 

اول دوتا جوک:

از ایوانکوویچ می پرسن جام جهانی تا چه مرحله پیش می رید؟  ایوانکوویچ میگه:بی دایی هرگز با دایی عمرا!!!!!

یه روز معلم ریاضیه به شاگرداش میگه:هوا خیلی خشکه دعا کنید بارون بیاد.بعد یکی از شاگردا میگه: آقا اگه دعای ما می گرفت که شما الان زنده نبودید!!!!!!!!!

 

 

موجودات‌ مريخي‌ كجا هستند؟(اگه فکر می کنید ممکنه بترسید نه عکسها رو ببینید نه بخونیدش!!!)


    
    
    

    پس‌ از گذشت‌ نزديك‌ به‌ دو سال‌، سه‌ سفينه‌ اززمين‌ بر روي‌ مريخ‌ نشسته‌ است‌، اما هنوز بجزمخابره‌ اطلاعات‌ علمي‌، اطلاعاتي‌ درباره‌ وجود(افراد مريخي‌) مخابره‌ نشده‌ است‌. اما بد نيست‌قبل‌ از اين‌ كه‌ اطلاعات‌ جديدي‌ درباره‌سفينه‌هاي‌ زميني‌ كه‌ در مريخ‌ هستند، براي‌ شمابنويسيم‌، كمي‌ در مورد مدير كل‌ برنامه‌ فضايي‌مريخ‌ و مدير اجرايي‌ برنامه‌ سياحت‌ منظومه‌شمسي‌ اطلاعاتي‌ براي‌ شما بازگو كنيم‌. صحبت‌ از(دكترفيروزنادري‌) است‌، او متولد شيراز است‌ و40 سال‌ پيش‌ در سال‌ 1965 به‌ آمريكا مهاجرت‌كرد، او در دبيرستان‌ انديشه‌ تهران‌ مدرك‌ ديپلم‌خود را گرفت‌ و سپس‌ در رشته‌ مهندسي‌ برق‌ ازدانشگاه‌ (آيووا) مدرك‌ ليسانس‌ خود را گرفت‌.
    او سپس‌ فوق‌ليسانس‌ مهندسي‌برق‌ و ارتباطات‌خود را از دانشگاه‌ كاليفرنياي‌ جنوبي‌ دريافت‌ كردو دكتراي‌ مهندسي‌ برق‌ خود را از همين‌ دانشگاه‌دريافت‌ كرد وي‌ تاكنون‌ يك‌ مدال‌ لياقت‌مديريت‌ برتر از ناسا گرفته‌ است‌ و زير نظر او تاامروز سه‌ سفينه‌ به‌ مريخ‌ فرستاده‌ شده‌ است‌، اوعلاقه‌ زيادي‌ به‌ تحقيق‌ در زمينه‌ وجود حيات‌ماوراي‌ زمين‌ دارد.
    
     اطلاعات‌ دقيق‌ مريخ‌
    
    ستاره‌ سرخ‌ يا مريخ‌ نصف‌ زمين‌ قطر دارد ومانند زمين‌ داراي‌ يخ‌هاي‌ قطبي‌، دره‌هاي‌ عميق‌،كوه‌، غبار، طوفان‌ وحتي‌ فصل‌ است‌، در صحراي‌آن‌، مانند ماه‌ گودال‌هاي‌ بزرگ‌، حاصل‌ برخوردسنگ‌هاي‌ آسماني‌ ديده‌ مي‌شود. آخرين‌اطلاعات‌ از مريخ‌ حكايت‌ از آن‌ دارد كه‌ با توجه‌به‌ اندازه‌ كوچكش‌ نسبت‌ به‌ زمين‌ بلندترين‌ كوه‌ وبزرگترين‌ دره‌ منظومه‌ شمسي‌ در اين‌ سياره‌ پيداشده‌ است‌.

    جو مريخ‌ داراي‌ 95 درصد در اكسيدكربن‌است‌ و بر سطح‌ سياره‌ فشار جوي‌ معادل‌ يك‌ صدم‌فشار زمين‌ وارد است‌، اين‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اگرانسان‌ بدون‌ پوشش‌ مناسبي‌ در مريخ‌ باشد، پوست‌بدن‌ او باد مي‌كند - علاوه‌ بر اين‌ جو مريخ‌محافظ خوبي‌ در برابر تابش‌هاي‌ مرگبار فضايي‌نيست‌ و طي‌ مدتي‌ كوتاه‌ بر اثر تابش‌، اثرات‌جبران‌ ناپذيزي‌ بر پوست‌ بدن‌ انسان‌ واردمي‌كند...
    با آزمايشات‌ وسيعي‌ كه‌ روي‌ نمونه‌هايي‌ ازخاك‌ مريخ‌ انجام‌ گرفته‌ تاكنون‌ امكان‌ وجودحيات‌ در اين‌ سياره‌ به‌ اثبات‌ نرسيده‌ است‌. ديگراطلاعات‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌:
    (روزهايش‌ كمي‌ از روزهاي‌ زمين‌ بلندتراست‌، اما فصل‌هايش‌ به‌ مانند فصل‌هاي‌ كره‌ زمين‌است‌، اما طول‌ فصل‌هايش‌ دو برابر طول‌فصل‌هاي‌ زمين‌ است‌)
    در نيمكره‌ جنوبي‌ مريخ‌، گودال‌هايي‌ وجوددارد كه‌ 3/5 ميليارد سال‌ از عمرش‌ مي‌گذرد...آخرين‌ اطلاعات‌ از مريخ‌ حكايت‌ از اين‌ دارد كه‌بلندترين‌ كوه‌ آتشفشاني‌ منظومه‌ شمسي‌ در مريخ‌قرار دارد، همچنين‌ دره‌اي‌ بسيار بزرگ‌ به‌ عمق‌هفت‌ كيلومتر و عرض‌ 600كيلومتر در اين‌ سياره‌وجود دارد.
    
    سوم‌ مارس‌ 2004
    
    سوم‌ مارس‌ 2004، آنچه‌ كه‌ انسان‌ ازسال‌هاي‌ دور آرزو داشت‌ كه‌ به‌ آن‌ جامه‌ عمل‌بپوشاند، اتفاق‌ افتاد و طي‌ سال‌هاي‌ تحقيق‌وتلاش‌ سرانجام‌ در سوم‌ مارس‌ 2004 مريخ‌پيماي‌ (اسپرايت‌) توسط ناسا به‌ سطح‌ مريخ‌نشست‌.

    مريخ‌پيماي‌ اسپرايت‌ هر روز حدود 150مگابايت‌ اطلاعات‌ جديد براي‌ دانشمندان‌ ناسامي‌فرستاد اما اين‌ حجم‌ اطلاعات‌ وقتي‌مريخ‌پيماي‌ خواهربه‌ نام‌ (آپورچونيتي‌) در 24ژانويه‌ 2004 بر روي‌ مريخ‌ نشست‌، بيشتر شد.
    اما پس‌ از مدتي‌ ناسا، مريخ‌پيماي(استارديوست‌) را نيز براي‌ اكتشاف‌ در اين‌ سياره‌فرستاده‌ است‌.
    البته‌ (استارديوست‌) بخشي‌ از آزمايشگاه‌ JPLناسا هستند، مركز اصلي‌ كنترل‌ اكتشافات‌ روبوتيك‌منظومه‌ شمسي‌ توسط موسسه‌ تكنولوژي‌ كاليفرنيادر (پاسادنا) اداره‌ مي‌شود.
    
    سطح‌ مريخ‌ زير آب‌
    
    آژانس‌ فضانوردي‌ آمريكا معتقد است‌ كه‌ آن‌بخش‌ از مريخ‌ كه‌ كاوشگر آپورچونيتي‌ در آن‌فرود آمده‌ است‌ زماني‌ زير آب‌ بوده‌ است‌.
    مريخ‌نورد آپورچونيتي‌ در گودال‌ كوچكي‌ درمجاورت‌ خط استوايي‌ مريخ‌ در منطقه‌اي‌ كه‌ به(مريدياني‌ پلينيوم‌) موسوم‌ است‌ فرود آمد. ناسامي‌گويد: (در صخره‌هاي‌ اين‌ ناحيه‌ كه‌ لايه‌لايه‌هستند نشانه‌هاي‌ غيرقابل‌ ترديدي‌ از تماس‌ آنها بامقدار زيادي‌ آب‌ در گذشته‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.(استيو اسكوايرز) پژوهشگر دانشگاه‌ كورسل‌ ومحقق‌ اصلي‌ تجهيزات‌ علمي‌ كاوشگر آپورچونيتي‌مي‌گويد: اين‌ صخره‌ها به‌ وسيله‌ آب‌ چنين‌ حالتي‌پيدا كرده‌اند و ممكن‌ است‌ به‌ وسيله‌ دوربين‌طيف‌سنج‌ و ابزارهاي‌ مكانيكي‌ آپورچونيتي‌ اين‌بستر صخره‌اي‌ را به‌ دقت‌ تجزيه‌ و تحليل‌ كرده‌است‌.
    آپورچونيتي‌ به‌ تحقيق‌ بر روي‌ مريخ‌ همچنان‌ادامه‌ مي‌دهد. (اين‌ پژوهشگر دانشگاه‌ در يك‌كنفرانس‌ خبري‌ در مقر ناسا در واشنگتن‌ دي‌سي‌گفت‌: آيا اين‌ صخره‌ها با چيزي‌ در تماس‌بوده‌اند؟ آيا بوسيله‌ آب‌ تغيير شكل‌ داده‌اند؟پاسخ‌ اين‌ سوال‌ قطعا مثبت‌ است‌. پروفسور،(اسكوايرز)هدف‌ اين‌ ماموريت‌ اين‌ بود كه‌ به‌مريخ‌ برويم‌ و ببينيم‌ آيا داراي‌ محيطي‌ قابل‌سكونت‌ است‌ يا نه‌؟ اما در حال‌ حاضر نمي‌توانم‌ به‌طور دقيق‌ بگويم‌ كه‌ آيا انسان‌ در آن‌ محيطمي‌توان‌ زندگي‌كند يا نه‌؟ تنها به‌ چند ماه‌ وقت‌ نيازداريم‌.
    به‌ اعتقاد ما اين‌ نقطه‌ از مريخ‌ براي‌ مدتي‌ درگذشته‌ محل‌ حضور آب‌هاي‌ سطحي‌ بوده‌ است‌كه‌ مي‌توانسته‌ براي‌ موجودات‌ زنده‌ مناسب‌ باشد.البته‌ اين‌ بدان‌ معني‌ نيست‌ كه‌ حيات‌ قطعا در آنجاوجود داشته‌ است‌. آپورچونيتي‌ و كاوشگردوقلوي‌ آن‌ اسپرايت‌ توسط گروهي‌ ازدانشمندان‌ و مهندسان‌ از آزمايشگاه(رانش‌جت‌) در (پاسادناي‌) كاليفرنيا كنترل‌مي‌شود.
    
    انسان‌هاي‌ مريخي‌ كجا هستند؟
    
    اما پس‌ از گذشت‌ دو سال‌ از فرود مريخ‌پيماهادر آن‌ سياره‌ پرسش‌هاي‌ زيادي‌ ذهن‌ مردم‌ را دردنيا مشغول‌ كرده‌ است‌.

    هم‌ اكنون‌ خيلي‌ از دانشمندان‌ مي‌پرسند: پس‌بشقاب‌ پرنده‌ها و انسان‌هاي‌ مريخي‌ (يوفو) كجاهستند؟ اگر واقعا چنين‌ اجسام‌ يا موجوداتي‌وجود داشته‌ باشند، چرا تاكنون‌ براي‌ مريخ‌پيماهاي‌ زميني‌ مشكلي‌ پيش‌ نيامده‌ است‌. وعكسي‌ لمخابره‌ نشده‌ است‌... و در اين‌ شرايطسازمان‌ ناسا هيچ‌ گونه‌ پاسخ‌ قانع‌ كننده‌اي‌ نداده‌است‌، اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ خيلي‌ از نهادهاي‌علمي‌ در سرتاسر جهان‌ مي‌گويند: حالا ديگر كاملامشخص‌ است‌ كه‌ بشقاب‌ پرنده‌ها، از تجهيزات‌نظامي‌ جاسوسي‌ آمريكا است‌. آنها مي‌گويند: درسال‌ 1956 زماني‌ كه‌ يكي‌ از اين‌ بشقاب‌پرنده‌هادر يكي‌ از مزرعه‌ كوچك‌ ايالت‌ (نوادا) سقوطكرد، آن‌ مزرعه‌ قرنطينه‌ شد و شاهداني‌ كه‌ ازنزديك‌ آن‌ بشقاب‌پرنده‌ را ديده‌ بودند،مفقودالاثر شدند و كسي‌ از سرنوشت‌ آنها باخبرنشد.
    اين‌ دانشمندان‌ مي‌گويند: در آن‌ بشقاب‌پرنده‌جنازه‌هاي‌ انسان‌ بود و شاهدين‌ آن‌ را به‌ چشم‌مي‌ديدند، اما سازمان‌ (ناسا)ي‌ آمريكا، دو روزپس‌ از سقوط بشقاب‌پرنده‌، عكس‌هايي‌ در اختياررسانه‌هاي‌ گروهي‌ گذاشت‌. عكس‌هاي‌ عجيب‌ وغريب‌ كه‌ از آنان‌ به‌ عنوان‌ (يوفو) نام‌ بردند.دانشمندان‌ روسي‌ مي‌گويند: حالا ديگر مشخص‌است‌ كه‌ بشقاب‌پرنده‌ها مريخي‌ نيستند، بلكه‌ متعلق‌به‌ زمين‌ و سازمان‌ جاسوسي‌ آمريكا است‌...
    اين‌ دانشمندان‌ اعتقاد دارند كه‌ آمريكايي‌ها بااستفاده‌ ابزاري‌ از هاليوود و صنعت‌ سينما وساخت‌ فيلم‌هايي‌ درباره‌ بشقاب‌پرنده‌ وموجودات‌ فضايي‌ اين‌ سعي‌ را دارند تا به‌ اذهان‌عمومي‌ جهان‌ نشان‌ دهند كه‌ هر گاه‌ بابشقاب‌پرنده‌ها برخورد كردند، فرار كنند چرا كه‌آنان‌ از مريخ‌ آمده‌اند و با اين‌ ترفند هم‌ توانستندبه‌ نتايج‌ مثبتي‌ برسند، در دهه‌ هشتاد بود كه‌ يك‌بشقاب‌ پرنده‌ در پاركي‌ در شهر مسكو فرود آمد وارتش‌ شوروي‌ جرات‌ نزديك‌ شدن‌ به‌ آن‌ رانداشت‌، چرا كه‌ در فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ ديده‌بودند، بشقاب‌پرنده‌ها از مريخ‌ آمده‌اند، اما حالاكاملا مشخص‌ است‌ كه‌ بشقاب‌پرنده‌ها مريخي‌نيستند، بلكه‌ زميني‌ هستند... به‌ هر حال‌ اين‌ گفته‌هاتا به‌ امروز يا نظريه‌ بود، يا فرضيه‌... بايد باز هم‌ صبركرد.

 

 

خيانت فوتباليست هاي مشهور و ثروتمند به خانواده شان


از ميان‌ شاخ‌ و برگ‌هاي‌ درختان‌ و بوته‌هاي‌بلند گل‌ رز سروكله‌ (فرانك‌ لمپارد) پيدا مي‌شودكه‌ دزدانه‌ و آرام‌ نگاهي‌ به‌ اطراف‌ مي‌اندازد وچند بار دكمه‌ كنترل‌ اتومبيل‌ خود را فشار مي‌دهدتا صداي‌ يك‌ (ب‌.ام‌.و) قهوه‌اي‌ در سمت‌ راست‌پاركينگ‌ بلند شود. يك‌ ساك‌ بزرگ‌ قرمز رنگ‌ ازچند متري‌ او روي‌ صندوق‌ عقب‌ (جاگوار)نقره‌اي‌اش‌ مشخص‌ مي‌شود و مردي‌ درشت‌اندام‌ با شلوار جين‌ و ژاكت‌ ورزشي‌ كه‌ زيپ‌ آن‌ راتا زير چانه‌ بالا كشيده‌ و كلاه‌ كشباف‌ كه‌ تاابروهايش‌ پايين‌ آمده‌ است‌، لحظه‌اي‌ بعد سراغ‌ساك‌ مي‌آيد و آن‌ را در صندوق‌ مي‌گذارد.

    اين‌ (وين‌ روني‌) است‌ كه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ بااين‌ سر و لباس‌ پوشيده‌، خود را استتار كرده‌، اماهيكل‌ و حركات‌ او با آن‌ بيني‌ و چانه‌ بزرگ‌ ومعروف‌، فورا ستاره‌ جوان‌ منچستر و تيم‌ ملي‌انگليس‌ را لو مي‌دهد.
    كمپ‌ تمريني‌ و اقامت‌ اردوي‌ جام‌جهاني‌بازيكنان‌ تيم‌ ملي‌ انگليس‌، نمونه‌ كاملي‌ از شرايطستارگان‌ در اردوها، دوره‌ مسابقات‌ و حتي‌روزهاي‌ عادي‌ تمرين‌ است‌ كه‌ مانند يك‌ پايگاه‌سري‌ نظامي‌يا مركز جاسوسي‌، دراستتار و حلقه‌قوي‌ امنيتي‌ قرار دارد.
    آنها از هجوم‌ هواداران‌ و به‌ خصوص‌شكارچيان‌ عكس‌ و خبر و دروبين‌هاي‌ رسانه‌مي‌ترسندو دستور مسئولين‌ تيم‌ و حتي‌ تاكيدفدراسيون‌ فوتبال‌ نيز شامل‌ مراقبت‌، دوري‌ ازاجتماع‌، كنترل‌ ارتباطات‌ و به‌ خصوص‌ يافتن‌ هتل‌و اقامتگاهي‌ دور افتاده‌ و محافظت‌ شده‌ است‌، امابازيكنان‌ دغدغه‌ مضاعفي‌ دارند، چون‌ اين‌محدوديت‌ مانع‌ گردش‌ شبانه‌، غيبت‌ها، قرارملاقات‌هاي‌ پنهاني‌ وخلاصه‌ جيم‌ زدن‌ از اردو نيزمي‌شود. دو عامل‌ نفوذي‌ كه‌ يكي‌ از آنها موفق‌ به‌فرار شده‌ اسرار جالبي‌ از اردوي‌ انگليس‌ به‌ دست‌آورده‌اند كه‌ در كنار اخبار سري‌ ديگر تيم‌ها،نكات‌ جالب‌ ورزشي‌، خانوادگي‌، اجتماعي‌،اخلاقي‌ و عشق‌، خيانت‌، پول‌ و وجدان‌ حرفه‌اي‌و ميهن‌ پرستي‌ را در بردارد!
    
    آمار غافلگيري‌هاي‌ نامشروع‌ ستارگان‌ ملي‌
    
    فقط يك‌ راه‌ براي‌ ورود و خروج‌ از هتلي‌ كه‌فوتباليست‌هاي‌ تيم‌ انگليس‌ هنگام‌ جام‌ جهاني‌ درآن‌ اقامت‌ مي‌كنند،وجود دارد وتازه‌ يافتن‌ همان‌يك‌ معبر هم‌ بسيار دشوار و شبيه‌ راه‌هاي‌ مخفي‌است‌.
    بايداز يك‌ طرف‌ كوه‌ پيش‌ برويد و در سمت‌چپ‌ به‌ بالا بپيچيد و نزديك‌ به‌ دو كيلومتري‌محدوده‌ پيست‌ اسكي‌ را به‌ دشواري‌ طي‌ كنيد تابه‌ كلينيك‌ (مكس‌ گرونديگ‌) برسيد. به‌ نظرچندان‌ پيچيده‌ نيست‌؟ نه‌، بايد در محل‌ باشيد تابفهميد احتمال‌ اين‌ كه‌ گم‌ شويد و هر جاي‌ پرتي‌در اين‌ مسير مشكوك‌ سر در بياوريد خيلي‌ بيشتر ازرسيدن‌ به‌ محل‌ مورد نظر است‌! خودم‌ كه‌ دچارچنين‌ بلايي‌ شدم‌.

