تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

Yas - Break that CD

یک آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از یاس و آمين به نام اون سی دی رو بشکن  که برای زهرا امیر ابراهیمی خوانده شده (سبک R&B)

Yas - Break that CD

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 15:52  توسط علی  | 

Ebru Gundes - Yalan

آهنگ جدید Ebru Gundes به نام Yalan

Ebru - Yalan

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 14:50  توسط علی  | 

Majid - Baagh Bolour

آلبوم جدید و بسیار زیبای مجید به نام باغ بلور .

 

01_ نازنین

02_ باغ بلور

03_ بوی غروب

04_ یک کلام

05_ اخم قشنگ

06_ قصه

07_ چه سلامی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:20  توسط علی  | 

Meysam & Farhad - Baba Pooldari

آلبوم جدید وزیبای بابا پولداری با صدای میثم و فرهاد .

 

01_ اخمو

02_ بابا پولداری

03_ گیسو طلا

04_ همدم

05_ حرف تازه

06_ حسرت

07_ حیف

08_ ساده دل

09_ تلافی

10_ ریمیکس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:19  توسط علی  | 

Shahram Kashani - Game Over

اینم آلبوم جدید شهرام کاشانی به نام بازی تمومه.

Eltemas

Divonam Kardi

Gol Yakh

Toe Ki Hasti

Baazi Tamoomeh

Aztoe Nemisheh Gozasht

Yeh Maach Bedeh

Eshgh Beh Man Nayoomadeh

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:15  توسط علی  | 

جوکهای جدید:

جوکهای جدید:

ترکه با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه 3 بر 1 شکست مي خوره

يه ترکه اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا کنه نوکيا در بيا

تركه صورتش قرمز بوده ميگن چي شده ؟ ميگه چش خورده ميگن چه چشي خورده كه اينقدر قرمز شده ؟ ميگه چش ديگه بابا , چش شلوار

يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربرايش داروي كرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر مگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي

جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم

اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش

تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!

اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!!  میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم .

به اصفهانیه می گن تا حالا شیرین تر از عسل هم خوردی ؟ میگه : بله ، ترشی مفتی !!!

بچه اصفهانیه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

تركه باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش  باراندازش ميكنه.

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره .

تركه خالي ميبنده كه 10 بار رفته چين دوستاش بهش ميگن يه خيابون تو چبن اسم ببر ميگه شهيد بروسلي.

اطلاعیه ی جدید هواپیمایی:از این پس برای گرقتن بلیط هواپیما علاوه بر ارائه ی شناسنامه ارائه ی وصیت نامه هم الزامی است

میدونین ترکارو تو کلاس از کجا میشه تشخیص داد؟ از اونجا که هر وقت معلم تخته رو پاک میکنه اونام دفتراشونو پاک میکنن

1000 سال پیش در چنین روزی ترك ها سنگ توالت را اختراع كردند !!‌ و صد سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخ آن را كامل كردند ...

 بچه ترکه: بابا اگه بگوزم روزه ام باطل می شه!!  باباش می گه اگه ازش لذت ببری آره!!! 

ترکه میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم!!!

میدونستی صاحب شركت نوكیا یه قزوینیه ....ندیدی وقتی گوشیتو روشن میكنی یه نفر دست یه بچه رو میگیره

قزوینیه عروسی میكنه رو كارت عروسی میزنه آوردن یچه الزامیست

ترکه میخواسته آتش نشان بشه. توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ ترکه میگه: هیچی تیمّم میکنیم

یه تركه می پرسن یه موجود نام ببر؟ تركه می گه یخ. می گن یخ كه موجود نیست. می گه هست خوب. چون همه جا نوشتخ یخ موجود است .

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز یه ترکه ! ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

به ترکه میگن کره خر!!...... با لبخند می گه : ما خانوادگی baby face هستیم

يه تركه سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه: لطفا در خودرو را ببنديد. تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر

تركه زنگ ميزنه به موبايل دوستش بعد اون خانومه ميگه مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد. تركه ميگه بيخيال خودت چطوري؟

ترکه می ره مهمونی بهش می گن راحت باش، می گوزه!!!!

ترکه بالای خونش ماهواره نصب می کنه روش می نویسه کولر

ترکا به یدونه شلوار لی  میگن: لیوان! به  دوتاش می گن: لی لی! به ستاش میگن تریلی! به چهارتاش میگن: چارلی! به  پنج تاش می گن لی لی تو تریلی!  به شش تاش می گن لی لی با چارلی! به هفت تاش می گن: خیلی!!!

ترکه می ره دزدی تفنگش رو میزاره پشت سر یارو می گه: تکون بخوری با لگد می زنمت!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 20:28  توسط رضا  | 

Sun Boys - Sun Boys 3

آلبوم فوق العاده زیبا و شنیدنی پسران آفتاب ۳ کاری متفاوت از گروه پسران آفتاب با صدای یاسر محمودی و اشکان شاملو .

توجه: بچه ها چون من یه چند وقتی نبودم آهنگ زیاد گذاشتم.۳تا پست دیگه هم داشتم که می خواستم تعداد پست های وبلاگ رو زیاد کنم که حق دسترسی نداشتم آهنگ های ۳پست آخر تا فردا دانلود کنید اگه خواستید چون تا فردا می ره تو آرشیو.

  

01_ بارون

02_ دنیا

03_ گل بهار

04_ گل میخک

05_ گل سرخ

06_ هیچ وقت

07_ رفتی که بیائی

08_ تو نمی دونی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:56  توسط علی  | 

Mahmood Ramtin - Emshab Ba To

آهنگ جدید محمود رامتین بنام امشب با تو.

 

Mahmood Ramtin - Emshab Ba To

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:55  توسط علی  | 

Mehdi Modares - Naro

آلبوم کامل و زیبای مهدی مدرس بنام نرو.

  

01_ خونه

02_ دوستت دارم

03_ ای خدا

04_ نرو

05_ رفتن

06_ نارفیق

07_ بی خیاله من

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:54  توسط علی  | 

Payam Haghdoost & Farrokh - Doruogh

آلبوم جدید و بسیار زیبای پیام حق دوست و فرخ به نام دروغ

01ـ دروغ (فرخ و پیام)

0۲ـ کاش (فرخ و پیام)

0۳ـ با یاد تو

0۴ـ من و خیابون

05ـ زمستون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:52  توسط علی  | 

Mehdi Moghadam - Tsunami

آلبوم زيباي مهدي مقدم با نام تسونامي كه داراي ۱۲ ترك ميباشد . چون این آلبوم به صورت رسمی وارد بازار نشده فاقد ترک لیست هستش.

Track 01

Track 02

Track 03

Track 04

Track 05

Track 06

Track 07

Track 08

Track 09

Track 10

Track 11

Track 12

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:51  توسط علی  | 

3Tirip - Kabus

گروه 3tirip اومدم اول اینکه یک آهنگ خیلی قشنگ دادن به نام کابوس که باز آهنگ و تنظیم از آرتین می باشد و ترانه از آرمین و با همکاری آرسین  که کاره قشنگی از آب در اومده سبک این آهنگ هم ترنس می باشد که به درد ضبط های ماشیناتون میخوره.

3Tirip - Kabus

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:44  توسط علی  | 

Idin

اينم دو تا آهنگ قشنگ از آيدين

01- يكي نيست !

02- به خاطر تو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:43  توسط علی  | 

Hamed Maleklou - Tonight

آهنگی از حامد ملک لو به نام امشب که سبکش R&B هستش . پيشنهاد مي كنم حتما دانلود كنيد .

Hamed Maleklou - Tonight

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:43  توسط علی  | 

Alireza-Hamidreza - Az To Minevisam

آهنگ از تو مي نويسم از عليرضا و حميدرضا

Alireza-Hamidreza - Az To Minevisam

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:42  توسط علی  | 

Suzan Roshan - vasvase

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 18:42  توسط علی  | 

Ali Lohrasbi - Mosalas

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:16  توسط علی  | 

Ali Lohrasebi - Oboore Shisheyi

تیتراژ پایانی برنامه عبور شیشه ای با صدای علی لهراسبی

علي لهراسبي - عبور شيشه اي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:8  توسط علی  | 

Homayoun Shajarian - Ba Setareha

اینم آلبوم زیبای همایون شجریان به نام با ستاره ها.

01_ Ghamgosar

02_ Gharibaneh

03_ Faryade Gham

04_ Sange Del

05_ To Kisti

06_ Ba Setareha

07_ Dashte Bi Hasel

08_ Afsoongar

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:7  توسط علی  | 

Amir Tataloo Ft. Tohi Ft. Ardalan - Gorbe Nare

اینم آهنگ گربه نره از امیر تتلو و تهی و اردلان.

  

Amir Tataloo Ft. Tohi Ft. Ardalan - Gorbe Nare

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 16:2  توسط علی  | 

دستگیری زهره قلابی

البته همچنان خبرها ضد و نقیض هست!

 

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است...
متهم ردیف اول علی ملقب به قشو متواری شده است ...

رییس پلیس تهران:به حول قوه الهی و با تلاش ماموران نیروی انتظامی تهران بزرگ ۲ نفر از عوامل اصلی این پرونده را دستگیر و تحویل مقامات قضایی داده شد ولی هنوز متهم ردیف اول علی ملقب به قشو متواری شده است .اخرین گزارشات حاکی است که رد پای این شخص را تا حوالی زادگاه خود یعنی قزوین تعقیب کرده اند.

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد.


رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:28  توسط رضا  | 

شايعاتي كه پاييز را تلخ كرد

شايعاتي كه پاييز را تلخ كرد

 
    تاكنون بارها ديده‌ بوديم كه شايعات زيادي مبني بر زندگي خصوصي بازيگران سينما و ورزشكاران مشهور در محافل مطبوعاتي مي‌پيچيد اين اخبار دست به دست و دهان به دهان مي‌گذشت تا اين‌كه يك شايعه خلق مي‌شد، در سال‌هاي اخير به خصوص در ده سال اخير با ازدياد نشريات مختلف كه تنها با تيترهاي جنجالي آشنا بودند، اين مورد بارها و بارها ديده شد، شنيده شد، خوانده شد و اين وسط عده‌اي از افراد بازيگر و ورزشكار يا در گوش‌هايشان پنبه گذاشتند و يا به سراغ شكايت رفتند... البته با آمدن سايت‌هاي اينترنتي و وبلاگ‌هاي شخصي عكس‌هاي خصوصي زيادي از هنرپيشه‌ها و ورزشكاران به مونيتورهاي خانگي راه يافت، عكس‌هاي خانوادگي و يا از مجالس عروسي چنان در اين وادي دست به دست چرخيد و چرخيد كه در آن سوي آب‌ها، هم نظاره‌گر بودند، چنان كه چند سال قبل، فيلم عروسي يك بازيگر تلويزيون و سينما لو رفت و يا باز هم چند سال پيش، فيلم يك مهماني بازيكنان يكي از تيم‌هاي پايتخت نقل محافل شد. اما در يك
ماه اخير اتفاقي افتاد كه ديگر عكس و تصوير عروسي، مهماني، عكس در كنار پدر و مادر، عكس در سواحل شمال و... نبود. بلكه يك فيلم مبتذل بود كه ابتدا روي سايت‌هاي اينترنتي پخش شد و در آن يك هفته در نسخه‌هاي زيادي دست به دست چرخيد، آن چه كه ابتدا درباره اين فيلم به ذهن ما نشست شايد، تنها اين پرسش را در ذهن‌ها تداعي كرد كه براي چه دو جوان دست به چنين حركاتي زدند و اين فيلم را پخش كردند، اما زماني كه همه از شباهت دختر حاضر در آن فيلم و تشابه او با يكي از بازيگران زن مجموعه «نرگس» صحبت كردند، آن‌گاه بازتاب شديدي عمومي در خبر به وجود آورد، اين خبر مثل بمب منفجر شد، بمبي كه با آبروي مردم بازي مي‌كرد. «زهرا اميرابراهيمي» دختر معصوم مجموعه غريبانه و بازيگر نقش زهره سريال نرگس در مظان اتهام قرار گرفت. و به دنبال آن خبر خودكشي اين بازيگر چنان در عرض يك روز در محافل پيچيده شد كه همه از آن به عنوان يك تراژدي وحشتناك ياد كردند.
    در همان ابتدا محمد تورنگ رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: اين هنرپيشه زن هم اكنون در سلامت كامل به سر مي‌برد و خبر او هنگام خودكشي ماموران صحت ندارد.
    گفته مي‌شود يك تيم تحقيقاتي بر روي اين فيلم غيراخلاقي اقدامات كارشناسانه‌اي انجام دادند و اعلام كردند كه فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آنها دو نفر هستند.
    سي‌دي منتشر شده محتوي دو فايل تصويري با مدت زمان‌هاي 22 دقيقه و 40 ثانيه و ديگري 2 دقيقه و 37 ثانيه است، پس از ترميم كيفيت تصاوير در كارگاه تدوين، حدود 85 فريم عكس از فيلم مورد نظر گرفته شد و در اختيار گروه بررسي قرار گرفت.
    شباهت بيش از اندازه ميان شخص داخل فيلم و هنرپيشه واقعي، همه را در اشتباه فرو برد به طوري كه وقتي شايعه شده است شخص مشهوري در فيلم حضور دارد، به سختي مي‌تواني به ببيننده ثابت كرد فردي كه در فيلم مي‌بينيد، آن هنرپيشه نيست. تاثير قدرت شايعه بر ذهن مخاطبان، آنها را وادار به قبول دروغ كرد، اما اين در حالي است كه اگر شايعه حضور هنرپيشه مطرح نمي‌شد، هر كسي هنگام تماشاي آن حتي متوجه شباهت اين دو نفر نيز نمي‌شد.
    اين در حالي بود كه زهرا اميرابراهيمي پس از چند روز سكوت، سرانجام مهر سكوت را شكست و به مقام دفاع از خود بر آمد.
    وي با انتقاد از جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است، گفت: پاييز امسال برايم بدترين خاطره‌ها را ساخت، تلخ و وهن‌آور...
    به قول اخوان «ابرهاي همه عالم در دلم مي‌گريند» چون من از اين اتفاق غيرانساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي‌گيرم نه براي خودم و فرديت خودم، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگدمال شد زيرا بر اين باورم بار سنگين تهمت و بي‌حرمتي را به يك انسان تحميل كردن، گناهي بس گران و دردآور است.
    وي مي‌گويد: در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين‌گونه تهمت‌هاي ناروا و برچسب‌هاي غيرانساني نيستم و نخواهم بود، چون تا زماني كه حس بي‌مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسان‌هاي كوته‌فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد، و جالب اين‌كه در ايران، ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان، چرا بايد چنين
شهرونداني غيرايراني و بدون تعصب داشته باشيم.
    اين بازيگر مي‌گويد: اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غيراخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي‌اصولي شده است.
    اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود خاطرنشان ساخت: بعضي وقت‌ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت، خود را لحظه‌اي به جاي ديگري بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آييني مرسوم است، من هم بنا به رسم اديان، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم، اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره زرد و غمگين دخترش را مي‌بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه‌اي مي‌زند و شايد هم نمي‌دانم در فضا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر دوش كشيد و يا خود را جاي مادرم مي‌گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگرگوشه‌اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي‌گذراند و يا خود را به جاي دوستي مي‌گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي‌خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند.
    وي در پايان مي‌گويد: من ساكن كوچه وادي هنرم، عزممم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري‌ام فعال‌تر باشم و با نو جستن و تكاپو در عرصه هنر، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم، حركتي براي نو جستن و زيستن و آموختن...
    اين در حالي بود كه خبر انتشار اين فيلم بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي خارجي داشت.
    رويترز: واقعا بعيد است كه در كشوري اسلامي كه حتي هنرپيشه‌هاي زن طبق قوانين شرعي بايد حجاب اسلامي را رعايت كنند، فردي پيدا شود كه به ايفاي نقش در فيلمي غيراخلاقي بپردازد. رويترز با جعلي توصيف كردن فيلم مذكور در ادامه گزارش خود آورده است: بررسي كارشناسانه فيلم غيراخلاقي، نشان داده است كه او دست به چنين كاري نزده است.
    گاردين چاپ لندن نوشت: تكثير غيرقانوني فيلم‌ها در ايران و حتي فروش سي‌دي از زندگي خصوصي هنرپيشگان و افراد معروف اين كشور به بازار مساعدي براي كسب درآمد افراد ناباب شده است.
    آسوشيتدپرس اعلام كرد: ظاهرا فردي حرفه‌اي دست به توليد آنها زده است، همچنين بازيگر زن اين سي‌دي، شخص ديگري است نه بازيگر زن هنر ايران.
    نشريه بك استيچ بسيار جالب نوشت: با توجه به قوانين سفت و سخت ايران در مورد برقراري رابطه جنسي با فرد غريبه، بعيد به نظر مي‌رسد كه اين هنرپيشه زن كه وارد دهه سوم زندگي‌اش شده و با پتانسيل بالايي كه در عرصه هنر دارد، دست به ايفاي نقش در فيلم غيراخلاقي زده باشد.

