تبليغاتX
هله له جوک و آهنگ و سینما و...

هله له جوک و آهنگ و سینما و...

جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

عکسهای جنجالی لیلا حاتمی

عکسهای جنجالی لیلا حاتمی




+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:34  توسط رضا  | 

چگونگي بازداشت مجري مشهور در كيش

چگونگي بازداشت مجري مشهور در كيش

بازداشت يكي از مجريان تلويزيون در جزيره كيش واقعيت داشته است.
 يك منبع آگاه در نيروي انتظامي در گفت و گو با خبرنگار «جهان» با تاييد خبر بازداشت مجري مشهور تلويزيون در كيش گفت:....

 مجري مذكور در تاريخ 5 شهريورماه در جريان بازرسي ماموران نيروي انتظامي از منزلي به همراه سه زن و چهار مرد ديگر با وضعيت ظاهري بسيار نامناسبي بازداشت شدند.
 وي افزود: مجري مشهور كه به همراه گروه هنري در هتل ارم اقامت داشت ، پس از پايان مراسم كنسرت در لابي هتل با 3 زن آشنا شده و سپس به همراه آنان به منزل دوستان خود مي رود كه با مشكوك شدن ماموران نيروي انتظامي ، وي در منزل مذكور به همراه افراد ديگر دستگير مي شود.
 اين منبع آگاه در نيروي انتظامي تصريح كرد: مسائل مربوط به بعد از بازداشت و نحوه جريمه و...به نيروي انتظامي مربوط نمي شود و در حوزه اختيارات قضايي است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 1:34  توسط رضا  | 

عجیب ولی واقعی ....

عجیب ولی واقعی ....

مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...


مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد


مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟


مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي
Start
کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!


مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...


مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.


مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس
Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده. 


مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد
F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...


مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!


مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟


يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.


مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري :
Netscape

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد...
Internet Explorer


مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!


مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري
: من داشتم توي
Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟


مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف
a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:13  توسط علی  | 

فال - 15 تير تا اول مرداد

فال> از پانزدهم تا اول مرداد بر شما چه خواهد گذشت؟

فروردين
    بعضي از افكار، ذهن شما را خسته كرده. كمي به استراحت نياز داريد. مشكلات كاري براي همه وجود دارد. ممكن است اختلاف نظرهاي كاري براي‌تان پيش آيد. به نظر ديگران هم احترام بگذاريد تا با اين كار محبوبيت خود را حفظ كنيد. مي‌دانيد به دنبال چه چيزهايي هستيد ولي راهي براي رسيدن به آنها پيدا نمي‌كنيد. بايد تلاش‌تان را بيشتر كنيد و از اطرافيان‌تان كمك بگيريد. به زودي در موقعيتي قرار مي‌گيريد كه مجبور به تحمل فشارها و سختي‌هايي هستيد، اما نااميد نشويد و زود از كوره در نرويد كه اين زمان زودگذر خواهد بود. فكر كردن به سرانجام خوش اين سختي‌ها مي‌تواند براي شما انگيزه‌اي باشد تا بتوانيد آنها را به راحتي تحمل كنيد. در اين مدت كوتاه او را نمي‌بينيد ولي با فكر كردن به او و با خاطرات گذشته، مي‌توانيد اين دوران را با موفقيت پشت‌سر بگذاريد.

ارديبهشت
     مدتي است در خانه مشاجراتي داريد و اين براي شما بسيار سنگين است. دست به كارهاي مختلفي زده‌ايد تا حواس‌تان را از اين مشاجرات پرت كنيد ولي نمي‌توانيد به جنگ واقعيت برويد، پس سعي كنيد تا با حفظ آرامش و متانت هميشگي، با صحبت كردن كدورت‌ها را برطرف كنيد انسان با توكل به خدا و كوشش به هر جايي كه بخواهد دست پيدا مي‌كند و مي‌رسد پس بر روي عقايد‌تان پابرجا بمانيد. كسي از شما كمكي مي‌خواهد ولي خاطرات تلخي كه از گذشته او داريد مانع كمك كردن به او مي‌شود. كينه را كنار بگذاريد و گذشته‌ها را فراموش كنيد و دست ياري او را بفشاريد. توقع داريد كه در مورد يك مسئله خاص مورد حمايت فردي قرار گيريد اما بايد شرايط را در نظر بگيريد و فقط منتظر حمايت او نباشيد، شايد او اين‌بار نتواند از شما حمايت كافي كند پس نبايد از دست او دلگير شويد.

خرداد
    در انجام كاري مرتكب اشتباه شده‌ايد. اشتباهات براي هر كس پيش مي‌آيد. شما با پشت كاري كه داريد مي‌توانيد به سرعت آن را جبران كنيد. فكري در ذهن داريد ولي از بيان آن نگرانيد. مي‌توانيد با كسي كه دوستش داريد آن را مطرح كنيد. مطمئنا شما را كمك خواهد كرد. شما مي‌توانيد با تغييرموقعيت‌ها تغييرات زيبايي در زندگي خود ايجاد كرده و آن را از يكنواختي خارج كنيد. به زودي مشكلاتي كه با آنها درگير بوديد و بسياري از اوقات شما را تلف مي‌كرد، رنگ مي‌بازند و برطرف مي‌شوند. حل اين مشكلات با موفقيتي كه به همراه دارد مي‌تواند تجربه بسيار خوبي براي شما باشد. عشق مي‌تواند براي شما موفقيت به همراه داشته باشد پس كمي قلب خود را آزاد بگذاريد و به نداي آن گوش دهيد. بيش از اين كسي كه چشم اميد به شما دوخته را در انتظار نگذاريد.

 تير
    راز دل خودتان را براي هر كسي نگوييد چون شايد بعدها عليه خودتان به كار گرفته شود. از طرف كسي حرف‌هاي عجيبي به شما زده مي‌شود. در اين حرف‌ها، قصد اين است كه نظر شما راجع به فرد يا چيز خاصي عوض شود، اما نبايد به اين حرف‌ها گوش كنيد. فقط با گوش دادن به اين حرف‌ها دوست و دشمن خود را بشناسيد. اين اواخر اتفاقي براي‌تان افتاده كه عصبانيت شما را از عده‌اي فراهم كرده. زياد به آن فكر نكنيد كه اين عصبانيت در صورت ادامه پيدا كردن مي‌تواند زندگي شخصي شما را تحت‌الشعاع قرار دهد. اكنون زمان آن رسيده كه از هوش و خلاقيت هميشگي‌تان استفاده كنيد و به كارهاي‌تان سر و سامان دهيد و عقب‌‌افتادگي‌هاي كاري را جبران كنيد. كمي هم بايد به عواطف خود توجه كنيد. شايد فرصت به دست آمده ديگر قابل دسترسي نباشد بنابراين از آن استفاده كنيد. در مورد او بيشتر فكر كنيد. شايد مورد مناسبي باشد.

مرداد
     رفتار خوب و محبت‌آميز با ديگران باعث بازتاب‌هاي مثبت از طرف آنان خواهد بود. مدتي است كه با اين نوع رفتار چنين بازتاب‌هايي را احساس مي‌كني. سعي كن اين رفتار را به نوعي در شخصيت خودت تثبيت كني. براي انجام كاري جديد افكارت مشغول است و اين كه در اين كار بايد با عده‌اي همكاري كني شايد برايت خوش‌آيند نباشد ولي دقت كن، چون بعضي از كارها بايد به صورت دسته‌جمعي و تيمي انجام شود تا به سرانجام برسد، پس از همكاري با ديگران خوشحال باش و توانايي‌هاي خود را در كنار آنان محك بزن و از تجربيات آنان نيز استفاده كن. در جمعي كه هستي ايده‌اي را مطرح مي‌كني كه اين ايده از طرف ديگران مقبول واقع مي‌شود. اين امر مي‌تواند شروعي دوباره و موفقيت‌آميز براي حركت در راهي دشوار باشد.به احساسات خود توجه كنيد كه زيبايي‌هاي زندگي منتظر توست.

شهريور
     انجام بعضي از كارها در شما به صورت عادت در آمده. اگر كمي دقت كنيد، مي‌بينيد كه اين كارها هيچ سود و منفعتي براي شما ندارد و حتي وقت شما را هم بيهوده مي‌گيرد پس سعي كنيد كارهايي را كه انجام آن براي شما لازم و ضروري است ، در اولويت قرار دهيد مدتي است كه روابط شما با يكي از دوستان قديمي كمي نااميد‌كننده شده است، شايد اين به خاطر روابط جديدي باشد كه پيش آمده و باعث فراموشي و كم شدن روابط گذشته شده... در هر حال دوستان گذشته خود را نيز نبايد فراموش كنيد.. به زودي خبري به شما خواهد رسيد اما توجه داشته باشيد كه شنيدن اين خبر ممكن است كمي برنامه‌ريزي‌هاي‌تان را با تغيير مواجه كند. نسبت به كسي كه دوستش داريد، بدبيني را كنار بگذاريد و قبل از هر اقدامي با او صحبت كنيد. او انتظار شما را مي‌كشد پس عجله كنيد.

 مهر
    اگر كمي به اطراف نگاه كنيد، مي‌‌بينيد كه مشغولياتي وجود دارد كه بتواند ذهن شما را از خاطرات تلخ گذشته دور كند. در فكر تغييرات مكاني هستيد. اين تغييرات بايد با فكر و بسيار با احتياط انجام شود. شما براي اطمينان بيشتر بايد با عده‌اي مشورت كنيد.دست به يك فعاليت گروهي مي زنيد، بايد بدانيد كه اين فعاليت گروهي روحيه شما را به شدت تحت تاثيرات مثبت قرار خواهد داد. گاهي مواقع بيان اين كه اشتباهي كرده‌ايد براي‌تان سخت است. اين مسئله شايد براي هركسي سخت باشد ولي مطمئن باشيد كه بيان اشتباهات، اولين گام خواهد بود براي رفع و جبران آنها. همدم زندگي‌تان نه تنها از شنيدن اين مسئله از جانب شما ناراحت نمي‌شود بلكه شما را در برطرف كردن آن ياري خواهد كرد.

 آبان
     احساس خستگي كه اين روزها در شما وجود دارد مانع انجام برخي از كارهاي مهم خواهد بود بنابراين سعي داشته باشيد كه اين احساس را هر چه زودتر از خود دور كنيد. از دست كسي ناراحت هستيد. او قرار بود براي شما كاري انجام دهد ولي شما را در انتظار گذاشته. از دست او ناراحت نباشيد چون او منتظر گرفتن يك جواب قطعي است، به زودي از سوي او خبرهايي به شما مي‌رسد. شايد اين خبرها زياد براي شما خوش‌آيند و دلگرم‌كننده نباشد ولي راه‌هايي را براي شما باز خواهد كرد كه گذشتن از اين راه‌ها شما را به نتيجه دلخواه خواهد رساند. به كارهايي كه انجام داده‌ايد فكر كنيد كسي از شما جوابي مي‌خواست كه ناخواسته و نادانسته جواب نادرستي به او داده‌ايد. فورا با او تماس بگيريد و پاسخ‌تان را تصحيح فرماييد.

 آذر
     حرفي به كسي زده‌ايد كه او اين حرف را به عنوان توهين برداشت كرده، بايد نظر او را تغيير دهيد و سوءتفاهمات ايجاد شده را رفع كنيد. دست به كاري جديد مي‌زنيد كه اين كار براي شما موفقيت‌هايي را به همراه دارد. با ديدن اين موفقيت‌ها مغرور نشويد و تلاش‌تان را روزافزون كنيد. براي اداره كردن امور بسيار شتابزده تصميم‌گيري مي‌كنيد. اين مسئله مي‌تواند رسيدن شما به اهداف‌تان را به تاخير بيندازد و گاهي مشكلاتي ايجاد كند كه جبرانش بسيار سخت باشد. اين خصوصيت را در وجود خودتان از بين ببريد. قصد انجام مسافرتي را داريد كه غيرضروري است. آن را به تعويق بيندازيد و به كارهاي ضروري‌تر خود برسيد. تا زمان از دست نرفته، حرف‌هاي خود را به او بگوييد، چون فردا دير است.

دي
     پا در مسيري گذاشته‌ايد كه رقيبان بسياري داريد. سعي بر اين داريد كه آنها را ناديده بگيريد، ولي مطمئن باشيد آنها شما را ناديده نمي‌گيرند و هرطور شده در صدد ضربه زدن به شما هستند. پس با درايت عمل كنيد و از هيچ چيز هراس نداشته باشيد. لجاجت و پافشاري شما در بعضي از امور دردسرهايي ايجاد مي‌كند. هيچ ضرورتي براي انجام كارهاي غيرضروري وجود ندارد بنابراين با پافشاري بر روي آنها فرصت انجام كارهاي واجب‌تر را از خود نگيريد. به زودي اقدام به فراهم كردن مقدمات امري مي‌كنيد و تمام تلاش‌‌تان اين خواهد بود كه اين امر به خوبي و خوشي به پايان برسد. به پيشنهادات واهي و بيهوده دل‌تان را خوش نكنيد و كاري را كه داريد با پشت كار بيشتر انجام بدهيد.

بهمن
     مدتي است به دنبال بازگرداندن حقي هستيد كه از شما سلب شده. با كسي قرار ملاقاتي داريد. پس از ملاقات با او نگرش‌تان نسبت به كاري كه قصد انجام آن را به تنهايي داشتيد عوض مي‌شود. احساسات نگران‌كننده، بعضي مواقع به شما هجوم مي‌آورند، مي‌خواهيد از دست آنها رها شويد ولي آنها شما را رها نمي‌كنند. كمي صبر كنيد، با دقت به اطراف‌تان نگاه كنيد. منشا اين احساسات نگران‌كننده را پيدا كنيد و آنها را از بين ببريد. عواطف ديگران را هم مدنظر قرار دهيد، شايد با اين ابراز عواطف نسبت به شما، خواستار گفتن چيزي هستند! او را روي هوا نگذاريد، يا نظرش را به سوي خود جلب كنيد يا از خود دورش كنيد... چرا كه به هيچ عنوان به سود هر دوي شما نيست.

اسفند
    در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، قضاوت نكنيد و با اين كار محيط خانوادگي خود را آرام نگه‌ داريد. وقت آن رسيده كه به يك سفر چند روزه برويد. پس از زحمات زيادي كه كشيديد و موفقيتي كه به دست آورديد، چنين سفري لازم به نظر مي‌رسد. شايد از دست يكي از دوستان‌تان كمي دلگير باشيد ولي بايد به او حق بدهيد. او همه تلاشش را كرد تا به نتيجه برسد و با اين كار شما را خوشحال كند ولي متاسفانه نتوانست. همين الان با او تماس بگيريد و اين موضوع را به او اطلاع دهيد. كاري را آغاز كرده‌ايد كه در مراحل اتمام است، از انجام آن بسيار خسته شده‌ايد ولي اين خستگي و كسالت را از خود دور كنيد تا اين مراحل باقي مانده را هم به خوبي به پايان ببريد. پشت كار شما در محيط كار رضايت مديران و مسئولان را برانگيخته...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:53  توسط علی  | 

اول تير ماه تا 15 تير ماه 1386

اول تير ماه تا 15 تير ماه 1386بر شما چه خواهد گذشت ؟

فروردين‌ (برج‌ حمل‌):
    به‌ خوبي‌ قادر خواهيد بود بر احساساتتان‌ غلبه‌ كنيد و تمام‌ وظايف‌تان‌ را به‌ طور كامل‌ به‌ پايان‌برسانيد. به‌ محض‌ آنكه‌ بتوانيد احساسات‌ دروني‌تان‌ را به‌ زبان‌ آوريد، نسبت‌ به‌ ايده‌هايتان‌، اعتماد به‌نفس‌ بيشتري‌ پيدا خواهيد كرد. اجازه‌ دهيد عزت‌ نفس‌تان‌ شما را به‌ سوي‌ مسيري‌ درخشان‌ هدايت‌كند، چرا كه‌ مستحق‌ برخورداري‌ از بهترين‌ها هستيد! زماني‌ كه‌ حرف‌ دلتان‌ را به‌ ديگران‌ بزنيد، همه‌ قادرخواهند بود به‌ خوبي‌ با شما ارتباط برقرار سازند. با متولدين‌ مردادماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

     ارديبهشت‌ (برج‌ ثور):
    توانايي‌تان‌ در تشخيص‌ عاقلانه‌ دوستان‌ از دشمنان‌ تحسين‌ برانگيز خواهد بود. ايده‌هاي‌ خلاقانه‌تان‌باعث‌ خواهند شد كه‌ به‌ راحتي‌ در اجتماعات‌ بدرخشيد. در حين‌ مكالمات‌ و گفت‌ و گوها، اجازه‌ دهيدكه‌ ديگران‌ هم‌ اظهار نظر كنند. با دقت‌ به‌ سخنان‌ آنان‌ گوش‌ دهيد. جوي‌ حاكي‌ از اعتماد و اطمينان‌ ايجادكنيد. به‌ دقت‌ صحبت‌ كنيد تا هيچ‌ گونه‌ سوءتفاهمي‌ ايجاد نشود. قبل‌ از آنكه‌ صدمات‌ و دلخوري‌هاعميق‌ شوند، احساسات‌ خدشه‌دار شده‌ را تسكين‌ دهيد. اشتباهات‌ خود را بپذيريد و نهايت‌ تلاش‌تان‌ رابه‌ كار ببنديد تا از تكرار آن‌ها جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آوريد. با متولدين‌ دي‌ ماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©
    وضعيت‌ مالي‌: $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

     خرداد (برج‌ جوزا):
    لازم‌ است‌ كه‌ خود را سرحال‌ نگه‌ داريد. ايده‌هاي‌ خوبتان‌ را نزد افراد ذيصلاح‌ ابراز كنيد. در جلسات‌به‌ موقع‌ حضور يابيد و فكرتان‌ را روي‌ موضوع‌ مورد بحث‌ متمركز نماييد. تمركز بر روي‌ جزييات‌، فقط به‌سردرگمي‌ شما منجر خواهد شد، پس‌ به‌ اصل‌ موضوع‌ دقت‌ كنيد. انرژي‌ سرشار وجودي‌تان‌ به‌ شما دررسيدن‌ به‌ اهدافتان‌ كمك‌ خواهد كرد. مصالحه‌ و سازش‌ را سرلوحه‌ خود قرار دهيد. اولويت‌هايتان‌ رامشخص‌ سازيد تا چشم‌ اندازهاي‌ جديدي‌ پيش‌ رويتان‌ نمايان‌ گردند. در صورت‌ تجرد، فرصت‌هايي‌مناسب‌ عايدتان‌ خواهند شد. با متولدين‌ بهمن‌ ماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

تير (برج‌ سرطان‌):
    توانايي‌ منحصر به‌ فردتان‌ در شناختن‌ زيبايي‌ها در چيزهايي‌ كه‌ ديگران‌ آن‌ها را نمي‌پسندند، تحسين‌برانگيز خواهد بود. لازم‌ است‌ كه‌ به‌ امور مرتبط با سلامتي‌تان‌ بيشتر اهميت‌ دهيد. به‌ ديدار دوستاني‌برويد كه‌ از نظر احساسي‌ در وضعيت‌ مناسبي‌ به‌ سر نمي‌برند. شما مي‌توانيد با حضورتان‌ در كنار آن‌ها،روحيه‌ به‌ آنان‌ بدهيد. از انرژي‌ و اوقاتتان‌ براي‌ رفع‌ كدورت‌ها در ارتباطاتتان‌ استفاده‌ كنيد. استراحت‌ رادر كنار تفريحات‌ و كارها در نظر بگيريد. در رابطه‌ با تصميمي‌ كه‌ اتخاذ كرده‌ايد، ترديد از خود نشان‌ندهيد. با متولدين‌ مرداد، شهريور و مهرماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * *

     مرداد (برج‌ اسد):
    با ذهني‌ خلاق‌ و مبتكر پيش‌ خواهيد رفت‌ و سرشار از انرژي‌ خواهيد بود. عزيزانتان‌ از داشتن‌ فردي‌مثل‌ شما در كنار خود، افتخار خواهند كرد. براي‌ رسيدن‌ به‌ خواسته‌تان‌ تلاش‌ زيادي‌ نبايد صورت‌ دهيد،چون‌ همه‌ درها به‌ رويتان‌ باز خواهند بود. در تمام‌ گفت‌ و گوها خواهيد درخشيد. در هنگام‌ بروزبحران‌ها، سر خود را با امور درسي‌ يا كاري‌ گرم‌ نگه‌ داريد. به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ خداوند با صابران‌است‌. با متولدين‌ مرداد، خرداد و فروردين‌ ماه‌، سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

  شهريور (برج‌ سنبله‌):
    رخدادهايي‌ سريع‌ و غير منتظره‌ را تجربه‌ خواهيد كرد. از توجهاتي‌ كه‌ دريافت‌ مي‌كنيد، لذت‌ زيادي‌خواهيد برد. اجازه‌ ندهيد انتقادات‌ شايد غيرمنطقي‌ به‌ دلخوري‌ و اندوهگيني‌تان‌ منجر شوند.انگيزه‌هايتان‌ را براي‌ ديگران‌ بازگو نماييد تا خود نيز به‌ درستي‌ از علل‌ رخدادهاي‌ اطرافتان‌ آگاه‌ گرديد واز بروز سوءتفاهمات‌ جلوگيري‌ نماييد. به‌ محض‌ آنكه‌ ابراز احساسات‌ كنيد، جسارت‌ و اعتماد به‌ نفس‌مضاعفي‌ را در وجودتان‌ حس‌ خواهيد كرد. در صورت‌ برخورداري‌ از افكار مثبت‌، روزهاي‌ خوب‌ ومفرحي‌ را در پيش‌ خواهيد داشت‌. با متولدين‌ ارديبهشت‌ و دي‌ ماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * *

   مهر (برج‌ ميزان‌):
    توانايي‌ منحصر به‌ فردتان‌ در تشخيص‌ فوريت‌ها و عبور سريع‌ از گذشته‌ها تحسين‌ برانگيز خواهد بود.به‌ خوبي‌ مي‌دانيد كه‌ ديگران‌ چه‌ انتظاراتي‌ از شما دارند و راه‌ دستيابي‌ به‌ اهدافتان‌ را به‌ سرعت‌ شناسايي‌خواهيد كرد. اجازه‌ ندهيد رخدادهاي‌ بي‌اهميت‌، تمركز حواستان‌ را به‌ هم‌ بزنند. نسبت‌ به‌ افراد جديدي‌كه‌ وارد زندگي‌تان‌ مي‌شوند، پيشداوري‌ نكنيد. از نبوغ‌ و توانايي‌هاي‌ فردي‌ بهره‌مند گرديد كه‌ به‌ نظرخودتان‌، هيچ‌ نقطه‌ مشتركي‌ با او نداريد. با احتياط و در نظر گرفتن‌ همه‌ جوانب‌، اقدام‌ به‌ سرمايه‌گذاري‌كنيد! با متولدين‌ تيرماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * *

     آبان‌ (برج‌ عقرب‌):
    عقايد و ايده‌هاي‌ بي‌امان‌ و شايد تا حدي‌ غيرمنطقي‌ به‌ ذهن‌تان‌ خطور خواهند كرد كه‌ ممكن‌ است‌روال‌ معمول‌ زندگي‌تان‌ را به‌ هم‌ بزنند. قبل‌ از انجام‌ هرگونه‌ كار نسنجيده‌، عجولانه‌ و شتابزده‌، خوب‌ فكركنيد و شرايط را در نظر بگيريد. بهره‌گيري‌ از عقل‌ سليم‌ به‌ شما توصيه‌ مي‌شود. قبل‌ از حرف‌ زدن‌،كلمات‌ را به‌ خوبي‌ در ذهن‌تان‌ ارزيابي‌ كنيد تا سوءتفاهمي‌ ايجاد نشود. قبل‌ از آنكه‌ دير شود، احساسات‌خدشه‌دار شده‌ عزيزانتان‌ را تسكين‌ دهيد، البته‌ لازم‌ است‌ كه‌ تلاش‌ زيادي‌ در اين‌ رابطه‌ صورت‌ دهيد. بامتولدين‌ شهريور ماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: *

   آذر (برج‌ قوس‌):
    از فضايي‌ باز و آزاد براي‌ صحبت‌ كردن‌، رفتار كردن‌ و پيشروي‌ به‌ اطراف‌ برخوردار خواهيد بود. باافزايش‌ سطح‌ انرژي‌ وجودي‌تان‌، نياز رفتن‌ به‌ سفرهاي‌ كوتاه‌، برقراري‌ ارتباطات‌ جديد و ديدارهاي‌متعدد را بيش‌ از پيش‌ در خود احساس‌ خواهيد كرد. الگوهاي‌ فكري‌ جديدي‌ تثبيت‌ نماييد كه‌ برايتان‌اهميت‌ بيشتري‌ دارند. در صورت‌ اهميت‌ دادن‌ به‌ جزييات‌، نتايج‌ مساعدي‌ عايدتان‌ مي‌شوند. باجمع‌آوري‌ اطلاعات‌ صحيح‌ و كافي‌ به‌ پيشروي‌ تدريجي‌تان‌ ادامه‌ دهيد. در هنگام‌ شك‌ و ترديدها،تصميم‌گيري‌ها را به‌ زمان‌ ديگري‌ موكول‌ نماييد. با متولدين‌ مهرماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

  دي‌ (برج‌ جدي‌):
    ضرورت‌ ايجاد تغييراتي‌ سازنده‌ در زندگي‌ كاري‌ و فردي‌ را بيش‌ از پيش‌ در خود احساس‌ خواهيد كرد.با رويي‌ باز و ذهني‌ آزاد روزها را شروع‌ كنيد تا خلاقيت‌تان‌ شما را به‌ سوي‌ بهترين‌ها رهنمون‌ سازد.رخدادهاي‌ اخير به‌ شما جسارت‌ خواهند داد تا به‌ فكر عملي‌ ساختن‌ به‌ ظاهر غيرممكن‌ها بيفتيد. براي‌رفع‌ احساسات‌ منفي‌، گفت‌ و گوهاي‌ لازم‌ را صورت‌ دهيد و به‌ موقع‌ ابراز احساسات‌ كنيد. اقداماتي‌ كه‌حالا انجام‌ مي‌دهيد، مسير طرح‌ها و برنامه‌هاي‌ طولاني‌ مدت‌ آينده‌ را برايتان‌ هموار خواهند ساخت‌. بامتولدين‌ شهريور ماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * * * *

     بهمن‌ (برج‌ دلو):
    حس‌ شرافت‌، وقار و غرور را با بند بند وجودتان‌ تجربه‌ خواهيد كرد. جزييات‌ را بيشتر مورد بررسي‌قرار دهيد. بگذاريد احساسات‌ و شهود دروني‌تان‌ شما را به‌ سوي‌ آينده‌ رهنمون‌ سازند. در جايگاه‌خوبي‌ قرار داريد، پس‌ به‌ مبتديان‌ پند و اندرزهاي‌ لازم‌ را بدهيد و خود نيز به‌ يادگيري‌ چيزهاي‌ جديداقدام‌ كنيد. در حال‌ حاضر نياز چنداني‌ به‌ راهنمايي‌ گرفتن‌ نداريد، از كلمات‌ كليدي‌ استفاده‌ كنيد و منتظرمشاهده‌ رويدادهاي‌ خوب‌ باشيد. با متولدين‌ مهرماه‌ سازگارتر خواهيد بود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * * *

     اسفند (برج‌ حوت‌):
    شور و شوق‌ و خوشبيني‌ بر وجودتان‌ مستولي‌ خواهد شد. طرز برخورد و تلقي‌تان‌ نسبت‌ به‌ موفقيت‌،تمام‌ احساسات‌ ناخوشايند ناشي‌ از شكست‌ و حرمان‌ را از بين‌ خواهد برد. الگوهاي‌ استرس‌ زا،اضطراب‌ آور و وسواس‌ گونه‌ را از خود دور سازيد و خود انگاره‌اي‌ جديد و منحصر به‌ فرد از خود ايجادكنيد. در آن‌ صورت‌، تغيير و تحولاتي‌ بسيار مثبت‌ و غيرمنتظره‌ را تجربه‌ خواهيد كرد. با دوستان‌ به‌ نحوي‌رفتار كنيد كه‌ سزاوار آن‌ هستند. در رابطه‌ با مسايل‌ مالي‌، دوراني‌ هموار و آرام‌ را پشت‌ سر خواهيدگذاشت‌. تمام‌ بدهي‌هاي‌ خود را در اسرع‌ وقت‌ بپردازيد. با متولدين‌ ارديبهشت‌ ماه‌ سازگارتر خواهيدبود.
    وضعيت‌ رمانتيك‌ ©©©©
    وضعيت‌ مالي‌: $ $ $
    وضعيت‌ ارتباطي‌: * *

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 15:35  توسط علی  | 

فهرست معنی نام کشورها

فهرست معنی نام کشورها

در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است:

  1. آذربایجان=[آز+ار+بای گان(جان)=آز: نام گروهی از ترکان،ار= مرد،جوانمرد،بای=آقا ،سرور، قان=پسوند مکان]=سرزمین جوانمردان آز
  2. آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی)
  3. آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
  4. آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
  5. آلبانی:سرزمین کوهنشینان
  6. آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
  7. آنتیگوا و باربودا:
  8. آندورا:
  9. آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
  10. اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
  11. اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
  12. اردن:
  13. ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن، نبیره ی نوح، ارمن= نام گروهی از ترکان،این سرزمین متعلق به آذربایجان می باشد امامسیحیان آواره گریگوری این مناطق را تحت اشغال خود در آورده اند و به این سرزمین نام هایستان اطلاق می کنند
  14. اریتره:
  15. ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
  16. اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
  17. استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
  18. استونی: راه شرقی (ژرمنی)
  19. اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
  20. اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
  21. اسلوواکی:
  22. اسلوونی:
  23. افغانستان:سرزمین قوم افغان( فارسی)
  24. اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
  25. الجزایر:جزیره ها(عربی)
  26. السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
  27. امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
  28. اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
  29. انگلیس:سرزمین پیر استعمار(ژرمنی)
  30. اوروگوئه:شرقی
  31. اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی)
  32. اوگاندا:
  33. ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
  34. ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
  35. ایران: سرزمین آریایی‌ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» بمعنی نجیب و شریف
  36. ایرلند: سرزمین قوم ایر(انگلیسی)
  37. ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
  38. باربادوس:
  39. باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
  40. بحرین: دو دریا (عربی)
  41. برزیل: چوب قرمز
  42. برونئی:
  43. بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
  44. بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
  45. بلغارستان:
  46. بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
  47. بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
  48. بنین:
  49. بوتان: تبتی تبار
  50. بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
  51. بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره -دیولا)
  52. بوروندی:
  53. بوسنی و هرزگوین:
  54. بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
  55. پاپوا گینه نو:
  56. پاراگوئه: این سوی رودخانه
  57. پاکستان: سرزمین پاکان
  58. پالائو:
  59. پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
  60. پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
  61. پرو:
  62. پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
  63. تاجیکستان: سرزمين تاجيك ها(فارسي /دري)
  64. تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
  65. تایلند:سرزمین قوم تای
  66. تایوان:
  67. ترکمنستان: سرزمین ترک +ایمان=ترکیمان=ترکمان= ترکمن(سرزمین تورک هایی که مسلمان شده اند)،مربوط به سده های آغازین اسلام
  68. ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
  69. ترینیداد و توباگو:
  70. توگو:
  71. تونس:
  72. تونگا:
  73. تووالو:
  74. جامائیکا: سرزمین بهاران
  75. جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
  76. چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
  77. چک:
  78. چین:سرزمین مرکزی(چینی)
  79. دانمارک: مرز قوم "دان"
  80. دومینیکا:
  81. دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
  82. روآندا:
  83. روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")
  84. روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)
  85. رومانی: سرزمین رومی ها
  86. زامبیا:
  87. زئیر:
  88. زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
  89. زیمبابوه:
  90. ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
  91. سائوتومه و پرنسیپ:
  92. ساحل عاج:ساحل عاج
  93. ساموآ:
  94. سان مارینو:
  95. سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
  96. سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان
  97. سنت کیتس ونویس:
  98. سنت لوسیا:
  99. سنت وینسنت و گرنادین:
  100. سنگاپور:
  101. سنگال:
  102. سوئد: سرزمین قوم "سوی"
  103. سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
  104. سوئیس: سرزمین مرداب
  105. سودان: سیاهان(عربی)
  106. سورینام:
  107. سوریه: سرزمین آشور (سامی)
  108. سومالی:
  109. سیرالئون: کوه شیر
  110. سیشل:
  111. شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
  112. صحرا:بیابان(عربی)
  113. صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
  114. عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
  115. عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
  116. عمان:
  117. غنا:
  118. فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
  119. فلسطین:
  120. فنلاند:سرزمین قوم "فن"
  121. فیجی:
  122. فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
  123. قبرس:
  124. قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
  125. قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
  126. قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
  127. کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
  128. کامبوج:
  129. کامرون:
  130. کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
  131. کرواسی:
  132. کره جنوبی:
  133. کره شمالی:
  134. کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
  135. کنگو :
  136. کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
  137. کوبا:
  138. کومور:
  139. کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
  140. کیپ ورد:
  141. کیریباسی:
  142. گابون:
  143. گامبیا:
  144. گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
  145. گرنادا:
  146. گواتمالا:
  147. گینه:
  148. گینه استوایی:
  149. گینه بیسائو:
  150. لائوس:
  151. لتونی:(لاتویا)
  152. لبنان:سفید(عبری)
  153. لسوتو:
  154. لوگزامبورگ:
  155. لهستان: سرزمین قوم "له"
  156. لیبریا: سرزمین آزادی
  157. لیبی:
  158. لیتوانی:
  159. لیختن اشتاین:
  160. ماداگاسکار:
  161. مارشال جزایر:
  162. مالاوی:
  163. مالت:
  164. مالدیو:
  165. مالزی:
  166. مالی:
  167. مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
  168. مراکش:(مغرب)
  169. مصر: شهر - آبادی
  170. مغولستان:
  171. مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
  172. مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
  173. موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
  174. موریس:
  175. موزامبیک:
  176. مولداوی:
  177. موناکو:
  178. مونته نگرو:
  179. میانمار:(برمه)
  180. میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
  181. نائورو:
  182. نامیبیا:
  183. نپال:
  184. نروژ: راه شمال
  185. نیجر: سیاه (لاتین)
  186. نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
  187. نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
  188. واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
  189. وانواتو:
  190. ونزوئلا: ونیز کوچک
  191. ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
  192. ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
  193. هائیتی:
  194. هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
  195. هند:پر آب (فارسی باستان)
  196. هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
  197. یمن: خوشبخت
  198. یونان: سرزمین قوم "یون"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:12  توسط رضا  | 

Mahasti Dar Gozasht

 

مهستی بانوی آواز ایران در روز دوشنبه 25 June  ساعت 7:15 صبح در سن 61 سالگی دار فانی را وداع گفت.

Free image hosting FreeShare.us

کسی از رفتن من گریه نکرد ، کسی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت ، بغض هیچ آدمی فریاد نشد
( مهستی عزیز ، روحت شاد )

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:24  توسط علی  | 

ابتکار جان‌ تراولتا براي‌ فرار از دست‌ خبرنگاران‌

ابتکار جان‌ تراولتا براي‌ فرار از دست‌ خبرنگاران‌

 

يکي‌ از هنر پيشه‌ هاي‌ معروف‌ سينماي‌ امريکا به‌ منظور رهايي‌ از مشکلي‌ که‌ همه‌ افراد معروف‌ با ان‌ مواجه‌ هستند روش‌ بسيار ساده‌ اما منحصر به‌ فردي‌ يافته‌ است‌‌.

 به‌ نوشته‌ روزنامه‌ اينترنتي‌ روسي‌ ايزوستيا جان‌ تراولتا و خانواده‌ اش‌ با تغيير دادن‌ برنامه‌ زندگي‌ و جابجا کردن‌ شب‌ و روز توانسته‌ اند درحد قابل‌ توجهي‌ از مزاحمت‌ هاي‌ وقت‌ و بي‌ وقت‌ خبرنگاران‌ و عکاسان‌ خلاصي‌ يابند‌.
 بر اساس‌ اين‌ گزارش‌ خانواده‌ تراولتا به‌ جاي‌ شب‌ روز مي‌ خوابند و شب‌ ها به‌ امور روزمره‌ مي‌ پردازند‌
 تراولتا در مصاحبه‌ اي‌ که‌ ساعت‌ دو نيمه‌ شب‌ انجام‌ شد تاکيد کرد که‌ با در پيش‌ گرفتن‌ اين‌ روش‌ ارامش‌ زندگي‌ وي‌‌ همسر و دو فرزندش‌ به‌ مراتب‌ بيشتر شده‌ و انها بهتر به‌ زندگي‌ شخصي‌ خود مي‌ پردازند‌. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 16:50  توسط رضا  | 

نانسی عجرم به ایرانیان توهین نکرده

سلام

با تشکر از کسی که این مطلب رو برای من نوشته بود

در پست قبل خبری در رابطه با توهین سایت هواداران نانسی عجرم بود که امروز فهمیدیم که:

نانسی عجرم در سایت خود ( http://www.nancyajramonline.com/ )نوشته که این سایتی که به ایرانیان توهین کرده سایت رسمیه من نبوده و از این بابیت از ایرانیان عذر خواهی کرده و گفته من از چنین کاری بی اطلاع بوده ام.در ادامه گفته که تمام طرفداران ایرانیم را دوست دارم

متن کامل نوشته ی نانسی عجرم:

18/06/2007
The website "www.nancyajram.com" is not the official website of Nancy Ajram.

Nancys only official website is: "www.nancyajramonline.com".

So please do not beleive what they say to the fans using the name of Nancy. They are lying and sending bad messages using Nancys name.

We have nothing to do with this website. We are very sorry about what happened, and we apologize from all the iranian fans that we truly respect.

Nancy is very sad because of what happened. She said that she respects and she loves all the fans from the whole world. She said that she has a lot of iranian fans, and that she loves and respect them as well.

We will do our best stop this website and to prevent this from happening again.

We recommend all the fans to stop visiting this website who offended the image of Nancy, and we advise them all to visit this website: "www.nancyajramonline.com" for any information regarding Nancy Ajram.

 

Thanks for your understanding, and sorry for any inconveniance.

----------------------------------------

راستی تولد نوشین خانوم یکی از بهترین بازدید کنندگان این وبلاگ رو به ایشون تبریک میگم

partypartypartypartypartypartypartyparty

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 11:30  توسط رضا  | 

اقدام موهن سایت طرفداران یک خواننده عرب به ایران

سلام به همه
بعد از چند هفته دوباره من اومدم ولی قول می دم وبلاگی بشه که همه روزی دوبار بیاید توش!!!
اقدام موهن سایت طرفداران یک خواننده عرب به ایران
هنگام ورود کاربران ایرانی به سایت اینترنتی طرفداران این خواننده لبنانی که از چهره وی برای تبلیغات شرکت کوکاکولا در خاورمیانه استفاده می شود، از ایران به عنوان (dirty country) نام برده می شود .
سایت طرفداران یک خواننده مشهور عرب دست به اقدامی توهین آمیز نسبت به کشور ایران زد.

به گزارش خبرنگار « فردا »، هنگام ورود کاربران ایرانی به سایت اینترنتی طرفداران نانسی عجرم خواننده لبنانی، از ایران به عنوان (dirty country) نام برده می شود .
گفتنی است از چهره این خواننده زن برای تبلیغات شرکت کوکاکولا در منطقه خاورمیانه استفاده می شود.

این در حالی است که عکس های این خواننده به صورت غیر مجاز و بدون هیچ محدودیتی در برخی فروشگاه های هنری تهران به فروش می رسد .
محمدرضا شریفی نیا نیز اخیرا اعلام کرده بود از نانسی عجرم برای بازی در فیلم نقاب تست گرفته بوده است . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 21:9  توسط رضا  | 

آشنايي با خانواده همسر هديه تهراني

آشنايي با خانواده همسر هديه تهراني

اين بار ديگر نه شايعه است نه كذب بالاخره هديه تهراني بي سر و صدا رسما از دنياي تجرد خارج و به جزگه متاهلان پيوست . خبر ازدواج هديه تهراني بارها و بارها تيتر اول مجله هاي مختلف كشور بود اما خيلي زود بي اساس بودن ان مشخص مي شد

 

همين تابستان 85 بود كه سوپر استار مشهور سيماي ايران بالاخره اپارتمانش در ولنجك را رها كرد و منزلي در خيابان مطهري خريد تا با مادرش زندگي كند.
بازار شايعه همواره پشت سر اين سوپر استار داغ بود، اما او با ارامش تنها به كارهاي خود مي پرداخت
تا قبل از سال 86 خبر ازدواج او دروغ سيزده محسوب مي شد
خبر ازدواج هديه تهراني در سال 86 مثل بمب صدا نكرد چون هيچ كس باور نمي كرد اما با مشخص شدن واقعي بودن خبر حالا اين خبر سوپرايز 86 ملقب شد كه دوستداران اين بازيگر را غافلگير كرد
بازيگري كه از هيچده سالگي روي پاهاي خود ايستاد و مشاغل مختلفي مثل ، بيزينس طلاسازي طراحي مبلمان و دكراسيون مربيگري شنا و …. تجربه كرده.
او هميشه در مصاحبه هايش عنوان مي كرد كه بازيگري را تنها براي كسب تجربه بيشتر انتخاب كرده و دوست دارد او معتقد است كه تنها پرده نقره اي است كه فرصت كسب تجربيات غير ممكن در زندگي را به او مي دهد. بعد از وارد شدن به سينما و كسب موفقيت بالاخره دست به محك زدن خود در عالم تاهل زد.
هديه تهراني متولد اول تير ماه 1351 شمسي در تهران، اين اولين مطالبي است كه در دفتر قطور محضر بدون درج جزئيات بيشتر درج مي شود. بالاخره سوپپر استار سينمايي ايران پاي سفره عقد مي نشيند و او و اقا داماد خوشبخت در دفتر ثبت 46 امضا مي زنند.
از شاهدان اين ازدواج هيلدا خواهر كوچكتر هديه تهراني كه او هم در هنر دستي بر اتش دارد و مادرش مي توان نام برد.
تنها بازيگر زني كه توانست 10 سال تمام بدون رقيب در سينماي ايران به فعاليت بپردازد. هيچ كدام از فيلم هاي كه در انها به ايفاي نقش پرداخت هرگز با حادثه اي به نام شكست در روي گيشه مواجه نشد.
تنها سوپراستار زني است كه در تاريخ سينماي ايران دستمزدش بالاتر از مردان بوده است. بالاخره سوپر استار بي رقيب و شريك و يكتاز در عرصه بازيگري ايران شريك پيدا كرد.
هومن، بهمن ماهي است متولد 1359 ليسانس كارگرداني سينمايش را از دانشكده اصفهان گرفته است. اقا داماد خوش شانس كه اصالتا لاهيجاني است 8 سال كوچكتر است اما عشق كوچك و بزرگي نمي شناسد.
پدر و مادرش هنوز هم در همين شهر شمالي در كار پرورش گل فعاليت دارند اما اقا داماد هم در شهرك غرب تهران زندگي مي كند و يك 206 دارد. روز اول فروردين 86 با حضور اقوام درجه اول هومن و هديه مراسم عقد كنان به صورت مختصر و خصوصي در تهران برگزار و جشن عروسي به بعد موكول شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 12:9  توسط رضا  | 

آینده نزدیک مرد ها از دید زن ها

آینده نزدیک مرد ها از دید زن ها

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف
هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می کند: آره
زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین
زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه
شوهر خوب پیدا کنه.
مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره


سال 1342
پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و
چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من
دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو
شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می
گویند؟
مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل
و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...
بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر
قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر
ما کم نکند


سال 1352
فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند: چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟!
یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من
اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید...
کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد:
مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند!


سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلم
نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی
ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به
نامم کن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی
بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟

زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم
بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود.
حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه
مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ...
خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد


سال 1482
زن خانواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فکری
معروفی. آخه چه اشکالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک
علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت
همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟
پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل
وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر
ماست؟


سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا
وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری
بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می کند...
- خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و...
در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می
شود! زن می گوید: خدا سایه شما مردها را از سر سبزی ها کم نکند!


سال 1882
رادیو، موج FM، شبکهء پیام (صدای یک خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم های عزیز را در جریان آخرین اخبار رسیده قرار می
دهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روی کرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این آخرین بازمانده از شاخهء
زینتی مردها از این پس نام این موجودات را فقط در کتاب های تاریخ می توان
پیدا کرد. ساعت 9 و 15 دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما خانم های عزیز
خواهم بود. دینگ دینگ

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 4:5  توسط رضا  | 

ازدواج در ضرب‌المثل‌هاي جهان

ازدواج در ضرب‌المثل‌هاي جهان

زنان سوژه ضرب‌المثل‌هاي متعددي هستند . نگاهي داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از كشور‌هاي مختلف جهان:

انگليسي: زن فقط يك چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است كه نمي‌داند.
هلندي:   وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.
استوني:   از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.
فرانسوي:   آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.  2)انتخاب زن و تربوز مشكل است.3) بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.
آلماني:  كاري را كه شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد. 2)وقتي زني مي‌ميرد يك فقته از دنيا كم مي‌شود.3) كسي كه زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.4) آنكه را خدا زن داد، صبر همه داده.  5)گريه زن، دزدانه خنديدن است.
يوناني:شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.  2) براي مردم مهم نيست كه زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.
گرجي‌ها:اسلحه زن اشك اوست.
ايتاليايي:اگر زن گناه كرد، شوهرش معصوم نيست. 2) زناشويي را ستايش كن اما زن نگير.3) زن و گاو را از شهر خودت انتخاب كن.

ازدواج در ضرب‌المثل‌هاي جهان

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني )
2- مردي كه به خاطر ” پول ” زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )
۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني)
۴- زني سعادتمند است كه مطيع ” شوهر”  باشد. ( ضرب المثل يوناني)
٥- زن عاقل با داماد ” بي پول ” خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )
٦- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)
١٠ -داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .(ضرب المثل فرانسوي )
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. (ضرب المثل ايتاليايي )
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني)
١٣- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن  (ضرب المثل چيني )
١٥- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)
١٦- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي)
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي)
١٩- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )
٢١- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
٢٢- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود(رولاند)
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
٢٤- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است (محمد حجازي)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك)
٢٦- با زني ازدواج كنيد كه اگر ” مرد ” بود ، بهترين دوست شما مي شد . (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)
٢٨- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد ” كر ” باشد و  زن ” لال ” (سروانتس)
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” مي خواهد. ( كريستين)
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز)
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين (
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك (
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد(
٣٤- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” مي شوند و اگر ” بد ” شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي(
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن (
٣٦- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سيريوس(
٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك (
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر(
٣٩- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر(
٤٠- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش ) سينكالويس(
٤١- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور)
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون)
٤٨- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)
٥٠- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي)
٥١ – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)
٥٢ – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني (
٥٣ – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني ) شارل بودلر (
٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . (ضرب المثل اسكاتلندي )
٥٥ –  ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت)
٥٦ – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواين )
٥٨ – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )
٥٩ – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني. ( شارل بودلر )

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:53  توسط رضا  | 

7Ta Rapper Sin Dar

سلام من ۲باره اوومدم می خوام ببینم تا حالا از این ۷سین ا دیده بودیم؟؟؟!!! اینم یه ۷سین از ۷تا سین رپر.(مصاحبه کامله تهی و هیچکس تو ادامه مطلب.راستی من شماره های اینارو دارم "تهی/هیچکس/تتلو/فلاکت و.... که فعلا اگه نظرا بره بالای ۳۰تا شماره تهی رو میزارم.)

 

چيدن سفره نوروزی را کنار سروش (هيچکس) و ماهی قرمزی که اتفاقا دوستش نداشت، شروع کرديم و در تعطيلات سال نو، اين هفت سين زيرزمينی را سين به سين تکميل می کنيم.

 سروش هیچکس

سروش – هيچكس: «من عاشق عيدم، چون با رفقا جمع ميشيم و حال می كنيم. از سفره هفت سين هم سبزه رو دوست دارم، كلا از فاز چمن خيلي خوشم مياد ولي شما ماهی آوردين كه خيلی سوسوليه، دوست ندارم!»

حسین تهی 

حسين تهي: من عاشق نوروزم! با هم خيلي صميمي هستيم! اصلا دستمو ميندازم گردنش ميريم باهم بيرون. تخم مرغ هفت سين رو هم خيلي دوست دارم ولي انشالله تا سال آينده انقدر پولدار شم كه به جاي اين تخم مرغ، تخم مرغ طلايي داشته باشم!

اسلیم و فلاکت 

 اسليم و فلاكت: «سمنو رو دوست داريم ولي كاشكی به جاش تو سفره هفت سين كشك خشك ميگذاشتيم. عيد رو هم دوست داريم به خاطر مسافرت به شمال! همين!»

سالسا

 گروه سالسا: «ما ضبط اولين آلبوممون رو يك هفته قبل از نوروز 86 شروع كرديم و دو تا آهنگش رو سه روز مونده به سال جديد پخش كرديم. ولي قصد داريم تا سيزده بدر آلبوممون رو كامل كنيم. سبزه رو دوست داريم ولي عيدی رو خيلی بيشتر دوست داريم!»

امیر حسین تتلو

 امير حسين تتلو: «من خيلي نوروز رو دوست دارم و خوشحالم كه به خاطر "سين" اسمم "امير حسين" به زور در سفره هفت سين جا داده شدم. سكه رو هم دوست دارم، همه پول رو دوست دارن!»

پاپاسی

پاپاسي:  من سيب سفره هفت سين رو دوست دارم چون اگر بگذارينش آخره پاپاسي، ميشه "پاپاسيب"! نوروز امسال رو هم همون جوری دوست دارم كه يك "پشت كنكوری" بايد دوست داشته باشه! امسال سال كنكور منه.

 طلسم

طلسم : امسال سال رپ خواندن من است و اميدوارم ساله خوبي هم باشه ! شمع رو هم دوست دارم چون نماد روشنايي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 13:37  توسط علی  | 

فیلم ۳۰۰

فیلم ۳۰۰

 

Warner Bros. Pictures' 300

ژانر:Action/Adventure/Drama/Histoy/War

مدّت زمان:۱۱۷ دقیقه

کشور:آمریکا

زبان:انگلیسی

محلۀ فیلمبرداری:مونتریال،کانادا

کارگردان:زاک سنایدر

بازیگران:جرارد باتلر،لنا هدی،دومنیک وست،دیوید ونهام و ...

 

یک نکته در این فیلم درباره ی شخصیّت خشایارشا،شاه ایران هستش.خشایارشا پسر داریوش بزرگ و نوه ی کوروش کبیر  و یکی از بزرگترین و با ارزش ترین شاه های ایران هستش.خشایارشا در طی حکومتش یونان رو تصرّف کرد و گفته میشه یک شب خشایارشا به سرش می زنه و دستور میده قسمتی از شهر آتن رو آتش بزندند که خب داستان طولانی داره و اگر علاقه دارید می تونید تو کتاب های تاریخی درباره ی این جنگ ها بخونید.خلاصه که همه ی یونانی ها از پا در اودند و از خشایارشا پیروی کردند.حالا در این فیلم خشایارشا رو به صورت یک فرد وحشی نشون دادند که کاری جز آدمکشی بلد نیست و قیافه ی او رو در فیلم به صورت لخت نشون دادند!در حالی که حتّی بعضی از منتقدان هالیوود هم در این مورد با این فیلم مخالفت کردند و گفتند که در هیچ کتاب تاریخی خشایار شا این گونه توصیف نشده.

تصویر خشایارشا در تخت جمشید:

تصویر خشایارشا در فیلم!!!

Rodrigo Santoro as Xerxes in Warner Bros. Pictures' 300

نکته دیگه قیافه ی سربازان ایرانی هستش.بهتره خودتون ببینید تا متوجّه بشید چی میگم:

یک جنگجو استثنایی و ابرقدرت ایرانی!!!(به دراکولا بیشتر شبیهه!)

The Uber Immortal (Robert Maillet) is released from his bonds and unleashed upon the Spartans in Warner Bros. Pictures' 300

در این فیلم نشون داده شده که چگونه ایرانیان وحشیانه و بدون رحم آن ۳۰۰ نفر رو می کشند و هیچ رحمی ندارند.تازه.همین ۳۰۰ نفر بودن بحث روشه.در بعضی کتاب های تاریخی یونان ذکر شده که این افراد تنها همین ۳۰۰ تا بودند و لی در بعضی کتاب های تاریخیه دیگه(حتی خود یونانی ها) این موضوع این طور ذکر نشده و گفته شده غیر ممکنه که تنها ۳۰۰ نفر از اسپارتی ها در مقابل لشکر ایران ایستاده باشند.آن ها حدس می زنند چون آن ها از دو ناحیه با ارانیان جنگیده اند(از بالای کوه و پایین)احتمالا۲ یا ۳ هزار نفر مستقیما با لشکر جنگیده ان و لؤنیداس،شاه اسپارتایی ها که بالای کوه بوده نیز به همراه ۲ یا ۳ هزار نفر بوده و در کل تعداد آن ها را ۶۰۰۰ تخمین زده اند نه ۳۰۰.(البتّه باز هم خیلی نبودند.ولی حتّی در تاریخ کشور خوردمون هم اومده که اسپارتایی ها بسیار شجاع بودند و وقتی همه ی یونان تسلیم شدند اون ها مقاومت کردند.روایت شده وقتی پسران به جنگ می رفتند مادرانشان می گفتند:"پسرم،یا بر سپر یا با سپر!"یعنی یا بگذارید جسدتان را بر روی سپر برای ما برگردانند یا با سپر و پیروز برگردید.)امّا لشکر ایران نیز به آن بزرگی که در فیلم آمده نبوده.در فیلم گفته شده ایرانی ها ۱۰۰۰۰۰۰۰ نفر(یک ملیون)بوده اند در حالی که در بیشتر کتاب های تاریخی آمده که کلّ لشکر خشایارشا برای حمله ب یونان ۵۰۰۰۰۰ نفر بوده که کلّی از آن آشپز و ملوان کشتی ها بوده اند.تازه،پیش از جنگ  با اسپارتایی ها ایرانی ها به میزان زیادی ضربه خورده بودند و تعداد آن ها حداقل حد اقل به ۳۰۰۰۰۰ نفر کاهش یافته بود!تازه اگر هم یونانی ها این ها رو تو کتاب هاشون نوشتند می گن که این بر اساس تاریخ ماست و شاید با جاهای دیگه فرق داشته باشه اون وقت آمریکا اومده ۲ برابر گذاشته روش و بدون هیچ اثباتی این فیلم رو نشون جهانیان داده!

خلاصه.باید فیلم رو ببینید تا بفهمید آمریکایی ها برای ایرانی ها چی درست کردند!من خودم هم منتظرم که این فیلم اینجا تو سینما بیاد و این فیلم رو ببینم(البتّه ۱۸ سال به بالاست به دلیل صحنه های خشن ولی باز هم من میرم!)ببخشید اگر بعضی جاها اشتباه نوشتم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.

این هم چند تا از عکس های فیلم:

Leonidas ( Gerard Butler ) bids farewell to his wife Gorgo ( Lena Headey ) and son Pleistarchos (Giovani Antonio Cimmino) in Warner Bros. Pictures' 300

Gerard Butler as Leonidas in Warner Bros. Pictures' 300

Stelios ( Michael Fassbender ) crouches behind his shield as shrapnel tears through the air in Warner Bros. Pictures' 300

The leader of the Immortals, Xerxes' elite fighting force, in Warner Bros. Pictures' 300

 

داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين).
"
هرودوت" درکتاب 9 جلدي خود به نام "جنگ پارسي ها" جزئيات جنگ هاي ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشي خشايارشا به يونان را شرح داده است
.
مي گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياري از ارقام ذکر شده در کتاب هاي هرودوت را اغراق آميز مي دانند اما فيلم 300 پايه هاي داستانش را بر همين روايات بنا مي کند
.
اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند

شيوه فيلم سازي کامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه هاي مجازي نقش آفريني مي کنند. موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند که فروش فوق العاده اي را براي سازندگانش پيش بيني شود. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تاثير زيادي خواهد گذاشت.
در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگراني چون "جرارد باتلر"، "لنا هيدي"، "مايکل فسنبدر"، "وينسنت ريگان" و "دومنيک وست" ايفاي نقش مي کنند
.
فيلم "300" به تهيه کنندگي "فرانک ميلر"، "دبوراه اسنايدر" و "کرايج.جي.فلورس" به کارگرداني "زاک سنايدر" ساخته شده است
.
در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در جهان بوده است!

خشايار شا  و جنگ ترموپيل به روايت تاريخ


 

 

داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبرو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در نبشته ای از تخت جمشید پس از ستایش از اهورامزدا و شناسایی خود، می گوید:" پدر من داریوش بود. پدر داریوش گشتاسپ بود؛ پدر گشتاسپ، آرشام بود. هم گشتاسپ و هم آرشام زنده بودند که پدر من به خواست اهورامزدا شاه شد. هنگامی که داریوش شاه شد کارهای نیک بسیار کرد. داریوش پسران دیگری داشت، به خواست اهورامزدا مرا مهست آنها نهاد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت رفت، من بر گاه(تخت) پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، کارهای نیک بسیار کردم. آنچه پدرم کرد و نیز آن چه من کردم، چیزهای دیگر را من افزودم و آنچه من و پدرم کردیم همه به خواست اهورامزدا بود" پس از خاکسپاری، تاجگذاری انجام می شد. تنها نوشته ای که ازآیین تاجگذاری برجای مانده نوشته ی پلوتارک درباره ی برتخت نشستن اردشیر دوم است، وی می گویید آیین تاجگذاری از سوی مغان در پاسارگاد انجام می شد که درآن جانشین بایستی جامه ی خود را درآورد و جامه ای را که کورش پیش از شاهی بر تن می کرد بپوشد که با این کار پیوستگی دودمانی گرامی داشته می شد. شاه برای نمایاندن نشستن برتخت باج هایی که به روزگار شاهنشاه پیش بود می بخشید. خشایارشا در 35 یا 36 سالگی به شاهنشاهی رسید. همسر وی هماچهر(شاید هم هماشهر؛ در نوشته های ایرانی در روزگار کیانیان از زنی به نام همای چهرزاد یادشده) نام داشت که دختر هوتن یکی از یاران داریوش بود. مادر هماچهر خواهر داریوش بود. خشایارشا در زمستان شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش، هخامنش را به جای" فرداد" که چنین برمی آید که در شورش کشته شده باشد به شهربانی مصر گماشت. خشایارشا در یونان خشایارشا برای دیدار از کشورهای خوربری شاهنشاهی خود و همچنین برای گوشمالی آتنی ها راهی آسیای کوچک شد. داستان آمدن خشایارشا به آتن را داستان پردازان یونانی برای بزرگ کردن یونان چنان نوشته اند که گویا خشایارشا دست به بسیج بزرگی زده است. واقعیت آن است که خشایارشا که برای بازدید کشورهای شاهنشاهی آمده بود تنها لشکری که همراه خود آورده بود لشکر ده هزار تنی جاویدان بود. خشایارشا در بازدید از کشورهای آسیای کهتر شمار اندکی از سربازان پادگان های این کشورها را با خود همراه کرد تا آنکه هنگامی که به اروپا پاگذاشت شاید ارتش وی به پنجاه هزار تن رسیده باشد که این خود برای گوشمالی آتنی ها بزرگ می نموده است هرچند که ممکن بود کشورهای دیگر یونانی نیز به کمک آتن بشتابند، حال آنکه بیشتر کشورهای یونانی فرمانبرداری خود را از شاه بزرگ اعلام کردند. پس از گذراندن زمستان در سارد خشایارشا در آغاز سال 79 هخامنشی(480 پیش از میلاد مسیح) به سوی یونان روانه شد. ارتش ایران را نیروی دریایی پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به جنگ بپردازد. خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان لئونیداس) راه را بر ارتش ایران بستند. سوران ارتش به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری از یونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه ماندند و همه در جنگ کشته شدند. پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ارتش ایران باز شد، هنگامی که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمد بسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد. از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته های یونانیان بدست آورد. آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ارتش ایران درآیند، با نیروی دریایی ایران درنزدیکی سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل رهبر آتن به همراه گروهی به نزد خشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند. خشایار شاه پس از آن به آسیا بازگشت. تیمستوکل تا پایان شاهنشاهی خشایار شاه رهبر آتن بود ولی پس از آن مردم بر او شوریدند و وی از راه مقدونیه به دربار ایران پناه برد. دیون خرسوستومس نوشته است( کتاب 11، بند 149) : " خشایار شاه در لشکرکشی به یونان در ترموپیل بر اسپارتیان پیروز گشت و شاه لئونیداس رادر آنجا بکشت. سپس آتن را ویران کرد ...پس از این پیروزیها برای یونانیان باج گذارد و راه اسیا را در پیش گرفت . " در فهرست سرزمینی نبشته ی دیوها که به زمانی پس از نبرد یونان تعلق دارد، نام یونانی های نزدیک دریا( کوچ نشینان یونانی آسیای کوچک)، یونانی های فرای دریا(یونانی های سرزمین اصلی) و اسکودرا( مقدونیه و تراکیا) آمده است. نوشته ای از توسیدید یادآور می شود که سرپرستی نیروهای اسپارت و آتن و همگنانشان پس از بازگشت خشایار شاه به آسیا به دست یک کارگزار یونانی به نام پاوسانیاس بود که جامه ی ارتش ایران را می پوشید و زیر دست افسر ایرانی به نام ارتاباذ کار می کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 13:18  توسط رضا  | 

واژه نامه نوروزی

واژه نامه نوروزی

۱- چهارشنبه سوري: فرصتي بسيار مناسب براي افرادي كه زياد مايل نيستند بهار سال آينده را مشاهده كنند. اتفاقي كه در آخرين سه شنبه سال مي افتد، اما معلوم نيست به چه دليلي به جاي سه شنبه سوري به آن چهارشنبه سوري مي گويند. نام يك فيلم كه موضوع آن هيچ ربطي به نام فيلم ندارد!

۲- خانه تكاني: تكان خوردن خانه، نوعي زلزله بدون خسارت جاني كه البته در برخي موارد همراه با خسارتهاي شديد مالي (از جمله تعويض مبلمان، پرده ها، تلويزيون و...) مي باشد، نام يك نوع ورزش كه در آن مردان "كوزت"وار اقدام به شست و شوي شيشه منازل و تميز كردن خانه مي كنند.
توضيح مرتبط:اي كاش به جاي اين همه خانه تكاني كمي هم به خانه دلمان تكاني مي داديم...

۳- خريد نوروزي: روزهاي كشيدن چك، روزهاي حسرت كشيدن پشت ويترين مغازه ها، روز" بابا من اينو مي خوام "،"بابا من اونو مي خوام"، روز درك معني فاصله طبقاتي به كمك تك تك سلولهاي بدن.

۴- جلو كشيدن ساعت: سنتي قديمي كه با توجه به روي كار آمدن دولت جديد... ببخشيد با توجه به تحقيقات بعمل آمده جديد، كنار گذاشته شد. عملي كه از 15 سال پيش با هدف صرفه جويي در مصرف برق انجام مي گرفت اما امروزه برخي محققان، دريافته اند كه اين عمل هيچ تأثيري دركاهش مصرف برق ندارد و مردم كشورمان هم در اين 15 سال سر كار بوده اند و الكي هي ساعتها را جلو و عقب مي كشيده اند! 

 ۵- مسافرت نوروزي: ترفندي براي جيم شدن از دست مهمانان نوروزي. فرصتي طلايي براي مأموران راهنمايي و رانندگي... البته نه براي جريمه كردن بلكه براي ارشاد رانندگان خطاكار!

 ۶-روبوسي: سخت ترين جاي ديد و بازديد. معمولاً بعد از دست دادن انجام مي گيرد.
يك خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطيلات نوروزي از خوردن پياز و سير جداً خودداري كنيد.

۷- عيدي: انگيزه اصلي براي رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسيار سخت است. معياري مناسب براي سنجش اين كه هر فرد چقدر دوستتان دارد.(يادآوري:اين مطلب طنز است!)

۸- رژيم غذايي: احتمالاً در طول تعطيلات نوروز كلاً بي خيال اين مورد شده ايد، موردي كه هم گرفتنش در طول تعطيلات باعث پشيماني است و هم نگرفتنش!

۹- برنامه هاي نوروزي تلويزيون: يك سريال عشقولانه كه در طي سيزده، چهارده قسمت در آن جواني بي"وفا" (كه تريپ صحبت كردنش اصلاً به تقليد از"محمد رضا فروتن" نيست) سعي مي كند "وفا"دار شود. يك عالمه فيلم سينمايي شامل 3 تا ماتريكس، يك دونه مرد عنكبوتي و... همچنين پخش جومانجي براي هزارمين بار.

۱۰- سيزده به در: روزي كه جماعت از خانه هايشان به مقصد كوه، دشت و بيابان خارج مي شوند. روز طلايي دزدان. روزي كه به جنگل مي رويم و در آنجا آشغال مي ريزيم، شاخه هاي درختان را مي شكنيم و طبيعت را از بين مي بريم. شايد به همين علت در تقويم، نام سيزده به در را "روز طبيعت" گذاشته اند.

۱۱- چهارده فروردين: يكي از روزهاي سخت سال. روزي كه پس از 20 روز خوردن و خوابيدن مجبوري دوباره صبح زود از خواب بيدارشوي...

۱۲- روزهاي بعد از تعطيلات: زمان پاس كردن چكها(براي كارمندان محترم)، نشستن پاي لرز بعد از خوردن آجيل (اين روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خيلي چيزها باعث لرزش پا مي شود!) روزهاي سختي كه بايد ناخواسته خوردن شيريني و ميوه را ترك كنيد. روزهايي كه قبض تلفن و موبايل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد.

چاپ شده در روزنامه قدس (۱۶/۱/۸۵)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:45  توسط رضا  | 

شبیه هم هستند ولی فامیل نیستند!

شبیه هم هستند ولی فامیل نیستند!

این عکاسی جالبی از فرانسوا برونل می بینید. این عکاس پروژه ای را آغاز کرده است که در آن افرادی که بسیار به هم شبیه هستند ولی در عین حال هیچ نسبتی با هم ندارند را شناسایی می کند و آلبومی از عکس های آنها در کنار هم تهیه می کند. امید وارم خوشتون بیاد.

 

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

 

www.HoleleH1.com

 

 

www.HoleleH1.com

 

www.HoleleH1.com

 

www.HoleleH1.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 16:12  توسط رضا  | 

مناظر زيباي شبانه در گوشه کنار جهان

مناظر زيباي شبانه در گوشه کنار جهان

برای دیدن همه ی عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:6  توسط رضا  | 

S.G.H.D.S.E و شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟

سلام امروز ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ است و همانطور که می دونید همه ساله این وبلاگ این روز را به عنوان روز S.G.. جشن می گیره !!!

مبارکمبارکمبارک

S.G.H.D.S.E

مبارکمبارکمبارک

شما تحت تاثیر کدام رنگ هستید؟

 

متولدین فروردین : سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا ٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید . هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد . آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز ٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال ٬ بسیار خوشبین هستند.آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند . آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.

متولدین اردیبهشت: صورتی
متولدین اردیD8?هشت خیلی به ندرت نگران می شود .هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود ! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تئاند مانع او شود . وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست .همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.

متولدین خرداد : نقره ای
رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز ٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !

متولدین تیر : خاکستری
تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد ٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است . در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود . متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.

متولدین مرداد: طلایی
رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد . اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بردیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .

متولدین شهریور : نارنجی
نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند . یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است . این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند . این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید . احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید !

متولدین مهر : آبی
رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد . تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست . هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت . متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد ٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد .

متولدین آبان : سفید
چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه ٬ به سادگی می گوید : ((بله )) یا ((نه)) ! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند . درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد . متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند . بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید .

متولدین آذر : بنفش
متولدین آذر افلب اوقات شاد و خونگرم هستید . ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند . عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است . او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد . همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند . یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند ٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند !

متولدین دی : قهوه ای
رنگ قهوه ای ٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد . او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند . البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود ٬ دست به کار نمی زند . به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .

متولدین بهمن : زرد
متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی ٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند . این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست . متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند . متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .

متولدین اسفند : سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند . سرشت دلپذیر ٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد . او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند . او همچنین در مقابل توهین ها ٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است ٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید . البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:3  توسط رضا  | 

خانه‌هاي ارواح تايلند

خانه‌هاي ارواح تايلند

    
    يكي از مسايلي كه در هنگام ورود به كشور تايلند توجه خيلي‌ها را به خود جلب مي‌‌كند خانه‌هاي كوچك و رنگارنگ و زيبايي است كه در جلوي اكثر ساختمان‌ها از جمله خانه‌هاي مسكوني، مدرسه‌ها و بيمارستان‌ها به چشم مي‌‌خورد. در نظر اول اين خانه‌ها شبيه لانه پرندگان است. اما در حقيقت اين‌طور نيست.

    اكثر انسان‌ها اعتقاد دارند وقتي فردي مي‌‌ميرد ديگر به اين دنيا تعلق ندارد و نيازي به امكانات آن ندارد اما به اعتقاد تايلندي‌ها اين‌طور نيست.
    آنها معتقدند روح پس از مرگ هم نياز به محلي براي ادامه زندگي در اين دنيا دارد و يك منزل شخصي مي‌‌خواهد. مردم تايلند معتقدند كه در هر قطعه زميني كه مالك آن هستند حداقل يك روح زندگي مي‌‌كند وقتي مالك آن زمين مي‌‌خواهد ساختماني را در آن‌جا بنا كند بايد قطعه‌اي از آن زمين را به روح آن اختصاص داده و براي او هم خانه‌اي بسازد وگرنه روح سرگردان خشمگين شده و براي زندگي او مزاحمت ايجاد مي‌ كند. آنها براي اين‌كه از اين امر در امان باشند يك خانه زيبا و كوچك براي اين روح سرگردان مي‌‌سازند و آن را به صورت زيبايي تزيين مي‌‌كنند و رنگ قرمز را كه به نظر آنها رنگ مورد علاقه ارواح است را در اين خانه‌ها زياد به كار مي‌‌برند. آنها حتي وسايل و امكاناتي را كه از نظر خودشان روح به آنها نياز دارد براي او فراهم كرده و در اين خانه‌هاي كوچك جاي مي‌‌دهند. البته ساخت اين خانه‌ها آداب و رسوم و قوانين خاص خود را دارد.
    
    
    مراحل و قوانين ساخت خانه ارواح
    در شروع كار و قبل از اين‌كه صاحب ملك كوچك‌ترين تصميمي براي عمليات ساختماني خود در نظر بگيرد در فكر تعيين مكان مناسبي براي خانه روح است.
    در انتخاب اين مكان قواعد زيادي وجود دارد كه بايد همه آنها رعايت شود از جمله اين‌كه اين مكان بايد در جايي واقع شود كه سايه هيچ كدام از ساختمان‌هاي زمين‌ها روي آن نيفتد و به اين ترتيب مزاحمت براي او ايجاد نشود. تايلندي‌ها معتقدند اين‌گونه روح احساس امنيت بيشتري كرده و دشمنان و بدي‌هاي اطرافش را بهتر مي‌بيند و آنها را سريع‌تر طرد مي‌‌كند.
قبل از شروع ساخت بايد يك طالع‌بين، تاريخ مناسبي را براي شروع ساخت تعيين كند و مالك در همان تاريخ كار ساخت خانه روح را آغاز مي‌‌كند. اين خانه‌ها در نظر تايلندي‌ها از اهميت خاصي برخوردار است.
    آنها مراقبت بسيار جدي از اين خانه‌ها به عمل مي‌آورند اين خانه‌ها را خيلي محكم و زيبا مي‌‌سازند چرا كه به نظر آنها اگر روزي اين خانه‌ها از بين برود و يا آسيبي به آنها برسد قطعا براي زندگي آنها هم مشكلي به وجود مي‌‌آيد و هر چقدر اين خانه‌ها امن‌تر و محكم‌تر باشد زندگي آنها هم از استحكام بيشتري برخوردار است. دانش‌آموزان هم براي اين‌كه در درس‌هايشان موفق باشند به خانه‌هاي ارواح كه در جلوي مدرسه‌هايشان هم ساخته مي‌‌شود مراجعه مي‌‌كنند و براي موفقيت خود دعا مي‌‌كنند. تايلندي‌ها حتي در ماه چند بار غذاها و خواركي‌هايي را براي ارواح مي‌‌برند، تا در مهماني‌هاي خود از آنها استفاده كنند، عجيب است، نه؟ اما واقعيت دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 18:2  توسط رضا  | 

مناظر زيبايي از گوشه کنار دنيا. ما فقط يک بار از کنار برخي از اين مناطر مي گذريم

مناظر زيبايي از گوشه کنار دنيا. ما فقط يک بار از کنار برخي از اين مناطر مي گذريم!

برای دیدن تمام عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 19:4  توسط رضا  | 

خفن هاي دنيا!

خفن هاي دنيا!

 

پل دونگایی

این پل که بخش مهمی از پروژه توسعه بزرگترین بندر آب های عمیق جهان، یعنی بندر شانگ های چین است دارای 20 مایل (تقریبا 32 کیلومتر) طول و شش خط عبوری است. پل که به صورت معلق (کابلی) عمل می کند شانگ های را به جزیره یانگشان که بزرگترین بندر کانتینری و اولین منطقه آزاد تجاری چین است متصل می کند. برای جلوگیری از اثرات باد و موجها پل به شکل حرف S ساخته شده است. ساختن پل 1.2 میلیارد دلار هزینه داشته است و موقتا طولانی ترین پل جهان است. در سال 2008 پلی در نزدیکی این پل به طول 22 کیلومتر افتتاح خواهد شد.


موسسه پزشکی هوارد هیوز

این موسسه پزشکی که سالیان متمادی بورس های تحصیلی به محققین پزشکی در جهان اعطا کرده است، تنها راه پیشرفت سریع پزشکی را در دور هم جمع کردن پزشکان در یکجا یافته است. به همین دلیل مجموعه ژانلیا را ساخته است که دارای 70600 متر مربع زیر بنا است و بهشت محققین پزشکی نام گرفته است. این ساختمان اگر در ارتفاع ساخته می شد 85 طبقه می داشت.


استادیوم ویمبلی

این استادیوم که در سال 1924 در شهر لندن ساخته شده بود هم اکنون باز سازی شده است و با گنجایش 90000 صندلی بزرگترین استادیوم فوتبال جهان خواهد بود. نماد قبلی استادیوم دو برج حدودا 30 متری بودند که اکنون با یک قوس به ارتفاع 132 متر جایگزین شده است. این قوس 5000 تن از مجموع وزن 7000 تنی سقف متحرک ورزشگاه را تحمل می کند. این ایده نیاز به ستون در ورزشگاه را مرتفع ساخته است و بنا بر این دید تماشاچیان صد در صد خواهد بود. قوس استادیوم از همه جای شهر لندن قابل دیدن است.


بیگ دیگ هاوس

این ساختمان در لکزینگتون ماساچوست ممکن است در نگاه اول معمولی به نظر برسد ولی برتری آن در این است که این ساختمان کلا از ضایعات ساختمانی در پروژه های بزرگ عمرانی شهر ماساچوست ساخته شده است.


ساختمان ایالتی سانفرانسیسکو

این ساختمان اولین برج در آمریکا است که در 70 درصد آن، سیستم تهویه مطبوع حذف شده است. نمای خارجی ساختمان که به صورت کامپیوتری کنترل می شود به تغییرات جوی حساس است و ساختمان را با شرایط محیط هماهنگ می کند. در همه جای این سازهسیستم تهویه طبیعی وجود دارد.


وزارت کشور ولز

این ساختمان تماما از مصالح محلی قابل بازیافت ساخته شده است و درای سیستم تهویه طبیعی است. در حالیکه معمولا در ساختمان های دولتی از دیوار استفاده می شود در این سازه برای تاکید بر شفافیت همه چیز، از شیشه به جای دیوار استفاده شده است.


گلن هاوس

این ساختمان در سانتامونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه از سازه های سازگار با محیط زیست است. این ساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کند و در آن بر مصرف بهینه انرژی تاکید شده است.


فروشگاه اپل (خیابان پنجم)

این فروشگاه تازه تاسیس اپل در نیویورک همانند محصولات اپل خیره کننده است. این مکعب با بعد 10 متر یک راه پله شیشه ای به سمت زیر زمین دارد که مصرف کنندگان را به بهشت محصولات کامپیوتری هدایت می کند. همچنین در ان از مدرنترین سیستم های فروش استفاده شده است.


ساختمان هرست

این ساختمان 46 طبقه در نیویورک یک ساختمان سبز است. شکل منحصر به فرد آن باعث 20درصد صرفه جویی در فولاد مصرفی برای ساخت سازه شد. تنظیم نور در داخل ساختمان توسط حس گر های حساس به نور خورشید انجام می شود. در بیشتر مواقع سال هوای بیرون ساخنتمان برای تهویه مطبوع ساختمان استفاده می شود بنابراین این ساختمان 22 % کمتر دی اکسید کربن وارد هوا می کند.


گلخانه دیویس

این ساختمان که در انگلیس ساخته شده است آمیزه ایست از تکنولوژی مدرن و روش های بهینه طراحی. مجاری تهویه در هنگام بارندگی به طور خودکار بسته می شوند. هوای ورودی به گلخانه پیش از وارد شدن در یک هزارتوی بتنی زیرزمینی خنک می شود. شکل منحصر به فرد سازه باعث می شود که همزمان با بالا رفتن هوای گرم در مجاری تهویه هوای خنک به داخل گلخانه مکیده شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 23:55  توسط رضا  | 

تاريخچه پرچم ايران عزيز

تاريخچه پرچم ايران عزيز

 

پرچم زمان کوروش کبير 559 سال پيش از ميلاد

 

درفش کاوياني

 

پرچم در دوره شاه طهماسب

 

دوره شاه صفي دوم

 

دوره نادرشاه

 

دوره علي قلي شاه عادل

 

دوره آغا محمدخان قاجار

 

دوره محمد شاه قاجار

 

دوره ناصرالدين شاه

 

دوره رضاخان و پسرش (پهلوی )

 

دوره حاضر (جمهوري اسلامي ايران)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 18:43  توسط رضا  | 

سوتي هاي برنامه هاي زنده تلويزيون

سوتي هاي برنامه هاي زنده تلويزيون

(ویژه ی والنتاین)

چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم!

یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!

توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!

برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!

یه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!

یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.

یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!

یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.

يه خاطره ديگه از عمو پورنگ
يه صداي دخترونه
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان

همین 5 شنبه بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 18:8  توسط رضا  | 

News From Alireza & Hamidreza

آلبوم جدید علیرضا و حمیدرضا هم اکنون ۳ ماه است که به اتمام رسیده و در مرحله اخذ مجوز از اداره ارشاد می باشد و اگر مشکل خاصی در این بین بوجود نیاید باید شاهد پخش این آلبوم در بهار ۸۶ باشیم .

اما این آلبوم بین۷-۸ تراک خواهد داشت که آهنگهای بی هویت و جهنم با آهنگسازی و تنظیم جدید از  اهنگهای این آلبوم  خواهد بود . شعر ، آهنگ و تنظیم کلیه قطعات را نیز خودشان برعهده داشتند .

آلبوم جدید علیرضا و حمیدرضا دارای سبکی متفاوت از کارهای قبلیشان می باشد که پیش بینی می شود تحولی در بازار موسیقی ایجاد کند و جز پر فروش ترین آلبوم های سال ۸۶ باشد . منتظر خبرهای جدیدتر از این آلبوم باشید .

و خبر خوش دیگر : آهنگ زندونی که قبلا دموی آن پخش شده بود نیز به پایان رسیده است که این آهنگ نیز بعد از عید البته بصورت تک آهنگ پخش خواهد شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 20:37  توسط علی  | 

» راز اشيا پرنده ( یوفو)

» راز اشيا پرنده ( یوفو)

                        U F O

مشاهده یک سری از نورهای عجیب در دو روز اخیر باعث شده تا گروهی از محققان تحقیقات خود را برای پرس و جو از شاهدان عینی آغاز کنند تا مشخص شود آیا ما در واقع در حال بررسی توسط تمدنهای فرابشری هستیم یا نه؟

دو روز پیش دو نفر که از جاده ای در شهر نوفالک آمریکا میگذشتند شئی مثلثی و سیاه رنگ را مشاهده کردند که از بالای سر آنها در حال پرواز بود ولی موسسه تحقیقات فضایی نورفالک حدث می زند افراد بیشتری شاهد این شئ پرنده بوده اند

مشاهده شهود در باره این یوفو

یکی از شاهدان این جسم پرنده ناشناس در تماسی که با خبر گذاری اخبار عصر ایالتی داشته مشاهده جسمی غول پیکر و مثلثی شکل را گذارش داده است و فرد دیگری از کارمندان یک شرکت هواپیمایی خصوصی که در برج فرود مشغول به کار بوده وجود جسمی پرنده و ناشناس را در رادار خود به مسئولین ارتش آمریکا گزارش داده است یک متخصص پرواز که درخواست کرده هویت او پنهان بماند در حالی که در راه برگشت به خانه از سینما بود متوجه این جسم پرنده در آسمان شد وی اظهار میکند که این شئ به طور قطع یک هواپیمای سری نظامی نمیتواند باشد و او کاملا مطمئن است که وضیت فیزیکی اسن جسم کاملا با قوانین ساخت اشیا پرنده زمینی متفاوت است وی اسن جسم را در ارتفاع پمجاه فوتی سطح زمین به صورت معلق در هوا مشاهده کرده است او اندازه این شئ را بر حسب اندازه درختان اطزاف آن ده متر در شش متر تخمین میزند

مشاهده هم زمان در مکانی دیگر

درست در زمانی که شئ پرنده در آسمان آریکا مشاهده شد شئ مشابهی در نورسویچ انگلستان چندین بار مشاهده و گزارش شده است سازمان مطالعات یوفو انگلستان از تمامی کسانی که شاهد این شئ بوده اند درخواست کرده که با این سازمان تماس حاصل کنند آقای تیموتی داف مدیر تحقیقاتی سازمان تحقیقات فضایی انگلستان میگوید احتمالا این اشیائ پرنده که به طور هم زمان در چندین نقطه مشاهده شده اند به طور برنامه ریزی شده در حال انجام مامورینی هستند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 0:33  توسط   | 

غدير برخاسته از يك داده وحياني

سلام ببخشید که من کمی دیر به دیر میام آخه همنطور که می دونید درسام انگلیسی هست برای همین این چند وقته کمی سرم شلوغه

منم عید غدیر خم رو به همه شیعیان الالخصوص سید ها تبریک می گم

غدير برخاسته از يك داده وحياني

   
    واقعه غديرخم بدون مقدمه نبوده و جرياني برخاسته از يك داده وحياني يا داده‌هاي ديني و ريشه‌دار در خردورزي پيامبران بوده است.
    در واقع غديرخم ريشه در دوران رسالت پيامبر(ص) دارد. همه ما از واقعه تاريخي كه در روز هجده ذيحجه سال دهم هجرت به وقوع پيوسته و مسلمانان همه ساله آن را به عنوان بزرگ‌ترين عيد خود جشن مي‌گيرند مطلع هستيم. همه ما جمله «هر آنكه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست» را بارها شنيده‌ايم و به آن ايمان داريم.
    عيدغدير مهم‌ترين و باارزش‌ترين عيد در نزد مردم ايران است. شور و حال وصف‌ناپذيري كه در اين عيد وجود دارد در اعياد ديگر همچون فطر و قربان ديده نمي‌شود و دليل آن هم به خاطر عشق و علاقه‌اي است كه مردم ما به حضرت علي‌بن ابي طالب(ع) دارند.

    رسم بر آن است كه صبح روز عيد مردم به ديدار و دست‌بوسي سادات و ذريه اميرالمومنين(ع) مي‌روند و اداي احترام به سادات مي‌كنند و سادات نيز ضمن پذيرايي با شربت و شيريني و اهداي هديه‌اي به رسم يادبود از مهمانان قدرداني مي‌كنند. در اين روز مردم بهترين و زيباترين لباس‌هاي خود را مي‌پوشند، خود را معطر به بهترين عطرهامي نمايند و با چهره‌اي خندان و شادمان به ديد و بازديد مي‌پردازند. در اين روز افراد بسياري روزه مي‌گيرند و به مومنين قرض و اطعام مي‌دهند. مردم اعتقاد دارند پولي كه به عنوان هديه از سادات گرفته‌اند نبايد خرج نمايند بلكه به عنوان تبرك و بركت در نزد خود نگهداري كنند.
    در شب عيد غدير در مساجد و حسينيه‌ها مراسم جشن و سرور و مولودي‌خواني برپاست همچنين در منازل سادات و علما نيز مداحان و شاعران در وصف مولا علي(ع) و غديرخم مولودي‌خواني مي‌كنند.
    براي اين روز شريف اعمال زيادي وارد شده كه ما به اختصار به بعضي از اين اعمال اشاره مي‌كنيم.
    1- روزه 2- غسل كردن 3- زيارت حضرت علي(ع) كه يكي از آنها زيارت «امين‌ا...» است. 4- خواندن دعاي ندبه 5- چون مومني را ملاقات كند اين تهنيت را بگويد: «الحمدا... الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين والائمه المعصومين عليهم السلام.» و براي اين امور فضيلت بسياري ذكر شده است:
    پوشيدن لباس‌هاي نيكو، زينت كردن، استعمال بوي خوش، شادي كردن و شاد نمودن شيعيان اميرالمومنين، گذشت از تقصير شيعيان، برآوردن حاجات آنان، صله رحم، اطعام اهل ايمان، شكر و سپاس به خاطر نعمت بزرگ ولايت و...
    بازار جشن و سرور و عروسي نيز در اين روز بسيار پر رونق است و علاوه بر آن در اين روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدايايي به زوج تازه ميدهند و در بعضي از مناطق، اين هدايا با آداب و رسوم خاصي تهيه و تقديم مي‌شود. به خصوص اگر يکي يا هردو آنها سيد باشند، مراسم مهم‌تر و با شکوهتر خواهد بود.
    اما آنچه در زير مي‌خوانيد شرح کوتاهي از واقعه‌اي است که حجت پيامبر را بر پيروانش تمام کرد و دين اسلام را به ديني پايدار و بي خدشه مبدل ساخت. اين نوشته از سايت «مرکز اطلاع‌رساني موسسه فرهنگي شهيد آويني» تهيه شده است.
    
    در سال دهم هجرت، زماني که پيامبر اکرم(ص) دريافت به زمان رحلت خود نزديک مي‌شود، بي‌وقفه مي‌کوشد تا زمان حضورش را در ميان مسلمانان پربارتر نمايد و به همين دليل، زيباترين و دقيق‌ترين مراسم حج را به اتفاق ياران خود انجام داد.
    در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى‌داشت با اين حال ده‌ها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفر نوشته‌اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.
    اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على(ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.
    
    

دليل انتخاب محل غدير خم


    پس از پايان يافتن اين حج که به الوداع، حجة‌الاسلام، حجة‌البلاغ، حجة‌الكمال و حجة‌التمام خوانده‌اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر(ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.
    اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهي، رسالت خود را به انجام نرسانده‌اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى‌كند.
    اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص) مى‌گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان از آن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.
    بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى‌گذرند. غدير خم مناسب‌ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهميتي رابه گوش همگان برساند.
    
    

مهم‌ترين خطبه پيامبر اسلام


    پيامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زير خورشيد تابان، از ياران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رويهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه‌اى بدين شرح ايراد كرد:
    «ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى‌خواهيم و به او ايمان مى‌آوريم و بر او توكل مى‌كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى‌بريم ، خدايى كه هدايت كننده‌اى نيست آنكه را او گمراه سازد و گمراه كننده‌اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.»
    «من پيش از شما به حوض كوثر مى‌رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد، حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است، و در آن جام‌هايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد.»
    مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول‌ا...! آن دو چيز گرانبها چيست ؟
    فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است، عترت و خاندان من است و خداى نيكى‌كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى‌شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته‌ام، پس شما از آنها پيشى نگيريد كه هلاك مى‌شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد.»
    سپس دست على(ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است؟
    گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.
    فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين از خود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست. اين جمله را سه بار تكرار كرد.
    سپس گفت: «خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى‌ياور بگذار هر كس تنهايش گذارد و حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد.
    اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند.»
    چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:
    «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)».
    پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت‌بخش ، فرمود: «ا... اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد».

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 19:11  توسط رضا  | 

CHAND KHABARE CINAMAEEI

بریتنی اسپیرز دیوانه شده است

 


هموطن آنلاین _ بریتنی اسپیرز بعد از جدایی از شوهر سابق خود به نظر دیوانه شده است زیرا رفتارهایی از او سر می زند که اصلا منطقی نیست.

او روز گذشته ظرف کمتر از سه ماه یک بار دیگر وکیل خود را عوض کرد و با یک نماینده دیگر امور هنری قرار داد بست.
این رفتار بریتنی بسیاری را متعجب کرده است زیرا تعویض زود به هنگام نمایندگان هنری تنها باعث کاهش شهرت او می گردد.
علاوه بر این موضوع او دیگر به آینده شغلی خود نمی اندیشد و سعی در جلب حمایت طرفدارانش ندارد.
بریتنی به تازگی پیشنهادهای بسیار خوب کاری را تنها برای این که دلش می خواهد به خوش گذرانی بپردازد رد می کند و تصمیم ندارد محبوبیت از دست رفته خود بعد از جدایی از همسرش را مجدد به دست بیاورد.

او حتی تا به حال چند بار در حالی که به شدت مست بود و عربده می زده در خیابان های هالیوود دیده شده است.

مهران مديری روی لبه تيغ

 



هموطن-مديري برخلاف ديگر كارهايش، در این مجموعه رويكرد عجيبي به جذابيت‌هاي عشقي نشان داده و با تشکیل مثلث و مربع عشقی، فضایي را در بخشی از قسمت ها ایجاد کرده که منجر به سانسور آن بخش ها شده است .«باغ مظفر» چهارمين مجموعه تلويزيوني طنزي است كه مهران مديري، كارگردان موفق سريال‌هاي طنز، در حال پخش و تولید هم‌زمان آن است.سابقه مهران مديري، نشان مي‌دهد كه همواره در قسمت های ابتدايي داستان، مخاطب را محك مي‌زند و به سرعت اشتباهات تصورشده در داستان و سناريو را تغيير مي‌دهد. اين اتفاق در «نقطه‌چين» و «پاورچين» به سرعت توانست مسير داستان و سطح رويكرد مخاطب را به كلي تغيير دهد و موجب توجه مردم شود.
 

اما نكته ای كه در كنار هوش و ظرافت كارگرداني مديري به آن دقت نمي‌شود، خالي شدن اين كارگردان از سوژه‌هاي جديد و ضعيف شدن گروه نويسندگان آن به خاطر سرعت توليد مجموعه‌هاي مورد اشاره در چهار سال گذشته است.
بي‌توجهي به همين نكته، موجب شد كه مهران غفوريان با موفقيت در يك مجموعه نود قسمتي زیر آسمان شهر، با تكرار سفارش از شبكه روبه‌رو شده و هنگامی که در ميانه سري دوم آثار، ضعف سوژه‌هاي تكراري آشكار شد، نه تنها اقدام عاجلي براي آن صورت نگرفت، بلكه برخلاف تصور، سري سوم هم به وي داده شد كه براي جلب نظر بيشتر مردم كه هم‌زمان با پخش «پاورچين» از شبكه تهران بود، انواع و اقسام اقدامات فيزيكي مانند آوردن ژانگولرها تا جذب اكبر عبدي به عنوان عامل جذب مخاطب به كار گرفته شد.
البته در اين ميان، قصد مقايسه بین اين دو سبك كار را نداريم، ولي آنچه مشخص است، كيفيت كار مديري به عنوان يك سرمايه براي رسانه ملي است که بايد حفظ شود، چون در صورتي كه قرار باشد فشار مستمر بر دوش مديري و گروه او باشد، ماجرای ناکامی مهران غفوریان در شبکه سه برای او هم دور از دسترس نیست.
مديري برخلاف ديگر كارهايش، در این مجموعه رويكرد عجيبي به جذابيت‌هاي عشقي نشان داده و با تشکیل مثلث و مربع عشقی، فضایي را در بخشی از قسمت ها ایجاد کرده که به سانسور آن بخش ها در تکرار این سریال در روز بعد انجامید، حتي در برخي موارد از جذابيت بازيگران براي جذب مخاطب بهره مي‌برد.
از طرفي، كاراكترهاي ثابت مانده كه حالت نوستالژيك شخصيت چهره‌هاي پیشین را در سريال وي دارند، عاملي شده كه مخاطب به راحتي نقش و چهره جديد را بپذیرد و از طرفي خود بازيگر هم هنوز در بحران گذشته و حال گرفتار است.
ولي به هر حال، با تمام تواني كه هزينه مي‌شود و مهران مديري از عناصر خود استفاده مي‌كند، اين سريال به رغم نداشتن رقيب جدي، نتوانسته است آن‌ گونه كه باید به توقع مردم، جواب بدهد.
اگر در بخش هاي آينده اين سريال، تحول جدي در ساختار داستان و شكل بازي چهره ها شکل بگيرد و خود مهران مديري از بخش روايت در اين مجموعه صرف نظر كند، بي‌شك تغييرات به موفقيت اين سريال كمك خواهد کرد.
اما آنچه مهم است، انداختن بار طنز يك شبكه روي دوش يك نفر اشتباهي است كه مي‌تواند به افت آن گروه منجر شده و در پايان، بازار رقابت را براي گروه‌هاي ديگر محدود كند.
بي‌شك، توجه به اصلي‌ترين اصول رسانه؛ يعني حفظ سرمايه‌ها در رقابت سالم، مي‌تواند كمك شاياني به موفقيت گروه‌ها و نتايج هزينه‌هاي ميلياردي صرف شده در اين زمينه باشد.
همچنین صرفا با گرفتن اسپانسر براي رفع نيازهاي مالي، از تبلیغ مایع ظرفشویی تا مصرف انرژی نبايد به اثر فرهنگي چنين محصولاتي بي‌توجهي كرد، چون آنچه مردم از وقت خود براي ديدن چنين برنامه‌هايي هزينه مي‌كنند، هزينه‌اي هنگفت‌تر از جمع كل درآمدهاي تبليغاتي جذب شده است كه در صورت بي توجهي جبران شدنی نيست.

جشن های سه گانه سال نو براد پیت و آنجلینا جولی

 



هموطن آنلاین _ براد پیت و آنجلینا جولی سال جدید را به سه شیوه جشن گرفتند تا فرهنگ سه فرزند خود را لحاظ کرده باشند.
این زوج سوپر ستاره دو فرزند خوانده از کامبوج و آفریقا به نام های زهرا مدکس دارند.
جولی گفت :" مراسم سال نو مدکس و زهرا در 8 ژانویه در مراسمی بودایی در آب برگزار خواهد شد.

"ما به همراه آن ها در این مراسم شرکت خواهیم کرد تا آن ها به همان شیوه ای که به آن تعلق دارند بزرگ کنیم."
جولی و پیت فرزندی خونی به نام شیلوه دارند که اوایل امسال متولد شد.

مدنا فرزند خوانده اش را به قصد کشت زد!



هموطن آنلاین _ مدنا روز گذشته بزرگترین اشتباه زندگی خود را مرتکب شد و شهرتش را حسابی به خطر انداخت.
او که به همراه فرزند خوانده خود و پرستارش به مرکز خریدی رفته بود از صدای گریه قطع نشدنی پسر خوانده اش کلافه شد و پرستار او نتوانست گریه بچه را بند بیاورد.
مدنا که می پنداشت هیچ خبرنگاری در اطراف او نیست ناگهان بچه را از دست پرستارش گرفت و نیش گونی محکمی از او گرفت که این امر باعث تشدید گریه بچه شد.
در این هنگام خبرنگاران که یواشکی مشغول عکس گرفتن از او بودند چند عکس بسیار جالب تهیه و در روزنامه ها چاپ کردند.
این کار حسابی شهرت مدنا را به باد داد و به احتمال زیاد دولت حق سرپرستی این کودک آفریقایی را از او سلب خواهد کرد.
بعد از این که این خبر بر سر زبان ها افتاد گروه های مدافع حقوق کودکان غوغای زیادی راه انداخته و از مدنا به دادگاه شکایت کردند.این خبر ظرف کمتر از 6 ساعت به آفریقا رسید و مقامات آفریقایی مدنا را برای پاسخ گویی به اتهاماتش به دادگاه این کشور احضار کردند.

پاریس هیلتون جن زده شد



هموطن آنلاین _ به نظر می رسد پاریس هیلتون حسابی عقلش را از دست داده زیرا ادعا کرده که با جن ها در ارتباط است.
این هنرپیشه و خواننده پر طرفدار چندی پیش در یکی از مصاحبه های خود مدعی شد که با جن ها رابطه دارد و می تواند با روح افراد سر شناس ارتباط برقرار کند.
پاریس شروع رابطه خود با جن ها را از یک مهمانی شبانه آغاز کرد. بر طبق گفته خود او در مجلسی شبانه به همراه چند دوست نزدیکش مراسم جن گیری به راه انداختند و پاریس چند روح مختلف را احضار کرد.
متاسفانه بعد از پایان این مراسم این روح ها پاریس را ول نکرده و همواره او را تعقیب می کردند.
پاریس در ابتدا بسیار ترسیده بود ولی کم کم با این روح ها دوست شد و الان مدعی است با آن ها رابطه بسیار خوبی دارد و جن ها صمیمی ترین دوست ها وی هستند!
پزشکان معتقدند که این ادعاهای پاریس در نتیجه مصرف بیش از حد مواد مخدر است و در صورتی که او مواد را کنار نگذارد به زودی دیوانه خواهد شد!

رولینگ و نوشتن هری پاتر در کافه

 



هموطن-جی. کی. رولینگ در وب سایت شخصی اش اعلام کرد که نوشتن آخرین جلد هری پاتر را نیز مانند جلد اول آن در کافه ها دنبال می کند.
رولینگ با نوشتن ماجرای هری پاتر که برای نخستین بار آن را سیزده سال پیش در کافه ای در ادینبرگ آغاز کرده بود، توانست ثروتی بالغ بر 540 میلیون پوند را فراهم آورد .
این نویسنده که هم اکنون خانه هایی در پایتخت اسکاتلند و پرتشایر دارد، دوباره به همان مکانی که نخستین بار داستان هری پاتر به او الهام شده بود رفته و می خواهد آخر داستان را هم در همان جا بنویسد.
او این خبر را در وب سایت شخصی خود اعلام کرد؛« سالهاست که مردم از من می پرسند آیا تا به حال خواب دنیای هری را دیده ام؟ پاسخ من تا چند شب پیش هم نه بود تا اینکه خوابی دیدم که در آن به طور همزمان هم هری بودم و هم راوی».
او خوابش را اینگونه شرح داده است؛« داشتم توی یک تالار بزرگ و شلوغ دنبال یک هورکروکس می گشتم. این تالار هیچ شباهتی به تالار بزرگ داستان های هری نداشت.

یک دفعه، زن و مردهای گارسنی که در کافه ای واقعی کار می کنند که بخش اعظم جلد هفتم هری پاتر را در آن نوشته ام، شروع به پرسه زدن در اطراف من کردند در حالی که با چوبهای درازی زیر پاهایشان راه می رفتند و قد هر کدامشان حداقل 15 فوت بود. شاید باید دوباره به قهوه رو بیاورم؟»

همبرگر غذای محبوب تام کروز



هموطن آنلاین _ در بین تمام غذاهای متنوعی که این روزها برای مصرف وجود دارد تام کروز شدیدا عاشق همبرگر است .
او حداقل هفته ای دوبار هر طور که شده همبرگر دو گوشته با سس فراوان و سیب زمینی سفارش می دهد.
کتی هلمز این مطلب را به بروک شیلد هنگامی که به منزلش رفته بود تعریف کرد که بعدا باعث خشم تام کروز شد.
داستان از این قرار بود که بروک شیلد ، کتی هلمز و تام کروز را برای صرف شام و به نوعی پا گشا کردن به منزلش دعوت می کند و سر میز شام بحث غذاهای مختلف مطرح می شود.
کتی که از این بحث بسیار به هیجان آمده بود ناگهان ابراز داشت که تام در بین غذاها از همه بیشتر همبرگر را دوست دارد و از آنجا که همبرگر برای سلامتی اش خوب نیست و کتی با این غذا دشمنی دارد آن را در خفا و دور از چشم کتی می خورد.
کتی همچنین ادامه داد یک بار تام را هنگام خوردن همبرگر در حمام گیر انداخته بوده است.
کروز بعد از این که کتی این حرف را زد بسیار ترش کرد و بعد از 30 دقیقه خانه بروک شیلد را ترک گفت و احتمالا در راه حساب کتی را بد جوری رسید!

کتک کاری لیندسی لوهان با مادرش



هموطن آنلاین _ لیندسی لوهان آنچنان دختر سرکش و خودرایی شده که به خود اجازه داد مادرش را در وسط خیابان حسابی کتک بزند.
این هنرپیشه که برای گردش با مادرش به هالیوود رفته بود ناگهان در برابر انظار ناباور طرفدارانش یک سیلی محکم به گوش مادرش زد و در حالی که مثل ابر بهار گربه می کرد او را ترک گفت.
مادر لیندسی که حسابی از این کار دخترش شوکه شده بود در وسط خیابان حدود یک ربع بی حرکت ایستاد و به یک نقطه خیره شد.
سپس هنگامی که حالش جا آمد به خبرنگاران گفت :" لیندسی این روزها تحت فشارهای زیادی است و هر حرف بی اهمیت باعث می شود او از کوره در برود."
او علت عصبانیت لیندسی را انتقاد از مصرف بیش از حد الکل و داشتن زندگی بی بند و بار ذکر کرد.

جولی :" پدر و مادر خوانده ها ...

 



هموطن آنلاین _ آنجلینا جولی معتقد است پدر و مادر خوانده ها بهتر می توانند فرزندان خود را تربیت کنند زیرا عقل آن ها بر احساسشان غلبه پیدا می کند و بهتر کار صحیح را انجام می دهند.
از هنرپیشه فیلم " گناه اساسی " قبل از به سرپرستی گرفتن دو فرزند خوانده اش تست های روانشناسی بسیاری به عمل آمد تا معلوم شود آیا او کشش و صلاحیت به سرپرستی گرفتن این کودکان را دارد یا خیر؟
هنگامی که جولی، شیلوه فرزند خود را به دنیا آورد هیچ کس صلاحیت او را به عنوان یک مادر زیر سئوال نبرد اما هنگامی که می خواست دو فرزند خود را به سرپرستی بگیرد همه رفتار او را زیر ذره بین قرار دادند.
جولی با یاد آوری این مطلب متذکر شد افرادی که این چنین از هر جهت مورد بررسی قرار می گیرند به طور قطع صلاحیتشان از بسیاری از پدر ها و مادرها برای تربیت فرزند بیشتر است.
جولی گفت :" هنگامی که می خواستم دو فرزند خود را به سرپرستی بگیرم شرایط بسیار سختی را از سر گذراندم.

" من باید اثبات می کردم که انسان سالم و شهروند خوبی هستم. هر از گاه به طور ناگهانی بازرسی به منزل من می آمد تا اوضاع بچه ها را گزارش کند و من می بایست هفته ای سه بار در جلسات آموزشی شرکت می کردم و گزارش رشد بچه ها را به مسئولین می دادم.
" اما زمانی که شیلوه به دنیا آمد از هیچ یک از این نظارت ها خبری نبود و من می توانستم به بدترین نحوه هم با او برخورد کنم بدون آنکه مورد سئوال و جواب قرار گیرم

فيلمبرداري «تسويه حساب» تا بهمن ماه ادامه دارد

خبرگزاري فارس: فيلمبرداري آخرين ساخته «تهمينه ميلاني» با عنوان «تسويه حساب» تا بهمن ماه ادامه دارد.

محمد نيك‌بين» تهيه‌كننده اين فيلم به خبرنگار فارس گفت: ما پيش بيني مي‌كنيم فيلمبرداري اين فيلم تا اواسط بهمن ماه در تهران ادامه داشته باشد.

فيلمبرداري تازه‌ترين ساخته «تهمينه ميلاني»كه از چهارشنبه هفته گذشته آغاز شده است،همچنان در «فرمانيه» تهران ادامه دارد.«تسويه» حساب كه فيلمنامه‌اش توسط خود ميلاني نوشته شده توسط «محمد نيك بين» تهيه مي‌شود و «عليرضا زرين دست» نيز مديريت فيلمبرداري آن را برعهده دارد.
در «تسويه حساب» مهناز افشار، لادن مستوفي،‌شهره لرستاني،‌السا فيروزآذر، بهاره افشاري،‌اكبر عبدي،‌سياوش تهمورث، رضا عطاران و حامد بهداد به ايفاي نقش مي‌پردازند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:«تسويه حساب» نقدي اجتماعي است در مورد آسيب‌هاي اجتماعي ، به ويژه در ميان نان و علل بزهكاري آنها «تسويه حساب» مي‌تواند به ويژه براي زناني كه ساده‌ترين راه براي امرار معاش انتخاب كنند، بسيار آموزنده باشد و به‌ آنها آينده‌ي سياهي كه در انتظارشان است، را نشان مي‌دهد.
«زن زيادي» از ديگر ساخته‌هاي ميلاني كه چندي پيش جايزه جشنواره معتبر آسيا-اقيانوسيه را به دست آورده بود قرار است در دومين جشنواره فيلم پليس حضور داشته باشد، جشنواره فيلم پليس دي ماه در تهران برگزار مي‌شود و زن زيادي به دليل تصوير مثبتي از پليس از شانس‌هاي اصلي دريافت جوايز اين جشنواره است.
«آتش بس» آخرين ساخته ميلاني بهار سال جاري در سينماها به نمايش درآمد و با فروش بيش از يك ميليارد تومان ، پرفروشترين فيلم تاريخ سينما شد.

ساير عواملي فيلم «تسويه حساب» عبارتند از

صداربردار: اسحاق خانزادي،‌طراح گريم: جلال معيريان، موسيقي:ناصر چشم‌آذر، تدوين: مستانه مهاجر،‌طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم، عكاس: عبدالله عبدي نسب، برنامه‌ريز: عباس خواجه‌وند، مدير تداركات: عليرضا احمدي كيا، منشي صحنه: فرناز جمشيدي مقدم، تصويربردار پشت صحنه: پامچال حميدي، دستيار و فيلمبرداري: محمد نقي نوري سيگارودي،‌اجراي گريم: آزيتا ميعاني ، ميشا جودت، فرامرز بهرام پور، مشاوره رسانه‌اي: محمد تاجيك

جدید ترین عکس های فیلم های سینمایی

مریم بوبانی، مهران رجبی و نیکی کریمی - سه زن

افسانه بایگان، افسانه پاکرو و ایرج قادری - محاکمه

 

مهناز افشار - محاکمه

مهناز افشار و افسانه پاکرو - محاکمه

ایرج قادری و مهناز افشار - محاکمه

یک خبر داغ از سینمای ایران

بيش از 80 درصد فيلمبرداري «مخمصه» به پايان رسيد

خبرگزاري فارس: بيش از هشتاد درصد از فيلمبرداري «مخمصه» تازه‌ترين فيلم «محمدعلي سجادي» به پايان رسيد.

به گزارش خبرنگار فارس،تاكنون هشتاد و پنج درصد از فيلمبرداري «مخمصه» پايان يافته و همزمان توسط «سجادي»تدوين مي‌شود.«سعيد شهرام» به عنوان سازنده موسيقي فيلم نيز مشغول ساخت موسيقي است.«مخمصه» محصول ناجي هنر و آفتاب‌نگاران است.

 در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:سروان شميراني و گروهش سر در پي امير دلاوري سارق و دارودسته‌اش دارند.تا آنها را دستگير و مانع از سرقت‌هايشان شوند.فيلم طرح اين كشاكش است.
عوامل سازنده فيلم عبارتند از: كارگردان و نويسنده و تدوين‌گر: محمد علي سجادي،مدير فيلمبرداري : حسين ملكي،طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم،طراح چهره پردازي : محسن ملكي،صدابردار: ناصر شكوهي‌نيا،موسيقي متن: سعيد شهرام،صداگذاري و ميكسSR: مسعود بهنام( استوديو بهمن)،جلوه‌هاي ويژه ميداني: داوود رسوليان،جلوه‌هاي ويژه ديجيتالي: امير رضا معتمدي،برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: محمد آهنگراني،دستيار توليد: مسعود علي شاه،عكاس:مهدي حيدري،گروه كارگرداني: وحيد زارع زاده،هاجر سعيدي نژاد،بازيگران: مسعود رايگان، مهدي پاكدل، شهرام حقيقت‌دوست، لاله اسكندري، فرهاد قائميان، اميررضا دلاوري، مريم كاوياني، مهدي ميامي، فرهاد بشارتي، معصومه ميرحسيني، با حضور: ثريا قاسمي،روابط
عمومي: افسانه فراهاني،تهيه‌كننده: منوچهر شاهسواري

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 14:49  توسط   | 

تا چه اندازه خوشبخت هستید ؟

سلام به همگی . بچه ها تست زیر رو انجام بدید و ببینید که چگونه آدمی هستید . خیلی جالبه

**تا چه اندازه خوشبخت هستید ؟
اگر می خواهید بدانید تا چه اندازه خوشبخت هستید پرسش نامه زیر را پر کنید.
1-وقتی مساله ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
در ست          غلط
2-وقتی کسی در مورد من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
درست          غلط
3-وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
درست          غلط
4-اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
در ست          غلط
5-خیلی زود از سرگرمی ها و تفریحات حوصله ام سر میرود.
درست          غلط
 6-اغلب روزها خیالپردازی میکنم.
درست          غلط
7-آرزوهای زیادی دارم.
درست          غلط  
8-بیش از اندازه چاق هستم.
درست          غلط
9-از خواندن رمان لذت می برم.
درست          غلط
10-از خوابیدن متنفرم.
درست          غلط
11-فکر میکنم جذاب هستم.
درست          غلط
12-انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
درست          غلط
 
*محاسبه امتیازات:
با توجه به جوابهای زیر در ازای هر جواب مشابه به خود یک امتیاز بدهید.
1-غلط          2-درست          3-درست
4-غلط          5-غلط             6-غلط
7-غلط          8-غلط             9-درست
10-غلط        11-درست        12-درست
امتیاز12-9:
نسبت به دیگران انسان خوشبختی هستید.میان انتظاری که از زندگی دارید و آنچه از آن میگیرید تعادل برقرار کرده اید. اشخاص با امتیاز بالا مانند شما از تعادل اجتماعی خوبی بهره مندند.شما از سیاست زندگی کن و بگذار دیگران زندگی کنند پیروی می کنید.
امتیاز 8-5 :
شما فرازو نشیب خودتان را دارید.اما در اغلب موارد به شکل متعادل و متوسطی خوشبخت هستید.اشتیاق سوزانی برای تغییر دادن زندگی تان ندارید .شما اگر با اشخاص خوشبختتر از خود معاشرت کنید در وضعیت بهتری قرار می گیرید.
امتیاز4-0 :
می توانید به مراتب خوشبختتر از این باشید.جوابهای خود را مرور کنید.سعی کنید ببینید چه             می توانید بکنید تا از این که هست بهتر شوید.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 13:7  توسط علی  | 

تفاوتهاي بين مردان و زنان

تفاوتهاي بين مردان و زنان

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 21:57  توسط رضا  | 

واژه‌های ایرانی درزبان انگلیسی:

واژه‌های ایرانی درزبان انگلیسی:

 

زبان‌های فارسی وانگلیسی هردو به دسته‌ زبان‌های آریائی (ویا به اصطلاح هندواروپائی) تعلق دارند. به همین دلیل واژه‌های مشابه بسیار میان دوزبان دیده می‌شود. اما علاوه براین واژه‌ها ی پایه وهمانند مثل مادر، برادروپدر، کلمات بسیاری هم دردوره‌های بعدی تاریخ اززبان مردم ایران وارد زبان انگلیسی شده است. بعضی ازاین واژه‌ها اززبان‌های اوستایی وپهلوی وفارسی باستان وبرخی واژه‌ها اززبان‌های سومری وایلامی وغیره وبعضی دیگراززبان‌ها وگویش‌های دیگرسرزمین ایران مثل آذری، کردی وبلوچی به زبان انگلیسی راه یافته‌اند. دراین مقاله نموداری ازتأثیرات زبانهای ایرانی بردیگرزبان‌های اروپایی ازجمله زبان‌های یونانی، لاتین، فرانسه، وآلمانی که درانگلیسی تأثیر بسیارنهاده‌اند ارائه شده است.
گلها، گیاهان ومحصولات کشاورزی:
درروزگاری که سراسراروپا یخ بندان بود، فلات ایران سرزمینی خرم به شمارمی‌رفت وکویرلوت امروز به گونه دریائئ با حاشیه‌های پرازدرخت اززیبا ترین مناطق کره زمین محسوب می‌گردید. پس ازتغییرات جوی وزمین شناسی، کم کم مراکز ایران کنونی روبه
خشک شدن نهاد و بالعکس اروپا به سرسبزی وخرمی گرایید . شاید به همین علت اقوام ساکن فلات ایران وپیرامون آن درآغاز تمدن ازپیروان کشاورزی بوده اند. دراین مورد بررسی ازنویسندگان انگلیسی مثل هنری فیلد تصریح دارند که ایران ازنظر کشاورزی براروپا تقدم داشته وازبابت پرورش گیاهان داروئی وگل‌های زینتی وزیبا کمک ‌های برجسته‌ای به تمدن بشری نموده‌است. ازهمین روست که نام واژه‌های ایرانی رابه فراوانی دروصف گل‌ها وگیاهان درزبان انگلیسی می‌یابیم؛ نمونه ها:
1- jasmin – یاسمن: این واژه به گونه jessamin هم به کاررفته است. علاوه برزبان انگلیسی، درزبان فرانسه به صورت jasmine (ژاسمن)،درآلمانی یاسمین، درارمنی یاسمیک، درایتالیایی Glesomin، درلاتین Gelsiminum ودربسیاری زبان‌های دیگربا تغییرات اندک تلفظ می‌شود. درزبان ترکی وشاخه‌‌های آن به صورت jasmine به کارمی‌رود. واژه یاسمن نام زیبایی برای زنان ودختران به شمارمی‌آید.
 
 
2- Narcossis – نرگس: این واژه درعربی به صورت نرجس، درلاتین وروسی Narcissus تلفظ می‌شود. درآلمانی Narcisism ، درارمنی نارگیس ودرترکی نرجس ونرگس به کارمی‌رود. واژه Narscisism درزبان انگلیسی یا خود ستائی که کنایه اززیبایی است، هم ازاین واژه ساخته شده است. درزبان فارسی چشم مست رانرگس مست هم نامیده‌اند.
 

3- Pistacchio – پسته: این واژه علاوه برزبان انگلیسی درغالب زبان‌های اروپائی با اندکی تغییر به صورت پسته، پستاچیو به کارمی‌رود ودرزبان ترکی نیزچنین است.
 

4- Rose – رز : اصل این کلمه ورذ پهلوی است که دگرگونی یافته وبه ورد عربی ازیک طرف ورز Rose لاتین واروپائی ازطرف دیگرتبدیل شده است. درانگلیسی ، فرانسه وآلمانی Rose درفنلاندیRussuo ودرغالب زبان‌های اروپائی با اندکی تفاوت دیده می‌شود.
 

5- Susan- سوسن: اسم زن ودختراست. سوزان همان کلمه فارسی سوسن(نام گل) است که به زبان‌های خارجی راه یافته است.
 

6- Sugar – شکر: ازکلمات کمیابی است که خود اروپائیان نیزتصریح به ایرانی بودن آن دارند. درانگلیسی شوگر،درفنلاندیSokeri،درترکی شکرSeker، درآلمانی Zucker،درفرانسه Sucre، درعربی سکر،درروسی ساخارودرمجاری Cukor سوکور دیده می‌شود.
 

7- Pepper این واژه ازفلقل ایرانی گرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین، معتقدند اصل کلمه آرامی است که بازهم زبان بخش بزرگی ازایران بوده و دردوران هخامنشی یکی از زبان‌های رسمی ایران محسوب می‌شده است.



8- Spinach – اسفناج: این واژه ایرانی درزبان‌های دیگر به صورت گوناگون یافت می‌شود، ازجمله درفنلاند Pinatia پیناتیا، درانگلیسی وفرانسه Spinach ودرزبان‌های دیگر اروپایی کم وبیش با تغییراتی کاربرد دارد. جالب این است که بدانیم اسفناج خود معرف سپاناج فارسی است ودرفرهنگ ‌های کهن عربی چون" البلغد" ابویعقوب کردی نیشابوری و" السامی فی السامی" میدانی نیشابوری، به همین صورت آمده است.



9- Candy : کلمه قند واژه‌ی است پارسی، همان طور که شکرواژه‌ای است ایرانی. پس ازساخته شدن شکر درایران که به اعتراف عمومی ریشه آن ایرانی وفارسی است ، کلمه قند به همین نام به وجود آمد. کم وبیش ریشه‌های مشابهی مثل کندو را درزبان فارسی می‌یابیم. یکی ازواژه‌های انگلیسی که ریشه مشابهی با قند دارد عبا رتست از: Candy (شیرینی). زیرا شیرینی ولذت دراین واژه با کلمه قند سنجیده شده است.

به گفته محمود بختیاری، کاندیدای وکالت درزمان قدیم لباس سفید رنگ شکری می‌پوشیده وبه همین ترتیب خود را نامزد انتخابات می‌کرده وبدین رو واژه Candidate (کاندیدا، نامزد) ساخته شد.



10- Caulifower- kale : به معنی کلم است. با توجه به شباهت این ریشه‌ها امکان دارد این واژه‌ها هم ریشه ایرانی داشته باشند.



11- Nuphar – نیلوفرزرد، Nenaphar – نیلوفر زرد؛ نام گل‌ زیبای نیلوفراست که در زبان ‌های دیگراروپا ازجمله فرانسه- یونانی وترکی دیده می‌شود.



12- Orange : نارنج وترنج درپارسی کهن به نارنج وپرتقال اطلاق می‌ شده‌اند؛ درفرانسه Orange ، درژاپنی Orenzi ودرزبان‌های ترکی، کردی، آسوری وبسیاری اززبان‌های دیگر دنیا ریشه دوانیده است.



13- Rubart- ریواس: اصل این واژه رواند وریماس ( ریواس) است . واژه‌های مشابه درزبان‌های دیگرازجمله ایتالیایی ، فرانسه،‌ انگلیسی وترکی دیده می‌شود.




14- Ginger – زنجبیل: درزبان انگلیسی؛ Zenzero ایتالیایی



15- Lemon – لیمو: ریشه لیمو درغالب زبان‌های دنیا ازجمله ترکی؛ اسپانیولی، ایتالیایی، زبان‌های اسکاندیناوی وروسی به کارمی‌رود. نیزکلمه Limo nade که ازلیمو گرفته شده است. Lemon drop ، آب نبات ترش، Lemon joic آب لیمو وغیره.



16- کلمه بوته که ریشه‌ی پارسی واصیل است. درزبان‌های اروپایی به گونه Botamic (علم گیاه‌شناسی) ریشه دوانده است. وبه نظر می‌آید که لفظ Pon فنلاندی نیزکوتاه شده آن باشد. درزبان ترکی نیز واژه بوته را داریم. واژه Botanic تقریبا بین‌المللی است و درتمام زبان‌های اروپایی، سوئدی، نروژی،‌فرانسه ، آلمانی وروسی به کار می‌رود.



17- Silk- ابریشم: این واژه انگلیسی وSoie (سویه) فرانسه، سیرا، عربی، سیراج، حبشی، ازواژه‌ فارسی سره گرفته شده‌آند. به خوبی می‌دانیم که ایران یکی ازمراکز مهم پرورش کرم ابریشم بوده است. واگرچه چین هم مرکز عمده تولید ابریشم به شمارمی‌آمده اما این واژه ازراه ایران به اروپا رخنه کرده است.



18- Saffron – زعفران: نیز واژه بین المللی گردیده ودرتمام اروپا کاربرد دارد.



19-Garden- باغ: این ریشه ایرانی است. زیرا درروستا‌های ایران واژه کرت که درحقیقت با غچه‌های مخصوص مو وسایر درختان می‌باشد، به کارمی‌رود. درگویش کرمانی، گارت به جوی‌های که درآنها درخت خرما کاشته می‌شود وصورت باغ کوچکی را می‌یابد اطلاق می‌گردد. ازهمین ریشه Garten آلمانی Jarten ژاردن فرانسه راباید به خاطر سپرد.



20- مقایسه واژه‌های Tree انگلیسی، درو روسی ودارو درخت فارسی نشان می‌دهد این ریشه‌ها نیزهما نندی دارند. اما به نظر می‌رسد که این کلمه پایه باشد.

نام جانوران و حشرات:


توجه به نام‌هاي حيوانات و حشرات نشان مي‌دهد كه در اين زمينه هم انگليسي از زبان‌هاي ايران و به ويژه پارسي متاثر بوده است.


Elephent_فيل : دگرگون شدة الفيل عربي است كه ريشة آن پيل پارسي است. در توراني هم ريشة‌هاي فيل و پيل هر دو ديده مي‌شود .


Sponge ـ اسفنج : جانوري دريايي است، ضمناً اين نام به اسفنج مصنوعي هم اطلاق مي‌شود كه مصارف صنعتي و پزشكي دارد. ريشة اسفنج در زبان‌هاي اروپايي به گونه Sponge انگليسي ، Espange فرانسه و در زبان ژاپني به صورت Suponji به كار مي‌رود.


Carcass ـ لاشه و مردار : جابه‌جا شده كركس است كه پرنده‌اي مردارخوار مي‌باشد. شايد در دوران رواج آيين زرتشتي كه جنازه‌ها را در معرض هواي آزاد در كوه‌ها قرار مي‌دادند و عملاً هر جنازه خوراك كركس مي‌شد، اين واژه با لاشه و مردار مترادف شد.


Bees ـ زنبور : در برهان قاطع ، Booz به زنبور سياهي كه روي گل مي‌نشيند اطلاق مي‌گردد. اما آيا ريشة اوليه مشترك است يا از زبان فارسي به انگليسي راه يافته جاي تحقيق دارد.


Cow ـ گاو: اگرچه در مقايسة واژه‌هاي Cow انگليسي ، گاو فارسي و Ceush اوستايي به نظر مي‌رسد اين واژه از كلمات اوليه و پاية زبان‌هاي هند و اروپايي باشد. از آن‌جا كه در زبان لاتين ريشه‌اي شبيه Cow وجود ندارد و در زبان سومري گاو را gu و gud مي‌گويند ، احتمال زيادي وجود دارد كه ريشة اين كلمه سومري يا سومري اوستايي باشد.


Colt ـ كره‌اسب : واژة Colt با كره خيلي شبيه به نظر مي‌رسد. به علاوه نام كوله كه نوعي اسب بوده است در پارسي، تركي و مغولي ديده مي‌شود كه با كلمة كره بي‌شباهت نيست.


برخي ديگر از واژ‌ه‌هاي انگليسي كه شباهت آشكار به فارسي دارند ، عبارتند از :
Duck با اردك فارسي، تركي، كردي و لري
Goose با غاز فارسي، اوز عربي، عاز تركي و كردي
Dog با سگ
Mouse با موش فارسي ( موگ ارمني)
Camel شتر و Camelot ـ شتر كوچك از جمل عربي گرفته شده‌است.
Giraffe همان ريشه زرافة فارسي است.
Canary قناري
Jackal شغال
Bavri سگ آبي كه اوستايي است و ريشة مسترك با Beaver انگليسي دارد.

واژه های نظامی وکشوری


1-Nav- ناو: واژه ایرانی به معنی کشتی است وازهمین ریشه ناوبان – ناوخدای (ناخدا) مشتق می شود. درانگلیسی Navigate (کشتی رانی) وNavigable (قابل کشتی رانی) Navigator (ملاح) Navy blue (آبی سیر) و Naval (وابسته به نیروی دریانی) ازهمین ریشه آمده اند.


2- Caravan – کاوران.


3- Arch- قوس: درانگلیسی به مفهوم قوس می باشد. درفارسی "ارک" اراک واریکه داریم که به مفاهیم مرکز قلب وحتا قوس به کار رفته اند . چه ارگ شهرغالبا توس مانند ساخته می شده است. واژه اراک ایرانشهر به معنی دل ایرانشهر ومرکز ایرانشهر بوده است. ازهمین ریشه کلمات Archreologg (قوس شناسی وسپس معماری ) وarcae لاتینی (قوس ) گرفته شده است.


4- King- پادشاه : این واژه انگلیسی وKonig آلمانی وواژه های مشابه درسوئدی دانمارکی نروژی فنلاندی وایسلندی ازریشه Kay پهلوی وKavi اوستایی است. درزبان پشتو خنتما (نجیب زاده وبزرگوار) ودرزبان ترکی خان به احتمال زیاد با این ریشه ها قرابت دارند. توجه کنید کی – کیان Kikg- Kigam KONIG- خان – خنتما – کان.


5- dikar- دینار: پول عربی که ریشه ایرانی اوستایی دارد. Draik نام پول زمان هخامنشیان که درکتاب مقدس تورات وانجیل یاد شده است. مدتی هم یونانیان مسکوک خود را به صورت دریک به کارمی برده اند. هردو ریشه ایرانی دارند ریشه Darik بعدا به صورت Dram ودراخما Drachma یونانی وانگلیسی درآمده است.


6- Plateau- فلات : اصل این کلمه هرچه باشد ازمشرق زمین گرفته شده است Jranian به فلات ایران گفته می شود.


7- Pepper: این واژه ازفلفل ایرانی گرفته شده است. این واژه به گونه Piper درلاتین Poivre درفرانسه peppe ایتالیایی ببر درترکی وپیری دریونانی است. بعضی معتقدند اصل کلمه آرامی است که بازهم زبان بخش بزرگی ازایران بوده ودردوران هخامنشی یکی اززبانهای رسمی ایران محسوب می شده است.


8- Spinach- اسفناج: این واژه ایرانی درزبان های دیگربه صورت گوناگون یافت می شود ازجمله درفنلاند Pikatia پیناتیا درانگلیسی وفرانسه Spinach ودرزبانهای دیگراروپای کم وبیش تغییراتی کاربرد دارد. جالب این است که بدانیم اسفناج خود معرب سپا ناج فارسی است ودرفرهنگ های کهن عربی چون "البلغد" ابو یعقوب کردی نیشابوری و "السامی فی السامی" میدانی نیشابوری به همین صورت آمده است.


9- Candy: کلمه قند واژه ای است پارسی همان طور که شکرواژه ای است ایرانی. پس ازساخته شدن شکردرایران که به اعتراف عمومی ریشه آن ایرانی وفارسی است کلمه قند به همین نام به وجود آمد کم وبیش ریشه های مشابهی مثل کندو را درزبان فارسی می یابیم. یکیا زواژههای انگلیسی که ریشه مشابهی با قند دارد عبارتست از: Candy (شیرینی ). زیرا شیرینی ولذت دراین واژه با کلمه قند سنجیده شده است. به گفته محمودی بختیاری کاندیدای وکالت درزمان قدم لباس سفید رنگ شکری می پوشیده وبه همین ترتیب خود را نامزد انتخابات می کرده وبدین رو واژه Candidate (کاندیدا نامزد) ساخته شد.


10- Cau liflower- kale : به معنی کلم است با توجه به شباهت این ریشه ها امکان دارد این واژه ها هم ریشه ایرانی داشته باشد.


11- Nuphar- نیلوفر زرد Nenophar- نیلوفر زرد: نام گل زیبای نیلوفر است که درزبان های دیگراروپا ازجمله فرانسه – یونانی وترکی دیده می شود.


12- Orange: نارنج وترنج درپارسی کهن به نارنج وپرتقال اطلاق می شده اند درفرانسه Orang درژاپنی Orenzi ودرزبان های ترکی کردی آسوری وبسیاری اززبانهای دیگر دنیا ریشه دوانیده است.


13- Rhubarb- ریواس : اصل این واژه راوند وریواس (ریواس) است . واژه های مشابه درزبان های دیگر ازجمله ایتالیایی فرانسه انگلیسی وترکی دیده می شود.


14- Ginger- زنجبیل: درزبان انگلیسی Zenzero ایتالیایی.


15- Lemon: لیمو: ریشه لیمو درغالب زبان های دنیا ازجمله ترکی فرانسه اسپانیولیایتالیایی زبان های اسکاندیناوی وروسی به کارمی رود نیز کلمه Limonade که ازلیمو گرفته شده است. Lemon آب نبات ترش Lemon juice آب لیمو وغیره .


16- کلمه بوته که ریشه ای پارسی واصیل است درزبان های اروپایی به گونه Botanic (علم گیاه شناسی) ریشه دوانده است. وبه نظر می آید که لفظ Pon فنلاندی نیز کوتاه شده اآن باشد. درزبان ترکی نیز واژه بوته را داریم. واژه Botanic تقریبا بین المللی است ودرتمام زبان های اروپایی سوئدی نروژی فرانسه وآلمانی وروسی به کارمی رود.


17- Silk – ابریشم: این واژه انگلیسی وSoie (سویه) فرانسه سیرا عربی سیراج حبشی ازواژه های فارسی سره گرفته شده اند. به خوبی می دانیم که ایران یکی از مراکز مهم پروش کرم ابریشم بوده است. واگر چه چین هم مرکز عمده تولید ابریشم به شمار می آمده اما این واژه از راه ایران به اروپا رخنه کرده است.


18- Saffron- زعفران : نیز واژه بین المللی گردیده اودرتمام اروپا کاربرد دارد.


19- Garden- باغ: این ریشه ایرانی است. زیرا درروستاهای ایران واژه کرت که درحقیقت باغچه های مخصوص مو و سایر درختان می باشد به کارمی رود. درگویش کرمانی گارت به جویهایی که درآنها درخت خرما کاشته می شود وصورت باغ کوچکی را می یابد اطلاق می گردد. ازهمین ریشه Garten آلمانی و Jarten ژاردن فرانسه را باید به خاطر سپرد.


20- مقایسه واژه های Tree انگلیسی درروسی ودارو درخت فارسی نشان می دهد این ریشه ها نیزهمانندی دارند اما به نظر می رسد که این کلمه پایه باشد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 14:27  توسط رضا  | 

بختك انسانها

سلام متاسفانه علی از این وبلاگ خداحافظی کرد.خیلی حیف شد و همیشه در وبلاگ جاش خالی می مونه و اسمش جزو مدیران خواهد بود تا شاید روزی دوباره برگردد و به این وبلاگ لطف و صفا بخشد!

بختك انسانها

 
    آنچه كه در صفحات (ديگران) مي خوانيد به معناي تصديق و درستي آن نيست، بلكه تنها اتفاقاتي است كه براي افراد مختلف افتاده و از لحاظ علمي و تجربي به آن پرداخته شده است.
    (فلج به هنگام خواب) كه اغلب آن را با عنوان (بختك) ياد مي‌كنند، پديده‌اي است كه در تمامي فرهنگ‌هاي دنيا شنيده مي‌شود. بعضي‌ها معتقدند كه فضايي‌هاي مهاجم علت به وجود آورنده اين حالت فلج‌گونه هستند. در حالي كه ديگران شيطان و يا دست‌نشانده‌هاي او را عامل اصلي مي‌دانند.

    خيلي‌ها هم معتقدند يك عجوزه پير بر روي قفسه سينه فرد خوابيده مي‌نشيند و شخص به هنگام بيدار شدن مي‌فهمد كه قادر به حركت نيست. اين‌كه چه موضوعي سبب مي‌شود اين عجوزه به سراغ انسان در حال خواب برود، به فرهنگ‌هاي ملل ارتباط دارد. تنها در دو دهه اخير و به ويژه در ده سال گذشته دانشمندان و محققان به فكر تحقيق درباره اين رويداد شايع افتاده‌اند و به نتايجي اندك رسيده‌اند.
    (فلج به هنگام خواب) حالتي است كه در آن فردي كه در خواب است و يا تازه از خواب بيدار شده است متوجه مي‌شود كه نمي‌تواند حركت كند يا حرف بزند و فقط قادر است نفس بكشد و چشمانش را حركت دهد. در اين مرحله كه در حالت نيمه‌خواب و نيمه‌بيدار هستيد، ذهن هوشيار شما شروع به بيدار شدن كرده ولي هنوز بيدار نشده است. بنابراين شما اندكي هوشياري داريد. اين حالت كاملا زودگذر است و خيلي زود شما بيدار مي‌شويد و يا دوباره مي‌خوابيد.
    فرد بعد از چند ثانيه و يا حداكثر يك دقيقه به وضعيت عادي باز مي‌گردد و قادر به حركت مي‌شود. محققان معتقدند پانزده درصد مردم حداقل يك بار در طول عمر خود اين وضعيت را تجربه مي‌كنند.
    ولي گاهي وضعيت ترسناك‌ و انسان دچار اوهام مي‌شود. افراد بسياري گزارش داده‌اند كه در اين حالت شخص يا اشخاصي را در اتاق خود ديده‌اند يا حضور آنها را حس كرده‌اند و يا صدايشان را شنيده‌اند. همه آنها وجود نحسي را در كنار خود حس مي‌‌كرده‌اند كه قادر به ديدن او نبوده‌اند. انسان احساس مي‌كند كه اين وجود نحس درست بيرون حوزه ديد اوست و اگر فلج نبود و مي‌توانست سرش را اندكي بچرخاند، حتما آن موجود هولناك را مي‌ديد و اين موضوع بسيار دلهره‌آور است. گاهي فرد احساس مي‌كند تحت فشار است و دارد خفه مي‌شود. صداهاي پايي را مي‌شنود كه به او نزديك مي‌شوند و گاه صداي وز وز به گوش مي‌رسد.
    
    بختك در اتاق من
    چند شب پيش براي نخستين بار در طول زندگي‌ام بختك را تجربه كردم. آن موقع نمي‌دانستم آن چه بود و اطلاع نداشتم كه اين اتفاق براي خيلي‌ها مي‌افتد. فرداي آن روز موضوع را با همكارم در ميان گذاشتم و او بود كه برايم توضيح داد بختك چيست. كنجكاوي من تحريك شد و به دنبال اطلاعاتي در مورد آن گشتم. وقتي در اينترنت داستان‌هايي درباره بختك خواندم، باورم نمي‌شد چون تقريبا همان چيزي كه براي من اتفاق افتاد، براي آنها هم رخ داده بود.
    آن شب روي تختم دراز كشيده بودم و در عالم خواب و بيداري به محل كارم فكر مي‌كردم ولي ناگهان از خواب پريدم چون كسي يا چيزي مچ‌هايم را گرفت و كشيد. اول فكر كردم يكي از هم‌اتاقي‌هايم است كه مي‌خواهد شوخي كند اما وقتي سعي كردم برگردم تا ببينم چه كسي آنجاست (من روي شكم خوابيده بودم و صورتم به سوي ديوار قرار داشت) فهميدم كه اصلا نمي‌توانم تكان بخورم. كاملا فلج شده بودم. اين ترس‌آورترين احساسي بود كه تا به حال داشتم. بعد احساس كردم كسي با فشار بسيار بدنم را به بالش فشار داد. نمي‌توانستم نفس بكشم يا حرف بزنم. مي‌خواستم هم‌اتاقي‌ام را صدا كنم تا به كمكم بيايد ولي به جاي فرياد، ناله‌اي سوزناك و بسيار آهسته از دهانم خارج شد. ناله‌ام آنقدر آرام بود كه هيچكس نمي‌توانست آن را بشنود. صورتم آنچنان با فشار به تخت چسبيده بود كه فقط به يك چشم مي‌توانستم اطرافم را ببينم. نيمه ديگر صورتم درون بالش فرو رفته بود.
    حس كردم نفسي گرم به گردنم خورد و صداي نفس‌هايي خرخر مانند به گوشم رسيد. مثل كسي كه روزي سه پاكت سيگار مي‌كشد و سينه‌اش خس‌خس مي‌كند. خدا را شكر نمي‌توانستم بويي را متوجه شوم (چون بيني‌ام در بالش فرو رفته بود) ولي احتمالا بوي خيلي بدي داشت. با خود گفتم اگر مي‌خواهم زنده بمانم بايد از آنجا بروم. با تمام وجودم سعي كردم با آن حالت فلجي كه ناگهان بر من مستولي شده بود بجنگم. بالاخره توانستم پايم را چند سانتي‌متر حركت دهم. وقتي پايم تكان خورد همه چيز ناگهان ناپديد شد و مرا رها كرد. وقتي بالاخره توانستم تكان بخورم از جايم پريدم و ديدم در اتاقم تنها هستم. از آن به بعد ديگر هيچ اتفاق خاصي نيفتاد.
    
    نفس ترش بختك
    بعد از اين‌كه چندين تجربه واقعي از بختك را خواندم تصميم گرفتم من هم داستانم را براي شما تعريف كنم. تخت من يك تخت بزرگ پرده‌دار است كه هر شب قبل از خواب پرده‌هاي تور آن را مي‌اندازم. من عادت دارم به روي شكم بخوابم. در آن شب خاص هم طبق معمول هميشه به روي شكم خوابيده بودم. تازه داشت خوابم مي‌برد كه ناگهان احساس كردم كسي در اتاقم است. احساس مي‌كردم او در گوشه اتاقم ايستاده و مرا تماشا مي‌كند و منتظر است. جرات نداشتم تكان بخورم، با خود گفتم شايد اگر تكان بخورم او مرا رها كند و برود. ولي اشتباه فكر مي‌كردم. به ناگاه حس كردم بويي ترش به مشامم خورد. ترسيده بودم. حتي الان هم كه دارم اين داستان را مي‌نويسم ترس بر من مستولي شده است. احساس بي‌پناهي مي‌كردم و حس مي‌كردم كم‌كم به من نزديك‌ و نزديك‌تر مي‌شود. سعي كردم فرياد بكشم، جيغ بزنم و يا هر كار ديگري كه ديگران را متوجه اين اتفاق شوم كند، ولي مثل اين بود كه به تخت بسته شده‌ام. ناگهان حس كردم جسمي بر پشتم پريد. به نظر نمي‌آمد خيلي بزرگ باشد. صداي جيغ بلندي در اتاق پيچيد و مجسمه اي كه بالاي تختم بود از ارتعاش صداي جيغ بر روي زمين افتاد و شكست. لحظه‌اي بعد همه چيز به حالت عادي بازگشت و سكوت برقرار شد. حالا ديگر مي‌توانستم دوباره حركت كنم. بلافاصله بلند شدم و روي تختم نشستم. هيچكس آنجا نبود ولي در كمال تعجب ديدم تور اطراف تختم بالا رفته و قسمتي از آن به طول 6 فوت پاره شده است. فرداي آن روز آن تور را برداشتم و آن را در آتش سوزاندم چون مي‌ترسيدم آن بختك منحوس دوباره بازگردد. بعد مقداري آب مقدس آوردم و به همه جاي اتاقم پاشيدم. اين بدترين تجربه‌اي بود كه در طول عمرم داشتم. بختك وحشتناك است واقعا وحشتناك. بدترين چيزي است كه آدم ممكن است با آن روبه‌رو شود من حتي روبه‌رو شدن با بختك را براي دشمنم هم نمي‌توانم آرزو كنم.
    
    تجربه طولاني
    بعضي از افراد مدت‌هاي طولاني و حتي سال‌ها به طور مكرر اين تجربه هراس‌انگيز را تحمل مي‌كنند. به نمونه زير توجه كنيد: من بيست و هفت سال دارم و مدت دوازده سال است كه با اين اتفاق دست و پنجه نرم مي‌كنم. اوايل در اين حالت فقط قادر نبودم حركت كنم ولي كم‌كم احساس مي‌كردم كسي روي بدنم نشسته است و جلوي تكان خوردن مرا مي‌گيرد. مي‌خواستم جيغ بكشم يا حركت كنم ولي تنها ناله‌اي از دهانم خارج مي‌شد و حداكثر مي‌توانستم انگشتان پايم را تكان بدهم. دفعات اول فكر مي‌كردم خواب مي‌بينم و آنقدر مي‌ترسيدم كه مي‌خواستم به هر صورت ممكن خودم را از خواب بيدار كنم و بعد از بيدار شدن ساعت‌ها خوابم نمي‌برد.
    حالا ديگر مي‌شود گفت كه به آن عادت كرده‌ام. گاهي دراز مي‌كشم و منتظر مي‌مانم ببينم چقدر مي‌توانم وجود نحس اين عجوزه را تحمل كنم ولي بايد بگويم اين احساس غيرقابل تحمل است. بعضي وقت‌ها مي‌گويم شايد خودم اين اتفاقات را در مغزم ساخته‌ام. ولي اين طور نيست، بختك واقعي است و تقريبا هر دو ماه يك بار به سراغم مي‌آيد. گاهي در يك شب فقط يك بار مي‌آيد و گاهي چندين بار.
    
    منبع: Shadowlands.com
    about.com
    
    
    
    روياي ملاقات با يك دوست مرده
    ويليام (اسم مستعار) داراي مدرك فوق‌ليسانس و در حال حاضر رييس هيئت پژوهشي توسعه مهندسي هوا فضاست.تجربه او در دوران نوجواني و با فوت ناگهاني بهترين دوستش اتفاق افتاد و در مجموع باعث تغيير ديدگاه و نظر او نسبت به مرگ و زندگي شد.
    او تجربه خود را اين چنين تعريف مي‌كند: (بهترين دوستم مايك در اثر يك سانحه اتومبيل، حدود يك ماه بود كه در بيهوشي به سر مي‌برد. شبي در منزل والدينم بودم كه او در رويايي كاملا واضح به ديدنم آمد. ساعتي را در كنار هم به صحبت درباره موضوعات مختلف پرداختيم. (مايك) در مورد دوستش كه در اين سانحه جان خود را از دست داده بود، توضيح داد و گفت كه برخلاف گزارش روزنامه‌هاي محلي كه خبر از فوت‌ آني دوستش داده بودند، حال او خوب است؛ (مايك) در حالي كه برمي‌خاست تا آنجا را ترك كند يادآور شد كه ما براي مدتي طولاني همديگر را نخواهيم ديد. او خاطر نشان كرد كه اين موضوع نبايد باعث آزردگي من شود براي اين كه او كاملا خوب و سر حال است. (مايك) به هنگام خارج شدن از اتاق به طرف من برگشت و در حالي كه نگاهم مي‌كرد گفت: (مادرم به تو تلفن خواهد كرد، به او بگو همه چيز رو به راه خواهد شد.) من در مورد اين رويا احساس عجيبي داشتم، چون بر خلاف ديگر روياهاي روشن گذشته‌ام كه خيالي به نظر مي‌رسيد، واقعي بود، نه شبه واقعي.يك لحظه بعد او رفته بود و من خود را بيدار و نشسته بر تختخوابم ديدم، مثل اين‌كه تازه آماده رفتن به بستر بودم. يك دقيقه بعد، نزديك ساعت پنج صبح تلفن زنگ زد. اتاق من در طبقه پايين كه زماني اتاق مهمان بود، قرار داشت و تلفن هم در آنجا بود. قبل از سومين زنگ گوشي تلفن را برداشتم، مادر (مايك) بود و خبر داد كه (مايك) صبح زود فوت كرده است. من در حالي كه هنوز گيج خواب بودم، تنها چيزي كه به فكرم رسيد بر زبان آوردم و گفتم:(مي‌دانم او به من گفت) مادر (مايك) در حالي كه گريه مي‌كرد گوشي تلفن را گذاشت. اين تجربه در آن زمان به شدت مرا تحت تاثير قرار داد، تجربه عجيبي كه پيش از آن مانند نداشت. من و (مايك) خيلي ساده درباره اين حقيقت كه او ما را ترك خواهد كرد، صحبت كرديم. براي همين خبر فوت او به من شوك وارد نكرد. (مايك) به من گفته بود مادرش تلفن خواهد كرد، بنابراين حتي تلفن مادر او نيز برايم عجيب نبود. بعد از اين اتفاق، ديدگاه من نسبت به مرگ و زندگي به طور ناگهاني تغيير كرد. پيش از مرگ مايك، به شدت از مردن مي‌ترسيدم. اگر چه من در يك كليسا و محيط مذهبي، بزرگ شده بودم كه دايما به ما گفته مي‌شد، (مرگ ترس ندارد)، اما اغلب هنگام خواب، در تنهايي گريه مي‌كردم كه نكند بميرم. بعد از آن اتفاق ديگر از مرگ ترسي نداشتم، اما اين تنها چيزي نبود كه من از اين تجربه نصيبم شد بلكه بيش از آن، عشق به زندگي بود كه برايم حاصل شد، چيزي كه كمبود آن، دوران كودكي مرا تحت تاثير قرار داده بود.
    
    
    طلوع ستاره آبي رنگ
    در ماه مي سال 1988 من كه در لس‌آنجلس زندگي مي‌كردم، خوابي ديدم كه بعدها موجب رضايت و آمادگي من براي تغييرات اساسي‌ شد كه در آينده برايم پيش آمد. ديدن اين رويا مفاهيم خاصي را برايم آشكار كرد و باعث پيگيري تحقيقات و آزمايشات علمي مستمري در اين زمينه شد كه بسيار در من تاثير گذاشت و باعث شد بينشم گسترش يابد. همچنين موجب شد با انگيزه و علاقه بيشتري به تحقيقات در زمينه طبيعت بپردازم و معاني و مفهوم تجربيات باطني را در بيولوژي، روان‌شناسي و ماوراي علم پزشكي بيابم و براي دريافت پاسخ به سئوالات جديد درباره آنها، تلاش كنم. روياي من از اين قرار بود: در حال تماشاي غروب خورشيد در فراسوي اقيانوس آرام بودم كه ناگهان غروب خورشيد از سمت ديگري نيز رخ داد. با وجودي كه خورشيد در تاريكي فرو مي‌رفت، ولي من مي‌توانستم تمام نقاط و هسته مركزي آن را به طور كامل ببينم. با ديدن اين منظره، وحشت‌زده شده بودم. انگار همه چيز رو به نابودي مي‌رفت و خورشيد به ذرات بخار و دود تبديل مي‌شد. اول كم‌كم و بعد به طور ناگهاني رو به زوال كشيده شد. همان‌طور كه به اطراف نگاه مي‌كردم از اين‌كه چرا هنوز آسمان كاملا تاريك نشده متعجب شده بودم! ناگهان متوجه شدم خورشيد از بين رفته اما ستاره‌اي جديد از مغرب طلوع كرده بود. آن ستاره آبي رنگ و كوچك هر لحظه بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شد تا جايي كه به صورت يك ماه كامل و آبي‌رنگ، در سمت راست، درست بالاي سرم قرار گرفت. اين دو پديده كيهاني و آسماني و بي‌نهايت زيبا، در كنار يكديگر قرار گرفتند. با ديدن اين رويا حس اميد در من بيدار شد زيرا دانستم كه درجه آگاهي و بصيرت من درباره (عالم هستي) به مراحل بالاتري ارتقاء يافته است.آن روز بعد از اين‌كه از خواب بيدار شدم، اولين حادثه با دريافت يادداشت از صاحبخانه‌ام شروع شد. بايد خانه‌ام را پس از هفت سال تخليه مي‌كردم و من فقط سه ماه فرصت داشتم و البته اين مدت زمان براي پيدا كردن مكاني مناسب فرصت كمي بود و تلاش سختي را مي‌طلبيد. هفته بعد مطلع شدم كه شغل مورد علاقه‌ام كه در واقع رشته تحصيلي‌ام بود، يعني تدريس در دانشگاه را نيز از دست داد‌ه‌ام. انگار در طول يك هفته ناگهان، زندگي‌ام از زواياي مختلف رو به زوال مي‌رفت.اگرچه احساس مي‌كردم مبارزه‌اي سخت در انتظار من است اما با به ياد آوردن رويايي كه ديده بودم، گويا دريچه اميدي به روشنايي‌ها براي جبران همه اتفاقات بد پيش آمده، برايم باز شده بود. من در انتظار نمايان شدن آن درخشنده آبي رنگ و تازه متولد شده بودم. هفته بعد به مهماني شامي دعوت شدم، در آن مهماني پيشنهاد شغل جديد كاملا متفاوت با شغل قبلي‌ام دريافت كردم.تدريس در دانشگاهي در فرانسه. پيشنهاد نسبتا خوبي بود ولي نمي‌دانم چرا احساس پوچي مي‌كردم. شايد به اين علت كه فكر مي‌كردم به عنوان اولين دانشمند پيشقدم در راه تعليم و شفاي معنوي، به طور كامل شغل قبلي خود را در رابطه با انجمن علمي و فرهنگي از دست داده‌ام.نكته جالب توجه اين بود كه در فرانسه خانه‌اي كه براي زندگي انتخاب كردم، در منطقه‌اي در نزديكي يك رستوران قرار داشت. نام اين رستوران به معناي (زير نور آبي ماه) بود و اين اسم دگر باره مرا به ياد تصوير آن روياي خاص انداخت و دريافتم قطعا و به طور حتم، ديدن اين رويا نشانه و وسيله‌اي بوده جهت آماده ساختن، هدايت و راهنمايي من براي تغييرات اساسي و ورود به زاويه ديگري از زندگي‌ام.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 22:2  توسط رضا  | 

ارواح پر سر و صدا

ارواح پر سر و صدا


    آنچه كه در سلسله مطالب ديگران مي‌خوانيد به معناي تاييد آن نيست، بلكه تنها اتفاقاتي است كه براي افراد مختلف افتاده است و تنها از لحاظ علمي به آن پرداخته شده است.
    
    _ _ _
    (پلتر گيست) به زبان آلماني به معناي (روح پر سر و صدا) است و تاكنون درباره آن تحقيق‌ها و بررسي‌هاي زيادي انجام شده است، اين روح بارها و بارها سوژه فيلم‌ها بوده و هميشه باعث هيجان تماشاچي شده است. روح پلتر گيست فقط سر و صدا ندارد بلكه گاه بوهايي نيز به مشام مي‌رسد و حتي گاهي روح رويت مي‌شود. اين روح معمولا حضور خود را با صداي تق تق آرام و يا حركت اندك اجسام كوچك آغاز مي‌كند و كم‌كم اين حضور پررنگ‌تر مي‌شود تا جايي كه حتي گاه به پرتاب مبلمان خانه منتهي مي‌شود. روح پلتر گيست اگر مجسم و قابل رويت شود، توسط تمام افراد داخل منزل قابل ديدن است ولي يكي از آن افراد است كه هميشه در محل حاضر است و بيش از ديگران در معرض توجه روح قرار دارد. اگر آن يك نفر از آن خانه برود آن روح نيز خواهد رفت. اين شخص اغلب يك دختر زير سن نوجواني است كه بدون اين‌كه خود بداند هورمون‌هاي بدنش با اضطراب‌هاي مربوط به سن او تركيب و به طور ناخودآگاه از بدن آزاد مي‌شود و همين تشعشعات سبب فعال شدن روح مي‌شود. اين افراد از عملكرد بدن خود بي‌اطلاعند و اصلا نمي‌دانند خود آنها هستند كه سبب فعال شدن و ظهور مي‌شوند. اين فرد گاه ممكن است يك نوجوان يا جوان حدود بيست ساله باشد كه تحت فشار روحي شديد قرار دارد. اگر استرس تمام شود تسخير روح نيز به پايان مي‌رسد ولي اگر اين اضطراب همچنان ادامه يابد، روح هميشه به دنبال او خواهد بود. صندلي‌ها خود به خود جابه‌جا مي‌شوند. ديوارها با صداي مهيبي به خود مي‌لرزند. از سقف آب مي‌چكد. برس مو چند روز ناپديد مي‌شود و ناگهان مي‌بينيم سر جاي هميشگي خودش قرار دارد. اين‌ها چند نمونه از تسخير روح پلتر گيست هستند. در اينجا سه نمونه از معروف‌ترين موارد تسخير روح پلتر گيست را كه به ثبت رسيده است، مي‌خوانيم:
    
    روح مرد كشاورز

    بيست و هفت سال پيش در شهر (تونتون هيث) انگليس، يك روح پلترگيست خانواده‌اي را عذاب مي‌داد. اين اتفاقات از يك شب گرم تابستاني در ماه اگوست شروع شد. در نيمه‌هاي شب، همه اعضاي خانواده از صداي بلند راديو كه خود به خود روشن شده بود از خواب پريدند. اين آغاز يك رشته اتفاقات بود كه چهار سال به طول انجاميد. چراغ خواب بدون اين‌كه كسي نزديك آن باشد بر زمين مي‌افتاد. در تعطيلات كريسمس يكي از تزيينات اتاق به پيشاني پدر خانواده خورد به طوري كه او بر روي صندلي افتاد و درخت كريسمس به شدت شروع به تكان خوردن كرد. روز عيد نو جاي پاهايي در اتاق خواب ديده شد در حالي كه هيچكس به آن جا نرفته بود و يك شب نيز پسر خانواده، نيمه شب از خواب بيدار شد و ناگهان چشمش به پيرمردي افتاد كه با لباس‌هاي مدل قديمي بالاي سر او ايستاده بود و خصمانه به او نگاه مي‌كرد. ترس اين خانواده وقتي بيشتر شد كه يك شب دوستان خود را به شام دعوت كرده بودند ناگاه صداي بلند در زدن به گوش رسيد و در، خود به خود باز شد و تمام لامپ‌هاي خانه روشن شدند. دعا خواندن كشيش در خانه هم تاثيري نداشت. اشيا در هوا پرواز مي‌كردند. صداهاي بلندي به گوش مي‌رسيد. يك بار صداي مهيبي را شنيدند و تصور كردند يكي از مبل‌هاي بزرگ به زمين كوبيده شده و شكسته است. وقتي به اتاق پذيرايي رفتند ديدند هيچ يك از وسايل خانه از جاي خود تكان نخورده است.
    زن و شوهر بيچاره ناچارا يك مديوم (احضاركننده روح) را به خانه آوردند. مديوم به آنها گفت كه خانه‌شان توسط روح مزرعه‌داري به نام (چترتون) تسخير شده و او مي‌خواهد اين خانواده متجاوز را از ملك خود بيرون كند. بررسي‌ها نشان داد كه در قرن هجدهم واقعا شخصي به نام چترتون در آن خانه زندگي مي‌كرده است ولي اين كشف موضوع را فيصله نداد. مدتي بعد همسر چترتون نيز به شوهرش ملحق شد. زن صاحبخانه بارها زن مسن و مو سپيدي را شب هنگام در طبقه بالا مي‌ديد كه با يك پيش‌بند به دنبال او راه مي‌رفت. او اين شبح را از گوشه چشم مي‌ديد ولي وقتي مستقيم به او نگاه مي‌كرد، شبح ناپديد مي‌شد. اين خانواده حتي يك بار مرد مزرعه‌دار را روي شيشه تلويزيون خود ديدند. پيرمردي با كت يقه پهن سياه رنگ و كراوات مشكي. بعد از اين‌كه آنها آن خانه را ترك كردند تسخير روح نيز به پايان رسيد و صاحبان بعدي خانه هيچ وقت چنين اتفاقات ترس‌آوري را تجربه نكردند.
    
    جنت يازده ساله
    مورد بعدي تسخير روح از اين نوع، باز هم در انگليس روي داد ولي اين بار در منطقه (اينفيلد) واقع در شمال ليورپول و در سال 1977 است. ظاهرا اين اتفاقات عجيب در اطراف دختر (پگي هارپر) زن چهل ساله مطلقه روي مي‌داد. اين داستان نيز در شبي از شب‌هاي ماه اگوست آغاز شد. اواخر شب (جنت) يازده ساله و برادرش (پيت) ده ساله خنده‌كنان اظهار داشتند كه تختشان تكان مي‌خورد و خيلي جالب است. وقتي خانم هارپر به اتاق بچه‌ها رفت، تخت‌ها ديگر حركت نمي‌كردند.
    او فكر كرد بچه‌ها براي خنده اين حرف را زده‌اند. ولي از آن شب به بعد اتفاقات، عجيب و عجيب‌تر شد. صداهاي مبهمي به گوش مي‌رسيد و ديوارها تق‌تق مي‌كردند. يك روز حتي قفسه سنگين كشوها به روي كف اتاق كشيده شد. خانم هارپر به سرعت بچه‌ها را از خانه بيرون آورد و از همسايه‌اش كمك خواست. همسايه‌ها تمام خانه و باغ را گشتند ولي كسي را پيدا نكردند. مدتي بعد صداي كوبيدن به ديوار به گوش رسيد. اين صدا پشت سر هم و با فواصل كوتاه شنيده مي‌شد. ساعت يازده شب خانم هارپر به پليس تلفن زد. ماموران به خانه آنها آمدند و آنها هم صداها را شنيدند. حتي يكي از ماموران ديد يك صندلي خيلي آهسته بر روي كف اتاق حركت كرد. او اين اتفاق را به صورت گزارش مكتوب تحويل اداره خود داد.
    طي چند روز بعد چندين نفر شاهد اين اتفاقات بودند. قطعات خانه‌سازي بچه‌ها و تيله‌هاي پيت هارپر در همه جاي خانه پخش مي‌شد و گاه آنقدر داغ بودند كه كسي نمي‌توانست به آنها دست بزند. ماه سپتامبر همان سال (موريس گراس) از سوي (انجمن تحقيقات رواني) به آن خانه آمد تا اوضاع را بررسي كند. گراس مي‌گويد اتفاقات عجيبي را در آن جا تجربه كرده است. بار اول يك تيله از دستي نامريي به سوي او پرتاب شد، او مي‌ديد كه درها خود به خود باز و بسته مي‌شوند و يك بار احساس كرد سرمايي ناگهاني از نوك انگشتان پايش شروع شد تا به سرش رسيد. گراس و همكارش (گاي پلي‌فير) مدت دو سال بر روي آن خانه تحقيق كردند. كوبيدن ديوار جزو لاينفك شبانه آن خانه شده بود. وسايل خانه روي كف اتاق‌ها كشيده و از پله‌ها به پايين پرت مي‌شدند. كشوها باز مي‌شدند، اسباب بازي‌ها و وسايل ديگر در اتاق به پرواز در مي‌آمدند. رو تختي‌ها برداشته مي‌شدند. روي كف اتاق‌ها آب جمع مي‌شد چند بار هم بخشي از خانه آتش گرفت و خود به خود خاموش شد.
    موضوع وقتي ترسناك‌تر شد كه ارواح خانه، خود را از طريق جنت نشان دادند. يك روز جنت، دختر كوچولوي يازده ساله با صدايي عميق و هراس‌انگيز شروع به حرف زدن كرد. ارواح از طريق او مي‌خواستند با سكنه خانه ارتباط برقرار كنند. صداي مهيبي كه از دهان جنت بيرون مي‌آمد، گفت: (من بيل هستم و در اين خانه مرده‌ام.( )اين حقيقت بعدا ثابت شد) از اين اتفاق فيلمبرداري و صداهاي آن ضبط شد. بعدها پلي فير كه يك نويسنده بود از روي آن كتابي با نام (اين خانه، خانه ارواح است) را نوشت.
    با وجود مدارك ثبت و ضبط شده، بعضي منتقدان معتقدند تمام اين اتفاقات چيزي جز شيطنت‌هاي دختري باهوش و موذي به نام جنت نيست. مواقعي كه جنت در خانه نبود و چند روزي كه براي انجام آزمايشات جسمي و رواني در بيمارستان به سر مي‌برد، چنين اتفاقاتي در خانه نيفتاد. بعضي محققان مي‌گويند: جنت صداي خود را به شكل صداي يك مرد غريبه درآورده بود و اين كار را به طور ارادي انجام مي‌داد. آيا اين مورد پلتر گيست فقط نتيجه جلب توجه كردن‌هاي يك دختر يازده ساله بود؟ خدا مي‌داند.
    
    تخت عتيقه
    در سال ( 1998جيل فيشمن) گزارشگر نشريه (ساوانا مورنينگ نيوز) شروع به چاپ يك سري مقالات درباره يك تخت عتيقه عجيب در خانه (ال كاب) از اهالي ساوانا در ايالت جورجيا كرد. (كاب) اين تخت را كه متعلق به اواخر قرن هجدهم بود در يك حراجي خريد تا به عنوان هديه روز كريسمس به پسر چهارده ساله‌اش (جيسون) بدهد. هديه‌اي كه بعدها از خريد آن پشيمان شد.
    سه شب بعد (جيسون) به پدر و مادرش گفت احساس مي‌كند كسي آرنج‌هايش را روي بالش او تكيه داده است و به او نگاه مي‌كند و نفس سردش به پشت گردن او مي‌خورد. آن شب حال جيسون اصلا خوب نبود. شب بعد عكس پدربزرگ و مادربزرگش كه بالاي تخت قرار داشت پشت و رو شد. جيسون آن را دوباره درست سر جايش گذاشت. روز بعد عكس دوباره پشت و رو بود.
    همان روز صبح وقتي جيسون پس از خوردن صبحانه به اتاق خود برگشت، ديد چند تكه از اسباب‌بازي‌هايش روي تخت افتاده بود. اين موضوع توجه پدر و مادر و برادر دوقلويش (لي) را هم جلب كرد. (ال كاب) كه از موضوع سر در نمي‌آورد به اطراف نگاه كرد و گفت: (ما اينجا يك (كاسپر) داريم؟ اسمت را بگو و بگو چند سالته؟) بعد چند ورقه كاغذ و چند مداد شمعي روي ميز گذاشت و به همراه خانواده از اتاق بيرون رفتند. يك ربع بعد آنها به اتاق بازگشتند و در كمال تعجب نوشته‌اي را بر روي كاغذ ديدند. كسي با خطي بچگانه نوشته بود: (دني.) 7
    يك روز كه كسي در خانه نبود ال كاب تصميم گرفت با روح دني ارتباط برقرار كند. دني با همان خط بچگانه و به همان صورت قبلي گفت كه مادرش در سال 1899 روي آن تخت از دنيا رفته است و او مي‌خواهد هميشه كنار آن تخت باشد. او گفت كه نمي‌خواهد هيچكس ديگري روي آن بخوابد. همان روز كاغذي در اتاق پيدا شد كه روي آن نوشته بود: (هيچكس روي تخت نخوابد.) مدتي بعد جيسون كه از مدرسه به خانه آمده بود، روي تختش دراز كشيد تا كمي استراحت كند. او مي‌گويد من به اتاق رفتم تا لباس‌هايم را عوض كنم كه ناگهان يك مجسمه سفالي كه بر روي ديوار آويخته بود در هوا به پرواز درآمد و آنقدر محكم به من خورد كه به در كمد كوبيده شدم. (جيل فيشمن) در مقاله خود مي‌نويسد: هيچكس واقعا نمي‌داند چه كسي يا چه چيزي اين نوشته‌ها را مي‌نويسد. وسايل را تكان مي‌دهد، كشوهاي آشپزخانه را مي‌گشايد، ميز ناهارخوري را جابه‌جا مي‌كند، صندلي‌ها را مي‌‌اندازد، شمع‌ها را روشن مي‌كند، روي كاغذ نام شخصي به نام (جيل) را مي‌نويسد و سپس آن را به ديوار اتاق خواب آويزان مي‌كند.
    جيسون از روح‌هاي ديگر نيز سخن مي‌گويد: (عمو سام) كه ادعا دارد دخترش زير آن خانه دفن شده است، (گريسي) دختر جواني كه مجسمه‌اش در گورستان (بونا ونچر) قرار دارد و (جيل) زن جواني كه پيغام‌هاي مكتوب برايشان مي‌نويسد. در يكي از اين پيغام‌ها خانواده (كاب) را به يك مهماني در اتاق نشيمن دعوت كرده بود.(اندرو نيكلز) محقق انجمن تحقيقات ماوراءالطبيعه فلوريدا مي‌گويد: (اتفاقاتي كه براي خانواده كاب و به ويژه جيسون مي‌افتد، احتمالا حتي بدون آن تخت و (دني) نيز مي‌افتاد. اين انرژي الكترومغناطيسي ديوار است. ديواري كه از وقتي آن تخت را براي جيسون خريدند، او در كنار آن مي‌خوابد. اين انرژي توانايي را كه جيسون از قبل در خود داشت، فعال كرده است.)
    
    منبع: about.com
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 19:8  توسط رضا  | 

فال : از اول تا پانزدهم آذر بر شما چه خواهد گذشت!

فال : از اول تا پانزدهم آذر بر شما چه خواهد گذشت!

      
    فروردين
    شما باز هم احساس خوب زندگي را چشيده‌ايد و بسيار خوشحال هستيد و از بابت اتفاقاتي كه رخ مي‌‌دهد، لبخند به لب داريد و پر انرژي شده‌ايد. روزتان را با خوش‌بيني شروع كنيد. هر چه زودتر آنچه را كه مي‌خواهيد، به دست بياوريد. به زودي نشانه‌هاي عشق، خودش را نمايان مي كند.طرح‌هاي نويي كه در سر داريد به اجرا بگذاريد. از تنهايي بيرون بياييد و به جمع بگراييد. پيشنهادي به شما مي‌‌شود كه پربار و پرثمر خواهد بود، به آن فكر كنيد و لحظه‌هاي ناب را از دست ندهيد. توكل به خدا را فراموش نكنيد، منتظر خبري خوب درباره خود يا نزديكان خود باشيد كه نقش بسيار مهمي در زندگيتان دارد. اين لطف الهي است كه هميشه، شامل حالتان بوده است از لحاظ كاري همچنان موفق خواهيد بود، به اين شرط كه مراقب اطراف خود باشيد... در زندگي‌ مشترك هم، بايد از يكنواختي خارج شويد، شما زماني ديوانه‌وار، او را دوست داشتيد.
    
    ارديبهشت
    اگر مي‌‌خواهيد از رابطه عشقي‌ خود، نتيجه‌اي مثبت بگيريد، بايد بيشتر تلاش كنيد، مراقب باشيد و بدانيد كه ممكن است مشكلاتي پيش بيايد، ولي نتيجه، خوب خواهد بود. خبرهاي خوش در راه است كه بر روي شما اثر مي‌‌گذارد. در مسايلي كه پيش مي‌‌آيد، فقط جبهه منفي نگيريد، بگذاريد به طور معقول و در طي زمان خود به خود حل شود.
    ممكن است در چند وقت آينده، بحران مالي براي شما پيش آيد ولي با تلاش، اين بحران كنار مي‌‌رود و براي شما شغلي نو يا حركتي نو كه شيرين پيش‌بيني مي‌‌شود در راه است. به زودي به جلسه‌اي دعوت مي‌‌شويد، به آن بسيار توجه كنيد. براي بي‌‌توجه بودن به زندگي، زمان مناسبي نيست. مثل هميشه به حركت‌هاي سازنده خود اميدوار باشيد. اگر به او قول داديد، سر قولتان بمانيد؛ چرا كه او به عهد و پيمان شما اعتماد كرده است.
    
    خرداد
    شما در روزهاي قبل، نقشه‌هاي بزرگي داشته‌ايد. خيلي مطمئن بوديد كه قوي هستيد و به هدفتان مي‌‌رسيد ولي حالا كمي مايوس شده‌ايد. همه‌چيز در زمان خود درست مي‌‌شود. تصميم‌تان را به بعد موكول كنيد و آرامش خود را با يك فكر و برنامه‌ريزي درست تكميل كنيد. مراقب سلامتيتان باشيد و مطمئن باشيد از ناراحتي و نا‌اميديتان كاسته خواهد شد. مسافرتي در پيش داريد كه ملاقاتي جالب برايتان به همراه دارد. موضوعي‌كه فكر شما را آزرده كرده، به شادي تبديل مي‌‌شود. هوشيار باشيد و بدون فكر، دست به كاري نزنيد كه پشيماني در خيلي از موارد سودي ندارد. از كارهاي كوچك، اما مطمئن شروع كنيد؛ اگر چه سود كمتري به شما مي‌‌رساند اما اعتبار شما را صد چندان مي‌‌كند. از الطاف الهي غافل نشويد و توكل به او را فراموش نكنيد... خبرهاي خوشي به شما خواهد رسيد، او آنچنان كه فكر مي‌‌كنيد، آدم بدي نيست، فقط بايد به او فرصت بدهيد.
    
    تير
    در زماني كه ديگران را پر از استرس و فشار مي‌‌بينيد، ياد مي‌‌گيريد كه آرام و راحت، با مسائل كنار بياييد و در آرامش كامل، خود را كنار بكشيد و صبر كنيد. هر كوششي در زندگي نتيجه‌بخش خواهد بود. در عشق، نياز به ظرافت وجود دارد.روزگار خوب و شاد، پيش‌روي شماست.
    در چند روز آينده، با افرادي متفاوت سرو كار خواهيد داشت كه مي‌‌توانيد با برخورد خوب هميشگي‌ نظر آنها را نسبت به خود جلب كنيد كه به نفع شماست. دوستي، منتظر تصميم شماست، او را از انتظار بيرون بياوريد. در ضمن مراقب سلامتيتان باشيد. اتكا به نفس داشته باشيد كه موفق و پيروزيد. خدا را فراموش نكنيد... كار جديدتان رونق خواهد گرفت، به اين شرط كه با مردم صادق باشيد... او منتظر شماست، انتظار براي او سخت است، پس سعي كنيد كه او را بيش از اين، در برزخ انتظار نگذاريد. اگر به او قول داديد به آن عمل كنيد...
    
    مرداد
    درباره هدفي كه به دنبالش هستيد، آرام اما مطمئن به سرانجام مي‌‌رسد كه به قول معروف ديروزود دارد ولي سوخت و سوز ندارد. به اراده خود اعتماد داشته باشيد، شما داراي توانايي قابل تحسين و اطمينان بالايي هستيد و در روزهاي مقدس، آرزويتان را بيان كنيد و از خدا بخواهيد تا به نتيجه مثبت برسيد. شما هميشه مديون فكر و نظر درست خود خواهيد بود. افكار خوبي در ذهن داريد، اجازه ندهيد ديگران روي آن اثر نامطلوب بگذارند. در امور عاطفي نيز روزگار خوبي داريد و متوجه حقايقي خواهيد شد. وامي دريافت مي‌‌كنيد كه براي يك سرمايه‌گذاري در نظر داريد. انجام دهيد كه سودي كلان برايتان در راه است، ولي فقط با احتياط قدم برداريد كه اين، نشانه تعقل شماست. رابطه عاطفي داريد كه برايتان پررنگ‌تر مي‌‌شود بيشتر دقت كنيد... او از بس <نه> شنيده، ديگر خسته شده است، اگر واقعا نظرتان منفي است، به او محترمانه بگوييد و او را بيش از اين، معطل نكنيد...
    
    شهريور
    وضع مالي خوبي برايتان پيش مي‌‌آيد، روي اين موضوع حساب كنيد و به تمام كساني كه در راه بهتر شدن اوضاع زندگي شما كمك كردند، ياري رسانيد.مسافرتي در پيش داريد، اما قبل از آن بايد موانعي كه برايتان پيش مي‌‌آيد را از سر راه برداريد. زياد به همه اعتماد نكنيد و در هر چيزي، اعتدال به خرج دهيد.انتظار هديه و ملاقات دوستي قديمي را داشته باشيد. اگر به تحصيل مشغوليد، اگر خيال ازدواج داريد و اگر براي خريد مكاني دودل هستيد، تامل جايز نيست، اوضاع بر وفق مراد است. فرصتهاي تازه‌اي مي‌‌يابيد كه اگر عاقلانه عمل كنيد، پيروز مي‌‌شويد. از موضوعاتي كه طبق خواسته شما نيستند، دلخور نشويد، زيرا حكمتي در آنها نهفته است.
    همواره به ياد خداوند باشيد و از او كمك بگيريد...
    او در جمعي از شما، سخت طرفداري كرده است، اما شما او را فروختيد، به خود بياييد و زندگي را به كامتان شيرين كنيد...
    
    مهر
    شما لياقت خود را نشان داديد و به همه ثابت كرديد كه چه كارهايي از دستتان بر مي‌‌آيد و حالا از شما توقع كارهاي بزرگ مي‌‌رود. شما از طرف خانواده و دوستان و فاميل، زير فشار هستيد. مي‌‌خواهيد وظيفه‌ خود را در مورد همه، انجام بدهيد، خودتان را فراموش مي‌‌كنيد، اما بدانيد تنها عشق است كه ارزش فداكاري دارد.از نظر اجتماعي، موفقيت‌هايي را پيش رو داريد كه با توكل به خدا به همه آنها دست مي‌‌يابيد. مدت‌ها به دنبال چنين روزهايي بوده‌ايد، بيشتر برنامه‌هايتان رديف شده است. با خود و ديگران اندكي ملايم‌تر باشيد و خشم را از خود دور كنيد.
    سفري در راه است كه در آن، ملاقاتي غير منتظره برايتان پيش مي‌‌آيد. فرصتهاي خوبي براي تصميم‌گيري كارهاي جديد مي‌‌يابيد، دقت كنيد و لحظه‌ها را از دست ندهيد. به زودي او به سراغ شما مي‌‌آيد، با كوله‌باري از عشق... او عاشق شماست... شما عاشق او هستيد؟
    
    آبان
    در انجام كاري، ترديد داريد. سعي ‌‌كنيد با نزديك‌ترين دوستتان مشورت كنيد و از او كمك بخواهيد. شكست‌هاي ديروز، راه آينده را به شما نشان مي‌‌دهد. از آنها درس بگيريد، نه اين‌كه با غم آنها زندگي كنيد. نسبت به حل يكي از مشكلات قديمي خود اميدواريد. يك تحول اساسي در زندگيتان پيش‌ مي‌‌آيد كه به بسياري از مشكلات شما پايان مي‌‌دهد.
    ممكن است به تنهايي، در راه مشكلات عديده‌، زماني دشوار و بغرنج را بگذارنيد ولي با بهر‌ه‌گيري از عقل سليم و شعور كافي، اين دوره بلاتكليفي را پشت سر خواهيد گذاشت.
    به اين مساله فكر كنيد كه چگونه قادريد زندگي خانوادگيتان را بهبود بخشيد. به زودي در جمعي از شما تقدير خواهد شد، پس با توكل به خدا، منتظر روزهاي پس از مشكلات باشيد كه بسيار نزديك است.مطمئن باشيد او شما را دوست دارد، به اين شرط كه شما هم، اين احساس را در قبال او داشته باشيد...
    
    آذر
    در فكر كار جديدي هستيد، اميد به زندگي در شما باعث شد كه تمام سختي‌ها را پشت سر بگذاريد. با توكل بر خدا، روز به روز بر خوشي‌ شما افزون مي‌‌شود. با مهرباني و عطوفت مي‌‌توانيد همه را به سوي خود جلب كنيد و خودتان را براي تغييري كه در زندگي رخ خواهد داد، آماده كنيد. واقعيات زندگي را بپذيريد. كتاب زندگي را خودتان مي‌‌نويسيد و تقدير، فقط حاشيه آن را رقم مي‌‌زند. از اطرافيان، غافل نشويد كه اين به نفع شماست. چون دراين روزها دوستانتان كمي از شما رنجيده‌اند، پس به فكر استحكام پيوندها باشيد. در مهماني‌ها، شركت كنيد و در خود فرو رفته نباشيد. اگر ميان شما و همسرتان فاصله ايجاد شده با تدبير مي‌‌توانيد گره‌ها را محكم‌تر كنيد. در شرايط سخت، ‌گيج نشويد و تصميمات عاقلانه بگيريد. هدايايي به دستتان مي‌‌رسد كه شما را خوشحال مي‌‌كند... به يك مهماني يا ضيافت بزرگ دعوت مي‌‌شويد و طي آن، ملاقات‌هاي جالب و پرنفعي خواهيد داشت. آذر ماهي‌ها، تولدتان مبارك...‌
    
    دي
    عقل و خرد خود را به كار بگيريد، محتاط باشيد و سنجيده عمل كنيد. حركات و حرف‌هاي شما براي اطرافيان، سوء‌تفاهم‌ درست مي‌‌كند. در صدد انتقام از كسي كه به تو جفا كرده مباش، چون در آن صورت، فرصت‌هاي زيادي را از دست مي‌‌دهي. فقط به موانعي كه بر سر راهتان هست فكر كنيد تا بتوانيد با هدفي عاقلانه و صحيح به كمك خانواده، آنها را از سر راه برداريد... ممكن است در مواقعي از زندگي، در برابر ناملايماتي قرار بگيريد و صحبت‌هايي بشنويد كه با روحيات شما سازگار نيست؛ با اين حال روحيه خود را كنترل و از اشتباهات كوچك اطرافيان چشم‌پوشي كنيد و به سرعت عكس‌العمل نشان ندهيد.
    تماسي با شما گرفته مي‌‌شود و از شما درخواست پاسخ منطقي دارد. افرادي با شما مخالفت مي‌‌كنند ولي در نهايت با نظر شما موافقت خواهند كرد.
    
    بهمن
    از ديدن فردي، بسيار خوشحال خواهيد شد. بيشتر اتفاقات به سود شما خواهد بود. بايد تصميم‌هايي بگيريد، افراد متاهل، نبايد تصميم‌گيري را به ديگران موكول سازيد. در خانه و خانواده، شاهد حركت‌هاي ايده‌آلي خواهيد بود.
    سفري شاد، ملاقاتي دلچسب و روزهاي خوش، در راه است. فكر نقل و انتقال را در حال حاضر فراموش كنيد. اگر در فكر ساخت و ساز ملك يا زميني هستيد، با توكل به خدا شروع كنيد. مثل هميشه باتدبير عمل كنيد. روحيه آرام شما، زبانزد خاص و عام است.
    نيت خير شما هميشه چراغ راهتان خواهد بود. زندگي برايتان به رنگ سبز در خواهد آمد، به اين شرط كه قدر آن را بدانيد. او ديگر از شما دلگير نيست، منتظر بهانه‌اي است تا با شما تماس بگيرد و از شما دلجويي كند و به شما عشق بورزد.
    
    اسفند
    شما سري پر از ايده‌هاي عالي داريد ولي نمي‌‌دانيد با اين همه ايده‌، چه بايد كرد؟ روياپرداز نباشيد، واقع بينانه بنگيريد. در اطرافتان كسي است كه براي شما دل مي‌‌سوزاند و مي‌‌خواهد شما را كنار خود نگه دارد. با او مشورت كنيد.
    مثل هميشه دانا و باتدبير عمل كنيد تا اگر مشكل مالي، برايتان پيش بيايد، باشم اقتصادي شما حل شود. به فكر حركت يا كار جديدي هستيد. اگر بي‌‌گدار به آب نزنيد، موفقيد.
    كارها را نيمه كاره رها نكنيد، تا نتايج مثبت آنها بر روي زندگيتان تاثيرگذار باشد.
    به نيازمندان كمك كنيد كه بايد در عين فقر و در عين ثروت به فكر ديگران نيز بود. لطف خدا شامل حالتان مي‌‌شود، پس توكل بر او را فراموش نكنيد و قلبتان را به او بسپاريد... او سرانجام، تصميم‌نهايي را در قبال پاسخ مثبت يا منفي، به شما خواهد گفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 17:15  توسط رضا  | 

شايعاتي كه پاييز را تلخ كرد

شايعاتي كه پاييز را تلخ كرد

 
    تاكنون بارها ديده‌ بوديم كه شايعات زيادي مبني بر زندگي خصوصي بازيگران سينما و ورزشكاران مشهور در محافل مطبوعاتي مي‌پيچيد اين اخبار دست به دست و دهان به دهان مي‌گذشت تا اين‌كه يك شايعه خلق مي‌شد، در سال‌هاي اخير به خصوص در ده سال اخير با ازدياد نشريات مختلف كه تنها با تيترهاي جنجالي آشنا بودند، اين مورد بارها و بارها ديده شد، شنيده شد، خوانده شد و اين وسط عده‌اي از افراد بازيگر و ورزشكار يا در گوش‌هايشان پنبه گذاشتند و يا به سراغ شكايت رفتند... البته با آمدن سايت‌هاي اينترنتي و وبلاگ‌هاي شخصي عكس‌هاي خصوصي زيادي از هنرپيشه‌ها و ورزشكاران به مونيتورهاي خانگي راه يافت، عكس‌هاي خانوادگي و يا از مجالس عروسي چنان در اين وادي دست به دست چرخيد و چرخيد كه در آن سوي آب‌ها، هم نظاره‌گر بودند، چنان كه چند سال قبل، فيلم عروسي يك بازيگر تلويزيون و سينما لو رفت و يا باز هم چند سال پيش، فيلم يك مهماني بازيكنان يكي از تيم‌هاي پايتخت نقل محافل شد. اما در يك
ماه اخير اتفاقي افتاد كه ديگر عكس و تصوير عروسي، مهماني، عكس در كنار پدر و مادر، عكس در سواحل شمال و... نبود. بلكه يك فيلم مبتذل بود كه ابتدا روي سايت‌هاي اينترنتي پخش شد و در آن يك هفته در نسخه‌هاي زيادي دست به دست چرخيد، آن چه كه ابتدا درباره اين فيلم به ذهن ما نشست شايد، تنها اين پرسش را در ذهن‌ها تداعي كرد كه براي چه دو جوان دست به چنين حركاتي زدند و اين فيلم را پخش كردند، اما زماني كه همه از شباهت دختر حاضر در آن فيلم و تشابه او با يكي از بازيگران زن مجموعه «نرگس» صحبت كردند، آن‌گاه بازتاب شديدي عمومي در خبر به وجود آورد، اين خبر مثل بمب منفجر شد، بمبي كه با آبروي مردم بازي مي‌كرد. «زهرا اميرابراهيمي» دختر معصوم مجموعه غريبانه و بازيگر نقش زهره سريال نرگس در مظان اتهام قرار گرفت. و به دنبال آن خبر خودكشي اين بازيگر چنان در عرض يك روز در محافل پيچيده شد كه همه از آن به عنوان يك تراژدي وحشتناك ياد كردند.
    در همان ابتدا محمد تورنگ رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: اين هنرپيشه زن هم اكنون در سلامت كامل به سر مي‌برد و خبر او هنگام خودكشي ماموران صحت ندارد.
    گفته مي‌شود يك تيم تحقيقاتي بر روي اين فيلم غيراخلاقي اقدامات كارشناسانه‌اي انجام دادند و اعلام كردند كه فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آنها دو نفر هستند.
    سي‌دي منتشر شده محتوي دو فايل تصويري با مدت زمان‌هاي 22 دقيقه و 40 ثانيه و ديگري 2 دقيقه و 37 ثانيه است، پس از ترميم كيفيت تصاوير در كارگاه تدوين، حدود 85 فريم عكس از فيلم مورد نظر گرفته شد و در اختيار گروه بررسي قرار گرفت.
    شباهت بيش از اندازه ميان شخص داخل فيلم و هنرپيشه واقعي، همه را در اشتباه فرو برد به طوري كه وقتي شايعه شده است شخص مشهوري در فيلم حضور دارد، به سختي مي‌تواني به ببيننده ثابت كرد فردي كه در فيلم مي‌بينيد، آن هنرپيشه نيست. تاثير قدرت شايعه بر ذهن مخاطبان، آنها را وادار به قبول دروغ كرد، اما اين در حالي است كه اگر شايعه حضور هنرپيشه مطرح نمي‌شد، هر كسي هنگام تماشاي آن حتي متوجه شباهت اين دو نفر نيز نمي‌شد.
    اين در حالي بود كه زهرا اميرابراهيمي پس از چند روز سكوت، سرانجام مهر سكوت را شكست و به مقام دفاع از خود بر آمد.
    وي با انتقاد از جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است، گفت: پاييز امسال برايم بدترين خاطره‌ها را ساخت، تلخ و وهن‌آور...
    به قول اخوان «ابرهاي همه عالم در دلم مي‌گريند» چون من از اين اتفاق غيرانساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي‌گيرم نه براي خودم و فرديت خودم، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگدمال شد زيرا بر اين باورم بار سنگين تهمت و بي‌حرمتي را به يك انسان تحميل كردن، گناهي بس گران و دردآور است.
    وي مي‌گويد: در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين‌گونه تهمت‌هاي ناروا و برچسب‌هاي غيرانساني نيستم و نخواهم بود، چون تا زماني كه حس بي‌مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسان‌هاي كوته‌فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد، و جالب اين‌كه در ايران، ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان، چرا بايد چنين
شهرونداني غيرايراني و بدون تعصب داشته باشيم.
    اين بازيگر مي‌گويد: اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غيراخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي‌اصولي شده است.
    اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود خاطرنشان ساخت: بعضي وقت‌ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت، خود را لحظه‌اي به جاي ديگري بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آييني مرسوم است، من هم بنا به رسم اديان، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم، اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره زرد و غمگين دخترش را مي‌بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه‌اي مي‌زند و شايد هم نمي‌دانم در فضا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر دوش كشيد و يا خود را جاي مادرم مي‌گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگرگوشه‌اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي‌گذراند و يا خود را به جاي دوستي مي‌گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي‌خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند.
    وي در پايان مي‌گويد: من ساكن كوچه وادي هنرم، عزممم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري‌ام فعال‌تر باشم و با نو جستن و تكاپو در عرصه هنر، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم، حركتي براي نو جستن و زيستن و آموختن...
    اين در حالي بود كه خبر انتشار اين فيلم بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي خارجي داشت.
    رويترز: واقعا بعيد است كه در كشوري اسلامي كه حتي هنرپيشه‌هاي زن طبق قوانين شرعي بايد حجاب اسلامي را رعايت كنند، فردي پيدا شود كه به ايفاي نقش در فيلمي غيراخلاقي بپردازد. رويترز با جعلي توصيف كردن فيلم مذكور در ادامه گزارش خود آورده است: بررسي كارشناسانه فيلم غيراخلاقي، نشان داده است كه او دست به چنين كاري نزده است.
    گاردين چاپ لندن نوشت: تكثير غيرقانوني فيلم‌ها در ايران و حتي فروش سي‌دي از زندگي خصوصي هنرپيشگان و افراد معروف اين كشور به بازار مساعدي براي كسب درآمد افراد ناباب شده است.
    آسوشيتدپرس اعلام كرد: ظاهرا فردي حرفه‌اي دست به توليد آنها زده است، همچنين بازيگر زن اين سي‌دي، شخص ديگري است نه بازيگر زن هنر ايران.
    نشريه بك استيچ بسيار جالب نوشت: با توجه به قوانين سفت و سخت ايران در مورد برقراري رابطه جنسي با فرد غريبه، بعيد به نظر مي‌رسد كه اين هنرپيشه زن كه وارد دهه سوم زندگي‌اش شده و با پتانسيل بالايي كه در عرصه هنر دارد، دست به ايفاي نقش در فيلم غيراخلاقي زده باشد.

    اين نشريه هنري افزود: نويسندگان اين نشريه از شدت كنجكاوي سريال‌هاي تلويزيوني اين هنرپيشه را به دست آوردند و پس از مشاهده فيلم غيراخلاقي منتسب به او از طريق يك سايت اينترنتي ايراني نيز به صاحب Domain مذكور تذكر دادند كه آن را از روي صفحه پاك كند.
    «بك استيچ» خاطرنشان كرد: طبق پرس‌وجوهايي كه دست‌اندركاران سينماي ايران انجام داديم، اين هنرپيشه زن آينده روشني در انتظارش بود و اين‌گونه شايعات مي‌تواند حرفه او را به مخاطره بيندازد.
    فرانس پرس اعلام كرد: زهرا اميرابراهيمي به مقام شايعات با مصاحبه با يك روزنامه هنري پايان داد و ادامه كار را به مقامات قضايي كشورش سپرد. اين خبرگزاري افزود: بايد منتظر ماند و ديد كه اين چهره هنري با وجود شايعات موجود خواهد توانست به فعاليت خود در عرصه سينما و تلويزيون ادامه دهد يا خير؟
    و اما رييس پليس امنيت پايتخت كشور از دستگيري متهم اصلي پرونده فيلم منتسب به بازيگر تلويزيون در كشور ارمنستان خبر داد.
    سردار عليپور با اشاره به پخش سي‌دي منتسب به يكي از بازيگران اظهار كرد: از يك ماه پيش، اين سي‌دي پخش و پيگيري‌هاي پليس جهت دستگيري توزيع‌كنندگان آغاز شد، اما از زمان كه شايعه‌اي در خصوص خودكشي وي در يكي از روزنامه‌ها منتشر شد، جامعه حساس شده و التهاباتي به وجود آمد.
    وي افزود: تا پيش از انتشار اين شايعه، اين سي‌دي به صورت گسترده پخش نشده بود، اما پس از اعلام خبر كذب خودكشي فرد ياد شده، كنجكاوي مردم موجب پخش سي‌دي به صورت گسترده شد، از اين رو به همان اندازه كه توزيع‌كنندگان اين سي‌دي گناهكار هستند، انتشاردهندگان اين شايعه نيز گناهكار محسوب مي‌شوند.
    رييس پليس امنيت تهران بزرگ خاطرنشان كرد: متهم پرونده، هم اكنون در ايروان ارمنستان است و با اقداماتي كه صورت گرفته به زودي به كشور باز خواهد گشت و در خصوص اين پرونده شخص دادستان پيگيري‌هاي لازم را انجام مي‌دهد.
    وي با رد هرگونه اقدام به خودكشي اين بازيگر، تاكيد كرد كه وي هم اكنون آزاد است.
    سردار عليپور با بيان اين‌كه اين بازيگر، تنها دو ساعت در اختيار پليس بود، گفت: بيست تن در خصوص تهيه، تكثير و توزيع اين فيلم احضار شدند و با دستگيري هفت تن، هم اكنون چهار تن در زندان به سر مي‌برند.
    رييس پليس امنيت تهران بزرگ با بيان اين‌كه قبل از پايان رسيدگي به موضوع و بررسي ابعاد پرونده و انتقال متهم اصلي به تهران، بايد از گمانه‌زني خودداري شود و اين بود تمام اتفاقاتي كه براي يك هنرپيشه ايراني حادث شد و براي او پاييزي تلخ را به وجود آورد، از او حمايت كنيم و براي دفاع از حقش مبارزه كنيم، اين وظيفه ماست...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:13  توسط رضا  | 

مثلث برمودا

مثلث برمودا

به خاطر اینکه خیلی جا گیر هست اگر می خواهید بخونید روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:48  توسط رضا  | 

ثروتمند ترین فوتبالیست های جهان در چه خانه هایی زندگی می کنند؟

1-ديويد بکهام
او ستاره رئال مادريد است.ارزش خانه بزرگ و مجلل اين فوتباليست که در ساوبريج درت هرت فرد شاير واقع است در حدود 12 ميليون دلار(6/7ميليون پند)ارزش دارد!اين خانه بزرگ و جدا مجلل در سال 1930 ساخته و اکنون نام کاخ بکاک زوي آن گذاشته شده است اين خانه داراي يک استخر بزرگ داخلي و سرپوشيده، يک مکان ويژه فرود هلي کوپتر، يک اتاق ويژه بازي بيليارد و يک استديوي موسيقي است. اين زوج خوشبخت همچنين داراي يک ويلاي زيبا و گرانقيمت در اطراف مادريد هستند

2-سول کمپل
اين ساه پوست بازيکن تيم آرسنال انگليس است.ارزش منزل مسکوني وي که در انگليس واقع است بالغ بر 2/5 ميليون دلار (1/4ميليون پند)تخمين زدا مي شود.اين فوتباليست خانه گرانقيمت خود را به همراه خانه ويلايي 8اتاقه در اطراف رود خانه اي در غرب لندن خريد.نکته جالب آن است که سول گمپل تونل 40فوتي براي ايجاد ارتباط ميان اين خانه جديد و خانه دو طبقه اي که پيش از آن داشته ، احداث کرده است اين خانه جديد داراي يک استخر مجلل و مجهز 30فوتي است

3-تيري هانري
اين مهاجم خطرناک عضو تيم آرسنال انگليس است.خانه مجلل وي در همپسر لندن واقع است و ارزش آن بالغ بر 10ميليون دلار يعني 5/6ميليون پند تخمين زده شده است.منزل وي از آنجا که ترکيبي از شيشه و فولاد است يکي از مجلل ترين و گرانترين خانه هاي انگليس محسوب مي شود.يکي از همسايگان وي سومين ثروتمند جهان يعني لاشکي ميتال ، هندي پولداري است که از بودن در کنار اين ورزشکار رضايت کامل دارد.خانه وي 700فوت مربع مساحت دارد و داراي 6اتاق خواب است. ريچارد مک کورماک طراح اين خانه است

4-اشلي کول
او يک بازيکن خطرناک تيم انگليس است و منزل گرانقميت وي در لندن واقع شده و قيمتي بالغ بر 9ميليون دلار (5ميليون پند)دارد.منزل مجلل سه طبقه کول داراي يک اتاق بزرگ، تلويزيون و چشم انداز بالايي بر سالن داخلي اش دارد نکته جالب آن است که در اتاق خواب اين خانه که البته يکي از آنها محسوب مي شود،تلويزيون بزرگي در سقف جاسازي شده است.اين منزل مسکوني از حيت امور امنيتي در سطح بالايي است و داراي در هاي اکترونيکي بازشونده و ديوارهاي بلند است.کول اين منزل را از پاتريک ويرا خريداري کرده است

5-وين روني
بازيکن انگليسي تيم منچستر يونايتد داراي خانه مجللي در چسشاير اين کشور است و گفته مي شود ارزش ارزش واقعي آن مبلغي در حدود 5ميليون دلار تا 8ميليون دلار باشد يعني 2/8ميليون تا4/4ميليون پوند!اين خانه در دهه 30ميلادي طراحي و ساخته شده است و اکنون کاخ ونيزور نام دارد.اين خانه نز همچون خانه هاي گذشته داراي 6اتاق خواب است.همچنين وجود يک سينماي کوچک و يک استاديوک کوچک ورزشي در باغ آن به جالب بودن اين خانه افزوده است.در اين خانه يک استخر شناي کوچک اما مجهز هم وجود دارد و داراي تغيير کاربري از سالن استخر به سالن جکوزي است.اين خانه داراي يک پارکينگ بزرگ مثلثي هم هست

6-رايان گيگز
بازيکن طلايي و سابقه دار منچستر يونايتد داراي خانه با شکوهي در منطقه وورسلي در نزديکي منچستر استوارزش اين منزل مسکوني بالغ بر 5ميليون دلار (2/8ميليون پوند)است.اين خانه قديمي در سال 1901ساخته شد.يعني قدمتي بيش از يک قرن دارد و در ساختمان آن پس از اعمال تغييرايت اکنون 6اتاق خواب بسار شيک و مجهز ديده مي شود ، وجود يک استخر شنا ، سالن ژيمناستيک و ضريب امنيتي بالا از مهمتيرين ويژگي هاي آن است

7-فرانک لمپارد
او عضو تيم چلسي انگليس است و داراي خانه با شکوهي با ارزش 12 ميليوم دلار ( 2/2ميليون پوند)است.اما خانه اصلي وي در لندن واقع است يک منزل مسکوني 3طبقه است و به تنهاييارزشي با لغ بر 5 ميليون دلار دارد . او يکي از ثروتمند ترين بازيکنان فوتبال جهان است

8-ريو فرديناند
ريو غضو منچستر يونايتد است و ارزش خانه با شکوهش در چسشاير بالغ بر 4ميليون دلار (2/2ميليون پوند)است گفته ميشود که او در خانه   شکلش يک استوديوي مجهز ظبط صداست.اين خانه داراي محسناتي همچون برج ساعت و استخر شناست.اين خانه زيبا در ميان باغ بزرگي قرار داردو دروازه ها و درهاي فوق امنيتي از آن محافظت مي کنند.گفتني است کريس رونالدو هم در همين منطقه يک خانه بزرگ و زيبا دارد

9-جبرئيل سيسه
او بازيکن بد شانس جام جهاني لقل گرفت و در آستانع اين مسابقات مهم پايش شکست داراي خانه اي مجلل در چسشاير است.او که بازيکن تيم ليورپول است داراي خانه اي به ارزش 3/5ميليون دلار (1/9ميليون پوند)است.خانه وي به همراه زمينش بالغ بر 9 اکر مساحت دارد.او در خانه اش به شکار روباه مي پردازد و اين مسئله باعث ناراحتي همسايگان شده است

10-مايکل اوون
بازيکن تيم نيوکاسل انگليس خانهاي با ارزش در ولز شمالي دارد که ارزشي بالغ بر 3ميليون دلار(1/7ميليون پوند)دارد.40اکر زمين از جمله محسنات وي است در اين خانه است در اين خانه زيباترين شومينه ها طراحي شده است.استخر شناي بزرگ و مجهز و اتاق بيليلرد از جمله نکات جالب اين خانه بزرگ است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 17:13  توسط علی  | 

گفتگو با آمو ( دستا همه بالا )

 
گفتگو با آمو
 
 
برای کسانیکه تلویزیون ماهواره دارن، آمو چهره آشناییه، چند ماهی است که ویدیوش خیلی معروف شده، از دختری که در این ویدیو میرقصه، حرکت دوربین و ... ولی آهنگهاش هم حرف نداره.
دوست داشتم که از نزدیک ببینمش و بیشتر باهاش آشنا بشم چون تا قبل از این ویدیو زیاد نمی شنختامش. یک شب دیر وقت قرار مدار گذاشتیم وهمدیگر رو دیدیم، در یک شب تابستانی گرم... سر صحبت رو بازکردیم و فهمیدیم که آمو چهار بعدی است: سه بعد که جلو من نشسته بود و بعد چهارم سابقه بیست دو سالش
 
 

هستی آقا؟
قربانت. سلام می کنم به همه
 آهنگ "دست ها همه بالا" از آلبوم جديدت خيلی موفق بود، درسته؟
بله. کارگردانش هم سيروسه و تهيه کننده اون الک کارتيو.
راستی گفتی تازگيها مد شده وقتی ديسکوها تعطيل ميشن يه چيزی ميگن؟
ميگن "دست ها همه پايين، بريم خونه"!
 اسم آلبوم جديدت چيه؟
"ياد تو"
 آمو جان، الان چند ساله کار خوانندگی ميکنی؟
من تقريباً ۲۲ ساله که ميخونم. يادم مياد اولين باری که حرفه ای کار کردم، موقعی بود که "اندی و کورس" تشريف آوردن استراليا. من خودم اون سالها در استراليا زندگی می کردم.
 چی شد "جهان گير" شدن کارهات انقدر به تاخير افتاد؟
من دنبال کار و زندگی خودم بودم. اون موقع هم به زبان آشوری ميخوندم و هم به فارسی. تا اينکه ۹ ساله پيش اومدم آمريکا و سال ۲۰۰۰ اولين آلبومم رو شروع کردم و سال ۲۰۰۳ آلبوم "سرگذشت" اومد بيرون. دو تا آلبوم به زبان آسوری هم دارم که يکی از اونها سال ۱۹۹۲ و دومی ۱۹۹۷ بيرون اومده.
 آلبوم "سرگذشت" يک ويدئو داره که انگار بين بی خانمانهای لس آنجلس گرفتين، درسته؟
بله. رفتيم به مناطقی که بی خانمانها هستن و بعد رفتيم طرف کوه هايی که فيلم های کابويی بازی می کنن و اونجا صحنه رو تموم کرديم.
 آلبوم اولت نتونست موفقيت آلبوم جديدتو داشته باشه؟ چرا؟
حقيقتش اون آلبوم قشنگی بود و باعث شد کار اين آلبوم جديد بگيره. مخصوصاً "شهر عشق" که ويدئوی اون مربوط ميشه به ۳۰ سال پيش.
 چرا سبک آلبوم جديدت الکترونيکيه؟
چون هميشه دوست داشتم کارهای جديد بکنم.
کار شعر و آهنگ های آلبوم جديدت از کيه؟
شعر و آهنگ هاش از دوست عزيزم "پرويز شاهرخی" هست و تنظيم آهنگ هام مال "فرد ميرزا" عزيزه.
 از زندگيت خصوصيت بگو.
من ازدواج کردم و با خانمم مثل دو تا دوست کنار هم در لس آنجلس زندگی می کنيم.
 دوست داری آهنگ هايی که برات ميسازن چطور باشه؟
دوست دارم آهنگ ها خاطره انگيز باشه. خاطراتی که مثلاً در ايران داشتيم. مثل آهنگ "زمستون" که خاطرات منه از زمستون های ايران.
 چند سال طول کشيد روی آلبوم جديدت کار کنی؟
تقريباً ۲ سال.
 
دختر مو سياهی که در ويدئوهاته ايرانيه؟
من نميدونم چرا همه اين سوال رو از من ميکنن.
آخه من آرزومه که ايرانی باشه!
نه! اين دختر اسپانيوليه و در سه تا از ويدئوهای من هست که همشون هم به هم ارتباط دارن. در آهنگ "خانومی" ما نشستيم و با هم صحبت می کنيم و بازی می کنيم. در "دست ها همه بالا" يک مشکلی پيش اومده و ما داريم اون رو حل می کنيم و من يک دسته گل و يک نامه بهش ميدم و در آهنگ "عادت" اين دختر نشسته و داره اين نامه رو پاره می کنه و گل ها رو هم پرپر ميکنه!
 تو سالها کار موسيقی رو به صورت حرفه ای انجام ميدادی. توی اين مدت کجا بودی؟
من از سال ۱۹۷۹ در استراليا زندگی می کردم. يک گروه کوچک موسيقی داشتيم به اسم "ستاره های شب". يادمه بعضی موقع ها روزهای شنبه من بايد گروه رو به سه قسمت تقسيم می کردم چون اون موقع گروه ما کلی برنامه داشت.
 آهنگ ها رو خودتون می ساختين؟
نه. آهنگ خواننده های ديگه رو اجرا می کرديم.
 از ايران بگو؟
من بزرگ شده ايرانم و خيلی وقته که از اونجا اومدم بيرون.
 از تحولی که توی زندگيت در مدت اين ۲۷ سال بوده راضی هستی؟
فکر می کنم راهی که رفتم درست بوده. من نه اهل مشروبم نه سيگار. اهل ورزش هم زياد نيستم ولی از زندگيم خيلی راضيم.
 به جز کار موسيقی چه کاری ميکنی؟
قبلاً در آزمايشگاه کار می کردم و بعد در شرکت BMW . اما الان فقط کار موسيقی می کنم.
 از کارهای آيندت بگو؟
من به تازگی کارهای آلبوم سومم رو شروع کردم چون دوست
ندارم بين اين آلبوم و آلبوم جديدم فاصله زيادی بيافته.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 14:28  توسط علی  | 

حکایت

 
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و
 تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه
 مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها
 يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً
 احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا
كند. به طور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز
  كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا ، فقط يك
 ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان 
 بزرگ شير آورد. پسر با طمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت :
 «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.
 مادر به ما آموخته كه نيكي، ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من
 از صميم قلب از شما سپاسگزاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري
 او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در
  بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده
 شد.هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي
  در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق بيمار
 حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد
 اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان
 بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار
  داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن
 دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه
  درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي
  نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود
  كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز
 كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده
 بود.آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 14:21  توسط علی  | 

نقشه رويايي آمريكايي براي خاورميانه فردا!

سلام

اول بگم که روی عکس پایین وبلاگ که پایین هست روی هر عکسی کلیک کنید عکسش بزرگ نشون داده میشه!

نقشه رويايي آمريكايي براي خاورميانه فردا!

هرچند دخالت‌هاي چند سال اخير آمريكا براي اجراي طرح موسوم به «خاورميانه بزرگ» در كشورهاي اين منطقه حساس، چندان قرين موفقيت نبود، اما به گفته برخي تحليلگران، هنوز اين طرح در دستور كار ايالات متحده است.
گفته مي‌شود، بخش مهمي از اين طرح، ناظر به تغيير نقشه كشورهاي منطقه است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تاكنون برخي رسانه‌ها، نقشه‌هاي مختلفي را به عنوان ايده آمريكايي‌ها در تغيير جغرافياي منطقه عرضه كرده‌اند.

سايت خبري «كردستان پست» با مد نظر قرار دادن موضوع كردستان و تركيه تجزيه شده، يكي از اين نقشه‌ها را پيش و پس از اصلاحات، مد نظر آمريكايي‌ها نشان داد.

پيش از تغيير

نقشه جديد

در اين نقشه استعماري، بخش‌‌هاي مهمي از خاك ايران به كشورهاي آذربايجان، كردستان! و عراق شيعي پيوند خورده و تنها بخشي از كويرهاي افغانستان به شرق ايران متصل شده است.

گفته مي‌شود، در نقشه مذكور از كتاب «Newer Quit the Fight» نوشته «رالف پيترز» كه در چهارم جولاي در آمريكا منتشر شده، اقتباس شده است.

منبع :خبرگزاری بازتاب

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 19:48  توسط رضا  | 

آندرانیک تیموریان

با آندرانيك تيموريان كه بي ترديد بهترين بازيكن ما در آلمان بود
مي روم اروپا!
003957.jpg
برايم مهم بود كه بهترين باشم. چون براي اولين بار در جام جهاني بازي مي كردم و به نظر خودم بهترين بازي ام جلوي مكزيك بود

كي فكرش را مي كرد؟ همين يكي دو ماه پيش، از هر كس مي پرسيدي بهترين بازيكن ايران در جام جهاني چه كسي است، همه بي درنگ مي گفتند علي كريمي. شايد بعضي ها مي گفتند مهدي مهدوي كيا، هاشميان، رحمان يا نكونام. اما مطمئنا هيچ كس فكرش سمت آندو نمي رفت؛ يك بازيكن كم تجربه كه تمام سابقه  ملي اش به همين چند ماه اخير برمي گشت.
آندرانيك تيموريان اما خودش را به همه تحميل كرد. در آخرين روزها و آخرين بازي ها بود كه برانكو فهميد او غيرقابل چشم پوشي است. يكي از ستاره هاي ليگ در فصل 84 ـ 83 كه در فصل اخير هم همچنان درخشان ظاهر شده بود. آن هم نه در يكي از تيم هاي اسمي و پرطرفدار پايتخت. نه جايي كه حركت همة بازيكن ها زير ذره بين است و اگر كسي دو تا بازي خوب انجام بدهد، هواداران، سرمربي تيم ملي را براي دعوت كردنش بيچاره مي كنند. آندو در مشهد چهره شده بود؛ در ابومسلم. به همراه جباري و بادامكي كه هيچ كدام مثل او سفيدبخت نشدند. از بين همة مدعي ها، از بين همة بازيكناني كه از يك سال پيش خود را پاي ثابت تيم ملي در آلمان مي دانستند، اين فقط آندرانيك بود كه توانست يكي از آن يازده نفر باشد؛ آن هم در تمام سه بازي. بقيه همه در ماراتن جا ماندند. به چشم نيامدند يا آن قدر جدي نبودند كه برانكو را وادار به عقب نشيني كنند. اگر تيم ايران در جام جهاني به هيچ چيز نرسيد، اگر يك بازندة مطلق بود، يك نفر هست كه سرنوشت اش را در همان 270 دقيقه عوض كرد. او كسي جز آندو نبود. اميد آيندة فوتبال ايران كه آرزوهايش را در تيم هاي بزرگ جست وجو مي كند. پسر طلايي نسل جديد فوتبال كه وقتي همه خواب بودند، گوي سبقت را دزديد و رفت.
... تنها بازيكني بودي كه بعد از حذف تيم ملي گريه كردي؟
خيلي ناراحت بودم. خيلي زياد. دوست نداشتم اين اتفاق بيفتد. ما خيلي زود با جام جهاني خداحافظي كرديم. مگر يك بازيكن چند دفعه مي تواند در جام جهاني بازي كند. يك بازيكن نهايتا دو بار بتواند در اين جام شركت كند. اگر خوش شانس باشد سه دفعه. همين.
داشتي فكر مي كردي كه تيم ملي بعد از بازي با آنگولا بايد به تهران برگردد؟
حيف شد. مي خواستم به دور دوم صعود كنيم. با تيم هاي قدرتمندتري بازي كنيم و بيشتر در حال و هواي جام باشيم. مثلا خيلي دلم مي خواست با آرژانتين بازي كنيم. حتي اگر مي شد اين تيم را مي برديم... (خنده)
ولي براي تو همين سه بازي هم بايد ايده آل بوده باشد، نه؟
چرا! خيلي ها فكر نمي كردند من در جام جهاني بازي كنم. خودم هم ترديد داشتم. فكر مي  كردم براي دقايقي به ميدان بروم، اما اين كه از اول در تركيب باشم، نه.
دقيقا كي متوجه شدي كه فيكسي؟
يك هفته قبل از بازي با مكزيك. در اردوي فريدريش شافن يك بازي انجام داديم كه من در تركيب اصلي بودم. همان موقع مطمئن شدم كه بازي مي كنم.
اما اگر زندي مصدوم نمي شد، احتمالا نيمكت نشين مي ماندي.
نه. به نظر من اگر زندي هم، بازي مي كرد من باز هم در تركيب اصلي بودم. من در تمرينات عالي بودم و اصلا احتمال نمي دادم كه نباشم.
به اين دليل مي  گوييم كه برانكو هميشه به يك سري بازيكن خاص بازي مي  داد و بازيكنان ديگر در آن جايي نداشتند.
نمي دانم. ولي فكرش را مي كردم. به هر حال خواست خدا بود. حتما حكمتي بوده كه بازي كردم.
در همان اردوي سوئيس خيلي گفته مي شد كه تو از همه آماده تري.
تلاشم را كرده بودم. سه تا بازي آن جا انجام داديم و من هم خيلي زحمت كشيدم تا خودم را نشان بدهم.
در آن روزها مطمئنا به اردو خبرهايي هم مي رسيد. اين كه چه كساني از فهرست خط مي خورند. در اين صحبت ها اسمي از تو نبود؟
نه. البته اردوي سوئيس استرس خاص خودش را داشت. آن جا كسي به كسي كاري نداشت. هر كسي به وضعيت خودش فكر مي كرد، طبيعي هم بود. مربيان تيم ملي هم به ما حرفي نمي زدند.
از ليست نهايي كي باخبر شدي؟
شب آخر اردو بود كه برانكو برخلاف شب هاي قبل به بچه ها آزادي بيشتري داد. همان شب برنامه 90 با  آقاي دادكان و برانكو ارتباط مستقيم داشت. انگار ليست نهايي در همان برنامه اعلام شد.
بازيكنان تيم ملي كه اين برنامه را نمي ديدند؟
نه. البته خبرها خيلي زود به بچه ها رسيد. به من هم مادرم گفت. بعد از برنامه بلافاصله زنگ زد و گفت در جام جهاني هستي. خيلي خوشحال بود. من هم خوشحال شدم. آن موقع فكر نمي كردم در تركيب اصلي باشم. چون بيشتر بازيكنان اصلي تيم لژيونر بودند. ما بازيكنان باتجربه زيادي داشتيم. پيش خودم مي گفتم بازي هاي ديگر تيم ملي هم هست. بعد از جام جهاني هم مي توانم در جام ملت هاي آسيا بازي كنم. مي گفتم اگر در زمين نباشم مي توانم به عنوان بازيكن تعويضي به ميدان بروم.
ولي تو جلوي مكزيك از دقيقه اول بازي كردي و در زمين هم خيلي راحت بودي.
من قبل از اين بازي ده پانزده تا بازي ملي داشتم. با تيم اميد در بازي هاي غرب آسيا شركت كرده بودم. در تورنمنت ويتنام هم همين طور. با تيم اميد جلوي تيمي مثل استراليا بازي كردم و با تيم ملي به مصاف بوسني و كرواسي رفتيم. فكر مي كنم در اين بازي ها باتجربه شدم.
بازيكنان جوان وقتي كه براي اولين بار در يك تورنمنت معتبر بازي مي كنند، در آن 15 دقيقه اول معمولا استرس دارند. ولي تو در اين دقايق تكل مي زدي، توپ را مال خود مي كردي و بعد يك پاس دقيق مي دادي تقريبا بدون اين كه اشتباهي مرتكب شوي. اين كمي عجيب بود.
من هميشه قبل از پاس دادن فكرهايم را كرده ام. مطمئن باشيد. قبل از اين كه توپ به من برسد، مي دانم چه اتفاقي مي افتد و بايد چه تصميمي بگيرم. هر بازيكني خصوصياتي دارد و اين هم جزو خصوصيات من است.
تيم ملي در نيمة اول مسابقه با مكزيك فوق العاده بود. واقعا چه اتفاقي افتاده بود؟
ما رفتيم مكزيك را ببريم. موقعيت هاي خوبي داشتيم. مكزيك تيمي نبود كه سوار بازي باشد. در نيمه دوم بدشانس بوديم. فكر مي كنم در جام جهاني هم مي شود اشتباه كرد. اين اشتباهات كار دست تيم داد.
مردم ناراحت بودند...
به نظر من نيمه دوم هم خوب بوديم. هر كاري خواستيم با مكزيك انجام داديم. اما تماشاگران آن ها امان ما را بريده بودند. ورزشگاه نورنبرگ 45 هزار نفر گنجايش داشت كه نصف بيشتر جمعيت مال مكزيكي ها بود. با خودشان طبل آورده بودند و سكوها به نفع حريف بود. به هر حال اين چيزها را هم بايد در نظر گرفت.
يادت مي آيد برانكو بين دو نيمه چي گفت؟
... (مكث مي كند و بعد...) گفت خيلي عالي بازي كرديد. مي رويم كه نيمه دوم بازي را ببريم. يعني مي توانيم آن ها را شكست بدهيم و از اين حرف ها. واقعا هم مي توانستيم كاري كنيم. ولي بدشانسي آورديم.
يعني همه اش بدشانسي بود؟
خب، دلايل ديگري هم داشت...
چه دليلي؟
همين اشتباهات فردي.
موضوع افت بدني مطرح نبود؟
من كه مشكلي نداشتم.
تو جزو بهترين بازيكن هاي تيم ملي بودي و الان از ديد خودت حرف مي زني. ولي بقيه بازيكنان چطور، احساس نمي كردي در نيمة دوم بازي بدن ها شل كرده؟
نمي خواهم جاي كسي صحبت كنم. اما فكر نمي كنم كسي وا داده بود. اين را قبول كنيد كه وقتي تيم مي بازد، همه باخته اند و بالعكس.
ظاهرا بعد از مسابقه، عده اي از ايرانيان جلوي هتل تيم ملي جمع شده بودند و شعار مي دادند.
003960.jpg
اين را نمي دانم. من كه چيزي نديدم.
مي گفتند در اردو هم جو آرامي حاكم نبود و برخي بازيكنان حتي جواب سلام برانكو را نمي دادند؟
من نديدم. چون همه اش در اتاقم بودم. مي توانيد از ستار زارع بپرسيد او هم  اتاقي ام بود. اما امكان ندارد چنين اتفاقي افتاده باشد. خدايي اش من چيزي نديدم. البته از اتاقم بيرون مي رفتم. بعضي وقت ها با بچه ها پلي استيشن بازي مي كرديم. استخر مي رفتيم و سونا. ولي باور كنيد هيچي نديدم.
آمار فيفا بعد از اين بازي نشان مي  داد كه در تيم ملي بيشترين خطا روي تو انجام شده. انگار مكزيكي ها فهميده بودند مغز تيم ملي كجاست.
فكر كنم خوب بودم. برايم مهم بود كه بهترين باشم. چون براي اولين بار در جام جهاني بازي مي كردم و به نظر خودم بهترين بازي ام جلوي مكزيك بود.
فرداي روز بازي با مكزيك كسي حرف خاصي نزد كه يادت باشد؟
فرداي بازي جلسه داشتيم. برانكو كمي صحبت كرد، اما كسي از من تعريف نكرد.
انگار در بازي با پرتغال هم تاريخ تكرار شد...
ما جلوي پرتغال هم موقعيت هايي داشتيم. حريف فقط سه دفعه روي من خطا كرد. يك بار روي وحيد هاشميان پشت محوطه جريمه خطا كردند. همين طور روي مهدوي كيا. پس ما تيم ضعيفي نبوديم.
لحظه اي كه دكو گل زد، چه كسي بايد او را مي گرفت؟
در آن صحنه كعبي رفت سراغ فيگو براي همين من رفتم پشت مهدوي كيا را پوشش بدهم. شايد نكونام مي توانست كاري كند. اما كلا كار سختي بود. آن ها هم باور نمي كردند كه گل زده اند. دكو كه مات و مبهوت مانده بود.
بعد از دو باخت انگار انگيزه لازم را براي رويارويي با آنگولا نداشتيد.
نه. اتفاقا انگيزه فراواني داشتيم. زياد حمله كرديم. مثلا شوتي را كه من زدم نمي دانم گلر حريف چطور گرفت. ضربه سر دايي هم به بيرون رفت. اين ها در حالي بود كه آنگولا دو برابر ما انگيزه داشت. آن ها شانس صعود داشتند. ولي ما بهتر بوديم.
اگر در جام جهاني كسي غير از برانكو مربي تيم ملي بود شانس بيشتري نداشتيم؟
نمي دانم. اما همين مربي بود كه تيم را به جام جهاني برد. ما در يكسال اخير فقط چهار باخت داشتيم. برانكو كه نمي  خواست تيم به اين وضع بيفتد.
از سه بازي جام جهاني كدام صحنه را بيشتر دوست داري؟
شوتي كه به تير دروازه زدم خيلي عالي بود.
اين جا همه مي  گفتند، فكر كردي توپ داخل دروازه شده و داري شادي مي كني...
نه، اصلا. اين فكر را نكردم. اين صحنه آفسايد بود. اما آن قدر سر و صداي ورزشگاه زياد بود كه صداي سوت داور را نشنيدم و ضربه را زدم. به هر حال خوشحال بودم.
غير از كارهاي تدافعي، در كارهاي تهاجمي، هنگامي كه پاس بلند مي دهي خيلي شبيه جباري هستي.
مجتبي دوست خوب من است. در كارهايم از او كمك مي گيرم. سه چهار سال است كه با هم هستيم. اميدوارم هر چه زودتر به فوتبال برگردد. در ابومسلم من، مجتبي و بادامكي با هم مچ بوديم.
يادت مي آيد در جام جهاني چند تا تكل زدي، چند تا پاس دادي و...
آمارش را داشتم. از اينترنت هم گرفته بودم. اما الان خاطرم نيست.
...انگار نكونام بيشتر از تو تكل زده بود. ولي تعداد تكل هاي صحيح تو بيشتر بود؟
نمي دانم. يادم نيست.
فكر مي كردي در جام جهاني بهترين بازيكن ايران باشي؟
خب، جباري در برنامه 90 گفته بود كه من پديده مي شوم. آقاي دادكان هم از من تعريف كرده بود...
ولي برانكو گفته بود شجاعي پديده مي شود...
يادم نمي آيد، ولي يك حرفي هم از من زد. من هم مي خواستم بازي ساده خودم را انجام بدهم. استرس نداشتم و اصلا نترسيده بودم. راحت بازي خودم را كردم.
در جام جهاني كدام بازيكن بيش از همه اذيتت كرد؟
دكو بازيكن خوبي بود. خيلي پرتلاش و با فكر بازي مي كرد. رونالدو هم بازيكن خوبي بود ولي در پست من نبود و جلويش كعبي بازي مي كرد.
احساس نمي كني يك قدم جلوتر از بقيه هم دوره  اي هايت هستي؟ مثلا از جباري و خسرو حيدري كه به تو نزديك تر بودند.
جباري كه بدشانسي آورد و مصدوم شد. اگر اين اتفاق نمي افتاد، الان وضعيت بهتري داشت. حيدري هم رفت استقلال و بعد پاس. الان نمي دانم كجاست. به هر حال من از آن ها جلو نيستم.
فكر مي كردي بهتر از سرژيك شوي؟
هنوز هم بهتر از او نشدم. او كمي بدشانسي آورد. ديسك كمر گرفت. يك تصادف بد داشت كه از نظر روحي و رواني رويش تأثير منفي گذاشته بود.
در مشهد تنها زندگي مي كني؟
نه، بچه هاي مجرد در خوابگاه هستند. اتفاقا جاي راحتي است و همه امكانات در اختيار بچه  هاست. آشپز دارد و كسي هست كه لباس ها را تميز مي كند.
فصل بعد كه در ابومسلم نمي ماني؟
يكسال ديگر با اين تيم قرارداد دارم. ولي پيشنهادهايي از تيم هاي خارجي دارم.
از چه تيم هايي؟
نمي توانم اسم تيمي را ببرم. ولي از بوندس ليگا، لاليگا، تركيه و امارات است.
احتمال دارد به امارات بروي؟
اصلا نمي خواهم به آن جا بروم. پيشنهادهاي تركيه را هم نمي خواهم جدي بگيرم.بازي در آلمان و اسپانيا را بيشتر مي پسندم. البته بوندس ليگا را بيشتر دوست دارم و چند تا هم پيشنهاد خوب دارم.
فكر مي كني چه اتفاقي بيفتد؟
هدفم اين است كه در اروپا بازي كنم. مي خواهم آن جا بمانم و در همان  جا از فوتبال خداحافظي كنم.
يعني نمي خواهي به فوتبال ايران برگردي؟
ترجيح مي دهم به اروپا كه رفتم تا آخر فوتبالم آن جا بمانم.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 14:4  توسط رضا  | 

خداحافظ مردم قدر شناس!

سلام!

ببخشید چند روز نتونستم آپدیت کنم پوزش می طلبم ممکن باز هم یه یکی دو روزی نتونم آپ کنم ولی بعدش جبران می کنم!

راستی چرا پیشبینی نتیجه فینال انقدر کم بود شما هم پیشبینید کنید شاید بردید!

نتیجه بازی فرانسه و ایتالیا چیست؟


خداحافظ مردم قدر شناس!

خداحافظ مردم قدرشناس

یحیی رفت علی هم همین روزها می رود

در وداعش تلخی عجیبی می بینم . قبل از وداع  با جانشین احتمالی آینده اش چنین میگوید : تو کودک امروز ایران و شاید کا‍پیتان فردای ایرانی : کاپیتان ملتی مهربان که سخت قهرمان پرورند و تلخ قهرمان کش . شاید فرداها بدانی که نه لایق اسطوره بودن دیروز بودی و نه لایق فشارهای خرد کننده امروز

  آری ما چنین مردمان دوست داشتنی و عجیبی هستیم 

و اما پشت پرده آلمان!

علی دایی، کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان که سه روز قبل به طور مخفیانه به کشور بازگشته است، اعلام کرده، ناگفته های حضور تیم ملی در جام جهانی آلمان را به زودی بیان خواهد کرد. به همین مناسبت نوسازی برخی از برخوردهای علی دایی در آلمان را افشا می کند.

 

پس از بازی ایران و مکزیک و بعد از آنکه عادل فردوسی پور، گزارشگر صدا و سیما، نسبت به تعویض نشدن علی دایی انتقاد کرد، دایی با او درگیر شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد.

 

به گزارش نوسازی، فردوسی پور در انتهای گزارش خود تنها به این نکته اشاره کرده بود که آیا لازم است علی دایی تمام 90 دقیقه را در زمین حضور داشته باشد. همین انتقاد کوچک، آن هم از مربی تیم ملی، کافی بود تا علی دایی پس از پایان بازی به فردوسی پور بگوید: «تو چه کاره ای که حرف می زنی؟». سپس با نواختن دو سیلی بر گوش گزارشگر بیچاره حق مطلب را ادا کند.

 

گزارش نوسازی می افزاید، پس از این ماجرا فردوسی پور که خیلی از دایی ناراحت بود، خود را كنترل كرده و خطاب به كاپیتان تیم ملی گفت: «بخاطر فوتبال مملکت و آبروی ملی جوابت را نمی دهم ولی مطمئن باش به محض رسیدن به تهران از تو شکایت می کنم.» 

 

گزارش نوسازي حاكيست، عادل فردوسی پور قصد دارد پس از بازگشت به ايران در قسمتي از برنامه نود، به صورت اختصاصي به موضوع دخالتهاي دايي در تيم ملي بپردازد.

 

 نمونه ای دیگر از این برخورد ها حضور بدون حجاب همسر علی دایی در هتل محل اقامت تیم ملی در فردریش هافن آلمان بود. 

 

به گزارش نوسازی، حضور بدون حجاب همسر علی دایی در بین باز یکنان تیم ملی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود با مسامحه مسئولان فدراسیون همراه بود، بطوریکه این موضوع موجب تعجب همگان شد.

 

در مجموع برخوردها، اعمال نظرات نابجا و زور گویی های علی دایی در آلمان به حدی بود که بارها موجب بروز درگیری میان وی و سایر بازیکنان به خصوص علی کریمی شد. 

 

نوسازی به زودی بسیاری از مسائل پشت پرده و مفاسد اخلاقی تیم ملی فوتبال در آلمان را که در عدم موفقیت این تیم در جام جام جهانی بی تاثیر نبوده است را افشا خواهد کرد.

گروه هله له در یاهو

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 12:9  توسط رضا  | 

طبقات دوزخ

طبقات دوزخ

 

برای دیدن این مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

دلیل من از این کار این بود چون خیلیا دوست ندارن یه چنین چیزی رو بخونن اینطوری کردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 18:5  توسط رضا  | 

مطالب خواندني در باره ي اسم شرکت ها

 مطالب خواندني در باره ي اسم شرکت ها :

Adobe: ADOBE
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور مي كند.

Apple: APPLE اپل
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

Cisco: CISCO
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (San Francisco) است كه يكي ازبزرگترين شهرهاي امريكا است.

Google: گوگل GOOGLE
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن . مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي كنند كه اين موتور جستجو مي تواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

Hotmail: HOTMAIL هات میل

اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحاتوب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب
پشت سر هم قرار گرفته اند.

HP: اچ پی - HP
شركت معظم HP توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير – خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.

Intel: INTEL اینتل
از آنجاييكه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.

Lotus:
ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندي الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح مديتيشن متعالي (T.M.) مي باشد براي نامگذازي شركتش استفاده كرد.

Mirosoft: مایکروسافت MICROSOFT
نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته مي شد ولي به مرور زمان بهصورت فعلي در آمد. Microsoftمخفف MICROcomputer SOFTware است.و دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.

Motorola: MOTOROLLA موتورولا
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي خودرو كار خودرا آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.

Oracle:
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژه اي براي CIA كارمي كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. ( اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. ) اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

Red Hat:
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري « درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده » بود.

Sony: سونی SONY
Sony از كلمه لاتين Sonus به معناي صدا مشتق شده است .

SUN:
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد
تأسيس شد.Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network مي باشد .

Xerox: زیراکس "XEROX"
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام مي گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.

Yahoo: "YAHOO" یاهو
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفر هاي گاليور مورد استفاده قرارگرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت Yahoo جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم Yahoo هستند

منبع:جالب ترین شگفتیهای جهان

گروه هله له در یاهو

نظر یادتون نره!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 13:44  توسط رضا  | 

آرش یکساعت قبل و بعد از مسابقه ایران و پرتقال

۳ مسابقه ۹ جایزه:

۱-پیش بینی قهرمان جام جهانی-مهلت تا دوشنبه۱۲/۴/۸۴-جایزه: به قید قرعه به دو نفر ۳۰ساعت اینترنت ۵۶ k

۲-پیش بینی فینالیستها-مهلت تا دوشنبه ۱۲/۴/۸۴-جوایز: به قید قرعه به دو نفر ۲۰ ساعت اینترنت ۵۶k

۳-پیش بینی نتیجه فینال جام جهانی-زمان: بعد از مشخص شدن فینالست ها-جوایز: به قید قرعه به دو نفر ۱۵ساعت اینترنت۵۶k

  کسانی که در مسابقه های بالا برنده شوند به سه نفر به قید قرعه اینترنت ۱ ماهه شبانه(از ساعت ۲شب تا ۸ صبح) داده می شود.

مهلت شرکت تا سه شنبه ساعت ۱۲ شب به وقت ایران تمدید شد

من می گم آلمان قهرمان میشه!

 

تمام کسانی که در مسابقه ۱ یا ۲ اسم برزیل-آرژانتین و انگلیس رو گفتن از اون مسابقه(یعنی ۱ یا ۲) حذف شدند.(اکراینم که کسی نگفته بود)

فقط۵ نفر تو مسابقه ۱ فعلا موندن

۳ نفر هم تو مسابقه ۲ فعلا موندن

با این حساب در مسابقه یک ۲۹ نفر حذف شدن

در مسابقه دو ۳۰ نفر حذف شدند

 

آرش یکساعت قبل و بعد از مسابقه ایران و پرتقال

آرش

آرش چطوری؟

ممنون. ( توام با خنده و بزنم به چوب دندونهای ردیف و سفید)

قبل از بازی فوتبال ایران و پرتغال، کنار رودخانه "ماین" رفتی و روی صحنه برنامه اجرا کردی. چطور بود؟

خیلی باحال بود. این برنامه از طرف بزرگترین رادیوی فرانکفورت برگزار شده بود که برای مسابقه های مختلفی که در فرانکفورت انجام می شد خواننده های مختلفی رو دعوت کرده بودن.
اونجا روی صحنه قرار بود که انگلیسی حرف بزنم چونکه برنامه داشت برای شنونده های آلمانی و خارجی پخش می شد. من ایرانی های جلوی صحنه رو که دیدم، دیگه احساستی شدم و دیگه فقط پای بلندگو فارسی حرف زدم.


پس این برنامه ازرادیو هم پخش می شد؟

بله. زنده از رادیو پخش می شد.خیلی برنامه جالبی بود.

آرش شب مسابقه یک کار جالب هم کرد . وقتی ابی داشت کنسرت می داد و آهنگ " بگو ای یار بگو " رو می خوند، آرش پرید روی صحنه و باهاش همآواز شد.

امشب دیدم که دوست خوبم ابی اینجا برنامه داشت و تصمیم گرفتم آهنگ "بگو ای یار بگو" رو با هم روی صحنه اجرا کنیم. خیلی جو خوبی بود. مخصوصا که دیگه خیالم خیلی راحت بود چون ارکستر و صدا برداری ها شده بود و من دیگه لازم نبود مثل کنسرتهای خودم هی نگران صدا باشم. خیلی خوب اجرا شد. مردم همه آهنگ رو با من و ابی همصدا شدن.
آرش


آرش رقص مخصوصش رو روی صحنه انجام داد و با اینکه صحنه ارتفاعش زیاد بود چند بار نزدیک بود بکشنش پائین. آرش تازگی آلبوم REMIX هاش رو بیرون داده که "پیام" remixهاش حرف نداره. ولی هنوز خبری از آلبوم جدیدش نیست!
آرش


آلبوم جدیدت قراره کی بیرون بیاد؟

آلبوم جدیدم تقریباً یک سال دیگه بیرون میاد. آلبوم قبلی من توی خیلی از کشورها تازه داره وارد بازار میشه. مثل انگلستان و آمریکا. به خاطر همین بیرون اومدن آلبوم بعدی یه مقدار بیشتر طول میکشه. ولی قول میدم یه آلبوم توپی بیرون میدم که همه حال بکنن.

راستی وقتی که قبل از مسابقه ایران و پرتغال کنار رودخانه ماین روی صحنه بودی، و برای ایرانی ها می خوندی، چه آرزوهائی داشتی که به باد رفت؟

حس خیلی خوبی بود. چون قبل از بازی بود و بعد از باختن نبود! اتفاقاً بعداً با ابی رفتیم بازی رو دیدم و کلی با هم حرص خوردیم! ولی کلاً دم بچه ها گرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:18  توسط رضا  | 

گل شمار علی دایی

گل شمار دايى

۲۸آبان ۱۳۸۳ روز ويژه اى براى فوتبال ايران و على دايى محسوب مى شود. دايى در اين روز با باز كردن دروازه  لبنان با ركورد ۸۴ گل فرانس پوشكاش برابرى كرد و به بهترين گلزن جهان تبديل شد. كاپيتان ايران به اين ركورد بسنده نكرد و در ادامه گل هاى ملى خود را به ۱۰۹ گل رساند تا يك ركورد جاودانه از خود به جا بگذارد؛ ركوردى كه بعيد است تا چنددهه ديگر جابه جا شود. حتى اين احتمال وجود دارد كه هرگز هيچ بازيكنى نتواند خود را به ۱۰۹ گل على دايى برساند و اين ۳۷ ساله در ۱۴ خرداد ۱۳۷۲ در جام اكو براى اولين بار براى تيم ملى ايران به ميدان رفت و ۱۴ سال پيراهن تيم ملى ايران را در اختيار داشت و در اين سال ها موفق شد ۱۰۹ گل به ثمر برساند. مهم ترين گل هاى او در زير آمده است:
۱: او در ششمين بازى ملى خود در دوم تير ۱۳۷۲ در بازى مقابل تايوان در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۹۴ اولين گل ملى خود را جشن گرفت.
۲ و ۳: در نهمين بازى ملى خود در همان ماه در بازى برابر تايوان دو گل براى ايران به ثمر رساند.
۴: در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۹۴ در دوحه قطر موفق شد دروازه قطر را باز كند و مهم ترين گل ملى خود را به ثمر برساند.
۶ و ۷: دو گل به كره شمالى زد و به عنوان بهترين گلزن رقابت هاى مقدماتى جام جهانى معرفى شد و جايگاه خود را در تيم ملى محكم كرد.
۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ و ۱۳: در ۱۶ خرداد ۷۵ چهار گل به نپال زد.
۱۴ ، ۱۵ ، ۱۶ ، ۱۷ و ۱۸: دو روز بعد پنج بار دروازه سريلانكا را باز كرد.
۱۹: در ۲۰ خرداد ۱۳۷۵ به عمان گل زد و به ركورد ۱۹ گل فرشاد پيوس و غلامحسين مظلومى رسيد و بهترين گلزن تاريخ تيم ملى شد.
۲۰: در ۲۵ خرداد به نپال گل زد و به بهترين گلزن تاريخ تيم ملى ايران تبديل شد.
۲۵ ، ۲۶ ، ۲۷ و ۲۸: در جام ملت هاى آسيا در سال ۹۶ در يك روز كم نظير چهار گل به كره جنوبى زد.
۲۹: در همان رقابت ها دروازه كويت را باز كرد و آقاى گل جام ملت ها شد.
۳۹ و ۴۰: در بازى هاى آسيايى ۱۹۹۸ دو بار دروازه تيم لائوس را گشود و شمار گل هاى ملى خود را به ۴۰ رساند.
۴۵ ، ۴۶ و ۴۷: در يك روز به ياد ماندنى سه گل به ازبكستان زد (۱۴/۱۲/۱۹۹۸) ۵۰: در ۱۹ دى ۱۳۷۸ در بازى دوستانه برابر مكزيك از روى نقطه پنالتى شمار گل هاى خود را به ۵۰ رساند.
۶۵ ، ۶۶ ، ۶۷ و ۶۸: چهار گل به گوام زد و به عدد ۶۸ رسيد (۲۴/۱۱/۲۰۰۰).
۷۰: در بازى دوستانه برابر چين در جام نمونه ها
(۲۹ دى ماه ۱۳۷۹).
۷۴ و ۷۵: با زدن دو گل در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۲ به عربستان با ركورد ۷۵ گل ساندو كوچيس برابرى كرد و به سومين گلزن برتر جهان تبديل شد. (شهريور ۸۰)
۷۶: در بغداد دروازه عراق را باز كرد تا از كوچيس عبور كند و به يك قدمى پله ۷۶ گله برسد.
۷۷: در مهر ۸۰ موفق شد باز هم دروازه عربستان را باز كند و با پله مساوى كند.
۷۸: در منامه به بحرين گل زد و به دومين گلزن جهان تبديل شد. او فقط پوشكاش ۸۴ گله را جلوتر از خود مى ديد.
۸۲ و ۸۳: در رقابت هاى مقدماتى جام ملت هاى آسيا دو بار به اردن گل زد و به يك قدمى پوشكاش رسيد.
۸۴: بالاخره دايى جاودانه شد. او در ۲۸ آبان ماه ۱۳۸۳ در بيروت يكى از سه گل ايران را وارد دروازه لبنان كرد و به ركورد ۸۴ گل پوشكاش رسيد و در صدر جدول گلزنان جهان قرار گرفت.
۸۵: ۹ روز بعد دوباره به لبنان گل زد و از پوشكاش عبور كرد و در تاريخ فوتبال جهان ماندگار شد.
۹۰ ، ۹۱ و ۹۲: در رقابت هاى غرب آسيا سه گل به لبنان زد و از ۹۰ گل عبور كرد.
۹۹ ، ۱۰۰ ، ۱۰۱ و ۱۰۲: در ۲۵ خرداد در يك بازى آسان چهار بار به لائوس گل زد و از ۱۰۰ گل عبور كرد. (۲۶ آبان ۸۳)
۱۰۵: پس از چند بازى بدون گل از روى نقطه پنالتى به ژاپن گل زد.
۱۰۶: در بازى دوستانه برابر ليبى (۲۶/۵/۱۳۸۴).
۱۰۷: در بازى دوستانه برابر ليبى (۲/۶/۱۳۸۴).
۱۰۸: در رقابت هاى مقدماتى جام ملت هاى آسيا به تايوان گل زد.
۱۰۹: اين پنجمين بازى متوالى بود كه براى تيم گل مى زد. او در يك بازى دوستانه به كاستاريكا گل زد. اين گل، پايانى بر گل هاى ملى دايى بود.
 

گروه هله له در یاهو

نظر یادتون نره!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 19:59  توسط رضا  | 

دایی یک اسطوره در فوتبال ایران بود

پايان عصر دايى

 
دایی یک اسطوره در فوتبال ایران بود
201207.jpg
پائيز بود. امجديه مانند حالا لخت و خالى نبود. تمام سكو هاى مقابل جايگاه ويژه پر از آدم بود وقتى بازيكنان دو تيم بانك تجارت و شاهين وارد زمين شدند. ستاره ها به سوى مردم آمدند. دو تيم كلى ملى پوش داشتند كه به شدت از سوى سكونشينان تشويق شدند. شاهين پس از ۹۰ دقيقه ۲ بر يك شكست خورد. شرط بندهاى ضلع شمال غربى امجديه ناراحت بودند. بيشتر آنها پيش بينى مى كردند كه تجارت بازنده باشد اما اين طور نشد. همه به سمت خيابان مفتح در حال دويدن بودند وقتى كه ايستادم و به او نگاه كردم. عكسش را چند هفته اى بود در ستون مردان آينده دار «كيهان ورزشى» مى ديدم اما اعتنايى نداشتم، گمان مى كردم صاحب آن عكس مانند خيلى از پديده هاى ديگر به جايى نخواهد رسيد.
حراستى ها خيالشان راحت شد كه مردم رفتند و كار آنها تمام است. وقتى كه رسيدم از رختكن خارج شده بود و به سمت در خروجى مى رفت.
پيكان قهوه اى رنگ اش همان جا پارك بود. در صندوق عقب را باز كرد تا وسايلش را داخل ماشين جا دهد. دلهره اى براى صحبت كردن با او نداشتم. خيالم راحت بود كه با يك ستاره طرف نيستم. سلام كردم. جواب داد اما نگاهى نكرد. فكر كردم او هم مانند خيلى هاى ديگر يك نوجوان چهارده، پانزده ساله را جدى نمى گيرد. پررويى كردم و گفتم: «شما هيچ وقت در فوتبال ايران موفق نمى شويد!» باز هم نگاهم نكرد و لنگى را درآورد تا شيشه جلوى پيكانش را تميز كند. گفت: «آقا پسر، چرا اين حرف را مى زنى؟» ناگهان دلم سوخت. ترحم كودكانه به سراغم آمد. گفتم: «عكس شما را در مجله ديدم. نوشته بود كه شما آينده خوبى داريد.»
خنديد و جواب داد: «شوخى كردند، به دل  نگير.» سماجت كردم و ادامه دادم: «تمام بازيكنان تيم ملى از استقلال و پرسپوليس هستند. پيوس، مرفاوى، مدير روستا و گروسى. ميان اين همه فوتباليست خوب پروين شما را انتخاب نمى كند.» حرف هايم كه تمام شد احساس پيروزى مى كردم. منتظر بودم تا به من نگاه كند و بگويد «پسر، تو خيلى بااستعدادى، فوتبال ايران را خوب مى فهمى» اما حرفى نزد. خداحافظى كردم كه ناگهان مانند همه آدم هاى عادى پرسش هاى آزاردهنده اش شروع شد: «چند سالته؟ از كدوم محلى؟» جواب دادم وقتى نگاهش به وسايل داخل داشبورد ماشين بود. گفت: «مى خواستم بهت سررسيد بدهم كه ديدم تمام شده!» با اين حرف ديگر دوستش داشتم.
پرسيد: «فوتبال دوست  دارى؟» و من همه نتايج بانك تجارت را در آن فصل باشگاه هاى تهران از حفظ برايش گفتم. يكى از هم تيمى هايش آمد و فهميدم كه ديگر بايد بروم. دوباره خداحافظى كردم. پياده شد با من دست داد. جوگير شده بودم. بچه محل هايم آنجا نبودند تا من را به خاطر ذوق زدگى براى دست دادن با يك گلزن ناشناس مسخره كنند. قدش خيلى بلند بود وقتى كه روبه رويم ايستاد. گمان كردم كه بزرگمرد مظلومى است. گفتم: «آقاى دايى، نااميد نباش!» غروب آن روز پاييز ۱۳۷۰ برايم غم انگيز نبود... 
                                                            •••
خرداد ۷۲ در حال پايان بود. لذت حضور ايران در جام جهانى را نمى دانستم. فقط خوانده بودم كه روياى بزرگى است. يار دوازدهم بى رحمانه با فوتبال بيگانه بود. فقط برنامه «سلام صبح بخير» راديو به مخاطبانش خبر مى داد كه مسابقات مقدماتى جام جهانى ۹۴ آمريكا در راه است. ورزش و مردم و ورزش از شبكه ۲ هم انگار با فوتبال غريبى مى كردند. قهرمانى در بازى هاى آسيايى پكن توقع همه را بالا برده بود. تيم ملى تازه از اردوى آلمان برگشته بود و من در لابه لاى خطوط كيهان ورزشى جمله اى را خوانده بودم كه تيتر، سوتيتر و يا حتى پررنگ  هم نشده بود: «على دايى تك گل پيروزى بخش ايران را در مقابل تيم آماتورهاى بايرن مونيخ به ثمر رساند.»
فرشاد پيوس مصدوم بود و شانس مديرروستا و مرفاوى براى حضور در تركيب اصلى بيشتر بود. سوريه، عمان و چين تايپه با ما همگروه بودند. از سوريه براى ما يك بت ساخته بودند و مى گفتند عمان شكست ناپذير است. كسى به دنبال روحيه دادن نبود. به تحريريه كيهان ورزشى زنگ زدم و گفتم: «تيمى كه الجزاير را شكست داده نبايد از سوريه و عمان بترسد.» آن سوى خط من را به رسميت نشناختند تا جوابى بدهند! بازى ها آغاز شد. چهارشنبه بود كه در آزادى مقابل عمان قرار گرفتيم. ساعت پنج بعدازظهر بازى آغاز شد و من فقط مى دانستم كه رنگ پيراهن بازيكنان دو تيم چيست! پخش مستقيم در مرام تلويزيون آن زمان نبود و از راديو فرارى بودم. از اتاقم بيرون نرفتم تا ساعت ۲۱ كه هادى صالح نيا به نام خدا را گفت و تلويزيون با چهار ساعت تاخير بازى را پخش كرد. نتيجه را نمى خواستم كه بدانم. عجب نسل رياضت كشيده اى هستيم! على دايى احتمالاً خواب بود وقتى حول و حوش ساعت ۲۰/۱۰ شب ديدم كه به جاى مرفاوى وارد زمين شد. به او براى تغيير نتيجه اميدى نداشتم حتى لحظه اى كه با ضربه سر توپ را به ديرك دروازه عمان كوبيد. دليل آن نااميدى هم براى امروزى ها خنده دار است. ننويسم بهتر است. آخر او نه قرمز بود و نه آبى! دو روز بعد در عصر جمعه با تاخيرى كمتر دايى را در تلويزيون ديدم كه در تركيب اصلى تيم ملى از دقيقه اول به مصاف چين تايپه رفت. گل زد، بيش از يك گل. شادى هايش غريبانه بود. پس از گل هايش به سمت مردم مى رفت اما طرفداران استقلال و پرسپوليس او را متعلق به خود نمى دانستند. شايد آبى ها به اين خاطر كه او جاى مرفاوى را گرفته بود حتى پس از گل هاى دايى چندان شادى هم نمى كردند. على دايى اين گونه وارد ميدان قدرت فوتبال ايران شد. روزنامه ورزشى كه در آن زمان وجود و معنايى نداشت اما هفته نامه هاى آن دوره هم به پديده تازه وارد اعتنايى نمى كردند. روزها گذشت. ما از اين گروه صعود كرديم و آن صعود را رسانه ها در حد صعود به جام جهانى «بزرگ» نشان دادند. گلزنى دايى به هامبورگ در مقابل ۱۲۰ هزار ايرانى هم چندان به چشم نيامد اما نويسنده منصفى در يكى از نشريات يك هفته قبل از پرواز ايران به قطر براى مرحله نهايى مسابقات انتخابى جام جهانى ۹۴ نوشت: «دايى آنقدر خوب است كه احتمالاً پس از مسابقات قطر به ايران برنمى گردد!» اين نويسنده پيش بينى كرده بود كه باشگاه هاى عربى او را شكار خواهند كرد.
                                                              •••
بهزاد غلامپور نيمى از آرزوهاى ما را در همان بازى اول مقابل كره جنوبى به باد داد. در برابر ژاپن ايرانى ها با كينه اى عظيم به ميدان رفتند. شكست ما در هيروشيما بيش از حد تلخ بود و يازده ايرانى به مصاف آنها رفته بودند تا انتقام جويى كنند. در تهران هيچ كس آرام و قرار نداشت. در آن زمان دامنه تعريف اين واژه «هيچ كس» متفاوت با امروز بود. زنان ايرانى چندان به فوتبال اهميت نمى دادند و مانند حالا فوتبال همه گير نبود. تلويزيون هم البته به اين بى تفاوتى كمك مى كرد. بيشتر ايرانيان نام على دايى را اولين بار هنگامى شنيدند كه او دروازه «ماتسوناگا» ژاپنى را گشود. بهرام شفيع نام دايى را فرياد مى زد و ما بيش از گذشته به جام جهانى آمريكا نزديك شده بوديم. دايى به عراق هم گل زد اما يكى از تلخ ترين شكست هاى فوتبال ايران شكل گرفت. باخت مقابل عراق براى ما قابل تحمل نبود. از دايى انتظار معجزه داشتيم. كره شمالى را با ۲ضربه سر اعجاب آور دايى شكستيم اما بخت هم با ما يار نبود. مقابل عربستان هم باختيم تا لشكر شكست خورده به تهران بازگردد. نسل ملى پوشان دوره مربيگرى دهدارى و پروين رو به پايان بود. از تيمى كه در قطر تحقير و شكست را به ما هديه داد فقط على  دايى مايه افتخار بود. آقاى گل شده بود اما فقط آقاى گل آسيا. در حال محبوب شدن بود اما اوج علاقه ايرانيان به او لحظه اى شكل گرفت كه روشن شد دايى ۷۰ دقيقه با وجود مصدوميت شديد مقابل بحرين در بازى هاى آسيايى هيروشيما ۹۴ بازى كرد. مردم با اين حركت او را يك قهرمان ملى مى دانستند. براى مصدوميت او خيلى ها اشك ريختند و كسى به تعويض نشدن او در آن ۷۰ دقيقه اعتراض نكرد!
انگار كه آن سال ها تيزى قلم ها كمتر بود، زبان ها مانند امروز گزنده نبود و شايد هم دايى فقط خود را نمى ديد!
ادامه بازى هاى آسيايى هيروشيما بدون دايى ملال آور بود. يك شب پس از شكست برابر مكزيك وقتى شنيدم كه دايى مثلاً كمردرد دارد به ياد آن روزها افتادم. مقابل چين وقتى دايى نبود فقط سانتر مى كرديم و گلر چين را گرم. هنگامى كه با عنوان قهرمان دوره قبل حذف شديم انگار كه دنيا براى ما تمام شده بود. همه مى گفتند اگر دايى بود قهرمان مى شديم. به ياد مى آورم شب هاى پس از آن شكست چقدر صحنه هاى قهرمانى ايران با دايى را در ذهنم تصويرسازى كردم. سياهه اى از يك رويا بود كه بعدها بارها تكرار شد. شايد هم يك نوع حسرت خوردن ابلهانه بود. هرچه بود براى بعضى از هم نسلى هاى من فايده اش جز تمرين افسردگى به خاطر شكست در حوزه هاى غير از فوتبال در آينده (امروز) نبود! على دايى آن فرصت از دست رفته را بارها جبران كرد. در شبى كه با ۶ گل اشك كره اى ها را سرازير كرديم او با زدن ۴ گل قهرمان ما بود. چلسى و ميلان را هم مات كرد.
همين منفى بافان امروزى براى گلزنى او مقابل ميلان در سان سيرو كوچكترين شانسى قائل نبودند. او بزرگ و بزرگتر شد. از مرز ۱۰۰ گل گذشت اما تعويض نمى شد. مابقى خاطرات براى تك تك ايرانيان تكرارى است...
                                                         •••
بهار بود. SMS يك نوجوان سيزده، چهارده ساله كه برايم فرستاده بود، حالم را دگرگون كرد. او به يكى از بزرگترين ستاره هاى نسل من توهين كرده بود و من نمى دانستم براى آن پيام كوتاه خنده كنم يا گريه! على دايى روزگارى مى گفت «آنهايى كه عكس با شورت ورزشى ندارند، حق انتقاد ندارند!» او با خود چه كرد كه كار به جايى رسيد اكثريت مردمى كه در آلبوم هاى شخصى خود چنين عكسى را ندارند به راحتى كاپيتان را نقد كردند؟! او چه چيزى را ناديده گرفت كه اين گونه به عامل اصلى شكست فوتبال ايران تبديل شده است؟ براى چه حالا بايد درباره «پايان عصر دايى» نوشت؟ در وصف هوش او ديگران بارها نوشته اند. او كه عقل گرا بود به كدام دليل مانند روزهايى كه گل مى زد و ضعف هاى بزرگ فوتبال ما را پنهان مى كرد در روزهاى شكست هم مقصر بزرگ شناخته شد؟ براى شخص دايى متاسف نيستم. ايرانيان روزهاى سقوط دايى را مانند دوران پرشكوهش به زودى فراموش مى كنند. چيزهايى كه در دل ها باقى مى ماند شايد همان مدرسه ها و درمانگاه  هايى باشد كه او در اردبيل ساخته است و شايد هم رفتارهايى باشد كه او در طول سال هاى گذشته با ستاره هاى ديگر فوتبال ايران انجام داد. در اين ميان آرزوهاى دفن شده ما براى صعود به مرحله دوم جام جهانى ۲۰۰۶ هم فداى يك تار موى مديرانى كه شجاعت مبارزه با فرهنگ بازيكن سالارى را ندارند! على دايى بهانه اى بيش نيست!
 

گروه هله له در یاهو

با تشکر از پیامهاتونblushing

تو رو خدا نظرتون رو بگید!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 16:41  توسط رضا  |