    مردم‌ و حتي‌ خبرنگاران‌ حرفه‌اي‌ و شبه‌جاسوس‌ فكر مي‌كنند كه‌ تيم‌ انگليس‌ در(بادن‌-بادن‌) اقامت‌ دارد وراحت‌ مي‌شود به‌محل‌ ستارگان‌ نفوذ كرد، اما آنها در واقع‌ بيش‌ از10كيلومتر خارج‌ شهر هستند و تازه‌ بيشتر اين‌ مسيراز ميان‌ جنگل‌ انبوه‌ مي‌گذرد كه‌ حتي‌ نزديك‌شدن‌ به‌ آن‌ دشوار است‌.
    فعلا اين‌ اقامتگاه‌ اعياني‌ با 90 اتاق‌ لوكس‌ را كه‌توسط اتحاديه‌ فوتبال‌ (FA) انتخاب‌ و تسخيرشده‌ به‌ حال‌ خود مي‌گذاريم‌ وبه‌ علل‌ پنهان‌ كاري‌مسئولين‌ و دغدغه‌هاي‌ خصوصي‌ ستارگان‌مي‌پردازيم‌. جايي‌ كه‌ بازار غيبت‌ غير موجه‌، قرارملاقات‌هاي‌ پنهاني‌، تفريحات‌ ممنوعه‌ شبانه‌ ومتاسفانه‌ خيانت‌ و ارتباط نامشروع‌ ناشي‌ از دورديدن‌ چشم‌ همسر، نامزد و خانواده‌ داغ‌ است‌والبته‌ بعضي‌ها نيز چنان‌ عاشق‌ و وفادار هستند كه‌براي‌ ملاقات‌ با همسر و نامزد خود و حتي‌ تلفن‌زدن‌ به‌ آنها دچار چنين‌ مشكلات‌ و مخفي‌ كاري‌ وجاسوس‌ بازي‌هايي‌ مي‌شوند.
    عجيب‌ اين‌ كه‌ داغ‌ترين‌ دوران‌ خيانت‌وضيافت‌ شبانه‌ و روابط جنجالي‌ و قرارهاي‌ پنهاني‌ستارگان‌ در دوران‌ اردوها، مسابقات‌ يا تورهاي‌ورزشي‌، تفريحي‌ اختصاصي‌ تيم‌هاست‌، اما درواقع‌ علت‌ اين‌ موضوع‌، محدوديت‌ و كمبود وقت‌و امكانات‌ ستارگان‌ در اين‌ مواقع‌ است‌.
    كلوپ‌ (ساوانا) در مونيخ‌ به‌ پاتوق‌ آمريكايي‌هاشهرت‌ دارد وچنان‌ دنج‌ و خصوصي‌ و البته‌پرمشتري‌ است‌ كه‌ اغلب‌ در بروشورهاي‌ تبليغاتي‌و راهنماي‌ توريستي‌ نامي‌ از آن‌ ذكر نمي‌شود.اين‌ همان‌ مكاني‌ است‌ كه‌ (ميشاييل‌ بالاك‌) درحال‌ خوش‌ وبش‌ با سه‌ خانم‌ جوان‌ غافلگير شد ودر حالي‌ كه‌ دست‌هايش‌ را مقابل‌ صورت‌ گرفته‌بود، فرار كرد. اين‌ سه‌ دختر به‌ اشتياق‌ ملاقات‌ باستاره‌ فوتبال‌ آلمان‌ ساعتي‌ قبل‌ از او وارد كلوپ‌شدند و چنان‌ سروصدايي‌ مقابل‌ بار ايجاد كردندكه‌ توجه‌ همه‌ جلب‌ شد وپس‌ از ورود بالاك‌ با آن‌كه‌ خبرنگاران‌ شانس‌ نفوذ به‌ اين‌ پاتوق‌ خصوصي‌و اعياني‌ را ندارند، دو تن‌ از مشتريان‌ با موبايل‌ ودوربين‌ ديجيتال‌ سعي‌ در تصوير برداري‌ مخفيانه‌داشتند كه‌ يكي‌ از دخترها متوجه‌ شد و آن‌ قدرخود را به‌ (بالاك‌) نزديك‌ كرد و ژست‌ گرفت‌ كه‌فوتباليست‌ وحشت‌ زده‌، قيد قرار را زد و در رفت‌.

    خيانت‌ فوتباليست‌هاي‌ مشهور و ثروتمند به‌خانواده‌ و بي‌ قيدي‌ اخلاقي‌ آنها يك‌ معضل‌پيچيده‌ و مسئله‌اي‌ گسترده‌ و پرشاخ‌ و برگ‌ است‌.عوامل‌ رواني‌ و شغلي‌ و البته‌ عوارض‌ دستمزدهاي‌نجومي‌ و محبوبيت‌ فوق‌العاده‌، در رتبه‌ اول‌ وقدرتمندترين‌ دلايل‌ وسوسه‌ و بي‌قيدي‌ ستارگان‌هستند. صدها و هزارها نامه‌، ايميل‌ و پيام‌ موبايل‌كه‌ سرشار از ابراز عشق‌ و شيفتگي‌ هستند وپيشنهادهاي‌ متنوع‌ دارند، در چند روز يا ساعت‌ به‌دست‌ ستاره‌ فوتبال‌ مي‌رسند و تازه‌ حضور آنها درمحافل‌ عمومي‌ و خصوصي‌، رستوران‌ها،كلوپ‌ها، ضيافت‌هاي‌ خاص‌ و هر جمعي‌، باشهرت‌، پول‌ كافي‌ و جذابيت‌ ستاره‌ بودن‌ واقعاتحريك‌كننده‌ است‌ و اگر كسي‌ توجه‌ او را جلب‌ يابرايش‌ دلربايي‌ كند، به‌ خود مي‌گويد: (چرا نه‌؟!)(لمپارد)، (جوكول‌)، (وين‌ روني‌)، (روي‌ماكاي‌)، (كريستيانو رونالدو)، (اليور كان‌)، (ريوفرديناند)، (رودون‌ نيستلروي‌)، (كاكا)،(آدريانو)، (شوچنكو)، (روي‌ كين‌)، (رائول‌)،(رود گوليت‌)، (اريك‌ كانتونا)، (كريستين‌ ويري‌)،(جبرئيل‌ سيسه‌) و...، ستارگان‌ نام‌ آشنايي‌ هستندكه‌ در فهرست‌ نيم‌ يا يك‌ ساله‌ و حتي‌ آمار فصلي‌روابط نامشروع‌ و جنجالي‌ و درگيري‌ وماجراسازي‌ با يك‌ يا چند زن‌ و دختر به‌ چشم‌مي‌خورند و امثال‌ (رونالدو) و (ديويد بكام‌) وديگر تك‌خال‌هاي‌ شهرت‌ و ثروت‌ در عالم‌ فوتبال‌كه‌ سوژه‌ هفتگي‌ چنين‌ اخباري‌ هستند. از عشق‌ ودلدادگي‌ و زندگي‌ شيرين‌ (مايكل‌ اوون‌) وهمسرش‌ بارها شنيده‌ايد، اما ورود ناگهاني‌ همسراو با يك‌ ليموزين‌ سفيد به‌ كولريچ‌ كلاب‌ لندن‌ درحالي‌ كه‌ (اوون‌) با عجله‌ از درب‌ پشتي‌ و ديوارباغچه‌ مجاور خارج‌ شد و با يك‌ لندكروز سرمه‌اي‌شيشه‌ دودي‌ آن‌ جا را ترك‌ كرد، مي‌توانست‌ يك‌طلاق‌ جنجالي‌ را در پي‌داشته‌ باشد. رسوايي‌(جوكول‌) با دختر بزرگ‌ خانواده‌ معروف‌ (كيلي‌)علاوه‌ بر كتك‌ خوردن‌ او و عوارض‌ ورزشي‌ واخلاقي‌ و رسوايي‌ اجتماعي‌ خودش‌، اين‌ به‌ گفته‌(ركسانا كيلي‌) خواهر كوچك‌تر دختري‌ كه‌موجب‌ دعواي‌ (كول‌) با مرد قلدري‌ در يك‌ميهماني‌ شد، عصبانيت‌ والدين‌ آنها را در پي‌داشته‌ و پدر و مادر و فاميل‌ آنها به‌ فكر شكايت‌ يالااقل‌ تلافي‌ خصوصي‌ و انتقام‌ از ستاره‌ (چلسي‌)هستند.
    
     اشباح‌ شبانه‌ جنگل‌ و روياي‌ عبور (بكام‌ )
    
    (جان‌تري‌) كاپيتان‌ خشن‌ چلسي‌ و يكه‌تازضيافت‌ و غيبت‌ شبانه‌ از اردو و كمپ‌، با ليموزين‌كاديلاك‌ طلايي‌ رنگي‌ كه‌ انباشته‌ از دختران‌ وپسران‌ جوان‌ و پرهياهويي‌ بود از لندن‌ راهي‌ضيافتي‌ در آكسفورد بود كه‌ توقف‌ اين‌ اتومبيل‌تابلو (به‌ قول‌ (راس‌ هاموند) خبرنگار (ديلي‌ميرور) اسب‌ شاخدار رسوايي‌!) در پاركينگ‌حاشيه‌ جاده‌ براي‌ رفع‌ حاجت‌ يك‌ سرنشين‌ واقدام‌ ديگران‌ به‌ مصرف‌ ماري‌ جوانا و پاشيدن‌شامپاين‌ به‌ يكديگر، او را رسوا و تصوير و خبرماجرا را ثبت‌ كرد. كار به‌ جايي‌ كشيد كه‌ يك‌ بليزرقرمز و فيات‌ سياه‌ رنگي‌ راه‌ آنها را بستند و به‌ زورتقاضاي‌ هم‌ پيالگي‌ و اندكي‌ تفريح‌ مشترك‌داشتند! (استيون‌ جرالد) در تعطيلات‌ آخر هفته‌سفري‌ چند ساعته‌ و ناشناس‌ به‌ (برايتون‌) داشت‌كه‌ به‌ رغم‌ استفاده‌ از عينك‌ تيره‌ و يك‌ كلاه‌ بزرگ‌حصيري‌، در محوطه‌ ورودي‌ هتل‌ مجستيك‌ با سه‌دختر غافلگير شد و يكي‌ از آنها كه‌ سرخود را باروسري‌ پوشانده‌ بود، شبيه‌ به‌ (ريز والريني‌)طراح‌ 21 ساله‌ مو و آرايش‌ چهره‌ به‌ نظر رسيده‌است‌.
    چرا ستارگان‌ محبوب‌ و معتبر ملي‌ و بين‌المللي‌با چنين‌ همراهاني‌ در چنين‌ موقعيت‌هايي‌شناسايي‌ مي‌شوند؟ در حالي‌ كه‌ بسياري‌ از آنهاتعهد زناشويي‌ يا نامزدي‌ دارند درگيرماجراهايي‌هستند كه‌ براي‌ پسري‌ جوان‌ و بي‌ قيد هم‌ نامناسب‌به‌ شمار مي‌رود.
    آيا پول‌ و شهرت‌ و كار سخت‌ چنين‌ عوارضي‌دارد يا اين‌ ستارگان‌ فوتبال‌ كمبودها ودغدغه‌هاي‌ ويژه‌اي‌ دارند؟ بحث‌ روانشناسي‌ وجامعه‌شناسي‌ اين‌ معضل‌ خيلي‌ گسترده‌ است‌، امامسئله‌ خيانت‌، به‌ سادگي‌ و براي‌ هيچ‌ كس‌ قابل‌دفاع‌ نيست‌. عجيب‌ اين‌ كه‌ بسياري‌ از مربيان‌ ومالكان‌ تيم‌ها نيز سوژه‌ اين‌ ماجراها هستند واختلاف‌ و جدايي‌ پيش‌ و پس‌ از ازدواج‌ ونامزدي‌هاي‌ متعدد و دوستي‌هاي‌ جنجالي‌ ونافرجام‌، اغلب‌ چهره‌هاي‌ فوتبال‌ را شامل‌مي‌شود. طلاق‌هاي‌ (رونالدو) و چراغ‌هاي‌روشن‌ و صداي‌ پايكوبي‌ در قصر (بكام‌) در اسپانيادر حالي‌ كه‌ همسرش‌ حتي‌ در قاره‌ اروپا نيست‌ وبه‌ سفر آمريكا رفته‌ و 19 اتومبيل‌ و 8 موتورسيكلت‌ ميهمانان‌ (اوون‌) و (جاناتان‌ وود گيت‌)در ضيافت‌ شبانه‌ حومه‌ مادريد وقتي‌ كه‌ همسران‌هر دو در مسافرت‌ هستند و متلك‌هاي‌ زشتي‌ كه‌ باهر شكست‌ يا اختلاف‌ در تيم‌ ملي‌ انگليس‌ درباره‌زندگي‌ خصوصي‌ و ضعف‌هاي‌ اخلاقي‌(سون‌اريكسون‌) در ارتباط با زن‌هامنتشرمي‌شود، نمونه‌ اين‌ مخمصه‌ عمومي‌ هستند.
    راه‌ يك‌ طرفه‌ ورود به‌ هتل‌ تيم‌ ملي‌ انگليس‌ درتمام‌ ساعات‌ روز و شب‌ محافظت‌ مي‌شود و اگربدون‌ دعوت‌ و مجوز به‌ آنجا مي‌رويد خود رابراي‌ دردسري‌ بزرگ‌ و مشت‌ و مال‌ حسابي‌ آماده‌كنيد (FA) تلاش‌ فراواني‌ براي‌ يافتن‌محصورترين‌ و امن‌ترين‌ مكان‌ جهت‌ اقامت‌بازيكنان‌ تيم‌ انگليس‌ داشته‌ و هر چه‌ باشد ستارگان‌انگليس‌ و فقط (ديويد بكام‌) شهرت‌ جهاني‌ وركورد ويژه‌اي‌ در حاشيه‌ سازي‌ دارند.

    خنده‌ دار اين‌ است‌ كه‌ در كنار امكانات‌ رفاهي‌و استخر لوكس‌، يك‌ بوتيك‌ ويژه‌ لباس‌هاي‌ شيك‌با طراحي‌ مد براي‌ ستارگان‌ تيم‌ در نظر گرفته‌شده‌، چون‌ آقايان‌ نمي‌توانند يك‌ ماه‌ طولاني‌بدون‌ تغيير و تنوع‌ لباس‌ جديد سركنند! پاركينگ‌،پر از مرسدس‌ بنزها و (ب‌.ام‌.و)هاي‌ لوكس‌ وگرانقيمت‌ بازيكنان‌ است‌ و (وين‌ روني‌) بعد از(بكام‌) دلرباترين‌ و محبوب‌ترين‌ چهره‌ تيم‌ در بين‌اهالي‌ محلي‌ به‌ شمار مي‌رود و دختران‌ آلماني‌ وحتي‌ زنان‌ فروشنده‌ پايين‌ كوهستان‌ با پوسترها،تي‌شرت‌ها و نام‌ نوشته‌هاي‌ (ديويد بكام‌) درروياي‌ حادثه‌ دل‌ انگيزي‌ هستند كه‌ او را در حال‌عبور ببينند يا شاهين‌ بخت‌ آنها موجب‌ خريد اين‌ستاره‌ از فروشگاهشان‌ شود. به‌ خصوص‌ عدم‌حضور همسران‌ و نامزدهاي‌ فوتباليست‌ها، هجوم‌اشباح‌ هواداران‌ و ستارگان‌ به‌ جنگل‌هاي‌ اطراف‌هتل‌ را افزايش‌ مي‌دهد، آخر اين‌ يك‌ سفر كاري‌و اردوي‌ ورزشي‌ و مجردي‌ براي‌فوتباليست‌هاست‌!

 

عکسهای عروسی علی دایی که درخواست کرده بود

عکس ۱

عکس ۲

عکس ۳

عکس ۴

                                                 

از این به بعد هر دفعه بیوگرافی یک خواننده ی عرب رو خواهیم داشت.

 هیفاء وهبی

بعد از نانسی اجرم یکی از خوانندگان دیگر عرب که به تازگی در بین ایرانیان رواج یافته هیفاء است که آهنگ های او زا از PMC و کانالهای عربی و همینطور اینترنت می بینید.

حالا این بهنونه ای شد که من یه بیوگرافی از ایشون بزارم:

هیفا وهبی

 

نام کامل :هيفاء وهبي

نام هنری :هيفاء وهبي

تاریخ تولد : March 10th 1970

محل تولد : لبنان

ایمیل آدرس :info@hayfawehbe.com

وب سایت رسمی : www.hayfawehbe.com

یک زیبای خیره کننده از لبنان.هیفا قادر بوده است نور لیمویی گیج کننده فریفتگی را تسخیر کند.چشمهای گیرا ، ظرافت ، دلربایی کردن و به طمع انداختن. این شیفتگی شرجی ، کلید او به دنیای شهرت ، مد و موزیک بوده است.

در سن 16 سالگی ، هیفا در مسابقه زیبایی جنوب لبنان برنده شد و در سال 1995 در قسمتی از رقابت میس لبنان او برنده شد و زن جوان زیبا در لبنان یک سال بعد او درخواستهای کلان برای Fashion Show داشت. پس از آن ، عکسهایش روی جلد بیش از 100 مجله را پوشاند ، که او این موضوع را مدیون زیباییش ( نرخ تمام عیار عرب و زیبایی زنهای شرقی ) است. بعلاوه در سایتهای اینترنتی ، گیرایی چشمهایش ، طلسم می کرد . او در ملکه زیبایی جهان ، توسط طرفدارانش رای آورد .

از اینجا به وسیله شرکت موزیک روتانا تشویق شد . آلبوم " هو الزمان " اولین میوه مشترک هیفا و روتانا است . روتانا استعداد هیفا را کشف کرد ، و دیگران ديدند که هیفا در حرفه اش خیلی جدی و دارای حسن انتخاب و باریک بین در انتخاب ترانه سرای آلبومش و موزیک و تهیه کننده اش است . او آهنگهایش را با یک صدای شیرین اجرا میکرد که مستقیم در قلب نفوذ میکرد. او از دوران کودکی اش عکس خوانندگی در صحنه های بزرگ دارد .

خواندن و نقاشی ، سرگرمی اصلی اوست .

هیفا به دریا ، خورشید ، و طبیعت عشق می ورزد .او ملکه زیبایی برتر مدل فشن ، و حالا خواننده ای است که به اندازه کافی قوی است در مشکلات و موانع ، و رویای بچگی اش را در یک

آلبومی که او را به ستاره های دنیای موسیقی سوق داد .

هیفا تا حال 2 آلبوم منتشر کرده :

هو الزمان

بدی عیش

و ویدیوهای هیفا تا به حال این ها هستند :

اقولک اهواک

بدی عیش

فاکرنی

یا حیاه قلبی

انا هیفا

هیفا از ازدواج اولش یک دختر 10/11 ساله دارد . برج نجومی هیفا حوت ( ماهی ) میباشد و هیفا یک خواهر به نام هنا دارد.

 

 

     دانلود

 موزیک ویدیو:

 

سوزان روشن به نام فکر می کردم

ويديو جديد آرمين : ريتم عشق

موزیک ویدیو سعید محمدی : دیار

موزيك ويديو محسن چاوشي : پشت صحنه

موزيك ويديو حامد : نو

موزيك ويديو شيلا : تورو ميخوام

آهنگ كامل هنا خانوم از ابي

ويديو اندي : مهم نبود

ويديو اليسا : باستانك

ويديو شهريار: ناجي

 

 هیفاء 

Song Download
   Ana Haifaa
   Bahebak Hob
   Bahebak Moot (Kol Marrah)
   Bedi Eaysh
Fakerni
   Fe Enaik
   Hoa El Zaman (ReMix)
   Makhdtesh Bali
   Nar El Ashwaq
Ragab
   Tegi Izaay
   Tool Omry
   Ya Haiat Qalbi

 

با تشکر از پیامهاتونblushing

با تشکر بسیار فراوان از مجله ی خانواده ی سبزblushing

تو رو خدا نظرتون رو بگید!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 19:52  توسط رضا  |