تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

Ramin Foroughi - Bemoon

آلبوم جدید و زیبای رامین فروغی به نام بمون .

بمون

هدیه

برو برو

دیونه نکن

دنیا دیگه مثل تو نداره

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:50  توسط علی  | 

Reza Pishro - Dad Bezan

آهنگ جدید رضا پیشرو به نام داد بزن .(این آهنگ برای رو برای آتیش که نامزدش بود خونده.)خیلی باهاله.

Reza Pishro - Dad Bezan

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:47  توسط علی  | 

Pishro Feat Diako - Pedar Khanehye Man

آهنگ پدر خوانده من از دیاکو و پیشرو .

Pishro Feat Diako - Pedar Khanehye Man

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:39  توسط علی  | 

Kia - Bego Akhe Kojaei

آهنگ جدید و زیبای کیا به نام بگو آخه کجایی

Kia - Bego Akhe Kojaei

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:25  توسط علی  | 

Babak Jahan Bakhsh - Tazegiya

آهنگ بابك جهانبخش به نام تازگيها ( درخواستي )

Babak Jahan Bakhsh - Tazegiya

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:10  توسط علی  | 

مصاحبه با نادر سلیمانی

نادر سليماني: بي‌‌جهت ممنوع‌الكار بودم

    
    نادر سليماني را از سال‌ها قبل با بازي در مجموعه «ساعت خوش» مي‌‌شناسيم، اما او اعتقاد دارد، همان‌قدر كه اين مجموعه برايمان، خوب بود برايمان دردسر هم آفريد، پس از پخش اين مجموعه دو ماه ممنوع‌الكار شدم، قرار بود مسعود كيميايي در فيلم ضيافت از ما استفاده كند، اما تمامي رشته‌ها پنبه شد...
    حضور او در ساعت خوش با بازي در نقش خان‌دايي در كنار سعيد آقاخاني و ترانه محبوب آنها «سلام سلام، خان دايي‌جان» هنوز از يادها نرفته است سيماني از نامهرباني‌ها به ويژه ممنوع‌الكاري‌اش كه هيچ‌گاه دليلش را نفهميد، خاطره بسيار تلخي در دل دارد، او در باطن غمگين است، اما عجيب اين‌كه در سر صحنه خنده از لبانش محو نمي‌‌شود، چهل سال از خداوند عمر گرفته است و در عرصه هنري، خود را يك تئاتري مي‌‌داند، بچه جنوب، «آبادان» است، مثل خيلي از آباداني‌ها، خونگرم... از كارهاي سينمايي او مي‌‌توان به مرد عوضي، لاك‌پشت، كليد ازدواج، علي سنتوري، نصف مال من نصف مال تو، اشاره داشت... گفته‌هاي او را بخوانيد:

    • من گله‌اي كوچك دارم، دوستان وقتي در چارچوب جادويي و خيالي ديده نشويم ما را باور ندارند و قبول نمي‌‌كنند كه هنرمند هستيم. وقتي كه ديده مي‌‌شويم تازه به ياد ما مي‌‌افتند. اين اشتباه است، هنرمند اگر بميرد هم زنده است، سعي كنيم در زمان زنده بودن به ياد او باشيم و از او تقدير كنيم، اين حرف‌ها را براي خودم نمي‌‌گويم براي همه هنرمندها مطرح مي‌‌كنم. البته اين گله را دوستانه محسوب كنيد.
    • مي‌‌توان گفت بازيگري طنز غريزي است اما معتقدم اول بايد خوب ببيني بعد خوب گوش كني و در آخر هم خوب ادا نمايي، بايد در وجود بازيگراني كه كار طنز انجام مي‌‌دهند بداهه‌گويي سرشته شده و بازيگر طنز با اين مهم آميخته باشد در غير اين صورت نسبت به خواسته‌هاي مردم كم خواهد آورد، بايد درون‌مايه كار طنز را داشته باشي، البته مي‌‌شود آن را به مرور زمان ياد گرفت ولي خيلي سخت است.
    • شما در طنز جاهايي را مثل كاريكاتور درست مي‌‌كني، يك‌ جور اغراق البته دست روي نقاطي خواهي گذشت كه حساسيت برانگيز است حال به سود آن موضوع يا ضررش.
    • ساده‌نگري اصل اول يك طنز است و بعد نكته‌بيني، اين دو مقوله‌اي است كه در كارهاي مهران مديري وجود دارد. همين موضوع طنز او را از بقيه كارها جدا مي‌‌كند و باعث تمايز مي‌‌شود. در كل مديري دنبال قيد و بند‌هاي مرسوم نمايشي نيست البته اين هم يك گونه از طنز به حساب مي‌‌آيد.
    • خودم را بازيگر تئاتر مي‌‌دانم، اگر غلو حساب نكنيد تئاتر را خيلي مي‌‌پسندم چون ساده و بي‌‌غل و غش بوده به قول خودمان Face to face است، نفس به نفس تماشاگر كار مي‌‌كني خيلي سخت‌تر از بازي در سينما و تلويزيون است، در تئاتر جاي برگشتي وجود ندارد، گذشته همان لحظه تمام مي‌‌شود و به حال مي‌‌رسد.
    • پرويز پرستويي نمونه يك بازيگر بسيار تواناست يا اكبر عبدي و...
    
    • كارگرداني را بعد از بازيگري خيلي دوست دارم البته نه اين‌كه آن را در زماني كوتاه تجربه كنم و به خاطر وقت مناسب در اختيار نداشتن يا همان «فورسماژور» بودن، سريع و تند دست به كار شوم، دوست دارم يك يا دو سال روي آن تحليل و بررسي كنم و بعد به عمل برسانم. اميدوارم روزي اين روياي شيرين به واقعيت تبديل شود نه فقط براي من بلكه براي تمام كارگردان‌هاي جوان.

    
    • «سلطان و شعبان» را خيلي دوست داشتم. بعد «محله برو بيا» و «محله بهداشت». از بهترين طنزهايي بود كه ديدم.
    
    • ممنوع‌الكاري آن هم بدون هيچ دليل قانع‌كننده‌اي، بعد از ساعت خوش چه فيلم‌هاي خوبي آن هم با كارگردان‌هاي بزرگي مثل مهرجويي، افخمي، بيضايي، يدا... صمدي و مسعود كيميايي را از دست دادم، آن‌موقع شنيده بودم ضيافت آقاي كيميايي اول قرار بود با بچه‌هاي ساعت خوش ساخته شود.
    
    • به زندگي شيمايي‌ها خيلي زياد علاقه دارم، بچه‌هايي كه در جنگ شيميايي شدند مشكلات متعدد و طاقت‌فرسايي دارند اين را به‌خاطر چيز خاصي نمي‌‌گويم براي امتحان هم كه شده يك دقيقه نفس خود را حبس كنيد آنها به سختي نفس مي‌‌كشند اگر داستان آنها عين واقعيت ساخته شود مي‌‌توان خنده و گريه را همزمان از مخاطب گرفت، مي‌‌شود كاري كرد كه مردم در سينما و بعد از بيرون آمدن زار‌زار گريه كنند.
    
    • از خودم راضي‌ام چون نادر سليماني خيلي زحمت مي‌‌كشد. اين را جدي مي‌‌گويم تا آنجايي كه توان دارد به رفقايش كمك مي‌‌كند و به فكر خانواده‌اش هم هست، پس چرا بايد ناراضي باشم؟
    
    • وقتي تهمت ناروا به من مي‌‌زنند يا حرفي را به زور مي‌‌خواهند به من بقبولانند به شدت عصبي مي‌‌شوم. اين تنها نقطه ضعفم است، اين‌كه كاري نكرده‌ باشم و بگويند تو انجام داده‌اي، آنقدر جسارت دارم اگر كاري كرده باشم با قدرت جوابگوي آن باشم چون كسي را بالاتر از خدا نمي‌‌بينم.
    
    • در زماني كه كاري پيشنهاد نشود فقط قرض كردن را ياد گرفته‌ايم. خوشبختانه يا متاسفانه حقيقت محض است، چه كار مي‌‌توانم انجام دهم مكانيكم؟ راننده‌ام؟ بايد قرض كنيم و خجالت بكشيم اول قرض مي‌‌كنيم بعد كه كار جور شد قرض‌ها را مي‌‌پردازيم.
    
    • ممنوع‌الكاري بدترين ساعت زندگي من است. زماني بود كه انتظار مي‌‌كشيدم در باز شود و بگويند تو مي‌‌تواني بازي كني، اگر نگذارند بازيگر بازي كند انگار دست و پايش يا زبانش را قطع كرده‌اند، انگار همه چيزش را گرفته‌اند، يك مرده متحرك.

    
    • عاشق كارتون هستم شايد ساعت‌ها بنشينم به تماشا كردن و خسته نشوم در حالي كه يك فيلم سينمايي خسته‌ام كند و از ديدن آن حالم به هم بخورد، پا به پاي پسر شش ساله‌ام هومان به تماشاي كارتون مي‌‌نشينم سيندرلا، پينوكيو، سفيد برفي و هفت كوتوله و در كل همه كارتون‌هاي والت ديزني، پت و مت هم ماه است. بازيگر بايد كارتون ببيند مخصوصا اگر كارش طنز باشد، در كارتون خلاقيت فوق‌العاده‌اي وجود دارد چون غيرممكن‌ها را به راحتي ممكن مي‌‌كند.
    
    • يك بار عاشق شده‌ام، كه الان همسرم هستند. دروغ هم نمي‌‌گويم عشق نور الهي است و اگر عشق نداشته باشي مطمئن باش اتصالت به خداوند درست نيست، من عاشق خانواده‌ام هستم.
    
    • چهاردهم اسفند 1345 در آبادان، به دنيا آمدم.
    
    • تا 14 سالگي در منطقه ارتشي‌هاي كارون آبادان، بعد از شروع جنگ رفتيم شيراز، رفسنجان و تهران، نقطه به نقطه تهران هم زندگي كرده‌ام چون مستاجر بوده‌ام و هنوز هم هستم.
    
    • الان در غرب تهران، مرزداران زندگي مي‌‌كنم.
    
    • فوق‌ديپلم بازيگري و كارگرداني، ديپلمم نيز راه ساختمان بود.
    
    • من زياد شيطنت نمي‌‌كردم، شيطنتم از دبيرستان به بعد شروع شد بيشتر هم كل كل انداختن با بچه‌ها. يك بار دسته بخاري كلاس را طوري گذاشتم كه حسابي داغ شود معلم وقتي آن را گرفت دستش سوخت. الان از كارم عذر مي‌‌خواهم ولي در كل رابطه‌ام با معلم‌ها خيلي خوب بود.

    
    • از سن 14 تا 21 سالگي كشتي آزاد مي‌‌گرفتم. به خاطر تئاتر ورزش را ول كردم، ورزش كردنم از زماني كه وارد دانشكده شدم كم شد تا روز به روز به وزنم اضافه شد.
    
    • وزنه‌برداري كار كرده‌ام البته بيشتر براي علاقه‌ام. به صورت تفريحي هم به پينگ‌پنگ و دوچرخه‌سواري پرداخته‌ام.
    
    • اصلا فوتبال بازي نكرده‌ام، تا به حال پايم به توپ نخورده، فوتبال سخت است اما تماشاي آن را دوست دارم به‌خصوص بازي‌هاي تيم ملي چون عرق ملي‌ام اجازه نمي‌‌دهد تماشا نكنم.
    
    • در استان فارس دوبار مدال طلا در رشته كشتي گرفتم البته طلا كه نبود از اين مدال‌هاي مثلا طلا در وزن 72 كيلو رده سني جوانان اول شدم.
    
    • شگردم يك خم و دو خم بود، خاك هم بيشتر مي‌‌رفتم دنبال سگك، يك خم را خيلي خوب تبديل به دو خم مي‌‌كردم.
    
    • اصلا برايم فرق نمي‌‌كند استقلال ببرد يا پرسپوليس، اميدوارم هر دو تيم موفق باشند. از ورزشي كه تعصب در آن جنجال و حاشيه به پا كند بدم مي‌‌آيد.
    
    • جهان پهلوان تختي هميشه زنده است. براي او نمي‌‌توان مرگي در نظر گرفت، سن من كه قد نمي‌‌دهد اما شنيدم مردانگي در وجودش موج مي‌‌‍زده، نمايانگر يك ورزشكار و انساني اصيل است.
    
    • هنرمندها هم مثل ورزشكاران زود فراموش مي‌‌شوند. در هنر هم علي دايي‌هاي زيادي داشتيم كه بعد از زحمات زياد آنها را شكستيم و فراموش كرديم، در هنر هم مثل ورزش اين جمله صدق مي‌‌كند كه قهرمان زنده را عشق است.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:38  توسط رضا  | 

Amir Ghasemi Ft. Vahid Moradi - Karbala

یک آهنگ جدید و زیبا از امیر قاسمی و وحید مرادی به نام کربلا

Amir Ghasemi Ft. Vahid Moradi - Karbala

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:38  توسط علی  | 

درخواستي

اينم از آهنگ هاي درخواستي کوروش صنعتی به نام عشق من و آرشام به نام كي دلش مياد  

 

كوروش صنعتي - عشق من

آرشام - كي دلش مياد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:26  توسط علی  | 

Ali Ashabi - Mashhare Kobra

آهنگ جدید علی اصحابی به نام محشره کبرا

 محشره کبرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:35  توسط علی  | 

Haifa - Wehby Naughty

آهنگ جدید و بسیار زیبای هیفا به نام Wehby Naughty .

 

Haifa - Wehby Naughty

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:33  توسط علی  | 

Bibak - To Chi Mishnasam

آهنگ جدید بی باک به نام تو چی میشناسم .

بی تو میشناسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:32  توسط علی  | 

Amir Tataloo Ft. Reza Pishro - Emshab Bemoon

اینم آهنگ زیبای امیر تتلو و رضا پیشرو به نام امشب بمون.

Amir Tataloo Ft. Reza Pishro - Emshab Bemoon

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:30  توسط علی  | 

Harpark Band - Sayeh

آهنگ جدید و زیبای گروه هرپارک به نام سایه .

Harpark Band - Sayeh

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29  توسط علی  | 

Partizan_Underground Party

اینم آهنگ جدید از گروه پارتیزان به نام پارتی زیر زمینی.

 

Partizan_Underground Party

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29  توسط علی  | 

گفت و گوی خواندنی با محمدرضا هدايتي در مورد «باغ مظفر» و «شب های برره»

گفت و گوی خواندنی با محمدرضا هدايتي در مورد «باغ مظفر» و «شب های برره»

منبع: هفته نامه صبح زاهدان و خبر گزاری انتخاب

 

 محمدرضا هدايتي اين هنرمند توانمند زاهداني، نياز چنداني به معرفي ندارد. معرفي كاراكتر منصور خان در باغ مظفر خالي از لطف نيست؛ وي 32 ساله، متاهل و داراي يك فرزند پسر بنام هامون است. از اينكه نام فرزندش را هامون گذاشته به خود مي‌بالد، زيرا هم اصالتش را حفظ كرده و هم معتقد است كمتر سيستاني نام پسرش را هامون مي گذارد. هدايتي كارش را با تئاتر شروع كرده، چرا كه تئاتر استخوان بندي بازيگري است و بايد گفت كه هر بازيگر توانايي، خاك خورده صحنه تئاتر  است.

به بهانه پخش مجموعه طنز باغ مظفر، گفت وگويي با وي ترتيب داديم كه در زير مي خوانيد:  ‌
● چطور شد كه مهران مديري باز هم از شما دعوت به كار كرد؟  ‌

هدایتی: من از سال 78 با ايشان كار مي كنم.  پس از 6 كاري كه با مديري داشتم و به ويژه بعد از پاورچين، تقريباً تبديل به يك تيم شديم. گروه آقاي مديري معمولاً همين ها هستند. در هر برنامه معمولاً ذهنش به سمت اين گروه مي رود، اگر مشغول كار و اجراي ديگري بودند، از افراد ديگري استفاده مي كند.  ‌خب طبيعي است كه در اين كار هم از من دعوت به عمل آمد.  ‌

● فكر باغ مظفر از كجا آمد؟  ‌
هدایتی: طرحش متعلق به خودآقاي مديري بود ؛ حدود 2 ماه با نويسنده ها صحبت كردند تا طرح جامعي آماده شد و سپس شروع كردند به نوشتن.  ‌

● اگر موافق باشيد قبل از پرداختن به باغ مظفر قدري راجع به <برره> صحبت كنيم كه معتقدم هنوز فراموش نشده است. اصلاً چه شد كه برره نيمه كاره رها شد؟

هدایتی: برره همزمان با آغاز محرم متوقف شد. قرار براين بود كه تا شب عيد ادامه بدهيم و داستان را به پايان برسانيم. بعد از محرم هم چند بار به ما گفتند آماده باشيد مي خواهيم كليد بزنيم اما هر بار تماس مي‌گرفتند كه منتفي شده است. راستش را بخواهيد خودم هم هيچ وقت نفهميدم جريان از كجا آب مي خورد. البته شايعات زيادي مطرح بود؛ عده اي مي گفتند آقاي مديري براي شركت چاي تبليغ كرده و باعث ممنوعيتش شده كه البته صحت نداشت. نهايتاً فهميديم صدا و سيما به اين نتيجه رسيده كه برره با توجه به بازتاب هاي عجيب و غريبش ادامه پيدا نكند. ظاهراً  آقاي ضرغامي بايد جواب خيلي ها را مي داده.

● ‌‌‌پس فشارهاي سياسي مانع ادامه پخش  <برره> شد؟ 
هدایتی: البته شايعه ديگري هم مطرح بود. مي گفتند گروه فشاري كه در قم آن جريان خانقاه گنابادي ها را پيش آورد، پيغام داده كه لوكيشن را با لودر خراب مي كنيم‌! بالاخره خواست صدا و سيما اين بود كه كار ادامه پيدا نكند و چون آقاي مديري اين كار را براي صدا و سيما انجام مي داد، بايد تبعيت مي كرد.

● فكـــــر مي‌كنيـــــد ايراد اصلي مربوط به نوع گويش بود؟  ‌
هدایتی: گويش كه به اعتقاد من مساله مهمي نيست و ضربه اي هم به فرهنگ يك كشور نمي زند.اين قدر نگران بودند كه بچه هاي ما برره اي حرف مي زنند و حرف زدن خودشان يادشان رفته، اما الان يك سال مي گذرد و شما مي بينيد كه تقريباً  كسي اينگونه حرف نمي زند. من فكر نمي‌كنم اين موضوع خيلي دخيل بوده باشد.

● به نظر من پيام هاي اجتماعي- سياسي برره به مراتب بيشتر از باغ مظفر بود. نظر شما چيست؟‌
هدایتی: مي توان اينگونه برداشت كرد كه مهران مديري چنين اهدافي را دنبال مي كرده است. راستش را بخواهيد هدف اصلي ما ساختن مجموعه‌اي براي سرگرمي مردم بود. اينكه هنگامي خسته و كوفته از سركار مي آيند، قدري بخندند. خيلي علاقه اي نداشتيم به سمت مسائل سياسي برويم، چون مي دانستيم عاقبتش همين تعطيل شدن است. البته از اطراف هم متن هاي سفارشي براي ما مي رسيد.  خودِ شبكه مي گفت كه يكي دو قسمت را به فلان مساله اختصاص بدهيد. حتي يك بار خود آقاي احمدي نژاد سفارش دادند كه به جريان هولوكاست پرداخته شود و ما هم آن قسمتي را ساختيم كه عده اي مدعي مي شوند زمين هاي برره مال ماست ...‌ اگر بعضاً سياسي مي شد دست ما نبود و ناخواسته بود. به هر حال صدا و سيما زير نظر مقام معظم رهبري است و يك ارگان شخصي نيست. ما هم نمي توانيم يكسري موارد را ناديده بگيريم.  ‌

● مثلاً يكي از پيام هاي برره اشاره به اقتصاد تك محصولي كشور(نفت) بود. اينكه دست روي دست مي گذاشتند تا نخودها سبز شود و اين بيكاري يك جور كاركردن تلقي مي شد. ‌

هدایتی: بله، شايد چنين برداشتي بتوان كرد.  ‌

● و يا اينكه سيامك انصاري (سواي اينكه همواره كاراكترهاي منفعل، توسري خور و زن ذليل را بازي مي كند) در نقش روزنامه نگاري بازي مي كرد كه هيچ توجهي به وي نمي شد و همواره مورد سرزنش قرار مي گرفت. شايد اين هم نمادي از در حاشيه قرار داشتن و بي توجهي به جريان روشنفكري باشد. اينكه روزنامه نگاران همواره مورد سرزنش حاكميت قرار دارند.  ‌

هدایتی: البته فكر نمي كنم شروع كار با چنين هدفي بود. شالوده شخصيت كيانوش كاملاً اجتماعي بود و شايد نتوان آن را به كل جريان روزنامه نگاري تعميم داد.  ‌

● تفاوت برره با باغ مظفر را در چه مي دانيد؟  ‌
هدایتی: خب ما در باغ مظفر نمي خواستيم كار از نيمه تعطيل شود. (باخنده) ‌‌‌‌خود شبكه هم خيلي اصرار داشت كه به مسائل سياسي نپردازيد. البته خواسته يا ناخواسته مردم ما خيلي سياسي هستند. در صف هاي نانوايي و تاكسي ها امكان ندارد بحث سياسي نشنويد. به همين دليل مردم علاقه دارند كه معضلات اجتماعي و سياسي هم در سريال ها لحاظ بشود. اما همان طور كه محروميت هايي وجود دارد، محدوديت هايي و خط قرمزهايي نيز وجود دارد. خود من ترجيح مي دهم كه يك برنامه روال عادي اش را طي كند تا اينكه به دليل يك مساله سياسي نيمه كاره بماند. كشور ما يك كشور سياست زده است، هر مساله اي كه عنوان كنيد از آن برداشت سياسي مي شود.  ‌

● با توجه به خانواده‌اي سنتي و خاص همچون مظفر و در مقابل خانواده‌اي امروزي همچون بردبار، آيا مي‌شود گفت جدال و تقابل سنت و مدرنيته به تصوير كشيده شده است؟  ‌

هدایتی: اگر شما بخواهيد اين هم مي شود‌! ولي ما اصراري به نشان دادن جدال سنت و مدرنيته نداريم. فكر نمي كنم چنين خانواده اي با اين شمايل (خان و خان زاده) و لباس پوشيدن وجود داشته باشد. ما يك جور كاريكاتور را نشان مي دهيم؛ به نوعي غلو كرده ايم.  ‌

● بردبار چطور؟ ‌شايد اين خانواده نماد يك خانواده امـــــروزي باشد، آن هم با اين همـــــه بي احترامي و شلوغي.
هدایتی: بله، ممكن است چنين خانواده هايي وجود داشته باشند، اما فكر نمي كنم تعدادشان زياد باشد. فكر مي كنم در اين خانواده هم بحث بي خيالي، غلو شده است.



● جناب هدايتي، همچون گذشته كه در نقش هاي طغرل، ددي و.. بازي كرديد، كاراكتر منصور خان نيز به نوعـــــي خشن است. گويي با اين فضا خو گرفته ايد.  ‌

هدایتی: بحث خو گرفتن نيست. وقتي يك كاري شروع مي شود، يك سري چارچوب هايي به بازيگر داده مي شود كه بايد در قالب آن كار كند. عرض كردم كه ما يك تيم شده ايم. در كارهايي كه با مديري انجام مي دهم بيشتر نقش يك پيرمرد غرغرو و خشن را بازي مي كنم و اين خواست ايشان است كه البته به نوعي تخصص هم براي من تبديل شده است.

● خودتان هم راحت تريد يا به صرف خواست مديري بازي مي كنيد؟  ‌

هدایتی: نمي شود گفت راحت ترم. در سريال هاي ديگر هيچ وقت نقش پير نگرفته ام؛ مثلاً سريال نيستان يا وكيل محله و يا فيلم هاي سينمايي بي وفا و شام عروسي هيچ ربطي به اين شخصيت هاي كاريكاتور گونه ندارد.  ‌

● از آخرين كارهايتان بگوييد؟  ‌

هدایتی: آخرين كار سريال در چشم باد به كارگرداني آقاي جوزاني است، كه هنوز تمام نشده. از چند روز ديگر بايد يك ماه به بندر انزلي بروم ...‌ پس از محرم نيز آلبوم موسيقي بنده به بازار مي آيد.  ‌

● آلبوم مذكور محلي است؟  ‌
هدایتی: خير، بصورت پاپ وراك كار شده. البته يكي از دغدغه هاي من خواندن به شيوه محلي است كه بايد وقت كافي و زيادي برايش بگذارم.  ‌

● عنوان آلبوم چيست؟  ‌
هدایتی: برگ و باد.

● برگرديم به منصورخان. اين لهجه بيرجندي از كجا آمد. ياور طغرل زابلي كجا و منصورخان بيرجندي كجا ؟!

هدایتی: البته من جايي عنوان نكردم كه اين گويش، بيرجندي است، گفته ام مربوط به جنوب خراسان است. برخي از بيرجندي ها هم مي گويند كه اين لهجه مربوط به < مود > است؛ ولي باز هم بعضاً از كلمات زابلي استفاده مي كنم.  ‌

● اين < اِندِ> كه آخر جملات اضافه كرده اي ظاهراً در گويش بيرجندي ها جايگاهي ندارد؟

هدایتی: اين يك جور لهجه قُلهكي است. يكي از دوستان من كه اتفاقاً از شميراني هاي اصيل است، اين موضوع را تاييد كرد و اتفاقاً خودش هم در آخر حرفهايش حرف <د> اضافه مي كند.  ‌

● استفاده از اين گويش فكر خودتان بود؟  ‌
هدایتی: چون بحث قاجار مطرح بود، قرار بود تركي صحبت كنم. روز ضبط دقيقاً يك دقيقه قبل از اينكه جلوي دوربين بروم، مهران مديري گفت: بگو ببينم، لهجه را چه طور مي خواهي صحبت كني؟ گفتم تركي.  ‌مديري شديداً مخالفت كرد و گفت: با توجه به جريان كاريكاتور و مسائلي كه پيش آمده، حرفش را هم نزن. گفتم باشه، پس تو يك ، دو، سه را بگو، ببينم چه به ذهنم مي رسد.  ‌

● پس كاملاً بداهه بود؟  ‌
هدایتی: بله، شايد از روي ناچاري !

● چون شايعه شده بود كه چندين ماه آموزش ديده اي؟  ‌

هدایتی: نه، كاملاً اتفاقي بود. البته در زاهدان، بيرجندي هاي زيادي داريم. من هم سال ها در زاهدان بوده و با آنها زندگي كرده‌ام. بنابراين با اين لهجه آشنايي داشتم و نيازي به آموزش نبود.  ‌

● قطعاً هر بازيگري دغدغه هايي نسبت به جامعه خويش دارد. دغدغه هاي شما چيست. آيا سعي كرده ايد كه اين دغدغه هـــــا را در قالب بازي به تصوير بكشيد يا چنين كاري را با اصول حرفه اي مغاير مي دانيد؟  ‌

هدایتی: دغدغه، يك بحث است و حرفه  بحثي ديگر. بله دغدغه هاي زيادي دارم. نسبت به ملتم، به كشورم و مسائلي كه گريبانگيرش شده از قبيل تحريم ها و سختي هايي كه مردم تحمل مي كنند‌ حساسم و دغدغه دارم؛ اينكه هويت ايراني چه بود، الان چه شده و چه قرار است بشود. اينها نه تنها دغدغه من كه دغدغه هر ايراني است. دل آن ايراني كه براي ايران نتپد، همان بهتر كه نتپد.  ‌اما فراموش نكنيم كه شغل و حرفه من چيز ديگريست. من در نهايت يك بازيگرم و آن چيزي را كه به من بدهند، اجرا مي كنم كه در واقع حرف و پيام خود من نيست.  ‌

● صحبت از پيام شد. فكـــــر نمي‌كنيد نوعي پيام زدگي در باغ مظفر ديده مي‌شود. با توجه به سوابق مهران مديري، بعيد بود كه اين قدر به تبليغات بپـــردازد. از لبنيات و ماكاراني گرفته تا بنزين و صرفه جويي. اگر چه به سبك خوبـــــي اجرا مي شـــــود و قالب طنزش را حفظ كرده اما فكر نمي‌كنيـــــد؛ قدري سبك و سطحي به نظر مي‌آيد‌؟  ‌

هدایتی: اولاً كه اين نوع تبليغ را من تاكنون نديدم. مخلوط شدن طنز با پيام بازرگاني كار جالب و منحصربه فردي است كه رخ داده. اما اينكه مي‌گوييد نسبت به كارهاي گذشته عجيب است حرف درستي است كه البته دليل دارد. دليلش اين است كه اين كار هيچ پولي از صدا و سيما نمي گيرد كه هيچ، بايد به تلويزيون پول هم بدهد ! ظاهراً سياست سازمان به اين سمت مي رود كه چون كانال خصوصي نداريم، لااقل كارها با سرمايه خصوصي ساخته شود. شايد هم يك جور تست و آزمايش باشد.  ‌

● از هنگامي كه <گل مراد> آمد، <منصورخان> به محاق رفته است. چرا؟  ‌

هدایتی: بالاخره وقتي شخصيت جديدي وارد مي شود، چند قسمتي بايد به وي پرداخته شود تا جاي خود را باز كند مخصوصاً اينكه برنامه ما 45 قسمت بيشتر نيست.  ‌

● پس به زودي به پايان مي رسد؟  ‌
هدایتی: بله،با شروع محرم باغ مظفر پايان مي يابد و ادامه آن بصورت سي دي به بازار عرضه خواهد شد.  ‌

● لوكيشن باغ مظفر به نسبت لوكيشن متنوع برره، قدري كسل كننده و تكراري نيست؟
هدایتی: نه، به نظر من تكراري نيست. برره يك دِه بود و طبيعي بودكه بزرگ و متنوع باشد، اما اين يك باغ است. اتفاقاً در اين كار بر روي لباس و طراحي صحنه خيلي دقت شده. لباس ها تك به تك دوخته شده است. خانم عربشاهي از طراحان با تجربه لباس هستند. دو خياط از بازنشسته هاي تالار وحدت داريم. براي اينكه كار، قاجاري نباشد، طرحي را اختراع كردند كه نه قاجاري باشد و نه امروزي. حتي چند مدل كلاه درست كردند؛ مثلا ً  كلاه من مربوط به هيچ دوره تاريخي نيست يا اگر به وسايل خانه نگاه كنيد اكثراً قديمي هستند. چندين ماه وقت صرف شده تا اين وسايل از سمساري ها و جمعه بازارها انتخاب و جمع آوري شده است.  ‌

● جناب هدايتي فضاي فرهنگـــــي كشور را چگونه مي بينيد؟  ‌
هدایتی: از روي كتاب هايي كه مجوز چاپ مي گيرند، از روي سانسورها و محدوديت هايي كه براي مطبوعات و نويسنده ها ايجاد شده مي توان به فضاي فرهنگي كشور پي برد.  ‌يكي از دوستانم اخيراً قرار بود كنسرت بزرگي را با حضور 10 ، 15 خواننده مطرح در كيش برگزار كند كه متاسفانه مجوز اجرا داده نشد. فضا را خيلي خوشگل نمي بينم، اميدوارم پربارتر شود.  ‌

● خبر داريد كه تنها سينماي زاهدان هم تعطيل شد؟
هدایتی: ‌اين مساله واقعاً جاي تاسف دارد. تاسف كه چه عرض كنم، احساس شرم مي كنم. شهري كه در اوايل تأسيسش 3 سينما داشته، اكنون كه مدعي هستيم فضاي فرهنگي رشد كرده است، بدون سينماست. اين خيلي اتفاق بدي است. 

● از فضاي سياسي استان هم مطلعيد؟  ‌
هدایتی: تا حدودي. موضوعي كه خوشحال كننده است، اين است كه اكثر مسئولين بومي هستند. اين حقي است كه به مردم استان داده شده و بايد از اين حق به نحو مطلوب استفاده كنند. نبايد ناراحت بود از اينكه فلاني زابلي است يا فلاني بلوچ؛ اين مسائل واقعاً ابلهانه است. من با دكتر دهمرده آشنايي نزديكي ندارم، اما فكر مي كنم فضاي دانشگاه سيستان و بلوچستان مديون اين آدم است. نبايد اجازه بدهيم كه بحث وجدل پيش بيايد.  ‌

●  رمز موفقيتت را در چه مي داني؟  ‌
هدایتی: من به اهداف خودم نرسيدم و خودم را آدم موفقي نمي دانم. اتفاقاً خيلي هم كم كاري داشتم. اينكه آدم، مطرح يا ساده تر بگويم معروف شود، دليل بر موفقيت نيست، اما اگر از ديد شما اين اندازه هم موفقيت است، رمزش را پشتكار و عشق به كار مي دانم. من شرايط سختي را گذراندم. حتي دانشگاه قبول شدم، اما به دليل شرايط نامساعد مالي نتوانستم ثبت نام كنم، به همين علت خودم را موفق نمي دانم.  ‌

● هر مجموعه تلويزيوني يا سينمايي يك هدف كلي را دنبال مي كند. باغ مظفر چه برون دادي را دنبال مي كند؟  ‌
هدایتی: اين را بايد از كارگردان و نويسنده ها بپرسيد. به هر حال يك هدف اين است كه سركار برويم و پولي دربياوريم، آن هم بعد از 8 ماه بيكاري. اين يك واقعيت است؛ هدف اصلي چرخاندن چرخ زندگي است، منتها چون كار فرهنگي است مي‌بايست حرف و هدفي هم براي ارائه كردن داشته باشد. حداقلش‌اين‌است‌كه فضاي مفرحي را براي بيننده ايجاد  مي كند. ‌

● ● ● گفت و گو : عماد مزاري – سردبیر هفته نامه صبح زاهدان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:59  توسط رضا  | 

Arsham - Ki Delesh Miad

اینم آهنگ آرشام به نام کی دلش میاد به درخواست افسانه.(عکس ازش نداشتم.)

 

کی دلش میاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 13:2  توسط علی  | 

Sharam Solati - Ghasam

بعد از کلی امتحان سخت که آخریش فردا هست اوومدم.

 اینم آلبوم جدید و زیبای شهرام صولتی به نام قسم.

01_ Ta Ettelae Sanavi

02_ Ghasam

03_ Khodesheh

04_ Hamseda

05_ Be Joone To

06_ Hamin Joori

07_ Eltemas

08_ Golpari

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:17  توسط علی  | 

Naser Abdollahi - Mandegar

اثری ماندگار و جاودان از زنده یاد ناصر عبداللهی به نام ماندگار  پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید.

 

منو ببخش

یمبو صحنه

تنها

فصل بهار

بهت نگفتم

خونه

راز

دلتنگ

مهر علی و زهرا (ع)

بی کلام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:16  توسط علی  | 

Mohsen Chavoshi Feat Mohsen Yeganeh - Nafas Borideh New Version

اینم ورژن جدید آهنگ نفس بریده از محسن چاوشی و محسن یگانه.

 

Mohsen Chavoshi Feat Mohsen Yeganeh - Nafas Borideh New Version

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:14  توسط علی  | 

Behnam Alamshahi - Bivafa

اینم آهنگ جدید بهنام علمشاهی به نام بی وفا. (درخواستی از افسانه)

راستی آهنگ کوروش صنعتی تو آرشیو هستش.

 

Behnam Alamshahi - Bivafa

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:13  توسط علی  | 

Masoud Saeedi - Akse To

اینم آهنگ جدید از مسعود سعیدی به نام عسک تو که البته این آهنگ قبل از تماس کاریش نکن اوومده بود. (اینم یه عکس قشنگ از مسعود سعیدی.)

 

 Masoud Saeedi - Akse To

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:10  توسط علی  | 

توجه                                                                      توجه!

اگر زمانی با آدرس HoleleH.blogfa.com به این وبلاگ اومدید و وبلاگ باز نشد یا مشکل دیگری داشت با آدرس زیر به وبلاگ بیاید

www.HoleleH.coo.ir

با تشکر!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:41  توسط رضا  | 

Behnam Radan - Bazigar

آهنگ جدید و زیبای بهنام رادان به نام بازیگر

Behnam Radan - Bazigar

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:53  توسط علی  | 

Hich Kas Ft. Masoud Saeedi Ft. Amir Tataloo Ft. Pishro Ft. QuF - Tamas Karish Nakon

آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی ، هیچکس ، پیشرو ، تاتالو و قاف (علی جی) به نام تماس کاریش نکن

Hich Kas Ft. Masoud Saeedi Ft. Amir Tataloo Ft. Pishro Ft. QuF - Tamas Karish Nakon

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 15:31  توسط علی  | 

پاسخ مسابقه ۲:

پاسخ مسابقه ۲:
 

جواب مسابقه شماره ۲

مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟

متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است.

جواب: مریم کاویانی

مریم کاویانی

تعداد شرکت کننده ها: ۳۹ نفر

تعداد پاسخهای درست:۳۵ پاسخ صحیح

برندگان:

حامد از تهران

نسیم از مازندران

مجید از قزوین

جوایز برندگان(برندگانی که شهر خود را نوشته بودند) طی ۲ روز آینده(شنبه) یوزر و پسوردشون براشون ایمیل زده میشه!

 منتظر مسابقه بعدی باشید شاید برنده ی بعدی شما باشید!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:44  توسط رضا  | 

جوک

با سلام به شما من به دلیل پاره ای از مشکلات متاسفانه شاید برای مدتی و شاید برای همیشه نتونم کارکنم امیدوارم که با آخرین آپ من شاد شید و اگر از من گله ای دارید ببخشید

امیدوارم خوب باشند و شما را راضی کنند

 

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه

.

.

تركه تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!

.

.

يك روز يه مرده ميره طوطي بخره.ميبينه يك طوطي هست كه قيمتش 10 ميليون تومنه,از فروشنده ميپرسه:
اين چرا اينقدر گرونه؟ فروشنده ميگه: اين يه طوطي استثناييه,اگه پاي راستش رو بكشي انگليسي حرف ميزنه و اگه پاي چپش رو بكشي فرانسه. يارو ميگه: خوب اگه هردوتا پاش رو بكشم چي ميشه؟ يهو طوطيه ميگه: خوب احمق جون اون موقع ميخورم زمين

.

.

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده

.

.


اصفهانیه قرص اکس می خوره تو تاکسی دو نفر و حساب می کنه
.

.

يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند . يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست اصفهانيه اول نشست و گفت : ما اصفهانيا آدمای مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد نوبت رشتيه شد : ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت يه دفه دستگاه گردنش رو زد تركه نشست : ما تركا آدمايی هستيم. دستگاه گردنش رو زد ...
.

.

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد

.

.

به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت:
- برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن.
گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: - هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت:
- سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي.

.

.

چه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم

.

.

تيم ملي فوتبال آرژانتين براي يك ديدار دوستانه با تيم محلات اردبيل به ايران مياد.قبل از مسابقه
مربي اردبيلي ميگه: بچه ها خوب گوش كنين ببينيد چي ميگم . اينا هيچي نيستن فقط يك بازيكن دارن كه اسمش مارادوناس. بعد رو به بازيكنان مي كنه و ميگه: رسول تو فقط مارادونا رو بگير.ممد تو هم فقط برو جلو گل بزن. مسابقه شروع ميشه و تو همان دقايق اول بازي تيم آرژانتين يه حمله سختي ميكنه روي دروازه اردبيل ممد از خط حمله خودشان ميآد بسمت عقب تا كمك كنه .ميآد توپ رو با پا بده به دروازهبان شوت ميكنه توي گل خودشان.مربي اردبيلي ميگه:ممد اينور نزن اونور بزن.رسول تو هم فقط مارادونا رو بگير.
دوباره آرژانتينيها حمله مي كنند باز ممد ميآد كمك كنه با هد ميزنه تو گل خودشان. باز مربي اردبيلي ميگه:ممد اينور نزن اونور بزن.رسول تو هم فقط مارادونا رو بگير. براي بار سوم آرژانتينيها حمله مي كنند باز ممد ميآد كمك كنه با قيچي برگردون بزنه تو اوت باز ميزنه تو گل خودشان .مربي اردبيلي ميگه:
رسول مارادونا رو ول كن ممد رو بگير! ممد رو بگير!! .

.

.

تو ارديبل مانور ميذارن ... دشمن فرضی پيروز ميشه

.

.

ترکه ميخاست بره تهران يه مگس اونو اذيت ميكرده
ترکه هم مگس رو ميگيره تو دستش تا وقتی که برسن به تهران
اونجا تهران كه ميرسه مگس رو ول ميكنه
ميگه حالا از تهران تا اردبيل پياده برو تا بفهمي مردم آزاري يعني چي

.

.

با تشکر

دوستارتان ساشا



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 14:47  توسط ساشا  | 

Reza Sadeghi - Vaysa Donya

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 17:11  توسط علی  | 

Alireza Assar - Nahan Makon

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 15:2  توسط علی  | 

مسابقه۲

مسابقه۲!                                            مسابقه۲!

 

جایزه ۳۰ ساعت اینترنت ۵۶k رایگان

این وبلاگ به مناسبت دومین سالگرد تاسیس هله له در بلاگفا ۳ مسابقه دارد که در هر کدام به برندگان به قید قرعه به ۳ نفر ۱۰ ساعت اینترنت رایگان ۵۶k می دهیم!

مسابقه شماره دو

مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟

متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است.

سوال خیلی ساده هست!

 

توجه:

۰۱-حتما ایمیل خود را بگذازید تا در صورت برنده شدنتان به شما اطلاع دهیم (در صورت ننوشتم ایمیل یا یک نشونی اسمتان در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد)

۰۲-جوایز فقط برای استانهای های مقابل است:تهران-مازندران-اصفهان-فارس-اراک-تبریز-خراسان-قزوین-زنجان-گیلان -خوزستان و بندرعباس است- و حتما شهرتون رو هم بگید!(متاسفانه برای بقیه جوایز برای تمام ایران نیست خیلی خیلی پوزش می طلبم ولی بقیه شهرها هم جواب بدین ما را یاری کنید)

۰۳-اسمتون یا اسم مستعارتون رو هم حتما بگید(از اسمهای بیخود مانند: تپل-حالا- ایکس و... خودداری کنید)

۰۴-مهلت شرکت در مسابقه تا ۵شنبه ۲۱ دی است.

۰۵-بعد از چک شدن جوابتهاتون توسط مدیر وبلاگ جوابتون از قسمت نظرات پاک می شود تا برای بقیه جواب لو نره!!!

 

در صورت رعایت کردن به بند ۱ و۳  و ننوشتن اسم شهرستانتان اسم شما در قرعه کشی قرار نخواهد گرفت!!!!

 منتظر جوابهای شما هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 22:57  توسط رضا  | 

جوک

از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

------------------------------------
فردي به مغازه لوازم ورزشي رفت و گفت پرچم ايران داريد. بعد از اينكه صاحب مغازه پرچم را آورد مرد گفت رنگهاي ديگر هم داريد.

-------------------------------

يك نفر ميره لب دريا ماهي بگيره وقتي ماهي مي گيره يكي مي زنه توي سرش اما ماهي نمي ميره هر كاري ميكنه ماهي نمي ميره يك تركه از انجا رد ميشه ميگه سرش را بكن زير اب تا خفه بشه

---------------------------
يه روز به يه تركه يه كلت ميدن ميگن اين خرو بكش تركه ميگه اصلا منو برادر كشي

------------------------------
يه لر باباشو مي كشه ميره مرحله بعد

----------------------------
تركه مي ميره روحش تو هواكش گير مي كنه

 

-------------------------
يه روز يه تركه خودشو دار ميزنه ولي به علت مرگ مغزي ميميره چرا؟چون با كش خودشو دار زده بوده.

----------------------------------

يه رشتيه ميره نجاري ميگه آقاي نجار برام يه كمد ديواري بساز اصغر آقا توش نباشه!!

---------------------------

به يه تركه گفتن با وطنم جمله بساز گفت ديروزرفتم حمام و تنم را شستم گفتند منظور ط دسته داربود گفت اتفاقا با تي دسته دار شستم.

----------------------------

تركه اسم بچشو ميذاره رستم مي ترسه صداش كنه.

------------------------
زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه
-

------------------------------
پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟
-

------------------------
تورکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفچر میشه
-

---------------------------
ترکه ميره سربازي بعد از دو سال كارت پايان خدمت رو ميدن,

بهش نگاه ميكنه ميگه:

من كه از اينا دو تا تو خونه دارم!!!!

.

.

شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»

.

.

با تشکر از شما دوستان که به ما امید آپدیت کردن می دهید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 9:38  توسط ساشا  | 

» راز اشيا پرنده ( یوفو)

» راز اشيا پرنده ( یوفو)

                        U F O

مشاهده یک سری از نورهای عجیب در دو روز اخیر باعث شده تا گروهی از محققان تحقیقات خود را برای پرس و جو از شاهدان عینی آغاز کنند تا مشخص شود آیا ما در واقع در حال بررسی توسط تمدنهای فرابشری هستیم یا نه؟

دو روز پیش دو نفر که از جاده ای در شهر نوفالک آمریکا میگذشتند شئی مثلثی و سیاه رنگ را مشاهده کردند که از بالای سر آنها در حال پرواز بود ولی موسسه تحقیقات فضایی نورفالک حدث می زند افراد بیشتری شاهد این شئ پرنده بوده اند

مشاهده شهود در باره این یوفو

یکی از شاهدان این جسم پرنده ناشناس در تماسی که با خبر گذاری اخبار عصر ایالتی داشته مشاهده جسمی غول پیکر و مثلثی شکل را گذارش داده است و فرد دیگری از کارمندان یک شرکت هواپیمایی خصوصی که در برج فرود مشغول به کار بوده وجود جسمی پرنده و ناشناس را در رادار خود به مسئولین ارتش آمریکا گزارش داده است یک متخصص پرواز که درخواست کرده هویت او پنهان بماند در حالی که در راه برگشت به خانه از سینما بود متوجه این جسم پرنده در آسمان شد وی اظهار میکند که این شئ به طور قطع یک هواپیمای سری نظامی نمیتواند باشد و او کاملا مطمئن است که وضیت فیزیکی اسن جسم کاملا با قوانین ساخت اشیا پرنده زمینی متفاوت است وی اسن جسم را در ارتفاع پمجاه فوتی سطح زمین به صورت معلق در هوا مشاهده کرده است او اندازه این شئ را بر حسب اندازه درختان اطزاف آن ده متر در شش متر تخمین میزند

مشاهده هم زمان در مکانی دیگر

درست در زمانی که شئ پرنده در آسمان آریکا مشاهده شد شئ مشابهی در نورسویچ انگلستان چندین بار مشاهده و گزارش شده است سازمان مطالعات یوفو انگلستان از تمامی کسانی که شاهد این شئ بوده اند درخواست کرده که با این سازمان تماس حاصل کنند آقای تیموتی داف مدیر تحقیقاتی سازمان تحقیقات فضایی انگلستان میگوید احتمالا این اشیائ پرنده که به طور هم زمان در چندین نقطه مشاهده شده اند به طور برنامه ریزی شده در حال انجام مامورینی هستند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 0:33  توسط   | 

غدير برخاسته از يك داده وحياني

سلام ببخشید که من کمی دیر به دیر میام آخه همنطور که می دونید درسام انگلیسی هست برای همین این چند وقته کمی سرم شلوغه

منم عید غدیر خم رو به همه شیعیان الالخصوص سید ها تبریک می گم

غدير برخاسته از يك داده وحياني

   
    واقعه غديرخم بدون مقدمه نبوده و جرياني برخاسته از يك داده وحياني يا داده‌هاي ديني و ريشه‌دار در خردورزي پيامبران بوده است.
    در واقع غديرخم ريشه در دوران رسالت پيامبر(ص) دارد. همه ما از واقعه تاريخي كه در روز هجده ذيحجه سال دهم هجرت به وقوع پيوسته و مسلمانان همه ساله آن را به عنوان بزرگ‌ترين عيد خود جشن مي‌گيرند مطلع هستيم. همه ما جمله «هر آنكه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست» را بارها شنيده‌ايم و به آن ايمان داريم.
    عيدغدير مهم‌ترين و باارزش‌ترين عيد در نزد مردم ايران است. شور و حال وصف‌ناپذيري كه در اين عيد وجود دارد در اعياد ديگر همچون فطر و قربان ديده نمي‌شود و دليل آن هم به خاطر عشق و علاقه‌اي است كه مردم ما به حضرت علي‌بن ابي طالب(ع) دارند.

    رسم بر آن است كه صبح روز عيد مردم به ديدار و دست‌بوسي سادات و ذريه اميرالمومنين(ع) مي‌روند و اداي احترام به سادات مي‌كنند و سادات نيز ضمن پذيرايي با شربت و شيريني و اهداي هديه‌اي به رسم يادبود از مهمانان قدرداني مي‌كنند. در اين روز مردم بهترين و زيباترين لباس‌هاي خود را مي‌پوشند، خود را معطر به بهترين عطرهامي نمايند و با چهره‌اي خندان و شادمان به ديد و بازديد مي‌پردازند. در اين روز افراد بسياري روزه مي‌گيرند و به مومنين قرض و اطعام مي‌دهند. مردم اعتقاد دارند پولي كه به عنوان هديه از سادات گرفته‌اند نبايد خرج نمايند بلكه به عنوان تبرك و بركت در نزد خود نگهداري كنند.
    در شب عيد غدير در مساجد و حسينيه‌ها مراسم جشن و سرور و مولودي‌خواني برپاست همچنين در منازل سادات و علما نيز مداحان و شاعران در وصف مولا علي(ع) و غديرخم مولودي‌خواني مي‌كنند.
    براي اين روز شريف اعمال زيادي وارد شده كه ما به اختصار به بعضي از اين اعمال اشاره مي‌كنيم.
    1- روزه 2- غسل كردن 3- زيارت حضرت علي(ع) كه يكي از آنها زيارت «امين‌ا...» است. 4- خواندن دعاي ندبه 5- چون مومني را ملاقات كند اين تهنيت را بگويد: «الحمدا... الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين والائمه المعصومين عليهم السلام.» و براي اين امور فضيلت بسياري ذكر شده است:
    پوشيدن لباس‌هاي نيكو، زينت كردن، استعمال بوي خوش، شادي كردن و شاد نمودن شيعيان اميرالمومنين، گذشت از تقصير شيعيان، برآوردن حاجات آنان، صله رحم، اطعام اهل ايمان، شكر و سپاس به خاطر نعمت بزرگ ولايت و...
    بازار جشن و سرور و عروسي نيز در اين روز بسيار پر رونق است و علاوه بر آن در اين روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدايايي به زوج تازه ميدهند و در بعضي از مناطق، اين هدايا با آداب و رسوم خاصي تهيه و تقديم مي‌شود. به خصوص اگر يکي يا هردو آنها سيد باشند، مراسم مهم‌تر و با شکوهتر خواهد بود.
    اما آنچه در زير مي‌خوانيد شرح کوتاهي از واقعه‌اي است که حجت پيامبر را بر پيروانش تمام کرد و دين اسلام را به ديني پايدار و بي خدشه مبدل ساخت. اين نوشته از سايت «مرکز اطلاع‌رساني موسسه فرهنگي شهيد آويني» تهيه شده است.
    
    در سال دهم هجرت، زماني که پيامبر اکرم(ص) دريافت به زمان رحلت خود نزديک مي‌شود، بي‌وقفه مي‌کوشد تا زمان حضورش را در ميان مسلمانان پربارتر نمايد و به همين دليل، زيباترين و دقيق‌ترين مراسم حج را به اتفاق ياران خود انجام داد.
    در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى‌داشت با اين حال ده‌ها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفر نوشته‌اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.
    اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على(ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.
    
    

دليل انتخاب محل غدير خم


    پس از پايان يافتن اين حج که به الوداع، حجة‌الاسلام، حجة‌البلاغ، حجة‌الكمال و حجة‌التمام خوانده‌اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر(ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.
    اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهي، رسالت خود را به انجام نرسانده‌اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى‌كند.
    اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص) مى‌گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان از آن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.
    بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى‌گذرند. غدير خم مناسب‌ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهميتي رابه گوش همگان برساند.
    
    

مهم‌ترين خطبه پيامبر اسلام


    پيامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زير خورشيد تابان، از ياران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رويهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه‌اى بدين شرح ايراد كرد:
    «ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى‌خواهيم و به او ايمان مى‌آوريم و بر او توكل مى‌كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى‌بريم ، خدايى كه هدايت كننده‌اى نيست آنكه را او گمراه سازد و گمراه كننده‌اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.»
    «من پيش از شما به حوض كوثر مى‌رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد، حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است، و در آن جام‌هايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد.»
    مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول‌ا...! آن دو چيز گرانبها چيست ؟
    فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است، عترت و خاندان من است و خداى نيكى‌كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى‌شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته‌ام، پس شما از آنها پيشى نگيريد كه هلاك مى‌شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد.»
    سپس دست على(ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است؟
    گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.
    فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين از خود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست. اين جمله را سه بار تكرار كرد.
    سپس گفت: «خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى‌ياور بگذار هر كس تنهايش گذارد و حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد.
    اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند.»
    چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:
    «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)».
    پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت‌بخش ، فرمود: «ا... اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد».

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 19:11  توسط رضا  | 

Dj Aligator - Countdown

اینم یکی از آلبوم های Dj Aligator به درخواست مهتاب خانوم به همراه يك موزيك ويدئوي از Dj Aligator.

01_ countdown - radio mix 

02_ countdown - club mix

03_ cs-jay transmission mix

04_ payami mix

05_ trance late mix

06_ morfeen mix

07_ khar 2 khar mix

ويدئوي CowntDown

Dj Aligator - Countdown

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 15:47  توسط علی  | 

Nahid - Love

 آهنگ جدید ناهید به نام عشق

Nahid

 

Nahid - Love

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:54  توسط علی  | 

جوک

سلام دوستان عیدتان مبارک اینم عیدی من به شما راستی من سید هم هستم

 

ترکه ميخواسته بچه شو نصيحت كنه، بهش ميگه: چند سالته؟ بچه: هفده سال.ترکه: خاك بر سرت، الان هم سن و سالهاي تو، سي سالشونه

.

.

فيله به مورچه ميگه: تو گوش من چيكار داري؟ مورچه: اومدم گوش فيل بخورم! فيله: پول هم داري؟ مورچه: نه. فيله: پس برو پايين چس فيل بخور!

.

.

ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا !!!

.

.

یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز حالا چی کار کنم؟!!!

.

.

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره،
جلسة اول از معلمش می پرسه:
این چراغ رنگیه چیه؟!
یارو میاد سركارش بگذاره،
میگه: این چراغ راهنماییه؛
وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن،
وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده و قبول میشه،
روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میكنه.
افسره داد میزنه: راننده پیكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره یك نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو

.

.

میدونی توی کلاس از کجا ترکارو تشخیص می دن ؟
از اونجا که استاد وقتی تخته رو پاک میکنه اونام دفترشونو پاک می کنن

.

.

یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست

.

ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد می شده نام فیلم رو می بینه میگه:

اه ه ه ه شهر یه سینما داشت اونم شد خوابگاه دختران!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

.

.
تر که را از مدرسه اخراج می کنند.پدرش میاد پیش مدیر و میگه: چرا بچه منو اخراج کردین؟ معلم: آخه ازش پرسیدم "تخت جمشید" رو کی آتیش زده جواب نداد. پدر ترکه هم با قیافه طلب کار گفت: ای بابا این که دیگه اخراج نمی خواست! من خودم نجارم- برای جمشید آقا یه تخت جدید می سازم

.

.
ازتركه مي پرسن كجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم!!!!.

.

.

ترکه رفته بود دزدی.ولی هرچی گشت هیچی پیدا نکرد! وقتی خواست بره بیرون صاحبخانه بهش گفت: درب را پشت سرت ببند! ترکه هم گفت: پدرسگ! خیلی از اموالت گیرم اومده که حالا دستور هم میدی؟!

.

.

را انتخابات ميرن تو يه محلي از يه پيره اي ميپرسن:کي تو محل شما کانديده؟ ميگه:اصغر اقا سوزن زن. ميپرسن چطور؟ ميگه: آخه اصغر آقا خيلي کان ديده..

.

.

به ترکه گفتن فعل زدن را صرف كن ؟ گفت :زدم زدي زد -خوردم خوردی دعوا شد

.

.

يه روز يك ترک بهترين كت وشلوار رو ميپوشه وتو خيابونهاي تهران راه ميره هر كي ميرسه بهش ميگه سلام آقا ترکه! .ترکه تعجب مي كنه از يكيشون ميپرسه :آقا شما از كجا فهمیدید که من ترک هستم؟يارو ميگه دو دلیل داره:1-پاچه شلوارت رو کردی تو جورابت 2- کت رو هم کردی توی شلوارت .

.

.

رضا شاه از یه نفر پرسید: راست است که دنیا قبل از انسان در دست اسب ها بوده؟! آن شخص گفت: نه قربان-دنیا همیشه در دست خر ها بوده!

.

.

امیدوارم با نظرات خود ما را دلگرمی بخشید




+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 10:7  توسط ساشا  | 

ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

کریسمس و میلاد مسیح به شما و خانواده محترمتان هیچ ربطی ندارد

---------------------------------------------------------------

يه ترکه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:58  توسط ساشا  | 

Cameron Cartio - Rahatam Man Joz ba Too

بچه ها اگه کسی اینترنت ADSL داره با آیدی من تماس بگیره:alligator_music

آهنگ جدید و بسیار زیبای کامرون کارتیو به نام راحتم من جز با تو

Cameron Cartio - Rahatam Man Joz ba Too

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:52  توسط علی  | 

جوک

سلام دوستان این میل جدیدمه www.sasha.aghamiri@Gmail.com

گفتی تا آخر دنیا باهاتم حالا میفهمم که چرا همش میگفتی دنیا دو روزه !!!!!!!!!!!!!۱۱

.

.

ارتباط ریش و تیغ قبل و بعد از انقلاب :
قبل از انقلاب با تیغ ریش می زدن
بعد از انقلاب با ریش تیغ می زنن !!
.

.

نگو بارگران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیمو رفتیم
اینا دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیمو رفتیم !!
.

.

آزمون جوشکاری جهت مهندسین مکانیک و متالورژی...
سوال اول: کشتی تایتانیک را به گونه ای طراحی کنید که در برخورد با صخره ی یخی نش * ک ند.
سوال دوم: جک دقیقا در چه روزی فوت کرد؟!
سوال سوم: جک چه کرد؟!
سوال چهارم: آیا می توان در عرض دو روز مخ یک نفر را تا این حد تیلیت کرد؟!
سوال پنجم: آیا خوش بحال جک؟!!!
سوال ششم: آیا نقاشی جک خوب بود؟
سوال هفتم: در مورد کیت چه می دانید؟!

پاسخ نامه:
سوال اول: نمی دانم!
سوال دوم: دقیقا در روز شکستن کشتی!
سوال سوم: بپرسید چیکار نکرد؟!
سوال چهارم: البته که می توان!
سوال پنجم: بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!
سوال ششم: عالی بود.
سوال هفتم: کیت چیز خوبی(ببخشید) بانوی محترمی بود

.

.

پدرم می گفت عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب

حالا هزار شب پشیمانم ;كه چرا یك شب عاشق نبودم
.

.

فاصله ها
: از نفرت تا علاقه یك محبت
. از دشمنی تا دوستی یك لبخند
. از جدایی تا پیوند یك قدم
. از دوری تا صمیمیت یك اس ام اس

.

.

لره باهواپیما می یاد تهران می گه : اگه می دونستم اینقدر نزدیکه با ماشین خودم می یومدم

.

.

زیبایی عشق را بوجود نمی آورد بلکه عشق است که زیبایی به وجود می آورد
.

.

آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... و گنجشکها جدی جدی می
میرند... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلبها جدی جدی می ش * ک نند...
و تو شوخی شوخی لبخند می زنی... و من جدی جدی عاشق میشم
.

.

از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه
.

.

از طرف ادارة آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!!!

.

.

چرا قبل از اينكه لقمه به دهان برسد، دهان باز ميشود؟ چون درست نيست چنين ميهمان
عزيزي پشت در بماند!

.

.

ده درصد دلم تنگه،
بيست درصد يادتم،
سي درصد ميخوامت،
چهل درصد بيقرارم،
پنجاه درصد دل نگرانم،
شصت درصد حواسم بهته،
هفتاد درصد ديوونتم،
هشتاد درصد نوكرتم،
نود درصد دوست دارم،
صد درصد سر كاري

.

.

المپيك حوضه علميه قم شروع شد :
1-طناب زني با عمامه
2-پرش از روي حوض با عبا
3-دو صد متر با دمپايي
4-نماز استقامت
5-وضوسرعتي

.

.

امیدوارم شاد باشید و ما را با نظرات خود دلگرمی  بخشید

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 9:36  توسط ساشا  | 

عکس سوتی

عجب سوتی ردیفی!

زیباست!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 0:7  توسط   | 

پاسخ مسابقه ۱:

پاسخ مسابقه ۱:
 

جواب مسابقه شماره یک

عکس زیر کودکیه چه کسی است؟

جواب: هیفا وهبی

هیفا وهبی

تعداد شرکت کننده ها: ۴۸ نفر

تعداد پاسخهای درست:۲۵ پاسخ صحیح

برندگان:

وحید از مشهد

نریمان از ؟؟؟؟

نازنین از ؟؟؟؟

جوایز برندگان(برندگانی که شهر خود را نوشته بودند) طی ۲ روز آینده(شنبه) یوزر و پسوردشون براشون ایمیل زده میشه و برندگانی که شهر خور را ننوشتهبودند بعد از ایمیلی که از آنها شهرشان را می خواهیم و بعد از معلوم شدن شهرشان برای آنها ارسال می شود

 منتظر مسابقه بعدی باشید شاید برنده ی بعدی شما باشید!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 19:30  توسط رضا  | 

جوک

سلام من تا یکشنبه نمی تونم آپ کنم خواهشمندم عذرم را پذیرا باشید

.

مامان بچه هه به بچش ميگه كه عزيزم وقتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميكني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميكنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچه هه ميگه آخه ديروز كه بابا ميخواست بوسش كنه زد تو صورتش
________________________________________
-




او را گرفتند به جرمه چيدن يك شاخه گل زيرا كه دستانش بوي گل مي داد و هيچ وقت فكر نكردند كه شايد گلي كاشته باشد
________________________________________
-




گرگه گشاد گشاد راه ميرفته ازش ميپرسن چي شده ؟ ميگه: رفتم خونه شنگول و منگول در زدم و گفتم منم منم مادرتون . بعدباباشون باور كرد
________________________________________
-




هميشه عكس همسرتو تو كيفت بذار تا هر وقت مشكل بزرگي واست پيش اومد به عكسش نگاه بندازي و بدوني مشكل بزرگتري هم داري
________________________________________

-
:



تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن
________________________________________
-




نبايد ميذاشتم بري... اينجا خيلي جات خاليه... بوي عطرت نمياد... حس بدي دارم... چون همش فكر مي كنم تقصير من بود... آره نبايد سيفون رو مي كشيدم
________________________________________
-




آلبرت انيشتن ميگه: عشق مثل ساعت شني مي مونه ، همون طوري كه قلب رو پر مي كنه ، مغز رو خالي مي كنه؟
________________________________________
-




دلم بدجور هواي دستها ت رو كرده. لحظه شماري مي كنم براي اون لحظه كه حقت رو كف دستت بذارم
________________________________________
-




لره ميره جهنم بهش ميگن 256.75 ركعت نماز بدهكاري! ميگه : 256 ركعت قبول ولي اون 75 صدم واسه چيه ؟ ميگن به خاطر كوسينوس زاويه انحراف از قبله
________________________________________
-


فرق باطري با زن چيست؟ باطري فقط يك قطب منفي داره ولي تعداد موارد منفي زن قابل شمارش نيست -فرق باطري با مرد چيست؟ باطري اقلا يك قطب مثبت داره ولي مرد هيچ چيز مثبتي نداره
________________________________________
-




زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نيا موختي كه چگونه تو رو فراموش كنم

-


-----------------------------------

موسي در قزوين: اي موسي عصايت را به زمين بنداز. و موسي چنين كرد . و ندا امد حالا اگه جرات داري برش دار
.

تست کنکور 85: ......
بی تو سردمه
: 1.بخاری
2. پتو
3. آرش
4. شوفاژ
..................................

.

 

لطفا ما را از نظرات خود بی بهره نسازید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 18:6  توسط ساشا  | 

جوک

 

پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »
پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»
.

پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي »
پسر با شرمندگي:«نمي خواهم شما را بترسانم ، ولي امروز صبح معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند ، تنبيه
مي شود»

.

يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»

.


فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


.


يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر.

.


روزي روباهي مي رود پيش كلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي!»
كلاغ با خونسردي مي گويد:« كجاي كاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.»

.

به یارو میگن تو با این هیکلت می تونی جای پنج نفر کار کنی واسه چی اومدی گدایی؟
میگه خب من هدفم خیره می خوام اون پنج نفر از نون خوردن نیفتن

.

دو نفر از كاركنان راه آهن با هم صحبت مي كردند.
اولي مي گويد: «شنيدي پرويز را اخراج كردند.»
دومي: «آره، مي گويند بي اجازه وارد اتاق رئيس شده بود.»
اولي: «اي بابا به خاطر مسأله به اين كوچكي؟»
دومي: «آخر او با لوكوموتيو وارد اتاق رئيس شده بود!»

.

يك روز يك تركه دوپينگ ميكنه براي اينكه تابلو نشه تو مسابقه اخر ميشه

.

يك روز به يك نفر مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
- اول يك ماشين پژو ۲۰۶ پيدا كنم؛ بعد يك ۲۰۶ ديگر پيدا كنم؛ سومين آرزويم هم اين است كه يك ۲۰۶ پيدا كنم.
- چرا هر سه تا آرزويت يكي بود؟
- براي اين كه اين سه تا را بفروشم و يك ماكسيما بخرم.

.

لره 1 پازل رو بعد دو سال حل ميكنه به دوستش ميگه اونم ميگه فكر نميكني يه كم طول كشيده؟ ميگه نه روش نوشته واسه 10-7 سال

.

امیدوارم لذت ببریدوما را نیز از نقطه نظرات خود محروم نکنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 15:10  توسط ساشا  | 

جوک

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون


فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

 

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

 

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

 

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

 

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

 

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

 

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

.

این شعر هم یکی از دوستان فرستاده بود از گروه روزنه منم از شعر خوشم اومد گفتم برای شما هم بزارم

زن ذليل


الهي! به مردان در خانه ات!
به آن زن ذليلان فرزانه ات!
به آنانکه با امر روحي فداک!
نشينند وسبزي نمايند پاک!
به آنانکه از بيخ وبن زي ذيند!
شب وروز با امر زن مي زيند!
به آنانکه مرعوب مادر زنند!
ز اخلاق نيکوش دم مي زنند!
به آن شير مردان با پيشبند!
که در ظرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّه داري تکند!
يلان عوض کردن پوشکند!
به آنانکه بي امر واذن عيال
نيايد در از جيبشان يک ريال!
به آنانکه با ذوق وشوق تمام
به مادر زن خود بگويند: مام (!)
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ايزو...نه! زي ذي نه هزار!
به آنانکه دامن رفو مي کنند!
ز بعد رفويش اُتو مي کنند!
به آنانکه درگير سوزن نخند!
گرفتار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمه سبزي پزان قدر!
به آن مادران به ظاهر پدر(!)
الهي! به آه دل زن ذليل!
به آن اشک چشمان ممّد سبيل (!)
به تنهاي مردان که از لنگه کفش
چو جيغ عيالاتشان شد بنفش!
:که مارا بر اين عهد کن استوار!
از اين زن ذليلي مکن برکنار!
به زي ذي جماعت نما لطف خاص!
نفرما از اين يوغ مارا خلاص!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 13:55  توسط ساشا  | 

سحر جعفری جوزامی

سحر، دختر بابا

  
     سحر جعفري‌جوزاني در نقش فروغ‌السلطنه سريال باغ مظفر توانسته انتظارها را برآورده كند.
     كاراكتر فروغ بدون اغراق يكي از پايه‌هاي استحكام مايه‌هاي طنزگونه سريال جديد مهران مديري است و جعفري‌جوزاني نشان داده قواعد حضور در چنين كاري را به خوبي مي‌شناسد.
    سر به سر گذاشتن‌هاي فروغ و نازي (شقايق دهقان) بدون شك براي بيننده دلنشين است و جاهايي كه كامران تبديل به دست مايه قدرت‌طلبي آنها براي رو كم‌كني طرف مقابل مي‌شود بار طنز مجموعه را افزون‌تر مي‌كند.
    البته مديري مي‌تواند با وارد كردن خواستگاري سمج براي فروغ از توانايي‌هاي بيشتر بازيگري سحر جعفري‌جوزاني در بهتر شدن باغ مظفر استفاده كند.
    حتي اين نقش را مي‌توان برعهده نيما (هادي كاظمي) بگذارد، لودگي او و خصوصيات اخلاقي فروغ حسابي بيننده را به ريسه مي‌اندازد و حتي فرصت عرض‌اندام بيشتري به بردبارخان يا همان نادر سليماني خودمان در كنار شخصيت‌هاي ديگر مرتبط با داستان مي‌دهد كه در نهايت سريال را دلنشين‌تر خواهد كرد.
    سحر جعفري‌جوزاني دختر مسعود جعفري‌جوزاني كارگردان نامدار سينماي ايران است، بله، سحر دختر خوب بابا است، دختري كه مانند پدرش هنرمند ارزشمندي است. او بازيگري را در سينما و تلويزيون تجربه كرده اما هنوز روي صحنه تئاتر نرفته است.
    ناديده گرفتن توانايي‌هاي سحر جوزاني در سريال باغ مظفر دور از انصاف است، بايد قبول كرد اكثريت بيننده‌هاي اين سريال فروغ را تاثيرگذار و جذاب يافته‌اند بخوانيد او چه مي‌گويد.

    
    • خيلي خوشحالم كه در باغ مظفر بازي مي‌كنم، خرسندم نقشي را بازي مي‌كنم كه متفاوت است، يك جور نقش منفي كه در قالب طنز شيريني‌هاي ويژه‌اي دارد، فروغ متفاوت‌تر از نقش‌هاي قبلي‌ام است كه در تلويزيون بازي كردم و همين موضوع را برايم جذاب و شيرينش كرده، فكر مي‌كنم برگشتنم به تلويزيون آن هم با كاري كه دوستش دارم به موقع بود.
    • بازيگر بايد براي هر نقشي توانش را بگذارد، هر نقشي را كه براي بازي كردن قبول كرده‌اي حتما دوستش داشته‌اي، بايد براي آن زحمت بكشي و تمام توانت را به كارگيري، من هم سعي كردم تمام توانم را بگذارم.
    • باغ مظفر كار خوبي است و خود من هم دوستش دارم، البته بايد بگويم كه تمام كارهاي مهران مديري را دوست دارم، از زمان ساعت خوش تا به حال، گروه نويسنده‌هاي ايشان خيلي خوب و قدرتمند هستند، بازيگران باغ مظفر را دوست دارم و معتقدم با استعداد به حساب مي‌آيند، مديري جنس كار طنز را خوب مي‌شناسد و انتظارات مردم را به خوبي برآورده مي‌كند.
    • كارگرداني را هم دوست دارم، در كل هنر را دوست دارم اما در حال حاضر نمي‌شود گفت كدام يك ارجحيت دارد، نويسندگي يا بازيگري.
    • از بچگي پدرم را در حال نويسندگي و فيلم ساختن ديدم، هميشه در پشت صحنه فيلم‌هاي پدر حضور داشتم و ايشان من را با خود مي‌بردند، تصويري كه هميشه از پدرم در ذهن داشتم به شدت برايم جذاب بود به دليل همين جذابيت‌ها وارد اين وادي شدم. علاقه‌ام به پدرم خيلي موثر بود، بزرگ شدن در چنين محيطي و تجربه چنين شرايطي من را جذب بازيگري كرد.
    • شايد بخشي از هنر ژنتيكي باشد، اما خيلي‌ها هستند كه خانواده آنها هنرمند نيستند، ولي آنها هنرمند به حساب مي‌آيند، هم بايد ژنتيك را دخيل دانست و هم نه، يك جورايي ژنتيك موثر است و بايد علاقه و پشتكار را نيز به حساب آورد.
    • پدرم خودش يك هنرمند است و عاشق كارش، از وقتي يادم مي‌آيد هنر يك جوري برايش به معني زندگي كردن بوده است، بدون هنر زندگي براي ايشان معني ندارد، من هم با اين تفكر بزرگ شدم، تا زماني كه به سنين جواني نرسيده بودم در فيلم‌هايش يكي، دو سكانسي بازي مي‌كردم اما چون نقشي در آن سن برايم نبود من را به نوشتن ترغيب مي‌كردند، پدرم مي‌گفت هر وقت ناراحتي و دلت مي‌گيرد بنويس تا سبك شوي، اما بازيگري براي من به صورت جدي جور ديگري پيش آمد.
    • براي سريال آژانس دوستي مي‌نوشتم و قرار نبود در آن بازي كنم، در يكي از قسمت‌ها پرداختن به زندگي خصوصي يكي از راننده‌ها مدنظر بود و كارگرداني آن قسمت‌ها را فرامرز قريبيان برعهده داشتند، من توضيحاتي در مورد خصوصيات اخلاقي همسر آن راننده دادم كه بايد چگونه باشد. قريبيان گفت خودت بازي كن و من به صورت جدي بازيگري را شروع كردم.
    • وقتي روان‌شناسي بداني بيشتر از روحيات آدم‌هاي مختلف سر در مي‌آوري. دانستن روان‌شناسي به هر نوع هنري كمك مي‌كند، به طور مثال وقتي موزيسيني، روان‌شناسي بداند بهتر مي‌تواند اثري ارائه دهد كه مخاطب را جذب كند حتي يك گريمور اگر به روان‌شناسي آشنايي داشته باشد به طور حتم نتيجه كارش بهتر خواهد شد، اين موضوع در مورد طراحي لباس يا كارهاي ديگر هم صدق مي‌كند، شماي خبرنگار نيز اگر روان‌شناسي بدانيد بهتر مي‌توانيد من را به حرف زدن ترغيب كنيد.

    • تمام كارهاي پدرم را دوست دارم، برخي از «راش‌هاي» در چشم باد را ديده‌ام و فكر مي‌كنم جزو بهترين كارهاي پدرم باشد. «در مسير تندباد» و صميميت و سادگي فيلم «جاده‌هاي سرد» را نيز مي‌پسندم.
    • پدرم نقش مهمي در زندگي‌ام داشته، از بچگي برايم قصه مي‌گفت، از وقتي يادم مي‌آيد كتاب مي‌خواند و باعث مي‌شد من هم كتاب بخوانم، هميشه نوشته‌هايش را براي من مي‌خواند و مي‌گفت كه هنر نقش خيلي مهمي در زندگي آدم دارد، از پدر ياد گرفتم كه با هنر مي‌توان روي مردم تاثير گذاشت و آنها را متوجه خيلي چيزها كرد، تاثير او روي زندگي من خيلي عميق بود، من عاشق پدرمم.
    • آدم فقط يك بار به دنيا مي‌آيد و يك بار هم مي‌تواند زندگي كند من هم از اين قاعده مستثني نيستم. بايد به بهترين شكل از فرصت زندگي كردن استفاده برد، زندگي با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش قشنگ است.
    • در ترافيك بودن نيز آدم را خسته مي‌كند، وقتي مريضم و... اين‌ها ساعت‌هاي ناراحتي من است البته اين‌ها همه جزيي از زندگي است و وجود دارد.
    • در سال 1357 در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم. با اين‌كه در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم اما كاملا ايراني بزرگ شدم چون در سن پنج سالگي آمدم ايران، پدرم از بچگي راجع به كوه دماوند با من صحبت مي‌كرد و قصه ضحاك مار به دوش را برايم تعريف مي‌كرد البته به گونه‌اي كه براي يك بچه قابل درك باشد، با اين‌كه مي‌روم و برمي‌گردم اما ترجيح مي‌دهم در ايران زندگي كنم و خودم را ايراني مي‌دانم.
    • بله، بچه كه بودم ژيمناستيك مي‌رفتم، با پسرعموهايم فوتبال بازي مي‌كردم. به نظرم ورزش لازم است چون همانقدر كه سلامت روح اهميت دارد، سلامت جسم نيز به يك هنرمند در طي كردن پله‌هاي ترقي و موفقيت كمك مي‌كند. بازيگر بايد در كنار روحي سالم، جسمي سالم نيز داشته باشد. با ورزش مي‌توان از سستي و كرخي فاصله گرفت.
    • عاشق تماشاي فوتبال هستم.
    • هر وقت فوتبال پخش شود و بازي خوبي باشد نگاه مي‌كنم، فرقي ندارد داخلي باشد يا خارجي، اما براي ديدن جام‌جهاني يا دربي‌هاي استقلال و پرسپوليس برنامه‌ريزي مي‌كنم تا تماشاي آنها را از دست ندهم.
    • از ديدن بازي‌هاي منچستريونايتد لذت مي‌برم، به بازي برزيل هم علاقه دارم اما عاشق تيم ملي فوتبال ايرانم.
    • هميشه فكر مي‌كنم تيم ملي بايد براي خوب بازي كردن غيرتي شود، بازي با استراليا را فراموش كرده‌ايد، تعصب و انگيزه ايراني كه تبلور يافت، غيرممكن را به ممكن تبديل كرد. براي موفقيت فوتبال ملي در كشورما بايد جدا از تاكتيك تيمي و تكنيك انفرادي راهي پيدا كرد تا تعصب بازيكنان بارور شود.
    • به غير از بازي با استراليا كه شهره خاص و عام است و ديدار ايران و آمريكا كه كلي كيف كردم، بايد به دو بازي با كره‌جنوبي اشاره كنم. يكي آن بازي 6 بر 2 كه علي دايي چهار تا گل زد، يكي هم پيروزي 4 بر 3 در جام ملت‌هاي چين كه علي كريمي سه گل زد، آن هفت گل دايي و كريمي به كره فراموش‌نشدني است.
    • توپ فوتبال گرد است و هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست. در همه اين سال‌ها علي دايي به فوتبال ما خدمت كرده و با تمام وجود توانايي‌اش را براي سربلندي تيم ملي به كار برده است. اين درست نيست كه غيرمنصفانه با او برخورد كنيم. نبايد عملكردش در سطح ملي را به راحتي به فراموشي بسپاريم اما در مورد اين‌كه چه تيمي قهرمان ليگ برتر مي‌شود، بايد گفت پيش‌بيني خيلي زود است.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 1:7  توسط رضا  | 

Amir Tatalo Ft Emi Ft Arshia - Miram Az Pishet

آهنگ جدید و زیبای میرم از پیشت از امیر تتلو و امی و عرشیا

Amir Tatalo Ft Emi Ft Arshia - Miram Az Pishet

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 16:22  توسط علی  | 

Ehsan Gheibi Feat. Bibak - Ya Man Ya To

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای یا من یا تو با صدای احسان غیبی و بی باک سبک R&B

Ehsan Gheibi Feat. Bibak - Ya Man Ya To

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 15:36  توسط علی  | 

Saeed Modarres - Zendegi Edame Dare

آهنگ بسیار زیبا از سعید مدرس به نام زندگی ادامه داره

Saeed Modarres - Zendegi Edame Dare

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 15:12  توسط علی  | 

مسابقه 1 (1385) 30 ساعت اینترنت رایگان

مسابقه!                                              مسابقه!

مبارکمبارکمبارک

عید سعید قربان را از طرف تمام مدیران این وبلاگ به شما تبریک می گویم

 

جایزه ۳۰ ساعت اینترنت ۵۶k رایگان

این وبلاگ به مناسبت دومین سالگرد تاسیس هله له در بلاگفا ۳ مسابقه دارد که در هر کدام به برندگان به قید قرعه به ۳ نفر ۱۰ ساعت اینترنت رایگان ۵۶k می دهیم!

مسابقه شماره یک

عکس زیر کودکیه چه کسی است؟

توجه:

۰۱-حتما ایمیل خود را بگذازید تا در صورت برنده شدنتان به شما اطلاع دهیم (در صورت ننوشتم ایمیل یا یک نشونی اسمتان در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد)

۰۲-جوایز فقط برای داخل ایران است و حتما شهرتون رو هم بیگید!

۰۳-اسمتون یا اسم مستعارتون رو هم حتما بگید(از اسمهای بیخود مانند: تپل-حالا- ایکس و... خودداری کنید)

۰۴-مهلت شرکت در مسابقه تا ۵شنبه است.

۰۵-بعد از چک شدن جوابتهاتون توسط مدیر وبلاگ جوابتون از قسمت نظرات پاک می شود تا برای بقیه جواب لو نره!!!

 

در صورت رعایت کردن به بند ۱ و۳ اسم شما در قرعه کشی قرار نخواهد گرفت!!!!

 منتظر جوابهای شما هستیم

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:1  توسط رضا  | 

Mohammad Reza Arabi - Aroosak

آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد رضا عرب به نام عروسک

Mohammad Reza Arabi - Aroosak

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:54  توسط علی  | 

Naser Abdollahi And Reza Sadeghi

بچه ها خدا رو شکر اولین امتحان رو خوب دادم فردا هم نیستم پیشاپیش بهتون عید رو تبریک می گم. انقدر هم تو نظرات با هم کل کل نکنید با هم دوست باشید.

آهنگ زیبای رو براتون آماده کردیم که توسط تعداد از خوانندگان داخلی از جمله مرحوم ناصر عبداللهی و رضا صادقی اجرا شده .

 

Naser Abdollahi And Reza Sadeghi

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:52  توسط علی  | 

مطالب قدیمی‌تر