    اين نشريه هنري افزود: نويسندگان اين نشريه از شدت كنجكاوي سريال‌هاي تلويزيوني اين هنرپيشه را به دست آوردند و پس از مشاهده فيلم غيراخلاقي منتسب به او از طريق يك سايت اينترنتي ايراني نيز به صاحب Domain مذكور تذكر دادند كه آن را از روي صفحه پاك كند.
    «بك استيچ» خاطرنشان كرد: طبق پرس‌وجوهايي كه دست‌اندركاران سينماي ايران انجام داديم، اين هنرپيشه زن آينده روشني در انتظارش بود و اين‌گونه شايعات مي‌تواند حرفه او را به مخاطره بيندازد.
    فرانس پرس اعلام كرد: زهرا اميرابراهيمي به مقام شايعات با مصاحبه با يك روزنامه هنري پايان داد و ادامه كار را به مقامات قضايي كشورش سپرد. اين خبرگزاري افزود: بايد منتظر ماند و ديد كه اين چهره هنري با وجود شايعات موجود خواهد توانست به فعاليت خود در عرصه سينما و تلويزيون ادامه دهد يا خير؟
    و اما رييس پليس امنيت پايتخت كشور از دستگيري متهم اصلي پرونده فيلم منتسب به بازيگر تلويزيون در كشور ارمنستان خبر داد.
    سردار عليپور با اشاره به پخش سي‌دي منتسب به يكي از بازيگران اظهار كرد: از يك ماه پيش، اين سي‌دي پخش و پيگيري‌هاي پليس جهت دستگيري توزيع‌كنندگان آغاز شد، اما از زمان كه شايعه‌اي در خصوص خودكشي وي در يكي از روزنامه‌ها منتشر شد، جامعه حساس شده و التهاباتي به وجود آمد.
    وي افزود: تا پيش از انتشار اين شايعه، اين سي‌دي به صورت گسترده پخش نشده بود، اما پس از اعلام خبر كذب خودكشي فرد ياد شده، كنجكاوي مردم موجب پخش سي‌دي به صورت گسترده شد، از اين رو به همان اندازه كه توزيع‌كنندگان اين سي‌دي گناهكار هستند، انتشاردهندگان اين شايعه نيز گناهكار محسوب مي‌شوند.
    رييس پليس امنيت تهران بزرگ خاطرنشان كرد: متهم پرونده، هم اكنون در ايروان ارمنستان است و با اقداماتي كه صورت گرفته به زودي به كشور باز خواهد گشت و در خصوص اين پرونده شخص دادستان پيگيري‌هاي لازم را انجام مي‌دهد.
    وي با رد هرگونه اقدام به خودكشي اين بازيگر، تاكيد كرد كه وي هم اكنون آزاد است.
    سردار عليپور با بيان اين‌كه اين بازيگر، تنها دو ساعت در اختيار پليس بود، گفت: بيست تن در خصوص تهيه، تكثير و توزيع اين فيلم احضار شدند و با دستگيري هفت تن، هم اكنون چهار تن در زندان به سر مي‌برند.
    رييس پليس امنيت تهران بزرگ با بيان اين‌كه قبل از پايان رسيدگي به موضوع و بررسي ابعاد پرونده و انتقال متهم اصلي به تهران، بايد از گمانه‌زني خودداري شود و اين بود تمام اتفاقاتي كه براي يك هنرپيشه ايراني حادث شد و براي او پاييزي تلخ را به وجود آورد، از او حمايت كنيم و براي دفاع از حقش مبارزه كنيم، اين وظيفه ماست...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:13  توسط رضا  | 

زندگینامه الویس

زندگینامه الویس

بروس الویس

بیوگرافی:

الویس در سال "۱۹۳۵" در شهر "تولپو" از ایالت "می سی سی پی "

متولد شد.او یکی از دو پسر دوقلویی بود که خانواده پریسلی صاحب آن

شدند پسر دیگر مرده به دنیا آمد تا کنایه تلخی بر زندگی مردی باشد که

همواره تنها و بی رقیب بود.الویس در ده سالگی جایزه اول یک مسابقه

کشف استعداد را برد و مدتی بعد در گروه نمایش دبیرستانش نیز نفر

نخست شد . در سال"۱۹۵۴" الویس که اندک اندک خود را به عنوان یک

خواننده مطرح می کرد سعی کرد اولین آهنگ های خود را ضبط کند

استودیوی کوچکی آن ضبط کرد.در یکی از روزهایی که گروه سر هم بندی

شده مشغول ضبط بودند در وقت استراحت کار کنان و بین ضبط دو آهنگ

الویس نسخه قدیمی یک آهتگ مشهور به نام mama thats alright راکه

متعلق به یک خواننده هفتاد ساله بود و یک خودش آن را بازسازی کرده بود

برای تفریح نواخت نسخه باز سازی شده توسط الویس بر خلاف آهنگ اصلی

سرشار از ریتم و بسیار هیجان انگیز بود در حالیکه آهنگ سر زنده او تمامی

اعضای گروه را به هیجان بسیاری واداشته بود.ناگهان رییس استودیو با

خوشحالی به الویس گفت همین آهنگ را برای ضبط اجرا کند.دیگر روند

صعودی الویس شروع شده بود رییس استودیو پس از ضبط آهنگ و آماده

شدن آن برای پخش با رییس یک شبکه رادیویی محلی تماس گرفت و آهنگ

را در اختیار او گذاشت آهنگ الویس چنان مورد توجه شنوندگان و خود

مسؤلین شبکه که در همان شبانه روز اول بیش از سی بار به در خواست

شنوندگان از رادیو پخش شد در حالیکه بقیه آهنگهای مجموعه نیز قابل

قبول بودند ولی هیچ یک از جلوه های خاص برخوردار نبودند.

الویس بتدریج و در عرض چند سال سیمای یک ستاره را به خود گرفت

و آهنگهایش به فروشها ی میلیونی دست یافت.

الویس در ۱۹ سالگی یک مرد ثروتمند٬ یک ستاره"راک اند رل"و یک آدم

مشهور بود ودر حالیکه یک کودکی آرام را پشت سر گذاشته بود ناگهان

به دیای پر زرق و برق یک ستاره پرتاب شد.

الویس تا سال ۱۹۵۷ به درخشش خود ادامه و سه سال پیاپی صدر جدول

فروش را به خود اختصاص داد تا آنکه در همین سال به خدمت نظام فرا

خوانده شد در وضعییت هنری آن زمان الویس این دو سال دوری از صحنه

می توانست پایان همه چیزو یک فاجعه تمام عیار باشد اما آلن پارکر (مدیر

برنامه هایش حتی اجازه نداد برای یک روز کسی در سراسر آمریکا "الویس

پریسلی " را فراموش کند و با وجود آنکه در این دو سال نه در هیچ فیلمی

بازی کرد ونه به ضبط موسیقی پرداخت همه آمریکایی ها به مدد پارکر 

و تدبیر های تبلیغاتیش او را به خاطر داشتند .

الویس پس از بازگشت از دوره سربازی در فیلمهایی چون "گاوچران٬ سر باز٬

بار بر بندر گاه٬ راننده مسابقات اتومبیل رانی و هزار یک نقش دیگر بازی کرد.

ناگهان الویس به خود آمد و تسلیم وسوسه قدیمی موسیقی شد. بازگشت

او به موسیقی خیره کننده بود و الویس کشف کرد که هنوز همه چیز را از

دست نداده است از آهنگهای آن زمان او به نام "اذهان بد گمان" در سال

۱۹۶۹ پرفروشترین آهنگ  شد.در آن زمان فشار کاری زیادی بر الویس وارد

آمده بود و کنسرتها و تورهای مختلفی  در سراسر جهان و برنامه کاری

 

فشرده الویس را مجبور می ساخت که مانند یک باطری که احتیاج به شارژ

داشته باشد انرژی خود را مدام تقویت سازد به این سبب به دارو های

مسکن قوی که پزشک شخصی اش تجویز کرده بود روی آورد و سرانجام

در شبانگاه روز شانزدهم آگوست سال ۱۹۷۷ الویس به دلیل بد خوابی

ساعت ۹ شب از خواب بر خواست چند قرص آرامبخش خورد و به حمام

رفت جاییکه پنج ساعت بعد او را مرده در وانی پیدا کردند در حالیکه تنها

۴۲ سال از عمرش می گذشت.

قطعات " راک اند رل" او علت اصلی محبوبیتش محسوب می شود شیوه

اجرای او سبب تلفیق موسیقی سیاهان و سفیدان آمریکایی شد و منبع

الهام بسیاری از هنرمندان بزرگ بعدی مانند بیتلز گردید.

جان لنون در خاطراتش آهنگ "هتل دلشکستگی" از الویس را انگیزه خودش

برای جذب شدن به موسیقی و سبک " راک اند رل" عنوان کرده است ٬

مردی که بعدها رهبر افسانه ای گروه بیتلها شد .در سال گذشته میلادی

آلبومی منتخب از بهترین آثار الویس به بازار عرضه شد تتا در کریسمس که می توانست هفتادو یکمین سالگرد تولد الویس باشد رقم باور نکردنی ۹میلیون نسخه  برای فروش این آلبوم در سراسر جهان در طول یک سال اعلام شود . با نگاهی به زندگی این نابغه این فکر به ذهن خطور می کندکه شاید او چنین زندگی کرد تا اثبات کند هیچ اشتباهی نمی تواند استعدادبی بدیل او در موسیقی را حتی از فراز این همه سال خدشه دار کند در کلام

آخر  او سلطان  موسیقی آمریکا  بود و خواهد ماند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:54  توسط رضا  | 

مثلث برمودا

مثلث برمودا

به خاطر اینکه خیلی جا گیر هست اگر می خواهید بخونید روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:48  توسط رضا  | 

فیلم ویدئویی از یک پری دریایی واقعی که در آبهای خلیج فارس افتاده اس

 

فیلم ویدئویی از یک پری دریایی واقعی که در آبهای خلیج فارس به دام صیادان و ماهیگیران ایرانی افتاده است

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:35  توسط رضا  | 

بیوگرافی شادمهر عقیلی

بیوگرافی شادمهر عقیلی

www.Honarpisheh.com

نام : شادمهر
 نام خانوادگي : عقيلي

محل تولد : تهرا

 آثار
 بهار من - مسافر - دهاتي
 نغمه هاي مشرقي -  پرپرواز
 آدم و حوا - خيالي نيست - آدم فروش و پاپ کورن
 


هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشيدي در شهر تهران ( خيابان هاشمي ) متولد شد . خودش دوران بچگيش را اينگونه توصيف مي کند : " از بچگي به آلات موسيقي علاقه داشتم و به سمت آنها مي رفتم . در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختي است . "
شادمهر پس از اتمام تحصيلات موسيقيايي خود در هنرستان ملي و پس از آن چندين سال کار نوازندگي براي خوانندگان ديگر تصميم گرفت تا شانس خود را براي خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضاي کار براي موسيقي پاپ اين فرصت محيا شد تا شادمهر و چند خواننده ديگر به واحد موسيقي صدا و سيما رفته و تست خوانندگي بدهند .
اولين کار شادمهر با صداي خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلويزيون پخش شد . کارهاي ديگر شادمهر که در ايران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
و بالاخره شادمهر پس از بي مهري هاي فراوان از سوي وزارت ارشاد و شوراي موسيقي و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنين ممنوع الصدا و تصوير شدن علي رقم ميل باطني اش تصميم به ترک وطن گرفت تا ادامه ي زندگي موسيقيايي خود را در آنسوي آبها تجربه کند .
به همين منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ي فعاليت هاي هنري خود را دنبال کند . ما حصل سه سال اقامت در کانادا دو آلبوم خيالي نيست و آدم فروش است که با استقبال بي نظير ايرانيان در داخل ايران و سراسر جهان مواجه شد .
هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقيت هاي چشم گيري نايل امده و براي بيشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازي - تنظيم و نوازندگي مي کند و کنسرت هايي در شهرهاي مختلف جهان با هنرنمايي او برگزار مي شود . همچنين شادمهر هيچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش " دوري و دوستي " را در پيش گرفته که تا به حال هم باعث پيشرفت رو به جلو براي وي بوده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 21:21  توسط رضا  | 

جواد رضويان: «مهران مديري» سراغي از من نگرفته است!!

جواد رضويان: «مهران مديري» سراغي از من نگرفته است

جواد رضويان ، بازيگر گفت: مجموعه تلويزيوني «باغ مظفر» در حال images/20061114/javad.jpgساخت است ولي فكر مي‌كنم «مهران مديري» مرا فراموش كرده چون هنوز سراغي از من نگرفته است.
جواد رضويان ضمن بيان مطلب فوق در گفت وگو با فارس، گفت: مجموعه تلويزيوني «باغ مظفر» در لوكيشن خيابان يخچال در حال ساخت است ولي هنوز نوبت حضور من در اين مجموعه نرسيده است.
وي در ادامه با طفره رفتن از ارائه جزئيات نقشش در اين مجموعه گفت: حضورمن در اين مجموعه قطعي است و تست گريمم هم انجام شده ولي هنوز نوبت حضور من در اين مجموعه فرا نرسيده شايد هم مهران مديري مرا فراموش كرده باشد.
وي در مورد برخي شايعات كه حضور رضويان در مجموعه باغ مظفر را منتفي مي‌دانند، گفت: من نمي‌دانم شايعه‌سازان چه هدفي را از زدن اين حرف‌ها دنبال مي‌كنند ولي احتمالا به دنبال ايجاد تفرقه و دشمني بين من و مهران مديري هستند ولي مطمئن باشيد كه ما هيچ مشكلي با يكديگر نداريم و همه كارها به خوبي پيش مي‌رود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 21:19  توسط رضا  | 

بیوگرافی پاریس هیلتون

بیوگرافی پاریس هیلتون 

Photo

پاریس هیلتون

تاریخ تولد: ۱۷ فوريه ۱۹۸۱

محل تولد: شهر نيويورک


پاريس ويتنی هيلتون وارث امپراتوری چهار ميليارد دلاری هتلهای مجلل هيلتون است، اما اين دختر ۲۴ ساله نه علاقه ای به هتلداری دارد و نه آنچه وی را مشهور کرده است: شهرت.

وی که معروفترين جمله اش It’s Hot است، هفته گذشته اعلام کرد می خواهد دو سال ديگر زندگی عمومی خود را رها کند و با نامزدش کانون "گرم" خانواده را تشکيل دهد.

ستاره مجموعه تلويزيونی "زندگی ساده" به مجله نيوزويک گفته است: "وقتی جوانتر بودم، خيال می کردم ايفای نقش يک دختر بلوند کودن بانمک است. من در تلويزيون اين نقش را ايفا می کنم چون بامزه است. ولی حالا خودم را زنی اهل تجارت و اسمم را يک برند (نام تجاری) می دانم."

پاريس هيلتون که اخيرا با فيلم ترسناک "خانه مومی" بر پرده نقره ای سينما درخشيد، به اين مجله گفته است که ديگر از ايستادن مقابل دوربين عکاسان لذت نمی برد. "کار عذاب آوری است. همه می پرسند آيا می توانند از من عکس بگيرند؟ با خودم فکر می کنم اينها يک مشت فلک زده اند. باورم نمی شود قبلا از اين کارها لذت می بردم."

زندگی در سايه شهرت، خواسته يا ناخواسته، ميراثی خانوادگی برای پاريس هيلتون است. مادرش کتی در شبکه ان بی سی آمريکا يک برنامه تلويزيونی دارد که در آن آداب زندگی اشرافی را به ۱۴ رقيب آموزش می دهد.

نيوزويک می گويد که کتی و شوهرش ريک هيلتون نمی خواستند نام خانوادگی بلندآوازه شان روی اين برنامه قرار گيرد، "زيرا آن را خيلی لوس می دانستند."
 

 مهمان من باش


اماهمانطور که هتلهای هيلتون در همه جای دنيا شناخته شده است، اين خانواده نيز نان اعتبارش را می خورد.
 

   مژدگانی

 


- برای جشن تولد ۲۱ سالگی خود پنج ميهمانی در پنج شهر گرفت: نيويورک، لاس وگاس، لندن، لس آنجلس و توکيو.

- انتشار فيلم ويدئويی خصوصی پاريس هيلتون و دوست پسرش به تحقير وی انجاميد.

- هيلتون از دوست پسرش بخاطر پخش اين فيلم در اينترنت به دادگاه شکايت کرد و ۴۰۰ هزار دلار غرامت و بخشی از سود وی را دريافت کرد.

- سگی کوچک از گونه چيهواهوا به نام تينکربل دارد. در سال ۲۰۰۴ تينکربل گم شد و پاريس مژدگانی پنج هزار دلاری برای يابنده تعيين کرد.
 

 


جد پاريس، کنراد نيکولسون هيلتون بود که اولين هتلش را در سال ۱۹۱۹ خريد و همان نخستين حلقه هتلهايی زنجيره ای شد.

کنراد اولين هتل هيلتون را در سال ۱۹۲۵ در دالاس واقع در ايالت تگزاس بنا کرد و خيلی زود هيلتون به نخستين هتل زنجيره ای تبديل شد که در دو سوی آمريکا گسترش يافت.

آقای هيلتون الگوی تجاری خود را روی مسافران کاسبکار متمرکز کرد که می خواستند يکی دو شب در يک شهر به قصد تجارت بمانند و شبها سرگرم شوند. اين ايده چنان موفق از کار درآمد که آقای هيلتون به يکی از ثروتمندترين مردان دنيا تبديل شد.

وی همچنين چند اقامتگاه صاحب نام ديگر را خريد، از جمله: فرانسيس دريک در سانفرانسيسکو، والدورف آستوريا در نيويورک و پالمر هاوس در شيکاگو.

آقای هيلتون در سال ۱۹۵۷ زندگينامه خود با عنوان "مهمان من باش" را منتشر کرد و سپس به تامين بودجه بورس، رشته مديريت رستوران و هتلداری کنراد هيلتون را در دانشگاه هوستون همت گمارد.

بعد از کنراد هيلتون، پسرش بارون زمام اداره شرکت را به دست گرفت. کنراد در سال ۱۹۷۹ جان سپرد و بخش عمده ثروتش را برای بنياد خيريه خود به نام بنياد کنراد نيکولسون هيلتون به ارث گذاشت.

يک پسر ديگر وی به نام کنراد جونيور ملقب به "نيکی"اولين شوهر اليزابت تيلور، هنرپيشه سابق هاليوود بود. اين زوج در اوايل دهه ۱۹۵۰ ازدواج کردند.
 

زندگی هاليوودی

پاريس هيلتون که نوه کنراد جونيور است، در ۱۷ فوريه ۱۹۸۱ در شهر نيويورک به دنيا آمد و از همان بدو تولد در ناز و نعمت پرورش يافت.

وی در نوجوانی به پای ثابت ميهمانی های اشرافی در نيويورک و لس آنجلس تبديل شد و خيلی زود بخاطر انتخاب لباس و رفتار غريبش توجه رسانه های شکارچی ستارگان نوظهور را جلب کرد.
 

Paris Hilton, Copyright

 

 اعترافات

- در پاييز ۲۰۰۴ کتابش با عنوان اعترافات يک وارث را منتشر کرد که برخی رسانه ها آن را آبکی توصيف کردند، اما در فهرست پرفروشهای نيويورک تايمز قرار گرفت.

- در فوريه ۲۰۰۵ محتويات دفترچه تلفن وی شامل شماره شخصيتهايی مانند کريستيانا آگيلرا و امينم در اينترنت انتشار يافت.
 


بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان، وی علاقه ای به کالج نشان نداد، برای همين در حوالی سال ۲۰۰۰ بود که پاريس هيلتون تصميم گرفت مشهورتر از گذشته شود.

در نتيجه وی به مدل لباس تبديل شد و اندک زمانی بعد در نمايش طراحانی مانند مارک بوئر و کاترين مالندرينو خودنمايی کرد. سپس در يک آگهی برای بوتيک ايتاليايی Iceberg حضور يافت.

مجلات ملی آمريکا مانند جی کيو، ونيتی فئر و اف اچ ام نيزعکسهای پاريس هيلتون را به عنوان مدل چاپ می کردند.

در همين حال، وی همچنان در رادار رسانه های پاپاراتزی قرار داشت که درباره روابط واقعی و خيالی اش با ستارگان هاليوود مانند لئوناردو دی کاپريو و نيز خوانندگانی نظير نيک کارتر از گروه Backstreet Boys گمانه زنی می کردند.

اما حقيقت اين است که درباره رابطه ساده وی با اين افراد که در ميهمانی ها با همديگر آشنا می شدند، بی اندازه لغو می شد. از همين رو پاريس هيلتون عقيده دارد اين دسته از خبرنگاران و عکاسان "انسانهای سخيفی هستند."

اما انتشار يک فيلم ويديويی در اينترنت در سال ۲۰۰۳ که رابطه سکسی  او با دوست پسر سابقش ريک سلومون را به تصوير کشاند، بدنامی غيرمنتظره ای نصيب وارث خاندان هيلتون کرد. اين فيلم ظاهرا در سال ۲۰۰۰ ضبط شده بود که پاريس فقط ۱۹ سال سن داشت.( البته این فیلم این طور من در مجلات خارجی خواندم باعث معروفیت بیشتر وی شد و هم اکنون این فیلم با قیمتهای گزافی توسط بعضی از سایتها به صورت آنلاین به فروش می رسد)

وی به مجله نيوزويک گفته است که انتشار اين فيلم مايه تحقيرش شده است. خانم هيلتون می گويد: "بسيار دردناک بود، اما من درس عبرت گرفتم که به کسی اعتماد نکنم."

بچه ننر

وی به منظور جلا دادن به وجهه خود کوشيد وارد جريان رسانه شود. از همين رو، در سال ۲۰۰۱ در کمدی "زولندر" اثر بن استيلر حضوری کوتاه در نقش خودش داشت. پاريس هيلتون همچنين همراه نيکول ريچی در مجموعه تلويزيونی "زندگی ساده" در شبکه فاکس به بازی پرداخت.

 

 نامزد پولدار

خانواده لاتسيس در فهرست ثروتمندان مجله فوربز در سال ۲۰۰۵ در رده ۵۸ ايستاد. ثروت خالص لاتسيسها هفت و نيم ميليارد دلار برآورد می شود.
 


در اين سريال واقعی وی برای پنج هفته زندگی اشرافی خود را کنار گذاشت تا با يک خانواده کشاورز در آرکانزاس زندگی کند. پاريس هيلتون درباره شيوه زندگی اش گفته است: "فکر می کنم بزرگترين باور نادرست درباره من اين است که من بچه ای ننر هستم. اما اينطور نيست، کاملا برعکس!"

او در سال ۲۰۰۴ نيز در فيلم "پرورش هلن" در کنار کيت هادسون هنرنمايی کرد.

در کنار اين، پاريس هيلتون در مقام زنی تجارت پيشه شروع به طراحی کيفهای شيک برای يک توليدی ژاپنی به نام سامانتا تواسا کرد.

وی همچنين کوشيد محصولات آرايشی به نام خود را روانه بازار کند، اما ناکام ماند. با اين حال، پاريس هيلتون موفق شد شرکت ضبط موسيقی Heiress را تاسيس کند و می خواهد امسال اولين آلبوم خود را در اختيار مشتاقانش بگذارد.

مجله "پيپل" در مه ۲۰۰۵ نوشت که "پاريس وارث" به نامزدی يک پسر يونانی متمول به نام پاريس لاتسيس درآمده و آنها قصد ازدواج دارند. خانواده لاتسيس در فهرست ثروتمندان مجله فوربز در سال ۲۰۰۵ در رده ۵۸ ايستاد. ثروت خالص لاتسيسها هفت و نيم ميليارد دلار برآورد می شود.

پاريس هيلتون در مصاحبه اخيرش با نيوزويک نگفته که اين دو چه موقع قصد ازدواج دارند، اما گفته است که تا دو سال ديگر از انظار عمومی دور خواهد شد. بايد ديد چه کسی می تواند جای خالی وی را پر کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 21:24  توسط رضا  | 

بیوگرافی فاطمه معتمدآریا

بیوگرافی فاطمه معتمدآریا

فاطمه معتمدآریا سیمین معتمدآریا - Fatemeh Motamed Aria

 

نام اصلي: سيمين

نام خانوادگي اصلي: معتمدآريا

سمت (در بخش هاي):  بازيگران،

تاريخ تولد: 1340

محل تولد: تهران

 مدرك تحصيلي: ديپلم  دانشسراي هنر

شروع فعاليت از سال 1352 با شركت در كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و فعاليت در نمايشهاي عروسكي.
فعاليت به عنوان عروسك گردان.
شروع فعاليت در تلويزيون با عروسك گرداني مجموعه مدرسه موش ها در سال 1360.
شروع فعاليت در تئاتر با اجراي نمايش هاي عروسكي براي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.
برنده لوح زرين بهترين بازيگر نقش دوم زن در هفتمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم برهوت (محمدعلي طالبي) در سال 1367.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم مسافران (بهرام بيضايي) در سال 1370.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در يازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم يكبار براي هميشه (سيروس الوند) در سال 1371.
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم همسر (سيروس الوند) در سال 1372.

 1384 تقاطع ( ابوالحسن داودي )  [بازيگر]

1384  كارگران مشغول كارند ( ماني حقيقي )  [بازيگر]

1384  زير درخت هلو ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1383  يك بوسه كوچولو ( بهمن فرمان‌آرا )  [بازيگر]

1383  گيلانه ( رخشان بني اعتماد محسن عبدالوهاب )  [بازيگر]

1381  كلاه قرمزي و سروناز ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1381  به من نگاه كن ( شهرام اسدي )  [بازيگر]

1380  دختر شيريني فروش ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1380  عزيزم من كوك نيستم ( محمدرضا هنرمند )  [بازيگر]

1378  آسمان پر ستاره ( حسن قلي‌زاده )  [بازيگر]

1378  عينك دودي ( محمدحسين لطيفي )  [بازيگر]

1378  يكي بود يكي نبود ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1377  شوخي ( همايون اسعديان )  [بازيگر]

1377  عشق + 2 ( رضا كريمي )  [بازيگر]

1377  مرد عوضي ( محمدرضا هنرمند )  [بازيگر]

1376  زندگي ( اصغر هاشمي )  [بازيگر]

1376  مهر مادري ( كمال تبريزي )  [بازيگر]

1376  بانوي ارديبهشت ( رخشان بني اعتماد )  [بازيگر]

1374  مرد آفتابي ( همايون اسعديان )  [بازيگر]

1373  كلاه قرمزي و پسر خاله ( ايرج طهماسب )  [بازيگر]

1373  سفر ( عليرضا رييسيان )  [بازيگر]

1373  روسري آبي ( رخشان بني اعتماد )  [بازيگر]

1372  همسر ( مهدي فخيم‌زاده )  [بازيگر]

1371  هنرپيشه ( محسن مخملباف )  [بازيگر]

1371  يكبار براي هميشه ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1370  مسافران ( بهرام بيضايي )  [بازيگر]

1370  ناصرالدين شاه آكتور سينما ( محسن مخملباف )  [بازيگر]

1368  ريحانه ( عليرضا رييسيان )  [بازيگر]

1367  برهوت ( محمد علي طالبي )  [بازيگر]

1367  ستاره و الماس ( سيامك شايقي )  [بازيگر]

1366  تحفه ها ( ابراهيم وحيدزاده )  [بازيگر]

1366  گمشدگان ( محمدعلي سجادي )  [بازيگر]

1366  جهيزيه براي رباب ( سيامك شايقي )  [بازيگر]

 1366محموله ( سيروس الوند )  [بازيگر]

1366  ياد و ديدار ( رجب محمدين )  [بازيگر]

1365  جدال ( محمدعلي سجادي )  [بازيگر]

1363  شهر موش ها ( محمد علي طالبي )  []

 

  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)

[ دوره 22 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (گيلانه)

[ دوره 8 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1383 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (گيلانه)

[ دوره 6 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1384 ]

.................................................................

 

>>  كانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (دختر شيريني فروش)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (دختر شيريني فروش)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (مسافران)

[ دوره 10 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1370 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (هنرپيشه)

[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (يكبار براي هميشه)

[ دوره 11 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1371 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (جهيزيه براي رباب)

[ دوره 6 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1366 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (همسر)

[ دوره 12 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1372 ]

.................................................................

 

>>  برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (برهوت)

[ دوره 7 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1367 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (ريحانه)

[ دوره 8 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1368 ]

.................................................................

 

>>  كانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (عينك دودي)

[ دوره 1 منتخب سايت ايران اكتور (بهترين هاي سال) - سال 1380 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (زندگي)

[ دوره 16 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1376 ]

.................................................................

 

>>  كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (روسري آبي )

[ دوره 13 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1373 ]

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 21:15  توسط رضا  | 

گفتگو با "هری پاتر"

گفتگو با "هری پاتر"
* شش سال است که داری نقش هری پاتر را بازی می کنی. هنوز هم از این نقش لذت می‌بری؟
 
بازی در این فیلم بزرگترین تفریح من محسوب می شود، به ویژه به خاطر کار با افرادی چون "ایملدا استانتون" (که نقش پروفسور دالارس اومبریج، الهه انتقام هری پاتر را بازی می کند) و "دیوید ییتس"، کارگردان فوق العاده مان که من تمام اوقات زندگی ام را صرف کار با او کرده ام. او مرا به جلو هل می دهد، حتی خیلی جلوتر از جایی که تا کنون در آن بوده ام. البته این به آن معنا نیست که کار با کارگردان های قبلی به ضرر من بوده است چون خودم هم قبلاً این توانایی را نداشتم اما باید بگویم که دیوید در زمان دست با من برخورد کرد.
 
* هری پاتر در کتاب "هری پاتر و محفل ققنوس" خیلی عصبانی و تلخ تر شده است.
 
به نظر من او احساسی را دارد که بسیاری از بازماندگان جنگ دارند و آن احساس گناه زنده ماندن است. به نظرم او فکر می کند که باید به جای "سردریک" (دیگوری، که در داستان هری پاتر و جام آتش توسط لرد ولدمورت کشته شد) او می مرد. سردریک برای ولدمورت آنقدرها اهمیت نداشت و بنابراین هری با خودش فکر می کند که: ولدمورت دنبال من بود و من باید کشته می شدم.
 
* خوانندگانی را می شناسم که این کتاب را دوست ندارند چون عصبانیت هری برایشان آزاردهنده است. آنها فکر می کنند که این احساس به این شخصیت نمی آید.
 
من این شانس را داشتم که برای این فیلم یک ساعتی را با جی. کی. رولینگ بگذرانم. رولینگ به من گفت: «اگر مردم بگویند که عصبانیت هری را در این کتاب دوست ندارند، معلوم می شود که کتاب را آنقدرها عمیق نخوانده اند.» اگر اتفاقاتی را که برای هری افتاده مرور کنیم، متوجه می شویم که اغلب مردم در چنین موقعیت هایی بسیار بیشتر از هری عصبانی می شوند. اتفاقاً هری به نسبت هر چیزی که برایش پیش می آید، کاملاً متعادل رفتار می کند. او بداخلاق نیست.
 
* در جایی خواندم که نتیجه امتحانات نهایی ات خوب شده است.
 
بله. خیلی خوب شد. من بابت آن خیلی هیجان زده ام. همیشه خیلی خوب درس می خواندم اما هیچ گاه از درس خواندنم مثل این نتیجه نگرفته بودم.
 
* اگر می فهمیدی که همه مردم از نمره هایت، حالا هر چه که باشند، با خبر می شوند، ناراحت می شدی؟
 
اوم، نه. اگر نمره هایم بد بودند، آنها را به هیچ کس نمی گفتم و اگر نمره هایم در روزنامه ها منتشر می شد، می گفتم: وای از دست این روزنامه ها. هر چیزی را که می خوانید باور نکنید. (می خندد.)
 
* حالا می خواهی به کالج بروی؟
 
می خواهم یک سالی را در درسم وقفه بیندازم و بعد موقعیتم را بررسی کنم. در سال آینده من در نمایشی بازی می کنم و نمی توانم هم هشت اجرا در هفته داشته باشم و هم به کالج بروم. علاوه بر این، هنوز باید بنشینم و ببینم رفتن به کالج چقدر به سود و چقدر به ضررم است. فعلاً فقط به خاطر این یک سال وقفه خوشحالم. این عالی است! این یعنی آزادی! معرکه است!
 
* فکر کرده ای که بازیگری را به عنوان حرفه اصلی ات انتخاب کنی؟
 
بله. در این شغل تو می توانی با افراد زیادی که گذشته های بسیار متفاوتی با هم دارند، ملاقات کنی. تو این شانس را داری که چیزهای جدیدی را درباره خودت کشف کنی. بازیگری درست مثل خواندن یک کتاب است، در این شغل تو چیزی را از خلال چشم های یک شخص دیگر تجربه می کنی. این شخصیت را از طریق بازی کردن آن کشف می کنی و اعتقاداتش باعث می شود که بایستی و خود را زیر سؤال ببری. بازیگری بعضی وقت ها کاملاً جنبه شهودی به خود می گیرد. پس، بله، من مطمئناً می خواهم بازیگر شوم؛ این کار را خیلی دوست دارم. اما دلم می خواهد نویسنده هم بشوم. عاشق ساختن فیلم کوتاه هستم، فقط برای این که ببینم چه جوری است. اما در کل چیزی درباره فنون آن نمی دانم. من شش سال در کار سینما بوده ام و شاید فکر می کنید هر دو کار (بازیگری و کارگردانی) را یاد گرفته ام. (می خندد.)
 
* این که شاهد رشد تو در فیلم های هری پاتر بودیم، خیلی جالب بود. به فیلم های اولت از این زاویه دید نگاه می کنی؟
 
نه. این کار را وقتی مثلاً سی یا چهل سالم شد و بچه دار شدم می کنم. بچه هایم را می نشانم و می‌گویم: ببینید، هم سن شما که بودم این کارها را کرده بودم. شما چه کار کرده اید؟ (می خندد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 20:54  توسط رضا  | 

آلبوم جدید سوزان روشن به نام وسوسه(با 3 کیفیت!)

آلبوم جدید سوزان روشن به نام وسوسه

برای اولین بار با ۳ کیفیت!!!!!

برای دانلود روی آهنگ کلیک کنید و در صفحه باز شده به پایین بروید و ۱۰ ثانیه صبر کنید تا دکمه ی Download نمایان شود سپس بر روی آن کلیک کنید و دانلود کنید

MP3  128

۰۱-مردی گفتن . زنی گفتن

۰۲-بهونه

۰۳-برو برو

۰۴-فکر میکردم

۰۵-آتیش بازی

۰۶-ایران نارنینم

۰۷-عشق طوفانی

 

WMA  64

۰۱-مردی گفتن . زنی گفتن

۰۲-بهونه

۰۳-برو برو

۰۴-فکر میکردم

۰۵-آتیش بازی

۰۶-ایران نارنینم

۰۷-عشق طوفانی

 

WMA    32

۰۱-مردی گفتن . زنی گفتن

۰۲-بهونه

۰۳-برو برو

۰۴-فکر میکردم

۰۵-آتیش بازی

۰۶-ایران نارنینم

۰۷-عشق طوفانی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 18:7  توسط رضا  | 

شبنم قلي‌خاني: استاد دانشگاه هستم!

شبنم قلي‌خاني: استاد دانشگاه هستم!

شبنم قلي‌خاني در نوزدهم آبان سال 1356 در تهران به دنيا آمد، او داراي ديپلم رياضي فيزيك است، در دانشگاه در
رشته‌ي تئاتر قبول شد و گرايش طراحي صحنه را انتخاب كرد. چندي بعد در كنكور كارشناسي ارشد در گرايش كارگرداني تئاتر مشغول به تحصيل شد و هم ‌اكنون فارغ‌التحصيل اين رشته است، وي كارش را از سال 1375 با تئاتر آنتيگونه آغاز كرد و در سال 76 با همين تئاتر، در شهر تئاتر شهر بر روي صحنه رفت، اولين كار او باعث شد، وي با بازي در فيلم‌ سينمايي «مريم مقدس» به كارگرداني شهريار بحراني چهره شود. به سال 79 بود كه او يك شبه ره صد ساله پيمود، از ديگر فيلم‌هاي سينمايي كه او ايفاي نقش كرد، مي‌‌توان به يك الف ناقابل، عطش، جوجه اردك من و وعده ديدار اشاره داشت، همچنين او در مجموعه‌هاي تلويزيوني زيادي ايفاي نقش كرده است كه از آن جمله مي‌ توان به «اولين شب آرامش» اشاره كرد كه هفته گذشته آخرين قسمت آن پخش شد...
    

    جمعه 19 آبان تولد اين بازيگر تواناي سينما و تلويزيون است، او بجز مدرك تحصيلي كه اخذ كرده، يك دوره آموزش گريم سينمايي و چهره‌پردازي زير نظر استاد جلال‌الدين معيريان گذرانده و يك دوره آموزش فيلم‌نامه نويسي نيز دركلاس‌هاي حوزه هنري زير نظر فريدون جيراني ديده است، وي در حال حاضر غير از بازيگري و كارگرداني فيلم در دانشگاه آزاد مشغول تدريس رشته تئاتر به دانشجويان است، وي در زمينه ساخت فيلم كوتاه هم فعاليت مي‌‌كند، ابتدا فيلمي به نام «من تنها» را ساخت و سپس فيلم ديگري به نام «خونه» را كارگرداني كرد...
    
    شبنم قلي‌خاني، در كنار مادرش در منطقه سعادت‌آباد تهران زندگي مي‌‌كند، چرا كه سال‌ها پيش پدرش دارفاني را وداع گفته است.
    
    آخرين كاري كه از او در نوبت پخش است، اثر «اگر عشق نبود» به كارگرداني فياض موسوي است، وي در اين مجموعه
نقش دختري به نام پريسان را ايفا مي‌كند، پريسان دختري است كه مي‌تواند با مشكلات به تنهايي كنار بيايد، او به عرفان رو مي‌آورد و اين معنويت در زندگي‌اش باعث مي‌شود كه از پس مشكلات برآيد.
    
    همان طور كه گفتيم، قلي‌خاني در سال 82 پدرش را از دست داد و حالا با مادرش زندگي مي‌كند، او فرزند سوم خانواده است، يك برادر و يك خواهر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر دو متاهل و داراي فرزند هستند.
    
    او از لحاظ شخصيتي آدم جالبي است، آدم‌هاي مختلف را در زندگي به راحتي مي‌تواند تحمل كند و به قول معروف زود از كوره در نمي‌رود، اما ناگفته نماند كه گاهي اوقات محيط كار و زندگي خسته‌اش مي‌كند، با اينكه در قبال اطرافيان تحمل دارد، اما در رابطه با خودش اين‌گونه نيست.
    
    قلي‌خاني در مورد مجموعه اولين شب آرامش مي‌‌گويد: «نقش آذر را دوست داشتم و از اينكه اين نقش را بازي كردم راضي‌ام، آذر بر پايه احساساتش فكر نمي‌‌كرد و از روي منطق عمل مي‌‌كرد، همان طور كه در مجموعه ديديم كه او در روز
ازدواج از «سفره عقد» بلند مي‌شود و مي‌رود، به نظرم آذر تصميم درستي گرفت، او به حرف دلش گوش كرد.
    
    علاقه او به «فرزاد» باعث مي‌شود كه وارد زندگي عليرضا نشود تا او را بدبخت كند او مي‌خواست مجبور نباشد تا يك عمر به طرف مقابل دروغ بگويد و وانمود كند كه دوستش دارد، اما خودش كس ديگري را در دل دوست داشته باشد. گرچه در آخرين لحظات به اين فكر افتاد، اما تصميم درست و منطقي همين بود.
    
    قلي‌خاني درباره يك فيلم خوب مي‌گويد: يك فيلم يا مجموعه ابتدا به فيلمنامه قوي بر مي‌گردد، اگر چيزي غير از آن باشد، اثر خوب در نمي‌آيد... قلي‌خاني امروز 29 ساله شده كه براي يك بازيگر سن تجربه در سينما است، او خوشحال است كه در طول زندگي‌اش انسان مفيدي بوده است، دو مدرك تحصيلي، استاد دانشگاه، بازيگر قابل تئاتر، سينما و تلويزيون و از همه مهم‌تر انساني است كه از حاشيه به دور است، جشن تولد شبنم را تلفني به او تبريك مي‌گوييم.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 16:34  توسط رضا  | 

بیوگرافی برد پیت

 بیوگرافی برد پیت

 

نام :برد پیت
نام اصلی :ویلیام برادلی پیت
تاریخ تولد : 18 دسامبر 1963
محل تولد : شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا
 

 

برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلوزیونی بازی کرد.

در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود.

البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.

در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.

رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.

اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.

در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود.

مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند.

تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیسف با او همبازی شود.

با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند.

تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.

او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتلهای زنکیره ای است، در فیلم "هفت" ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.

فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.

در همان سال برد  پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد.

برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.

فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.

برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد.

برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.

در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود..


با نام ویلیام برادلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. دانش آموخته رشته روزنامه نگاری با گرایش تبلیغات در دانشگاه میسوری که در سال 1986 کمی بیش از فارغ التحصیلی آن را ترک کرد . آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است. کسب موفقیت در سال 1991 با فیلم تلما و لوئیز نامزد اسکار در سال 1992 برای فیلم کوتاه تماس و همچنین برنده جایزه گلدن گلاب بازیگر نقش دوم برای فیلم دوازده میمون. برد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام ،افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.

براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.

همسر سابق وی جنیفر آنیستون بود که چندی پیش از هم جدا شدند . از آخرین کار های او دوازده یا اوشن ،تروی و آقا و خانم اسمیت می باشد که آخرین جنجالی زیاد ایجاد کرد شایعه ازدواج او با آنجلینا جولی . داستان فیلم از این قرار است که خانم و آقای اسمیت زن و شوهر هستند و هر دو قاتل حرفه ای که هردو از این موضوع بی خبر هستند و در ماموریتی ،مامور به قتل یکدیگر می شوند...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 11:23  توسط رضا  | 

فتوگالری میترا طاهری(melissa theuriau)

فتوگالری میترا طاهری(melissa theuriau)به درخواست نیلوفر و سامان و آریا

۶۱ عکس

 

برای دیدن همه ی عکسهای میترا طاهری بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 8:55  توسط رضا  | 

متهم پرونده بازیگرسریال نرگس دستگیرشد

متهم پرونده بازیگرسریال نرگس دستگیرشد

»منابع آگاه ازدستگیری متهم پرونده انتشارفیلم منتسب به هنرپیشه سریال نرگس خبردادند.

بگزارش البرزمتهم اصلی این پرونده پس ازانتشاراین تصاویرکه توسط CD وبرخی سایتهای اینترنتی پخش به دبی متواری شده بود.

این گزارش می افزاید: پس ازتشکیل پرونده توسط پلیس امنیت پایتخت موضوع به پلیس بین الملل (اینترپل) برای بازدداشت گزارش شد.

اینترپل بزودی فرددستگیرشده را تحویل پلیس ایران خواهددادتاروندقضایی روی این پرونده وی به اجرادرآید.

این مردمتهم به تصویربرداری به قصدانتشار,تکثیروتوزیع سی دی های فیلم خصوصی زهراامیرابراهیمی بازیگرجوان سریال نرگس است .

فیلمبرداری به قصدتولیدباتوجه به تصاویرمنتشره ازسوی این متهم تقریبایقینی شده ولی وی درخصوص تکثیروتوزیع این فیلم متهم بوده وموضوع هنوزبه اثبات نرسیده است .

پرونده قضایی این ماجرا دراختیارقاضی مرتضوی دادستان تهران است .
 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 8:3  توسط رضا  | 

دامین جدید وبلاگ

از این به بعد می توانید بجای آدرس

www.HoleleH.blogfa.com

از آدرس زیر برای آمدن به این وبلاگ استفاده کنید

www.HoleleH.coo.ir

هر دو آدرس قابل استفاده است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 17:8  توسط رضا  | 

زیباترین مجری خانم جهان یک ایرانیست!

گزارش تصویری از میترا طاهری که ایرانی بوده و زیباترین مجری زن دنیا شناخته شده!

عکسها رو اگر سیو کنید با اندازه ی بزرگ تر کی توانید مشاهده کنید!!!

 

و عکس دوم

 

عکس سوم

 

عکس چهار

 

و عکس پنجم

 

و ...

 

و نیز ...

خانم طاهری مجری شبکه L C I هستند !!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 16:38  توسط رضا  | 

پرويز پرستويي، فراري از شهرت

پرويز پرستويي، فراري از شهرت


   مارمولك، به نام پدر، آژانس در سينماي ايران هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، همان‌طور كه در تلويزيون مجموعه خاك سرخ هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌شود، آن هم با بازي استاد پرويز پرستويي، بازيگري كه در تمامي كاركترهاي سينما به راحتي ايفاي نقش مي‌‌كند و حال مجموعه زير تيغ با بازي او چهارشنبه‌ها از شبكه اول پخش مي‌‌شود، «پرويز پرستويي» اين بازيگر
پرسابقه هنر ايران كيست؟
    در سال 1334 در روستاي چارلي از توابع بخش كبودر آهنگ يكي از شهرهاي استان همدان است. پدرش كشاورز بود، زماني كه پرويز سه ساله بود، پدرش كشاورزي را رها كرد و به تهران كوچ كرد...
    او از يك خانه كوچك اجاره‌اي در محله فقيرنشين دروازه غار در جنوب تهران، خاطرات زيادي دارد، خاطرات كودكي و دوران نوجواني و...
    
    شايد برايتان جالب باشد، بدانيد كه او قبل از اين‌كه به مدرسه برود، ابتدا چند صباحي به مكتب خانه رفت كه هنوز در تهران رفتن به آنجا رواج داشت، بايد عنوان كرد كه منطقه دروازه غار تهران، در حوالي ميدان شوش هر روزه شاهد بزن بزن‌هاي فراوان چوب و چماق‌كشي و جرم و جنايت‌هاي ديگري بود كه در آن محل ديده مي‌‌شود و پرويز پرستويي شاهد تمام اين اتفاقات بود... در محله‌اي كه زندگي مي‌‌كرد، تنها قهوه‌خانه محله تلويزيون داشت كه آن هم به خاطر رايج بودن پخش مواد مخدر در آن از ورود بچه‌ها به آنجا جلوگيري مي‌‌كردند... پرويز سينماي ايران از همان كودكي عاشق بازي و معركه‌گيري بود و با بچه‌ها در كوچه پس كوچه‌هاي دروازه‌ غار شبيه‌خواني راه مي‌‌انداخت، او همچنان عاشق تصوير بود كه از پشت شيشه‌هاي بخار گرفته قهوه‌خانه شاهد ديدن تصاوير تلويزيون مي‌‌شد.
    
    محرم كه مي‌‌شد او به شبيه‌خواني مشغول مي‌‌شد با اين كه سني نداشت، در آن محل معروف بود، بچه‌اي دبستاني كه اهل يك محل را در ايام سوگواري به گريه مي‌‌انداخت.
    او آن زمان در مدرسه صالحيه اسلامي در كوچه گمرك تحصيل مي كرد، در دوران دبيرستان آرزويش معلم شدن بود، زماني كه به خدمت عازم شد، دلش مي‌‌خواست، وارد سپاه دانش شود تا مردم بي‌‌سواد، را باسواد كند...
    
    وي پس از فارغ‌ شدن از تحصيل، سركار رفت و پس از اتمام كار روزانه، به خاطر علاقه زيادي كه به بازيگري داشت، شب‌ها را در تئاتر‌هاي لاله‌زار مي‌‌گذراند... گرچه در آن زمان نمي‌‌گذاشت خانواده‌اش متوجه شوند كه او عاشق بازيگري است...

    تلاش‌هاي شبانه‌روزي‌اش باعث شد تا يازده هزار تومان پول جمع كند و در حوالي ترمينال جنوب خانه‌اي بخرد... پرويز آن زمان عاشق ورزش هم بود، به ويژه فوتبال، از اينرو باشگاه كارگران و پست دروازه باني را انتخاب كرد و مرحوم مهراب شاهرخي با ديدن او وي را به عنوان دروازه‌بان تيم جوانان انتخاب كرد، اما ورزش هم نتوانست او را از علاقه ذاتي‌اش به هنر غافل كند، همين شد كه به مركز هنري نازي‌آباد رفت و شروع به آموختن كرد، به قول خودش، «در آنجا آموخت كه شهرت زودگذر است».
    پرويز پرستويي بسيار خوش‌قول، خوش اخلاق، و پايبند به اصول دوستي است و همواره به موقع سرقرارهايش حاضر مي‌‌شود... تلفن همراهش هميشه در دسترس است و كمتر روي پيام‌گير است، اهل مدير برنامه گرفتن و اين‌جور كارها نيست، كمتر با نشريات مصاحبه مي‌‌كند و هميشه خودش پاسخگوي تلفن‌هايش است، اما با اين‌حال با خبرنگاران ميانه خوبي دارد و از مطبوعات به عنوان پل بين مردم و هنر ياد مي‌‌كند...
    
    در سال 1349 به گروه بهرام بيضايي پيوست و در همان سال سرانجام اولين نقشش در تئاتر ماجراي يك محل را بازي كرد... آشنايي او با بهزاد فراهاني او را به گروه «كوچ» كشاند تا به دنبال كسب تجربه باشد... اوج كاري وي در سال 1352 در نمايش‌هاي چشم برابر چشم، شبي در حلبي‌آباد، پتك و خانه روشن بود كه در آن به بازي پرداخت.
    وي در سال 1352 ديپلم گرفت، در سال 53 اولين موفقيت خود را كسب كرد برنده جايزه نقش دوم براي نمايش «دكه» شد.

    و در سال 54، جايزه نقش اول خانه‌هاي جوانان به خاطر «نمايش تسليم» شدگان شد. بازي او در نمايش پرطرفدار «ميلاد» در نقش دلال زمين خيلي زود اسم او را در بين طرفداران تئاتر بر سر زبان‌ها انداخت.
    پرويز پرستويي به نوعي از شهرت فراري است، اهل كلاس گذاشتن و اين‌جور حرف‌ها نيست، گاهي اصلا فراموش مي‌‌كند كه پرستويي است و از نگاه‌هاي ديگران تعجب مي‌‌كند.
    
    پرويز پرستويي پس از انقلاب و در سال 60، زماني كه 26 ساله بود به عنوان منشي در دادگستري تهران مشغول به كار شد، در سال 62 برادرش شهيد شد و آنجا بود كه پيشنهاد «كار بخش» براي بازي در «ديار عاشقان» را پذيرفت و راهي سرپل ذهاب شد، او با بازي در اين فيلم ديپلم افتخار نقش دوم را از جشنواره دوم فجر دريافت كرد.
    
    در سال 1366 در فيلم «شكار» با خسرو شكيبايي هم بازي شد، در همان اوان بود كه كار در دادگستري را به خاطر همخواني نداشتن با روحيه‌اش رها كرد و به اداره تئاتر رفت و 12 سال كارمند آنجا بود.
    
    او به همراه خانواده‌اش زندگي مي‌‌كند، خانه‌اي دو و نيم طبقه كه پايين مغازه پدر است، در نيم طبقه برادر و همسرش، در طبقه اول والدين و طبقه دوم خودش به همراه همسر و دو فرزندش زندگي مي‌‌كند، او سال 1360 ازدواج كرد... اولين تجربه تلويزيوني پرستويي، سريال «رعنا» در سال 1367 بود، اما فيلم «ليلي با من است» بود كه پرويز را به‌طور كامل به مخاطبان هنر سينما در ايران شناساند، او براي بازي در اين فيلم در دومين ديپلم افتخار خود را كسب كرد.

    
    در سال 82 براي بازي در فيلم «مارمولك» يكي از بهترين و به ياد ماندني‌ترين بازي‌هاي تاريخ هنري خود را به نمايش گذاشت، وي همچنين در مجموعه‌هاي امام علي (ع)، زير چتر خورشيد، آپارتمان، آواي فاخته و خاك سرخ و اين آخري زير تيغ نقش ايفا كرده است، «بيدمجنون» يكي ديگر از شاهكارهاي هنري‌اش بود كه سيمرغ نقش اول جشنواره فجر را برايش در سال 83 به ارمغان آورد، ضمن اين‌كه سال گذشته براي بازي در فيلم «به نام پدر» براي چندمين‌بار سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را از آن مردي كرد كه از شهرت بيزار است از فيلم‌هاي معروف او مي‌‌توان به رواني، مهرمادري، آژانس شيشه‌اي، آدم برفي، عشق شيشه‌اي، مرد عوضي، موميايي، عزيزم من كوك نيستم، روبان قرمز، موج مرده به نام پدر، ديوانه‌اي از قفس پريد و بيدمجنون اشاره داشت.
    پرستويي همواره سعي مي‌‌كند اول انسان باشد، سپس هنرمند... او افتخار سينماي ايران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 16:9  توسط رضا  | 

زهرا امیرابراهیمی و خبرهای جدید


*** خبر جديد:

واکنش زهرا امیر ابراهیمی بازیگر نقش زهره در سریال نرگس به اتفاقات اخیر...

با آغاز فيلم نرگس در صداي و سيماي جمهوري اسلامي و جذابيت زياد آن پس از گذشت مدتي کوتاه جايگاه خاصي بين خانواده هاي ايراني پيدا کرد. شخصيت هاي اين داستان هريک معنايي مجزا براي خود داشتند.


اما در اين ميان شخصيت "زهره" بعلت نقش آفريني جالب و چهره ي جذاب طرفداران ويژه خود را يافته بود تا اينکه فيلم مبتذل منتسب به وي انتشار پيدا کرد.





عكس جديد امير ابراهيمي


واکنش زهرا امیر ابراهیمی بازیگر نقش زهره در سریال نرگس به اتفاقات اخیر


" زهرا اميرابراهيمي" بازيگر
سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير در طي اين چند هفته كه از
وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، نسبت به اين اتفاقات واكنش
نشان داد.


امير ابراهيمي با انتقاد از
جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است ، گفت : پاييز امسال برايم ياد
آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه
عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي
هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك
انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي
حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است.


وي افزود : در جامعه ما من اولين
و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و
نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي
كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و
جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد
چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم .


امير ابراهيمي در ادامه گفت :
اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به
خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول
شده است .


اين بازيگر سينما و تلويزيون در
بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان
آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين
و كيش و آئيني مر سوم است ؛ من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را
به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و
غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و
شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش
بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با
شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر
شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه
شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي
را باز ستاند. در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش
رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود.


امير ابراهيمي درباره شايعات
اخيري كه در خصوص خودكشي وي در برخي رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من
خودم را جاي تمام وجود خودم گذاشتم كه براي اثبات اين بي حرمتي به شخصيت
زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاري كالائي داشتن با آن ، فقط تصميم
گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرماني ايران تاريخ ، بگويم و
فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد
به جلا و صلابت زن ايراني فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم
دفاع كنم ... و تنها وسيله و لبزار من همان هنر من است .


بازيگر نقش زهره در سريال نرگس
خاطر نشان كرد: تكذيب من دردي را دوا نمي كند ، چه را تكذيب كنم ؟ وجود
بلاهت را ؟.... من خود عين انكارم ! و مي دانم نسل نو و جوان و هم نسل
خودم در ايران چنين عرصه را براي جولان بي غيرتان و عدوهاي ابله كيان و
ناموس ايران ، فراهم نمي كنند.


وي افزود : من ساكن كوچك وادي
هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري ام فعال تر باشم و
با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم . حركتي
براي نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد هيچ گفتگويي با رسانه اي را
ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب مي
گويم من زنده ام.


منبع: ایلنا



عكس جديد زهرا امير ابراهيمي در صحت و سلامت كامل - عكس از ايلنا


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 17:35  توسط رضا  | 

آلبوم مریم

آلبوم مریم با آهنگهای در وصف نام مریم 

 با دو کیفیت !!!!

 آلبوم مریم

آهنگها با کیفیت ۱۲۸

برای دانلود روی آهنگ کلیک کنید و در صفحه باز شده به پایین بروید و ۱۰ ثانیه صبر کنید تا دکمه ی Download نمایان شود سپس بر روی آن کلیک کنید و دانلود کنید

۰۱-گل مریم-محمد نوری

۰۲-مریم-مهرداد

۰۳-مریم پاییزی-نیما

۰۴-مریم-سیاوش شمس

۰۵-خواب مریم-مانی رهنما

۰۶-مریم-شهیاد

۰۷-جان مریم-محمد نوری

۰۹-مریم سپید-هومن بختیاری

۱۰-همکلاسی(برای مریم)-سوزان روشن

۱۱-گل مریم-شیلا

۱۲-جان مریم-شادمهر عقیلی(بی کلام)

 

آهنگها با کیفیت ۳۲ WMA 

برای دانلود روی آهنگ کلیک کنید و در صفحه باز شده به پایین بروید و ۱۰ ثانیه صبر کنید تا دکمه ی Download نمایان شود سپس بر روی آن کلیک کنید و دانلود کنید

۰۱-گل مریم-محمد نوری

۰۲-مریم-مهرداد

۰۳-مریم پاییزی-نیما

۰۴-مریم-سیاوش شمس

۰۵-خواب مریم-مانی رهنما

۰۶-مریم-شهیاد

۰۷-جان مریم-محمد نوری

۰۹-مریم سپید-هومن بختیاری

۱۰-همکلاسی(برای مریم)-سوزان روشن

۱۱-گل مریم-شیلا

۱۲-جان مریم-شادمهر عقیلی(بی کلام)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20:8  توسط رضا  | 

بیوگرافی و فتوگالری آوریل

بیوگرافی و فتوگالری آوریل

www.Honarpisheh.com

نام کامل: Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی: Avvie/Av

روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴

زادگاه: کانادا

مليت: امريکايی

 

قد: ۱۵۷cm

وزن: ۴۷kg

رنگ چشم: آبی

رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی}

رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

ساز: گيتار

خال کوبی:——-

سايز کفش: ۷

پدر: French-Canadian{John Lavigne}

مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}

برادر: Matthew {بزرگتر }

خواهر: Michelle{کوچکتر }

حيوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }

Avril Lavigne و آلبومی بنام Under My Skin

Avril Lavigne با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل و Sexy می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره می‌كنه و از هيـچ عامل و روش Hip Hop هم استفاده نكــرده هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده . Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه رديف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌ تر بيان ميكنه.رفتار و گفتار اون باعث شده ميليــون‌ها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمينان بدن.

از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم Under My Skin بازگو می‌كنه . اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست كارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لكه‌ی ننگی تميز نگه داشته . اون يك ۱۹ساله‌ی سفيد لوحه
ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايسته‌ی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگ‌ها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و بی‌پرده می‌خــــونه . شما مـــی‌تونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگ‌هاشو گوش بدين . موزيـــك Avril واقعــــا ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم – آهنــــــگ موفقيــت آميز و درخشـان I’m With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمی‌تونه بيـجا و بی‌محـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.

Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگ‌های آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد . Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هيچ فكر و هدف تازه ای وارد نمی‌كنه بلكه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی يعنــــی Let Go رو درخــشان‌تر می‌كنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك می‌كنين . آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don’t Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه
اون در اين Clip با يه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترك ‌بكنه و همين كه شــروع می‌كنه به عنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره می‌پرســـه كه Did I not tell you that I’m not like that ?girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you يعنـــی اينكه ” آيا به تو نگفتم كه من اون دختر نيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾ ” / ” كسی كـه مرتبا و بطور پيوسته اونو به تو ميده؟” / ” فكر می‌كردی كه می‌خواستم اونو به تو تسليم كنم؟” نحوه‌ی بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون Avril با صدای خوبش از پس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه

 برای دیدن کاغذ دیواری های آوریل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 18:31  توسط رضا  | 

حسام نواب صفوی

حسام نواب صفوی

حسام همه عوامل را برای ستاره شدن دارد ،اما این اتفاق هیچگاه نیفتاد ،شاید باید او را بدشانس ترین بازیگر جوان سینمای ایران دانست که همیشه در یک حد باقی می ماند ،اگر چه بازی های خوبی از خود به نمایش گذاشت، اما هنوز کاری که بتواند او را به جوان اول بدل کند برایش پیش نیامده و باید باز هم منتظر ماند و دید که چه زمانی نواب صفوی هم یک چهره ماندگار بشود.

حسام الدین نواب صفوی اولین بار نقش کوچکی در اعتراض مقابل دوربین رفت ،اما نتوانست به اندازه های چهره های دیگری که در آثار کمیایی می آمدند و چهره می شدند و بعد کارشان می گرفت ،گل کند.پس از آن در مصاحبه ای عنوان کرد که اگر بخش هایی از بازی اوحذف نمی شد ،حتما او هم دیده می شد..

به هر حال حضور جدی او و بعدی او در یک مجموعه تلویزیونی رخ داد ،سید ضیاالدین دری سال 79 به سراغ او می آید تا در کیف انگلیسی ایفای نقش کند.یک نقش منفی که به فراخور چهره صفوی مورد پسند قرار می گیرد . بسیاری بازی او را در این کار ستودند . او علی رغم حضور چهره های متعدد در کار به خوبی خودش را نشان می دهد و از آن پس نامش بیشتر بر سر زبانمها می افتد.سال 80 را با بازی در دو فیلم سینمایی و یک سریال تلویزیونی به پایان می رساند.

ابتدا در نان عشق و موتور 1000 به کارگردانی ابولحسن داوودی ایفای نقش می کند که به نوعی کارکترش طولانی تر از فیلم اعتراض بود،این کار کمدی جای مانور زیادی برای او ایجاد نکرد و به نوعی در پرده حضور بازیگران مطرح شده بهاره رهنما،اکبر عبدی و سروش صحت قرار گرفت.اما بازی در ساخته مهرجویی آتانازی از رحمان رضایی توانایی های بیشتری از خود نشان می دهد . نواب صفوی در این فیلم نشان می دهد که قدرت بازی خوبی دارد اما هنوز موقعیت مناسب برایش پدید نیامده است. همان سال مجموعه روشن تر از خاموشی را هم به کارنامه خود اضافه می کند که باز هم در میان بازیگران متعدد گم می شود . در سال 81 ابتدا در کار کاظم راست گفتار با عنوان عروس خوش قدم ظاهر می شود که در یک کمدی خوش ساخت بود . همبازی شدن با حیایی و پطروسیان و شریفی نیا او را گامی بالاتر می برد و این بار می تواند خودش را در یک کار کمدی جا بیاندازد .بعد از آن هم به انبوه بازیگران مطرح فیلم فانتزی سیزده گربه روی شیروانی می پردازد که به نوعی باز هم یک نقش منفی بود. حضور چهره هایی چون گلزار ،افشار و البته خود حسام فیلم را با فروش بالا روبرو می کند و همین باعث چهره شدن دوباره حسام می شود.

شمعی در باد تجربه موفق او را با پوران درخشنده باید خواند اگر چه کوشش او برای همپا شدن با شهاب حسینی و بهرام رادان ستودنی است ،اما باز هم نواب صفوی در حاشیه می ماند . ازدواج به سبک ایرانی را در کنار شیلا خداداد بازی کرده که دومین کار مشترک او با فتحی پس از روشن تر از خاموشی است. بازی دیگر او سرود تولد کنار یکتا ناصر و امین حیایی است که اکران سراسری خواهد شد. نواب صفوی فعالیتهایی هم در موسیقی دارد و کار خود را به عنوان نوازنده پیانو در یک گروه موسیقی شروع کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 22:17  توسط رضا  | 

عاطفه‌نوري: تا 9 سالگي گل كوچيك بازي مي‌‌كردم!

عاطفه‌نوري: تا 9 سالگي گل كوچيك بازي مي‌‌كردم!


    زماني كه «نرگس» از تلويزيون هر شب پخش مي‌‌شد، دو نفر بيشترين سكانس‌ها را در زمان تصويربرداري داشتند. اولي حسن پورشيرازي (محمود شوكت) بود و دومي عاطفه نوري (نسرين)...

    بيننده‌هاي تلويزيوني پيش از اين مجموعه، «عاطفه نوري» را در مجموعه «دوران سركشي» در نقش يك نفر فراري ديده بودند، يك دختر سركش كه سعي مي‌‌كند از واقعيت خود را فراري دهد، اما او در «نرگس» نقش دختري را ايفا كرد كه با نوع عملكرد خودش خيلي را متحول كرد، با ندانم‌كاري‌هاي بچه‌گانه دو خانواده را متحول كرد، بهروز را آنگونه پير كرد، شوكت را به خاك سياه نشاند، احسان را روانه زندان كرد، مادرش را دق داد، او واقعا چه ‌گونه آدمي بود، عاطفه نوري در دنياي واقعي دختري مهربان است و به مانند اسمش انساني با عاطفه است، گزيده‌اي از گفته‌هاي او را بخوانيد:
    • در تير ماه سال 1363 در محل تهرانپارس تهران به دنيا آمدم، هنوز هم به همراه خانواده‌ام در همان جا زندگي مي كنم.
    • ديپلم تئاتر دارم، امسال در دو رشته قبول شدم، اما به احتمال فروان رشته سينما را در دانشگاه سوره انتخاب مي‌‌كنم.
    • يكبار در رشته عكاسي هم قبول شدم، البته اين را استاد آنجا به من گفت، به همين خاطر دفترچه كنكور نگرفتم، بعد از اعلام پذيرفته شدگان و مشخص شد قبول نشدم، يكسال از زندگي عقب افتادم، دعا كن اين بار از مصاحبه در رشته سينما رد نشوم!
    • در تمام دوران تحصيل شاگرد اول بودم، فكر نمي‌‌كنم، نمره زير 18 آورده باشم، چنين چيزي در خانواده معني ندارد، نه در دوران تحصيل من و نه در بين خواهر و برادرانم.
    • بيرون از مدرسه گل كوچيك بازي مي‌‌كردم! كتاب‌هايي كه پدرم برايم مي‌‌خريد را مي‌فروختم... اما از 9 سالگي ديگر گل كوچيك بازي كردن را كنار گذاشتم.
    • يكبار پدر برايم يك تراش روميزي خريد، من بردم مردسه و به همه نشان دادم، بچه‌ها صف كشيده بودند، تا من مدادهايشان را بتراشم، آن روز كلي پول به دست آورده بودم.

    • بازي‌هاي تيم ملي و جام ‌جهاني را مي‌بينم، ايران و استراليا را قشنگ يادم است، 13 ساله بودم، كلي جايزه بردم، چون با پدر و مادرم سر صعود ايران شرط بسته بودم.
    • آن روز 8 آذر 76، راديو برده بودم مدرسه و نصف بازي را با بچه‌ها گوش كرديم، باقي آن هم در راه خانه بودم و آخرش را هم از تلويزيون ديدم...
    • طرفدار ايتاليا، مدل بازي آن‌ها را دوست دارم، پاسكاري‌هاي خوب و برنامه‌ريزي شده‌اي دارند، الكي شوت نمي‌‌زنند، منسجم فوتبال بازي مي‌‌كنند.
    • بازيكنان ما در خارج از ايران خوب بازي مي‌‌كنند و افتخار آفريني مي‌‌كنند، اما تيم ملي نمي‌‌تواند در جهان افتخار آفرين شود تا ما آن پرچم سه رنگ قشنگ را بالاتر از همه تيم‌ها ببينم.
    • بازي استقلال و پرسپوليس، فقط يك بازي است، نه بيشتر!
    • قشنگترين حرفي كه درباره بازي‌ام شنيدم در جشنواره سيما و پس از پخش دوران سركش بود، يكي از داوران گفت: تو بازي شگفت‌انگيز را به تلويزيون برگرداندي و تمام داوران از بازي تو شگفت‌زده بودند، هر چند آن زمان من جايزه‌اي نگرفتم، اما همان يك جمله‌اي كه شنيدم يعني نتيجه دادن تلاشم، فكر كنم، همين يك جمله كافي است كه بگويم من نقش‌هاي چند وجهي را دوست دارم.
    • بازيگري براي من فرصت تجربه لحظه‌ها و اتفاقاتي است كه در زندگي روزمره پيش نمي‌‌آيد و اگر پيش بيايد، بايد برايش بهايي بپردازي فصل ازدواج كردن، مادر شدن، زندان رفتن و... يك موضوع در اين قرن بيست و يكم جالب است.
    • ورود من بر عرصه بازيگري با يك اتفاق همراه شد، در هنرستان سوره، تئاتر مي‌‌خواندم و فقط به نوشتن فكر مي‌‌كردم، دستيارهاي كمال تبريزي براي گرفتن تست به سوره آمدند، من و چند نفر از دوستانم فقط براي اينكه ببينم تست دادن چگونه است و چه طوري انجام مي‌‌شود رفتيم جلو... اين طوري شد كه من قبول شدم و در دوران سركشي بازي كردم.
    • درحال حاضر جدي‌ترين دغدغه من نوشتن و ساختن است، بازيگري برايم تجربه حساب مي‌‌آيد، دوست دارم جدي‌تر به نوشتن بينديشم، مقاله، فيلم‌نامه و حتي شعر بايد ببينم در كدام بهتر مي‌‌توانم عمل كنم.
    • در كودكي همه شغل‌هاي دنيا را دوست داشتم، يك مدت معلم، پرستار، كالباس‌فروش و... اما آن شغلي كه برايم جدي‌تر بود همين حرفه فيلم به حساب مي‌‌آمد البته جادوي تصوير، نه صرفا بازيگري...
    • پول در نمي‌‌آورم، خدا بابام را نگه دارد، اما مي‌‌توانم زبان درس بدهم وقتي ترجمه كنم اين تنها هنر من است.
    • از هيچكس در زندگي متنفر نمي‌‌شوم، اما آدمي مي‌‌تواند منفور باشد كه دانسته و از روي آگاهي كامل مرتكب خطا شود. ما آدم‌ها با همه بزرگ شدنمان براي كائنات خيلي كوچكيم، هيچ گاه نمي‌‌شود ديد مطلق و كاملي به اعمال انسان‌ها داشت، بيشتر كارهاي بد به نظر من اشتباهات كوچك و بزرگ محسوب مي‌‌شدند.

    • قبل‌ترها از مرگ مي‌‌ترسيدم، اما يك بار رفتم و در يك قبر خالي خوابيدم تا ترسم زياد شود. وسط‌‌هاي فيلم‌برداري نرگس در لوكيشن لويزان بودم، آن نزديك‌ها يك قبرستان بود، يك قبر آماده خالي هم آنجا وجود داشت، من رفتم و داخل آن خوابيدم و منظره قشنگي بود...
    • عاشق اين هستم كه كار طنز را تجربه كنم، خيلي دوست دارم، اين يك تجربه جديد برايم خواهد بود... و چيزي كه مرا ناراحت مي‌‌كند، طلب داشتن است، وقتي از تو وقت مصاحبه مي‌‌گيرند، انگار طلب خود را گرفته‌اند، ببخشيد خانم نوري چه وقتي طلب ما را مي‌‌دهي؟!
    • به نظرت با چاپ عكس من در مطبوعات چه اتفاقي برايم مي‌‌افتاد، اگر هدف ديده شدن باشد، آيا بيش از 60 قسمت پخش از تلويزيون كافي نبوده است.
    • خيلي دوست دارم نقشي بازي كنم كه از لحاظ فكري يا جسمي ناتوان و عقب‌افتاده است.
    • نسرين شخصيت منفي نبود، يك آدم واقعي بود، ما كمتر در عرصه سينما و تلويزيون آدم‌هاي واقعي مي‌‌بينم، يكي از من پرسيد دروغ مي‌‌گويي گفتم آره؛ چرا بگويم نه؟ من هم آدمم، كسي دروغ نمي‌‌گويد؟ نسرين آدم بلند پروزاي است كه براي رسيدن به خواسته‌هايش تلاش مي‌كند، از خودش مايه مي‌‌گذارد و با آينده خودش بازي مي‌‌كند، چرا بايد بگويم شخصيت منفي، نه روناك دوران سركشي و نه نسرين نرگس اصلا منفي نبودند، اين‌ها واقعيات آدم‌هايي است كه در جامعه‌ما وجود دارند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:28  توسط رضا  | 

بیوگرافی کامرون دیاز

بیوگرافی کامرون دیاز

نام كامل: CAMERON MICHELLE DIAZ
اسامي مستعار: CAMI    
قد: 175 سانتي متر
 


كامرون در سي ام آگوست 1972 در سن ديه گو كاليفرنيا بدنيا آمد . او ضمن اينكه يك هنرپيشه معروف و موفق است يك مدل نيز مي باشد . كامرون دختر يك پدر آمريكايي كوبايي EMILIO DIAZ به نام سركارگر كمپاني نفت و يك مادر به نام BILLIE DIAZ كه مليتي آمريكايي ايتاليايي و آلماني دارد و يك تاجر است مي باشد .
كامرون تنها يك خواهر به نام CHIMENE دارد .

تحصيلات وي ديپلم متوسطه است . استعدادش او را به مجلاتي مانند مادمازل و seventeen و فعاليتهاي تبليغاتي براي كمپانيهايي مانند Calina Klein و كوكاكولا و لويس كشاند . بعد از ترك كردن خانه در سن 16 سالگي او به عنوان مدل به دور دنيا رفت موفقيت حرفه اي او را به ژاپن ، استراليا ، مراكش و پاريس كشاند . كامرون در سن 21 سالگي به كاليفرنيا برگشت .
Cameron Diaz in Columbia Pictures' The Holiday
در سال 1994 كامرون اولين نقش خود را در فيلم كمدي - اكشن ماسك بدست آورد و ستاره ما با كمدين بزرگ جيم كري روبرو شد . بدون هيچ تجربه قبلي او يك نقش اصلي در اين فيلم بازي كرد . بعد از بازي در فيلم ماسك كامرون دياز درخواستهاي زيادي از طرف چند فيلمساز برجسته براي بازي در فيلمهايشان دريافت كرد .

در حاليكه كامرون براي ايفاي نقش در نسخه تبديل به فيلم شده بازي معروف مورتال كمبات آموزش مي ديد مچ دستش صدمه ديد كه باعث شد از بازي در اين فيلم صرفنظر كند . در عوض او يكسري فيلمهاي مستقل ساخت كه شامل  "the last super" و "Feeling Minnesota" با شركت "Keanu Reeves" و "she's the One" با شركت « اِد بِرنز » و « جنيفر آنيستون » و "Head Above Water" با شركت "Harrey Keitey" مي شد .

در سال 1997 شايعاتي  در مقالات از نامزد شدن كامرون براي بازي در برابر جوليا رابرتز در فيلم كمدي پرطرفدار "My Best Friend Wedding" بوجود آمد با وجود اينكه اين درخواست براي كامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فيلمهاي مستقل با هزينه كم از قبيل « چيزهاي خيلي بد » ، « چيزهايي كه فقط با نگاه كردن به او مي تواني بگويي »  ادامه داد .
در پاييز سال 2000 او در « فرشته هاي چارلي » ظاهر شد و پروژه بعدي او فيلمي از مارتين اسكورسيزي است كه در برابر لئوناردو دي كاپريو ايفاي نقش مي كند .

علت شهرتش به خاطر بازي در فيلم   . است SOMTHING ABOUT MARY
درآمد وي از فيلم CHARLIE`S ANGELS و FULL THROTTLE بيست ميليون دلاربوده است .
كامرون به خرافات اعتقاد راسخ دارد .

دوستان پسر:
1- CARLOS DE LA TORRE ، شغل : تهيه كننده ، 1995-1990
2- MATT DILLON ، شغل : بازيگر ، 1998-1996
3- JARED LETO ، شغل : بازيگر ، 2003-1999
4- ROBBIE WILLIAMS ، شغل : خواننده
5- JUSTIN TIMBERLAKE ، شغل : خـوانـنـده ، 2003 تـا كنون 
 

Cameron Diaz in Columbia's The Sweetest Thing


بیوگرافی شماره 2

مدلی که بعد ها بازیگر شد و توانست تا حد ستاره بالا بیاید و درست از همان اولین حضورش در مقابل کمیدن روز جیم کری در سال 94 در فیلم ماسک موقعیت خودش را تثبیت کرد. بسیاری زیبایی او را به خاطر اختلاف نژادی اش می دانند ، کامرون از والدینی که خود دورگه های کوبایی /آمریکایی و آنگلوآلمانی بودند به دنیا آمد و همین باعث شد کسی نتواند چهره او را به سرعت فراموش کند. کامرون دیاز در 30 آگوست 1972 در سان دیه گو کالیفرنیا متولد شد . در شانزده سالگی مدرسه را رها کرد تا مدل بشود و ظرف پنج سال پس از آن تقریبا سراسر دنیا سفر کند تا در کشورهایی چون ژاپن ، استرلیا ، مکزیکو و مراکش و پاریس فعالیتهای خود را دنبال کند. کامرون مدتی را به عنوان مدل شرکت معروف Elite  فعالیت می کند و از آنجا برای کارهای بعدی اش در زمینه تجاری کاندیدا می شود . او طی مدت کوتاهی با کمپانی های معروفی چون coke, Gear و Nivea همکاری می کند و سرانجام در بیست و یک سالگی به کالیفرنیا باز می گردد او در صنعت فیلم به صورت گمنام شروع به کار می کند تا اینکه برای نقش مهم مقابل جیم کری در ماسک انتخاب می شود و به دنبال موفقیت فیلم او نیز به چهره ای مطرح بدل می شود . پس از آن با هجوم پیشنهادات برای بازی مجبور می شود تا درس های بازیگری را یاد بگیرد تا بتواند در چند مجموعه و فیلم های مستقل ظاهر شود که از آن میان  به آخرین قدرتمند (95) اشاره کرد. این کار با آثاری مانند او یگانه است (96) و حس کردن مینه سوتا (96) ادامه پیدا کرد پس از بازی در مقابل ایوان مک گریگور در ساخته دنی بویل توانست خود را به مخاطبین و منتقدین بشناساند و با بازی عالی خود در عروسی بهترین دوستم (97) خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفت . اگر چه همبازی اش هنرپیشه قدرتمندی چون جولیا رابرتز بود! او موفقیت بزرگی نیز در ساخته برادران فارلی با عنوان مری یه چیزش شده در 1998 به دست می آورد . او اینجا نقش اول فیلم را ایفا می کرد و توانست به خوبی خودش را در موقعیت خاص تثبیت کند و وارد جرگه ستارگان پولساز شود همان سال کامرون یک حضور کوتاه و افتخاری در ترس در لاس وگاس ایفا می کند و همین طور بازی در کمدی سیاه کارهای خیلی بد ساخته جان فاورو را می پذیرد .او حالا توانسته بود نام خود را به عنوان یکی از خواستنی ترین بازیگران هالیوود سر زبان ها بیاندازد و موفق شد نقش اصلی در جان مالکویچ بودن ساخته 99 را به عنوان همسر جان کیوزاک را به دست بیاورد . هر یکشنبه موعود یک درام ورزشی بود که او نقش یک مدیر و سرمایه گذار تیم فوتبال را ایفا می کرد. در این ساخته الیور استون به خوبی می درخشد و اینگونه وارد هزاره جدید می شود سال 2000 به تیم لوسی لو و درو بری مور می پیوندد تا فرشتگان چارلی ساخته شود که بازسازی مدرن سینمایی یک سریال تلویزیونی پرطرفدار بود. فیلم با صحنه های اکشن خاص یاداور شیوه های به کار رفته در ماتریکس بود و البته استفاده از خطوط ظریف کمدی ، احساسی و موسیقی به جنجال های بدل می شود. در ادمه همان سال دیاز  صدایش ر به کارکتر شاهزاده فیونا در انیمیشن پولساز شرک می بخشد و نقشی قابل توجه در بلاک باستر معتبر آسمان وانیلی در کنار تام کروز به دست می آورد . کمدی بهترین چیز بعدی سال 2002 ساخته می شود و سپس همراه با گنگستر های نیویورکی  ساخته مارتین اسکورسیزی سفری به کودکی خود در کالیفرنیا می کند . پس از آن دومین هنرپیشه زن بیست ملیون دلاری بعد از جولیا رابرتز می شود که اولین چک را برای ساخت فرشتگان چارلی 2 دریافت می کند او برای دنباله شرک به سرمایه گذاری هم می پردازد.

Cameron Diaz at the Westwood, CA premiere of DreamWorks Pictures' Shrek

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 10:50  توسط رضا  | 

Babak - Tanhayam

آهنگ زیبای تنهایم از بابک.

Free image hosting FreeShare.us

Babak - Tanhayam
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:50  توسط علی  | 

Ali As'habi - Lafe Asheghi-Remix

اینهم آهنگ جدید و بسیار زیبای علی اصحابی بنام لاف عاشقی (New Version) با اجرایی جدید و کاملا متفاوت.

آهنگساز : احسان غیبی / تنظیم : الیاس شیرزاد

Ali As'habi - Lafe Asheghi-Remix

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:50  توسط علی  | 

Tigheh-Tataloo-Felakat-Ardalan - Donia Naya

آهنگ دنيا نيا از تيغه و تتلو و فلاكت و اردلان خیلی آهنگه قشنگیه.

 

Tigheh-Tataloo-Felakat-Ardalan - Donia Naya

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:49  توسط علی  | 

Hamidreza And Alireza And Ali Ashabi - Nato

سلام بچه ها وبلاگم درست شدآهنگ جدید و زیبای علیرضا و حمیدرضا با همراهی علی اصحابی به نام ناتو

Hamidreza And Alireza And Ali Ashabi - Nato

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:48  توسط علی  | 

ستار - گلبانو

سلام بچه ها بعد از چند وقتی برگشتم و این نبودمم به خاطره این بود که وبلاگ خودم خراب شده و درگیره درست کردن اوون بوذم که هنوزم درست نشده.پس فعلا آهنگارو اینجا می زارم.

آلبوم ستار با نام گلبانو رو براتون آماده کردم.

 

خاکی

آخرین تلاش

گلبانو

گلگشت

یگانگی

سلام

چشمانت

اشک عاشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:6  توسط علی  | 

بیگرافی ریکی مارتین

بیگرافی ریکی مارتین

نام اصلی: انریکومارتین مورالس

شهرت: کیکی (Kiky)

شغل: خواننده – بازیگر

تاریخ تولد: 24 دسامبر 1971

محل تولد: سن خوان – پورتوریکو

شناسنامه ریکی مارتین Ricky Martin

جوایز کسب کرده: جایزه Grammy خواننده آمریکای لاتین1999 / بهترین طراح حرکات موزون و بهترین ترانه پاپ از سری MTV 1999 / بهترین کلیپ به انتخاب تماشاگران MTV برای ترانه Livin lavida loca از کشور روشیه و کشورهای آمریکای لاتین و آمریکا در سال 1999 / بهترین ترانه پاپ از سوی Billboar برای ترانه Nobody wants to be lonely  در سال 2000

هنرپیشه محبوب: رابرت دونیرو

فیلم مورد علاقه: پدرخوانده

طراح لباس محبوب: جورجیو آرمانی

ترانه محبوب: Fragile  از استینگ (Sting)

محل زندگی: کالیفرنیا

آخرین فیلم: نقش آفرینی در فیلمی باحال و هوای فیلم داستان وست ساید

 

ریکی مارتین

انریکو مارتین مورالس یا همان ریکی مارتین معروف در دوازده سالگی به دلیل غیبتهای غیر موجه بسیار و نیز دعوا و کتک کاری با معلمان و هم شاگردیها از مدرسه اخراج شد! از خوش اقبالی او در مدت کمتر از یک هفته ریکی به گروه جوان و نو پای اسپانیایی _ انگلیسی Menvdo پیوست و به زودی رهبری گروه را به دست گرفت.

طی پنج سالی که ریکی عضو گروه بود به یکی از آرزوهای دیرین خویش جامه عمل پوشاند و نخستین کنسرت وی با استقبال بی نظیر جوانان روبرو شد و در مدت کمتر از 6 ساعت تمامی بلیطهای کنسرت پیش فروش رسید.

در سال 1989 وی گروه Menvdo را ترک کرد و به پورتوریکو زادگاه خود بازگشت و پس از مدتها دوری ار درس و مدرسه تحصیل را ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. در همین سالها به جهت چهره و ظاهر جذاب در شش آگهی ظاهر شد و با استقبال چشمگیر عموم روبرو شد.

در خلال همین سالها ریکی مارتین در یک سریال دنباله دار مزیکال تحت عنوان Mama Ama El Rock حضور یافت و آنرا بدل به پربیننده ترین و محبوبترین سریال سال کرد.در سال 1992 ریکی در سریال مکزیکی or una Estvella llz Alcan که به صورت روزانه پخش می شد ایفای نقش کرد و خب نتیجه آن نیز معلوم است! موفقیت چشمگیر این سریال باعث شد تا سازندگان آن دست به تهیه یک فیلم سینمایی با همین عنوان بزنند. درخشش خیره کننده ریکی در نقش پابلو و هنرنمایی زیبا و به یادماندنی وی در این فیلم جایزه معروف Heraldo   را که همتراز جایزه اسکار می باشد برای او به ارمغان آورد.

ریکی مارتین در سال 1993 در سریال کمدی آمریکایی Getting by  حضور یافت و به دنبال آن در مجموعه تلویزیونی "قایق عشق" و "پابرهنه در بهشت" ایفای نقش کرد. هر سه این سریالها جزو کارهای محبوب آن سالها به شمار می روند. آگهی تبلیغاتی ریکی مارتین برای شرکت پپسی کولا با هنرنمایی وی و جنت جکسون ساخته شد , یکی از بهترین تیزرهای آن سال محسوب می شد.

در همان سالها در یک برنامه تلویزیونی از رکی سؤال شد که بین بازیگری و خوانندگی کدامیک را ترجیح می دهد و او با خنده پاسخ داد:

" البته خوانندگی ولی اگر دمی مور بخواهد با او همبازی خواهم شد!"

سریال بیمارستان عمومی عنوان آخرین مجموعه تلویزیونی است که ریکی در آن ایفای نقش کرد. یک سریال خانوادگی و دراماتیک که پرمخاطب ترین و محبوبترین مجموعه تلویزیونی بخ انتخاب جوانان بود و تاکنون نیز نیز چندین بار از شبکه های مختلف تلویزیونی آمریکا نمایش داده شده است.

البته از صدای ریکی در ورسیون اسپانیایی انیمیشن "هرکول" نیز استفاده شده است.

یکی دیگر از هنرنمایی های ریکی مارتین بازی در نقش ماریوس , در نمایشنامه بینوایان, در برادوی است. او در طول زمان سه ساعته نمایش نزدیک به هفت ترانه را زیبایی تمام اجرا کرد و مورد تحسین منتقدین قرار گرفت. ترانه Chairs Empty tables at Empty  در این نمایش جوایز متعددی را برای او به ارمغان آورد. ریکی در 24 فوریه سال 1999 در چهل و یکمین دوره اهدا جوایز Grammy نامزد دریافت جایزه بهترین اجرای پاپ لاتین شد. بعد از یک ساعت و بیست دقیقه انتظار مجری برنامه, ریکی مارتین را معرفی و به صحنه فراخواند. ریکی با ترانه La copa de La Vide و همراهی گروه مخصوص خود زیبایی, شکوه و عظمت موسیقی پاپ آمریکای لاتین را به نمایش گذاشت. پس از آن مجری اسامی کاندیداهای دریافت جایزه را اعلام کرد: خوزه فلیسیانو , خوان گابریل , انریکو ایگلسیاس و ریکی مارتین. و جایزه تعلق می گیرد به ریکی مارتین برای ترانه Vuelve. پس از آن ریکی روی صحنه می رود و فریاد می زند: " من یک جایزه Grammy دارم, از خدا متشکرم" . او سپس ادامه داد: " آنچه امشب آغاز شد و اتفاق افتاد زمینه ساز آینده خواهد بود و تاریخ گواهی خواهد کرد."

فروش 5میلیون نسخه از آلبوم وی در همان سال ریکی مارتین را در صدر جدول موسیقی آمریکای لاتین قرار داد. آلبومهای این هنرمند پورتوریکویی تاکنون بیش از 15 میلیون نسخه در جهان فروش داشته است.

ترانه های La Copa de La Vide در جام جهانی فوتبال سال 1998 , A Latinfever در سال 1999 و Vuelve از بهترینهای ریکی به شمار می آید.

گروهی که ریکی مارتین را در تهیه و ضبط ترانه هایش یاری می کنند همگی از سرشناس ترین افراد در زمینه موسیقی پاپ هستند: " رابی روزا تهیه کننده, امیلیو استفان مدیر کمپانی میامی , دزموند چایلد ترانه سرای خوانندگان مشهوری چون جان بون جووی , آئرو اسمیت و مدونا به علاوه یک استدیو با پیشرفته ترین تجهیزات ضبط صدا."

البته ریکی می گوید: من دوست ندارم زیاد تکنیکی کار کنم چون احساس حرف اول را در موسیقی می زند و متأسفانه تکنولوژی, عشق و حس را از کارها می گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:7  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر