سلام دوستان
امیدوارم حالتون خوب باشه
امروز گفتم یه دفعه بریم تو فاز ورزشی
برای همین شرح کامل مالدینی رو براتون آپ کردم
شهر ميلان براي توريست هايي که به کليساهاي معظم آن وارد مي شوند، براي هنرمندان زمانيکه راهي تالارهاي مجلل هستند براي ارکسترهاي بزرگ دنيا موقعي که بزرگترين فلارمونيک دنيا را تجربه مي کنند و براي ديوانگان فوتبال معبد سن سيرو جذابيتهاي فراواني دارد.
اينجا يک نام، احترام تمام اهالي ورزشگاه را برمي انگيزد. او بدون هيچ توصيفي پائولومالديني است. کسي که بنابرعقيده تيفوسي هاي روبه روي جايگاه سن سيرو بزرگترين سمبل تمام تاريخ است.
اما مالديني چه کسي است؟
هر آنچه پائولو دارد: تولد 26/6/1968 محل تولد: ميلان
قد: 186 سانتي متر، وزن: 85 کيلو
اولين بازي رسمي با پيراهن ميلان: 20 ژانويه 1985 در سن 16 سالگي مقابل ادونيزه.
اولين بازي ملي: سال 1988 مقابل يوگسلاوي سابق
وضعيت تأهل: متأهل، داراي همسري ونزوئلائي به نام آدريان فوتسا و 2 فرزند به نام هاي کريستين و دانيل
اتومبيل موردعلاقه: فراري
درآمد خالص سالانه: 5/2 ميليون يورو
شيرين ترين خاطره ورزشي: فتح ليگ قهرمانان فصل 1994 همراه ميلان.
تلخ ترين خاطره ورزشي: شکست در فينال جام جهاني 1994 مقابل برزيل.
شيرين ترين خاطره زندگي: به دنيا آمدن اولين فرزندش(کريستين) و همچنين انجام اولين باي همراه با پيراهن ميلان.
تلخ ترين خاطره زندگي: مرگ پدربزرگش که به نوعي بزرگترين مشوقش محسوب مي شد.
بزرگترين آرزوي فعلي: فتح هفتمين جام ليگ قهرمانان همراه با ميلان و سعادت سلامتي اعضاي خانواده( البته محقق نشد!)
افتخارات مالديني: 7 اسکودتو(1988 و 1992و 1993و 1994و 1996و 1999و 2004) يک جام حذفي ايتاليا(2003) 4 سوپرکاپ ايتاليا(1994، 1993، 1996، 2004)، جام ليگ قهرمانان(1989و 1990و 1994و 2003)، 2 جام بين قاره اي:(1989و 1990)
افتخار شخصي: مرد سال فوتبال اروپا در سال 1994 از نگاه مجله ورلدساکر او در طول دوران حرفه اي خود 4 بار از زمين اخراج شد.
پائولو با وجود اشتياق زيادي که بري کسب موفقيت هاي ملي داشت در اين عرصه يک ناکام بزرگ به حساب مي آيد. شکست دردناک مقابل آرژانتين ماردونا، آن هم در ناپل ادامه پيدا کرد.( در آن سال اين منطقه اسطوره اي به نام مارادونا داشت، جنوبي ها به خاطر نفرت ديرينه از اهالي شمال خود را يک ايتاليايي ندانسته و به تشويق آرژانتين پرداختند) ايتالياي سوم جهان، در يورو 92 راه به جايي نبرد اما با پائولو به فينال جام جهاني 94 رسيد ولي شکستي ديگر باز هم در ضربات پنالتي رقم خورد. جالب آنکه زولا با پنالتي هدر داده يورو 96 باز هم کام مالديني را تلخ کرد. شکست در ضيافت پنالتي هاي فرنسه 98 و 20 ثانيه پاياني يورو 2000 و پرش يک اسيايي روي سر افسانه پير، تمام تلخکامي هاي مالديني است، اما چگونه پائولو از محلات قديمي شهر سربرآورد و تبديل به چهره اي ماندگار شد؟
پدر او يعني چزاره بزرگ به خوبي آن دوران را به ياد دارد: من و همسرم فرزندان زيادي داشتيم که از قضا همگي بسيار شلوغ و پر سر و صدا بودند. در اين ميان پائولو با آن چشم هاي براق چيز ديگري بود. او به هر وسيله اي براي خود توپ مي ساخت و وسايل خانه راه گريزي نداشتند. کنترل اين جمع ياغي بسيار دشوار بود. فقط يک چيز پائولو را آرام مي کرد: يکشنبه عصر و برنامه فوتبال ايتاليا!
اولين بازي که به طور واضح علاقه اش را به فوتبال نشان داد، هنگامي بود که من از گردش روزانه بازمي گشتم و او معصومانه به من نگاه کرد و گفت:" به يوونتوس و پائولو روسي علاقه مندم! صحبت او مرا کمي خشمگين کرد. در ايتاليا يک توريتني با يک ميلاني سازش نمي کند."
به هر حال پس از طي دوران کودکي علايق پائولو کوچک متوجه تيم پدرش شد. هنگام 15 سالگي اين نوجوان تصميم قطعي خود را گرفته بود. ترک مدرسه و حضور در تيم ميلانً مادر او به شدت مخالف اين قضيه بود اما چزاره که مي دانست پسرش چه پشتکاري دارد، نه نگفت. پائولو به تيم نوجوانان ميلان راه يافت. معلم او ليدهولم سوئدي بود. سرانجام لحظه موعود فرا رسيد. اندکي از آغاز سال نو گذشته بود. ميلان که تازه از سري(B) بازگشته بود، از وجود چند يار اصلي محروم بود. ليدهولم رو به پائو کرد و گفت:" براي بازي امشب روي تو حساب مي کنم!" ابتدا پائولوي جوان دست و پاي خود را گم کرد اما پس از مدتي با همان اعتماد به نفس هميشگي به درخواست مربي اش جواب مثبت داد. ادامه داستان را از زبان خود او مي شنويم:
کمي اضطراب داشتم. آن زمان ميلان مدافعاني چون باره سي را در اختيار داشت. هرگز تصور نمي کردم روزي به عنوان جايگزين او مطرح شوم. با اين وجود وانمود کردم که تحت تأثير قرار نگرفته ام. قبل از شروع ديدار، ليدهولم دست خود را روي شانه هاي من گذاشت و بزرگترين نصيحتي که در زندگي ام شنيده ام، به من گفت: برو بازي خودت را انجام بده و از هيچ چيز نترس!... بازي فوق العاده اي بود. نمره قبولي گرفتم. وقتي شب به خانه بازگشتم از شدت خوشحالي تا صبح خوابم نبرد. از آن روز به بعد سعي کردم هميشه عاشق ميلان باشم. خوشحالم که هنوز پس از گذراندن 20 سال زندگي با اين پيراهن، هر روز به عشق آن از خواب برمي خيزم.
پائولو چه دارد که ديگران فاقد آن هستند؟ پول زياد؟ چهره جذاب؟ ارتباطات فوتبالي؟ هر سه؟ اما هيچ کدام از اينها دلايل موردنظر نيستند. به اعتقاد پائولو، او تنها صادقانه براي تيمش تلاش کرده و مردم اين کوشش ها را ديده اند سپس به اين دليل، چنين محبوبيت افسانه اي بين مردم کسب کرده است. او فلسفه زندگي خود را اينگونه بيان مي کند:" کار و تلاش در اولويت اول من قرار دارد و پس از آن روي حرفه خود متمرکز مي شوم." ميلان رويايي دهه 90، عمده خاطرات او را تشکيل مي دهد. بهترين بازي هاي او در سال 1992 رقم خورد. مالديني نقش يک مدافع چپ را به خوبي ايفا مي کرد. از آن تيم، فان باستن مرد ايده آل پائولو است.
ديگر بازيکن مورد علاقه اش رودگوليت بود. کسي که ضربات سرش مالديني را ديوانه کرده بود. پائولو کم کم تبديل به افسانه مي شد.
دوران پس از بيماري
با آمدن زاکه روني اختيار عمل مالديني بيشتر شد. ميلان جديد اسکودتو را فتح کرد. اين اولين باري بود که مالديني به عنوان کاپيتان اسکودتو را فتح مي کرد.
زاکه به عنوان اينتري اصيل همواره مالديني را تحسين مي کرد: او رهبر تيم من بود. هواداران واقعاً او را مي پرستيدند. افتخار مي کنم که مربي او بودم. مالديني پي درپي قرارداد خود را تمديد مي کرد. واقعيت زندگي اين است. او هرگز سرمبلغ قرارداد چانه نزده هر چند بيشترين پول را دريافت کرده است.
جورجيو آرماني سال 1994 مالديني را به تبليغ آخرين محصولاتش فرا خواند اما 5 سال بعد، تصميم گرفت به نوع ديگري از اين مرد ستايش کند. آرماني گفت: پائولو زيباترين فرد براي پوشيدن بهترين لباس ها است که البته قبل از آن يک انسان نمونه است.
هرگز نديدم او به خود مغرور شده يا حرکت ناپسندي از خود بروز دهد. در آن سالها مالديني يکي از معدود اخراج هاي دوران فوتبال خود را تجربه کرد. اين مرد با چند تزلزل کوچک در نوع بازي، باعث بلندشدن سر و صداي حاشيه سازان شد. آنها ادعا مي کردند چزاره و پائولو به واسطه ارتباط خوبي که با مافياي فوتبال دارند همواره در متن حضور دارند! چندي بعد روبرتو بکاتيني يکي از مشهورترين ورزشي نويسان ايتاليا جوابيه اي به اين مضمون داد: اگر مالديني ها مافيايي باشند پس فوتبال ما تمام دارايي هاي خود را مديون اين دسته است!
غروب افسانه آغاز مي شود
به دوره حاضر مي رسيم پائولو، بعد از آنکه رکورد بيشترين تعداد بازي ملي در ايتاليا را از آن خود نمود، اين افتخار را تا مدت محدود در سطح جهان نيز در اختيار داشت. جام جهاني 2002 آغاز شده بود و کاپيتان قصد داشت در چهارمين جام خود عنوان جالب توجهي کسب کند اما به طور واضح از توان درخشش تهي شده بود. بازي مقابل ميزبان و اشتباهات داوري تنها بهانه بود، بهانه اي که ايتاليايي ها را از فکرکردن به اشتباه مالديني دوست داشتني، فارغ مي کرد، آنها نمي خواستند سقوط قهرمان خود را مشاهده کنند.
خبر و تيتر روز بعد، مطبوعات ايتاليا را ترکاند. مالديني از تيم ملي خداحافظي کرد! التماس و خواهش به سوي او روانه شد اما همان طور که مالديني يک بار تصميم گرفت فوتباليست شود و بهترين شد. حالا نيز مي خواست اين قضيه را پايان دهد که داد. او راجع به اتخاذ تصميمش گفت:" احساس کردم توانايي ادامه دادن را ندارم. من عمري در تيم ملي بودم و به افتخار بزرگي نرسيدم، تا کي مي توانستم تيم ملي را با خود به ذلت ببرم؟ اما کاپيتان در اولدترافورد ليگ قهرمانان را بالاي سر برد تا ناکامي تيم ملي را جبران نمايد. اسکودتو فصل 2004 بار ديگر از آن ميلان شد. ژانويه 2005 از راه رسيد و مالديني در بيستمين روز آن ماه، بيستمين سالگرد حضور در ميلان را جشن گرفت. نامش مالديني است و لقبش مترادف با افتخاري تمام نشدني. اما سال 2005 سالي بدون افتخار بود. نائب قهرماني در سري آ به همراه ليگ قهرمانان فصلي که هيچ دستاوردي براي کاپيتان نداشت.
بازيکنان رويايي مالديني
دروازه بان: والتر زنگا
مدافعين: فرانکو باره سي- فرديناند- روبرتو کارلوس- آلساندرو نستا
هافبک ها: مارادونا- زيدان- فيگو- ديميتريو آلبرتيني
مهاجمين: فان باستن- گوليت- رونالدو
مربي ايده آل: فابيو کاپلو
رئيس باشگاه موردنظر کاپيتان: سيلويو برلوسکوني
آمار مالديني:
نخستين رقابت اروپايي: 8/9/1985مقابل اوسر که به پيروزي 3 بر يک ميلان انجاميد.
اولين بازي در کوپا ايتاليا: 21/8/1985
در تساوي 2 بر 2 مقابل جنوب جنوا.
برد تاريخي يک عاشق
مالديني ديگر به سبک دوران جواني ميلان را(MELOVE) نمي دانست اما در يکي از تاريخي ترين بردهاي دربي ميلانو با 6 گل شاهد خردشدن همسايه بود. عطش تهاجمي بهترين مدافع چپ فوتبال ايتاليا سيري ناپذير بود. مالديني ادعا مي کند حتي پس از اين پيروزي نيز از خود بي خود نشده است. به طور کلي پائولو عليرغم اينکه آدمي احساساتي است اما در نوع عکس العمل هايش وسواس زيادي دارد. کمتر کسي خوشحالي مفرط يا ناراحتي شديد پائولو را در چهره اش خوانده است. برد فصل 2001 مي توانست مرهمي بر زخمهاي بي پايان مالديني در رده ملي باشد. شکست در فينال يورو 2000 براي کاپيتان تيم ملي بسيار گران تمام شد. او با يادآوري اين خاطرات گفت: در آغاز جام کمتر کسي روي موفقيت ايتاليا حساب مي کرد اما ما کم کم،" چهره" يک مدعي را به خود گرفتيم. در بازي نيمه نهايي مقابل ميزبان خوش شانس بوديم. اين بار پنالتي ها به دادمان رسيد. من پنالتي خود را در حساس ترين مقطع از دست دادم اما خوشبختانه هلند آنقدر خرابکاري کرده بود که خللي به پيروزي ما وارد نشد و به فينال رسيديم تا دقيقه 93 پيروز بوديم.
براي اولين بار در طول عمر خود قبل از سوت پايان تصور به دست گرفتن جام به سرم افتاد و همين موضوع تاوان سختي به دنبال داشت. در پايان بازي حتي ناي بلندشدن از زمين را نداشتم. تصميم بدتر چند روز بعد گرفته شد که بدترين ضربه بود: اخراج دينوزوف!
او مربي بزرگي بود. گمان مي کنم برلوسکوني در اين امر دخالت داشت. هيچ کس به ترکيب يک تيم موفق دست نمي زند. اگر احساس مالديني نسبت به زوف اينگونه است، در مورد پدرش از اين نيز شديدتر است. پدر و پسر اواخر فصل 2001 در ميلان بار ديگر به هم رسيدند. مالديني احساس مي کرد بازيکنان ميلان به خاطر او به چزاره احترام مي گذاشتند. او به خاطره اي اشاره کرد: هنگامي که چزاره مربي تيم ملي بود، بازيکنان در غياب من او را تمسخر مي کردند. من متوجه اين امر مي شدم اما به روي خود نمي آوردم. تيم سبک آشکارا مرا آزار مي داد. احترام هر شخص در وهله اول بايد ناشي از رفتارهاي خود او باشد نه عوامل بيروني. سرمربيگري چزاره در ميلان دوام زيادي نداشت. مالديني کم کم به فکر خروج از ديدارهاي ملي بود اما تصميم گرفت جام جهاني 2002 را به عنوان آخرين آزمون ملي خود با موفقيت پشت سر بگذارد، هر چند اين رويا سرابي بيش نبود.
ارادت مندتان آرش