تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

آف ها و اس-ام-اس هاي جالب

سلام دوستان پیشاپیش سال نو مبارک. این آخرین آپ در سال ۸۵ خواهدبود . قول نمیدم تو عید آپ کنم امشب هم که خودتون می دونید چه خبره..... . سرم هم شلوغه

.

مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن ...!!
________________________________________
? خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي
________________________________________
? خوابي ميخواستم sms بدم باشه بعد مزاحم ميشم
________________________________________
? همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب
________________________________________
? مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد
________________________________________
? خوابم نمي برد. دارم sms مي زنم که خوابم ببره. اگه بيدار شدي تو هم sms بزن خوابت ميبره
________________________________________
? اي بابا هر شب من بايد عين اسکلا با اس ام اس بيدارت کنم ؟ خوب خودت مث بچه ادم پاشو ديگه
________________________________________
? سلام ... ااا . ببخشيد! فکر کنم اشتباه فرستادم
________________________________________
? ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده.
________________________________________
? سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا.
________________________________________
? ببين عزيز دلم پاشو.............اگه پا نشي قهر ميکنما.........................خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي...................افرين عزيزم................حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ
________________________________________
? شرکت LG شما را به ادامه خوابتان دعوت ميکند...................
________________________________________
? سلام .... تو رو خدا ببخش...نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده‌ام
________________________________________
? اخ اخ اخ
حواسم نبود ايناها ساعتم پبدا شد
تو بخواب ...
________________________________________
? ميگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده . مامانش گفت بت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده .
________________________________________
? سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم ... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟!!
________________________________________
? خوش حالم که خوابي عزيزم
چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد
________________________________________
? شدم به مهربوني / که بگم با تو مي چتم / تا بگم بموني on-line / از firend ليست قشنگم / باز off هاي عاشقونه / email هاي بي نشونه / اين yahoo / کاشکي همينجوري بمونه / عشق تو براي قلبم
اولين و آخرينه / تويي تنها همزبونم / که هميشه نازنيني / اگهon-line / اگه off-line / تو بموني / يا نموني / تو واسم هنوز هموني / که برام عزيزتريني
________________________________________
? اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
________________________________________
? خيلي جالبه :از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از سرما خوردگي ميترسيم

.

دوستارتان ساشا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 20:10  توسط ساشا  | 

آرسنال

سلام خدمت همه ی هله له ای ها

منم جا داره که به نوبه ی خودم

 فرارسیدن سال نو را تبریک

و

شهادت امام رضا را تسلیت عرض کنم

این پست رو به سفارش نازنین خانم که گفته بود در باره ی تیری هنری مطلب آپ کنم گذاشتم

که خودم هم یه ذره کاملش کردم و اطلاعات کل باشگاه رو آپ کردم

نکته بعدی اینکه اگه دوستان با فعالیت من در این زمینه ها علاقه دارن خواهشا من رو از نظرتون بی نصیب نزارید


 

باشگاه : آرسنال f.c arsenal

رئيس باشگاه: پيتر هولي

استاديوم: هايبوري لندن

سال تاسيس: 1987 ميلادي

www.arsenal.comسايت رسمي باشگاه:

پيراهن: قرمز

سرمربي: آرسن ونگر

شهر زيبا و صنعتي لندن ، از جمله شهرهاي متمدن وقديمي اروپا به شمار مي آيد و مردم اين شهر همواره به ورزش فوتبال علاقه فراواني دارند از اين رو تيمهاي زيادي در اين شهربه وجود آمدند . يكي از اين تيم ها ، تيم پرافتخار آرسنال است.

با 13 قهرماني ليگ و 9 جام حذفي آرسنال را بايد يكي از نامهاي بزرگ در فوتبال انگليس به شمار آورد. در اين ادعا هيچ شكي وجود ندارد.

داستان زندگي آرسنال در سال 1886 و با نام باشگاه دايال اسكوئرFC Dial Square  آغاز شد، تيمي متعلق به كارخانه اسلحه سازي سلطنتي در جنوب شهر لندن. از همان زمان لقب تفنگداران "The Gunners" به اين تيم اطلاق شد، اما مدتي بعد نام تيم وولويچ اف سي آرسنال ، تغيير يافت. تيم در سال 1891 حرفه اي شد و 2 سال بعد به ليگ انگليس پيوست. در سال 1904 آرسنال به دسته اول ليگ راه يافت ، اما نتوانست در اين دسته باقي بماند.

در فصل 14-1913 باشگاه به حاشيه شمال رودخانه تايمز و منطقه هايبري تغيير مكان يافت و نام آن به آرسنال تغيير پيدا كرد. نامي كه امروز نيزعلاقه مندان فوتبال ، تفنگداران را به آن مي شناسند. در سال 1919 آرسنال بار ديگر به دسته اول بازگشت و تاكنون موفق شده خود را حفظ كند.

اين ركورديست كه هنوز در فوتبال انگليس دست نخورده باقي مانده است و هر سال به قدمت آن افزوده مي شود. 6 سال بعد دومين اتفاق مهم پس از صعود به دسته اول براي آرسنال اتفاق افتاد. در سال 1925 هربرت چاپمن به سمت مربيگري آرسنال منصوب شد و او اولين دوره بزرگي را براي اين تيم لندني به ارمغان آورد.

چاپمن جادوئي

چاپمن كه پيش از آن تيم هادرزفيلد تاون را به 3 قهرماني پياپي در ليگ رسانده بود، اين عملكرد درخشان را در آرسنال تكرار كرد. پس از قهرماني درجام حذفي در سال  1930 كه با فتح ليگ در12 ماه بعد پيگيري شد، آرسنال با ركورد هادرزفيلد برابري كرد. چرا كه قهرماني در سالهاي 1933 تا 1935 نيز به دست آمد.

بجز اين افتخارات چاپمن انقلابي تاكتيكي را در آرسنال و ليگ انگليس با استفاده از سيستم W-M به وجود آورد.

مرگ اين مرد بزرگ در سال 1934 آرسنال را بهت زده نمود و به هرحال جرج آليسون جاي او را پر كرد.

در زمان مربيگري آليسون و با حضور مهاجمي چون " تد دراكي" درسالهاي 1936 و 1938 به ترتيب جام حذفي و ليگ فتح شد و پس از جنگ جهاني دوم 2 عنوان ديگر در سالهاي 1948 و 1953 نصيب آرسنال شد كه دومي با تفاضل گل بهتر نسبت به پرستون نورث اند به دست آمد. به علاوه جام حذفي 1950 نيز به افتخارات سرخپوشها افزوده شد.

آرسنال تاكنون 12 بار قهرمان جام قهرمانان انگليس نيز شده است.

پس از نيم دهه سكون، بار ديگر در زمان "برتي مي روند" اوج گيري آرسنال آغاز شد . لندني ها در سال 1970(5 سال پس از انتخاب مي) جام بين شهرهاي فيزركاپ   كه در ابتدا جام يوفا با اين نام برگزار مي شد را فتح كردند . يك فصل بعد آرسنال ليگ و جام حذفي را تواماً به دست آورد ، اما دوباره دوران رخوت فرا رسيد و تمام تلاش تيم تا پايان اين دهه يك قهرماني جام حذفي 1979 آن هم با پيروزي دلچسب برمنچستر يونايتد را به همراه داشت.

هايبوري و استاديوم تازه تاسيس

استاديوم اختصاصي قرمزپوشان لندني ، هايبوري نام دارد كه با توجه به تعداد بيشمار هواداران اين تيم ، اين استاديوم گنجايش بسيار كمي دارد و جوابگوي هجوم تماشاگران ، جهت ديدن بازيهاي آرسنال نمي باشد.

 

سرانجام دراوايل دهه جديد سران  و مسئولان باشگاه آرسنال با ساخت يك استاديوم بزرگتر كه داراي امكانات بيشتري نسبت به هايبوري باشد موافقت كردند و مقدمات آن را برپا نمودند. آرسنال اين ورزشگاه را با مشاركت شركت هواپيمايي امارات مي سازد و بخش اعظمي از اين استاديوم زيبا و مجهز ساخته شده است.

گراهام طلايي

8سال انتظار ديگر آرسنالي ها، آغاز دوران طلايي ديگري را اين بار به رهبري جرج گراهام به همراه داشت. قهرماني جام اتحاديه با پيروزي بر ليورپول حاصل شد.

اما يك پيروزي احساسي تر با گل دقيقه آخر مايكل توماس درآنفيلد، پيروزي( دو بر صفر) ديگري را براي آرسنال به ارمغان آورد تا آنها در آخرين لحظه قهرماني ليگ در سال 1989 را از ليورپول بربايند. تيم گراهام در سال 91 قهرمان ليگ، درسال 93 دو جام  و در سال 94 قهرمان جام يوفا شد.

ارتباط فرانسوي

بعد از جدايي گراهام، آرسن ونگر رهبري آرسنال را در آستانه قرن جديد پذيرفت.

مرد فرانسوي با آوردن ستارگان متعدد بين المللي و از جمله هموطنانش پاتريك ويه را و تيري آنري به هايبري ، از سال 2000 به بعد 6 قهرماني را نصيب باشگاه كرد.

آرسنال در اين سالها با درخشش ستارگان انگليسي خود همچون ديويد سيمن (دروازه بان افسانه اي آرسنال و تيم ملي انگليس) ، توني آدامز( مدافع مستحكم آرسنال و انگليس) ، ديويد پلات (گلزن بزرگ فوتبال انگليس) ، يان رايت ( گلزن سيه چرده تيم ملي انگليس) و ستارگان خارجي  مانند دنيس بركمپ و مارك اوورمارس (هلند) ، پاتريك ويه را، امانوئل پتي ، سيلوين ويلتورد ، تيري آنري ، نيكولاس آنلكا و رابرت پيرس(فرانسه) ، فردريك ليونبرگ ( سوئد) در ميادين مختلف انگليس و اروپايي درخشيده است .

 

تاكنون مردان ونگر به رغم شايستگي نتوانسته اند در رقابتهاي حرفه اي اروپا موفق باشند. تيم صاحب سبك ونگر در اين سالها تنها به يك فيناليست بودن جام برندگان جام اروپا در سال 2000 دلخوش كرده است.

در اين فصل آرسنال با استفاده ازنامداراني چون سول كمپل ، ينس لمان ، ويه را ، آنري و پيرس و تاكتيكهاي فني و رواني آرسن ونگر سعي در تكرار قهرماني در ليگ برتر و جام حذفي انگليس و درخشش در جام قهرمانان اروپا دارد .

توپچي هاي لندن در فصل 2004-2005 از مدعيان اول قهرماني در ليگ برتر محسوب مي شوند .

 

بازيكنان اين تيم در فصل 2004-2005
 

   

استوارت تايلور

مانوئل آلمونيا

ينس لمان

تيري آنري

ادو

اشلي كول

پاتريك وي يرا

پاسكال سيگان

جرمي آلداير

جرمين پنانت

جوستين هاس

دنيس بركمپ

رابرت پيرس

روبن ون پرس

سول كمپل

فرانسز فابرگاس

فردريك ليونبرگ

فيليپه سندروس

كولو توره

گيل كليچي

گيلبرتو

 

لوران

ماتيو فلاميني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:20  توسط آرش  | 

Tohi - Fagor

سلام بچه ها این فکر کنم آخرین پست من باشه قبل از عید.(سال ۸۶ می بینمتون!!!)

عیدتون مبارک

 

اینم یه تیزر تبلیغاتی از تهی برای شرکت فاگور اسپانیا که باحال شده گوش کنید بخندید حجمشم کمه.

 

Tohi - Fagor

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 19:29  توسط علی  | 

Ehsan Gheibi - Khisie Cheshmat

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای احسان غیبی به نام خیسی چشمات

Khisie Cheshmat

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 16:13  توسط علی  | 

Hamid Askari - Shere Asheghooneh II

آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید عسکری به نام شعر عاشقانه ۲

Shere Asheghooneh II

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 15:58  توسط علی  | 

Kiarash Asharioon - Sarnevesht

آلبوم جدید کیارش اشعریون به نام سرنوشت

01- Mojazat

02- Gonahe Eshgh

03- Sarnevesht

04- Bazi Tamoome

05- Etemad

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:34  توسط علی  | 

Ehsan Gheibi & BiBak - In Doosti Tamoome

آلبوم جدید و زیبای احسان غیبی و بی باک به نام این دوستی تمومه به سبک R&B

01- In Doosti Tamoome

02- Ya Man Ya To

03- Dastat Ashkat

04- Bia Kenaram

05- ِAdama

06- Emrooz Yeki Farda Yeki

07- Ghabe Aks

08- To Bebakhsh

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:25  توسط علی  | 

اعلام نتایج نظرسنجی های بهترین بازیگر سال ۱۳۸۵ صدا و سیمای ایران

اعلام نتایج نظرسنجی های بهترین بازیگر سال ۱۳۸۵ صدا و سیمای ایران

بهترین بازیگر مرد سال ۱۳۸۵(تلویزیون) ۱۵۵۱ رای

 

۱-پرویز پرستوی star   ۱۷۷ رای

۲-حامد کمیلی      ۱۵۵ رای

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

۳-پوریا پور سرخ   ۱۱۴ رای

۴-مهران مدیری ۱۰۷ رای

۵-رضا شفیعی جم  ۶۹ رای

۶-حسن پورشیرازی  ۶۶ رای

۷-رضا عطاران  ۵۹ رای

۸و۹-مهدی فخیم زاده  ۵۸ رای

۸و۹-سیامک انصاری  ۵۸ رای

۱۰-کوروش تهامی  ۵۷ رای

۱۱-فرهاد قائمیان  ۵۳ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-مهدی پاکدل  ۵۱ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-آتیلا پسیانی  ۵۱ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-یوسف تیموری  ۵۱ رای

۱۵-کاوه سماک باشی  ۴۹ رای

۱۶و۱۷-محمدرضا هدایتی  ۴۸ رای

۱۷و۱۶-علی صادقی  ۴۸ رای

۱۸-نصرال... رادش  ۴۷ رای

۱۹-ایرج نوذری  ۴۵ رای

۲۰-حمیدرضا پگاه  ۴۲ رای

۲۱-امیرمحمد زند  ۴۰ رای

۲۲-حسن جوهرچی  ۳۹ رای

۲۳-نادر سلیمانی  ۳۷ رای

۲۴-قدرت ال... ایزدی  ۲۹رای

 

بهترین بازیگر زن سال ۱۳۸۵(تلویزیون)  ۱۵۰۲ رای

۱-مریم کاویانی  star  ۱۲۶ رای

۲-باران کوثری      ۱۲۰ رای

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

۳-فاطمه معتمدآریا  ۱۱۸ رای

۴-زهرا امیرابراهیمی  ۹۸ رای

۵-زنده یاد پوپک گلدره  ۹۳ رای

۶-بهنوش بختیاری  ۸۷ رای

۷-سحر جعفری جوزانی ۸۶  رای

۸-عاطفه نوری  ۷۷ رای

۹-الهام حمیدی  ۷۱ رای

۱۰-مهرانه مهین ترابی  ۶۲ رای

۱۱-یکتا ناصر  ۶۱ رای

۱۲-هانیه توسلی  ۵۶ رای

۱۲-مرجان محتشم  ۵۶ رای

۱۴-شقایق دهقان  ۵۵ رای

۱۵-الیکا عبدالرزاقی  ۴۸ رای

۱۶-آرام جعفری  ۴۷ رای

۱۶-ثریا قاسمی  ۴۷ رای

۱۸-بهاره رهنما  ۴۶ رای

۱۹-سیما مطلبی  ۳۸ رای

۲۰-مارال فرجاد  ۳۶ رای

 

 و اینم تم عید وبلاگ که امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:58  توسط رضا  | 

زندگی نامه پائولو مالدینی

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه

امروز گفتم یه دفعه بریم تو فاز ورزشی

برای همین شرح کامل مالدینی رو براتون آپ کردم

شهر ميلان براي توريست هايي که به کليساهاي معظم آن وارد مي شوند، براي هنرمندان زمانيکه راهي تالارهاي مجلل هستند براي ارکسترهاي بزرگ دنيا موقعي که بزرگترين فلارمونيک دنيا را تجربه مي کنند و براي ديوانگان فوتبال معبد سن سيرو جذابيتهاي فراواني دارد.

اينجا يک نام، احترام تمام اهالي ورزشگاه را برمي انگيزد. او بدون هيچ توصيفي پائولومالديني است. کسي که بنابرعقيده تيفوسي هاي روبه روي جايگاه سن سيرو بزرگترين سمبل تمام تاريخ است.

اما مالديني چه کسي است؟

هر آنچه پائولو دارد: تولد 26/6/1968 محل تولد: ميلان

قد: 186 سانتي متر، وزن: 85 کيلو

اولين بازي رسمي با پيراهن ميلان: 20 ژانويه 1985 در سن 16 سالگي مقابل ادونيزه.

اولين بازي ملي: سال 1988 مقابل يوگسلاوي سابق

وضعيت تأهل: متأهل، داراي همسري ونزوئلائي به نام آدريان فوتسا و 2 فرزند به نام هاي کريستين و دانيل

اتومبيل موردعلاقه: فراري

درآمد خالص سالانه: 5/2 ميليون يورو

شيرين ترين خاطره ورزشي: فتح ليگ قهرمانان فصل 1994 همراه ميلان.

تلخ ترين خاطره ورزشي: شکست در فينال جام جهاني 1994 مقابل برزيل.

شيرين ترين خاطره زندگي: به دنيا آمدن اولين فرزندش(کريستين) و همچنين انجام اولين باي همراه با پيراهن ميلان.

تلخ ترين خاطره زندگي: مرگ پدربزرگش که به نوعي بزرگترين مشوقش محسوب مي شد.

بزرگترين آرزوي فعلي: فتح هفتمين جام ليگ قهرمانان همراه با ميلان و سعادت سلامتي اعضاي خانواده( البته محقق نشد!)

افتخارات مالديني: 7 اسکودتو(1988 و 1992و 1993و 1994و 1996و 1999و 2004) يک جام حذفي ايتاليا(2003) 4 سوپرکاپ ايتاليا(1994، 1993، 1996، 2004)، جام ليگ قهرمانان(1989و 1990و 1994و 2003)، 2 جام بين قاره اي:(1989و 1990)

افتخار شخصي: مرد سال فوتبال اروپا در سال 1994 از نگاه مجله ورلدساکر او در طول دوران حرفه اي خود 4 بار از زمين اخراج شد.

پائولو با وجود اشتياق زيادي که بري کسب موفقيت هاي ملي داشت در اين عرصه يک ناکام بزرگ به حساب مي آيد. شکست دردناک مقابل آرژانتين ماردونا، آن هم در ناپل ادامه پيدا کرد.( در آن سال اين منطقه اسطوره اي به نام مارادونا داشت، جنوبي ها به خاطر نفرت ديرينه از اهالي شمال خود را يک ايتاليايي ندانسته و به تشويق آرژانتين پرداختند) ايتالياي سوم جهان، در يورو 92 راه به جايي نبرد اما با پائولو به فينال جام جهاني 94 رسيد ولي شکستي ديگر باز هم در ضربات پنالتي رقم خورد. جالب آنکه زولا با پنالتي هدر داده يورو 96 باز هم کام مالديني را تلخ کرد. شکست در ضيافت پنالتي هاي فرنسه 98 و 20 ثانيه پاياني يورو 2000 و پرش يک اسيايي روي سر افسانه پير، تمام تلخکامي هاي مالديني است، اما چگونه پائولو از محلات قديمي شهر سربرآورد و تبديل به چهره اي ماندگار شد؟

 

پدر او يعني چزاره بزرگ به خوبي آن دوران را به ياد دارد: من و همسرم فرزندان زيادي داشتيم که از قضا همگي بسيار شلوغ و پر سر و صدا بودند. در اين ميان پائولو با آن چشم هاي براق چيز ديگري بود. او به هر وسيله اي براي خود توپ مي ساخت و وسايل خانه راه گريزي نداشتند. کنترل اين جمع ياغي بسيار دشوار بود. فقط يک چيز پائولو را آرام مي کرد: يکشنبه عصر و برنامه فوتبال ايتاليا!

اولين بازي که به طور واضح علاقه اش را به فوتبال نشان داد، هنگامي بود که من از گردش روزانه بازمي گشتم و او معصومانه به من نگاه کرد و گفت:" به يوونتوس و پائولو روسي علاقه مندم! صحبت او مرا کمي خشمگين کرد. در ايتاليا يک توريتني با يک ميلاني سازش نمي کند."

به هر حال پس از طي دوران کودکي علايق پائولو کوچک متوجه تيم پدرش شد. هنگام 15 سالگي اين نوجوان تصميم قطعي خود را گرفته بود. ترک مدرسه و حضور در تيم ميلانً مادر او به شدت مخالف اين قضيه بود اما چزاره که مي دانست پسرش چه پشتکاري دارد، نه نگفت. پائولو به تيم نوجوانان ميلان راه يافت. معلم او ليدهولم سوئدي بود. سرانجام لحظه موعود فرا رسيد. اندکي از آغاز سال نو گذشته بود. ميلان که تازه از سري(B) بازگشته بود، از وجود چند يار اصلي محروم بود. ليدهولم رو به پائو کرد و گفت:" براي بازي امشب روي تو حساب مي کنم!" ابتدا پائولوي جوان دست و پاي خود را گم کرد اما پس از مدتي با همان اعتماد به نفس هميشگي به درخواست مربي اش جواب مثبت داد. ادامه داستان را از زبان خود او مي شنويم:

کمي اضطراب داشتم. آن زمان ميلان مدافعاني چون باره سي را در اختيار داشت. هرگز تصور نمي کردم روزي به عنوان جايگزين او مطرح شوم. با اين وجود وانمود کردم که تحت تأثير قرار نگرفته ام. قبل از شروع ديدار، ليدهولم دست خود را روي شانه هاي من گذاشت و بزرگترين نصيحتي که در زندگي ام شنيده ام، به من گفت: برو بازي خودت را انجام بده و از هيچ چيز نترس!... بازي فوق العاده اي بود. نمره قبولي گرفتم. وقتي شب به خانه بازگشتم از شدت خوشحالي تا صبح خوابم نبرد. از آن روز به بعد سعي کردم هميشه عاشق ميلان باشم. خوشحالم که هنوز پس از گذراندن 20 سال زندگي با اين پيراهن، هر روز به عشق آن از خواب برمي خيزم.

پائولو چه دارد که ديگران فاقد آن هستند؟ پول زياد؟ چهره جذاب؟ ارتباطات فوتبالي؟ هر سه؟ اما هيچ کدام از اينها دلايل موردنظر نيستند. به اعتقاد پائولو، او تنها صادقانه براي تيمش تلاش کرده و مردم اين کوشش ها را ديده اند سپس به اين دليل، چنين محبوبيت افسانه اي بين مردم کسب کرده است. او فلسفه زندگي خود را اينگونه بيان مي کند:" کار و تلاش در اولويت اول من قرار دارد و پس از آن روي حرفه خود متمرکز مي شوم." ميلان رويايي دهه 90، عمده خاطرات او را تشکيل مي دهد. بهترين بازي هاي او در سال 1992 رقم خورد. مالديني نقش يک مدافع چپ را به خوبي ايفا مي کرد. از آن تيم، فان باستن مرد ايده آل پائولو است.

ديگر بازيکن مورد علاقه اش رودگوليت بود. کسي که ضربات سرش مالديني را ديوانه کرده بود. پائولو کم کم تبديل به افسانه مي شد.

 

دوران پس از بيماري

با آمدن زاکه روني اختيار عمل مالديني بيشتر شد. ميلان جديد اسکودتو را فتح کرد. اين اولين باري بود که مالديني به عنوان کاپيتان اسکودتو را فتح مي کرد.

زاکه به عنوان اينتري اصيل همواره مالديني را تحسين مي کرد: او رهبر تيم من بود. هواداران واقعاً او را مي پرستيدند. افتخار مي کنم که مربي او بودم. مالديني پي درپي قرارداد خود را تمديد مي کرد. واقعيت زندگي اين است. او هرگز سرمبلغ قرارداد چانه نزده هر چند بيشترين پول را دريافت کرده است.

جورجيو آرماني سال 1994 مالديني را به تبليغ آخرين محصولاتش فرا خواند اما 5 سال بعد، تصميم گرفت به نوع ديگري از اين مرد ستايش کند. آرماني گفت: پائولو زيباترين فرد براي پوشيدن بهترين لباس ها است که البته قبل از آن يک انسان نمونه است.

هرگز نديدم او به خود مغرور شده يا حرکت ناپسندي از خود بروز دهد. در آن سالها مالديني يکي از معدود اخراج هاي دوران فوتبال خود را تجربه کرد. اين مرد با چند تزلزل کوچک در نوع بازي، باعث بلندشدن سر و صداي حاشيه سازان شد. آنها ادعا مي کردند چزاره و پائولو به واسطه ارتباط خوبي که با مافياي فوتبال دارند همواره در متن حضور دارند! چندي بعد روبرتو بکاتيني يکي از مشهورترين ورزشي نويسان ايتاليا جوابيه اي به اين مضمون داد: اگر مالديني ها مافيايي باشند پس فوتبال ما تمام دارايي هاي خود را مديون اين دسته است!

 

غروب افسانه آغاز مي شود

به دوره حاضر مي رسيم پائولو، بعد از آنکه رکورد بيشترين تعداد بازي ملي در ايتاليا را از آن خود نمود، اين افتخار را تا مدت محدود در سطح جهان نيز در اختيار داشت. جام جهاني 2002 آغاز شده بود و کاپيتان قصد داشت در چهارمين جام خود عنوان جالب توجهي کسب کند اما به طور واضح از توان درخشش تهي شده بود. بازي مقابل ميزبان و اشتباهات داوري تنها بهانه بود، بهانه اي که ايتاليايي ها را از فکرکردن به اشتباه مالديني دوست داشتني، فارغ مي کرد، آنها نمي خواستند سقوط قهرمان خود را مشاهده کنند.

خبر و تيتر روز بعد، مطبوعات ايتاليا را ترکاند. مالديني از تيم ملي خداحافظي کرد! التماس و خواهش به سوي او روانه شد اما همان طور که مالديني يک بار تصميم گرفت فوتباليست شود و بهترين شد. حالا نيز مي خواست اين قضيه را پايان دهد که داد. او راجع به اتخاذ تصميمش گفت:" احساس کردم توانايي ادامه دادن را ندارم. من عمري در تيم ملي بودم و به افتخار بزرگي نرسيدم، تا کي مي توانستم تيم ملي را با خود به ذلت ببرم؟ اما کاپيتان در اولدترافورد ليگ قهرمانان را بالاي سر برد تا ناکامي تيم ملي را جبران نمايد. اسکودتو فصل 2004 بار ديگر از آن ميلان شد. ژانويه 2005 از راه رسيد و مالديني در بيستمين روز آن ماه، بيستمين سالگرد حضور در ميلان را جشن گرفت. نامش مالديني است و لقبش مترادف با افتخاري تمام نشدني. اما سال 2005 سالي بدون افتخار بود. نائب قهرماني در سري آ به همراه ليگ قهرمانان فصلي که هيچ دستاوردي براي کاپيتان نداشت.

 

بازيکنان رويايي مالديني

دروازه بان: والتر زنگا

مدافعين: فرانکو باره سي- فرديناند- روبرتو کارلوس- آلساندرو نستا

هافبک ها: مارادونا- زيدان- فيگو- ديميتريو آلبرتيني

مهاجمين: فان باستن- گوليت- رونالدو

مربي ايده آل: فابيو کاپلو

رئيس باشگاه موردنظر کاپيتان: سيلويو برلوسکوني

آمار مالديني:

نخستين رقابت اروپايي: 8/9/1985مقابل اوسر که به پيروزي 3 بر يک ميلان انجاميد.

اولين بازي در کوپا ايتاليا: 21/8/1985

در تساوي 2 بر 2 مقابل جنوب جنوا.

 

برد تاريخي يک عاشق

مالديني ديگر به سبک دوران جواني ميلان را(MELOVE) نمي دانست اما در يکي از تاريخي ترين بردهاي دربي ميلانو با 6 گل شاهد خردشدن همسايه بود. عطش تهاجمي بهترين مدافع چپ فوتبال ايتاليا سيري ناپذير بود. مالديني ادعا مي کند حتي پس از اين پيروزي نيز از خود بي خود نشده است. به طور کلي پائولو عليرغم اينکه آدمي احساساتي است اما در نوع عکس العمل هايش وسواس زيادي دارد. کمتر کسي خوشحالي مفرط يا ناراحتي شديد پائولو را در چهره اش خوانده است. برد فصل 2001 مي توانست مرهمي بر زخمهاي بي پايان مالديني در رده ملي باشد. شکست در فينال يورو 2000 براي کاپيتان تيم ملي بسيار گران تمام شد. او با يادآوري اين خاطرات گفت: در آغاز جام کمتر کسي روي موفقيت ايتاليا حساب مي کرد اما ما کم کم،" چهره" يک مدعي را به خود گرفتيم. در بازي نيمه نهايي مقابل ميزبان خوش شانس بوديم. اين بار پنالتي ها به دادمان رسيد. من پنالتي خود را در حساس ترين مقطع از دست دادم اما خوشبختانه هلند آنقدر خرابکاري کرده بود که خللي به پيروزي ما وارد نشد و به فينال رسيديم تا دقيقه 93 پيروز بوديم.

براي اولين بار در طول عمر خود قبل از سوت پايان تصور به دست گرفتن جام به سرم افتاد و همين موضوع تاوان سختي به دنبال داشت. در پايان بازي حتي ناي بلندشدن از زمين را نداشتم. تصميم بدتر چند روز بعد گرفته شد که بدترين ضربه بود: اخراج دينوزوف!

او مربي بزرگي بود. گمان مي کنم برلوسکوني در اين امر دخالت داشت. هيچ کس به ترکيب يک تيم موفق دست نمي زند. اگر احساس مالديني نسبت به زوف اينگونه است، در مورد پدرش از اين نيز شديدتر است. پدر و پسر اواخر فصل 2001 در ميلان بار ديگر به هم رسيدند. مالديني احساس مي کرد بازيکنان ميلان به خاطر او به چزاره احترام مي گذاشتند. او به خاطره اي اشاره کرد: هنگامي که چزاره مربي تيم ملي بود، بازيکنان در غياب من او را تمسخر مي کردند. من متوجه اين امر مي شدم اما به روي خود نمي آوردم. تيم سبک آشکارا مرا آزار مي داد. احترام هر شخص در وهله اول بايد ناشي از رفتارهاي خود او باشد نه عوامل بيروني. سرمربيگري چزاره در ميلان دوام زيادي نداشت. مالديني کم کم به فکر خروج از ديدارهاي ملي بود اما تصميم گرفت جام جهاني 2002 را به عنوان آخرين آزمون ملي خود با موفقيت پشت سر بگذارد، هر چند اين رويا سرابي بيش نبود.

ارادت مندتان  آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 16:17  توسط آرش  | 

فیلم ۳۰۰

فیلم ۳۰۰

 

Warner Bros. Pictures' 300

ژانر:Action/Adventure/Drama/Histoy/War

مدّت زمان:۱۱۷ دقیقه

کشور:آمریکا

زبان:انگلیسی

محلۀ فیلمبرداری:مونتریال،کانادا

کارگردان:زاک سنایدر

بازیگران:جرارد باتلر،لنا هدی،دومنیک وست،دیوید ونهام و ...

 

یک نکته در این فیلم درباره ی شخصیّت خشایارشا،شاه ایران هستش.خشایارشا پسر داریوش بزرگ و نوه ی کوروش کبیر  و یکی از بزرگترین و با ارزش ترین شاه های ایران هستش.خشایارشا در طی حکومتش یونان رو تصرّف کرد و گفته میشه یک شب خشایارشا به سرش می زنه و دستور میده قسمتی از شهر آتن رو آتش بزندند که خب داستان طولانی داره و اگر علاقه دارید می تونید تو کتاب های تاریخی درباره ی این جنگ ها بخونید.خلاصه که همه ی یونانی ها از پا در اودند و از خشایارشا پیروی کردند.حالا در این فیلم خشایارشا رو به صورت یک فرد وحشی نشون دادند که کاری جز آدمکشی بلد نیست و قیافه ی او رو در فیلم به صورت لخت نشون دادند!در حالی که حتّی بعضی از منتقدان هالیوود هم در این مورد با این فیلم مخالفت کردند و گفتند که در هیچ کتاب تاریخی خشایار شا این گونه توصیف نشده.

تصویر خشایارشا در تخت جمشید:

تصویر خشایارشا در فیلم!!!

Rodrigo Santoro as Xerxes in Warner Bros. Pictures' 300

نکته دیگه قیافه ی سربازان ایرانی هستش.بهتره خودتون ببینید تا متوجّه بشید چی میگم:

یک جنگجو استثنایی و ابرقدرت ایرانی!!!(به دراکولا بیشتر شبیهه!)

The Uber Immortal (Robert Maillet) is released from his bonds and unleashed upon the Spartans in Warner Bros. Pictures' 300

در این فیلم نشون داده شده که چگونه ایرانیان وحشیانه و بدون رحم آن ۳۰۰ نفر رو می کشند و هیچ رحمی ندارند.تازه.همین ۳۰۰ نفر بودن بحث روشه.در بعضی کتاب های تاریخی یونان ذکر شده که این افراد تنها همین ۳۰۰ تا بودند و لی در بعضی کتاب های تاریخیه دیگه(حتی خود یونانی ها) این موضوع این طور ذکر نشده و گفته شده غیر ممکنه که تنها ۳۰۰ نفر از اسپارتی ها در مقابل لشکر ایران ایستاده باشند.آن ها حدس می زنند چون آن ها از دو ناحیه با ارانیان جنگیده اند(از بالای کوه و پایین)احتمالا۲ یا ۳ هزار نفر مستقیما با لشکر جنگیده ان و لؤنیداس،شاه اسپارتایی ها که بالای کوه بوده نیز به همراه ۲ یا ۳ هزار نفر بوده و در کل تعداد آن ها را ۶۰۰۰ تخمین زده اند نه ۳۰۰.(البتّه باز هم خیلی نبودند.ولی حتّی در تاریخ کشور خوردمون هم اومده که اسپارتایی ها بسیار شجاع بودند و وقتی همه ی یونان تسلیم شدند اون ها مقاومت کردند.روایت شده وقتی پسران به جنگ می رفتند مادرانشان می گفتند:"پسرم،یا بر سپر یا با سپر!"یعنی یا بگذارید جسدتان را بر روی سپر برای ما برگردانند یا با سپر و پیروز برگردید.)امّا لشکر ایران نیز به آن بزرگی که در فیلم آمده نبوده.در فیلم گفته شده ایرانی ها ۱۰۰۰۰۰۰۰ نفر(یک ملیون)بوده اند در حالی که در بیشتر کتاب های تاریخی آمده که کلّ لشکر خشایارشا برای حمله ب یونان ۵۰۰۰۰۰ نفر بوده که کلّی از آن آشپز و ملوان کشتی ها بوده اند.تازه،پیش از جنگ  با اسپارتایی ها ایرانی ها به میزان زیادی ضربه خورده بودند و تعداد آن ها حداقل حد اقل به ۳۰۰۰۰۰ نفر کاهش یافته بود!تازه اگر هم یونانی ها این ها رو تو کتاب هاشون نوشتند می گن که این بر اساس تاریخ ماست و شاید با جاهای دیگه فرق داشته باشه اون وقت آمریکا اومده ۲ برابر گذاشته روش و بدون هیچ اثباتی این فیلم رو نشون جهانیان داده!

خلاصه.باید فیلم رو ببینید تا بفهمید آمریکایی ها برای ایرانی ها چی درست کردند!من خودم هم منتظرم که این فیلم اینجا تو سینما بیاد و این فیلم رو ببینم(البتّه ۱۸ سال به بالاست به دلیل صحنه های خشن ولی باز هم من میرم!)ببخشید اگر بعضی جاها اشتباه نوشتم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.

این هم چند تا از عکس های فیلم:

Leonidas ( Gerard Butler ) bids farewell to his wife Gorgo ( Lena Headey ) and son Pleistarchos (Giovani Antonio Cimmino) in Warner Bros. Pictures' 300

Gerard Butler as Leonidas in Warner Bros. Pictures' 300

Stelios ( Michael Fassbender ) crouches behind his shield as shrapnel tears through the air in Warner Bros. Pictures' 300

The leader of the Immortals, Xerxes' elite fighting force, in Warner Bros. Pictures' 300

 

داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين).
"
هرودوت" درکتاب 9 جلدي خود به نام "جنگ پارسي ها" جزئيات جنگ هاي ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشي خشايارشا به يونان را شرح داده است
.
مي گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياري از ارقام ذکر شده در کتاب هاي هرودوت را اغراق آميز مي دانند اما فيلم 300 پايه هاي داستانش را بر همين روايات بنا مي کند
.
اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند

شيوه فيلم سازي کامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه هاي مجازي نقش آفريني مي کنند. موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند که فروش فوق العاده اي را براي سازندگانش پيش بيني شود. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تاثير زيادي خواهد گذاشت.
در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگراني چون "جرارد باتلر"، "لنا هيدي"، "مايکل فسنبدر"، "وينسنت ريگان" و "دومنيک وست" ايفاي نقش مي کنند
.
فيلم "300" به تهيه کنندگي "فرانک ميلر"، "دبوراه اسنايدر" و "کرايج.جي.فلورس" به کارگرداني "زاک سنايدر" ساخته شده است
.
در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در جهان بوده است!

خشايار شا  و جنگ ترموپيل به روايت تاريخ


 

 

داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبرو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در نبشته ای از تخت جمشید پس از ستایش از اهورامزدا و شناسایی خود، می گوید:" پدر من داریوش بود. پدر داریوش گشتاسپ بود؛ پدر گشتاسپ، آرشام بود. هم گشتاسپ و هم آرشام زنده بودند که پدر من به خواست اهورامزدا شاه شد. هنگامی که داریوش شاه شد کارهای نیک بسیار کرد. داریوش پسران دیگری داشت، به خواست اهورامزدا مرا مهست آنها نهاد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت رفت، من بر گاه(تخت) پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، کارهای نیک بسیار کردم. آنچه پدرم کرد و نیز آن چه من کردم، چیزهای دیگر را من افزودم و آنچه من و پدرم کردیم همه به خواست اهورامزدا بود" پس از خاکسپاری، تاجگذاری انجام می شد. تنها نوشته ای که ازآیین تاجگذاری برجای مانده نوشته ی پلوتارک درباره ی برتخت نشستن اردشیر دوم است، وی می گویید آیین تاجگذاری از سوی مغان در پاسارگاد انجام می شد که درآن جانشین بایستی جامه ی خود را درآورد و جامه ای را که کورش پیش از شاهی بر تن می کرد بپوشد که با این کار پیوستگی دودمانی گرامی داشته می شد. شاه برای نمایاندن نشستن برتخت باج هایی که به روزگار شاهنشاه پیش بود می بخشید. خشایارشا در 35 یا 36 سالگی به شاهنشاهی رسید. همسر وی هماچهر(شاید هم هماشهر؛ در نوشته های ایرانی در روزگار کیانیان از زنی به نام همای چهرزاد یادشده) نام داشت که دختر هوتن یکی از یاران داریوش بود. مادر هماچهر خواهر داریوش بود. خشایارشا در زمستان شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش، هخامنش را به جای" فرداد" که چنین برمی آید که در شورش کشته شده باشد به شهربانی مصر گماشت. خشایارشا در یونان خشایارشا برای دیدار از کشورهای خوربری شاهنشاهی خود و همچنین برای گوشمالی آتنی ها راهی آسیای کوچک شد. داستان آمدن خشایارشا به آتن را داستان پردازان یونانی برای بزرگ کردن یونان چنان نوشته اند که گویا خشایارشا دست به بسیج بزرگی زده است. واقعیت آن است که خشایارشا که برای بازدید کشورهای شاهنشاهی آمده بود تنها لشکری که همراه خود آورده بود لشکر ده هزار تنی جاویدان بود. خشایارشا در بازدید از کشورهای آسیای کهتر شمار اندکی از سربازان پادگان های این کشورها را با خود همراه کرد تا آنکه هنگامی که به اروپا پاگذاشت شاید ارتش وی به پنجاه هزار تن رسیده باشد که این خود برای گوشمالی آتنی ها بزرگ می نموده است هرچند که ممکن بود کشورهای دیگر یونانی نیز به کمک آتن بشتابند، حال آنکه بیشتر کشورهای یونانی فرمانبرداری خود را از شاه بزرگ اعلام کردند. پس از گذراندن زمستان در سارد خشایارشا در آغاز سال 79 هخامنشی(480 پیش از میلاد مسیح) به سوی یونان روانه شد. ارتش ایران را نیروی دریایی پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به جنگ بپردازد. خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان لئونیداس) راه را بر ارتش ایران بستند. سوران ارتش به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری از یونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه ماندند و همه در جنگ کشته شدند. پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ارتش ایران باز شد، هنگامی که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمد بسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد. از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته های یونانیان بدست آورد. آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ارتش ایران درآیند، با نیروی دریایی ایران درنزدیکی سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل رهبر آتن به همراه گروهی به نزد خشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند. خشایار شاه پس از آن به آسیا بازگشت. تیمستوکل تا پایان شاهنشاهی خشایار شاه رهبر آتن بود ولی پس از آن مردم بر او شوریدند و وی از راه مقدونیه به دربار ایران پناه برد. دیون خرسوستومس نوشته است( کتاب 11، بند 149) : " خشایار شاه در لشکرکشی به یونان در ترموپیل بر اسپارتیان پیروز گشت و شاه لئونیداس رادر آنجا بکشت. سپس آتن را ویران کرد ...پس از این پیروزیها برای یونانیان باج گذارد و راه اسیا را در پیش گرفت . " در فهرست سرزمینی نبشته ی دیوها که به زمانی پس از نبرد یونان تعلق دارد، نام یونانی های نزدیک دریا( کوچ نشینان یونانی آسیای کوچک)، یونانی های فرای دریا(یونانی های سرزمین اصلی) و اسکودرا( مقدونیه و تراکیا) آمده است. نوشته ای از توسیدید یادآور می شود که سرپرستی نیروهای اسپارت و آتن و همگنانشان پس از بازگشت خشایار شاه به آسیا به دست یک کارگزار یونانی به نام پاوسانیاس بود که جامه ی ارتش ایران را می پوشید و زیر دست افسر ایرانی به نام ارتاباذ کار می کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 13:18  توسط رضا  | 

پانزده فواره برتر دنيا

پانزده فواره برتر دنيا

برای دیدن تمام عکسها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 13:5  توسط رضا  | 

Siavash Ghomayshi - Sunset to Sunrise

آلبوم جدید و زیبای سیاوش قمیشی غروب تا طلوع

01- Farangis

02- Khabeh Baroon

03- Faseleh

04- Tolou

05- Baroon

06- Ghoroub

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:3  توسط علی  | 

Tohi Ft. Motlagh Ft. Darvish - Dastmal Jibi

اینم آهنگ قشنگ و جدید تهی با همراهی درویش و مطلق به نام دستمال جیبی.

 

Tohi Ft. Motlagh Ft. Darvish - Dastmal Jibi

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:38  توسط علی  | 

سفير ايران در آفريقاي‌جنوبي: شيلا خداداد عروس من نيست!

سفير ايران در آفريقاي‌جنوبي: شيلا خداداد عروس من نيست!


    در ماه‌هاي اخير نشريات زيادي از ازدواج «شيلا خداداد» بازيگر سينماي ايران كه در حال حاضر براي ادامه تحصيل در آمريكا به سر مي‌برد، سخن به ميان آوردند و داماد را پسر سفير ايران در آفريقاي جنوبي معرفي كردند، البته بازتاب اين خبر از زماني آغاز شد كه هفته‌نامه تلاش در پاييز گفتگويي از شيلا خداداد به چاپ رساند كه همان گفتگو بهانه‌اي شد براي تيتر روي جلد خيلي از نشريات كه شيلا خداداد را عروس سفير ايران در آفريقاي جنوبي معرفي كنند، البته در اواخر بهمن‌ماه و در بازگشت وي به ايران، يك‌بار ديگر اين هفته‌نامه خبري كوتاه از شيلا خداداد به چاپ رساند به اين مضمون كه آنها در شهريورماه سال 86 در تهران جشن عروسي خود را برگزار مي‌كنند و يك‌بار ديگر داماد را پسر سفير معرفي كرد، اين خبر به دنبال خود بازتاب‌هاي شديدي داشت، تا جايي كه سفير محترم ايران در آفريقاي جنوبي در تماس با ما، اين خبر را از پايه كذب دانست و اعلام كرد كه به هيچ عنوان پسر ندارد و فرزندان او، همگي دختر هستند. محمدعلي قانع‌زاده در تماس با نشريه خانواده سبز اعلام كرد كه: «در بررسي‌هاي به عمل آمده مشخص شد كه پسران هيچ كدام از سفراي سابق، با فرد مورد نظر ازدواج نكردند، من نمي‌دانم اين اخبار كذب از كجا نشات گرفته است و سر منشا آن كجاست. قانع‌زاده حتي براي ما تكذيبه‌اي هم فرستاد كه آن را خواهيد خواند»... پس آنچه كه مشخص است، اين‌كه شيلا خداداد با پسر سفير ايران در آفريقاي جنوبي ازدواج نكرده است، حال منتظر تماس شيلا خداداد هستيم كه اگر پاسخي براي اين خبر دارد، را بازگو كند و يا گفتگوي خود با نشريه مورد نظر را كذب بخواند...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:49  توسط رضا  | 

Dr. Omid Amer- Nemifahme

سلام بچه ها من خدا رو شکر جاییم رو نسوزوندم (البته ببخشید من جواب نظرا رو دیر میدیم) می گن سه شنبه ای هم که داره میاد ۲باره ۴شنبه سوریه! اگه این طوری باشه خیلی خوبه.

اینم آلبوم جدی و زیبای امید آمری به نام نمی فهمه.(با همکاری : محسن چاووشی ، فرزاد فرزین ، دی جی عابد و شهاب اکبری)

 

01 - Nemifahmeh

02 - Divooneh

03 - Khali o Sarde Dastat - Ft. Dj Abed

04 - Dele Man

05 - To Cheshmato Vase Hamishe Basti

06 - Marg

07 - Shodi Balaye Joonam

08 - Avalin Lahzeye Didar - Ft. Farzad Farzin

09 - Geryeh Nakon

10 - Age To Beri

11 - Boro

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:48  توسط علی  | 

واژه نامه نوروزی

واژه نامه نوروزی

۱- چهارشنبه سوري: فرصتي بسيار مناسب براي افرادي كه زياد مايل نيستند بهار سال آينده را مشاهده كنند. اتفاقي كه در آخرين سه شنبه سال مي افتد، اما معلوم نيست به چه دليلي به جاي سه شنبه سوري به آن چهارشنبه سوري مي گويند. نام يك فيلم كه موضوع آن هيچ ربطي به نام فيلم ندارد!

۲- خانه تكاني: تكان خوردن خانه، نوعي زلزله بدون خسارت جاني كه البته در برخي موارد همراه با خسارتهاي شديد مالي (از جمله تعويض مبلمان، پرده ها، تلويزيون و...) مي باشد، نام يك نوع ورزش كه در آن مردان "كوزت"وار اقدام به شست و شوي شيشه منازل و تميز كردن خانه مي كنند.
توضيح مرتبط:اي كاش به جاي اين همه خانه تكاني كمي هم به خانه دلمان تكاني مي داديم...

۳- خريد نوروزي: روزهاي كشيدن چك، روزهاي حسرت كشيدن پشت ويترين مغازه ها، روز" بابا من اينو مي خوام "،"بابا من اونو مي خوام"، روز درك معني فاصله طبقاتي به كمك تك تك سلولهاي بدن.

۴- جلو كشيدن ساعت: سنتي قديمي كه با توجه به روي كار آمدن دولت جديد... ببخشيد با توجه به تحقيقات بعمل آمده جديد، كنار گذاشته شد. عملي كه از 15 سال پيش با هدف صرفه جويي در مصرف برق انجام مي گرفت اما امروزه برخي محققان، دريافته اند كه اين عمل هيچ تأثيري دركاهش مصرف برق ندارد و مردم كشورمان هم در اين 15 سال سر كار بوده اند و الكي هي ساعتها را جلو و عقب مي كشيده اند! 

 ۵- مسافرت نوروزي: ترفندي براي جيم شدن از دست مهمانان نوروزي. فرصتي طلايي براي مأموران راهنمايي و رانندگي... البته نه براي جريمه كردن بلكه براي ارشاد رانندگان خطاكار!

 ۶-روبوسي: سخت ترين جاي ديد و بازديد. معمولاً بعد از دست دادن انجام مي گيرد.
يك خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطيلات نوروزي از خوردن پياز و سير جداً خودداري كنيد.

۷- عيدي: انگيزه اصلي براي رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسيار سخت است. معياري مناسب براي سنجش اين كه هر فرد چقدر دوستتان دارد.(يادآوري:اين مطلب طنز است!)

۸- رژيم غذايي: احتمالاً در طول تعطيلات نوروز كلاً بي خيال اين مورد شده ايد، موردي كه هم گرفتنش در طول تعطيلات باعث پشيماني است و هم نگرفتنش!

۹- برنامه هاي نوروزي تلويزيون: يك سريال عشقولانه كه در طي سيزده، چهارده قسمت در آن جواني بي"وفا" (كه تريپ صحبت كردنش اصلاً به تقليد از"محمد رضا فروتن" نيست) سعي مي كند "وفا"دار شود. يك عالمه فيلم سينمايي شامل 3 تا ماتريكس، يك دونه مرد عنكبوتي و... همچنين پخش جومانجي براي هزارمين بار.

۱۰- سيزده به در: روزي كه جماعت از خانه هايشان به مقصد كوه، دشت و بيابان خارج مي شوند. روز طلايي دزدان. روزي كه به جنگل مي رويم و در آنجا آشغال مي ريزيم، شاخه هاي درختان را مي شكنيم و طبيعت را از بين مي بريم. شايد به همين علت در تقويم، نام سيزده به در را "روز طبيعت" گذاشته اند.

۱۱- چهارده فروردين: يكي از روزهاي سخت سال. روزي كه پس از 20 روز خوردن و خوابيدن مجبوري دوباره صبح زود از خواب بيدارشوي...

۱۲- روزهاي بعد از تعطيلات: زمان پاس كردن چكها(براي كارمندان محترم)، نشستن پاي لرز بعد از خوردن آجيل (اين روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خيلي چيزها باعث لرزش پا مي شود!) روزهاي سختي كه بايد ناخواسته خوردن شيريني و ميوه را ترك كنيد. روزهايي كه قبض تلفن و موبايل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد.

چاپ شده در روزنامه قدس (۱۶/۱/۸۵)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:45  توسط رضا  | 

Hamidreza & Alireza - Narafigh 2

 آلبوم استثنایی و فوق العاده زیبا از حمیدرضا و علیرضا به نام نارفیق2

 

01_Narafigh_2

02 Zenduny

03 Sarbar

04 Vasiat Name

05 Be Name Man Be Kame To

06 Havaei

07 Park Mamnuo

08 Dokhtar Farari

 09 Ye Dokhtare 3Sale

10 Ma2Ta

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 18:19  توسط علی  | 

Farhad Javaher Kalam - Hishki Mesle To Nemishe

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 13:42  توسط علی  | 

Siavash Ghomayshi - Sunset To Sunrise - Demo

دموی آلبوم جدید سیاوش قمیشی با نام Sunset To Sunrise

01- ّFarangis

02- Khabe Baroon

03 - Faseleh

04- Tolou

05- Baroon

06- Ghoroob

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 13:32  توسط علی  | 

اس ام اس جدید

سلام دوستان واقعا عذر می خوام دیر آپ میکنم قبلا گفتم که به هر حال سرم شلوغه زندگی هم خرج داره!!!!! یه۱۰جا باید آپ کنم نمی رسم حقیقتش این الان که آپ میکنم دستم سوخته کند می نویسم به هر حال چهارشنبه سوری هستو ۱۰۰۰ بلا!!!!!!!!!

.

يک آدم: مهربون.با کلاس. با پرستيژ. مرتب. فهميده. با شعور. جذاب. خوش تيپ. خوشکل. خوش زبون. خوش قيافه. با مرام و با فرهنگي مثل من ديده بودي؟؟؟

سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟

جهان طويله اي است بي شمار خر من خر تو خر او خر روزگار خر اگر کسي از راه لطف و رحمت به تو گفته است خر هيچ ناراحت نشو چرا که خر به خر گفته است خر

متلک بسيجيها به دخترها 1. خانمي نمازتو خوندي؟ 2. روزه هاتونو واستون بگيرم جيگر؟ 3. وقت داري واست دعا کنم؟ 4. ابجي دوست پسر به شرط ريش و سيبيل نميخواي؟ 5. حيف که روزم وگرنه جيگرتو ميخوردم. 6. خواهر اگه نمازتون دير شده برسونمتون؟ 7. من وضو بانفس عشق تو ميگيرم

مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)'' جيم درسته الاغ!'' 3-پيغام هاي عاشقانه: ''عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !'' 4-جلوگيري از خشونت :''بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم ''! 5-فرستادن جوک :''يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزي


ويژگي پسرهاي ايراني 1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه. 2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش. 3-چشمك جزو تيك عصبيشونه. 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن. 5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره. 6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه. 7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين. 8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه


پنج راه حل براي خوشحال بودن : 1- داشتن يک دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستي مثل من 3- فقط داشتن من 4- داشتن من 5- من


محبوبيات قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان 8)محبوبترين محصول شيشه: استکان 9)محبوبترين نگاه: ديدن

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود

با آرزوي 12 ماه شادي ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتي ، 8760 ساعت عشق ، 52560 دقيقه بركت ، 3153000 ثانيه دوستي ، پيشاپيش سال نو را تبريك عرض مي نمايم

يه دختر مسيحي ميره پيش يه کشيش ، ميگه : ببخشيد ، من هر دفعه از جلوي آينه رد ميشم ، به خودم ميگم من چقدر خوشگلم ، من گناه ميکنم ؟ کشيشه ميگه : نه دخترم شما گناه نميکني ، اشتباه ميکني

لره داشته نوار خالي گوش ميداده و گريه ميکرده.ميپرسن چرا گريه ميکني.ميگه دلم به حال خواننده ميسوزه آخه بيچاره لال بوده

Torke Mire Sefarate USA migan emset cheye mige ( Power God New day ) migan yani chi mige khob farsish mishe (GhodratAllah Norozi

سازمان سنجش اعلام کرد : هيچ قزويني حق ندارد پشت کنکور بماند

ترکه پليس مخفي مي شه الان 4 ساله کسي نديدش

اگهي ازدواج:آقايي هستم تحصيل کرده،زيبا،با موهاي مشکي،چشم هاي مشکي،اندامي مناسب ،،کاملا معاشرتي،داراي اپارتمان و ماشين اخرين مدل و با وضع مالي عالي،که حاضر به ازدواج با هيچ زني نيستم....فقط اگهي دادم دلتون بسوزه )))


تركه مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ تركه:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست

.

جاهله ميره آمپول بزنه، تزريقاتيه ازش ميپرسه: چپ بزنم يا راست؟ جاهله ميگه: داداش اين كون ما رو سياسي نكن! همون وسط بزن بريم!

-------------------------------
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!
يه تركه براي خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! تركه داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره!
---------------------------------------
يه نفر رفته بود تو يه رودخونه كم عمق و داشت ماهي ميگرفت و ميخووند: من مرد ماهگيرم آب رسيده به زانوم! يه نفر رد ميشد، وقتي شعر طرف رو ميشنوه ميگه: يه كم برو جلوتر تا شعرت قافيه دار شه!
---------------------------
به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو!
----------------------------------
به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد؟ ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون!
---------------------------------
 جاهله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: تو كوچه شيش متري... (يك تف پدر مادردار ديگه) ... پدر سگ عجب دست فرموني داشت! يارو ميگه: بابا يجور بگو ماهم بفهميم. جاهله باز يك تف اساسي ميندازه، ميگه: تو كوچه شيش متري.... (اخخخ تــف!) ...با تريلي هيجده چرخ اومده بود... (خخخخ تـف!) ميخواست دور بزنه.... (خخخ..تــــف) گفتم نميشه.... (تف) ...گفت: اگه شد چي؟ (ااخخخخ تتف) گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! (اخخخخخخ تـــف!) ...نامرد عجب دستفرموني داشت!

دوستارتان ساشا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 10:5  توسط ساشا  | 

عشق واقعی

سلامی دوباره

آقا من مطمئن هستم تا حالا مطلب به این جالبی ندیدید   مگه نه؟

فقط خواهش میکنم نظرتون رو بگید

 

فکر کنم این دیگه یه عاشق واقعی باشه

ارادت مندتان   آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:16  توسط آرش  | 

خطای چشم!!!

سلام دوستان پس از سالها آپیدم

امیدوارم خوشتون بیاد

 

1-1.gif

 

 

1-16.gif

 

 

1-17.jpg

 

 

1-2.gif

 

1-24.gif

 

1-25.gif

 

1-29.gif

 

1-36.gif

 

1-61.jpg

 

CIRKEL.JPG

 

KOBIK.JPG

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:12  توسط آرش  | 

Mim Mesle Madar

آهنگ بسیار زیبای فیلم میم مثل مادر اثر جاودان زنده یاد رسول ملاقلی پور

Mim Mesle Madar

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:23  توسط علی  | 

شبیه هم هستند ولی فامیل نیستند!

شبیه هم هستند ولی فامیل نیستند!

این عکاسی جالبی از فرانسوا برونل می بینید. این عکاس پروژه ای را آغاز کرده است که در آن افرادی که بسیار به هم شبیه هستند ولی در عین حال هیچ نسبتی با هم ندارند را شناسایی می کند و آلبومی از عکس های آنها در کنار هم تهیه می کند. امید وارم خوشتون بیاد.

 

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

www.HoleleH1.com

 

www.HoleleH1.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:12  توسط رضا  | 

Farez Ft. Shahrum K - Persianality

آهنگ جدید و زیبای گروه فارز به همراه شهرام کاشانی به نام Persianality

Farez Ft. Shahrum K - Persianality

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:11  توسط علی  | 

Alishmas Ft. Saeed - Hishki Mesle To Nist

آهنگ جدید علیش مس با همراهی سعید به نام هیچکس مثل تو نیست

Alishmas Ft. Saeed - Hishki Mesle To Nist

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 11:36  توسط علی  | 

Ice Boys - Mikhastamet

آهنگ جدید و زیبای Ice Boys با نام می خواستمت

Ice Boys - Mikhastamet

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 10:29  توسط علی  | 

تم برای موبایل های سونی اریکسون

S.G.H.D.S.E

اینم یک تم توپ نه اصلا خیلی توپ برای دانلود گیر اوردم محشره دانلودش کنید مخصوص گوشیهای سونی اریکسون است.

دانلود فایل با حجم 169 Kbs

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:7  توسط رضا  | 

مناظر زيباي شبانه در گوشه کنار جهان

مناظر زيباي شبانه در گوشه کنار جهان

برای دیدن همه ی عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:6  توسط رضا  | 

S.G.H.D.S.E و شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟

سلام امروز ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ است و همانطور که می دونید همه ساله این وبلاگ این روز را به عنوان روز S.G.. جشن می گیره !!!

مبارکمبارکمبارک

S.G.H.D.S.E

مبارکمبارکمبارک

شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟

 

متولدین فروردین : سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند.آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.

متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین اردیD8?هشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تئاند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.

متولدین خرداد : نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !

متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود . متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.

متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .

متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند . این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید !

متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست . هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد .

متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به سادگی می گوید : ((بله )) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید .

متولدین آذر : بنفش
متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند !

متولدین دی : قهوه ای
رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .

متولدین بهمن : زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .

متولدین اسفند : سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند . سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند . او همچنین در مقابل توهین ها ٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است ٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید . البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:3  توسط رضا  | 

چکیده ای از جذابترین مطالب دنیا

 

آنجلینا جولی از آسیا نمی تواند فرزند خوانده بگیرد!!!!! 


هموطن آنلاین _ آنجلینا جولی بالاخره پس از تفکر و تعمق بسیار تصمیم گرفت فرزندی از ویتنام را به حضانت بگیرد. این هنرپیشه دو روز پیش برگه های درخواست حضانت این کودک را امضا کرد اما به علت مجرد بودن جولی مشکل بزرگی پیش راه او است.
این سومین کودکی است که این جولی و برادپیت نامزد وی به طور مشترک به سرپرستی می گیرند.
جولی هنرپیشه 31 ساله فیلم آقا و خانم اسمیت تمام مراحل به سرپرستی گرفتن این کودک ویتنامی را به تنهایی طی کرد و هنوز مشخص نیست که آیا نام براد پیت هم در این مدارک آمده است یا خیر.
وو داک لان مسئول نظارت بر حضانت گرفتن کودکان آسیا دو روز پیش بیان داشت که جولی برگه های درخواست حضانت خود را به این سازمان تقدیم کرده است.
از آنجا که جولی رسما متاهل نمی باشد به سرپرستی گرفتن یک کودک از قاره بسیار مذهبی آسیا کمی مشکل خواهد بود

.............................................................................................................


هموطن آنلاین _ جاستین تیم برلیک از معدود هنرمندانی است که به طرفداری از بریتنی برخاسته است و سعی دارد او را برای ترک اعتیاد کمک کند.
فدرلین که در گذشته نامزد بریتنی بود چندین بار پیغام های متعددی برای بریتنی در مرکز ترک اعتیاد فرستاده و همواره برای او آرزوی شفای عاجل کرده است.
یکی از دوستان تیم برلیک بیان داشت :" جاستین یک روز از خانه من به بریتنی زنگ زد و برای او آرزوی سلامتی کرد و قول داد هر وقت که فرصت کند به دیدن او برود.

" او همچین بیان داشت تصویری که از بریتنی در ذهن دارد همان دختر شاداب گذشته است و هیچ چیز برای او تغییر نکرده است."
تیم برلیک همچنین از مادر بریتنی تقاضا کرده او را هر روز در جریان بهبود و ترک بریتنی قرار دهد

...............................................................................................................


هموطن آنلاین _ بریتنی اسپیرز یک بار دیگر در هفته گذشته به مرکز ترک اعتیادش باز گشت. او ظرف دو هفته گذشته بیش از 5 بار این مرکز را ترک گفته است.
فدرلین از رفتار بریتنی بسیار عصبانی است و تهدید کرده در صورتی که بریتنی تصمیم جدی برای ترک اعتیادش نگیرد فرزندانش را از وی خواهد گرفت.
این تهدید کوین بسیار جدی به نظر می رسد زیرا وکیل وی از قاضی تقاضای یک ملاقات فوری کرده و مدعی شده جان فرزندان بریتنی با داشتن مادری معتاد شدیدا در خطر است.

با توجه به مطالب درج شده در مجله "مردم " کوین به بریتنی آخرین فرصت را داده است. او تهدید کرده اگر بریتنی یک بار دیگر مرکز ترک اعتیاد را سر خود ترک کند و به زندگی بی بند و بارش باز گردد باید برای همیشه با پسران 18 و6 ماهه خود خداحافظی کند

...............................................................................................................

ادي مورفي: اسكار بي‌عدالتي كرد


هموطن-ادي مورفي، بازيگر سياهپوست هاليوود كه برخلاف پيش‌بيني‌هاي به عمل آمده نتوانست در اين دوره از رقابت‌هاي اسكار جايزه‌اي را از آن خود كند، گفت: اسكار بي‌عدالتي كرد.
«ادي مورفي» كه به گفته خبرنگاران ساعتي پيش از اعلام اسامي برندگان، با خون‌سردي اعلام كرده بود كه همه چيز خوب است و آن اتفاقي كه قرار است بيافتد، خواهد افتاد، هفته گذشته، زمانيكه نام «آلن اركين»،بازيگر فيلم «خانم كوچولو آفتاب»، را به عنوان برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد نقش مكمل شنيد با عصبانيت تمام به همراه نامزدش مراسم را ترك كرد.

«مورفي» كه براي بازي در فيلم «دختران رؤيايي» انتظار برنده شدن در اين دوره از رقابت‌ها را مي‌كشيد، با گذشت يك هفته از اين مراسم همچنان عصباني است و در مصاحبه اخير خود، به خبرنگاران گفت: اين يك بي‌عدالتي محض است كه در تاريخ اسكار به وقوع پيوسته است.

..................................................................................................................

علنی شدن رابطه کیت هادسون و اون ویلسون


هموطن آنلاین _ کیت هادسون و اون ویلسون با بالاخره دل به دریا زدند و از رابطه پنهانی طولانی مدت خود پرده برداشتند.
به نظر می رسد این دو تصمیم گرفته اند که رابطه خود را علنی کنند زیرا روز گذشته به خبرنگاران اجازه دادند در حالی که دست در دست هم داشتند از آن ها عکس بگیرند.
از زمانی که ویلسون برای گذراندن ولنتاین به آمریکا آمده است این دو با وجود پنهان کاری های بسیار باز هم در اکثر موارد در کنار هم مشغول خوش گذرانی دیده می شوند.
یک منبع نزدیک به این دو بیان داشت :" رابطه بین این دو بسیار عمیق است و آن ها از بودن در کنار هم بسیار خوشحال هستند."
اون و هادسون در حال حاضر در هتل پلازو اقامت دارند زیرا هادسون مشغول ضبط فیلم جدید خود با نام " طلای احمق " در کنار متیو مک کانتی است.

................................................................................................................

در بریتنی اسپیرز لب به سخن گشود


هموطن آنلاین _جمی پدر بریتنی اسپیرز خواننده پر طرفدار پاپ بالاخره طاقت نیاورد و در مورد مشکلات اخیری که دخترش با آن دست به گریبان است لب به سخن گشود.
پدر بریتنی که مانند دخترش مدتها درگیر اعتیاد بود و با رفتن به مرکز ترک اعتیاد از شر آن خلاص شد بریتنی را یک دختر بیمار کوچک خواند که نیاز به درمان دارد.
او زمانی که بریتنی برای سومین بار تصمیم گرفت اعتیادش را ترک کند برای رفتن به مرکز ترک اعتیاد کالیفرنیا او را همراهی کرد و شب اول را در کنار وی ماند.
بریتنی که نمیتوانست تنهایی را تحمل کند از پدرش خواست که با بماند ولی با توجه به محدودیت های این مرکز پدرش قول داد که هر روز برای صرف ناهار و شام به دیدن او برود و غذا را با او صرف کند.
پدر بریتنی بیان داشت مشکلاتی که بریتنی با آن ها رو به رو است اصلا آن چیزی نیست که مردم فکر می کنند.

.................................................................................................................

نامزدی نیکول ریتچی واقعیت یا شایعه؟


هموطن آنلاین _ نیکول ریتچی روز گذشته با دست کردن انگشتر الماس خبر نامزدی خود با جول مدن را تایید کرد.
هنرپیشه فیلم " زندگی ساده " که روز گذشته برای نوشیدن قهوه از خانه خارج شد در حالی که انگشتر الماس بزرگی در دستش بود دیده شد.
مدن و ریتچی در روز 19 فوریه در حالی که در جواهر فروشی های کالیفرنیا مشغول قدم زدن بودند دیده شده اند و به احتمال زیاد آن ها به دنبال حلقه مناسبی برای ریتچی می گشتند.
یکی از فروشندگان این مغازه ها بیان داشت این زوج به دنبال حلقه می گشتند اما ریتچی در نهایت تنها یک گردنبند 3350 دلاری خریداری کرد.
با وجود این که بیش از 2 ماه از آشنایی این زوج نمیگذرد اما آن ها در حال حاضر با یکدیگر هم خانه شده اند.

...............................................................................................................

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 17:1  توسط ساشا  | 

بیوگرافی لئوناردو دي کاپريو

بیوگرافی لئوناردو دي کاپريو

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا

لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم  پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟  انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم  می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.

سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان  می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.

یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم

 


لئوناردو ديکاپريو(جک)

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو

قد: ۱۸۵

مليت:امريکايي

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا

نامزديهاي نافرجام:گيسله بانداچن(مدل برزيلي)

کريستين زانگ(مدل بين سالهاي ۹۶ تا ۹۷)

ونسا هايدن(مدل)

پدر: جورج دي کاپريو(فروشنده کميک استريپ)

مادر:ايرملين دي کاپريو(منشي دادگاه)

خواهر: ادام(سابقا هنرپيشه بوده)

نام مستعار: لئو

شروع شهرتش: نقش توبي در زندگي اين پسر (سال ۱۹۹۳)

در بين ساخت فيلم ساحل (۲۰۰۰) در سواحل تايلند لئوناردو و سايرين به همراه عوامل فيلمبرداري در کشتي در کشتي مشغول ساخت فيلم بودند که دچار موج سهمگيني شده و واژگون مي شوند مي شوند اين حادثه که در ??اپريل سال ???? هيچ يک از عوامل فيلم را دچار سانحه نکرد

اولين نقطه شروع کار اجتماعي او واولين بازي که توسط اجتماع ديده شد براي يگهي شير بود

مقام ۷۵را در لست صد ستاره هميشه سينما در تاريخ اکتبر ۹۷ از سوي مجله امپاير (چاپ انگلستان) به دست اورد.

توسط مجله پيپل در سال ۹۷ به عنوان يکي از ۵۰ چهره زيباي جهان انتخاب شد.

در مارچ ۱۹۹۸ به علت چاپ تصاوير نامناسب از او توسط خانمي مدل پايش به دادگاه کشيده شد

نقش روبين در فيلم افسانه تخيلي بتمن و رابين به او پيشنهاد شده بود که انرا رد کرد

پدرش فروشنده کتابهاي کميک بود.

س از دعوايي که بين دي کاريو و نويسنده فيلم نامه اي به نام روجر ويلسون در گرفت. دادگاه دي کاپريو را به پرداخت به پرداخت ۴۵ ميليون دلار محکوم کرد

قرار بود در فيلم دانشجوي هاروارد بازي کند اما اين فيلم کم بودجه از دادن دستمزد بسيار زياد او ناتوان بود بنابراين شخصي به نام ادريان گريند جايگزين وي شد.

در ژانويه ۱۹۹۹ اجازه اين مطلب را گرفت تا استفاده از اسم او داراي حق کپي رايت شود.

وقتي لئو در رحم مادرش بود مادر وي در مقابل يک تابلوي نقاشي از لئوناردو داوينچي بود که اين بچه شروع به لگد زدن مي کند اين نشانه اي شد تا مادرش نام لئوناردو را برايش انتخاب کند.

پدرش يک ايتاليايي امريکايي بود مادرش الماني امريکايي است

در دوران کودکي دوست و همبازي توبي مگواير(مردانکبوتي) و کريستو زپتي بود که پتي چندي پيش در گذشت.

کودکي را در محله پست و ناجور گزراند.

پدرش اندکي بعد از تولد او و مادرش را تنها گذاشت.

دستمزد

خاطرات بسکتبال سال ۹۵ مبلغ ۱ ميليون دلار

تايتانيک سال ۹۷ مبلغ ۵/۲ ميليون دلار

ساحل سال ۲۰۰۰ مبلغ ۲۰ ميليون دلار

دارودسته هاي نيويورک سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۰ ميليون دلار به اضافه درصدي از فروش

اگه مي توني منو بگير ۲۰۰۲ مبلغ ۲۰ ميليون دلار

کيت وينسلت او گفته: دي کاپريو عين بچه هاست ولي تا با او صحبت نکنيد حس نمي کنيد بزرگ شده

جمله معروف: مردم مي خواهند تو را ديوانه ببينند? انها نمي خواهند قهرمان مشاهده کنند? انچه انها مي خواهند سقوط توست.

اولين فيلم: نقش جاش در کريترز۳ سال ۱۹۹۱

اخرين فيلم:پروژه هنوز نامگذاري نشده اسکندر(۲۰۰۵)

از فيلم ها:گيلبريت گريپ چه خورد ؟ چابک دست مرده٬ مردي با نقاب اهنين٬ شهرت٬ رمئو ژوليت

به ياد ماندنيترين نقش: نقش جک در تايتانيک مقابل کيت ينسلت (۱۹۹۷)

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 12:46  توسط رضا  | 

سلام دوستان ببخشید اگه حضورم کم رنگ شده

دیگه درس و مشق و زن و بچه و ....

چند تا عکس جالب براتون آپ کردم امیر وارم خوشتون بیاد

.

.

تماشا چیان عجیب!!!

 

 

www.3jokes.com - Funny Pictures!

شیرین کاری با توپ

www.3jokes.com - Funny Pictures!

تخت خواب مدرن

www.3jokes.com - Funny Pictures!
www.3jokes.com

تلفن عمومی در دریاچه!!!
www.3jokes.com - Funny Pictures!

پیاده روی

www.3jokes.com - Funny Pictures!

بعدا میگن جنس لباسهای ایرانی بده!!!
www.3jokes.com
www.3jokes.com - Funny Pictures!

ارادت مند شما آرش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 16:22  توسط آرش  | 

بیوگرافی ساندرا بولاک

بیوگرافی ساندرا بولاک

sandra_bullock_016.jpg

بولاک به بازیگر دلخواه هالیوودی معنایی جدید بخشید و توانست نقدها و تحسین های فراوانی را از دو گروه منتقدین و سینماروها کسب کند . او استاد بازی در نقش زن هایی است که در شرایط بغرنج گیر افتاده اند . بولاک درست پس از اکران سرعت که در آن نقش یک قهرمان زن را ایفا می کرد طعم شهرت را چشید و شاید غلو آمیز نباشد اگر بگوییم تنها مری پیکفورد و شرلی تمپل در راستای او به چنین موقعیتی دست یافته بودند .

ساندرا بولاک متولد آرلینگتون در واشینگتن دی سی در 26 جولای 1964 است. او دختر بزرگتر یک خواننده کلیسا بود ضمن آنکه مادرش نیز یک خواننده مطرح اپرا بود که در تورهاش ساندرا را نیز با خود می برد و ساندرا نیز اولین امتحان های بازیگری خود را وقتی هنوز کودک بود در آگهی های تجاری پس داد . در بازگشت به ایالت متحده . او به دبیرستانی  در ویرجنیا رفت  دوستان و همکلاسی هایش او را دختری دوست داشتنی می خواندند و می گویند شبیه کارکترش در روز خود را بیفروز بود. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه کارولینای شرقی ، بولاک به نیویورک رفت ، جایی که حرفه بازیگری را جدی تر دنبال کرد. او کارش را با تعدادی تولیدات صحنه ای آغاز کرد و این کار صحنه ای خارج از برادوبی به نام no time flat بود که بولاک را با نقدهای مثیت بسیاری روبرو کرد که در ن نقش یک دختر زیبا و جنوبی را ایفا کرد و از آن پس وارد آژانس بازیگریابی می شود

Sandra Bullock as Judy Tipp in Hollywood Pictures' Gun Shy

ساندرا کارش را با فعالیت در تلویزیون دنبال کرد که از آن میان می توان به مجموعه های مرد شش ملیون دلاری و زن اتمی درسال 1989 اشاره کرد که او را به لوس آنجلس معرفی کرد و حتی نقشی که قرار بود ملانی گریفیت در نسخه تلویزیونی دختر کاری ایفا کند از چنگش درمی آورد. اما اولین حضور رسمی و جدی او را باید با بازی در عشق ...شماره 90 محصول 1992 دانست. بولاک این موفقیت را با یک نقش مشابه در چیزی به نام عشق همان سال ادامه می دهد. جالب آنکه موفقیت بزرگ او همان سال درست زمانی روی می دهد که در آخرین دقایق جایگزینی لوری پتی در مرد ویرانگر مقابل سیلوراستالونه می شود ، اگر چه نقش او را در تقابل با کاریزمای استالونه و اینکه زمانش کوتاه بود و چندان کاری نداشت ، اما مورد توجه تهیه کننده ای به نام جوئل سیلور قرار می گیرد که ا.و را به یان دی بانت کارگردان معرفی می کند . دی بانت هم در مرحله بازیگر گزینی برای فیلم سراسر اکشن بعدی خود بود، می گوید برای نقش آنی  به دنبال بازیگر قدرتمندی می گردد و با دیدن بولاک سریعا نقش را به او می دهد. بولاک در کنار کیانو ریوز قرار می گیرد ، اما تهیه کننده کار می گوید برای نقش دنبال یک خانم بلوند می گشت   با حضور بولاک مخالفت می کند تا اینکه با اصرار های دی بانت نقش به ساندرا می رسد و سرعت ساخته می شود، فیلم که نه تنها به فروش خیره کننده ای دست پیدا کرد بلکه باعث شد تا بولاک به عنوان یک قهرمان خانم شناخته و معروف شود . تاجایی که بولاک در یک مصاحبه گفت من اصلا یک ملیون سال هم فکر نمی کردم که یک اتوبوس درهای موفقیت را برای من باز کند. اما درهای باز شده  بولاک به سرعت برای کمدی رومانتیک سال با نام وقتی که خواب بودی پذیرفته می شود فیلم یک موفقیت همزمان تجاری و هنری بود که بولاک آن را با اقتباس سینمایی زمانی برای کشتن اثر جان گریشام ادامه داد که در آن با اشلی جاد و میتومک کوناهی همبازی بود.موفقیت فیلم این مساله را تضمین کرد که دوره لذت بردن بولاک از کار و زندگی فرا رسیده و او حالا به راحتی در آثار دلخواهی چون در میان عشق و جنگ (1996) و « Two if by Sea» در همان سال بازی کرد. سال 97 همراه شد با دنباله ای بر سرعت که تحت عنوان سرعت 2 :کنترل سفر دریایی به نمایش در آمد از بخت بد کار نگرفت و بولاک با نقشه هایش به جای ماند . همان سال بولاک در کمدی رومانتیک جادوی علمی در مقابل نیکول کیدمن قرار می گیرد فیلم موفقیت دیگری به کارنامه اش می افزاید و بولاک دوباره روی بورس می افتد . نیروهای طبیعت در سال 99 شکست می خورد و بولاک کارها را رها می کند تا سال 200 برسد. در سال 200 او چندین کار را می پذیرد ابتدا کمدی هفت تیرکش خجالتی و بعد 28 روز که هر دو تا حدودی موفق عمل می کنند . به دنبالش در کار موفق دختر شایسته ظاهر می شود که در آن نقش یک مامور لف بی آی را داشت که تحت پوشش شرکت کننده ای در مراسم دختر شایسته آمریکا می خواهد مانع از یک بمب گذاری بشود . سال 2002 در تریلر جنایت از روی شماره ایفای نقش می کند و سپس با انجمن خواهری یایا به حیطه درام بازمی گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 18:46  توسط رضا  | 

خانه‌هاي ارواح تايلند

خانه‌هاي ارواح تايلند

    
    يكي از مسايلي كه در هنگام ورود به كشور تايلند توجه خيلي‌ها را به خود جلب مي‌‌كند خانه‌هاي كوچك و رنگارنگ و زيبايي است كه در جلوي اكثر ساختمان‌ها از جمله خانه‌هاي مسكوني، مدرسه‌ها و بيمارستان‌ها به چشم مي‌‌خورد. در نظر اول اين خانه‌ها شبيه لانه پرندگان است. اما در حقيقت اين‌طور نيست.

    اكثر انسان‌ها اعتقاد دارند وقتي فردي مي‌‌ميرد ديگر به اين دنيا تعلق ندارد و نيازي به امكانات آن ندارد اما به اعتقاد تايلندي‌ها اين‌طور نيست.
    آنها معتقدند روح پس از مرگ هم نياز به محلي براي ادامه زندگي در اين دنيا دارد و يك منزل شخصي مي‌‌خواهد. مردم تايلند معتقدند كه در هر قطعه زميني كه مالك آن هستند حداقل يك روح زندگي مي‌‌كند وقتي مالك آن زمين مي‌‌خواهد ساختماني را در آن‌جا بنا كند بايد قطعه‌اي از آن زمين را به روح آن اختصاص داده و براي او هم خانه‌اي بسازد وگرنه روح سرگردان خشمگين شده و براي زندگي او مزاحمت ايجاد مي‌ كند. آنها براي اين‌كه از اين امر در امان باشند يك خانه زيبا و كوچك براي اين روح سرگردان مي‌‌سازند و آن را به صورت زيبايي تزيين مي‌‌كنند و رنگ قرمز را كه به نظر آنها رنگ مورد علاقه ارواح است را در اين خانه‌ها زياد به كار مي‌‌برند. آنها حتي وسايل و امكاناتي را كه از نظر خودشان روح به آنها نياز دارد براي او فراهم كرده و در اين خانه‌هاي كوچك جاي مي‌‌دهند. البته ساخت اين خانه‌ها آداب و رسوم و قوانين خاص خود را دارد.
    
    
    مراحل و قوانين ساخت خانه ارواح
    در شروع كار و قبل از اين‌كه صاحب ملك كوچك‌ترين تصميمي براي عمليات ساختماني خود در نظر بگيرد در فكر تعيين مكان مناسبي براي خانه روح است.
    در انتخاب اين مكان قواعد زيادي وجود دارد كه بايد همه آنها رعايت شود از جمله اين‌كه اين مكان بايد در جايي واقع شود كه سايه هيچ كدام از ساختمان‌هاي زمين‌ها روي آن نيفتد و به اين ترتيب مزاحمت براي او ايجاد نشود. تايلندي‌ها معتقدند اين‌گونه روح احساس امنيت بيشتري كرده و دشمنان و بدي‌هاي اطرافش را بهتر مي‌بيند و آنها را سريع‌تر طرد مي‌‌كند.
قبل از شروع ساخت بايد يك طالع‌بين، تاريخ مناسبي را براي شروع ساخت تعيين كند و مالك در همان تاريخ كار ساخت خانه روح را آغاز مي‌‌كند. اين خانه‌ها در نظر تايلندي‌ها از اهميت خاصي برخوردار است.
    آنها مراقبت بسيار جدي از اين خانه‌ها به عمل مي‌آورند اين خانه‌ها را خيلي محكم و زيبا مي‌‌سازند چرا كه به نظر آنها اگر روزي اين خانه‌ها از بين برود و يا آسيبي به آنها برسد قطعا براي زندگي آنها هم مشكلي به وجود مي‌‌آيد و هر چقدر اين خانه‌ها امن‌تر و محكم‌تر باشد زندگي آنها هم از استحكام بيشتري برخوردار است. دانش‌آموزان هم براي اين‌كه در درس‌هايشان موفق باشند به خانه‌هاي ارواح كه در جلوي مدرسه‌هايشان هم ساخته مي‌‌شود مراجعه مي‌‌كنند و براي موفقيت خود دعا مي‌‌كنند. تايلندي‌ها حتي در ماه چند بار غذاها و خواركي‌هايي را براي ارواح مي‌‌برند، تا در مهماني‌هاي خود از آنها استفاده كنند، عجيب است، نه؟ اما واقعيت دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 18:2  توسط رضا  | 

مناظر زيبايي از گوشه کنار دنيا. ما فقط يک بار از کنار برخي از اين مناطر مي گذريم

مناظر زيبايي از گوشه کنار دنيا. ما فقط يک بار از کنار برخي از اين مناطر مي گذريم!

برای دیدن تمام عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 19:4  توسط رضا  | 

Eshagh Ahmadi - Naz O Niaz

آلبوم جدید و زیبای اسحاق احمدی به نام ناز و نیاز

01- Mahboob

02- Sadeh Boodam

03- Dokhtare Faghire Sadeh Poosh

04- Boro

05- Key Miay

06 Donyaye Asheghoneh

07 Kelas

08 Jodaei

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 15:2  توسط علی  | 

خفن هاي دنيا!

خفن هاي دنيا!

 

پل دونگایی

این پل که بخش مهمی از پروژه توسعه بزرگترین بندر آب های عمیق جهان، یعنی بندر شانگ های چین است دارای 20 مایل (تقریبا 32 کیلومتر) طول و شش خط عبوری است. پل که به صورت معلق (کابلی) عمل می کند شانگ های را به جزیره یانگشان که بزرگترین بندر کانتینری و اولین منطقه آزاد تجاری چین است متصل می کند. برای جلوگیری از اثرات باد و موجها پل به شکل حرف S ساخته شده است. ساختن پل 1.2 میلیارد دلار هزینه داشته است و موقتا طولانی ترین پل جهان است. در سال 2008 پلی در نزدیکی این پل به طول 22 کیلومتر افتتاح خواهد شد.


موسسه پزشکی هوارد هیوز

این موسسه پزشکی که سالیان متمادی بورس های تحصیلی به محققین پزشکی در جهان اعطا کرده است، تنها راه پیشرفت سریع پزشکی را در دور هم جمع کردن پزشکان در یکجا یافته است. به همین دلیل مجموعه ژانلیا را ساخته است که دارای 70600 متر مربع زیر بنا است و بهشت محققین پزشکی نام گرفته است. این ساختمان اگر در ارتفاع ساخته می شد 85 طبقه می داشت.


استادیوم ویمبلی

این استادیوم که در سال 1924 در شهر لندن ساخته شده بود هم اکنون باز سازی شده است و با گنجایش 90000 صندلی بزرگترین استادیوم فوتبال جهان خواهد بود. نماد قبلی استادیوم دو برج حدودا 30 متری بودند که اکنون با یک قوس به ارتفاع 132 متر جایگزین شده است. این قوس 5000 تن از مجموع وزن 7000 تنی سقف متحرک ورزشگاه را تحمل می کند. این ایده نیاز به ستون در ورزشگاه را مرتفع ساخته است و بنا بر این دید تماشاچیان صد در صد خواهد بود. قوس استادیوم از همه جای شهر لندن قابل دیدن است.


بیگ دیگ هاوس

این ساختمان در لکزینگتون ماساچوست ممکن است در نگاه اول معمولی به نظر برسد ولی برتری آن در این است که این ساختمان کلا از ضایعات ساختمانی در پروژه های بزرگ عمرانی شهر ماساچوست ساخته شده است.


ساختمان ایالتی سانفرانسیسکو

این ساختمان اولین برج در آمریکا است که در 70 درصد آن، سیستم تهویه مطبوع حذف شده است. نمای خارجی ساختمان که به صورت کامپیوتری کنترل می شود به تغییرات جوی حساس است و ساختمان را با شرایط محیط هماهنگ می کند. در همه جای این سازهسیستم تهویه طبیعی وجود دارد.


وزارت کشور ولز

این ساختمان تماما از مصالح محلی قابل بازیافت ساخته شده است و درای سیستم تهویه طبیعی است. در حالیکه معمولا در ساختمان های دولتی از دیوار استفاده می شود در این سازه برای تاکید بر شفافیت همه چیز، از شیشه به جای دیوار استفاده شده است.


گلن هاوس

این ساختمان در سانتامونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه از سازه های سازگار با محیط زیست است. این ساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کند و در آن بر مصرف بهینه انرژی تاکید شده است.


فروشگاه اپل (خیابان پنجم)

این فروشگاه تازه تاسیس اپل در نیویورک همانند محصولات اپل خیره کننده است. این مکعب با بعد 10 متر یک راه پله شیشه ای به سمت زیر زمین دارد که مصرف کنندگان را به بهشت محصولات کامپیوتری هدایت می کند. همچنین در ان از مدرنترین سیستم های فروش استفاده شده است.


ساختمان هرست

این ساختمان 46 طبقه در نیویورک یک ساختمان سبز است. شکل منحصر به فرد آن باعث 20درصد صرفه جویی در فولاد مصرفی برای ساخت سازه شد. تنظیم نور در داخل ساختمان توسط حس گر های حساس به نور خورشید انجام می شود. در بیشتر مواقع سال هوای بیرون ساخنتمان برای تهویه مطبوع ساختمان استفاده می شود بنابراین این ساختمان 22 % کمتر دی اکسید کربن وارد هوا می کند.


گلخانه دیویس

این ساختمان که در انگلیس ساخته شده است آمیزه ایست از تکنولوژی مدرن و روش های بهینه طراحی. مجاری تهویه در هنگام بارندگی به طور خودکار بسته می شوند. هوای ورودی به گلخانه پیش از وارد شدن در یک هزارتوی بتنی زیرزمینی خنک می شود. شکل منحصر به فرد سازه باعث می شود که همزمان با بالا رفتن هوای گرم در مجاری تهویه هوای خنک به داخل گلخانه مکیده شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 23:55  توسط رضا  | 

بیوگرافی حامد کمیلی

بیوگرافی حامد کمیلی

حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .

دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .

دارای ۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .

فصل مورد علاقه : پاییز

چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .

دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .

کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .

احسان عمران و ایمان معماری می خواند .

وضعیت تاهل : مجرد ...

حامد کمیلی کارشناس مدیریت بازرگانی است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است.جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارد.

او اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 18:1  توسط رضا  | 

400Band - Marg

آهنگ جدید و زیبای ۴۰۰باند به نام مرگ

400Band - Marg

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 10:31  توسط علی  | 

Juniors - Eskenas

آهنگ جدید و زیبای گروه Juniors به نام اسکناس

Juniors - Eskenas

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 16:44  توسط علی  | 

Hamid Askari - Dooset Daram

آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید عسکری به نام دوست دارم

Hamid Askari - Dooset Daram

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 16:6  توسط علی  | 

جوک عصر قاجار

سلام دوستان

یه سوال دارم چرا هر کی میخواد جوک بده سعی داره جدید باشه؟؟؟؟!!!!!

 من هم  سعی کردم متفاوت تر با بقیه با شم

برای همین هم سعی کردم چند تا جوک فوق قدیمی آپ کنم نظرتون چیه؟

دلیل بعدیش هم اینه که ۲۷ اسفند تولد منه

نکته بعدی هم اینه که من از آپ کردن این مطالب قصد توهین به هیچ کس رو ندارم اصلا ناراحت نشید!!!

و در آخر اینکه من دیگه در زمینه جک فعالیت نمیکنم

 

به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۲-تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۳-ترکه زنشو می کشه  ميره مرحله بعد !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!

تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!
 

از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!

تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!
تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.
تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!! 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در.
خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزئه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!!!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟!
تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

(يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟
ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: ميدوني فاميلي خدا چيه؟
ميگه: نميدونم، ولي به گمانم وكيلي باشه!!! (اگه جناب دوزاري مبارك نيافتاد، يك بار اسم و فاميل رو پشت هم بگيد، شايد يك فرجي شد!)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟
تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!!
كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!
 

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!
 

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!
 

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 15:12  توسط آرش  | 

تم برای گوشی نوکیا

 سلام  ایندفعه چند تا تم خوشگل تر گذاشتم اما برای گوشیهای نوکیا خیلی توپه دانلود کنید

.

 Size: 116 KB

دانلود تم

 

.

 Size: 156 KB

دانلود تم

 

.

 Size: 168 KB

دانلود تم

 

.

 Size: 103 KB

دانلود تم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:2  توسط رضا  | 

Ali Hoseini - Eeteraf

آهنگ جدید و زیبای علی حسینی به نام اعتراف

Ali Hosseini - Eteraf

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 12:41  توسط علی  | 

جوک جالب

دوباره سلام به شما دوستان  عزیز

 _ میدونستی صاحب شركت نوكیا یه قزوینیه
ندیدی وقتی گوشیتو روشن میكنی یه نفر دست یه بچه رو میگیره


 _ یه قزوینیه دكتر براش آمپول مینویسه از ترس میره تهران میزنش


يه تركه رفته بود ته چاه فكر ميكرد يه يارو اومد گفت : چرا ته چاه فكر مي كني تركه گفت : مي خوام عميق فكر كنم !


 اين ناقلا، بهترين ناقلا،شکل ناقلا،سر ناقلا،کار ناقلا،گذاشتن ناقلا،يه ناقلا،بدجنسه ناقلا...( ناقلا رو حذف کن & دوباره بخون)


تركه واسه اينكه از زندگي جلو بيوفته يه زن حامله ميگيره.


 تركه داشته از آخونده مسئله ميپرسيده:حاج آقا ميشه ادم با مادر زنش ازدواج كنه؟

آخونده ميگه نه مادر زن محرمه.

تركه اصرار ميكنه ميگه:بيشتر فكر كنيد شايد بشه.

آخونده ميگه نه عزيزم نميشه.

تركه ميگه:ولي ما كرديم شدا.


 _ تركه نماز قضا زياد داشته هر وقت نماز مي خونده زير جانمازش كاربن ميذاشته.


_ يك روز توي جهنم ميبينمت.آخه هر دو جهنمي هستيم: تو به جرم اينكه قلب منو دزديدي و من هم به جرم اينكه تو رو پرستيدم


_ سوال کنکور در افغانستان : از کجا کفتر می ایه؟ 1 از اون پایین کفتر می ایه 2 از اون بالا کفتر می ایه 3 اصلا کفتر نمی ایه کفتر با زاویه 10 درجه نسبت به افق به صورت مارپیچ می ایه

ارادت مند شما آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:3  توسط آرش  | 

اس ام اس جدید

سلام به همه و به خصوص نویسنده جدید وبلاگ آرش جان .

اینم اس ام اس و جوک که ابتکار خودمه

.

.

قدرت ديد خانومها:
يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن
اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن .
.

.

يه ترکه ميره حموم
بعد که مياد بيرون ميگه نمرديم و آب چرخ کرده هم ديديم!!!!!!!
.

.

پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه
چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي.
حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟
مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم
زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه .
بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟
يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟

.

.

 يارو عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه :
بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.
.

.

به يه ترکه ميگن چرا با جوراب خوابيدي؟
ميگه: آخه ديشب با کفش خوابيدم خيلي اذيت شدم!!!!!!!!!

.

.

 از يکي ميرسن ساعت چنده ؟
طرف هم بلد نبود ساعت بخونه. گفت : بدو بدو ديرت شد.

.

.

----------------------------
يه روز چند تا جوجه ميرن حموم
بعد يه دفعه صدايه جيق و دادشون بلند ميشه
اگه گفتي چرا؟؟؟ . . . .

.

.


چون يكيشون خروس بوده..

.

.

--------------

-------------

--------------

به دليل ايام سوگواري از گفتن اين جك معذوريم !!!!!!

.

.

جون میده با تو بریم ماهی گیری آخه هیچ کس به اندا زه ی تو کرم نداره!!!!!!!!!!!!

.

.

:..:: .-..::...:..:: .-..::.:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--

اينم يه sms براي نابينايان!

.

.

دوستارتان ساشا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 15:47  توسط ساشا  | 

Majid eMsveS - Die My Love

اینم آهنگ مجید eMsveS به نام Die My LOVE خودش به میلم فرستاده بود سبکش Hip-Hop هست و اسم آلبومش Remember Me هست.(عکسم خواهش می کنم بفرسته واسمون)

  

Majid eMsveS - Die My Love

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 15:36  توسط علی  | 

Saeid&Mohammad Ft Pishro Rooze Aval

آهنگ بسیار زیبای پیشرو به همراه سعید و محمد به نام روز اول

 Saeid&Mohammad Ft Pishro Rooze Aval

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 15:3  توسط علی  | 

مصاحبه با مریم کاویانی(قسمت اول)

مصاحبه با مریم کاویانی(قسمت اول)

هميشه قلباً دلم مي خواست كه در خدمت مردم باشم!

 

 

مريم كاوياني جز اون دسته ابازيگراييه كه با يه اتفاق ساده وارد عرصه بازيگري شد و خيلي

 

زود تونست جايي در دل مردم پيدا كنه .او بهد از حضور در نقش رعنا در مجموعه او يك

 

فرشته بود امسال با حضور در نقش معصومه و مجموعه زيرزمين و لعيا در مجموعه به دنيا

 

بگوييد بايستد و ناهيد شاهرخي در روز رفتن جز بازيگران پر كار و فعال محسوب مي شه .

 

 

يه كم از خودتون براي خوانندگان بگين :

 

من متولد 2 تير 1355 هستم . يه برادر و يهپدر و مادر خوب ومهربون دارم كه اينجا نيستن

 

و فعلا مجردم و مستقل زندگي مي كنم .

 

 

متولد كجا هستين ؟

 

من توي اهواز متولد شدم اما مادرم شماليه .

 

 

تا به حال پشت صحنه اتفاقي افتاده كه شما از حرفه تون بهره بگيرين و به كمك كسي برين ؟

 

( فكر مي كند ) .... نه خوشبختانه هنوز حادثه اي پيش نيومده .

 

 

خانم كاوياني شما كه پرستار بودين چطور شد كه به اين سمت و سو كشيده شدين ؟

 

من هميشه قلبا دلم مي خواست كه در خدمت مردم باشم و چقدر خوبه كه آدم پرستار باشه . اما

 

واقعا من توي اين 2 سال نتونستم فعاليت اصليم كه پرستاريه رو ادامه بدم .

 

در درجه اول فكر مي كنم مكه خواست خدا بود و يكي از فرصتهاييه كه خدا در اختيار من قرار

 

داده . زماني هم كه من توي بيمارستان كار مي كردم از طريق يكي از دوستانم پشت صحنه فيلم

 

روياي جواني به كارگرداني آقاي نادر مقدس رفتم ايشون همئنجا از من دعوت كردن كه يه پلان

 

در نقش پزشك توي اون كار بازي كنم . باورم نمي شد برام مثل يه شوخي بود . اما بعد ديگه اين

 

حرفه رو ادامه دادم و قضيه برام جدي شد.

 

 

 

 

راستي چي شد كه اصلا پرستار شدين ؟

 

اگه صبر مي كردم تا دندانپزشكي قبول بشم حالا حالاها بايد پشت كنكور مي موندم . بنابراين

 

وقتي پرستاري قبول شدم چون توي شهر خودمون هم بود رفتم و ادامه تحصيل دادم . اما بعد از

 

فارغ التحصيلي نه سال كار نكردم چون خارج از ايران بودم و برنامه ديگه اي داشتم .بعد براي

 

اينكه بيكار نمونم رفتم بيمارستان و مشغول بع كار شدم .

 

 

تلخ ترين و شيرين ترين خاطره اي كه دارين برامون مي گين ؟

 

شيزين ترين خاطراتم همشه ترخيص يه مريض بود كه مشكلش حل مي شد . اينو صادقانه مي گم .

 

حتي تا دمه در دنبالشون مي رفتم . اينو بيمارانم اگه بشنون مي تونن تاييد كنن . اما تلخ ترينش

 

دوره آخر كارم بود كه شديدا افسرده ام كرده بود . يه مدت توي بخش بيماران شيمي درماني

 

بودم . يه خانمي از شمال آمده بود و يه دختر 9 ساله داشت كه سرطان خون داشت و به واسطه

 

شيمي درماني تمام موهليش ريخته بود . اي مادر براي دخترش كلكسيون كلاه درست كرده بود .

 

ما مي دونستيم كه 10 روز ديگه اين بچه ميميره . هميشه مگفتم خدايا اگه قراره اين دختر بميره

 

روزي باشه كه من شيفت نباشم . اما متاسفانه در شيفت من ساعت 9 شب اون بچه مرد . اين

 

بدترين خاطره من بود . ( بغض مريم مي تركد و ... )

 

 

حالا كه بحث بيماري و شيمي درماني شد شما فيلم ميم مثل مادر رو ديدين ؟

 

بله دوبار و هر بار خيلي گريه كردم . اولين بار كه اين فيلم رو ديدم سرم رو گذاشتم روي

 

صندلي جلويي و هق هق گريه كردم . تازه آخر فيلم رو نديدم . اون قدر گريه كرده بودم كه

 

صورتم سرخ شده بود و براي اينكه مردم نبينن آخر فيلمو نديدم و رفتم توي ماشين . اما بار دوم

 

هم كه ديدم باز گريه كردم . اين بار آقايي كه توي سينما كار مي كرد برام دستمال كاغدي آورد و

 

گفت : دفعه قبل ديدم اشكاتونو با روسري تون پاك مي كنين ( با خنده ) .... ولي خيلي فيلم زيبايي بود .

 

تو كدوم بخش بيمارستان كار مي كردين ؟

 

بخشهاي مختلف بودم . مثل جراحي – كودكان – داخلي و ...

 

 

 

 

تا حالا براي كسي پارتي بازي كردين ؟

 

آره ، ما كه فرشته نيستيم . يه جاهايي اطرافيان و عزيزانمون رو در اولويت قرار مي ديم .

 

 

كدوم نقش رو كه تا امروز بازي كردين بيشتر دوست دارين ؟

 

همه نقشهام رو دوست داشتم . اما براي دها فجر يه كاري بازي كردم كه نقش زني به نام ( انديشه ) رو دارم .

 

يه زن درباري با تيپ درباري كه به نظرم خيلي كار خوبي شده . نقش لعيا رو هم در ( يه دنيا بگوييد بايستد )

 

خيلي دوست دارم .

 

 

با اين گيتاري كه گوشه خونه است چقدر اهل ساز زدن هستين ؟

 

من گيتار مي زدم ، اما وقتي سيمش رو مي بينم خجالت مي كشم . دو ساله كه فقط گردگيريش مي كنم و باهاش

 

حرف مي زنم اما نوازشش نكردم چون فرصتش رو ندارم .

 

 

شما توي كليپ يكي از خوانندگان هم حضور داشتين راجع يه حضورتون بگين :

 

اگه منظورتون بهنام علمشاهيه كه ايشون يكي از دوستان خانوادگي من هستن . اون زمان كه من بازي كردم

 

هنوز بازيگر نشده بودم و پرستار بيمارستان بودم كه ايشون گفتن مي خوان كليپ بسازن و از من خواستن كه

 

بازي كنم .

 

 

وقتي پشت سرتون رو نگاه مي كنين چيزي در راه زندگي جا نذاشتين ؟

 

خيلي چيزها جا مونده كه بعضي هاش رو نمي شه جبران كرد . مثلا اينكه دلم مي خواست بيشتر كتاب بخونم و

 

يا از فرصتهام بهتر استفاده كنم ، اما الان مسئوليتم بيشتر شده و فرصتم كم .

 

هيچ وقت هوس نكردين كه توي كلاسهاي بازيگري شركت كنين ؟

 

نه ولي وقتي كار خودم رو مي بينم مي گم : واي چقدر بد بازي كردم ! ( با خنده ) . اما خيلي دلم مي خواست

 

فرصت پيدا كنم كلاس فن بيان برم .

 

 

شما لحن و صداي خاصي دارين . هيچ وقت شده براي نقشي انتخاب بشين اما به خاطر تن صداتون نتونين از عهده اون بر بيايين ؟

 

تا حالا كه نقش منفي به اون معنا بهم پيشنهاد نشده . اما در حال حاضر با آقاي محمد علي سجادي قرار داد بستم

 

كه توي اون كار جز باند دردها هستم و تنها زني كه در اون باند حضور داره و قراره كه اونجا يكم متفاوت تر

 

حرف بزنم و اميدوارم كه بتونم از عهده اش بربيام .

 

 

چه قدر به قضا و قدر و قسمت معتقد هستين ؟

 

فكر مي نم هشتاد در صد زندگي و مسير آدما ، رو حساب همون قضا و قدره و بيست در صدش بر مبناي عقل

 

و منطق . همون طور كه ما نمي تونيم تعيين كنيم از چه پدر و مادري متولد بشيم ، چون سرنوشت ماست ،

 

خيلي از اتفاقات زندگيه ما قسمت ماست . يه وقتليي خيلي تلاش مي كني براي اينكه به اهدافت برسي ، اما نمي

 

رسي يا سخت مي رسي . به نظر من جز قسمت و سرنوشتت نبوده .

 

بنابر اين هر چي كه توي زندگي پيش مياد بايد بپذيري حتي  اگه تلخه ، به فال نيك بگيري ، چون هميشه يه

 

حكمتي در اون هست و اون هم خواست خداست و خدا هيچ وقت براي بندگانش بد نمي خواد .

 

 

شما توي اپيزود از مجموعه ( راه شب ) نقش پرستار رو داشتين . چه فدر از رفتار اون پرستار شبيه خودتون بود ؟

 

ريسكي كه اون پرستار كرد رو تا حالا من نكردم .چون اون زمان از اين توانايي ها نداشتم كه بتونم ضامن

 

كسي بشم ولي يكي از خصوصيات خودم كه شايد خيلي اوقات به ضررم تموم شده اينه كه سريع اعتماد مي كنم

 

و تحت تاثير احساسات خودم قرار مي گيرم چون مشتاق كمك كردن به ديگران هستم .

 

شايد به خاطر اين كه متولد تيرم ( با خنده ) و همه آدم ها رو خوب و راستگو مي بينم و البته هم ضربه خوردم

ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 15:3  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر